جستجو در مقالات منتشر شده


33 نتیجه برای هوش

ملیحه قناعت جو، نادر جهان مهر، حامد دهنوی، آیدا صمدی،
دوره 18، شماره 2 - ( 3-1403 )
چکیده

زمینه و هدف: افزایش میزان اطلاعات و نیاز به پایش روزانه‌ی آن‌ها منجر به توسعه‌ی ابزارهایی به نام داشبوردهای مدیریتی شده‌اند که قابلیت تحلیل داده‌های گرافیکی را دارند. داشبورد می‌تواند علاوه بر تهیه گزارش‌های سریع در بازه‌های زمانی مختلف و فرمت خاص کاربر، به ارایه اطلاعات به‌هنگام شده‌ی پویا، برای تصمیم‌گیری دقیق و واکنش سریع به تغییرات، مفید واقع گردد. 
روش بررسی: پژوهش حاضر از نوع مطالعات کیفی و به روش اقدام‌پژوهی مشارکتی طی ۹ گام اجرا گردید. در این پژوهش کاربردی و توسعه‌ای که به صورت مقطعی با استفاده از داده‌های نیمه اول سال ۱۴۰۱ انجام شد، ۱۱ نفر از اعضای تیم رهبری یک بیمارستان فوق‌تخصصی کودکان به‌عنوان مشارکت‌کنندگان پژوهش انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده‌ها مصاحبه با استفاده از پرسش‌نامه تعیین اهمیت شاخص‌ها و پرسش‌نامه‌ی کاربردپذیری(قابلیت استفاده) داشبورد بر اساس سه متغیر مستقل(مفید بودن، سهولت استفاده و رضایت) بود. فایل اکسل داده‌های مورد نیاز داشبورد از سیستم HIS بیمارستان جمع‌آوری و داشبورد با نرم‌افزار Power BI طراحی و قابلیت‌ها و سطوح دسترسی کاربران بر اساس وظایف آنان مشخص گردید. تحلیل داده‌ها نیز با استفاده از آمار توصیفی و نرم‌افزار Excel انجام شد.
یافته‌ها: در مرحله‌ی تعیین شاخص‌های کلیدی عملکرد، از ۳۹ شاخص منتخب تیم پژوهش، ۲۲ شاخص میانگین امتیاز ۴ به بالا (از امتیاز ۵) کسب نمودند و ۲۱ شاخص ، قابلیت اجرا داشتند. از مخزن داده‌ها در فرمت Excel به عنوان محیط واسطه‌ای استفاده گردید. داشبورد در شش صفحه(شاخص‌های مربوط به عملکرد تخت‌های بستری، مرگ‌و میر، اورژانس و سایر شاخص‌ها) نمایش داده شد و قابلیت‌های هر صفحه تعیین گردید. پس از اجرای داشبورد و تعیین سطوح دسترسی کاربران، کسب امتیاز بالا از سؤالات پرسش‌نامه کاربردپذیری(۵ به بالا از ۷ امتیاز) و کسب میانگین امتیاز ۷۱/۸ از ۵ سؤال مربوط به متغیرهای مفید بودن، ۷۰/۵ از ۸ سؤال مربوط به سهولت استفاده و ۷۱ از ۳ سؤال مربوط به متغیر رضایت نشان داد داشبورد طراحی شده برای بیمارستان کاربردپذیری بالایی داشته است.
نتیجه‌گیری: اطلاعات داشبورد مدیریت بیمارستانی می‌تواند مبنایی برای تصمیم‌گیری آگاهانه برای رسیدن به منافعی از قبیل شناسایی بهترین عملکرد، ارتقای کیفیت عملکرد، تصمیم‌گیری سریع‌تر، کاهش خطاها، بهبود در مدیریت ظرفیت و جریان کار، اختصاص منابع و برنامه‌ریزی برای رشد و توسعه گردد.

سارا هاشمی، شهلا فرامرزی، لعیا رحمانی پیروزی، آزیتا یزدانی،
دوره 18، شماره 2 - ( 3-1403 )
چکیده

زمینه و هدف: سوختگی یکی از شایع‌ترین آسیب‌ها در سراسر جهان و ششمین عامل مرگ‌و میر در ایران است. چالش‌های مربوط به میزان بقای بیماران دچار سوختگی و همچنین مرگ‌و میر ناشی از آن، منجر به پیشرفت در شناسایی عوامل خطر شده است. تشخیص زودهنگام و شناخت عوامل خطر ضروری است و ارایه مدل‌های پیش‌بینی‌کننده می‌تواند مفید باشد. بر این اساس، این پژوهش با هدف مرور عملکرد هوش مصنوعی در پیش‌بینی بقا در بیماران سوختگی انجام گردید.
روش‌بررسی: این مطالعه از نوع مرور نظام‌‌مند است. جستجوی جامع پایگاه‌های Scopus، PubMed، (Institute of Electrical and Electronics Engineers (IEEE و Web of Science بدون محدودیت زمانی شروع تا ژانویه ۲۰۲۳ انجام شد. این مطالعه مرور نظام‌مند بر اساس موارد ترجیحی گزارش برای بررسی‌های سیستماتیک و متاآنالیز انجام گردید. کلمات کلیدی و اصطلاحات مش مرتبط با سوختگی، هوش مصنوعی، بقا و پیش‌بینی در استراتژی سرچ به‌کار رفتند. 
یافته‌ها: از ۳۵۹۹ مطالعه‌ی شناسایی شده، نه مطالعه در تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. بر اساس گزارش مقالات، عوامل مؤثر شناخته شده در پیش‌بینی بقا در بیماران سوختگی، به چهار دسته‌ی اطلاعات دموگرافیک، بالینی، آزمایشگاهی و بیماری‌های همراه طبقه‌‌بندی شدند. از عوامل مؤثر شناخته شده در بقای بیماران که در بیش از ۴۰ درصد از مطالعات مورد بررسی قرار گرفته عبارتند از: سن، جنسیت، محاسبه سطح کلی سوختگی در بدن، آسیب ناشی از استنشاق و نوع سوختگی. نتایج نشان داد که در مطالعات مورد بررسی، حجم کم‌ترین مجموعه داده مورد استفاده در تحلیل‌ها ۹۲ نمونه بوده است. در مقابل، حجم بیش‌ترین مجموعه داده مورد استفاده ۶۶۶۱۱ نمونه گزارش شده است. در ۳۳ درصد مطالعات، الگوریتم‌های شبکه عصبی مصنوعی و جنگل تصادفی بهترین عملکرد را داشتند. معیارهای مورد استفاده برای ارزیابی مدل‌ها در مطالعات بازیابی شده متفاوت است.
نتیجه‌گیری: به کارگیری الگوریتم‌های یادگیری ماشین در پیش‌بینی بقای بیماران سوختگی و تعیین عوامل مؤثر امیدوارکننده و مفید هستند. نتایج حاصل از عوامل مؤثر شناخته شده می‌تواند به پژوهشگران حوزه‌ی علم داده در مرحله درک داده کمک‌کننده باشد و در جمع‌آوری مجموعه داده‌ی اولیه به عنوان یک نقشه‌ی راه عمل کند. 

زهرا کرباسی، میکاییل متقی نیکو، مریم زحمت کشان،
دوره 18، شماره 3 - ( 5-1403 )
چکیده

زمینه و هدف: آب مروارید  به‌عنوان عامل ۵۱ درصد نابینایی در سطح جهان شناخته شده است. به‌دنبال نتایج امیدوارکننده‌ی اولیه سیستم‌های هوش‌مصنوعی در بیماری‌های چشمی، الگوریتم‌های هوش‌مصنوعی در تشخیص آب مروارید، درجه‌بندی شدت آب مروارید، محاسبات مربوط به لنزهای داخل چشمی و حتی به‌عنوان ابزار کمکی در جراحی آب مروارید کاربرد دارد. این مطالعه به‌صورت یک مرور سیستماتیک به بررسی تکنیک‌های هوش‌مصنوعی در مدیریت بیماری آب مروارید پرداخته است.
روش بررسی: این مطالعه، مرور سیستماتیک با هدف بررسی تکنیک‌ها‌ی هوش‌مصنوعی به‌منظور مدیریت بیماری آب مروارید تا تاریخ ۲۰ آبان ۱۴۰۲ و بر اساس دستورالعمل پریزما انجام شد. تمام مقالات مرتبط منتشرشده به زبان انگلیسی و از طریق جستجوی سیستماتیک در پایگاه‌های اطلاعاتی آنلاین PubMed، Scopus و Web of Science استخراج شد.
یافته‌ها: در جستجوی اولیه در پایگاه‌های اطلاعاتی ۱۹۲ رکورد شناسایی شد و در نهایت ۲۳ مقاله جهت بررسی وارد مطالعه شدند. نتایج نشان داد که الگوریتم‌های شبکه عصبی پیچشی(۶ مقاله)، شبکه عصبی بازگشتی(۱ مقاله)، شبکه پیچشی عمیق(۱ مقاله)، ماشین‌بردار(۲ مقاله)، یادگیری انتقالی(۱ مقاله)، درخت تصمیم(۴ مقاله)، جنگل تصادفی(۴ مقاله)، رگرسیون لجستیک(۳ مقاله)، الگوریتم‌های بیز(۳ مقاله)، XGBoost (۳ مقاله) و الگوریتم خوشه‌بندی K نزدیک‌ترین همسایه(۲ مقاله) از تکنیک‌ها و الگوریتم‌های شبکه عصبی مصنوعی و یادگیری ماشین بودند که از آن‌ها به‌صورت ترکیبی در مطالعات به‌منظور تشخیص(۷۰%)، مدیریت(۱۷%) و پیش‌بینی بیماری آب مروارید(۱۳%) استفاده نموده بودند.
نتیجه‌گیری: تکنیک‌ها و الگوریتم‌های مختلف هوش‌مصنوعی و یادگیری ماشین می‌توانند در تشخیص، درجه‌‌بندی، مدیریت و پیش‌بینی آب مروارید با دقت بالا عمل کرده و مؤثر باشند. در این مطالعه، تکنیک‌های یادگیری عمیق و شبکه عصبی پیچشی بیشترین سهم را در تشخیص آب مروارید داشته‌اند. در مدیریت آب مروارید تکنیک‌های یادگیری عمیق، درخت تصمیم و الگوریتم بیزی دخیل بودند. الگوریتم‌های یادگیری ماشین مانند رگرسیون لجستیک، جنگل تصادفی، شبکه عصبی مصنوعی، درخت تصمیم، K نزدیک‌ترین همسایه، XGBoost و تقویت سازگار نیز در پیش‌بینی آب مروارید نقش داشتند. همان‌طورکه پیش‌بینی و تشخیص زودهنگام و مراجعه به‌موقع می‌تواند عوارض بیماری در آینده را کاهش دهد، به‌کارگیری سیستم‌های مبتنی بر مدل‌های هوش‌مصنوعی که دقت قابل‌قبولی دارند، می‌توانند در جهت پشتیبانی از فرایند تصمیم‌گیری پزشکان و مدیریت این بیماری مؤثر واقع گردند.

الهام شکیبا، محبوبه سادات فدوی، محمد علی نادی،
دوره 18، شماره 5 - ( 9-1403 )
چکیده

زمینه و هدف: قدرت هوشمند، همبستگی و اتحاد بین علم و دانش و ارتباطات است. امروزه با پیشرفت فناوری، فضای جدیدی در علوم پزشکی ایجاد شده است. هدف پژوهش حاضر، تبیین مفهوم قدرت هوشمند و شناسایی مؤلفه‌های آن در دانشگاه‌های علوم پزشکی کشور است.
روش بررسی: پژوهش حاضر، به‌صورت کیفی در سال ۱۴۰۱ با استفاده از روش داده‌بنیاد انجام شد. در این پژوهش، با ۱۳ نفر از اعضای هیات‌علمی دانشگاه‌های علوم پزشکی کشور انتخاب شده از طریق روش نمونه‌گیری هدفمند و گلوله برفی، مصاحبه‌ی عمیق و نیمه‌ساختارمند انجام شد. با این تعداد محقق به اشباع نظری رسید. برای تجزیه و تحلیل تحلیل داده‌ها از روش Strauss and Corbin بر اساس کدگذاری باز، محوری و گزینشی استفاده شد. برای تعیین دقت و اعتبار داده‌ها، پژوهشگر پس از کدگذاری داده‌ها، از شش نفر از مشارکت‌کنندگان در مصاحبه و شش نفر از استادان دانشگاه آشنا به موضوع و روش پژوهش، نظرخواهی شد.
یافته‌ها: پس از تدوین مفاهیم اولیه ۷۷ کد باز، ۱۵ کد محوری و پنج کد گزینشی برای قدرت هوشمند شناسایی شد. تقویت هوش‌مصنوعی، تحول الکترونیکی سلامت و فعالیت‌های فرامرزی با هم پاسخ‌گویی فناورانه سلامت را تشکیل می‌دهند، عوامل علّی هستند که بر پدیده‌ی قدرت هوشمند تأثیر می‌گذارند. اقداماتی که باید برای قدرت هوشمند در دانشگاه‌های علوم پزشکی انجام شود، با عنوان راهبردها شامل نوآوری فناورانه که با فناوری نظام‌مند، آموزش فناورانه، ظرفیت‌سازی پژوهش صورت می‌پذیرد. مدیریت سایبری با عملکرد فناوری محور، ارتقای توانایی ارتباطی، مدیریت اطلاعات، عوامل زمینه‌ای است که شرایط ویژه بر راهبردهای مؤثر ایجاد می‌کند. تضاد سنت با نوسازی، تشویش اطلاعاتی با عنوان مخاطرات سازمانی عوامل مداخله‌ای هستند که در راهبردها مداخله و آن‌ها را محدود می‌کند. اگر شرایط ویژه‌ی راهبردها مهیا شود و عوامل مداخله‌ای کنترل شود، پیامد راهبردها پیشرفت فناورانه، توسعه‌ی شبکه ارتباطی، تجمیع قدرت سخت و نرم به‌طور کلی سلامت همه‌جانبه می‌شود.
نتیجه‌گیری: سیاست‌گذاران نظام سلامت با به‌کارگیری و توسعه‌ی این قدرت خواهند توانست تا مشکلاتی مانند یکسان نبودن امکانات بهداشتی در مناطق مختلف را برطرف نموده و همچنین استفاده از دانشگاه مجازی و آموزش الکترونیک که موجب رفع محدودیت‌های زمانی و مکانی است، فرصت آموزش را برای متقاضیان در نقاط مختلف کشور فراهم آورند.

مریم کاتبی، مسعود بحرینی، راضیه باقرزاده، شهناز پولادی،
دوره 18، شماره 6 - ( 12-1403 )
چکیده

زمینه و هدف: مدیران پرستاری برای کاهش چالش‌های تصمیم‌گیری و مشکلات سیستمیک از هوش مدیریتی بهره می‌برند. هوش هیجانی، یکی از مؤلفه‌های کلیدی هوش مدیریتی، نقش مهمی در عملکرد شغلی و رهبری دارد. این توانایی به مدیران کمک می‌کند تا احساسات خود و دیگران را درک کرده و ارتباطات مؤثرتری برقرار کنند. مدیران در محیط‌های پیچیده مانند بیمارستان‌ها، همچنین نیاز به تفکر سیستمی دارند. تفکر سیستمی به مدیران امکان می‌دهد تا مشکلات را به شیوه‌ای جامع و یکپارچه حل کنند و دقت و کارآیی تصمیم‌گیری‌ها را بهبود بخشند. این مطالعه با هدف تعیین ارتباط هوش هیجانی و تفکر سیستمی در مدیران پرستاری بیمارستان‌های تابع دانشگاه علوم پزشکی استان بوشهر انجام شده است.
روش بررسی: مطالعه‌ی حاضر یک مطالعه‌ی توصیفی-تحلیلی از نوع همبستگی می‌باشد. تعداد ۱۴۵ نفر از مدیران پرستاری شاغل در بیمارستان‌های وابسته به دانشگاه علوم پزشکی استان بوشهر بر اساس معیارهای ورود و به روش تمام‌شماری وارد مطالعه شدند. جهت جمع‌آوری داده‌ها از فرم اطلاعات جمعیت‌شناختی، پرسش‌نامه‌ی هوش هیجانی Bradberry و Greaves و پرسش‌نامه‌ی تفکر سیستمی امینی و همکاران استفاده شد. داده‌ها با استفاده از نرم‌افزار SPSS و با روش‌های آمار توصیفی(فراوانی، میانگین و انحراف‌معیار) و آمار استنباطی (آزمون همبستگی پیرسون) تجزیه و تحلیل گردید. سطح معنی‌داری در تمام موارد کمتر از ۰۵/۰ در نظر گرفته شد.
یافته‌ها: در این مطالعه ۱۴۵ مدیر پرستاری شرکت کردند که ۸۸/۳ درصد زن، ۸۴/۸ درصد متأهل و ۸۷/۶ درصد دارای مدرک کارشناسی پرستاری بودند. همچنین میانگین سنی و میانگین سابقه‌کاری در پست مدیریتی شرکت‌کنندگان به‌ترتیب ۶/۳۷±۴۱/۹۳ و ۶/۵۲±۸/۶۸ بر حسب سال بود. میانگین نمره مؤلفه هوش هیجانی مدیران پرستاری ۱۱/۸۴±۱۳۰/۸۱(دامنه نمره: ۱۶۸-۲۸) و میانگین نمره تفکر سیستمی آن‌ها ۵/۹۰±۴۳/۳۰(دامنه نمره: ۵۶-۸) بوده است. هوش هیجانی ارتباط مثبتی با تفکر سیستمی داشت(۰/۰۰۱>P ؛۰/۳۶۵=r) اما پیش‌بین مثبتی برای تفکر سیستمی نبود(۰/۱۴۶=P ؛۰/۱۳۱=β).
نتیجه‌گیری: باتوجه به وجود همبستگی مثبت بین هوش هیجانی و تفکر سیستمی به‌عنوان یکی از شایستگی‌های ضروری مدیریت، پیشنهاد می‌شود که آموزش این مهارت‌ها در برنامه‌های آموزش مداوم پرستاران و مدیران پرستاری به منظور تقویت هوش هیجانی مدیران و به‌کارگیری راهبردهای سیستمیک در مدیریت‌های پرستاری در نظر گرفته شود.

ایوب محمدیان، علی معینی، مهناز سنجری، زهرا عبدالله زاده،
دوره 18، شماره 6 - ( 12-1403 )
چکیده

زمینه و هدف: سلامت هوشمند به‌دلیل ظرفیتی که در پیشگیری از بیماری دارد، راهکار مناسبی برای ارایه خدمات پیشگیری از شکستگی پوکی استخوان است. از طرفی وجود روابط تنگاتنگ میان سازمان‌های فعال برای پیشگیری از این بیماری، ایجاب می‌کند که این حوزه از دیدگاه زیست‌بومی بررسی گردد. بنابراین هدف از انجام این مطالعه، شناسایی عناصر و بازیگران زیست‌بوم پیشگیری از شکستگی ناشی از پوکی استخوان در سلامت هوشمند است.  
روش بررسی: یک مرور نظام‌مند کیفی از نوع فراترکیب برای یافتن منابع مربوط به پیشگیری از شکستگی ناشی از پوکی استخوان انجام شد. بدین‌منظور پایگاه‌های علمی Web of Science, Scopus, PubMed بررسی گردیدند و از بین ۱۰۳۴۴ منبع یافت شده، ۱۵۵ مورد برای انجام فراترکیب انتخاب شدند. در پایان با به‌کارگیری روش آنتروپی شانون، مقوله‌های هر بعد، رتبه‌بندی شدند.
یافته‌ها: این مرور نظام‌مند، نشان داد که زیست‌بوم پیشگیری از شکستگی ناشی از پوکی استخوان دربرگیرنده‌ی چهار دسته عنصر اصلی یعنی اصلاح سبک زندگی(تغذیه، ورزش، پیشگیری از سقوط، ترک دخانیات، الکل و کافئین)، بالینی(غربالگری، تشخیص و درمان دارویی و غیر دارویی)، فناورانه(زیرساخت، پلتفرم و کاربرد) و زمینه‌ای(فرهنگی، مشارکت اجتماعی، سیاستی، اقتصادی و آموزش) است که در رتبه‌بندی کاربرد و زیرساخت جایگاه اول و دوم و پلتفرم و آموزش به‌طور مشترک جایگاه سوم را گرفتند. بازیگران نیز در سه لایه هسته اصلی(اعضای تیم پیشگیری و درمان شکستگی، بنگاه‌های مرتبط با پیشگیری و درمان شکستگی، سایر ذینفعان حوزه سلامت، بنگاه‌های فناورانه)، لایه توسعه‌یافته(افراد مبتلا یا در معرض خطر، ذینفعان آموزش، ذینفعان فرهنگی، ذینفعان اجتماعی، ذینفعان حوزه سلامت) و لایه خارجی(سازمان‌های بین‌المللی، وزارت‌خانه‌های ملی) دسته‌بندی شدند. در رتبه‌بندی، افراد مبتلا یا در معرض خطر، سایر ذینفعان حوزه سلامت و اعضای تیم پیشگیری و درمان شکستگی، به‌ترتیب جایگاه‌‌های اول تا سوم را گرفتند.
نتیجه‌گیری: نتایج پژوهش نشان داد که عناصر«فناورانه»، «زمینه‌ای»، «اصلاح سبک زندگی» و «بالینی» به‌ترتیب در جایگاه‌های اول تا چهارم قرار دارند. همچنین، رتبه اول به بازیگران لایه توسعه یافته اختصاص یافت؛ بازیگران  هسته اصلی رتبه‌ی دوم و بازیگران لایه خارجی رتبه‌ی سوم را گرفتند.

ثمین رضاپور، محمد جبرائیلی، اسماعیل مهرآیین، هاله آیت الهی،
دوره 19، شماره 1 - ( 2-1404 )
چکیده

زمینه و هدف: خودآزمایی پستان یکی از روش‌های غربالگری توصیه شده برای تشخیص زودهنگام سرطان پستان است که می‌تواند در هر سنی برای هر خانمی استفاده شود. برنامه‌های کاربردی تلفن هوشمند می‌توانند استراتژی کم هزینه و مؤثری را برای پیشگیری سرطان پستان در زنان از طریق تغییر رفتار و تشویق زنان به آگاهی از سلامت پستان فراهم نمایند. هدف از این تحقیق، تعیین نیازهای یادگیری و ترجیحات زنان در توسعه برنامه کاربردی خودآزمایی پستان می‌باشد. 
روش بررسی:‌ این مطالعه‌ی توصیفی- مقطعی در سال ۱۴۰۲ انجام شد؛ جامعه آماری پژوهش شامل ۱۲۰ نفر از زنان شاغل در دانشکده‌های دانشگاه علوم پزشکی ارومیه بود که از طریق ﻃﺒﻘﻪﺍﻱ- ﻧﺴﺒﺘﻲ انتخاب شدند. برای جمع‌آوری داده‌ها، پرسش‌نامه‌ای طراحی شد که روایی آن براساس روش اعتبار محتوا و نظر صاحب‌نظران تأیید گردید. برای تعیین پایایی پرسش‌نامه نیز از روش آزمون-بازآزمون استفاده شد؛ که ضریب همبستگی پیرسون ۸۵ درصد به‌دست آمد. درجه اهمیت هر یک آیتم‌های موجود در پرسش‌نامه بر اساس طیف پنج‌گانه‌ی لیکرت(۵-۱) تعیین گردید. تحلیل داده‌ها با استفاده از نرم‌افزار SPSS انجام شد.
یافته‌ها: از دیدگاه زنان، مهمترین نیازهای یادگیری مربوط به عوامل خطر ابتلا به سرطان پستان(۴/۶۸)، اهمیت تشخیص به‌موقع سرطان پستان (۴/۳۳)، نحوه‌ی انجام خودآزمایی پستان(۴/۳۸)، نقش خودآزمایی سینه در پیشگیری از سرطان پستان (۴/۱۸)، راه‌های تشخیص زودرس سرطان پستان (۴/۱۱)، انواع فعالیت‌های فیزیکی(۴/۱۶) و رژیم غذایی سالم(۴/۰۸) مرتبط با پیشگیری از سرطان پستان است. از نظر قابلیت‌های فنی برنامه کاربردی نیز مهمترین آیتم‌ها شامل محتوای آموزشی چند‌رسانه‌ای(۴/۶۱)، آموزش خودآزمایی(۴/۵۲)، ارایه اطلاعات در مورد علایم هشداردهنده(۴/۳۳)، یادآوری زمان خودآزمایی(۴/۲۹) و سهولت استفاده از برنامه(۴/۲۰) بود.
نتیجه‌گیری: یافته‌های پژوهش حاضر نشان داد که در محتوای آموزشی باید عوامل خطر و نقش رژیم غذایی و  فعالیت فیزیکی در پیشگیری از سرطان پستان ارایه شود و نحوه‌ی انجام دقیق خودآزمایی پستان با محتوای چندرسانه‌ای آموزش داده شود. همچنین قابلیت‌های فنی برنامه کاربردی تلفن‌همراه هوشمند باید به‌گونه‌ای طراحی شود که متناسب با نیازهای یادگیری زنان بوده و محرمانگی اطلاعات و حریم خصوصی افراد حفظ شود.

شقایق تقی زاده، شهنام صدیق معروفی، کیمیا خنکدار، عطیه سادات سجادی، علیرضا باباجانی،
دوره 19، شماره 2 - ( 4-1404 )
چکیده

زمینه و هدف: سبک یادگیری، رویکرد ترجیحی هر فراگیر برای دریافت، پردازش و یادگیری اطلاعات است و به‌عنوان یکی از عوامل تأثیرگذار در ارتقای فرایند آموزش و یادگیری دانشجویان شناخته می‌شود. مطالعه‌ی حاضر با هدف بررسی ارتباط بین سبک‌های یادگیری بر اساس مدل VARK با جنسیت، عملکرد تحصیلی و نیمسال تحصیلی دانشجویان کارشناسی هوشبری دانشگاه علوم پزشکی ایران (IUMS) انجام شد.
روش بررسی: این پژوهش از نوع توصیفی-تحلیلی(مقطعی) و در سال تحصیلی ۱۴۰۲-۱۴۰۱ با روش سرشماری بر روی ۶۵ نفر از دانشجویان کارشناسی هوشبری دانشگاه علوم پزشکی ایران که در ترم‌های دوم، چهارم و ششم مشغول به تحصیل بودند، انجام گرفت. برای جمع‌آوری داده‌ها از نسخه روان‌سنجی‌شده پرسش‌‎نامه‌ی VARK با ضریب پایایی آلفای کرونباخ ۹۸/۶ استفاده شد. داده‌ها با نرم‌افزار SPSS و با بهره‌گیری از آزمون‌های آماری توصیفی(میانگین و درصد فراوانی) و استنباطی(کای‌دو و ANOVA) تحلیل گردید. سطح معناداری ۰/۰۵>P در نظر گرفته شد.
یافته‌ها: از مجموع ۶۰ پرسش‌نامه تکمیل‌شده(۳۲ دانشجوی دختر و ۲۸ دانشجوی پسر)، ۸۶/۷ درصد از دانشجویان تنها از یک سبک یادگیری(تک‌وجهی) و ۱۳/۳ درصد از چند سبک یادگیری(چندوجهی) استفاده می‌کردند. سبک یادگیری غالب، سبک شنیداری با ۴۶/۷ درصد بود و سبک حرکتی با ۲۳/۳ درصد در رتبه دوم قرار گرفت، در حالی‌که سبک بینایی با تنها ۵ درصد کمترین فراوانی را داشت. در میان سبک‌های چندوجهی، ترکیب شنیداری–حرکتی با ۶/۷ درصد شایع‌ترین بود. در تمام ترم‌های تحصیلی(دوم، چهارم و ششم)، سبک شنیداری سبک غالب محسوب می‌شد و تفاوت معناداری بین ترم‌های مختلف از نظر نوع سبک یادگیری مشاهده نشد(۰/۰۹۴=P). همچنین در هر دو گروه جنسیتی نیز سبک شنیداری بیشترین فراوانی را داشت و تفاوت آماری معناداری بین دختران و پسران از لحاظ سبک یادگیری وجود نداشت(۰/۲۲۹=P). نتایج آزمون ANOVA نیز نشان داد که میان سبک‌های یادگیری و عملکرد تحصیلی دانشجویان(میانگین معدل ۱۷/۰۵)، ارتباط آماری معناداری وجود ندارد(۰/۳۴۵=P).
نتیجه‌گیری: یافته‌ها نشان داد بیشتر دانشجویان از یک سبک یادگیری ترجیحی، به‌ویژه سبک شنیداری، استفاده می‌کنند و تفاوت معناداری بین سبک‌های یادگیری با جنسیت، ترم تحصیلی و عملکرد تحصیلی وجود نداشت. شناسایی سبک‌های یادگیری و انطباق روش‌های آموزشی با آن‌ها می‌تواند به بهبود فرایند یاددهی-یادگیری کمک کند. پیشنهاد می‌شود ارزیابی سبک‌های یادگیری در ابتدای دوره تحصیل انجام و در برنامه‌ریزی آموزشی مدنظر قرار گیرد. همچنین انجام مطالعات گسترده‌تر و بررسی تأثیر آموزش مبتنی‌بر سبک‌های یادگیری بر رضایت و عملکرد تحصیلی توصیه می‌شود.

مژگان فرازمند، ماندانا عسگری، حمید بورقی، طالب خداویسی، علی محمدپور، سهیلا سعیدی،
دوره 19، شماره 3 - ( 6-1404 )
چکیده

زمینه و هدف: بیماری‌های قلبی از شیوع بسیار بالایی در سطح جهان برخوردار بوده و به‌عنوان یکی از علل اصلی مرگ‌و میر در سراسر جهان شناخته می‌شوند. هوش‌مصنوعی به‌عنوان یکی از فناوری‌های نوین، در سال‌های اخیر در ایران و سایر نقاط جهان، به‌منظور مدیریت طیف وسیعی از بیماری‌ها مورد توجه قرار گرفته است. مطالعه‌ی حاضر با هدف مرور نظام‌مند مطالعات پژوهشی انجام‌شده در زمینه‌ی به‌کارگیری هوش‌مصنوعی در بیماری‌های قلبی صورت پذیرفته است.
روش بررسی: به‌منظور بررسی مطالعات پژوهشی انجام‌شده در زمینه‌ی بیماری‌های قلبی با بهره‌گیری از هوش‌مصنوعی، پایگاه‌های اطلاعاتی SID، Google Scholar و Magiran به زبان فارسی مورد جستجو قرار گرفتند. این جستجو بدون اعمال محدودیت زمانی در تاریخ ۱۵ فروردین ۱۴۰۳ انجام پذیرفت و تمامی مطالعات پژوهشی که تا این تاریخ از روش‌های مختلف هوش‌مصنوعی در زمینه‌ی بیماری‌های قلبی استفاده نموده بودند، در مطالعه‌ی مروری نظام‌مند حاضر وارد شدند.
یافته‌ها: نتایج حاصل از جستجو در سه پایگاه داده‌ی مذکور، منجر به بازیابی ۱۷۸۱۹ مطالعات پژوهشی گردید که از این میان، ۴۶ مطالعه پژوهشی با معیارهای ورود و خروج مطالعه مطابقت داشتند. این مطالعات پژوهشی، در سه زمینه‌ی پیش‌بینی، درمان و تشخیص، از هوش‌مصنوعی استفاده کرده بودند. شبکه‌های عصبی(تعداد: ۲۲)، ماشین‌بردار پشتیبان(تعداد: ۲۰) و درخت تصمیم(تعداد: ۱۶) الگوریتم‌هایی بودند که بیش از سایر تکنیک‌ها استفاده شده بودند. منابع داده‌ای مطالعات پژوهشی واردشده، عمدتاً پرونده‌های پزشکی بیماران و پایگاه داده UCI بودند. همچنین، نرم‌افزار متلب بیش از سایر نرم‌افزارها استفاده شده بود. بیشترین محدودیت‌های ذکرشده در مطالعات پژوهشی، شامل عدم‌در نظر گرفتن تمامی فاکتورها، محدودیت در دسترسی به داده‌ها، عدم کفایت داده‌ها، وجود نویز در سیگنال‌ها یا تصاویر و وجود داده‌های پرت، مقادیر از دست رفته و عدم نرمال بودن داده‌ها بود.
نتیجه‌گیری: بررسی نظام‌مند مطالعات پژوهشی انجام‌شده در زمینه‌ی بیماری‌های قلبی با بهره‌گیری از هوش‌مصنوعی نشان داد که این فناوری در طیف وسیعی از بیماری‌های قلبی-عروقی مورد استفاده قرار گرفته و اغلب مطالعات پژوهشی انجام‌شده، مؤید اثربخشی و عملکرد موفقیت‌آمیز آن بوده‌اند. 

مهناز مقدری کوشا، ایرج صالحی، الهه موسوی، محمدرضا صفری، نسیم علیپور، حسین وکیلی مفرد،
دوره 19، شماره 4 - ( 8-1404 )
چکیده

زمینه و هدف: برنامه درسی پنهان قدرتمندترین راه انتقال ارزش‌­های حرفه‌ای‌گری است. با توجه به اهمیت مدیریت برنامه‌درسی پنهان برای نهادینه سازی اخلاق حرفه‌­ای و حرفه‌­ای­‌گری در مؤسسات آموزش عالی سلامت، مطالعه­‌ی حاضر با هدف تعیین درک دانشجویان و مربیان اتاق‌عمل و هوشبری از تأثیرات برنامه درسی پنهان بر ارتقای اخلاق حرفه‌­ای انجام شد. 
روش بررسی: این پژوهش با رویکرد کیفی از نوع تحلیل محتوای قراردادی اجرا گردید. جامعه­‌ی مطالعه، دانشجویان سال آخر و مربیان رشته‌های اتاق‌عمل و هوشبری دانشگاه علوم پزشکی همدان بود. از روش نمونه­‌گیری مبتنی بر هدف و نمونه‌گیری نظری برای انتخاب نمونه‌­ها استفاده شد. برای جمع آوری اطلاعات از روش مصاحبه استفاده شد. با انجام ۲۴ مصاحبه­‌ی عمیق و نیمه‌ساختارمند، اشباع داده‌ها حاصل گردید. تحلیل داده‌ها با رویکرد تحلیل محتوای کیفی Graneheim و Lundman (۲۰۰۴) در ۷ مرحله انجام شد: ۱. آشنایی با داده‌ها، ۲. استخراج واحدهای معنا، ۳. کدگذاری اولیه، ۴. تشکیل زیر طبقات، ۵. توسعه طبقات، ۶. استخراج تم‌ها، و ۷. بازبینی نهایی.
یافته‌ها: تحلیل محتوای مصاحبه‌ها منجر به استخراج ۴۵۶ کد اولیه شد که پس از پالایش و ادغام، در قالب ۴ طبقه اصلی و ۱۰ زیرطبقه سازمان‌دهی گردید. طبقات اصلی شامل«مؤلفه‌های برنامه درسی پنهان در آموزش اخلاق حرفه‌ای»، «شیوه‌های اثرگذاری برنامه درسی پنهان»، «پیامدهای برنامه درسی پنهان» و «راهکارهای ارتقای اخلاق حرفه‌ای» بودند. نتایج نشان داد مؤلفه‌های برنامه درسی پنهان، از طریق الگوهای رفتاری استادان و مربیان، فرهنگ سازمانی و تعاملات بین‌فردی، نقش مهمی در شکل‌گیری نگرش‌ها و رفتارهای اخلاقی دانشجویان دارند. همچنین، برنامه درسی پنهان می‌تواند با یادگیری غیرآگاهانه، تقویت یا تضعیف ارزش‌های رسمی و نحوه اجرای قوانین، پیامدهای مثبت همچون رشد مهارت‌های تصمیم‌گیری اخلاقی و پیامدهای منفی مانند کاهش حساسیت اخلاقی ایجاد کند.
نتیجه‌گیری: این مطالعه نشان داد که برنامه درسی پنهان در آموزش اتاق‌عمل و هوشبری، نیرویی دووجهی است: از یک سو، از طریق الگودهی سازنده و تجربیات اصیل بالینی، بستری برای توسعه‌ی اخلاق حرفه‌ای فراهم می‌سازد؛ از سوی دیگر، با انتقال پیام‌های متناقض و هنجارهای ناسالم، به عاملی برای فرسایش اخلاقی تبدیل می‌شود. تحقق «یادگیری اخلاقی پایدار» مستلزم مدیریت فعال این برنامه از طریق سه راهبرد کلیدی است: همسوسازی برنامه درسی رسمی و پنهان، توانمندسازی مربیان به‌عنوان عاملان انتقال ارزش‌های اخلاقی و تغییر پارادایم فرهنگ سازمانی به سمت یادگیری از خطا. 

عبدالاحد نبی اللهی، ناصر کیخا،
دوره 19، شماره 4 - ( 8-1404 )
چکیده

زمینه و هدف: آزمایش‌‎های بر بالین بیمار (Point of Care Test) یک نوع نظام تشخیصی آزمایشگاهی بوده که در محل مراقبت از بیمار قابل انجام است و به تشخیص سریع بیماری‎‌ها کمک می‎‌نماید. با توجه به افزایش جمعیت و به‌دنبال آن شیوع بیماری‌های مسری و عدم‌دسترسی تمامی افراد جامعه به آزمایشگاه‌‎ها و نیاز جهانی برای در دسترس بودن فناوری‎‌های نوین تشخیصی در محل مراقبت از بیمار، پژوهش حاضر جنبه‌‎های نوین آزمایش‌‎های بر بالین بیمار و همچنین روند توسعه آن در حوزه سلامت را مورد واکاوی قرار داد.
روش‌بررسی: پژوهش حاضر، یک مطالعه‌ی مرور دامنه‌ای است که با تعیین واژگان‌کلیدی از طریق سرعنوان‎‌های موضوعی پزشکی و مقالات مرتبط، جستجو در پایگاه‎‌های اطلاعاتی Scopus، Web of Science، PubMed و همچنین موتورهای جستجوی Google Scholar،Google، Magiran و بانک اطلاعات علمی جهاد دانشگاهی انجام گرفت. به‌علاوه در راستای حفظ تنوع منابع و مقالات معیارهای ورود به مطالعه مقالات انگلیسی زبان بودند و محدودیت زمانی اعمال نشد.
یافته‌‎ها: از ۱۷ مقاله‌ی مرتبط، بیشترین موارد مطالعات از نوع مروری بودند. رایج‌‎ترین فناوری سنجش‌های جریان جانبی بود که برای تشخیص عفونت قارچی کریپتوکوک، بیماری سل، هپاتیت، لژیونلا، مالاریا و کووید-۱۹ به‌کار گرفته شدند و آزمون‎‌های تکثیر اسید نوکلئیک در تشخیص ویروس‌‎ها و باکتری‎‌ها با استفاده از DNA و RNA کمک نموده‌‎اند. از  (NAAT (Nucleic Acid Amplification Tests های مبتنی بر میکروسیالات می‎‌توان به (Reverse transcription- polymerase chain reaction) RT-PCR و LAMP (Loop-Mediated- Isothermal Amplification) اشاره کرد که در سال‎‌های اخیر برای شناسایی بیماری‌های عفونی به‌خصوص ۹۱-SARS-CoV به‌طورگسترده‌‎ای استفاده شده است. دیگر ابزارهای اولیه تشخیصی بردستگاه‌های کوچک دستی یک‌بارمصرف، مانیتورینگ، کارتریجی و رومیزی تمرکز داشته‌اند؛ درصورتی‌که در نسل‎‌های تشخیصی جدید تمرکز ویژه بر تضمین کیفیت، میکروسیال‌ها، نانوبیوسنسورها و تلفن‌های هوشمند است.
نتیجه‎‌گیری: تحلیل مطالعات انجام شده نشان داد که ابزارهای تشخیصی آزمایش‌های بر بالین بیمار در حال گسترش بوده که توانسته نتایج بالینی و اقتصادی بهتری را فراهم آورد. علاوه بر استفاده زیاد از دو نوع پیشرفته سنجش‌‎های جریان جانبی و آزمون‎‌های تکثیر اسیدنوکلئیک جهت تشخیص آزمایش‌‎های بر بالین بیمار؛ میکروسیال‌ها، نانوبیوسنسورها و تلفن‌های هوشمند نیز گسترش یافته‌‎اند که جهت تضمین کیفیت نیاز به‌تعیین رویه‎‌های دقیق مدیریت کیفیت، خطی‎‌مشی‌گذاری و تدوین سیاست‌‎های لازم توسط مسئولان، در دستیابی به نتایج قابل‌اطمینان برای مراقبت از بیمار دارند. 

پژمان صادقی، نادر جهان‌مهر، رضا ربیعی،
دوره 19، شماره 5 - ( 10-1404 )
چکیده

زمینه و هدف: نظام‌های اطلاعاتی، اهداف متفاوتی در سلسله مراتب سازمانی و مدیریتی ایفا می‌کنند. سامانه‌ی مدیریت هوشمند بیمارستانی نوعی از یک سامانه‌ی اطلاعات مدیریتی تحلیلی و پشتیبان تصمیم‌گیری است که اطلاعات و شاخص‌های مهم عملکردی بیمارستان‌ها را برای مدیران فراهم می‌سازد. با توجه به نقش این سامانه در افزایش کارایی و اثربخشی و عدم برخورداری بیمارستان‌های دانشگاهی از سطح مطلوب بهره‌وری، این پژوهش به‌منظور بررسی عوامل مؤثر بر افزایش پذیرش سامانه مدیریت هوشمند بیمارستانی (Hospital Intelligent Management) در بیمارستان‌های دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی انجام شد.
روش بررسی: این پژوهش از نوع توصیفی و به‌صورت همبستگی در ۱۹ بیمارستان(۱۲ بیمارستان آموزشی و ۷ بیمارستان درمانی) دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی در سال ۱۴۰۱ انجام شد. تعداد ۱۲۶ نفر از مدیران ارشد و میانی و کارشناسان کمیته بهره‌وری به‌صورت سرشماری در این پژوهش شرکت داشتند. ابزار گردآوری داده‌ها پرسش‌نامه تئوری پذیرش و استفاده از فناوری (Unified Theory of Acceptance and Use of Technology) بود و جهت تجزیه و تحلیل داده‌ها از نرم‌افزار SPSS (جداول‌ آماری و آزمون‌های رگرسیون خطی و چندگانه، آنالیز واریانس ANOVA و کای دو) استفاده شد. روایی پرسش‌نامه با استفاده از نظر خبرگان پژوهش و پایایی آن نیز با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ(۰/۸۲۴) تعیین گردید.
یافته‌ها: بیشتر شرکت‌کنندگان در پژوهش از بیمارستان‌های آموزشی و درمانی(۶۳/۲ درصد) و جزو مدیران میانی(۵۰/۸ درصد) بودند. مؤلفه قصد استفاده از سامانه به‌عنوان مهم‌ترین مؤلفه‌ی مؤثر در میزان استفاده از سامانه توسط مدیران ارشد و میانی و کارشناسان کمیته بهره‌وری شناسایی شد(۰/۰۰۱>P). مؤلفه‌ی تلاش مورد انتظار، بیشترین تأثیر را بر قصد استفاده از سامانه، نسبت به مؤلفه‌های عملکرد مورد انتظار و نفوذ اجتماعی داشت؛ همچنین آموزش و داشتن برنامه‌های آموزشی در خصوص نحوه‌ی استفاده از سامانه HIM و کاربردهای آن می‌تواند قصد و میزان استفاده از سامانه HIM توسط کارکنان را افزایش دهد(۰/۰۰۱>P).
نتیجه‌گیری: بر اساس نتایج، اثر متغیرهای تعدیل‌کننده در این پژوهش معنی‌دار نبود؛ اگر مدیران ارشد و افراد تأثیرگذار کار با سامانه را تشویق کنند و همچنین کارکنان برای یادگیری سامانه بیشتر تلاش کنند و کار با سامانه انتظاراتی را که داشته‌اند برآورده کند، کارکنان تمایل به استفاده از سامانه را خواهند داشت. یا به عبارت دیگر، اگر افراد معتقد باشند که این سیستم برای آن‌ها کاربرپسند، ارزشمند و مفید است، مایل به استفاده از آن خواهند بود.

صابر یزدانی دماوندی، طیبه بنی اسدی، محمدعلی مولوی، فرید خرمی،
دوره 19، شماره 5 - ( 10-1404 )
چکیده

زمینه و هدف: سرطان به‌عنوان دومین عامل مرگ‌و میر کودکان در سال‌های اخیر شناخته شده است. باتوجه به افزایش داده‌های مراقبت‌های بهداشتی بیماران مبتلا به سرطان و نیازمندی متخصصان سلامت به ابزاری جهت پایش بیماران و مداخله‌ی فوری بر روی آن‌ها، داشبورد مدیریت اطلاعات به‌عنوان ابزاری هوشمند و پویا، قابلیت گردآوری و نمایش داده‌ها در قالب نمودار و جداول را برای متخصصان سلامت فراهم می‌کند. در پژوهش حاضر، داشبورد مدیریتی برای بخش انکولوژی بیمارستان کودکان طراحی شد و کاربردپذیری آن ارزیابی گردید.
روش‌ بررسی: پژوهش حاضر از نوع توسعه-کاربردی بود که در سال ۱۴۰۳ در مرکز آموزشی، درمانی و پژوهشی کودکان بندرعباس انجام شد. به‌منظور ایجاد داشبورد مدیریت بخش انکولوژی بیمارستان کودکان، سه مرحله اجرا شد. ابتدا در مرحله‌ی اول کلیه عناصر اطلاعاتی مورد نیاز جهت نمایش در داشبورد براساس بررسی متون و مستندات بخش انکولوژی بیمارستان کودکان بندرعباس استخراج گردیده و با استفاده از روش دلفی به تأیید خبرگان رسید. سپس در مرحله‌ی دوم نمونه اولیه داشبورد مدیریت بخش انکولوژی در نرم‌افزار Power BI Desktop طراحی گردید. در نهایت، کاربردپذیری آن با استفاده از پرسش‌نامه‌ی قابلیت استفاده‌ی سیستم توسط ۲۰ کاربر ارزیابی گردید. داده‌ها با استفاده از آمار توصیفی و به وسیله نرم‌افزار SPSS تجزیه و تحلیل گردید.
یافته‌ها: در فرآیند شناسایی شاخص‌ها، پس از غربالگری ۳۴۳۵ رکورد اولیه و بررسی ۲۲ مقاله و ۳۸ پرونده بیمار، در مجموع ۱۰۴ شاخص مدیریتی و ۶۷ شاخص بالینی اولیه استخراج گردید. این شاخص‌ها طی فرآیند دلفی دو مرحله‌ای با مشارکت ۱۲ خبره اعتبارسنجی شدند که منجر به تأیید نهایی ۱۰۵ شاخص مدیریتی و ۷۱ شاخص بالینی برای گنجاندن در داشبورد شد. بر اساس این شاخص‌ها، یک داشبورد مدیریتی ده‌صفحه‌ای طراحی گردید که شاخص‌های کلیدی را نمایش می‌دهد. ارزیابی کاربردپذیری با استفاده از مقیاس SUS میانگین نمره ۷۵/۸۷ را نشان داد که بر اساس معیار Bangor در محدوده«قابل‌قبول» و در رتبه«بسیار خوب» قرار گرفت. بازخورد کاربران نیز منجر به اصلاحات نهایی در نمایش داده‌ها و رابط کاربری داشبورد شد. در مجموع، داشبورد طراحی‌شده به‌عنوان ابزاری کارآمد و کاربرپسند برای پایش و مدیریت اطلاعات بخش انکولوژی کودکان معرفی می‌شود.
نتیجه‌گیری: داشبورد مدیریت بخش انکولوژی کودکان سبب یکپارچگی و خلاصه‌سازی داده‌های ضروری برای ارایه‌دهندگان مراقبت‌های بهداشتی شده و در نتیجه به آن‌ها در انجام تشخیص و اقدامات فوری برای کودکان مبتلا به سرطان کمک می‌کند. همچنین داشبورد حاضر با داشتن کاربردپذیری مناسب، سبب درک بهتر کاربران از اطلاعات سلامت شده و منجر به تصمیم‌گیری درستی از سوی آن‌ها می‌شود.


صفحه 2 از 2    
2
بعدی
آخرین
 

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به پیاورد سلامت می باشد.

طراحی و برنامه نویسی: یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by : Yektaweb