91 نتیجه برای دانشگاه
امین رضا نبی زاده، علیرضا نوبری،
دوره 14، شماره 5 - ( 10-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: مدیریت فرایند کسب و کار یک رویکرد جامع مدیریتی است که هدف همسوسازی کلیهی ابعاد و فعالیتهای سازمان را در راستای نیاز مشتریان دارد و کلیه فرایندهای سازمان را خودکار مینماید. پژوهش حاضر با هدف تعیین تاثیر مدیریت فرایند کسب و کار در عملکرد مالی دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی و درمانی تهران انجام شده است.
روش بررسی: این پژوهش از نوع کاربردی، توصیفی و پیمایشی است و بین مدیران مالی دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی و درمانی تهران و در سال ۱۳۹۷ انجام شده است. نمونهی پژوهش ۱۸۱ مدیر ۸۵ بیمارستان، دانشکده، مراکز تحقیقاتی دانشگاه میباشند که از فرمول کوکران و روش هدفمند انتخاب شدند. جمع آوری دادهها در عملکرد مالی از پرسشنامهی Hernaeus و همکاران(۲۰۱۲) و مدیریت فرایند کسب و کار، یارمحمدیان و همکاران(۱۳۹۱) استفاده شده است. روایی پرسشنامهها توسط روایی همگرا و واگرا و پایایی آلفای کرونباخ، پایایی ترکیبی و بارعاملی تایید گردید. در تحلیل دادهها، ۶۵/۲ درصد پاسخدهندگان مرد، ۵۵/۴۹ درصد فوقلیسانس به بالا، ۴۰/۴۹ درصد بالای ۴۰ سال سن و ۳۴/۴ درصد بالاتر از ۲۰ سال سابقه کار داشتند. آزمون فرضیهها از مدلسازی معادلات ساختاری و نرمافزار
Smart PLS) Smart Partial Least Squares) استفاده شد.
یافتهها: همبستگی سازههای شاخص گایدلاینها و رویههای درمانی و پروندههای الکترونیکی با میانگین واریانس (AVE) ۰/۵۸۷ و ۰/۸۲۳ و سازههای سوددهی مراکز درمانی، برگشت سرمایه و ارزشافزوده ۰/۷۳۷، ۰/۷۵۵ و ۰/۷۵۰ نشان همبستگی کافی و بالایی است. تاثیر مدیریت فرایند کسبوکار بر عملکرد مالی دانشگاه بهعنوان فرضیه اصلی با ضریب مسیر ۰/۸۸۱ و مقدار معناداری ۱۵/۳۸۳ تایید شد. همچنین تاثیر اصلاحات مرتبط با گایدلاینها و رویههای درمانی با عملکرد مالی با ضریب ۰/۴۲۲ و مقدار معناداری ۳/۷۰۲ و اصلاحات مرتبط با پروندههای الکترونیکی بیماران با ضریب ۰/۴۷۶ و مقدار ۴/۳۳۴ اندازهگیری و تایید شدند.
نتیجهگیری: سیستم مدیریت فرایند کسب و کار، شامل ابزاری برای مدلسازی و تحلیل دادهها، برنامههای یکپارچهسازی، پایش و بهینهسازی فعالیتهاست که در عملکرد مالی موثر باشد.
سمیه دهقانی سانیج، اسماعیل مصطفوی، حمیدرضا ضرغامی، حجت اله سلیمانی،
دوره 14، شماره 5 - ( 10-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: رشته مهندسی پزشکی پرچمدار رویکرد بینرشتهای در کشور است، که به دلیل توجه به اقتصاد دانشبنیان، در مسیر شکوفایی و هموارکردن پیشرفت و توسعه گام برمیدارد. هدف از این پژوهش، بررسی و سنجش تعاملات دانشگاه، صنعت و دولت کشور ایران در مقالات علمی حوزهی مهندسی پزشکی با استفاده از مدل مارپیچ سهگانه میباشد.
روش بررسی: این پژوهش کاربردی و با رویکرد کمّی بوده و از تکنیک علمسنجی استفاده میکند. وضعیت پویایی تعاملات ارکان اصلی نوآوری ایران در حوزهی مهندسی پزشکی در پایگاه استنادی علوم در بازهی زمانی ۲۰۱۹-۲۰۱۰ با استفاده از نرمافزارهای th.exe و th۴.exe محاسبه و میزان رسانش عدم قطعیت در ابعاد دوگانه و بعد ملی تعیین شده است.
یافتهها: رتبهبندی شاخص T بهترتیب به دانشگاه-دولت(۲۳/۳۸ میلیبیت)، دانشگاه-صنعت(۸/۴۷ میلیبیت) و صنعت-دولت(۱/۱۳ میلیبیت) تعلق گرفت و در نهایت، تعامل ملی(۱۲/۴۸- میلیبیت) بهدست آمد. تعامل بین دانشگاه-صنعت روندی افزایشی داشت و قویترین تعامل دوگانه متعلق به دانشگاه-دولت بود. تعامل ملی، در طول ده سال اخیر، همواره دارای مقدار منفی بوده که نشاندهندهی وجود پویایی در تعاملات در بعد ملی است.
نتیجهگیری: هرچند تعامل دوگانهی دانشگاه-صنعت در سالهای اخیر، روندی افزایشی داشته؛ اما تعامل ملی ارکان در بلندمدت، با روندی کاهشی مواجه بوده که بر این اساس، برخی سیاستهای علم و فناوری و راهبردهای پژوهشی و صنعتی برای ارتقای شبکه نوآوری دانشگاه-صنعت-دولت در حوزهی مهندسی پزشکی در ایران بهعنوان یک ضرورت پیشنهاد شده است.
فرامرز سهیلی، سحر جسری، علی اکبر خاصه، فرشید دانش،
دوره 15، شماره 1 - ( 1-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: یکی از روشهای مهم ارزیابی وب سایتهای موبایلی کتابخانه های دانشگاهی، روش های ارزیابی کاربردپذیری است؛ کاربردپذیری وبسایتها، یعنی سهولت و سادگی استفاده از آنها. هدف این پژوهش ارزیابی کاربردپذیری وب سایت موبایلی کتابخانه های دانشگاه های علوم پزشکی برتر ایران است.
روش بررسی: این مقاله به روش توصیفی-پیمایشی انجام شده است. جامعه ی آماری پژوهش، وب سایت های موبایلی کتابخانه های پنجاه دانشگاه علوم پزشکی برتر ایران است که در رتبه بندی webometrics دانشگاهها در ژانویه سال ۲۰۱۹ بالاترین رتبه را کسب کرده اند. ابزار مورد استفاده در این مقاله سیاهه ی وارسی است. تجزیه و تحلیل داده ها نیز با روش های آماری توصیفی و استنباطی و با استفاده از نرم افزار SPSS انجام گردید.
یافته ها: بررسی داده ها حاکی از آن است که از لحاظ میزان کاربردپذیری وب سایت موبایلی کتابخانه های دانشگاه، دانشگاه های علوم پزشکی کرمان، بیرجند و تهران به ترتیب با ۸۹/۲۳، ۸۴/۶۲ و ۸۱/۵۴ درصد در رده های نخست تا سوم و دانشگاه های نیشابور، گناباد و سمنان به ترتیب با ۴۰، ۴۳/۰۸ و ۴۴/۶۲ درصد در رده های آخر قرار دارند. ارزیابی مؤلفه های پژوهش نشان داد که«وضعیت رؤیت سیستم»، «کمک به کاربر در شناسایی، تشخیص و جبران خطاها» و «راهنمایی و مستندسازی» به ترتیب در وضعیت ایدهال و مؤلفه های«پیشگیری از خطا»، «انعطاف پذیری و کارایی سیستم» و «کنترل و آزادی کاربر» به ترتیب در وضعیت نامناسبی قرار داشتند.
نتیجه گیری: با توجه به نفوذ و رواج روزافزون تلفن های همراه هوشمند در زندگی حرفهای دانشگاهیان، ضروری است مدیران و طراحان وب سایتهای موبایلی کتابخانه های دانشگاهی با درنظر گرفتن یافته های کاربردی پژوهش حاضر کاربردپذیری و اثربخشی وبسایتهای موبایلی جامعه پژوهش را به عنوان یکی از مهم ترین بسترهای اطلاع رسانی سلامت ارتقا دهند.
شیما خسروی، ملیکه بهشتی فر، امین نیک پور،
دوره 15، شماره 1 - ( 1-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: حضور مدیریت منابع انسانی شایسته و توانمند از پیششرطهای موفقیت سازمان است. عواملی نظیر تاکید بر ضرورت تاسیس شرکتهای دانشبنیان، فعالیت دانشگاههای نسل سوم و فناور و از سویی چالشهای تامین منابع مالی بخش سلامت، جذابیت علمی و تکنولوژیکی کشورهای پیشرفته و در نتیجه خروج نیروهای فعال و متخصص از حوزهی سلامت، اهمیت توجه به ساماندهی سرمایه انسانی را پررنگتر نموده و با توجه به این واقعیت که روند توسعهی مدرن سازمان بر اساس پارادایم نوآوری استوار است، علاقه به شیوههای هدایت مدیریت منابع انسانی کارآفرین در حال افزایش است. از این رو هدف این پژوهش پیشبینی الگوی مدیریت منابع انسانی مبتنی بر نظام جامع کارآفرینی سازمانی در نسل سوم دانشگاههای علوم پزشکی کشور میباشد.
روش بررسی: در پژوهش حاضر، با مصاحبههای اکتشافی، الگوی پیشنهادی جهت مدیریت منابع انسانی مبتنی بر کارآفرینی سازمانی پیشبینی و با استفاده از روش تحلیل محتوا تحلیل شد. جامعهی پژوهش را مدیران پایه و میانی در حوزهی سلامت تشکیل میدهند که از این میان ۲۰ نفر با روش نمونهگیری غیراحتمالی قضاوتی و گلوله برفی بهعنوان نمونه انتخاب شدند.
یافتهها: نتایج پژوهش نشان داد که در حوزهی کارآفرینی سازمانی(در کلیه سطوح سازمانی حوزه بهداشت و درمان اعم از صف و ستاد) ۴ مقولهی اصلی و تأثیر گذار برمهارت های نرم و سخت مدیریت منابع انسانی قابل طبقهبندی است؛ که ۳ مقولهی آن شامل شاخههای ساختاری، رفتاری و محیطی در کلیه دستگاههای دولتی و حتی در حوزه صنعت دارای مفاهیم، کدها و اساساً کارکردهای نسبتاً مشابه هستند. لیکن در خصوص مقوله چهارم یعنی سرآمدی در حوزه بهداشت و درمان خاصه دانشگاههای علوم پزشکی، مراکز بهداشتی، درمانی و بیمارستانهای وابسته کاملا محسوس می باشد.
نتیجهگیری: راهبردهای سازمانی و تصمیمات در سطوح کلان، نقش بلامنازع و تاثیرگذاری در بسترسازی کارآفرینی سازمانی و در نهایت، تقویت فرایندها و بازخورد منبعث از مدیریت منابع انسانی در سطح سازمانهای بهداشتی و درمانی دارند.
حسین درگاهی، فاروق نعمانی، محمدرحیم قهستانی،
دوره 15، شماره 2 - ( 3-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: آگاهی کافی مدیران در زمینهی قوانین و مقررات و موازین حقوقی مرتبط با نظام سلامت موجب عملکرد مطلوب آنها در سازمان ها میشود. لذا این پژوهش با هدف تعیین میزان آگاهی مدیران ارشد از موازین، قوانین و مقررات حقوقی مرتبط با نظام سلامت در دانشگاهعلوم پزشکی تهران انجامشدهاست.
روش بررسی: مطالعهی حاضر بهصورت توصیفی-تحلیلی و از نوع مقطعی در سال 1396 انجام شد. نمونهی پژوهش شامل مدیران ارشد دانشگاه بود که با روش سرشماری به تعداد 75 نفر انتخاب شدند. ابزار پژوهش پرسشنامهی محققساخته بود که رواییصوری آن با استفاده از نظرات تعداد 7 نفر از متخصصان و صاحبنظران رشتههای حقوق پزشکی، و مدیریت خدمات بهداشتی درمانی و پزشکی به تایید رسید و پایایی آن با ضریب آلفای کرونباخ برابر %89 و روش آزمون-بازآزمون برابر %79 بهدست آمد. تحلیل دادهها با بهره برداری از روشهای آمار توصیفی شامل فراوانی مطلق و نسبی و آمار استنباطی شامل آزمونهای همبستگی پیرسون و کا اسکوئر با استفاده از نرم افزار SPSS انجام شد.
یافتهها: سطح آگاهی مدیران مورد مطالعه در اکثر حیطههای قانونی و موازین حقوقی مرتبط به نظام سلامت زیرمتوسط بود. بین سطح آگاهی از حیطههای تشکیلاتی، مالی و معاملاتی، و اداری و استخدامی مدیران با گذراندن دورههای آموزشی مرتبط ارتباط معکوس و معنیداری وجود داشت(0/01=P و 0/04=P).
نتیجهگیری: سطح آگاهی مدیران ارشد دانشگاه علوم پزشکی تهران در حیطههای سهگانهی قوانین و مقررات و موازین حقوقی، مالی، تشکیلاتی و اداری در سطح متوسط و متوسط روبه پایین قرار دارد. انجام تمهیدات لازم همچون برگزاری دورههای آموزشی با روشهای جدید مانند شبیهسازی، سناریونویسی، موردنگاری و تجربهنگاری و استفاده از فناوریهای جدید مانند مدیریت دانش هیبریدی و یکپارچهسازی فناوری به منظور ارتقای آگاهی مدیران پیشنهاد می شود. همچنین ایجاد نظام شایستگی راهبردی مدیران در سطوح مهارتهای عمومی و اختصاصی همراه با آموزش های مستمر و نظارت بر پاسخگویی و بازخوردهای ارایه شده در فرایندهای مدیریتی، انجام اصلاحات آتی را تضمین خواهد کرد.
دانشجوی دکتری سیمین مومن زاده، عاطفه زارعی، دکتر سیدعلی اکبر فامیل روحانی، لیلا دهقانی،
دوره 15، شماره 2 - ( 3-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: هدف اصلی تحقیق، پیشنهاد معماری متناسب برای طراحی سیستمهای اطلاعاتی یکپارچه و انعطافپذیر در معاونت تحقیقات و فناوری دانشگاه علوم پزشکی جندیشاپور اهواز است.
روش بررسی: این پژوهش از نوع کاربردی که در آن از روش تلفیقی برنامه ریزی سیستم کسب و کار (Business System Planning) و الگوی James Martin برای طراحی سیستمهای اطلاعاتی استفاده شده است. جامعه پژوهش شامل ۲۷ نفر از مدیران و کارشناسان معاونت تحقیقات و فناوری دانشگاه علوم پزشکی اهواز بود که از روش سرشماری استفاده شد و ابزار جمعآوری دادهها مصاحبهی ساختارمند و همچنین مشاهده و تحلیل اسناد بود. جهت تحلیل اطلاعات از ماتریس تقابلی استفاده گردید.
یافتهها: در مجموع، ۵۳ فرایند و ۶۰ کلاس داده شناسایی گردید. با بهرهگیری از یک الگوی معماری چندلایه(ارایه، فرایند، داده و زیرساخت) نتایج در قالب معماری پیشنهادی ارایه گردید. در معماری پیشنهادی ۱۲ زیرسیستم و ارتباطات بین آنها شناسایی شد که دربرگیرندهی زیرسیستم کتابخانه، فعالیتهای پژوهشی، فرصت مطالعاتی، همایش، پژوهانه، انتشارات، نوآوری و فناوری، اطلاعات آزمایشگاهی، پایاننامهها، برنامهوبودجه و زیرسیستم اجتماعی و شبکههای مدیریت دانش بود. همچنین نتایج نشان داد که میزان پوشش فرایندها، کلاس دادهها و اهداف توسط سیستمهای اطلاعاتی موجود بهترتیب %۵۳، %۵۰ و %۵۵ می باشد که در حالت پیشنهادی یا مطلوب به پوشش کامل افزایش یافته است.
نتیجهگیری: در این پژوهش با شناسایی سیستمهای اطلاعاتی موردنیاز، امکان برنامهریزی دقیق و بهکارگیری موفق این سیستمها فراهم میشود. نتایج این پژوهش میتواند برای پیادهسازی معماری سیستمهای اطلاعاتی سایر معاونتهای تحقیقات و فناوری دانشگاههای علوم پزشکی در ایران استفاده گردد، که در صرفهجویی به لحاظ هزینه و زمان تأثیر بسزایی دارد.
آرمان بهاری، بهنوش مودی،
دوره 15، شماره 4 - ( 7-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: افزایش استفاده از تلفنهای هوشمند، بهبود وضعیت شبکه اینترنت جهانی و همچنین نیاز به انعطافپذیری در فرایند آموزش، پیادهسازی یادگیری الکترونیک را در جامعه بشری امری اجتنابناپذیر نموده که محدودیتهای زمانی و مکانی را از بین برده و آموزش برابر را فراهم نموده است. با وجود این، سرعت ایجاد و توسعهی آن مخصوصاً در دانشگاهها و مراکز آموزش عالی در کشورهای در حال توسعه همچون ایران آهسته و بسیار کم است. ازاینرو در پژوهش حاضر به بررسی عوامل موثر بر ایجاد و توسعهی یادگیری الکترونیک از دیدگاه دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی زاهدان پرداخته شده است.
روش بررسی: این پژوهش کاربردی و بهصورت توصیفی-پیمایشی انجام شده است. نمونه آماری شامل ۳۱۳ نفر از دانشجویان در حال تحصیل در دانشگاه علوم پزشکی زاهدان در سال تحصیلی ۱۳۹۶-۱۳۹۵ میباشد که به روش تصادفی ساده انتخاب شدند. دادهها با استفاده از پرسشنامهی محققساخته، جمعآوری و با استفاده از آزمونهای آماری و نرمافزار SPSS تجزیه و تحلیل گردید.
یافتهها: یافتهها نشاندهندهی آن است که ۶ شاخص منتخب این پژوهش از نظر دانشجویان بر ایجاد و توسعهی یادگیری الکترونیک در دانشگاه علوم پزشکی زاهدان موثر بوده و عوامل به ترتیب از بیشترین به کمترین تاثیر عبارتند از: کیفیت اطلاعات و محتوا(۴/۲۵)، تمایل فراگیران(۴/۱۱)، کیفیت سیستم(۴/۱۰)، عوامل تسهیلکننده(۴/۰۵)، تعامل دانشجو و استاد(۳/۹۸) و کیفیت استاد(۳/۸۴).
نتیجهگیری: با توجه به یافتههای مطالعهی حاضر، میتوان نتیجه گرفت که سیاستگذاران و مدیران دانشگاه با توجه به اهمیت هرکدام از عوامل به سرمایهگذاری و توسعهی یادگیری الکترونیک برای ارایه خدمات بهتر به دانشجویان و استادان دانشگاه بپردازند.
سیروس پناهی، لیلا نعمتی انارکی، ناهید روستایی،
دوره 15، شماره 4 - ( 7-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: پژوهش حاضر به بررسی دیدگاه کتابداران درباره بازاریابی خدمات کتابخانه با استفاده از رسانههای اجتماعی و همچنین کاربردها، مزایا و چالشهای بهکارگیری آنها در دانشگاههای علومپزشکی تهران، ایران، شهید بهشتی پرداخته است.
روش بررسی: روش پژوهش، پیمایشی توصیفی و از نوع کاربردی است و در سال ۱۳۹۸ انجام گردید. ابزار گردآوری دادهها، پرسشنامهی محققساختهی تهیه شده بر اساس متون بود. روایی محتوای پرسشنامه توسط ۹ نفر از استادان رشته کتابداری و اطلاعرسانی پزشکی و پایایی پرسشنامه نیز با ضریب آلفای ۰/۹۵ تایید گردید. جامعه پژوهش شامل کل کتابداران شاغل در کتابخانههای مذکور به تعداد ۱۱۵ نفر بود. برای تحلیل دادهها از آمار توصیفی و نرمافزار SPSS استفاده شد.
یافتهها: نتایج مطالعهی حاضر حاکی از این است که سطح آگاهی کتابداران نسبت به رسانههای اجتماعی با میانگین ۳/۴۹ در سطح نسبتا مطلوب و در میزان استفاده در امور کتابخانه با میانگین ۱/۸۱ نامطلوب گزارش شده است. بیشترین بسامد استفاده از ابزارهای رسانههای اجتماعی بهترتیب مربوط به تلگرام، واتساپ و وبلاگها بودند. چالشهای بررسی شده فیلترشدن رسانههای اجتماعی در ایران در بازاریابی خدمات کتابخانه با میانگین ۳/۶ و مسایل امنیتی در استفاده از رسانههای اجتماعی با میانگین ۲/۸ با کمترین چالشها در میان عوامل سازمانی از دیدگاه کتابداران، نبودن قوانین مشخص جهت استفاده از رسانه اجتماعی در بازاریابی خدمات کتابخانه با میانگین ۳/۲۵ بیشترین و چالش مسایل حقوقی و مالی کتابخانه بهعنوان سازمان وابسته با میانگین ۲/۹۱ از کمترین چالشها در استفاده از رسانههای اجتماعی در بازاریابی خدمات کتابخانه از دیدگاه کتابداران بود.
نتیجه گیری: آشنایی و اهمیت استفاده از شبکههای اجتماعی برای بازاریابی در کتابخانهها از دیدگاه کتابداران در وضعیتی نسبتاً مطلوب قرار داشت. هزینهی پایین استفاده، مهمترین مزیت و عدم علاقه و مقاومت نسبت به استفاده، مهمترین چالش به کارگیری شبکههای اجتماعی در بازاریابی کتابخانه بودهاند.
ملیحه دلیلی صالح، مریم سلامی، فرامرز سهیلی، ثریا ضیائی،
دوره 15، شماره 4 - ( 7-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: کتابخانههای دانشگاهی برای ورود به کتابخانههای نسل چهارم، باید معیارهایی را کسب کنند، یکی از آن معیارها استفاده از فناوریهای نوین است. هدف پژوهش حاضر شناسایی نگرش کاربران کتابخانههای دانشگاههای علوم پزشکی به مؤلفههای فناوری واقعیتافزوده است.
روش بررسی: روش پژوهش، پیمایشی و نوع مطالعه کاربردی بود. رویکرد پژوهش کمّی و ابزار پژوهش پرسشنامهی محققساخته بود. روایی داخلی پرسشنامه از طریق CVI و پایایی با استفاده از ICC انجام شد. روایی صوری پرسشنامه با استفاده از نظرات ۱۰ نفر از متخصصان علم اطلاعات و حوزه فناوری واقعیتافزوده به تأیید رسید و پایایی آن با ضریب همبستگی آلفای کرونباخ ۰/۹۶ و به روش آزمون-بازآزمون بهدست آمد. از طریق پرسشنامه آنلاین، دادههای دیدگاه کاربران نسبت به مؤلفههای آشنایی، امکانات، کاربرد، مزایا، فرصت و محدودیت با سؤالات ۵ گزینهای لیکرت گردآوری شد. تجزیه و تحلیل اطلاعات با نرمافزار SPSS و با استفاده از آزمون تی مستقل، آنوا و توکی برای بررسی وضعیت مؤلفههای فناوری واقعیتافزوده انجام شد.
یافتهها: میزان آشنایی کاربران با فناوری واقعیتافزوده ۵۰/۵۵ درصد بود. کاربران مشارکتکننده در پژوهش ۷۸/۲۳% با فناوری واقعیتافزوده در کتابخانههای دانشگاههای علوم پزشکی موافق بودند. بهطور کل میانگین ۳/۹۱ و انحرافمعیار ۰/۶۳± محاسبه شد. امکان توسعهی فعالیتهای پژوهشی، کاربرد فناوری در تقویت یادگیری، مزیت جذابیت، فرصت توسعه برنامه علمی آموزشی مهمترین گویه از میان دیگر عوامل فناوری واقعیتافزوده یاد گردید و از جمله محدودیتهای راهاندازی آن در کتابخانههای دانشگاه، نبود اینترنت پرسرعت دانسته شد. نگرش کلی کاربران نسبت به فناوری واقعیتافزوده در سطح مطلوب است.
نتیجهگیری: کاربران کتابخانههای دانشگاههای علومپزشکی بهترتیب با امکانات فناوری واقعیتافزوده، فرصتی که واقعیتافزوده فراهم میکند و کاربرد واقعیتافزوده موافق بودند. نتایج، نشان داد که فناوری واقعیتافزوده از دیدگاه کاربران در کتابخانههای دانشگاههای علوم پزشکی ایران کاربردی و مفید است. فناوری واقعیتافزوده با حمایت کاربر، بهبود فعالیت کاربر، ایجاد جذابیت، جذب مخاطب، محتواسازی با توجه به انواع منابع کتابخانهای، بازیوارسازی محتوا، اشتراک دانش، استغنای محتوای منابع، بر اساس فراهم بودن امکانات فنی(سختافزاری-نرمافزاری)، فرصتی را برای توسعهی کتابخانههای دانشگاههای علوم پزشکی ایجاد میکند.
سید امیر رضا نجات، محمود بیگلر، سیده بهاره کاشیان،
دوره 16، شماره 1 - ( 1-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: سرمایه فکری با ماهیت دانش پایهای که دارد، منبعی نامشهود، راهبردی، منحصر بهفرد و دارای مزیت رقابتی است. هدف این پژوهش، بررسی وضع موجود بلوغ سرمایه فکری در حوزه مدیریت و برنامهریزی دانشگاه علوم پزشکی تهران است.
روش بررسی: این تحقیق از نظر هدف، کاربردی و با رویکردی کمی در سال ۱۴۰۰ انجام و برای گردآوری اطلاعات از پرسشنامه استفاده شده است. جامعه آماری، مدیران میانی و پایهی معاونت توسعهی مدیریت و برنامهریزی منابع بوده که با استفاده از جدول مورگان تعداد ۵۷ نفر بهصورت تصادفی ساده انتخاب و با آزمونهای آماری تی و ناپارامتری با استفاده از نرمافزار SPSS تحلیل شدهاست. روایی محتوایی پرسشنامه از طریق بررسی پیشینهی پژوهش و کسب نظرات خبرگان و برای سنجش پایایی از ضریب آلفای کرونباخ استفاده شده که مقدار آن ۰/۸۷۴ بهدست آمده است.
یافتهها: آزمونهای آماری t نشان میدهد که سطوح پنجگانهی بلوغ مدیریت سرمایه فکری از یک الگوی غیرخطی پیروی میکند و میزان تحقق ویژگیهای سطح آغازین یعنی فقدان شاخت سرمایه فکری، بالاتر از حد قابل قبول بوده ولی آزمون آماری سایر سطوح بلوغ شامل؛ مدیریتشده، تعریفشده، مدیریت کمیشده و بهینه در سطح معناداری ۰/۰۵ معنادار نیست.
نتیجهگیری: وضع موجود سرمایه فکری در جامعه مورد مطالعه مبیّن این است که مدیریت به اهمیت سرمایه فکری ناآگاه است و اقدامی برای پیادهسازی و اجرای فرایند مدیریت سرمایههای دانشی انجام نشده است. گرچه بسیاری از زیرساختهای لازم در معاونت وجود دارد با وجود این، درک ناکافی از قابلیتهای مدیریت سرمایه فکری بهعنوان منبعی راهبردی در این پژوهش مشهود است. سازمان برای رسیدن به سطح تعریف شده و سطوح بعدی، لازم است نسبت به شناسایی، فعالسازی و هدایت منبع نامشهود اهتمام داشته و سپس به کمیسازی، استانداردسازی و مدیریت کمی و تجزیه و تحلیل نقاط قوت و ضعف و در نهایت بهبود مستمر فرایندها و نوآوری تمرکز کند.
زهرا اطرج، فیروزه زارع فراشبندی، فاطمه رستگاری،
دوره 16، شماره 2 - ( 3-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: رفتار جستجوی اطلاعات سلامت از عوامل و متغیرهای متعددی چون صفات شخصیتی، باورها، ارزشها، گرایشها، عوامل زمینهای و هیجانات فردی تأثیر میپذیرد و ازآنجاییکه اطلاعات سلامت، ارتباط مستقیمی با کیفیت زندگی افراد جامعه دارد، میتواند در تصمیمگیریهای مرتبط با سلامت فردی و اجتماعی تأثیرگذار باشد و باعث بهبود عملکرد افراد در این زمینه شود. هدف از این پژوهش تعیین رابطهی تیپهای شخصیتی دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان با رفتار اطلاعیابی سلامت آنان بر اساس مدل میلر است.
روش بررسی: نوع مطالعه، کاربردی و روش آن پیمایشی است. جامعهی پژوهش کلیه دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان هستند. حجم نمونه با استفاده از جدول مورگان ۲۹۷ نفر تعیین شد. ابزار گردآوری دادهها، پرسشنامههای استاندارد پنج عاملی شخصیتی نئو و پرسشنامهی رفتار اطلاعاتی میلر است. دادهها توسط نرمافزار SPSS تجزیه و تحلیل شد.
یافتهها: نتایج پژوهش حاضر نشان داد که بین تیپ شخصیتی«رواننژندی» و مؤلفهی«جستجوی فعالانه اطلاعات سلامت» رابطهی معکوسی وجود دارد. همچنین بین«اشتیاق به تجربیات جدید»، «وظیفهشناسی» و مولفهی«جستجوی فعالانه اطلاعات سلامت» رابطهی مستقیمی وجود دارد. این در حالی است که آمارههای بهدست آمده نشان دادند که بین تیپ شخصیتی«برونگرایی» و«توافقپذیری»، با مؤلفههای رفتار اطلاعیابی سلامت رابطهی معناداری وجود ندارد. دانشجویان مورد بررسی از نظر تیپ شخصیتی مسئولیتپذیر و وظیفهشناس نبوده، اغلب تنهایی را ترجیح داده و درونگرا و محافظهکار هستند. اما بیش از نیمی از آنان در بعد«توافقپذیری»، متعادل عمل میکنند.
نتیجهگیری: نتیجهی این پژوهش نشان داد که افراد مشتاق به تجربیات جدید و وظیفهشناس فعالانه به جستجوی اطلاعات سلامت میپردازند، اما افراد رواننژند تمایلی به جستجوی فعالانهی اطلاعات سلامت ندارند. این بدانمعنی است که هرچه افراد مسئولیتپذیرتر و وظیفهشناستر باشند یا اشتیاق بیشتری به تجربههای جدید داشته باشند، فعالانهتر به جستجوی اطلاعات سلامت میپردازند. بنابراین بهتر است سیاستگذاران سلامت به نحوی برنامهریزی کنند که اطلاعات سلامت موردنیاز بر اساس شخصیت افراد به صورت تعاملی در اختیار آنها قرار گیرد.
زینب سادات نوربخش، فاطمه شیخ شعاعی، داریوش مطلبی، فرزانه فضلی،
دوره 16، شماره 3 - ( 5-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: منابع پزشکی با سلامت جامعه ارتباط مستقیم داشته و کتاب بهعنوان یکی از اصلیترین منابع، از اهمیت بالایی برخوردار است. این پژوهش با هدف آسیبشناسی وضعیت نشر کتابهای علوم پزشکی و همچنین شناسایی مشکلات تولید محتوا، تولید فرهنگی و تولید فنی در ایران از دیدگاه ناشران انجام شده است.
روش بررسی: پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی، رویکرد کیفی و روش پدیدارشناسی است. ابزار مورد استفاده در این پژوهش مصاحبهی نیمه ساختاریافته و جامعه پژوهش، ناشران تخصصی حوزه پزشکی در دو بخش دانشگاهی(پنج ناشر) و خصوصی(هشت ناشر) بودند. انجام مصاحبهها تا مرحله اشباع دادهها(13 مصاحبه) ادامه یافت. ابتدا کدگذاری باز و محوری صورت گرفت که در نهایت تعداد 402 کد، استخراج و پس از آن در تعداد 74 مقوله دستهبندی شد که با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی تحلیل گردید.
یافتهها: از دیدگاه ناشران حاضر در پژوهش بهترتیب، نبود سیاستگذاری تولید محتوا(24 تکرار، 16 درصد)، ترجمهای بودن درصد بالای آثار نشر پزشکی(23 تکرار، 16 درصد)، و تخصص نداشتن ناشران پزشکی(11 تکرار، 7 درصد)، بیشترین مشکلات و آسیبها(53 درصد) در حوزهی تولید محتوا را در برمیگیرد. مشکلات تولید فرهنگی در رتبهی دوم با 39 درصد و بهترتیب شامل تخصصی و هزینهبر بودن ویراستاری کتاب، حرفهای نبودن داوران و نبود قوانین ساختارمند داوری با 22 تکرار معادل 46 درصد، 8 تکرار معادل 17 درصد و 6 تکرار معادل 13درصد میباشد. آسیبها و مسایل بخش تولید فنی معادل 8 درصد بازتاب داده شده است که مشکلات مواد اولیه چاپ و نشر(11 تکرار، 48 درصد)، مشکلات فناوری چاپ و نشر(5 تکرار، 23 درصد) و کمبود نیروی متخصص فنی(3 تکرار، 13 درصد)، سه آسیب اصلی در تولید فنی از دیدگاه ناشران برشمرده شدهاند.
نتیجهگیری: باتوجه به یافتههای حاصل از این پژوهش دربارهی آسیبهای موجود در صنعت نشر پزشکی، میتوان نتیجه گرفت که بسیاری از مشکلات نشر در ایران ریشه در سیاستهای کلی و قوانین و فرهنگ حاکم دارد. بنابراین توجه جدیتر به حوزهی تخصصی نشر پزشکی از سوی دولت و سیاستگذاری کاملاً بیطرفانه در جهت برطرفکردن دغدغههای ناشران میتواند موانع و مشکلات زیادی را برطرف سازد.
فاطمه محبتی، مریم تاجور، بهرام محقق، سیدپوریا هدایتی، محمد عرب،
دوره 16، شماره 4 - ( 7-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: اصلاح ساختار و تشکیلات ستاد دانشگاهها/دانشکدههای علوم پزشکی و خدمات بهداشتی و درمانی و انطباق مستمر آن با رسالت و اهداف سازمان و نقشها و کارکردهای جدید، ضرورتی غیرقابلانکار است. هدف از این مقاله، بررسی و تحلیل عوامل و زمینههای دستور کارگذاری برنامهی اصلاح ساختار ستاد دانشگاههای علوم پزشکی کشور است.
روش بررسی: مطالعهی کیفی حاضر در سال ۱۳۹۹ بهصورت گذشتهنگر و بر مبنای مدل جریانهای چندگانه کینگدان انجام شد. جمعآوری دادهها با استفاده از دو روش مصاحبههای فردی و بررسی اسناد انجام گردید. نمونهگیری از مدیران و کارشناسان مراکز توسعه و تحول اداری وزارت بهداشت و دانشگاههای علوم پزشکی و همچنین معاونتهای دانشگاهها(۱۲ دانشگاه/دانشکده علوم پزشکی) بهصورت هدفمند و بهروش گلوله برفی تا رسیدن به اشباع دادهها از طریق انجام ۱۹ مصاحبهی فردی انجام شد. تحلیل دادههای حاصل از مصاحبههای عمیق و تحلیل اسناد بهترتیب با روشهای تحلیل چارچوب و تحلیل محتوا و با استفاده از نرمافزار MAXQDA ۲۰۲۰ صورت گرفت.
یافتهها: یافتههای این مطالعه دربرگیرندهی سه جریان مشکل، سیاست و جریان سیاسی میباشد. جریان مشکلات ساختاری شامل تغییر کمی و کیفی وظایف و فرایندهای جدید در واحدهای محیطی دانشگاهها، تداخل و موازیکاری در وظایف برخی واحدهای ستادی دانشگاهها و چانهزنیهای موردی برای تغییر ساختار و اخذ تشکیلات توسط دانشگاههای علوم پزشکی بود. جریان سیاست شامل الزام به ایجاد تغییرات ساختاری در قوانین و اسناد بالادستی از جمله برنامه پنجم توسعه، احکام دایمی و همکاری صاحبان فرایند و ذینفعان بود. جریان سیاسی شامل اجرای طرح تحول سلامت و طرح پزشک خانواده و لزوم حمایت ساختاری از این برنامهها و حمایت سیاستگذاران ذیربط، تصویب قانون هیئتامنایی شدن دانشگاهها در قانون برنامه پنجم توسعهی اقتصادی و جلب حمایت همهجانبه ذینفعان جهت اصلاح ساختار ستاد دانشگاهها بود.
نتیجهگیری: دانشگاههای علوم پزشکی کشور بهعنوان بازوی ستادی وزارت بهداشت در سطح استانها، نیازمند داشتن ساختاری پویا و همسو با نیازهای واحدهای محیطی خود میباشند. عواملزمینهای تاثیرگذار در سیاستگذاری اصلاح ساختار و تشکیلات ستاد دانشگاهها/دانشکدهها بهعلاوه جریان مشکلات ساختاری که عمدهترین آن تغییر در وظایف واحدها بود، بههمراه عزم سیاسی در وزارت بهداشت منجر به حادث شدن همزمان سه جریان مشکل، سیاست و سیاسی و در نهایت بازشدن پنجرهی فرصت و تغییر ساختار و تشکیلات ستاد دانشگاههای علوم پزشکی گردید.
اشرف دهقانی، مریم قنبری خشنود، سمیه امینی سرتشنیزی، آرزو فرهادی،
دوره 17، شماره 1 - ( 1-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: پیدایش و تداوم کرونا، دانشگاهها و مراکز آموزش عالی را بر آن داشت تا با تغییر در راهبرد آموزشی خود بتوانند اقدام مناسب و همسو با این شرایط را برای پیشبرد اهداف خود به انجام رسانند. بهدلیل اهمیت آموزش و یادگیری الکترونیکی در پاسخ به این شرایط، پژوهش حاضر با هدف واکاوی تجربه زیسته دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی همدان از یادگیری الکترونیکی در بحران کووید-19 انجام شد.
روش بررسی: این پژوهش کیفی و با رویکرد پدیدارشناسی تفسیری است. روش نمونهگیری بهصورت هدفمند انجام شد. برای گردآوری دادهها از مصاحبهی نیمهساختاریافته استفاده شد. پس از مصاحبهی سیزدهم، اشباع نظری دادهها حاصل شد و فرایند مصاحبه با نفر شانزدهم پایان یافت. بهمنظور تجزیه و تحلیل متن مصاحبهها از روش کلایزی استفاده گردید.
یافتهها: از تحلیل دادههای بهدست آمده، سه مضمون اصلی: «ارتباط و تعامل» با پنج مضمون فرعی(عدم تعامل مناسب بین دانشجو/ استاد و دانشجو/ دانشجو، سلب انگیزه، امنیت و سلامت روان، اشتراک دانش و صرفهجویی در زمان و هزینه)؛ «مدیریت زمان و سبک یادگیری» با شش مضمون فرعی(کیفیت پایین تدریس، استرس، دسترسی و تأمین منابع، سلامت آزمون، کسب تجربه و مهارت و فرصت یادگیری مجدد و نوآوری در آموزش) و «زیرساختها و امکانات فنی» با سه مضمون فرعی(پشتیبانی ضعیف، نادیده گرفتن برابری آموزشی و ارتقای سواد رسانهای) استخراج گردید. تعامل ضعیف بین استاد و دانشجو، افزایش سطح اضطراب و مسئولیت فردی برای موفقیت در یادگیری و ضعف زیرساختهای فنی و مدیریتی، عمدهترین چالشهای بهدست آمده از این سه مضمون بودند. فراهم کردن زمینهای برای پژوهش، خودتنظیمی و خودراهبری در یادگیری، افزایش دانش و مهارتهای فناوری اطلاعات و ارتباطات از جمله فرصتهایی است که در این مضامین گنجانده شدهاند.
نتیجهگیری: نتایج پژوهش حاضر، ضرورت توجه به رویکرد تعامل و ارتباط میان یاددهنده و فراگیر، بازنگری در شیوههای آموزش و مهارتآموزی، ارتقای کیفیت یادگیری الکترونیکی و آمادهسازی زیرساختهای مناسب برای بهرهگیری مطلوب از یادگیری الکترونیکی را ایجاب میکند.
- زینب هاشم زاده، فرهاد حبیبی، حسین درگاهی، محمد عرب،
دوره 17، شماره 1 - ( 1-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: ارایه مراقبت در منزل به بیماران، روش جایگزین بستری در بیمارستان به خصوص برای بیماران مزمن است که میتواند بهعنوان یک رویکرد نوآورانه برای بهبود ارایه مراقبت و کاهش هزینههای ناشی از بستریشدن مجدد در بیمارستانها اجرا شود. پژوهش حاضر با هدف بررسی مزایا و چالشهای اجرای طرح مراقبت در منزل پس از ترخیص از بیمارستان از دیدگاه دریافتکنندگان و ارایهدهندگان مراقبت سلامت در سطح دانشگاه علوم پزشکی تهران در سال ۱۴۰۰ انجام شده است.
روش بررسی: مطالعهی حاضر یک پژوهش کاربردی است که بهصورت کیفی با استفاده از مصاحبههای ساختاریافته و نیمه ساختاریافته انجام شد. جامعهی پژوهش شامل مسئولان اجرای این طرح در سطح وزارت بهداشت و دانشگاه، مجریان این طرح در ۴ بیمارستان، ۵ موسسه ارایهکنندهی خدمات مراقبت در منزل، و همراهان بیماران بودند. تعداد ۲۸ نفر از جامعه پژوهش با استفاده از روش نمونهگیری هدفمند و گلوله برفی وارد مطالعه شدند. برای تحلیل دادههای مصاحبه از روش تحلیل محتوایی استفاده شد. از نرمافزار MAXQDA۲۰۲۰ جهت دستهبندی دادهها بهرهبرداری گردید.
یافتهها: بر اساس یافتههای این پژوهش و پس از انجام تحلیل محتوا، نتایج بهدست آمده به دو دسته مزایا و چالشهای طرح مراقبت در منزل پس از ترخیص از بیمارستان طبقهبندی گردید. در مجموع ۶۱ کد باز استخراج شد؛ بهطوریکه ۲۷ کد به شناسایی ۵ تم(شامل بهبود ارایه خدمت، کاهش هزینهها، تحقق اهداف سلامت، مزایای فرهنگی و اجتماعی، فراهم بودن زیرساختهای لازم) در قسمت مزایا و ۳۴ کد به شناسایی ۷ تم(شامل سیاستگذاری، قانونی و اخلاقی، اقتصادی، نیروی انسانی، فرهنگی-اجتماعی-ارتباطی، محدودیت در ارایه خدمت و محدودیتهای زمانی و مکانی) در قسمت چالشها انجامید.
نتیجهگیری: نتایج این پژوهش نشان داد که ارایه خدمات مراقبت در منزل پس از ترخیص از بیمارستان در تکمیل فرایند ارایه خدمات درمانی نقش مهمی دارد. میتوان گفت ارایه خدمات مراقبت در منزل پس از ترخیص از بیمارستان باعث بهبود ارایه خدمت، کاهش هزینهها و تحقق اهداف سلامت میشود و از طرف دیگر در حوزههای سیاسی، قانونی، اقتصادی و فرهنگی چالشهایی در مسیر اجرای بهینهی این طرح وجود دارد. بنابراین برنامهریزی برای ارزیابی و حل مشکلات پیشروی این خدمات امری ضروری است.
نگین سالدار، رحیم شهبازی،
دوره 17، شماره 2 - ( 3-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: سواد سلامت در کاهش تلفات انسانی و هزینههای مالی در یک جامعه نقش دارد. هوشهیجانی و سواد رسانهای نیز در موفقیت افراد در زندگی سهیم هستند. از اینرو، پژوهش حاضر با هدف بررسی وضعیت هوشهیجانی، سواد سلامت، سواد رسانهای و رابطهی بین آنها در بین دانشجویان دانشگاه شهیدمدنی آذربایجان انجام گرفته است.
روش بررسی: این تحقیق بر اساس ماهیت و ویژگی کلی، کمی؛ بر اساس هدف، کاربردی و بر اساس روش تحقیق و جمعآوری دادهها، توصیفی از نوع همبستگی مبتنی بر مدل معادلات ساختاری است. جامعه آماری پژوهش، دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه شهیدمدنی آذربایجان در سال ۱۳۹۹(تعداد ۲۲۱۸) بودند. نمونه آماری تحقیق ۳۲۷ نفر است که بهروش نمونهگیری تصادفی طبقهای متناسب انتخاب شدند. جهت جمعآوری دادهها از پرسشنامههای هوشهیجانی Schutte (۱۹۹۸)، سواد سلامت منتظری و همکاران(۱۳۹۳) و پرسشنامهی اصلاح شدهی سواد رسانهای اسمعیلپونکی و همکاران(۱۳۹۴) استفاده شد. پایایی پرسشنامهها با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ بهترتیب ۰/۹۱، ۰/۸۴ و ۰/۷۹ به دست آمد. دادههای جمعآوری شده با استفاده از روشهای آمار توصیفی و آمار استنباطی با استفاده از نرمافزارهای SPSS و LISREL تجزیه و تحلیل گردید.
یافتهها: یافتههای پژوهش میانگین هوشهیجانی، سواد سلامت و سواد رسانهای دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه شهیدمدنی آذربایجان را بهترتیب ۳/۱۰، ۳/۴۷ و ۳/۵۸ نشان دادند. همچنین، یافتهها نشانگر رابطهی معنیداری بین هوشهیجانی و سواد سلامت دانشجویان بود. بر اساس یافتهها بین هوشهیجانی با سواد رسانهای، و سواد رسانهای با سواد سلامت رابطهی معنیداری وجود دارد. همچنین، متغیر سواد رسانهای نقش میانجی را در ارتباط بین هوشهیجانی و سواد سلامت به میزان(ضریب) ۰/۵۸ واحد(۰/۷۵×۰/۷۸) ایفا میکند. نتایج آزمون مدل معادلات ساختاری نیز حاکی از برازش مدل مفهومی ارایه شده در خصوص رابطهی هوشهیجانی، سواد سلامت و سواد رسانهای دانشجویان بود (۰/۰۶۹=RMSEA، ۹۴=، ۰/۹۷=GFI).
نتیجهگیری: سواد رسانهای نه تنها بهطور مستقیم بر سواد سلامت دانشجویان میتواند تاثیرگذار باشد، بلکه دارای نقش واسطهای در بین هوشهیجانی و سواد سلامت است. به دلیل تاثیر هوشهیجانی بر سواد سلامت و سواد رسانهای دانشجویان توصیه میشود که در آموزشهای تحصیلات تکمیلی برنامهریزیهای لازم در این خصوص و تقویت هوشهیجانی انجام پذیرد.
ماشااله ترابی، سارا نعیمی، الناز واحدی، حمیده حمیدی،
دوره 17، شماره 6 - ( 11-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: آموزش مخاطبان از مواردی است که میتواند بر برداشت ذهنی آنها از مفید بودن و آسانی استفاده از فناوری تأثیرگذار باشد. برخی از مخاطبان به علت عدم آگاهی از ویژگیهای منحصر به فرد و استفادهی آسان از سایت دانشگاه علوم پزشکی تهران ترجیح میدهند تا از وبسایت قدیمی استفاده کنند و تغییرات در سایت دانشگاه را به خوبی نمیپذیرند. این پژوهش با هدف مقایسهی دو روش آموزش چهره به چهره و آموزش از طریق نماتصویر در پذیرش تغییرات فناوری اطلاعات در وبسایت دانشگاه و ارزیابی آگاهی مخاطبان از ویژگیهای شهرتآفرینی در وبسایت انجام شد.
روش بررسی: این پژوهش به روش نمونهگیری تصادفی ساده در سال ۱۴۰۰ در سه مرحله انجام شد. افراد شرکتکننده در این مطالعه ۹۰ نفر بودهاند که ۴۵ نفر به صورت چهره به چهره و ۴۵ نفر نیز از طریق نماتصویر درباره تغییرات سایت آموزش دیدند. جمعآوری دادههای تحقیق براساس پرسشنامه استاندارد دیویس و تحلیل دادهها با استفاده از نرمافزار SPSS و GraphPad Prism انجام گرفت. برای مقایسهی یک متغیر کمی در بیش از دو گروه تست آنالیز واریانس یک طرفه یا آزمون کروسکال والیس و هم چنین، آزمون One-way ANCOVA برای بررسی تفاوت بین گروهها قبل و بعد از آموزش بهکار برده شد.
یافتهها: در آموزش چهره به چهره متغیرهایی مانند آگاهی، سودمندی و سهولت استفاده ی درک شده، هم چنین، نگرش و عملکرد در مورد استفاده از فناوری اطلاعات پیش و پس از آموزش چهره به چهره یا آموزش توسط نماتصویر تفاوت معناداری نداشتند.
نتیجهگیری: بررسی اثر بخشی روشهای آموزش در این طرح، به روابط عمومی دانشگاه کمک خواهد کرد که برای تغییراتی که در آینده در حوزهی شهرتآفرینی وبسایت به وجود خواهد آمد، نسبت به آمادهسازی و همراهسازی مخاطب به سرعت وارد عمل گردد.
الهام شکیبا، محبوبه سادات فدوی، محمد علی نادی،
دوره 18، شماره 5 - ( 9-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: قدرت هوشمند، همبستگی و اتحاد بین علم و دانش و ارتباطات است. امروزه با پیشرفت فناوری، فضای جدیدی در علوم پزشکی ایجاد شده است. هدف پژوهش حاضر، تبیین مفهوم قدرت هوشمند و شناسایی مؤلفههای آن در دانشگاههای علوم پزشکی کشور است.
روش بررسی: پژوهش حاضر، بهصورت کیفی در سال ۱۴۰۱ با استفاده از روش دادهبنیاد انجام شد. در این پژوهش، با ۱۳ نفر از اعضای هیاتعلمی دانشگاههای علوم پزشکی کشور انتخاب شده از طریق روش نمونهگیری هدفمند و گلوله برفی، مصاحبهی عمیق و نیمهساختارمند انجام شد. با این تعداد محقق به اشباع نظری رسید. برای تجزیه و تحلیل تحلیل دادهها از روش Strauss and Corbin بر اساس کدگذاری باز، محوری و گزینشی استفاده شد. برای تعیین دقت و اعتبار دادهها، پژوهشگر پس از کدگذاری دادهها، از شش نفر از مشارکتکنندگان در مصاحبه و شش نفر از استادان دانشگاه آشنا به موضوع و روش پژوهش، نظرخواهی شد.
یافتهها: پس از تدوین مفاهیم اولیه ۷۷ کد باز، ۱۵ کد محوری و پنج کد گزینشی برای قدرت هوشمند شناسایی شد. تقویت هوشمصنوعی، تحول الکترونیکی سلامت و فعالیتهای فرامرزی با هم پاسخگویی فناورانه سلامت را تشکیل میدهند، عوامل علّی هستند که بر پدیدهی قدرت هوشمند تأثیر میگذارند. اقداماتی که باید برای قدرت هوشمند در دانشگاههای علوم پزشکی انجام شود، با عنوان راهبردها شامل نوآوری فناورانه که با فناوری نظاممند، آموزش فناورانه، ظرفیتسازی پژوهش صورت میپذیرد. مدیریت سایبری با عملکرد فناوری محور، ارتقای توانایی ارتباطی، مدیریت اطلاعات، عوامل زمینهای است که شرایط ویژه بر راهبردهای مؤثر ایجاد میکند. تضاد سنت با نوسازی، تشویش اطلاعاتی با عنوان مخاطرات سازمانی عوامل مداخلهای هستند که در راهبردها مداخله و آنها را محدود میکند. اگر شرایط ویژهی راهبردها مهیا شود و عوامل مداخلهای کنترل شود، پیامد راهبردها پیشرفت فناورانه، توسعهی شبکه ارتباطی، تجمیع قدرت سخت و نرم بهطور کلی سلامت همهجانبه میشود.
نتیجهگیری: سیاستگذاران نظام سلامت با بهکارگیری و توسعهی این قدرت خواهند توانست تا مشکلاتی مانند یکسان نبودن امکانات بهداشتی در مناطق مختلف را برطرف نموده و همچنین استفاده از دانشگاه مجازی و آموزش الکترونیک که موجب رفع محدودیتهای زمانی و مکانی است، فرصت آموزش را برای متقاضیان در نقاط مختلف کشور فراهم آورند.
محمدهیوا عبدخدا، طاها صمدسلطانی، لیلا قادری نانساء،
دوره 18، شماره 6 - ( 12-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: برقراری روابط پویایی بین دانشآموختگان و دانشجویان باید اولویت بسیار مهمی برای دانشگاهها باشد که در تلاشند تا در بازار رقابتی و متغیر به سرعت دانشگاههای نسل سوم پیشرفت کنند. بهدلیل عدم ارتباط مؤثر با دانشآموختگان در دانشگاههای ایرانی و نقش این سیستمها در اکوسیستم فناوری، هدف این مطالعه تحلیل نیازهای یک سامانهی مدیریت دانشآموختگان است و یک مدل مفهومی پیشنهاد میشود.
روش بررسی: پژوهش شامل دو فاز اصلی شامل تحلیل نیازها و طراحی فرایند و نرمافزار بود. در طول مهندسی نیازها، همانگونه که در مراجع تجزیه و تحلیل سیستم و طراحی توصیف شده است، ابتدا یک مرور سریع در پایگاههای اطلاعاتی منتخب در مورد تواناییها و موردهای کاربردی مطالعات موجود و ویژگیهای پیشنهادی سیستمهای نوآورانه مدیریت دانشآموختگان انجام شد. موارد استخراج شده از مرور سریع در قالب یک چکلیست ارایه شد. سپس الزامات کاربردی از طریق مصاحبه با ۱۰ نفر از کارشناسان معاونت آموزشی دانشگاه و دانشکده و در طی دو دور روش دلفی استخراج شد. در مرحله بعد، فرایندهای کاری مشاهده شد و صاحبان فرایند مصاحبه شدند. نمودارهای UML برای رسیدن به توصیف مناسبی از یک سیستم خوب استفاده شد.
یافتهها: در این مطالعه، الزامات به دو دستهی اصلی تقسیم شدند شامل: ۳۷ نیاز عملکردی و غیرعملکردی. دستهبندی عملکردی شامل سه زیرمجموعهی مهم از نیازها بود: نیازهای اساسی، نیازهای اجتماعی و نیازهای نوآوری. نیازهای اساسی شامل مواردی بودند که باید برای عملکرد پایهای سیستم فراهم شوند. نیازهای اجتماعی به توانایی سیستم در تسهیل تعاملات کاربر اشاره داشتند و نیازهای نوآوری شامل امکانات و ویژگیهای جدید و خلاقانهای بودند که میتوانستند به سیستم افزوده شوند. متخصص مهندسی نرمافزار، این نیازهای عملکردی را تجزیه و تحلیل کرد و سپس آنها را به موردهای کاربردی سیستم تبدیل نمود تا به بهترین شکل در توسعه سیستم لحاظ شوند.
نتیجهگیری: مدل مفهومی سامانه مدیریت ارتباط با دانشآموختگان پیشنهاد شده بر اساس مهندسی نیازهای محور کاربر تحلیل و مدلسازی شد. مدل ارایه شده یک پیشنهاد عملی برای اجرای مؤثر مکانیزم ارتباطی و تعامل فعال بین دانشآموختگان و همچنین دانشجویان فعلی، اعضای هیئتعلمی و سایر کارکنان در یک اکوسیستم نوآوری و کارآفرینی فراهم میکند.
ابراهیم جعفری پویان، فرشاد علامه، ندا علیزاده، طاهره شریفی،
دوره 19، شماره 4 - ( 8-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: حفظ و ماندگاری اعضای هیاتعلمی یکی از چالشهای اساسی نظام سلامت کشور است. بنابراین مطالعهی حاضر با هدف ارایه راهکارهای ماندگاری اعضای هیاتعلمی حوزهی سلامت انجام گردیده است.
روش بررسی: این مطالعه بهصورت ترکیبی در سه مرحله، در سال ۱۴۰۳ انجام گرفت. در مرور حیطهای مقالات مرتبط از پایگاههای داده Magiran, SID, PubMed و استفاده از موتور جستجوی Google scholar بررسی گردیدند. از ۱۸۹۷۷ مطالعهی شناسایی شده بعد از چند مرحله غربالگری، ۳۷ مقاله انتخاب و مورد بررسی قرار گرفت. در مرحلهی دوم ۱۲ مصاحبه نیمهساختارمند بهمنظور شناسایی عوامل ماندگاری اعضای هیاتعلمی حوزهی سلامت با صاحبنظران و مدیران مرتبط با رویکرد استقرایی بر اساس قواعد تحلیل محتوای جهتدار انجام گردید. بر همین اساس از چهارچوب مدیریت منابع انسانی که شامل ۵ مرحلهی آشنایی با دادهها، شناسایی چهارچوب موضوعی، نمایهسازی، نمایش با نمودار و تفسیر نتایج برای تحلیل دادهها در این پژوهش استفاده شد. از نرمافزار ۲۰۲۰-MAXQDA در تحلیل دادههای پژوهش استفاده شد. در نهایت در مرحلهی سوم با بهرهگیری از ماتریس اولویتبندی، راهکارها توسط ۱۷ نفر از خبرگان امتیازدهی و اولویتبندی شد.
یافتهها: راهکارهای ماندگاری اعضای هیاتعلمی حوزهی سلامت بر اساس چرخهی مدیریت منابع انسانی در ۱۰ حوزه شناسایی و طبقهبندی شد که شامل نیرویابی، انتخاب و استخدام، رشد و توسعه، ارزیابی عملکرد، جبران خدمت، فرهنگ سازمانی، بهبود شرایط کار، انگیزش، خاتمهی کار و عوامل برونسازمانی بود؛ سپس راهکارهای هر حوزه بر اساس میزان اثرگذاری اولویتبندی شد که راهکارهای دارای بیشترین اولویت شامل بهبود وضعیت مالی و اقتصادی کشور(۴/۹۲ از ۵ نمره)، و افزایش حقوق اعضای هیاتعلمی(۴/۹۰)، برداشتن سقف حقوق پرداختی(۴/۸۸)، ایجاد تعاونیهای مسکن(۴/۸۲)، رعایت شأن و جایگاه اجتماعی استادان بازنشسته(۴/۸۰)، اعطای امکانات تفریحی بهاعضای هیاتعلمی(۴/۷۹)، بهبود شفافیت و پاسخگویی و قانونمداری در کشور(۴/۷۹) و افزایش مشارکت اعضای هیاتعلمی در تصمیمگیریها(۴/۴۷) بودند.
نتیجهگیری: براساس نتایج مطالعه، راهکارهایی از قبیل تمرکز بر بهبود وضعیت مالی، ارتقای شفافیت و افزایش رفاه اعضای هیاتعلمی، میتواند در افزایش انگیزه و ماندگاری اعضای هیاتعلمی در حوزهی سلامت مؤثر باشد. بنابراین بهکارگیری این راهکارها توسط سیاستگذاران و مدیران حوزه آموزش، انتظار میرود وضعیت ماندگاری اعضای هیاتعلمی را در این حوزه بهبود دهد.