جستجو در مقالات منتشر شده


91 نتیجه برای دانشگاه

عارفه کلوانی، مریم کازرانی، مریم شکفته،
دوره 12، شماره 1 - ( 2-1397 )
چکیده

زمینه و هدف: امروزه با گسترش اینترنت و پایگاه‌های اطلاعاتی و نیاز روزافزون جهت نهادینه کردن پزشکی مبتنی بر شواهد، آگاهی و استفاده ی پزشکان از مفاهیم و پایگاه‌های پزشکی مبتنی بر شواهد، امری ضروری به نظر می‌رسد؛ بنابراین هدف از این مطالعه، بررسی میزان آگاهی و استفاده از مفاهیم و پایگاه‌های اطلاعاتی پزشکی مبتنی بر شواهد در میان دستیاران تخصصی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی می‌باشد.
روش بررسی: پژوهش حاضر، پیمایش توصیفی از نوع کاربردی است. جامعه ی این مطالعه را 192 نفر از دستیاران دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی در سال 1395 تشکیل می‌دهند. برای گردآوری داده‌ها از پرسشنامه و به‌منظور تحلیل داده‌ها از نرم‌افزار SPSS استفاده شد.
یافته‌ها: یافته‌ها نشان داد که دستیاران از میانگین کل نمره ی 5، نمره ی 2/99 برای میزان آگاهی و 2/73 برای میزان استفاده از پایگاه‌های پزشکی مبتنی بر شواهد را کسب کردند که حاکی از آن است که میزان آگاهی و استفاده دستیاران از پایگاه‌های اطلاعاتی پزشکی مبتنی بر شواهد در حد متوسط قرار دارد. بیشترین آگاهی و استفاده ی دستیاران به ترتیب به پایگاه‌های PubMed Clinical Queries ،UpToDate و Cochrane اختصاص داشت.
نتیجه‌گیری: اکثر دستیاران، دانش کافی درباره‌ی مفاهیم و پایگاه‌های پزشکی مبتنی بر شواهد ندارند؛ به‌طوری‌که بیشترین منابع مورد استفاده جهت پاسخگویی به نیازهای اطلاعاتی آن‌ها، منابعی غیر از منابع اطلاعاتی مبتنی بر شواهد است؛ بنابراین، برنامه‌ریزی جهت پذیرش و آموزش پزشکی مبتنی بر شواهد و پایگاه های آن به دستیاران، ضروری است.

سید جواد قاضی میرسعید، نادیا معتمدی، سیده ملیحه امامی،
دوره 12، شماره 2 - ( 4-1397 )
چکیده

زمینه و هدف: بررسی تولیدات علمی در پایگاه های اطلاعاتی معتبر جهانی علاوه بر تعیین وضعیت موجود و کاستی ها، رهیافتی در سیاستگذاری ها و برنامه ریزی هاست. هدف این مطالعه، بررسی تولیدات علمی مراکز تحقیقاتی دانشگاه های علوم پزشکی تهران و اصفهان نمایه شده در پایگاه اطلاعاتی Scopus طی سال‌های 2009 تا 2013 می باشد.
روش بررسی: این پژوهش از نوع توصیفی- مقطعی و با رویکرد کاربردی است. جامعه پژوهش تمامی مقالات مراکز تحقیقاتی دانشگاه علوم پزشکی تهران و اصفهان نمایه شده در پایگاه اطلاعاتی Scopus طی سال‌های 2009 تا 2013 بود که به ترتیب، 5880 و 2154 مقاله در پایگاه بازیابی شد. برای توصیف داده‌ها، شامل توزیع فراوانی، محاسبه‌ی انحراف معیار و میانگین‌ها از روش‌های آمار توصیفی و برای مقایسه‌ی میانگین‌ها از آزمون T-Test در سطح استنباطی استفاده شد. داده‌ها در نرم افزارهای SPSS و Excel تحلیل گردید.
یافته‌ها: تولیدات علمی مراکز تحقیقاتی هر دو دانشگاه‌ در نمایه‌نامه اسکوپوس در سال‌های مورد بررسی، رشد صعودی داشته ‌است. مراکز تحقیقاتی غدد و متابولیسم دانشگاه علوم پزشکی تهران و قلب و عروق دانشگاه علوم پزشکی اصفهان بیشترین مقالات را داشتند. بیشترین میزان تولیدات متعلق به حوزه‌های موضوعی غدد و متابولیسم، علوم دارویی و قلب بود. بین تولیدات علمی مراکز دو دانشگاه تفاوت معنی‌داری وجود نداشت.
نتیجه‌گیری: رشد صعودی تولیدات علمی مراکز تحقیقاتی مورد بررسی، حاکی از اهمیت و توجه به برون‌دادهای علمی در راستای توسعه‌ی پایدار کشور است. ارایه یافته‌های پژوهش‌های مشابه می‌تواند در ایجاد انگیزه در پژوهشگران و حمایت مؤسسات از پژوهش‌ها مؤثر باشد. 

سید جواد قاضی میرسعید، نادیا معتمدی، متین شاهیوند،
دوره 12، شماره 4 - ( 8-1397 )
چکیده

زمینه و هدف: کتابخانه‌ها برای ارایه خدمات به کاربران به راه‌کارهایی همانند بازاریابی نیازمندند. هدف از این مطالعه مقایسه‌ی بازاریابی در کتابخانه‌های دانشگاه علوم پزشکی تهران و شهید بهشتی بر اساس مدل بازاریابی هفت عنصر آمیخته (The7p Marketing Mix) می‌باشد.
روش بررسی: این مطالعه از نوع مقطعی-مقایسه‌ای با رویکرد کاربردی است. جامعه ­ی پژوهش 77 کتابدار شاغل در 20 کتابخانه‌ دانشکده‌‌ای در دانشگاه‌های علوم پزشکی تهران و شهید بهشتی می‌باشد. نمونه گیری به صورت سرشماری انجام شد. ابزار گرد‌آوری داده‌ها پرسشنامه ­ی محقق‌ساخته بود که به روش مصاحبه تکمیل گردید. تجزیه و تحلیل داده‌ها با نسخه 20 نرم‌افزار SPSS و آزمون‌های آماری کای دو، تی مستقل و من ویتنی انجام شد.
یافته‌ها: تفاوت معنی‌داری به لحاظ جنسیت، سابقه کار و مدرک تحصیلی بین کتابداران دانشگاه‌های مورد بررسی وجود نداشت. میانگین نمره برای مؤلفه‌های افراد، شواهد فیزیکی، تبلیغ و ترویج و فرایند در کتابخانه‌های دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی بالاتر از علوم پزشکی تهران بود. تنها مؤلفه­ی قیمت(ارزشی که در قبال ارایه کالا و خدمات از کاربران دریافت می‌شود) در کتابخانه‌های علوم پزشکی تهران به طور معنی‌داری از علوم پزشکی شهید بهشتی بالاتر بود. در مؤلفه­ ی محصول(خدمات امانت و مرجع، منابع دیداری شنیداری، پایگاه‌های اطلاعاتی و..) و مکان(ساختمان یا وب سایت کتابخانه و رابط جستجوی کاربر) تفاوت معنی‌داری میان کتابخانه‌های مورد مطالعه­ ی دو دانشگاه مشاهده نشد(P>0.05).
نتیجه گیری: در مجموع، نمره های بازاریابی خدماتی در کتابخانه‌های دانشگاه علوم پزشکی تهران نسبت به شهید بهشتی پایین‌تر بود. با این وجود، کتابخانه های دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی نیز باید بازاریابی را به ویژه در مؤلفه محصول مورد ملاحظه قرار دهد.

مهدی حاجیان نصرت، ملیکه بهشتی فر،
دوره 12، شماره 4 - ( 8-1397 )
چکیده

زمینه و هدف: معنویت در محیط کار، یک فرایند فعال است که به افراد نیرو بخشیده و آنها را به فعالیت‌های هدفمند ترغیب می‌کند. طبق مطالعات، عوامل متعددی می تواند سبب ارتقای معنویت در محیط کار گردد. در این پژوهش، عوامل انگیزش شغلی، مالکیت روان­شناختی، بلوغ روانی و رفتار اخلاقی بررسی می شود. هدف این پژوهش اولویت‌بندی عوامل موثر بر معنویت در محیط کار در دانشگاه علوم پزشکی تهران در سال 1396 می‌باشد.
روش بررسی: مطالعه­ ی حاضر توصیفی، از نوع همبستگی است. نمونه­ ی پژوهش شامل 1230 نفر از کارکنان ستادی بود که 294 نفر با استفاده از جدول مورگان به عنوان نمونه انتخاب گردیدند. جمع آوری اطلاعات با استفاده از پنج پرسشنامه انجام شد. برای تحلیل آماری، از مدل سازی معادلات ساختاری و نرم‌ افزار Amos و SPSS استفاده شد.
یافته ها: نتایج نشان داد که مالکیت روان­شناختی(ضریب مسیر 0/110)، بلوغ روانی(ضریب مسیر 0/172) و رفتار اخلاقی(ضریب مسیر 0/871) بر معنویت در محیط کار تاثیر دارند، اما انگیزش شغلی(ضریب مسیر 0/090-) بر معنویت در محیط کار تاثیری ندارد. همچنین، به ترتیب رفتار اخلاقی، بلوغ روانی و مالکیت روان­شناختی بیشترین تاثیر را بر معنویت در محیط کار داشت، اما انگیزش شغلی بی‌تاثیر بود.
نتیجه گیری: طبق نتیجه پژوهش، به ترتیب اولویت بندی عوامل موثر،  نهادینه کردن رفتارهای اخلاقی، ارتقای بلوغ روانی و تاکید بر مالکیت روان­شناختی در محیط کار منجر به افزایش معنویت در محیط کار در میان کارکنان شده است.   

زهره برکند، مینا جمشیدی، حسین درگاهی، سعید صیادشیرکش،
دوره 12، شماره 5 - ( 10-1397 )
چکیده

زمینه و هدف: در دنیای پرچالش کنونی مسایل اخلاق کاری به عنوان یک نیاز در سازمان‌ها همواره مورد بحث بوده و بررسی ارتباط آن با رفتار شهروندی سازمانی به عنوان یک نوع رفتار فرانقش، همواره مطرح بوده است. هدف از این پژوهش، تعیین ارتباط رفتار شهروندی سازمانی با اخلاق کار در کارکنان دانشکده‌های دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی تهران در سال 1395 می باشد.
روش بررسی: پژوهش حاضر توصیفی-تحلیلی و جامعه‌ی آماری 426 نفر از کارکنان دانشکده‌هاست که براساس فرمول کوکران به عنوان نمونه متناسب و به روش نمونه‌گیری تصادفی انتخاب شدند. ابزار پژوهش پرسش‌نامه‌ی رفتار شهروندی سازمانی Organ و پرسش‌نامه‌ی اخلاق کار Gregory C. Petty است که روایی آن توسط خبرگان بررسی شد. ضریب آلفای کرونباخ پرسش‌نامه‌ رفتار شهروندی سازمانی 0/793 و اخلاق کار 0/764 به دست آمد که بیانگر ثبات درونی پرسش‌نامه‌ می‌باشد. برای تحلیل متغیرها از آمار توصیفی و آزمون همبستگی اسپیرمن استفاده گردید و جهت نرمال بودن داده‌ها، از آزمون کولموگروف-اسمیرنوف استفاده شد.
یافته ها: بیشترین پاسخ‌دهندگان به پرسش‌نامه‌ها مرد؛ رده سنی بین 30-20 سال؛ از نظر تحصیلات دارای مدرک فوق‌لیسانس؛ از نظر وضعیت استخدام قرارداد حرفه‌ای و دارای سابقه بین 10-5 سال بودند. یافته‌ها حاکی از آن است که بین رفتار شهروندی سازمانی و اخلاق کار رابطه‌ی مثبت و معناداری وجود دارد(0/783=p).
نتیجه‌گیری: نتایج نشان داد که رفتار شهروندی سازمانی بالاتر منجر به درجات بالاتر اخلاق کاری می‌شود. لذا با آموزش و تقویت رفتار شهروندی سازمانی می‌توان سطح اخلاق کار را در بین کارکنان ارتقا و بهبود بخشید.

حسین درگاهی، فاروق نعمانی، کامران ایراندوست،
دوره 12، شماره 6 - ( 12-1397 )
چکیده

زمینه و هدف: فرسودگی شغلی اعضای هئیت علمی و مدرسان در نظام های آموزشی یک مشکل شناخته شده می باشد که بر روی تعامل با دانشجویان تاثیرگذار است. لذا، این مطالعه با هدف تعیین میزان سندرم فرسودگی شغلی در بین اعضای هیئت ­علمی و مدرسان یکی از دانشکده‌­های دانشگاه علوم پزشکی تهران تهیه و تدوین شده است.
روش بررسی: مطالعه‌­ی حاضر یک مطالعه­‌ی توصیفی تحلیلی بود که به صورت مقطعی در سال 1395 انجام شد. پرسش­‌نامه فرسودگی شغلی Maslach توسط 40 نفر از اعضای هیئت علمی و مدرسان دانشکده که به‌­صورت سرشماری انتخاب شده بودند، تکمیل شد. داده­‌ها در نرم افزار SPSS مورد تحلیل قرار گرفت.
یافته ها: نتایج به دست آمده نشان داد که میانگین و انحراف معیار سنی اعضای هیات علمی 18±48 سال بود و اکثریت(42/5%) آن ها سابقه کار آموزشی 30-21 سال داشتند. تحلیل رفتگی عاطفی شرکت کنندگان در پژوهش در سطح بالا و در بعد مسخ شخصیت در حد متوسط بود و عملکرد شغلی آنها پایین تر از حد متوسط گزارش گردید. هم چنین، ارتباط معنی داری بین تحلیل رفتگی عاطفی با جنس(0.043=P) و مسخ شخصیت با سابقه کار اجرایی(0.043=Pبه دست آمد.
نتیجه گیری: با توجه به فراوانی قابل توجه فرسودگی شغلی در میان اعضای هئیت علمی و مدرسان، جهت ارتقای عملکرد شغلی آنها برگزاری جلسات حضوری و تحلیل و آسیب شناسی علت های ایجاد فرسودگی شغلی و به کارگیری مکانیزم های حمایتی از این افراد پیشنهاد می شود.

سعید غفاری، شعله زکیانی،
دوره 13، شماره 1 - ( 2-1398 )
چکیده

زمینه و هدف: هدف پژوهش حاضر، بررسی رابطه‌­ی بین باورهای فراشناختی با میزان سازگاری فردی و اجتماعی کتابداران دانشگاه علوم پزشکی ایران است.
روش بررسی: روش پژوهش حاضر توصیفی، از نوع همبستگی بود. جامعه آماری 51 نفر از کتابداران دانشگاه علوم پزشکی ایران بود. ابزار پژوهش، پرسش‌­نامه­‌های سازگاری فردی و اجتماعی کالیفرنیا و باورهای فراشناختی MCQ-30 بود. تحلیل داده‌­ها به روش آمار استنباطی(ضریب همبستگی پیرسون) بود. داده‌­ها در برنامه آماری SPSS تجزیه و تحلیل گردید.
یافته‌­ها: نتایج نشان داد که بین سازگاری فردی با متغیرهای باورهای مثبت در مورد نگرانی، کنترل ناپذیری و خطر، خودآگاهی شناختی رابطه­‌ی منفی هست. اما با متغیر کنترل افکار، ارتباط مثبت بوده و هیچ ارتباطی با متغیر اطمینان شناختی گزارش نشد. ارتباط بین سازگاری اجتماعی با متغیرهای کنترل­ ناپذیری و خطر، اطمینان­‌شناختی، کنترل افکار مثبت بود. هیچ ارتباطی بین سازگاری اجتماعی و باورهای مثبت در مورد نگرانی دیده نشد. سازگاری اجتماعی با خودآگاهی شناختی ارتباط منفی داشت.
نتیجه­‌گیری: افزایش متغیر باورهای مثبت در مورد نگرانی باعث کاهش سازگاری فردی شده و بر سازگاری اجتماعی بی ­تاثیر است. افزایش متغیر کنترل ­ناپذیری و خطر، منجر به کاهش سازگاری فردی و افزایش سازگاری اجتماعی می­‌شود. افزایش اطمینان­‌شناختی کتابداران در سازگاری فردی بی‌­تاثیر بوده اما در سازگاری اجتماعی آنها تاثیر مثبت دارد. افزایش کنترل افکار درمیان کتابداران موجب افزایش سازگاری فردی و اجتماعی آنان می­‌شود. افزایش خودآگاهی شناختی، منجر به کاهش سازگاری های فردی و اجتماعی کتابداران می‌­گردد.

مهرداد آزادی، ملیکه بهشتی فر،
دوره 13، شماره 4 - ( 8-1398 )
چکیده

زمینه و هدف: فشار روانی شغلی یکی از دلایل ترک کار و انگیزه­‌ی پایین است و تقلیل آن می‌تواند پیامدهای مثبتی برای سازمان داشته باشد. طبق مطالعات، بهسازی کارکنان و خودپنداره­ی مثبت آنها نسبت به محیط کار می­تواند از فشارهای روانی شغلی بکاهد. هدف این پژوهش، بررسی تاثیر بهسازی نیروی انسانی بر فشارهای روانی شغلی با توجه به نقش میانجی خودپنداره کارکنان دانشگاه علوم پزشکی شهر شیراز می‌باشد.
روش بررسی: مطالعه­‌ی حاضر توصیفی، از نوع همبستگی است. جامعه‌­ی پژوهش شامل 584 نفر از کارکنان ستادی دانشگاه علوم پزشکی شهر شیراز در سال 1397 بود که 234 نفر با استفاده از جدول مورگان به عنوان نمونه انتخاب گردیدند. جمع‌آوری داده‌ها با استفاده از سه پرسش‌­نامه­‌ی استاندارد انجام شد که روایی محتوایی و پایایی آنها تایید گردید. برای تحلیل آماری، از مدل­‌سازی معادلات ساختاری و نرم‌ افزار Amos و SPSS استفاده شد.
یافته­ها: نتایج نشان داد که بهسازی نیروی انسانی بر فشارهای روانی شغلی کارکنان(ضریب مسیر 0/778-) تاثیر معکوس داشت. بهسازی نیروی انسانی بر خودپنداره‌­ی کارکنان(ضریب مسیر
0/843) تاثیر مستقیم داشت، اما خودپنداره­‌ی کارکنان بر فشار روانی شغلی(ضریب مسیر 0/166) تاثیر نداشت. از آنجاکه مسیر بهسازی نیروی انسانی-خودپنداره و خودپنداره–فشارهای روانی شغلی معنی دار نبود، لذا بهسازی نیروی انسانی بر فشارهای روانی شغلی از طریق متغیر میانجی خودپنداره در سطح اطمینان 0/95 تاثیر نداشت.
نتیجه گیری: طبق نتیجه­‌ی پژوهش، بر اجرای بهسازی مستمر کارکنان در جهت ارتقای مهارت­ها و توانایی­‌های آنها برای کاهش فشارهای روانی شغلی تاکید می شود.

عباس دولانی، زهرا شعبانی، رویا برادر،
دوره 14، شماره 1 - ( 1-1399 )
چکیده

زمینه و هدف: هدف پژوهش حاضر، بررسی تولیدات علمی اعضای هیأت‌علمی رشته‌ی علم اطلاعات و دانش‌شناسی دانشگاه‌های دولتی ایران در شبکه‌ی اجتماعی علمی ResearchGate و رابطه‌ی آن بر تولیدات علمی آنان در پایگاه‌های اطلاعاتی و موتورهای جستجو است.
روش بررسی: این پژوهش از منظر هدف کاربردی، و از نظر روش‌شناسی پیمایشی و با رویکرد آلتمتریکس می‌باشد. جامعه‌ی آماری پژوهش متشکل از ۱۱۸ نفر از اعضای هیأت‌علمی رشته‌ی علم اطلاعات و دانش ‌شناسی فعال در شبکه‌ی اجتماعی-علمی ResearchGate از ۲۹ دانشگاه دولتی در کشور بود. برای تجزیه‌وتحلیل داده‌ها از آزمون‌های همبستگی پیرسون، تی مستقل، کروسکال والیس استفاده شد.
یافته‌ها: یافته‌ها نشان داد که نویسندگان دانشگاه‌های اصفهان، علوم پزشکی تهران و شهید چمران اهواز به لحاظ شاخص‌های آلتمتریکس، فعال‌ترین اعضای هیأت‌علمی در ResearchGate هستند. از لحاظ نمره‌ی RG اعضای هیأت‌علمی با مرتبه دانشیاری به نسبت تعداد، عملکرد بهتری دارند. همچنین همبستگی مثبت بین شاخص‌های آلتمتریکس شبکه‌ی اجتماعی-علمی ResearchGate و شاخص‌های علم سنجی پایگاه استنادی Scopus و Google Scholar وجود دارد. 
نتیجه‌گیری: با توجه به اینکه همبستگی مثبت میان شاخص‌های آلتمتریکس در ResearchGate با شاخص‌های علم‌سنجی در Google Scholar و Scopus وجود دارد، بنابراین رویت‌پذیری آثار علمی آنان و بهبود شاخص‌های استنادی در پایگاه‌های اطلاعاتی را نیز به دنبال دارد.

ابراهیم حسن‌زاده، ادریس حسن‌پور، سید سجاد رضوی، محمدرضا شیخی‌چمان،
دوره 14، شماره 3 - ( 5-1399 )
چکیده

زمینه و هدف: منابع انسانی یکی از مهم‌ترین سرمایه‌های هر سازمانی بوده و ایجاد محیط کاری ایمن علاوه بر جلب رضایت‌مندی این سرمایه ارزشمند، کیفیت ارایه خدمات را نیز بالا می‌برد. هدف از انجام این مطالعه، بررسی ایمنی آزمایشگاه‌های تشخیصی بیمارستان‌های زیر پوشش دانشگاه علوم پزشکی ایران می‌باشد.
روش بررسی: مطالعه ی حاضر از نوع توصیفی بود که به روش مقطعی در سال ۱۳۹۸ و در ۷ بیمارستان دانشگاه علوم پزشکی ایران انجام شد. جمع‌آوری داده‌ها با استفاده از چک‌لیست بود که این چک‌لیست پس از ترجمه، اعتبارسنجی و تعیین روایی(به روش روایی صوری کیفی) گردید و وضعیت ایمنی آزمایشگاه‌های مورد مطالعه در چهار دستهی عالی، خوب، متوسط و ضعیف دسته‌بندی گردید. تجزیه و تحلیل داده‌ها نیز با استفاده از روش‌های آمار توصیفی و نرم افزار SPSS صورت پذیرفت.
یافته‌ها: در تعیین روایی چک‌لیست با استفاده از روایی صوری کیفی، نظرات متخصصان به صورت تغییراتی در ابزار اعمال شد. در بخش توصیفی تحقیق و در میان ابعاد ایمنی آزمایشگاه‌های تشخیصی، بالاترین نمره ی میانگین مربوط به ابعاد«مخاطرات ارتباطی» و «اطلاعات ایمنی» و پایین ترین نمره ی میانگین نیز در بعد«ایمنی حریق» ارزیابی شد. 
نتیجه‌گیری: مطابق نتایج تحقیق، وضعیت کلی ایمنی آزمایشگاه‌های تشخیصی بیمارستان‌های دست بررسی در سطح مناسبی می‌باشد، با این حال مولفه ایمنی حریق به عنوان یکی از مولفه‌های مهم ایمنی ضعیف ارزیابی شد و ضروری است اقدامات لازم در راستای بهبود آن انجام گیرد.
 

کبری ناخدا، محمدعلی حسینی، کامران محمدخانی، نادر قلی قورچیان،
دوره 14، شماره 4 - ( 7-1399 )
چکیده

زمینه و هدف: رضایت دانشجوی خارجی به ‌عنوان عنصر حیاتی در دانشگاه‌های بین المللی و یکی از روش‌های ارتقا در رتبه‌بندی جهانی، و به عنوان یک فاکتور رقابتی به ­شمار می‌آید؛ از این رو پژوهش حاضر با هدف ارایه مدلی برای ارتقای رضایتمندی دانشجویان خارجی علوم پزشکی در شهر تهران انجام پذیرفت.
روش بررسی: روش پژوهش، آمیخته(کمی-کیفی) از نوع اکتشافی-تأییدی است. جامعه آماری شامل خبرگان، مدیران بخش بین ­الملل و دانشجوی خارجی به تعداد(۱۳۵۲ نفر) در سه دانشگاه علوم پزشکی تهران، شهید بهشتی و ایران است. روش نمونه‌گیری در بخش کیفی، هدفمند و حجم نمونه تعداد ۲۱ نفر از استادان می باشند. در بخش کمی از روش خوشه ای چند مرحله ای تعداد ۴۵۰ نفر از دانشجویان خارجی انتخاب شدند. ابزار پژوهش در بخش کیفی مصاحبه نیمه ساختار یافته و در بخش کمی پرسش­ نامه­ ی محقق ساخته است که روایی صوری و محتوایی با استفاده از نظرات متخصصان مورد تأیید و پایایی آن با روش آلفای کرونباخ ۰/۹۲ به­ دست آمد.
یافته ها: بر اساس نتایج پژوهش، بیشترین عامل تاثیرگذار در مدل رضایتمندی دانشجویان خارجی شامل خدمات مجازی(۰/۸۴)، وفاداری(۰/۸۱)، میزان شهرت و رتبه دانشگاه(۰/۷۸)، فرایند پذیرش و جذب(۰/۷۵)، خدمات پژوهشی(۰/۷۲)، خدمات کارکنان و مدیریت(۰/۷۱)، خدمات بین المللی(۰/۷۰)، خدمات آموزشی(۰/۶۸)، خدمات سلامت(۰/۶۷)، خدمات رفاهی(۰/۶۵)، تسهیلات امور مالی(۰/۶۴)، زیرساخت دانشگاه(۰/۶۳) و خدمات فرهنگی(۰/۶۱) است.
نتیجه گیری: دانشگاه ها برای جذب منابع مالی، رقابت بین‌المللی، بهبود رتبه منطقه ای و جهانی باید برای ارتقای سطح رضایتمندی دانشجویان خارجی اولویت های مدل رضایتمندی ارایه شده را در نظر گرفته و برای آن برنامه ریزی داشته باشند.

امین رضا نبی زاده، علیرضا نوبری،
دوره 14، شماره 5 - ( 10-1399 )
چکیده

زمینه و هدف: مدیریت فرایند کسب و کار یک رویکرد جامع مدیریتی است که هدف همسوسازی کلیه‌ی ابعاد و فعالیتهای سازمان را در راستای نیاز مشتریان دارد و کلیه فرایندهای سازمان را خودکار می‌نماید. پژوهش حاضر با هدف تعیین تاثیر مدیریت فرایند کسب و کار در عملکرد مالی دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی و درمانی تهران انجام شده است.
روش بررسی: این پژوهش از نوع کاربردی، توصیفی و پیمایشی است و بین مدیران مالی دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی و درمانی تهران و در سال ۱۳۹۷ انجام شده است. نمونه‌ی پژوهش ۱۸۱ مدیر ۸۵ بیمارستان، دانشکده، مراکز تحقیقاتی دانشگاه می‌باشند که از فرمول کوکران و روش هدفمند انتخاب شدند. جمع آوری داده‌ها در عملکرد مالی از پرسش‌نامه‌ی Hernaeus و همکاران(۲۰۱۲) و مدیریت فرایند کسب و کار، یارمحمدیان و همکاران(۱۳۹۱) استفاده شده است. روایی پرسش‌نامه‌ها توسط روایی همگرا و واگرا و پایایی آلفای کرونباخ، پایایی ترکیبی و بارعاملی تایید گردید. در تحلیل داده‌ها، ۶۵/۲ درصد پاسخ‌دهندگان مرد، ۵۵/۴۹ درصد فوق‌لیسانس به بالا، ۴۰/۴۹ درصد بالای ۴۰ سال سن و ۳۴/۴ درصد بالاتر از ۲۰ سال سابقه کار داشتند. آزمون فرضیه‌ها از مدل‌سازی معادلات ساختاری و نرم‌افزار
Smart PLS) Smart Partial Least Squares) استفاده شد.
یافته‌ها: همبستگی سازه‌های شاخص گایدلاین‌ها و رویه‌های درمانی و پرونده‌های الکترونیکی با میانگین واریانس (AVE) ۰/۵۸۷ و ۰/۸۲۳ و سازه‌های سوددهی مراکز درمانی، برگشت سرمایه و ارزش‌افزوده ۰/۷۳۷، ۰/۷۵۵ و ۰/۷۵۰ نشان همبستگی کافی و بالایی است. تاثیر مدیریت فرایند کسب‌و‌کار بر عملکرد مالی دانشگاه به‌عنوان فرضیه اصلی با ضریب مسیر ۰/۸۸۱ و مقدار معناداری ۱۵/۳۸۳ تایید شد. همچنین تاثیر اصلاحات مرتبط با گایدلاین‌ها و رویه‌های درمانی با عملکرد مالی با ضریب ۰/۴۲۲ و مقدار معناداری ۳/۷۰۲ و اصلاحات مرتبط با پرونده‌های الکترونیکی بیماران با ضریب ۰/۴۷۶ و مقدار ۴/۳۳۴ اندازه‌گیری و تایید شدند.  
نتیجه‌گیری: سیستم مدیریت فرایند کسب و کار، شامل ابزاری برای مدل‌سازی و تحلیل داده‌ها، برنامه‌های یکپارچه‌سازی، پایش و بهینه‌سازی فعالیتهاست که در عملکرد مالی موثر باشد.

سمیه دهقانی سانیج، اسماعیل مصطفوی، حمیدرضا ضرغامی، حجت اله سلیمانی،
دوره 14، شماره 5 - ( 10-1399 )
چکیده

زمینه و هدف: رشته مهندسی پزشکی پرچمدار رویکرد بین‌رشته‌ای در کشور ‌‌است، که به دلیل توجه به اقتصاد دانش‌بنیان، در مسیر شکوفایی و هموارکردن پیشرفت و توسعه گام برمی‌دارد. هدف از این پژوهش، بررسی و سنجش تعاملات دانشگاه، صنعت و دولت کشور ایران در مقالات علمی حوزه‌ی مهندسی پزشکی با ‌‌استفاده از مدل مارپیچ سه‌گانه می‌باشد. 
روش بررسی: این پژوهش کاربردی و با رویکرد کمّی بوده و از تکنیک علم‌سنجی ‌‌استفاده می‌کند. وضعیت پویایی تعاملات ارکان اصلی نوآوری ایران در حوزه‌ی مهندسی پزشکی در پایگاه‌‌ استنادی علوم در بازه‌ی زمانی ۲۰۱۹-۲۰۱۰ با استفاده از نرم‌افزارهای th.exe و th۴.exe محاسبه و میزان رسانش عدم قطعیت در ابعاد دوگانه و بعد ملی تعیین شده است. 
یافته‌ها: رتبه‌بندی شاخص T به‌ترتیب به دانشگاه-دولت(۲۳/۳۸ میلی‌بیت)، دانشگاه-صنعت(۸/۴۷ میلی‌بیت) و صنعت-دولت(۱/۱۳ میلی‌بیت) تعلق گرفت و در نهایت، تعامل ملی(۱۲/۴۸- میلی‌بیت) به‌دست آمد. تعامل بین دانشگاه-صنعت روندی افزایشی داشت و قوی‌ترین تعامل دوگانه متعلق به دانشگاه-دولت بود. تعامل ملی، در طول ده سال اخیر، همواره دارای مقدار منفی بوده که نشان‌دهنده‌ی وجود پویایی در تعاملات در بعد ملی است.
نتیجه‌گیری: هرچند تعامل دوگانه‌ی دانشگاه-صنعت در سال‌های اخیر، روندی افزایشی داشته؛ اما تعامل ملی ارکان در بلندمدت، با روندی کاهشی مواجه بوده که بر این اساس، برخی سیاست‌های علم و فناوری و راهبردهای پژوهشی و صنعتی برای ارتقای شبکه نوآوری دانشگاه-صنعت-دولت در حوزه‌ی مهندسی پزشکی در ایران به‌عنوان یک ضرورت پیشنهاد شده است.

فرامرز سهیلی، سحر جسری، علی اکبر خاصه، فرشید دانش،
دوره 15، شماره 1 - ( 1-1400 )
چکیده

زمینه و هدف: یکی از روش‏های مهم ارزیابی وب‏ سایت‏های موبایلی کتابخانه‏ های دانشگاهی، روش ‏های ارزیابی کاربرد‎پذیری است؛ کاربردپذیری وب‌سایت‌ها، یعنی سهولت و سادگی استفاده از آن‌ها. هدف این پژوهش ارزیابی کاربردپذیری وب سایت موبایلی کتابخانه های دانشگاه های علوم پزشکی برتر ایران است. 
روش بررسی: این مقاله به روش توصیفی-پیمایشی انجام شده است. جامعه ی آماری پژوهش، وب‏ سایت های موبایلی کتابخانه‏ های پنجاه دانشگاه‌ علوم پزشکی برتر ایران است که در رتبه‏ بندی webometrics دانشگاه‌ها در ژانویه سال ۲۰۱۹ بالاترین رتبه را کسب کرده ‏اند. ابزار مورد استفاده در این مقاله سیاهه ی وارسی است. تجزیه و تحلیل داده ‏ها نیز با روش ‏های آماری توصیفی و استنباطی و با استفاده از نرم افزار SPSS انجام گردید.
یافته‏ ها: بررسی داده‏ ها حاکی از آن است که از لحاظ میزان کاربردپذیری وب سایت موبایلی کتابخانه های دانشگاه، دانشگاه های علوم پزشکی کرمان، بیرجند و تهران به ترتیب با ۸۹/۲۳، ۸۴/۶۲ و ۸۱/۵۴ درصد در رده های نخست تا سوم و دانشگاه های نیشابور، گناباد و سمنان به ترتیب با ۴۰، ۴۳/۰۸ و ۴۴/۶۲ درصد در رده های آخر قرار دارند. ارزیابی مؤلفه‏ های پژوهش نشان داد که«وضعیت رؤیت سیستم»، «کمک به کاربر در شناسایی، تشخیص و جبران خطاها» و «راهنمایی و مستندسازی» به ترتیب در وضعیت ایده‏ال و مؤلفه های«پیشگیری از خطا»، «انعطاف پذیری و کارایی سیستم» و «کنترل و آزادی کاربر» به ترتیب در وضعیت نامناسبی قرار داشتند.
نتیجه گیری: با توجه به نفوذ و رواج روزافزون تلفن‏ های همراه هوشمند در زندگی حرفه‏ای دانشگاهیان، ضروری است مدیران و طراحان وب‏ سایت‏های موبایلی کتابخانه‏ های دانشگاهی با درنظر گرفتن یافته‏ های کاربردی پژوهش حاضر کاربردپذیری و اثربخشی وب‏سایت‏های موبایلی جامعه پژوهش را به عنوان یکی از مهم ترین بسترهای اطلاع ‏رسانی سلامت ارتقا دهند. 

شیما خسروی، ملیکه بهشتی فر، امین نیک پور،
دوره 15، شماره 1 - ( 1-1400 )
چکیده

زمینه و هدف: حضور مدیریت منابع انسانی شایسته و توانمند از پیش‌شرط‌های موفقیت سازمان است. عواملی نظیر تاکید بر ضرورت تاسیس شرکت‌های دانش‌بنیان، فعالیت دانشگاه‌های نسل سوم و فناور و از سویی چالش‌های تامین منابع مالی بخش سلامت، جذابیت علمی و تکنولوژیکی کشورهای پیشرفته و در نتیجه خروج نیروهای فعال و متخصص از حوزه‌ی سلامت، اهمیت توجه به سامان‌دهی سرمایه انسانی را پررنگ‌تر نموده و با توجه به این واقعیت که روند توسعه‌ی مدرن سازمان بر اساس پارادایم نوآوری استوار است، علاقه به شیوه‌های هدایت مدیریت منابع انسانی کارآفرین در حال افزایش است. از این رو هدف این پژوهش پیش‌بینی الگوی مدیریت منابع انسانی مبتنی بر نظام جامع کارآفرینی سازمانی در نسل سوم دانشگاه‌های علوم پزشکی کشور می‌باشد. 
روش بررسی: در پژوهش حاضر، با مصاحبه‌های اکتشافی، الگوی پیشنهادی جهت مدیریت منابع انسانی مبتنی بر کارآفرینی سازمانی پیش‌بینی و با استفاده از روش تحلیل محتوا تحلیل شد. جامعه‌ی پژوهش را مدیران پایه و میانی در حوزه‌ی سلامت تشکیل می‌دهند که از این میان ۲۰ نفر با روش نمونه‌گیری غیراحتمالی قضاوتی و گلوله برفی به‌عنوان نمونه انتخاب شدند.
یافته‌ها: نتایج پژوهش نشان داد که در حوزه‌ی کارآفرینی سازمانی(در کلیه سطوح سازمانی حوزه بهداشت و درمان اعم از صف و ستاد) ۴ مقوله‌ی اصلی و تأثیر گذار برمهارت های نرم و سخت مدیریت منابع انسانی قابل طبقه‌بندی است؛ که ۳ مقوله‌ی آن شامل شاخه‌های ساختاری، رفتاری و محیطی در کلیه دستگاه‌های دولتی و حتی در حوزه صنعت دارای مفاهیم، کدها و اساساً کارکردهای نسبتاً مشابه هستند. لیکن در خصوص مقوله چهارم یعنی سرآمدی در حوزه بهداشت و درمان خاصه دانشگاه‌های علوم پزشکی، مراکز بهداشتی، درمانی و بیمارستان‌های وابسته کاملا محسوس می باشد.
نتیجه‌گیری: راهبردهای سازمانی و تصمیمات در سطوح کلان، نقش بلامنازع و تاثیرگذاری در بسترسازی کارآفرینی سازمانی و در نهایت، تقویت فرایندها و بازخورد منبعث از مدیریت منابع انسانی در سطح سازمان‌های بهداشتی و درمانی دارند.

حسین درگاهی، فاروق نعمانی، محمدرحیم قهستانی،
دوره 15، شماره 2 - ( 3-1400 )
چکیده

زمینه و هدف: آگاهی کافی مدیران در زمینه‌‌ی قوانین و مقررات و موازین حقوقی مرتبط با نظام سلامت موجب عملکرد مطلوب آنها در سازمان ها می‌شود. لذا این پژوهش با هدف تعیین میزان آگاهی مدیران ارشد از موازین، قوانین و مقررات‌ حقوقی مرتبط با نظام سلامت در دانشگاه‌علوم‌ پزشکی تهران انجام‌شده‌است.
روش‌ بررسی: مطالعه‌‌ی حاضر به‌‌صورت توصیفی-تحلیلی و از نوع مقطعی در سال 1396 انجام شد. نمونه‌‌ی پژوهش شامل مدیران ارشد دانشگاه بود که با روش سرشماری به تعداد 75 نفر انتخاب شدند. ابزار پژوهش پرسش‌‌نامه‌‌ی محقق‌ساخته بود که روایی‌صوری آن با استفاده از نظرات تعداد 7 نفر از متخصصان و صاحب‌‌نظران رشته‌‌های حقوق پزشکی، و مدیریت خدمات بهداشتی درمانی و پزشکی به تایید رسید و پایایی آن با ضریب آلفای کرونباخ برابر %89 و روش آزمون-بازآزمون برابر %79 به‌دست آمد. تحلیل داده‌‌ها با بهره برداری از روش‌‌های آمار توصیفی شامل فراوانی مطلق و نسبی و آمار استنباطی شامل آزمون‌‌های همبستگی پیرسون و کا اسکوئر با استفاده از نرم افزار SPSS انجام شد.
یافته‌ها: سطح آگاهی مدیران مورد مطالعه در اکثر حیطه‌‌های قانونی و موازین حقوقی مرتبط به نظام سلامت زیرمتوسط بود. بین سطح آگاهی از حیطه‌‌های تشکیلاتی، مالی و معاملاتی، و اداری و استخدامی مدیران با گذراندن دوره‌‌های آموزشی مرتبط ارتباط معکوس و معنی‌‌داری وجود داشت(0/01=P و 0/04=P). 
نتیجه‌گیری: سطح آگاهی مدیران ارشد دانشگاه علوم پزشکی تهران در حیطه‌‌های سه‌‌گانه‌‌ی قوانین و مقررات و موازین حقوقی، مالی، تشکیلاتی و اداری در سطح متوسط و متوسط روبه پایین قرار دارد. انجام تمهیدات لازم همچون برگزاری دوره‌‌‌های آموزشی با روش‌‌های جدید مانند شبیه‌سازی، سناریونویسی، موردنگاری و تجربه‌نگاری و استفاده از فناوری‌های جدید مانند مدیریت دانش هیبریدی و یکپارچه‌سازی فناوری‌ به منظور ارتقای آگاهی مدیران پیشنهاد می شود. هم‌‌چنین ایجاد نظام شایستگی راهبردی مدیران در سطوح مهارت‌‌های عمومی و اختصاصی همراه با آموزش های مستمر و نظارت بر پاسخ‌‌گویی و بازخوردهای ارایه شده در فرایندهای مدیریتی، انجام اصلاحات آتی را تضمین خواهد کرد. 

دانشجوی دکتری سیمین مومن زاده، عاطفه زارعی، دکتر سیدعلی اکبر فامیل روحانی، لیلا دهقانی،
دوره 15، شماره 2 - ( 3-1400 )
چکیده

زمینه و هدف: هدف اصلی تحقیق، پیشنهاد معماری متناسب برای طراحی سیستم‌های اطلاعاتی یکپارچه و انعطاف‌پذیر در معاونت تحقیقات و فناوری دانشگاه‌ علوم پزشکی جندی‌شاپور اهواز است. 
روش بررسی: این پژوهش از نوع کاربردی که در آن از روش تلفیقی برنامه ریزی سیستم کسب و کار (Business System Planning) و الگوی James Martin برای طراحی سیستم‌های اطلاعاتی استفاده ‌شده است. جامعه پژوهش شامل ۲۷ نفر از مدیران و کارشناسان معاونت تحقیقات و فناوری دانشگاه علوم پزشکی اهواز بود که از روش سرشماری استفاده شد و ابزار جمع‌آوری داده‌ها مصاحبه‌‌ی ساختارمند و همچنین مشاهده و تحلیل اسناد بود. جهت تحلیل اطلاعات از ماتریس تقابلی استفاده گردید. 
یافته‌ها: در مجموع، ۵۳ فرایند و ۶۰ کلاس داده شناسایی گردید. با بهره‌گیری از یک الگوی معماری چندلایه(ارایه، فرایند، داده و زیرساخت) نتایج در قالب معماری پیشنهادی ارایه گردید. در معماری پیشنهادی ۱۲ زیرسیستم و ارتباطات بین آن‌ها شناسایی شد که دربرگیرنده‌‌ی زیرسیستم کتابخانه، فعالیت‌های پژوهشی، فرصت مطالعاتی، همایش، پژوهانه، انتشارات، نوآوری و فناوری، اطلاعات آزمایشگاهی، پایان‌نامه‌ها، برنامه‌وبودجه و زیرسیستم‌ اجتماعی و شبکه‌های مدیریت دانش بود. همچنین نتایج نشان داد که میزان پوشش فرایندها، کلاس داده‌ها و اهداف توسط سیستم‌های اطلاعاتی موجود به‌‌ترتیب %۵۳، %۵۰ و %۵۵ می باشد که در حالت پیشنهادی یا مطلوب به پوشش کامل افزایش یافته است.
نتیجه‌گیری: در این پژوهش با شناسایی سیستم‌های اطلاعاتی موردنیاز، امکان برنامه‌ریزی دقیق و به‌کارگیری موفق این سیستم‌ها فراهم می‌شود. نتایج این پژوهش می‌تواند برای پیاده‌سازی معماری سیستم‌های اطلاعاتی سایر معاونت‌های  تحقیقات و فناوری دانشگاه‌های علوم پزشکی در ایران استفاده گردد، که در صرفه‌جویی به لحاظ هزینه و زمان تأثیر بسزایی دارد.

آرمان بهاری، بهنوش مودی،
دوره 15، شماره 4 - ( 7-1400 )
چکیده

زمینه و هدف: افزایش استفاده از تلفن‌های هوشمند، بهبود وضعیت شبکه اینترنت جهانی و همچنین نیاز به انعطاف‌پذیری در فرایند آموزش، پیاده‌سازی یادگیری الکترونیک را در جامعه بشری امری اجتناب‌ناپذیر نموده که محدودیت‌های زمانی و مکانی را از بین برده و آموزش برابر را فراهم نموده است. با وجود این، سرعت ایجاد و توسعه‌ی آن مخصوصاً در دانشگاه‌ها و مراکز آموزش عالی در کشورهای در حال توسعه همچون ایران آهسته و بسیار کم است. از‌این‌رو در پژوهش حاضر به بررسی عوامل موثر بر ایجاد و توسعه‌ی یادگیری الکترونیک از دیدگاه دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی زاهدان پرداخته شده است.
روش بررسی: این پژوهش کاربردی و به‌صورت توصیفی-پیمایشی انجام شده است. نمونه آماری شامل ۳۱۳ نفر از دانشجویان در حال تحصیل در دانشگاه علوم پزشکی زاهدان در سال تحصیلی ۱۳۹۶-۱۳۹۵ می‌باشد که به روش تصادفی ساده انتخاب شدند. داده‌ها با استفاده از پرسش‌نامه‌ی محقق‌ساخته، جمع‌آوری و با استفاده از آزمون‌های آماری و نرم‌افزار SPSS تجزیه و تحلیل گردید.
یافته‌ها: یافته‌ها نشان‌دهنده‌ی آن است که ۶ شاخص منتخب این پژوهش از نظر دانشجویان بر ایجاد و توسعه‌ی یادگیری الکترونیک در دانشگاه علوم پزشکی زاهدان موثر بوده و عوامل به ترتیب از بیشترین به کمترین تاثیر عبارتند از: کیفیت اطلاعات و محتوا(۴/۲۵)، تمایل فراگیران(۴/۱۱)، کیفیت سیستم(۴/۱۰)، عوامل تسهیل‌کننده(۴/۰۵)، تعامل دانشجو و استاد(۳/۹۸) و کیفیت استاد(۳/۸۴).
نتیجه‌گیری: با توجه به یافته‌های مطالعه‌ی‌ حاضر، می‌توان نتیجه گرفت که سیاست‌گذاران و مدیران دانشگاه با توجه به اهمیت هرکدام از عوامل به سرمایه‌گذاری و توسعه‌ی یادگیری الکترونیک برای ارایه خدمات بهتر به دانشجویان و استادان دانشگاه بپردازند.


سیروس پناهی، لیلا نعمتی انارکی، ناهید روستایی،
دوره 15، شماره 4 - ( 7-1400 )
چکیده

زمینه و هدف: پژوهش حاضر به بررسی دیدگاه کتابداران درباره بازاریابی خدمات کتابخانه با استفاده از رسانه‌های اجتماعی و همچنین کاربردها، مزایا و چالش‌های به‌کارگیری آن‌ها در دانشگاه‌های علوم‌پزشکی تهران، ایران، شهید بهشتی پرداخته است.
روش بررسی: روش پژوهش، پیمایشی توصیفی و از نوع کاربردی است و در سال ۱۳۹۸ انجام گردید. ابزار گردآوری داده‌ها، پرسش‌نامه‌ی محقق‌ساخته‌ی تهیه شده بر اساس متون بود. روایی محتوای پرسش‌نامه توسط ۹ نفر از استادان رشته کتابداری و اطلاع‌رسانی پزشکی و پایایی پرسش‌نامه نیز با ضریب آلفای ۰/۹۵ تایید گردید. جامعه پژوهش شامل کل کتابداران شاغل در کتابخانه‌های مذکور به تعداد ۱۱۵ نفر بود. برای تحلیل داده‌ها از آمار توصیفی و نرم‌افزار SPSS استفاده شد.
یافته‌ها: نتایج مطالعه‌ی حاضر حاکی از این است که سطح آگاهی کتابداران نسبت به رسانه‌های اجتماعی با میانگین ۳/۴۹ در سطح نسبتا مطلوب و در میزان استفاده در امور کتابخانه با میانگین ۱/۸۱ نامطلوب گزارش شده است. بیشترین بسامد استفاده از ابزارهای رسانه‌های اجتماعی به‌ترتیب مربوط به تلگرام، واتساپ و وبلاگ‌ها بودند. چالش‌های بررسی شده فیلترشدن رسانه‌های اجتماعی در ایران در بازاریابی خدمات کتابخانه با میانگین ۳/۶ و مسایل امنیتی در استفاده از رسانه‌های اجتماعی با میانگین ۲/۸ با کمترین چالش‌ها در میان عوامل سازمانی از دیدگاه کتابداران، نبودن قوانین مشخص جهت استفاده از رسانه اجتماعی در بازاریابی خدمات کتابخانه با میانگین ۳/۲۵ بیشترین و چالش مسایل حقوقی و مالی کتابخانه به‌عنوان سازمان وابسته با میانگین ۲/۹۱ از کمترین چالش‌ها در استفاده از رسانه‌های اجتماعی در بازاریابی خدمات کتابخانه از دیدگاه کتابداران بود.
نتیجه گیری: آشنایی و اهمیت استفاده از شبکه‌های اجتماعی برای بازاریابی در کتابخانه‌ها از دیدگاه کتابداران در وضعیتی نسبتاً مطلوب قرار داشت. هزینه‌ی پایین استفاده، مهم‌ترین مزیت و عدم علاقه و مقاومت نسبت به استفاده، مهم‌ترین چالش به کارگیری شبکه‌های اجتماعی در بازاریابی کتابخانه بوده‌اند.

ملیحه دلیلی صالح، مریم سلامی، فرامرز سهیلی، ثریا ضیائی،
دوره 15، شماره 4 - ( 7-1400 )
چکیده

زمینه و هدف: کتابخانه‌های دانشگاهی برای ورود به کتابخانه‌های نسل چهارم، باید معیار‌هایی را کسب کنند، یکی از آن معیارها استفاده از فناوری‌های نوین است. هدف پژوهش حاضر شناسایی نگرش کاربران کتابخانه‌های دانشگاه‌های علوم پزشکی به مؤلفه‌های فناوری واقعیت‌افزوده است.
روش بررسی: روش پژوهش، پیمایشی و نوع مطالعه کاربردی بود. رویکرد پژوهش کمّی و ابزار پژوهش پرسش‌نامه‌ی محقق‌ساخته بود. روایی داخلی پرسش‌نامه از طریق CVI و پایایی با استفاده از ICC انجام شد. روایی صوری پرسش‌نامه با استفاده از نظرات ۱۰ نفر از متخصصان علم اطلاعات و حوزه فناوری واقعیت‌افزوده به تأیید رسید و پایایی آن با ضریب همبستگی آلفای کرونباخ ۰/۹۶ و به روش آزمون-بازآزمون به‌دست آمد. از طریق پرسش‌نامه آنلاین، داده‌های دیدگاه کاربران نسبت به مؤلفه‌های آشنایی، امکانات، کاربرد، مزایا، فرصت و محدودیت با سؤالات ۵ گزینه‌ای لیکرت گردآوری شد. تجزیه و تحلیل اطلاعات با نرم‌افزار SPSS و با استفاده از آزمون تی مستقل، آنوا و توکی برای بررسی وضعیت مؤلفه‌های فناوری واقعیت‌افزوده انجام شد.
یافته‌ها: میزان آشنایی کاربران با فناوری واقعیت‌افزوده ۵۰/۵۵ درصد بود. کاربران مشارکت‌کننده در پژوهش ۷۸/۲۳% با فناوری واقعیت‌افزوده در کتابخانه‌های دانشگاه‌های علوم پزشکی موافق بودند. به‌طور کل میانگین ۳/۹۱ و انحراف‌معیار ۰/۶۳± محاسبه شد. امکان توسعه‌ی فعالیت‌های پژوهشی، کاربرد فناوری در تقویت یادگیری، مزیت جذابیت، فرصت توسعه برنامه علمی آموزشی مهم‌ترین گویه از میان دیگر عوامل فناوری واقعیت‌افزوده یاد گردید و از جمله محدودیت‌های راه‌اندازی آن در کتابخانه‌های دانشگاه، نبود اینترنت پرسرعت دانسته شد. نگرش کلی کاربران نسبت به فناوری واقعیت‌افزوده در سطح مطلوب است.
نتیجه‌گیری: کاربران کتابخانه‌های دانشگاه‌های علوم‌پزشکی به‌ترتیب با امکانات فناوری واقعیت‌افزوده، فرصتی که واقعیت‌افزوده فراهم می‌کند و کاربرد واقعیت‌افزوده موافق بودند. نتایج، نشان داد که فناوری واقعیت‌افزوده از دیدگاه کاربران در کتابخانه‌های دانشگاه‌های علوم پزشکی ایران کاربردی و مفید است. فناوری واقعیت‌افزوده با حمایت کاربر، بهبود فعالیت کاربر، ایجاد جذابیت، جذب مخاطب، محتواسازی با توجه به انواع منابع کتابخانه‌ای، بازی‌وارسازی محتوا، اشتراک دانش، استغنای محتوای منابع، بر اساس فراهم بودن امکانات فنی(سخت‌افزاری-نرم‌افزاری)، فرصتی را برای توسعه‌ی کتابخانه‌های دانشگاه‌های علوم پزشکی ایجاد می‌کند.


صفحه 4 از 5     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به پیاورد سلامت می باشد.

طراحی و برنامه نویسی: یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by : Yektaweb