771 نتیجه برای نوع مطالعه: پژوهشی اصيل
شهره سیدحسینی، مرضیه شهبازی، علیرضا داورپناه، فاطمه کلته، رضا بصیریان جهرمی،
دوره 19، شماره 5 - ( 10-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: پایش لحظهای و مستمر جستجوهای کاربران در محیط وب به موازات شناسایی پژوهشهای انجامشده توسط متخصصان در یک حوزهی خاص، موضوعی است که ذیل موضوع اینفودمیولوژی مطرح میشود. مطالعهی حاضر با هدف بررسی جستجوهای اطلاعات سلامت کاربران(تقاضای اطلاعات سلامت) در مقابل تولیدات علمی پژوهشگران(عرضهی اطلاعات سلامت) در زمینهی سلامت سالمندی طی سالهای ۲۰۲۴-۲۰۱۵ میلادی انجام شده است.
روش بررسی: پژوهش حاضر توصیفی-تحلیلی است که به روش دادهکاوی و رویکردهای وبسنجی و علمسنجی با بهرهگیری از شاخصهای اینفودمیولوژی صورت گرفته است. جامعه پژوهش در بخش وبسنجی، که با استفاده از ابزار Google Trends بررسی گردید، شامل کلیدواژههای جستجوشده توسط کاربران جهانی در زمینهی سلامت سالمندی بود. در بخش علمسنجی، جامعهی مورد مطالعه، شامل مقالههای انتشاریافتهی پژوهشگران جهان در زمینهی سلامت سالمندی-نمایه شده در پایگاه Pubmed- طی سالهای ۲۰۲۴-۲۰۱۵ میلادی میشد. از آزمون همبستگی برای بررسی همسویی رفتار اطلاعیابی کاربران و تولیدات علمی پژوهشگران استفاده شد و دادهها با استفاده از نرمافزار SPSS تحلیل گردید.
یافتهها: میزان تولیدات علمی پژوهشگران و شاخص حجم جستجوی کاربران در زمینه سلامت سالمندی در موتور جستجوی Google طی سالهای ۲۰۲۴-۲۰۱۵ میلادی افزایش یافته است. میانگین رشد ماهانهی تولیدات علمی پژوهشگران در این دورهی ده ساله، ۱۴۳۹/۷۰ بهدست آمد. در بخش رفتار اطلاعیابی کاربران(تقاضای اطلاعات سلامت) بیشترین شاخص حجم نسبی جستجو بهترتیب متعلق به کشورهای ایرلند، جامائیکا و ایالات متحد آمریکا بوده است. بیشترین تعداد مقالات علمی پژوهشگران در زمینهی سلامت سالمندی با ۲۰۴۸۰ مقاله مربوط به سال ۲۰۲۱ میلادی بود. همچنین میانگین رشد ماهانهی تولیدات علمی پژوهشگران در زمینهی سلامت سالمندی در این دورهی ده ساله(از ژانویه ۲۰۱۵ تا دسامبر ۲۰۲۴ میلادی) ۱۴۳۹/۷۰ بهدست آمد. ضریب همبستگی اسپیرمن بین رفتار اطلاعیابی کاربران در موتور جستجوی Google و تولیدات علمی پژوهشگران در این حوزه(۰/۰۰۵>P-value) مستقیم و معنادار گزارش شد.
نتیجهگیری: عوامل بسیاری میتواند تولیدات علمی پژوهشگران در زمینهی سلامت سالمندی را از منظر عرضهی اطلاعات سلامت تحتالشعاع قرار دهد. یکی از این عوامل، میزان جستجوی کاربران از منظر تقاضای اطلاعات سلامت است. با توجه به رابطهی مثبت مشاهدهشده و وجود رابطهی متقابل بین متغیرهای رفتار اطلاعیابی کاربران و تولیدات علمی پژوهشگران، عامل تقاضای اطلاعات یا همان رفتار اطلاعیابی اینترنتی کاربران در فضای وب در این زمینه یکی از مهمترین عواملی است که اهتمام نسبت به آن از سوی پژوهشگران برای انجام پژوهشهای مبتنی بر نیاز واقعی جامعه از اهمیت بسزایی برخوردار است.
شیوا محجل نایبی، عذرا دائی، وحیده زارع گاوگانی،
دوره 19، شماره 5 - ( 10-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: با گسترش تخصصگرایی در علوم پزشکی و سلامت و رشد سریع فناوریهای اطلاعاتی، نیاز به آموزشهای تخصصی در حوزهی اطلاعرسانی سلامت بیش از پیش احساس میشود. تحول دانشگاهها به نسل چهارم و پنجم(دانشگاههای نوآور، شبکهای و کارآفرین) نیز ضرورت ایجاد رشتههای پویا و مبتنی بر نوآوری باز را افزایش داده است. هدف این مطالعه شناسایی تخصصهای آموزشی جدید، چالشها و عوامل مؤثر در ایجاد گرایش تخصصی کتابداری و اطلاعرسانی پزشکی و ارایه توصیههای سیاستی برای ایجاد تغییر در وضعیت جاری بود.
روش بررسی: پژوهش حاضر با رویکرد چندروشی (Multi-Methods) انجام شد. در مرحله اول، مرور حیطهای (Scoping Review) بر اساس چارچوب Arksey و O’Malley و با رعایت چکلیست PRISMA-ScR برای شناسایی تخصصهای آموزشی موجود انجام شد. در مرحله دوم، بحث گروه متمرکز (FGD) با حضور ۸ متخصص جهت بررسی چالشها، عوامل تأثیرگذار و راهبردهای توسعه برگزار گردید. در مرحله سوم، از روش دلفی ساده با مشارکت ۱۰ سیاستگذار رشتهی کتابداری و اطلاعرسانی پزشکی جهت اولویتبندی تخصصهای پیشنهادی استفاده شد. دادههای کیفی با روش تحلیل مضمون (Thematic Analysis) کدگذاری و تحلیل گردیدند.
یافتهها: در مرحلهی مرور گسترده، ۲۲ مقالهی مرتبط شناسایی و بررسی شدند که از میان آنها ۱۱ تخصص آموزشی در حوزهی کتابداری و اطلاعرسانی سلامت استخراج شد. پس از ادغام همپوشانیها، ۸ تخصص نهایی باقیماند. در نهایت، با رأی و اجماع سیاستگذاران، ۴ تخصص آموزشی جدید برای ایجاد در حوزهی کتابداری و علم اطلاعات پزشکی در اولویت قرار گرفتند. مهمترین چالشهای شناساییشده شامل: حفظ پایداری رشته و جلوگیری از افول هویتی آن، ضرورت تغییرات ساختاری و بازنگری در برنامههای درسی بر اساس نیازهای جامعه، مقاومت سازمانی در برابر ایجاد تغییر در وضعیت جاری بود. از دید سیاستگذاران، اصلاح برنامه درسی، طراحی مسیرهای آموزشی تخصصی و توجه به نیازهای ملی و منطقهای بهعنوان راهبردهای کلیدی پیشنهاد شد.
نتیجهگیری: پژوهش تأکید دارد که دانشگاهها باید به سمت ایجاد گرایشهای تخصصی جدید یا دورههای کوتاهمدت رسمی در حوزهی کتابداری و اطلاعرسانی سلامت حرکت کنند. اجرای توصیههای سیاستی منتج از شواهد پژوهشی حاضر میتواند به پایداری رشته، توسعهی بلندمدت آن و افزایش اشتغالپذیری فارغالتحصیلان منجر شود.
پژمان صادقی، نادر جهانمهر، رضا ربیعی،
دوره 19، شماره 5 - ( 10-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: نظامهای اطلاعاتی، اهداف متفاوتی در سلسله مراتب سازمانی و مدیریتی ایفا میکنند. سامانهی مدیریت هوشمند بیمارستانی نوعی از یک سامانهی اطلاعات مدیریتی تحلیلی و پشتیبان تصمیمگیری است که اطلاعات و شاخصهای مهم عملکردی بیمارستانها را برای مدیران فراهم میسازد. با توجه به نقش این سامانه در افزایش کارایی و اثربخشی و عدم برخورداری بیمارستانهای دانشگاهی از سطح مطلوب بهرهوری، این پژوهش بهمنظور بررسی عوامل مؤثر بر افزایش پذیرش سامانه مدیریت هوشمند بیمارستانی (Hospital Intelligent Management) در بیمارستانهای دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی انجام شد.
روش بررسی: این پژوهش از نوع توصیفی و بهصورت همبستگی در ۱۹ بیمارستان(۱۲ بیمارستان آموزشی و ۷ بیمارستان درمانی) دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی در سال ۱۴۰۱ انجام شد. تعداد ۱۲۶ نفر از مدیران ارشد و میانی و کارشناسان کمیته بهرهوری بهصورت سرشماری در این پژوهش شرکت داشتند. ابزار گردآوری دادهها پرسشنامه تئوری پذیرش و استفاده از فناوری (Unified Theory of Acceptance and Use of Technology) بود و جهت تجزیه و تحلیل دادهها از نرمافزار SPSS (جداول آماری و آزمونهای رگرسیون خطی و چندگانه، آنالیز واریانس ANOVA و کای دو) استفاده شد. روایی پرسشنامه با استفاده از نظر خبرگان پژوهش و پایایی آن نیز با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ(۰/۸۲۴) تعیین گردید.
یافتهها: بیشتر شرکتکنندگان در پژوهش از بیمارستانهای آموزشی و درمانی(۶۳/۲ درصد) و جزو مدیران میانی(۵۰/۸ درصد) بودند. مؤلفه قصد استفاده از سامانه بهعنوان مهمترین مؤلفهی مؤثر در میزان استفاده از سامانه توسط مدیران ارشد و میانی و کارشناسان کمیته بهرهوری شناسایی شد(۰/۰۰۱>P). مؤلفهی تلاش مورد انتظار، بیشترین تأثیر را بر قصد استفاده از سامانه، نسبت به مؤلفههای عملکرد مورد انتظار و نفوذ اجتماعی داشت؛ همچنین آموزش و داشتن برنامههای آموزشی در خصوص نحوهی استفاده از سامانه HIM و کاربردهای آن میتواند قصد و میزان استفاده از سامانه HIM توسط کارکنان را افزایش دهد(۰/۰۰۱>P).
نتیجهگیری: بر اساس نتایج، اثر متغیرهای تعدیلکننده در این پژوهش معنیدار نبود؛ اگر مدیران ارشد و افراد تأثیرگذار کار با سامانه را تشویق کنند و همچنین کارکنان برای یادگیری سامانه بیشتر تلاش کنند و کار با سامانه انتظاراتی را که داشتهاند برآورده کند، کارکنان تمایل به استفاده از سامانه را خواهند داشت. یا به عبارت دیگر، اگر افراد معتقد باشند که این سیستم برای آنها کاربرپسند، ارزشمند و مفید است، مایل به استفاده از آن خواهند بود.
عباس شیخ طاهری، الهه جمشیدی، علی محمدی، وحید فیض الهی،
دوره 19، شماره 5 - ( 10-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: پارگی رباط زانو از آسیبهای شایع زانو بهویژه در ورزشکاران است. باتوجه به اهمیت کیفیت درمان در بین جمعیت آسیبدیده، نیاز به جمعآوری دادههای باکیفیت و استاندارد در سطح ملی ضروری است؛ که این امر از طریق ایجاد مجموعهی حداقل داده امکانپذیر است. هدف پژوهش حاضر، طراحی مجموعهی حداقل داده برای نظام ثبت جراحی بازسازی پارگی رباط زانو در ورزشکاران بود.
روش بررسی: پژوهش حاضر از نوع کاربردی است که به روش کمی(توصیفی-تطبیقی و دلفی) در سه مرحله در سال ۱۴۰۳ انجام گرفت. در مرحله اول با روش توصیفی مقایسهای، عناصر دادهی مورد نیاز نظام ثبت ملی کشورهای منتخب(نروژ، سوئد، دانمارک، انگلیس) استخراج و در جداول تطبیقی، تحلیل شد. در مرحله دوم عناصر دادهی ثبت شدهی پرونده بیماران تحت جراحی بازسازی پارگی رباط زانو در ایران با استفاده از فرم گردآوری داده به روش توصیفی شناسایی شد. در مرحله سوم، با استفاده از یافتههای مراحل اول و دوم مجموعهی حداقل دادهی اولیه در قالب پرسشنامهی طراحی و اعتبارسنجی آن با روش دلفی در دو دور توسط خبرگان(دور اول ۲۴ نفر، دور دوم ۱۸ نفر) سنجیده شد. درنهایت، مواردی که توافق جمعی ۷۵ درصد و بیشتر را کسب کردند، در مجموعه حداقل دادهی نهایی لحاظ شدند.
یافتهها: در بررسی انجامشده بر نظامهای ثبت کشورهای منتخب شامل نروژ، سوئد، دانمارک و انگلستان، ابتدا عناصر دادهای ثبتشده در این نظامها استخراج شد. سپس، در مرحله نخست پژوهش، عناصر داده استخراجشده در دو بخش مدیریتی و بالینی دستهبندی شدند و یافتههای این مرحله از طریق مقایسه در جداول تطبیقی بهدست آمد. یافتههای مرحله دوم پژوهش شامل عناصر دادهای استخراجشده از پرونده بیماران تحت جراحی بازسازی پارگی رباط زانو در ایران بود. در مرحله سوم پژوهش، با بهرهگیری از یافتههای مراحل اول و دوم و همچنین نظرات خبرگان، مجموعه حداقل داده نهایی برای بیماران تحت جراحی بازسازی پارگی رباط زانو تدوین شد. این مجموعه شامل ۷۸ عنصر داده بود که در دو بخش مدیریتی(۹ عنصر داده) و بالینی(۶۹ عنصر داده) قرار گرفت. در بخش مدیریتی، کلاسهای دادهای در سه دسته جمعیتشناختی، اقتصادی–اجتماعی و مراجعه طبقهبندی شدند. در بخش بالینی نیز کلاسهای دادهای تشخیصی، تنسنجی، جراحی، پیگیری و پیامد مورد دستهبندی قرار گرفتند.
نتیجهگیری: مجموعهی حداقل داده برای جراحی بازسازی پارگی رباط زانو بهمنظور گردآوری دادههای یکپارچه و با کیفیت، میتواند نقش مهمی در جمعآوری دادههای باکیفیت، ارزیابی و مدیریت کیفیت درمان و پیامد، برنامهریزی و سیاستگذاری در این زمینه داشته باشد.
مرضیه لطیفی، الهه پورحسین، امیرحسام علیرضایی، طناز حاجی علیرضا تهرانی، مریم پورحسین، ساناز دهقانی،
دوره 19، شماره 5 - ( 10-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: اختلالات خواب بهشدت با سلامت جسمی، روانی، اجتماعی و همچنین عملکرد شناختی مرتبط است. این مطالعه با هدف مقایسهی کیفیت خواب در بیماران لیست انتظار پیوند کلیه و گیرندگان کلیه، برای طراحی یک برنامهی مناسب برای افزایش کیفیت زندگی آنها انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه مقطعی با رویکرد توصیفی-تحلیلی بر روی ۱۹۶ بیمار شامل ۱۰۰ بیمار لیست انتظار پیوند کلیه و ۹۶ بیمار پیوند کلیه مراجعهکننده به واحد فراهمآوری اعضای پیوندی بیمارستان سینا در دانشگاه علوم پزشکی تهران انجام شد. نمونهگیری با روش نمونهگیری در دسترس انجام شد. پس از توضیح اهداف مطالعه و کسب رضایت کتبی از بیماران، بیماران پرسشنامهی استاندارد ارزیابی کیفیت خواب (PSQI: Pittsburgh Sleep Quality Index) را تکمیل نمودند. روش خودگزارشدهی، جهت تکمیل پرسشنامهها استفاده گردید. اطلاعات بالینی و دموگرافیک آنها نیز توسط هماهنگکنندگان پیوند کلیه از پرونده آنها تکمیل و جمعآوری شد. تجزیهو تحلیل آماری با استفاده از نسخه SPSS انجام گرفت؛ سطح معنیداری در این مطالعه کمتر از ۰/۰۵ در نظر گرفته شد.
یافتهها: میانگین سنی شرکتکنندگان در مطالعه، ۴۷ سال با طیف سنی بین ۱۸ تا ۶۹ سال بود. ۶۸/۳۶% از بیماران جنسیت مرد داشتند. بر اساس نتایج، بین متغیرهای دموگرافیک(سن، جنس، وضعیت تأهل، تعداد فرزندان، شغل، سطح تحصیلات، علت بیماری کلیوی) در دو گروه بیماران لیست انتظار و بیماران پیوند کلیه تفاوت معنیداری مشاهده نشد. بر اساس آزمون تی مستقل میانگین نمره کیفیت خواب در بیماران لیست انتظار(۳/۵۵±۷/۷۵) و در گیرندگان کلیه(۳/۵۷±۴/۵۴) بود که از نظر آماری این تفاوت معنیدار گزارش شد(۰/۰۰۱>P). بر اساس آزمون همبستگی پیرسون بین دو متغیر سن و کیفیت خواب ارتباط معنیدار از نظر آماری وجود داشت(P=۰/۰۳۸ ، r=۰/۶۱۲). همچنین بین مدت زمان دیالیز و میانگین نمره خواب نیز تفاوت از نظر آماری معنیدار و معکوس بود(P=۰/۰۴۰ ،r=-۰/۰۶۲).
نتیجهگیری: تأکید بر توجه ویژه بهکیفیت خواب بیماران کلیوی، بهخصوص در دورهی قبل از پیوند و دیالیز ضروری است. همچنین، پیوند کلیه را میتوان بهعنوان یک راهکار مؤثر در بهبود کیفیت خواب و کاهش عوارض مرتبط با نارسایی کلیوی مطرح نمود؛ با اینکه برخی بیماران پس از پیوند همچنان با مشکلات خواب مواجه هستند.
صابر یزدانی دماوندی، طیبه بنی اسدی، محمدعلی مولوی، فرید خرمی،
دوره 19، شماره 5 - ( 10-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: سرطان بهعنوان دومین عامل مرگو میر کودکان در سالهای اخیر شناخته شده است. باتوجه به افزایش دادههای مراقبتهای بهداشتی بیماران مبتلا به سرطان و نیازمندی متخصصان سلامت به ابزاری جهت پایش بیماران و مداخلهی فوری بر روی آنها، داشبورد مدیریت اطلاعات بهعنوان ابزاری هوشمند و پویا، قابلیت گردآوری و نمایش دادهها در قالب نمودار و جداول را برای متخصصان سلامت فراهم میکند. در پژوهش حاضر، داشبورد مدیریتی برای بخش انکولوژی بیمارستان کودکان طراحی شد و کاربردپذیری آن ارزیابی گردید.
روش بررسی: پژوهش حاضر از نوع توسعه-کاربردی بود که در سال ۱۴۰۳ در مرکز آموزشی، درمانی و پژوهشی کودکان بندرعباس انجام شد. بهمنظور ایجاد داشبورد مدیریت بخش انکولوژی بیمارستان کودکان، سه مرحله اجرا شد. ابتدا در مرحلهی اول کلیه عناصر اطلاعاتی مورد نیاز جهت نمایش در داشبورد براساس بررسی متون و مستندات بخش انکولوژی بیمارستان کودکان بندرعباس استخراج گردیده و با استفاده از روش دلفی به تأیید خبرگان رسید. سپس در مرحلهی دوم نمونه اولیه داشبورد مدیریت بخش انکولوژی در نرمافزار Power BI Desktop طراحی گردید. در نهایت، کاربردپذیری آن با استفاده از پرسشنامهی قابلیت استفادهی سیستم توسط ۲۰ کاربر ارزیابی گردید. دادهها با استفاده از آمار توصیفی و به وسیله نرمافزار SPSS تجزیه و تحلیل گردید.
یافتهها: در فرآیند شناسایی شاخصها، پس از غربالگری ۳۴۳۵ رکورد اولیه و بررسی ۲۲ مقاله و ۳۸ پرونده بیمار، در مجموع ۱۰۴ شاخص مدیریتی و ۶۷ شاخص بالینی اولیه استخراج گردید. این شاخصها طی فرآیند دلفی دو مرحلهای با مشارکت ۱۲ خبره اعتبارسنجی شدند که منجر به تأیید نهایی ۱۰۵ شاخص مدیریتی و ۷۱ شاخص بالینی برای گنجاندن در داشبورد شد. بر اساس این شاخصها، یک داشبورد مدیریتی دهصفحهای طراحی گردید که شاخصهای کلیدی را نمایش میدهد. ارزیابی کاربردپذیری با استفاده از مقیاس SUS میانگین نمره ۷۵/۸۷ را نشان داد که بر اساس معیار Bangor در محدوده«قابلقبول» و در رتبه«بسیار خوب» قرار گرفت. بازخورد کاربران نیز منجر به اصلاحات نهایی در نمایش دادهها و رابط کاربری داشبورد شد. در مجموع، داشبورد طراحیشده بهعنوان ابزاری کارآمد و کاربرپسند برای پایش و مدیریت اطلاعات بخش انکولوژی کودکان معرفی میشود.
نتیجهگیری: داشبورد مدیریت بخش انکولوژی کودکان سبب یکپارچگی و خلاصهسازی دادههای ضروری برای ارایهدهندگان مراقبتهای بهداشتی شده و در نتیجه به آنها در انجام تشخیص و اقدامات فوری برای کودکان مبتلا به سرطان کمک میکند. همچنین داشبورد حاضر با داشتن کاربردپذیری مناسب، سبب درک بهتر کاربران از اطلاعات سلامت شده و منجر به تصمیمگیری درستی از سوی آنها میشود.
سمیرا سادات پورحسینی، وحید یزدی فیض آبادی، محمد حسین مهرالحسنی،
دوره 19، شماره 6 - ( 12-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: شناسایی و انتقال درسآموختههای حوادث گذشته میتواند در بهبود عملکرد مدیریت بلایا در آینده اثرگذار باشد. اگرچه اصول کلی مدیریت بلایا در حوادثی مانند زلزله مشترک است، اما عوامل خاصی از جمله موقعیت جغرافیایی، مقیاس و شدت حادثه، زمان وقوع و ویژگیهای بومی منطقه میتوانند چالشها و در نتیجه رویکردهای مدیریتی را متفاوت کنند. ازاینرو مطالعهی موردی هر حادثه با توجه به شرایط منحصربهفرد آن برای یادگیری ضروری است. این پژوهش با تمرکز بر زلزلهی کوهبنان، بهدنبال شناسایی چالشهای مدیریتی ناشی از ویژگیهای خاص این منطقه است.
روش بررسی: این پژوهش یک مطالعهی کیفی با رویکرد تحلیل محتوای قیاسی است. جامعهی پژوهش شامل صاحبنظران، تصمیمگیران و مجریان مستقیم درگیر در مدیریت حادثهی زلزلهی کوهبنان بودند. با استفاده از روش نمونهگیری هدفمند با حداکثر تنوع، ۱۵ مشارکتکننده از سازمانهای کلیدی از جمله دانشگاه علوم پزشکی، جمعیت هلالاحمر، مرکز مدیریت بحران استانداری و سازمانهای مردمنهاد فعال در حوزهی امداد و نجات انتخاب شدند. ابزار جمعآوری دادهها، مصاحبهی نیمهساختاریافتهی عمیق بود که سؤالات آن بر اساس ابعاد چارچوب STEEPV (اجتماعی، فناورانه، اقتصادی، محیطی، سیاسی، ارزشی) طراحی شد. روند مصاحبهها تا رسیدن به اشباع نظری دادهها ادامه یافت. جهت تحلیل دادهها از نرمافزار MAXQDA استفاده شد.
یافتهها: تحلیل دادهها منجر به شناسایی ۴۲ کد اولیه، ۱۴ زیرطبقه و ۶ طبقهی اصلی مطابق با چارچوب STEEPV گردید. در بخش اجتماعی، سه چالش محوری شامل نقص در آموزش عمومی و تخصصی(۳ کد)، ضعف در ارتباطات و هماهنگی بینبخشی(۶ کد) و پاسخگویی ناکافی به نیازهای سلامت جامعه(۴ کد) بود. در حوزه فناوری، دو محدودیت اصلی در مدیریت اطلاعات(۲ کد) و توانمندسازی زیرساختهای فناورانه(۲ کد) مشاهده شد. از منظر اقتصادی، دو چالش مسائل مالی(۵ کد) و موانع رفاهی(۳ کد) بهعنوان عوامل مؤثر شناسایی شدند. در بُعد محیطی، دو چالش عمده شامل شرایط جغرافیایی و اقلیمی خاص مانند کوهستانی بودن، قرار گرفتن روی گسل، وجود معادن(۴ کد) و محدودیتهای زیرساختی و کالبدی(۳ کد) ایجاد شده بود. در عرصه سیاسی، دو چالش شکاف بین دولت و مردم(۲ کد) و عملکرد ضعیف برخی نهادهای اجرایی(۲ کد) مشهود بود. همچنین چالشهای فرهنگی و ارزشی شامل سه مؤلفه باورهای بومی خاص(۱ کد)، رفتارهای ناصحیح در جامعه و تیمهای امدادی(۲ کد) و عدم توجه به فرهنگ منطقه در عملیات(۳ کد) بود.
نتیجهگیری: این مطالعه نشان داد که باوجود مقیاس نسبتاً کوچک حادثهی زلزلهی کوهبنان، بسیاری از چالشهای ساختاری و مدیریتی که در بلایای بزرگتر گذشته نیز مشاهده شده، تکرار گردید. این یافته بر ضعف مزمن در نظام درسآموزی و اصلاح فرایندها در مدیریت بلایا تأکید دارد. بهکارگیری چارچوبهای تحلیلی جامع مانند STEEPV میتواند به مدیران و برنامهریزان کمک کند تا با درک پیچیدگی و درهمتنیدگی ابعاد مختلف بحران، از نگرش جزءنگر و واکنشی فاصله گرفته، تصمیمگیریهای دقیقتر، هماهنگی مؤثرتر بین ذینفعان و در نهایت افزایش تابآوری جامعه را محقق سازند. توصیه میشود که نتایج این مطالعه بهعنوان نقشه راهی برای بازنگری در سیاستهای ملی مدیریت بحران و طراحی یک سامانهی یکپارچهی درسآموزی از حوادث استفاده گردید.
سعیده ایوبی، سامان سالمی، محمد علی صحرائیان، ترمه ترجمان، شراره اسکندریه،
دوره 19، شماره 6 - ( 12-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: بیماریهای غیرواگیر یکی از مهمترین چالشهای سلامت عمومی در قرن ۲۱ هستند. نورومیلیت اپتیکا (Neuromyelitis Optica (NMO یک بیماری نادر خودایمنی است که بر سیستم عصبی مرکزی تأثیر میگذارد و میتواند منجر به ناتوانی دایمی در افراد جوان شود. این بیماری بهدلیل تأثیرات اقتصادی و کاهش کیفیت زندگی اهمیت دارد و شناخت عوامل اقتصادی و اجتماعی آن ضروری است.
روش بررسی: این مطالعه یک مطالعهی مقطعی مبتنی بر جمعیت بیماران NMO ایران است. ابزار این مطالعه یک پرسشنامهی محقق ساخته به زبان انگلیسی از دانشگاه هاروارد آمریکا بود که به فارسی ترجمه و به انگلیسی باز ترجمه (Translate-retranslate) شد. نمونهها شامل بیماران NMO ثبت شده در سیستم ثبت ملی NMO ایران در بیمارستان سینا در شهر تهران بودند که بهصورت مصاحبهی تلفنی اطلاعات مربوط به اشتغال، درآمد و وضعیت اقتصادی-اجتماعی خود را تکمیل کردند. اطلاعات در نرمافزار SPSS تجزیه و تحلیل شد.
یافتهها: تعداد کل نمونهها ۷۰ نفر بود که میانگین سنی آنها ۴۱/۴۰ سال با انحرافمعیار ۱۰/۹۱ سال بود. اکثریت مبتلایان به بیماری را زنان تشکیل دادهاند؛ بهطوری که ۷۱/۴% (۵۰ از ۷۰) از بیماران زن و ۲۸/۶% (۲۰ از ۷۰) مرد بودند. ۶۱/۴% (۴۳ از ۷۰) از بیماران شغل خود را بهدلیل بیماری NMO از دست داده بودند و۷۰% (۴۹ از ۷۰) نیز ساعات کاری خود را کاهش داده بودند. همچنین ۴۷/۱% (۳۳ از ۷۰) از بیماران کاهش درآمد سالیانه را گزارش کردهاند. ۱۰% (۷ از ۷۰) از بیماران هیچ درآمد سالانهای ندارند و ۳۲/۸% (۲۳ از ۷۰) بین ۵۱% تا ۱۰۰% از درآمد سالانه خود را بهدلیل این بیماری از دست دادهاند. ۱۸/۵% (۱۳ از ۷۰) از بیماران بهدلیل بروز بیماری NMO دیگر بیرون از خانه کار نمیکنند. در مجموع، تأثیرات NMO بر کاهش اشتغال، ساعات کاری و درآمد بیماران بهطور قابل توجهی زیاد بود.
نتیجهگیری: نتایج نشان داد که بیماری NMO تأثیرات جدی بر وضعیت اشتغال و درآمد این بیماران دارد و این بیماران نیازمند حمایتهای اقتصادی و اجتماعی بیشتری در ایران هستند. با توجه به ناتوانیهای جسمی ناشی از این بیماری و کاهش توانایی کار کردن، بیماران مبتلا به NMO باید از حمایتهای اجتماعی و اقتصادی ویژهای از سوی سیاستگذاران برخوردار شوند.
سید محمدرضا موسوی، نادر مرکزی مقدم، حسامالدین شریفنیا، مریم واشقانی فراهانی، ساناز زرگر بالای جمع،
دوره 19، شماره 6 - ( 12-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: حفاظت عادلانه در مقابل خطرات مالی یکی از اهداف اصلی نظامهای سلامت محسوب میشود و عدمحفاظت مالی در سلامت بهعنوان یک بیماری در نظامهای سلامت تلقی میشود. محافظت شهروندان در برابر عواقب مالی بیماری و دسترسی عادلانه به خدمات سلامت، چالشی برای دولتها و سیاستگذاران میباشد. این مطالعه با هدف بررسی شاخصهای میزان پرداخت مستقیم از جیب، هزینههای کمرشکن و هزینههای فقرزا در بیمارستانهای شهر تهران انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه از نوع توصیفی-تحلیلی است که بهصورت مقطعی در سال ۱۴۰۲-۱۴۰۱ انجام شد. جامعه پژوهش کلیه خانوارهای زیرپوشش یکی از سازمانهای بیمهای کشور در شهر تهران بود که ۲۹۸ خانوار در این مطالعه شرکت کردند. روش نمونهگیری بهصورت تصادفی ساده در پنج بیمارستان جنرال منتخب شهر تهران انجام شد. برای جمعآوری دادهها از پرسشنامهی سازمان جهانی بهداشت (WHS: The World Health Survey) استفاده شد. مصاحبه با سرپرست خانوار و یا فرد مطلع خانواده انجام گردید. هزینههای کمرشکن بر اساس ظرفیت پرداخت خانوار و خط فقر نیز بر اساس مخارج خوراک خانوارها محاسبه شد. دادهها با استفاده از نرمافزارهای Excel و SPSS تحلیل شدند.
یافتهها: نتایج نشان داد که ۳۹/۹ درصد از خانوارها کمتر از ۱۰ درصد از کل مخارج خانوار را بهصورت پرداخت مستقیم از جیب برای سلامتشان هزینه کردهاند. ۶۲/۱ درصد از مشارکتکنندگان با هزینههای سلامت کمرشکن و ۲۴/۲ درصد با هزینههای فقرزای سلامت مواجه شدند. همچنین ۳۶/۹ درصد آنها مجبور به قرضگرفتن از دوست یا فامیل و ۱۷/۴ درصد نیز قرضگرفتن از غریبه شدند. تأمین هزینههای سلامت ۵/۴ درصد از مشارکتکنندگان را به فروش وسایل خانه، فرش، طلا و جواهر و غیره سوق داده بود. خدمات دندانپزشکی با میانگین ۱,۳۶۹,۰۰۰ تومان(۳,۶۲۶,۰۰۰±) و دارو با میانگین ۱,۲۱۰,۰۰۰ تومان(۲,۱۰۴,۰۰۰±) بیشترین هزینهها را به خانوارها تحمیل کردهاند. تحلیلهای آماری نشان داد که میزان رویارویی مشارکتکنندگان با هزینههای سلامت کمرشکن (CHE) بر اساس متغیرهای سن(۰/۰۰۱=P)، وضعیت اشتغال(۰/۰۰۴=P)، وجود فرد ناتوان و یا نیازمند مراقبت(۰/۰۰۲=P) و سطح تحصیلات(۰/۰۲۱=P) اختلاف معناداری وجود دارد.
نتیجهگیری: باتوجه به نتایج مطالعه، بیش از ۶۲ درصد از خانوارها دچار CHE هستند، بهویژه در میان افراد مسن و بازنشستگان، که بیانگر ضعف نظام حفاظت مالی سلامت است. این وضعیت ضرورت بازنگری فوری در سیاستهای تأمین مالی و توسعه پوشش بیمهای هدفمند برای گروههای پرخطر را آشکار میسازد. پیشنهاد میشود بستههای بیمهای ویژه افراد بالای ۶۰ سال با پوشش کامل خدمات مزمن، تخصصی و پیشگیرانه طراحی شود.
رضا صفدری، آرش منصوریان، شهرام طهماسبیان، نیلوفر محمدزاده، حمیده احتشام،
دوره 19، شماره 6 - ( 12-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: سیستمهای هوشمند مسایل مربوط به مدیریت دادهها و تفسیر آنها را در حوزهی تخصصهای مختلف دندانپزشکی تسهیل کرده و بهعنوان یک ابزار کمکی در تشخیص و آموزش بهکار میروند. استدلال مبتنی بر مورد یک روش نویدبخش برای پیادهسازی سیستمهای تصمیمیار در علوم پزشکی است. در پژوهش حاضر از این تکنیک بهمنظور طراحی سیستم هوشمند در تشخیص افتراقی بیماریهای دهان استفاده شده است.
روش بررسی: این پژوهش از نوع مطالعات توسعهای بوده و از لحاظ نتایج، کاربردی است. بهمنظور ایجاد پایگاه موارد، دادههای بیماران با مراجعه به بخش تخصصی بیماریهای دهان و فک و صورت در دانشکده دندانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران و با مصاحبهی بالینی گردآوری گردید و برای نمایش موارد از مجموعه [ویژگی-ارزش] استفاده شده است. تعیین وزن ویژگیها، در قالب یک بررسی دلفی در سطح ملی و بهصورت برخط انجام گرفت. وزنهای تعیین شده در پایگاه موارد ذخیره شدند و از آنها بهعنوان پارامترهای ارزیابی مشابهت، استفاده شد. سپس بهازای هر مورد، عدد شاخص مشابهت، محاسبه گردید. بهمنظور ارزیابی قابلیت تشخیص افتراقی، سیستم در رابطه با ۵ نفر از بیماران مبتلا به هرکدام از محورهای ششگانه بیماریهای دهان مورد مشاوره قرار گرفت.
یافتهها: سیستم هوشمند در این مطالعه، بهصورت مبتنی بر وب توسعه داده شده است. حل مسأله در روش استدلال مبتنی بر مورد در برگیرندهی چهار مرحله و شامل بازیابی، استفادهی مجدد، بازبینی و نگهداری است. پارامترهای ورودی سیستم شامل شاخصهای کلینیکی، شاخصهای پاراکلینیکی، دادههای تاریخچهای و دادههای مدیریتی تأثیرگذار بر روند تشخیص است. سیستم بهعنوان خروجی، لیست اولویتبندی شده تشخیص افتراقی بیماریهای دهان در شش محور اصلی شامل ضایعات وزیکولوبولوز و زخمی، ضایعات سفید و قرمز مخاط دهان، پیگمانتاسیون نسوج دهانی، تومورهای خوشخیم حفره دهان، سرطان دهان، بیماریهای غدد بزاقی را ارایه میدهد. قدرت تشخیص سیستم در محورهای مختلف بیماری، با تأثیرپذیری از پراکندگی گوناگون بیماریها و نیز میزان شیوع و وقوع آنها متفاوت است.
نتیجهگیری: توسعهی سیستم با بهرهگیری از تکنیک استدلال مبتنی بر مورد و پردازش دادههای بالینی، پتانسیل کمک به دندانپزشکان برای رسیدن به تشخیص افتراقی در شش محور اصلی بیماریهای بافت نرم دهان را دارد.
داوود بهرامی، مهین توکلی، بهرام احمدی،
دوره 19، شماره 6 - ( 12-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: ترایکوفایتونروبروم از جمله گونههای مهم قارچی ایجادکنندهی عفونت درماتوفیتی بهویژه عفونت درماتوفیتی مزمن است؛ بنابراین نیاز به تشخیص زودهنگام و درمان ضدقارچی مناسب دارد. باتوجه به مقاومتهای دارویی در حال افزایش گونههای مختلف درماتوفیت نسبت به داروهای ضدقارچی، استفاده از ترکیبات گیاهی با خواص ضدقارچی میتواند جهت درمان کمکی یا حتی درمان جایگزین برای داروهای ضدقارچی بهکار رود. کارواکرول دارای طیف وسیعی از فعالیتهای زیستی از جمله خواص ضدقارچی، ضدویروسی، ضد باکتریایی، حشرهکشی و آنتیاکسیدانی میباشد. براین اساس، هدف از این مطالعه، تعیین اثر ضدقارچی کارواکرول بر روی ۱۲ سویه ترایکوفایتونروبروم در مقایسه با داروی ضدقارچی تربینافین در شرایط آزمایشگاهی بود.
روش بررسی: این بررسی روی جدایههای بالینی روی جدایههای ترایکوفایتونروبروم که قبلاً از نظر مرفولوژی و مولکولی تعیین هویت شده بودند، انجام شد. پروتکل مورد استفاده جهت انجام تست حساسیت دارویی، استاندارد A۳۸-M-CLSI۲ به روش Microdilution Borth بود. نتایج بهدست آمده با استفاده از نرمافزار SPSS آنالیز شد و میزان MIC۵۰ و MIC۹۰ این دارو علیه جدایههای ترایکوفایتونروبروم محاسبه شد.
یافتهها: حداقل غلظت مهارکنندگی (MIC: Minimum Inhibitory Concentration) با استفاده از غلظتهای مختلف کارواکرول(در محدوده غلظتی ۰/۲۵ تا ۲ میکروگرم بر میلیلیتر) و تربینافین(در محدوده غلظتی ۰/۰۶۲۵ تا ۰/۵ میکروگرم بر میلیلیتر) تعیین شد. مقادیر MIC۵۰ و MIC۹۰ برای کارواکرول بهترتیب ۰/۵ و ۲ میکروگرم بر میلیلیتر تعیین شد. در حالیکه مقادیر مربوطه برای تربینافین بهترتیب ۰/۰۶۲۵ و ۰/۵ میکروگرم بر میلیلیتر محاسبه شد. مقادیر GM برای کارواکرول ۰/۵ و برای تربینافین ۰/۱ است. مشابه تربینافین، فعالیت ضدقارچی ترکیب مورد مطالعه نیز در برابر جدایههای تریکوفایتونروبروم تفاوت معنیداری داشت(۰۵/P-value<۰).
نتیجهگیری: اگرچه MIC کارواکرول در محیط آزمایشگاهی (in vitro) بالاتر از تربینافین بود، اما فعالیت ضدقارچی قابلتوجهی را در برابر جدایههای ترایکوفایتونروبروم از خود نشان داد. بنابراین، بهنظر میرسد این ترکیب طبیعی میتواند گزینهی مناسبی جهت درمان کمکی همراه با داروهای ضدقارچی در عفونتهای درماتوفیتی باشد، هرچند تحقق این امر نیاز به بررسی بیشتر روی اثر ترکیبی کارواکرول و تربینافین، تعیین سمیت کارواکرول و همچنین بررسی این ترکیب در محیط داخل بدن (in vitro) دارد.