کاربران عمومی فقط به فهرست مقالات منتشر شده دسترسی دارند.
32 نتیجه برای موضوع مقاله:
عبدالله ریحانی یساولی، سید سعید طباطبایی، مهدی مقدسیان، شمس الدین ناظمی، حمید شاه بهرامی، روح اله کلهر،
دوره 8، شماره 6 - ( 12-1393 )
چکیده
زمینه و هدف: خرید تجهیزات بیمارستانی یکی از مهم ترین تصمیماتی است که توسط مدیران و متخصصان مراکز درمانی اتخاذ میشود. نظریه سیستمهای خاکستری روشی برای مطالعهی تصمیمات دارای عدم اطمینان است که دادههای کم و در عین حال نامعلومی دارند. هدف این مقاله، تعیین و نحوه استفاده از نظریه خاکستری در فرآیند خرید ماشین بیهوشی است.
روش بررسی: این مطالعه از نوع پیمایشی بود که با استفاده از تحلیل ریاضی انجام شد. ابزار جمع آوری دادههای تحقیق شامل اسناد، مدارک، مصاحبه و پرسش نامه بود. به منظور حل مسائل تصمیم گیری چند معیاره در شرایط عدم اطمینان، از یک مدل بر مبنای نظریه سیستم خاکستری استفاده شد. جهت تحلیل دادهها نیز از نرم افزار Excel استفاده لازم به عمل آمد.
یافتهها: از میان گزینههای مختلف تجهیزات بیهوشی که در ایران توسط بیمارستانهای دولتی و خصوصی خریداری میشوند، مارک A از سایر مارکها برتر است. این در حالی است که درجه امکان خاکستری برای سایر مارکها اختلاف قابل توجهی با مارک A دارد.
نتیجهگیری: این پژوهش علاوه بر اینکه نتایج مفیدی را به منظور تصمیم گیری برای خرید تجهیزات بیهوشی در اختیار مدیریت بیمارستانها قرار میدهد، به شرکتهای تولید کنندهی تجهیزات پزشکی نیز کمک میکند تا وضعیت خود را از نظر معیارهای مورد مطالعه بررسی کنند و اقدامات مقتضی را در جهت توسعهی نقاط قوت و بهبود نقاط ضعف خود انجام دهند.
ایروان مسعودی اصل، طه نصیری، نورالدین دوپیکر، لیدا شمس،
دوره 9، شماره 2 - ( 4-1394 )
چکیده
مینه و هدف: گردشگری سلامت یک راهبرد ملی در راستای افزایش درآمد یک کشور و نیز یکی از ارکان امنیت ملی
محسوب میشود. هدف این پژوهش تعیین ارتباط رعایت استانداردهای کمیسیون مشترک بینالمللی در حوزه بیمار
محوری بر جذب گردشگران سلامت میباشد.
روش بررسی: این پژوهش، یک مطالعه ی توصیفی- تحلیلی و از نوع کاربردی بود که به صورت مقطعی در سال 1391
در بیمارستان های منتخب شهر تهران انجام شد. تعداد 5 بیمارستان به صورت هدفمند به عنوان محل انجام این مطالعه
انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها، چک لیست استانداردهای اعتبار بخشی کمیسیون مشترک بین المللی بود که دارای 7
حیطه ی بیمارمحور میباشد. روش جمع آوری دادهها مشاهده، مصاحبه و بررسی اسناد بود. جهت تحلیل داد ههای جمع
نسخه 16 استفاده شد و به منظور ارائه آمار توصیفی از میانگین و برای نمایش آمار استنباطی SPSS آوری شده از نرم افزار
از آزمون پیرسون استفاده لازم به عمل آمد.
یافته ها: در بیمارستان های مورد مطالعه، استانداردهای مربوط به حیطههای بیمارمحور به میزان متفاوت رعایت شده و
3 بود. محورهای مراقب تهای بیهوشی و جراحی، و هم چنین رعایت / میانگین کلی نمره رعایت استانداردها برابر 16
2) میانگین نمره کسب شده را در / 3) و پایین ترین( 93 / استانداردهای مربوط به حقوق بیمار و خانواده به ترتیب بالاترین( 60
بیمارستانهای مورد مطالعه بدست آوردند. هم چنین بین رعایت استانداردهای کمیسیون مشترک بین المللی با جذب
وجود داشت. (p<0/ و 05 r=0/ گردشگر سلامت همبستگی مثبت( 341
نتیجه گیری: ایجاد مکانیسمی برای اعتباربخشی مراکز درمانی کشور ، همچون استانداردهای اعتبار بخشی کمیسیون
مشترک بین المللی موجب افزایش کیفیت خدمات و جذب هر چه بیشتر گردشگران سلامت خواهد شد.>
مهدی خاکیان، جواد نشانی سعدآباد، دکتر محمد هادیان، دکتر حسین قادری، ملیحه رام، یاسر جویانی،
دوره 9، شماره 4 - ( 8-1394 )
چکیده
زمینه و هدف: در یک محیط تورمزای شدید همراه با بیکاری، مشکلات اجتماعی افزایش مییابد و در نتیجه هزینههای بهداشتی درمانی زیادی برای جامعه ایجاد میشود. هدف از این پژوهش تعیین ارتباط بین متغیرهای کلان اقتصادی با شاخصهای بهداشتی است.
روش بررسی: پژوهش حاضر از نوع همبستگی بود. قالب مدل پنل دیتا بود و از نرمافزار Eveiws 6 استفاده شد. دادههای پژوهش از سایت بانک جهانی استخراج گردید. پیش آزمونهای لازم، همچون آزمون F لیمر و آزمون هاسمن به منظور تشخیص مناسب بودن دادهها و تعیین مدل مناسب، انجام شد. پس از انجام پیش آزمونها نتایج در قالب یک مدل رگرسیونی تخمین زده شد.
یافتهها: یافتهها حاکی از معنادار بودن آزمون F و آماره T و بالابودن معیار R2 بود. مقدار R2 در هر سه مدل به ترتیب(99%-99%-98%) به دست آمد. علاوه بر این، اشتغال با امید به زندگی رابطه مستقیم و با مرگ و میر نوزادان و میزان باروری کل، رابطهی معکوس دارد. تورم نیز با امید به زندگی رابطهی معکوس و با مرگ و میر نوزادان و میزان باروری کل، رابطهی مستقیم را نشان میدهد. تولید ناخالص داخلی با امید به زندگی و میزان باروری کل، رابطهی معکوس دارد، امّا با مرگ و میر نوزادان رابطهی معناداری را نشان نمیدهد(0/31=P).
نتیجهگیری: متغیرهای اشتغال و تورم و تولید ناخالص داخلی به ترتیب بیشترین تاثیر را بر شاخصهای بهداشتی دارند. اگرچه شاخص امید به زندگی حساسیت بیشتری به متغیرهای توضیحی دارد.
دکتر مهدی زنگنه بایگی، دکتر سیدحسام سیدین، فاطمه رجبی فرد مزرعه نو، دکتر عباس کوهساری خامنه،
دوره 9، شماره 5 - ( 11-1394 )
چکیده
زمینه و هدف: در سالهای اخیر، اصلاحات نظام سلامت ایران در حوزه بهداشتی در قالب طرح پزشک خانواده و نظام ارجاع در حال انجام میباشد. با توجه به تغییرات اساسی در اهداف و راهبردهای کلان، لزوم تغییر در ساختار سازمانی که متناسب با این اهداف باشد، بیش از گذشته احساس میشود. در این مطالعهی مروری تلاش خواهد شد به کلیه موارد در زمینهی ساختار سازمانی و چالشهای آن در نظام ارائه مراقبتهای بهداشتی ایران که در طی پانزده سال اخیر منتشر شده است، اشاره شود و نتایج آنها جمعبندی گردد.
روش بررسی: این مقاله یک مطالعه مروری نظاممند میباشد. فهرست کاملی از شواهد مرتبط، از طریق جستجوی نه پایگاه دادهای الکترونیکی، فهرست منابع مقالات یافت شده، پایگاههای اطلاعاتی نظام سلامت و تماس با کارشناسان، جمعآوری شد.
یافتهها: در بررسی 14 مورد مقاله و گزارش نهایی که در دو گروه مقالات و خطمشیهای بالادستی و قوانین تقسیم شدهاند، نتایج به دست آمده نشاندهنده اثربخشی پایین ساختار سازمانی نظام ارائه مراقبتهای بهداشتی در سطوح مختلف میباشد. اغلب مطالعات، به اصلاح ساختار سازمانی موجود، متناسب با اهداف کلان و راهبردهای نظام سلامت توصیه کردهاند. از بین ابعاد مختلف ساختار سازمانی، بعد تمرکز و فرایند تفویض اختیار بیشتر از بقیه مورد توجه قرار گرفته است.
نتیجهگیری: در شرایط فعلی، با توجه به تغییر اهداف و راهبردهای نظام سلامت در کشور ایران، اصلاح ساختار سازمانی حوزه بهداشتی به ویژه در سطوح محیطی امری ضروری و غیر قابل اجتناب است.
سید محمد هادی موسوی، قاسم رجبی واسوکلایی، لیلا آذین مهر، فاطمه علی عسگر، مهدی رعدآبادی،
دوره 9، شماره 6 - ( 12-1394 )
چکیده
زمینه و هدف: امروزه به کارگیری اصول و الگوهای مدیریتی جهت بهبود کیفیت یکی از بهترین راههای رقابت و توسعه بیمارستانها است. یکی از الگوهای اساسی در بهبود کیفیت، نظام آراستگی است که روحیه، نشاط، ایمنی و کیفیت را به ارمغان میآورد. مطالعه حاضر با هدف تعیین و مقایسه وضعیت محیط کار براساس نظام آراستگی محیط قبل و بعد از اجرای آن در بخشهای پشتیبانی بیمارستان امیراعلم میباشد.
روش بررسی: این پژوهش از نوع توصیفی بود که به صورت مقطعی در بخشهای آشپزخانه، تاسیسات و رختشویخانه در بیمارستان امیراعلم انجام شد. اطلاعات بخش های مورد نظر قبل و بعد از تغییرات توسط پنج چک لیست که هرکدام مرتبط با هر یک از ابعاد نظام آراستگی طراحی شده بود، ثبت گردید. تحلیل اطلاعات با نرمافزار SPSS.19 و آزمون Wilcoxon انجام گرفت.
یافتهها: در بخش آشپزخانه در کلیه مراحل میانگین امتیاز بعد از اجرای نظام آراستگی بیشتر از قبل از اجرا بود، و این افزایش میانگین در دو مرحلهی اول و پنجم معنادار بود. در بخشهای تاسیسات و رختشویخانه نیز به جز در هدف آراستهسازی کارکنان، در کلیه اهداف و مراحل اجرای نظام آراستگی، باعث افزایش میانگین امتیازات شد که ارتباط معنیداری را نشان داد.
نتیجهگیری: با استقرار نظام آراستگی در بخشهای بیمارستان امیراعلم میتوان انتظار داشت منافع اقتصادی، کارایی، رضایت و بهرهوری کارکنان و رضامندی بیماران افزایش یابد. پیشنهاد میشود ضمن تشکیل کمیته نظام آراستگی، این نظام در سایر بخشهای بیمارستانی نیز مستقر گردد.
راحله سالاری، دکنر مصطفی لنگری زاده، دکتر کامبیز بها الدین بیگی، دکتر علی اکرمی زاده، دکتر مریم کاشانیان،
دوره 9، شماره 6 - ( 12-1394 )
چکیده
زمینه و هدف: تشخیص درست عارضه مسمومیت حاملگی در به کارگیری طرح درمان مناسب برای بیماران نقش اساسی دارد. هدف این مطالعه طراحی سیستم خبره جهت تشخیص این عارضه و کمک به متخصصان بالینی است.
روش بررسی: این مطالعه از نوع توسعهای بود که به صورت مقطعی انجام شد. سه مرکز درمانی زنان و زایمان وابسته به دانشگاه علوم پزشکی تهران به عنوان مکان پژوهش در نظر گرفته شد. حجم نمونه شامل 215 پرونده بود که به صورت تصادفی انتخاب شدند. نتایج حاصل از سیستم پیشنهادی با نتایج اعلام شده از طرف متخصصان با آزمون کاپا و با استفاده از نرمافزار SPSS مورد مقایسه قرار گرفت.
یافتهها: ابتدا پارامترهای ورودی، فازی سازی و سپس به موتور استنتاج وارد شدند. نتایج خروجی به صورت گروه بندی شده در دو گروه بیمار یا سالم، به عنوان تشخیص نهایی و در قالب توضیحات بالینی ارائه شد. نتایج حاصل از آزمون سیستم نشان داد که صحت، ویژگی و حساسیت به ترتیب 98 درصد، 100 درصد و 96 درصد بود.
نتیجهگیری: با توجه به میزان بالای صحت، ویژگی و حساسیت حاصل از ارزیابی سیستم، منطق فازی میتواند روشی کارآمد برای طراحی سیستمهای خبره در حوزه زنان و زایمان باشد و برای تشخیص سایر اختلالات دوران بارداری و پیشگیری از عوارض خطرناک برای مادر و نوزاد موثر واقع شود.
مریم احمدی، طیبه نوری، کامبیز بهاء الدین بیگی، اسماعیل مهرآیین،
دوره 10، شماره 1 - ( فروردین و اردیبهشت 1395 )
چکیده
زمینه و هدف: : بیش از چهل سال است که خدمات سلامت روان از راه دور به عنوان ابزاری موفق در زمینههای مختلف از قبیل: درمان و مداخلات پیشگیرانه مورد استفاده قرار میگیرد. این پژوهش با هدف تعیین دیدگاه صاحبنظران حوزهی مدیریت اطلاعات سلامت و متخصصان بهداشت روان در خصوص خدمات سلامت اعصاب و روان از راه دور برای جانبازان انجام شده است.
روش بررسی: این مطالعهی توصیفی- مقطعی در سال 1392 انجام گرفت. جامعه ی پژوهش، شامل: متخصصان بهداشت روان شاغل در بیمارستانهای روان پزشکی جانبازان شهر تهران و صاحب نظران رشته مدیریت اطلاعات سلامت بود. گردآوری دادهها از طریق پرسش نامه خود ساخته انجام گرفت که روایی آن توسط گروه خبرگان و پایایی پرسش نامه مزبور از طریق روش آزمون-بازآزمون به تایید رسید. تحلیل دادهها با استفاده از نرم افزار SPSS صورت گرفت.
یافتهها: یافتهها نشان داد که در بخش تاثیر خدمات سلامت روان از راه دور، متخصصان سلامت روان برای تاثیر کاهش هزینههای سفرهای درمانی میانگین 4/37، و برای امکان جایگزینی خدمات سلامت روان از راه دور با درمانهای حضوری، کمترین رتبه میانگین 2/68 را در نظر گرفتند.
نتیجه گیری: در شرایطی که دسترسی به مراقبتهای حضوری دشوار باشد، خدمات سلامت روان از راه دور میتواند به عنوان جایگزین مناسب جهت ارائهی خدمات مراقبتهای مورد نیاز جانبازان به کار گرفته شود. لذا پیشنهاد میشود نهادهای ذیربط و مدیران نظام سلامت اقدامات جدیتری جهت پیاده سازی این خدمات برای جانبازان انجام دهند.
محمود نکوئی مقدم، نرگس خانجانی، راضیه سپهریان، طاهره شریفی،
دوره 10، شماره 5 - ( آذر و دی 1395 )
چکیده
زمینه و هدف: رابطان سلامت، با فعالیت داوطلبانه، بسیاری از نیازهای آموزشی و اطلاعات بهداشتی افراد را برآورده می سازند. اما با وجود اهمیت حضور رابطان در برنامه های بهداشتی، در سال های اخیر سیستم سلامت، شاهد کاهش میزان همکاری و یا قطع ارتباط آنها با مراکز بهداشتی درمانی بوده است. لذا مطالعه ای با هدف تعیین عوامل موثر در جذب و ابقای رابطان سلامت انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه ی کاربردی، یک مطالعه کیفی از نوع پدیدارشناسی است. ابزار جمع آوری داده ها بحث متمرکز گروهی بوده که در سال 1392 انجام گرفته است. 39 نفر از رابطان سلامت، مربیان رابطان و کارشناسان طرح رابطان سلامت در مرکز بهداشت شهرستان کرمان به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. داده های حاصل، به روش تحلیل چارچوبی
داده ها(Analysis Framework) تحلیل گردید.
یافته ها: در نتیجه تحلیل داده ها، 3 مفهوم اصلی استخراج گردید. مفاهیم اصلی موثر در جذب و نگهداشت رابطان سلامت مربوط به 3 حوزه ی عوامل مربوط به ضعف های سیستم سلامت در خصوص طرح رابطان، ضعف عوامل انسانی(مربیان و رابطان) و عوامل مربوط به جامعه بود.
نتیجه گیری: تدوین قوانین حمایتی و نظارتی از سوی وزارت بهداشت در مورد طرح رابطان و اختصاص بودجه مناسب به این طرح، مستند سازی افتخارات و تقدیر از رابطان و مربیان نمونه کشوری، توجه به نیازهای آموزشی جامعه و برنامه ریزی برای آموزش رابطان مطابق با این نیازها از جمله راهکارهای منتج شده از این مطالعه می باشد.
صفیه یعقوبی، رضا گودرزی، مصطفی بنی اسدی، مریم اسلامیان، نورالهدی فخرزاد، محسن بارونی،
دوره 11، شماره 2 - ( خرداد و تیر 1396 )
چکیده
زمینه و هدف: بیمارستان به عنوان یک بنگاه اقتصادی، جهت استفاده ی بهینه از منابع و امکانات تولید خود باید از تجزیه و تحلیلهای اقتصادی استفاده کند. هدف این مطالعه تخمین تابع تولید بیمارستانهای دانشگاه علوم پزشکی جندی شاپور اهواز طی دوره زمانی ۱۳۹۲-۱۳۸۴ بود.
روش بررسی: این پژوهش به صورت توصیفی-تحلیلی انجام شد. دادهها طی دوره زمانی ۹ ساله در سطح ۷ بیمارستان جمعآوری شده، متغیر وابسته در این پژوهش، تعداد پذیرش بستری به عنوان میزان تولید و متغیرهای توضیحی شامل تعداد پرستاران، پزشکان، و سایر کارکنان، تعداد تخت ها و پذیرش سرپایی بود. همچنین برای تعیین و تصریح مدل از فرم تبعی Cobb-Douglas برای تابع تولید استفاده شده، تجزیه و تحلیل اطلاعات و تخمین مدل با استفاده از نرمافزار اقتصادسنجی ۱۲ STATA انجام شده است.
یافتهها: یافته های پژوهش نشان داد که کشش مربوط به نیروی پزشک ۰/۲۸، نیروی پرستار ۰/۱۰، تعداد تخت ۰/۹۵، سایر کارکنان ۰/۱۱- و پذیرش سرپایی ۰/۳۰ بود. به عبارت دیگر تولید در بیمارستان های مذکور بیشترین وابستگی را به تعداد تخت داشته و یک فعالیت اقتصادی سرمایه بر بود. مجموع ضرایب تابع تولید برابر با ۰/۸۸ و بازدهی نسبت به مقیاس نزولی بود.
نتیجهگیری: یافته های مطالعه، اهمیت بالای تخت بیمارستانی در افزایش تولید را نشان داد. بنابراین میزان بهره وری تخت فعال در این بیمارستان ها بالاست و بیشترین نقش را در تولید بیمارستان یا تعداد ترخیص شدگان به خود اختصاص داده است.
علی دررودی، علیرضا دررودی، حمیده رشیدیان، رجبعلی درودی،
دوره 12، شماره 1 - ( فروردین و اردیبهشت 1397 )
چکیده
زمینه و هدف: یکی از مهمترین تصمیمات دانشجویان مقطع تحصیلات تکمیلی انتخاب موضوع پایان نامه است و عوامل زیادی در این تصمیم اثر میگذارند. بدین منظور این مطالعه با هدف اولویتبندی معیارهای انتخاب موضوع پایان نامه از دید دانشجویان دکتری با استفاده از روش AHP و رتبه بندی انجام گرفت.
روش بررسی: مطالعه ی تحلیلی حاضر در سال 1394 بر روی دانشجویان دکتری تخصصی دانشکده بهداشت دانشگاه علوم پزشکی تهران که در زمان انجام مطالعه در مرحله ی انتخاب موضوع پایان نامه بودند، انجام گرفت. ابزار پژوهش، پرسش نامهی طراحی شده شامل سه بخش: سؤالات دموگرافیک، سوالات مقایسه زوجی معیارها و در نهایت رتبه بندی معیارهای تاثیرگذار بر انتخاب موضوع پایان نامه بود. تجزیه و تحلیل دادهها با استفاده از روش AHP، آمار توصیفی و استنباطی شامل آزمون
Mann-Whitney، انجام گرفت.
یافته ها: تعداد 80 نفر از دانشجویان در این مطالعه شرکت کردند که 43 نفر(53/8 درصد) از آنها مرد بودند. بر اساس روش AHP، مهمترین معیار برای انتخاب موضوع پایان نامه، تازگی موضوع و کم اهمیتترین آن محدود نبودن مکان اجرا به محل تحصیل بود. مهمترین معیار بر اساس روش رتبهای علاقه به موضوع و کم اهمیتترین آن محدود نبودن مکان اجرا به محل تحصیل بود.
نتیجهگیری: اگرچه بین دو روش استفاده شده برای اولویت بندی معیارهای موثر در انتخاب موضوع پایان نامه تا حدودی تفاوت وجود داشت، با این حال بر اساس هر دو روش مهمترین معیارهای انتخاب موضوع پایان نامه از دید دانشجویان دکتری دانشکده بهداشت شامل تازگی موضوع، تسلط استاد راهنما به موضوع، دسترسی به امکانات و علاقه به موضوع بود.
محمد ذوالعدل، ابوالفضل دهبانی زاده، عصمت نوحی،
دوره 12، شماره 2 - ( خرداد و تیر 1397 )
چکیده
زمینه و هدف: ارایه خدمات مراقبتی و درمانی ایمن توسط گروه های پزشکی به خصوص پرستاران یک وظیفهی قانونی و انسانی است. برنامه ریزی برای پیشگیری از خطاها اهمیت زیادی دارد و اولین گام در این زمینه شناسایی انواع خطا و نحوهی برخورد با خطا میباشد. به همین منظور این مطالعه با هدف بررسی میزان خطاهای پروسیجر و عمل و نحوهی مدیریت خطا در پرستاران بیمارستان شهید بهشتی یاسوج انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه از نوع توصیفی-مقطعی است و جامعه آماری آن تمامی پرستاران شاغل در بیمارستان شهید بهشتی یاسوج بود. ابزار مورد استفاده، پرسش نامه ای محقق ساخته بوده که روایی و پایایی آن(آلفا کرونباخ=81/0) تأیید شد و دادهها با استفاده از نرم افزارSPSS تحلیل گردید.
یافته ها: بر اساس یافتههای این پژوهش، 5/79 درصد پرستاران خطای پروسیجر و عمل داشتند. بیشترین خطا(203 مورد) در استفاده از تجهیزات پزشکی موجود در بخش بوده است. بیشترین شیوهی مدیریتی مورد استفاده، اطلاع به همکار و مشاوره با پزشک و کمترین مربوط به گزارش به بیمار بوده است.
نتیجه گیری: نتایج نشان داد که میزان خطاهای پروسیجر و عمل در پرستاران بالاست و مسئولان پرستاری ضمن برگزاری دورههای آموزشی باید در خصوص شناسایی و نحوهی برخورد پرستاران با خطاها اقدامات آموزشی لازم را انجام دهند.
محمد تصون غلامحسینی، محسن بارونی، نوشین افشارزاده، محمد جعفری سیریزی،
دوره 12، شماره 4 - ( مهر و آبان 1397 )
چکیده
زمینه و هدف: یکی از مشکلات شایع کودکان در سطح جهان، کوتاهی قد میباشد. باتوجه به هزینههای بالای درمان، مطالعهی حاضر با هدف هزینه اثربخشی درمان افراد کوتاه قد با هورمون رشد(سوماتروپین) در استان کرمان انجام شده است.
روش بررسی: این پژوهش از نوع ارزشیابی اقتصادی است. جامعهی پژوهش شامل تمامی افرادی است که دارای پرونده پزشکی در اداره بیمه سلامت شهرستان کرمان بودند که 49 نفر از آنها به عنوان نمونه انتخاب شدند. محاسبهی هزینه ها از دو دیدگاه بیمار و بیمه گر بود که این اطلاعات از طریق فرم پژوهشگر ساخته با مصاحبه با بیماران و با بررسی پرونده های موجود در اداره بیمه سلامت جمع آوری شد. برای محاسبهی پیامدها از دو پیامد کالی و میزان افزایش قد استفاده شد. برای تحلیل هزینه اثربخشی از فرمول ICER و نرم افزار TreeAge استفاده شد و با آستانه 3 برابر سرانه تولید ناخالص داخلی مقایسه شد.
یافته ها: یافته ها نشان داد که سهم هزینه های درمان بیمار 5,092,964,520 ریال و سهم هزینه های سازمان بیمه سلامت استان کرمان 71,175,443,448 ریال بوده است. نسبت هزینه اثربخشی افزایشی بر اساس معیار کالی و از دیدگاه بیمار و سازمان بیمه سلامت به ترتیب برابر با 743,133 ریال و 9,846,567 ریال بوده است. تحلیل حساسیت پارامترهای غیرقطعی مدل نشان داد که تاثیری روی هزینه اثربخشی درمان با هورمون رشد ندارند.
نتیجه گیری: بر اساس نتایج به دست آمده، درمان کودکان کوتاه قد با هورمون رشد هزینه اثربخش است و این نتیجه می تواند مورد توجه سیاستگذاران نظام سلامت قرار گیرد.
آرش فروهری، مینا دانایی، علی شیبانی تذرجی، محسن مومنی،
دوره 16، شماره 6 - ( بهمن 1401 )
چکیده
زمینه و هدف: امروزه بهعلت مصرف خودسرانه آنتیبیوتیک، مقاومت آنتیبیوتیکی به یک مشکل سلامتی در سراسر جهان تبدیل شده است. این مطالعه با هدف بررسی شیوع خوددرمانی با آنتیبیوتیک و عوامل مرتبط بر آن در مراجعان به مراکز بهداشتی درمانی شهر کرمان در سال 1399 طراحی و اجرا گردید.
روش بررسی: این مطالعه از نوع توصیفی-تحلیلی بوده که از اردیبهشت تا شهریور سال 1399 بهصورت مقطعی بر روی 331 نفر از مراجعهکنندگان به مراکز بهداشتی درمانی شهر کرمان به روش نمونهگیری در دسترس انجام شد. در این تحقیق جهت جمعآوری اطلاعات از یک پرسشنامهی معتبر استفاده شد. دادهها با استفاده از آزمونهای آماری تیمستقل و مجذور کای با کمک نرمافزار آماری SPSS تحلیل شده است.
یافتهها: میانگین سنی مراجعهکنندگان در این مطالعه 10/76±38/6 سال بود. 135 نفر(40/4%) مرد و 194 نفر(60/6%) زن بودند. بیش از دو سوم افراد، تحصیلات بالاتر از فوقدیپلم داشتند. شیوع خوددرمانی با آنتیبیوتیک در مراجعهکنندگان 32/9% بوده است. بیشترین علت مصرف خودسرانهی آنتیبیوتیک، عدم تمایل به پرداخت هزینه(34/4%)، بیشترین نوع آنتیبیوتیک مصرفی آموکسیسیلین(25%) و آزیترومایسین(24%) و شایعترین شکل دارویی مورد استفاده قرص(55/5%) گزارش شد. عفونتهای تنفسی نیز شایعترین علت مصرف خودسرانهی آنتیبیوتیک را به خود اختصاص دادند(42/2%). داروخانهها بیشترین منبع اطلاعاتی در مورد نحوهی مصرف آنتیبیوتیک بودند(53/9%). همچنین خوددرمانی با آنتیبیوتیک در افراد متاهل(0/015=P)، افراد با شغل آزاد(0/031=P) و افراد فاقد بیمه درمان (0/001>P) بهطور معنیداری از سایر افراد مورد مطالعه بیشتر بود.
نتیجهگیری: نتایج مطالعهی حاضر نشان داد که خوددرمانی با آنتیبیوتیک در شهر کرمان از شیوع بالایی برخوردار است و سیاستگذاران باید مداخلاتی در جهت افزایش آگاهی افراد از خطرات و عوارض جانبی مصرف خودسرانهی آنتیبیوتیک و همچنین مقاومت دارویی ایجاد شده بهدنبال آن جهت کاهش مصرف خودسرانه این داروها طراحی و اجرا نمایند.
مرضیه نجفی، رویا رجایی، حجت رحمانی، بهروز پورآقا، نازنین شیخ محمدی، قاسم رجبی واسوکلایی،
دوره 18، شماره 1 - ( 1-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: سقوط یا زمین خوردن بیمار به عنوان یکی از رایجترین خطاهای بیمارستانی شناسایی شده است که مشکلات زیادی از جمله خسارات مالی و جانی برای بیماران، کارکنان و سازمان در پی دارد. سقوط بیمار در بسیاری از موارد با برنامهریزی مناسب قابل پیشگیری است. این مطالعه با هدف شناسایی راهکارهای پیشگیری از سقوط بیماران بستری در بیمارستان به منظور فراهم کردن شواهد و مستندات لازم برای تدوین برنامههای ایمنی بیمار انجام شد.
روش بررسی: در این مطالعه راهکارهای پیشگیری از سقوط بیمار با روش مرور حیطهای و با استفاده از الگوی Arksey و O`Malley شناسایی شدند. جستجو با کلیدواژههای مرتبط در پایگاههای داده Pubmed و Web of Science و بدون محدودیت زمانی تا ۲۵ May ۲۰۲۴ انجام شد. در مرحله آخر برای مشورت با خبرگان از روش دلفی و کسب نظر ۱۸ نفر از خبرگان استفاده شد. دادهها با روش تحلیل موضوعی تحلیل شدند.
یافتهها: از بین ۴۲۰۲ مطالعه یافتهشده در جستجوی اولیه، تعداد ۱۹ مقاله انتخاب شد. راهکارهای پیشگیری از سقوط بیمار شامل برنامهریزی(برنامههای بهبود کیفیت، استقرار فرهنگ ایمنی بیمار، دستورالعملها و برنامههای پیشگیری از سقوط بیمار)، فضای فیزیکی(طراحی اتاق بیمار و محل استقرار کادر درمان)، تجهیزات(مانیتورینگ و آلارم، سنسورهای فشاری، تختهای استاندارد)، منابع انسانی(شبکههای ارتباطی بین پرستاران و سایر کادر درمان، خودکارآمدی و پاسخدهی پرستاران، انگیزه و رضایت شغلی پرستاران)، آموزش(آموزش و مشارکت بیمار و همراه بیمار، آموزش کادر درمان، آموزش الکترونیکی) و کنترل فرایندهای اجرایی(ارزیابی عوامل خطر، کنترل فرایندها) میباشند. بیشترین میزان موافقت اعضا با بعد تجهیزات(۹/۷۶) و کمترین میزان موافقت با بعد منابع انسانی(۸/۶۵) بود.
نتیجهگیری: سقوط بیمار یکی از شایعترین مشکلات مرتبط با ایمنی بیمار میباشد که با برنامهریزی مناسب قابل پیشگیری است. توصیه میشود با در نظر گرفتن شرایط هر بیمارستان ترکیبی از روشهای پیشگیری استفاده شود.
زهرا کرباسی، میکاییل متقی نیکو، مریم زحمت کشان،
دوره 18، شماره 3 - ( 5-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: آب مروارید بهعنوان عامل ۵۱ درصد نابینایی در سطح جهان شناخته شده است. بهدنبال نتایج امیدوارکنندهی اولیه سیستمهای هوشمصنوعی در بیماریهای چشمی، الگوریتمهای هوشمصنوعی در تشخیص آب مروارید، درجهبندی شدت آب مروارید، محاسبات مربوط به لنزهای داخل چشمی و حتی بهعنوان ابزار کمکی در جراحی آب مروارید کاربرد دارد. این مطالعه بهصورت یک مرور سیستماتیک به بررسی تکنیکهای هوشمصنوعی در مدیریت بیماری آب مروارید پرداخته است.
روش بررسی: این مطالعه، مرور سیستماتیک با هدف بررسی تکنیکهای هوشمصنوعی بهمنظور مدیریت بیماری آب مروارید تا تاریخ ۲۰ آبان ۱۴۰۲ و بر اساس دستورالعمل پریزما انجام شد. تمام مقالات مرتبط منتشرشده به زبان انگلیسی و از طریق جستجوی سیستماتیک در پایگاههای اطلاعاتی آنلاین PubMed، Scopus و Web of Science استخراج شد.
یافتهها: در جستجوی اولیه در پایگاههای اطلاعاتی ۱۹۲ رکورد شناسایی شد و در نهایت ۲۳ مقاله جهت بررسی وارد مطالعه شدند. نتایج نشان داد که الگوریتمهای شبکه عصبی پیچشی(۶ مقاله)، شبکه عصبی بازگشتی(۱ مقاله)، شبکه پیچشی عمیق(۱ مقاله)، ماشینبردار(۲ مقاله)، یادگیری انتقالی(۱ مقاله)، درخت تصمیم(۴ مقاله)، جنگل تصادفی(۴ مقاله)، رگرسیون لجستیک(۳ مقاله)، الگوریتمهای بیز(۳ مقاله)، XGBoost (۳ مقاله) و الگوریتم خوشهبندی K نزدیکترین همسایه(۲ مقاله) از تکنیکها و الگوریتمهای شبکه عصبی مصنوعی و یادگیری ماشین بودند که از آنها بهصورت ترکیبی در مطالعات بهمنظور تشخیص(۷۰%)، مدیریت(۱۷%) و پیشبینی بیماری آب مروارید(۱۳%) استفاده نموده بودند.
نتیجهگیری: تکنیکها و الگوریتمهای مختلف هوشمصنوعی و یادگیری ماشین میتوانند در تشخیص، درجهبندی، مدیریت و پیشبینی آب مروارید با دقت بالا عمل کرده و مؤثر باشند. در این مطالعه، تکنیکهای یادگیری عمیق و شبکه عصبی پیچشی بیشترین سهم را در تشخیص آب مروارید داشتهاند. در مدیریت آب مروارید تکنیکهای یادگیری عمیق، درخت تصمیم و الگوریتم بیزی دخیل بودند. الگوریتمهای یادگیری ماشین مانند رگرسیون لجستیک، جنگل تصادفی، شبکه عصبی مصنوعی، درخت تصمیم، K نزدیکترین همسایه، XGBoost و تقویت سازگار نیز در پیشبینی آب مروارید نقش داشتند. همانطورکه پیشبینی و تشخیص زودهنگام و مراجعه بهموقع میتواند عوارض بیماری در آینده را کاهش دهد، بهکارگیری سیستمهای مبتنی بر مدلهای هوشمصنوعی که دقت قابلقبولی دارند، میتوانند در جهت پشتیبانی از فرایند تصمیمگیری پزشکان و مدیریت این بیماری مؤثر واقع گردند.
طالب خداویسی، حمید بورقی، طوبی محرابی، جواد فردمال، مهدیه شجاعی باغینی، علی محمدپور،
دوره 18، شماره 5 - ( 9-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: پیش از اجرای هرگونه برنامه آموزشی مداوم برای پرسنل فناوری اطلاعات سلامت، شناسایی دقیق نیازهای آموزشی جامعه هدف امری ضروری است. بدینمنظور، پژوهش حاضر با رویکردی جامع و با در نظر گرفتن ابعاد عمومی و تخصصی حوزهی فناوری اطلاعات سلامت، به بررسی نیازهای آموزشی پرسنل شاغل در بیمارستانهای استان همدان پرداخته است.
روشبررسی: این پژوهش توصیفی- مقطعی در ۱۱ بیمارستان زیرپوشش دانشگاه علوم پزشکی همدان انجام شده است. جامعه آماری شامل تمامی کارکنان واحدهای پذیرش، بایگانی پزشکی، آمار و کدگذاری بوده است. دادهها با استفاده از پرسشنامهای استاندارد شده که روایی و پایایی آن تأیید شده بود، جمعآوری گردید. روش جمعآوری دادهها بهصورت ترکیبی حضوری و غیرحضوری بوده است. تحلیل دادهها با استفاده از نرمافزار SPSS انجام شد و نتایج با بهرهگیری از آمار توصیفی و استنباطی(آزمون کروسکال-والیس) گزارش گردید.
یافتهها: نتایج این پژوهش نشان داد که در بین نیازهای عمومی مقبول، مواردی چون فناوری اطلاعات(۹۶/۷ درصد)، جنبههای قانونی پروندههای پزشکی(۸۷/۶ درصد) و مهارتهای ارتباطی(۷۶/۷ درصد) از بالاترین درصد برخوردار بودهاند. همچنین، نیازهای آموزشی اختصاصی در واحدهای مختلف، متفاوت بود بهگونهای که کارکنان واحد کدگذاری به اصول تشخیص نویسی(۹۲/۹ درصد)، آشنایی با دستورالعملهای کدگذاری علل مرگو میر(۸۵/۷ درصد) و آشنایی با دستورالعملهای کدگذاری اقدامات(۸۵/۷ درصد)، کارکنان واحد آمار به نرمافزارهای آماری و کارکنان واحدهای پذیرش و بایگانی پزشکی به قوانین مربوط نیاز بیشتری داشتند. علاوه بر این، بین نیازهای آموزشی و برخی ویژگیهای فردی کارکنان مانند سابقهکار، تحصیلات، جنسیت و رشته تحصیلی ارتباط معنادار وجود داشت.
نتیجهگیری: نتایج پژوهش، حاکی از آن است که برای طراحی برنامههای آموزشی مؤثر برای پرسنل فناوری اطلاعات سلامت، لازم است بهویژگیهای فردی فراگیران از جمله جنسیت، سابقهکار و تحصیلات توجه شود و همچنین، آموزشها باتوجه به نیازهای متفاوت هر گروه، بهصورت مستمر و در مقاطع زمانی مناسب ارایه گردد.
نجمه ناظری، علی شعبانی، علیرضا نوروزی، مصطفی حسینی گلکار،
دوره 18، شماره 6 - ( 12-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: مرجعیت علمی بهمعنای ایجاد دسترسی به اطلاعات، رجوع و کاربست دانش است. وجود مراکز اطلاعرسانی قوی، از ملزومات پشتیبانی این مرجعیت بهشمار میرود. باتوجه به عدمقطعیتهای آینده، سناریوهای مختلفی برای دسترسی به اطلاعات در کشور وجود دارد که هرکدام نیازمند اقداماتی متناسب برای کاربست دانش هستند. این پژوهش، در پی درک نیازها و ضرورتهای حوزهی اطلاعرسانی کشور برای رسیدن به مرجعیت علمی(مرجعیت مراکز علمی و اطلاعرسانی) است.
روش بررسی: با استفاده از روششناسی آیندهپژوهی و ترکیبی از روشهای کمی و کیفی، ابتدا شاخصهای مراکز اطلاعرسانی استخراج شد. سپس، براساس نظرات خبرگان، اقداماتی برای رسیدن به مرجعیت علمی شناسایی گردید. جامعه خبرگان به صورت هدفمند از میان متخصصان با حداقل ۱۰ سال تجربه در حوزههای مرتبط انتخاب شدند. اعتبارسنجی سناریوها و رسیدن به اجماع با استفاده از پنل خبرگان و گروه کانونی انجام شد.
یافتهها: مدل مفهومی با ۵ مولفه و ۲۶ عامل شناسایی شد که براساس ۱۰ پیشران اولویتگذاری گردید، دو عدمقطعیت کلیدی شامل دسترسی و مدیریت اطلاعرسانی و تکمیل چرخهی اطلاعات، به سه سناریوی سنتی، انحصارگرایانه و دموکراتیک منجر گردید. همچنین، شاخصهای مرتبط با مرجعیت علمی براساس نظر خبرگان تا افق ده ساله در هر یک از سناریوها تخمین زده شدند. یافتهها نشان داد که در شاخصهای تبادل و انتقال دانش، تمایز کمتری وجود داشت و در شاخصهای ترجمان، برونسپاری و بهرهبرداری دانش، تمایز بیشتری در بین سناریوهای گوناگون مشاهده شد که نشاندهندهی ضرورت سوق دادن اثربخشی به سمت سودمندی بود. این تغییرات در لایههای فرایند و ارزشآفرینی مرجعیت علمی قابل پیگیری بود.
نتیجهگیری: با توجه به برآورد وضعیت شاخصها توسط خبرگان، در مرحلهی بهرهبرداری دانش در سناریوهای سنتی و انحصاری، دسترسی به اطلاعات در مؤلفههای تبادل و انتقال دانش به نحو مطلوب شکل نخواهد گرفت. بنابراین، در راستای بهکارگیری کاربست دانش، وجود فرایندهای پشتیبانی، ترویج و تعامل علمی نقش بسزایی در ایجاد مرجعیت علمی ایفا خواهد کرد. اگرچه بشر تا افق میانمدت همچنان با حاکمیت نگرش دانش به مثابهی قدرت و اطلاعات در جایگاه منبع قدرت روبهروست، برای نیل به مرجعیت علمی، گذار به نگرشهایی که حمایت بیشتر و بسترسازی بهتری برای شکلگیری چرخهی اطلاعات و توزیع عمومیتر آن دارند، ضرورت دارد.
سمیرا سادات پورحسینی، نوذر نخعی، وحید یزدی فیض آبادی، ریحانه سلجوقی نژاد،
دوره 18، شماره 6 - ( 12-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: اورژانس اجتماعی یکی از برنامههای مداخلهای با هدف پیشگیری از آسیبهای اجتماعی بهشمار میرود که وظیفهی آن مداخله در بحرانهای اجتماعی است. آگاهی جامعه از این برنامه تأثیر بسزایی در مدیریت آسیبها خواهد داشت. هدف این مطالعه بررسی وضعیت آگاهی و عملکرد در خصوص اورژانس اجتماعی است.
روش بررسی: مطالعهی حاضر، پیمایشی مبتنی بر پرسشنامهی آنلاین در سال ۱۴۰۲ بود که به روش نمونهگیری در دسترس انجام شد. شرکتکنندگان شامل ۷۰۶ نفر از شهر کرمان بودند. ابزار اندازهگیری شامل پرسشنامهی ۴ بخشی: اطلاعات جمعیتشناختی، آگاهی از اورژانس اجتماعی، آگاهی از مصادیق آسیبهای اجتماعی و عملکرد در هنگام مواجهه با آسیبهای اجتماعی بود.
یافتهها: میانگین سنی پاسخدهندگان ۳۶ سال بود و اکثریت(۷۰/۳%) زن بودند. از نظر آگاهی از اورژانس اجتماعی، ۷۱% افراد و از نظر آگاهی از مصادیق آسیبهای اجتماعی، ۸۶/۷% از آگاهی نامطلوب برخوردار بودند. همچنین ۴۴/۲% افراد از عملکرد مطلوبی در مواجهه با آسیبهای اجتماعی برخوردار نبودند. رگرسیون لجستیک نشان داد که بین آگاهی از اورژانس اجتماعی با عملکرد و تحصیلات دانشگاهی رابطهی معناداری وجود داشت. سطح عملکرد افرادی که آگاهی مطلوب داشتند، بهطور متوسط ۲/۲۸ برابر مطلوبتر از افرادی بود که میزان آگاهی آنها نامطلوب بود. سطح آگاهی افرادی که تحصیلات دانشگاهی داشتند، بهطور متوسط ۳/۶۸ برابر مطلوبتر از افرادی بود که تحصیلات زیر دیپلم داشتند. بین آگاهی از مصادیق آسیبهای اجتماعی با وضعیت تأهل نیز رابطهای معنادار بهدست آمد. سطح آگاهی افراد متأهل بهطور متوسط ۰/۵۶ برابر نامطلوبتر از افراد مجرد بود. بین جنسیت و تحصیلات با عملکرد نیز رابطهی معناداری مشاهده شد. سطح عملکرد مردان بهطور متوسط ۱/۴۲ برابر مطلوبتر از زنان بود. سطح عملکرد افرادی که تحصیلات دانشگاهی و تحصیلات دیپلم داشتند، بهترتیب بهطور متوسط ۴/۲۲ و ۳/۴۷ برابر مطلوبتر از افرادی بود که تحصیلات زیر دیپلم داشتند.
نتیجهگیری: با توجه به آگاهی ضعیف جامعه نسبت به اورژانس اجتماعی، ضرورت برنامهریزی جهت ارتقای سطح آگاهی مردم در خصوص آسیبهای اجتماعی و نحوهی حمایت اورژانس اجتماعی از آسیبدیدگان اجتماعی احساس میشود.
مجتبی سلیمی بنی، مهدی قصابی چورسی، رقیه ارشاد سرابی،
دوره 18، شماره 6 - ( 12-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: مالاریا یکی از چالشهای بهداشتی در بسیاری از کشورهای جهان، محسوب میشود. ایران از جمله کشورهایی است که برنامهی حذف مالاریا را در دستور کار خود قرار داده و امید است که انتقال محلی این بیماری را تا سال ۱۴۰۴ قطع کند. بهورزان بهعنوان مراقبان بهداشتی اولیه نقش مهمی در شناسایی، کنترل و پیشگیری از مالاریا دارند، بهروز بودن دانش و مهارتهای آنها از طریق آموزشهای مستمر میتواند در موفقیت این برنامه مؤثر باشد. آموزش مجازی یکی از روشهای نوین آموزشی است امکان اینگونه از آموزشها را فراهم میکند. مطالعه با هدف بررسی تأثیر دورههای بازآموزی مجازی بر دانش، نگرش و عملکرد بهورزان در اجرای برنامهی حذف مالاریا در سال ۱۴۰۱ انجام شده است.
روش بررسی: پژوهش از نوع شبهتجربی قبل و بعد، با طرح پیشآزمون و پسآزمون تکگروهی بود. جامعه شامل ۶۹ نفر بود که به روش سرشماری وارد مطالعه شدند. ابتدا پیشآزمون جهت ارزیابی سطح اولیه دانش، نگرش و عملکرد شرکتکنندگان در زمینهی راهکارهای حذف مالاریا اجرا شد، سپس مداخلهی آموزشی به شیوه آموزش مجازی ارایه گردید و پسآزمون بهمنظور بررسی نتایج انجام شد. محتوای آموزشی در هشت جلسهی ۴۵ دقیقهای توسط مدرس مرکز آموزش بهورزی در محیط اسکایروم (sky room) برای مشارکتکنندگان ارایه شد. ابزار گردآوری دادهها، پرسشنامهی محققساخته بود. روایی پرسشنامه از طریق روایی محتوایی و پایایی آن در یک جلسه پیش از آموزش در یک مطالعه پایلوت توسط کارشناس مسئول بهورز بررسی و تأیید گردید. ضریب همبستگی آلفای کرونباخ سوالات پرسشنامه محاسبه و در سطح قابلقبول بهدست آمد(۰/۸۳=r). دادهها با استفاده از نرمافزار SPSS و آزمون t تجزیهوتحلیل شدند.
یافتهها: از مجموع ۶۹ نفر شرکتکنندگان، ۴۰ نفر(۵۸%) مرد و ۲۹ نفر(۴۲%) زن بودند. مقایسهی نتایج پیشآزمون و پسآزمون نشان داد که میانگین نمرههای دانش، نگرش و عملکرد بهورزان پس از آموزش بهترتیب ۱/۰۵، ۱/۲ و ۱/۱۷ واحد افزایش یافته است که این تفاوت از نظر آماری معنادار بود(۰/۰۰۰=P).
نتیجهگیری: بر اساس نتایج، توجه به مزایای آموزش مجازی، از جمله دسترسی آسان، هزینه کمتر و پوشش گسترده، پیشنهاد میشود، این روش بهعنوان مطالعه راهکار در برنامههای آموزشی کارکنان بهداشتی مورد استفاده قرار گیرد.
رویا رجائی، مرضیه نجفی، نسرین دنیایی، معصومه وزیری ستا، حجت رحمانی، قاسم رجبی، مهسا اکبری،
دوره 19، شماره 4 - ( 8-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: بودجهریزی در نظام سلامت نقش حیاتی در ارتقای کیفیت خدمات بهداشتی، افزایش دسترسی عادلانه به مراقبتهای سلامت و کاهش هزینهها ایفا میکند. تصمیمگیریهای مالی مبتنی بر دادههای علمی و شواهد میتواند بهرهوری نظام سلامت را بهبود بخشد و عدالت در تخصیص منابع را تضمین کند. این مطالعه با هدف بررسی وضعیت علمی و روند تولیدات علمی در حوزهی روشهای بودجهریزی در نظام سلامت با استفاده از روش علمسنجی انجام شد تا سیاستگذاران را در اتخاذ تصمیمات مالی بهتر یاری دهد.
روش بررسی: این مطالعه یک مرور علمسنجی (Bibliometric Review) با رویکرد توصیفی–تحلیلی است که به بررسی ۲۲۲ مدرک علمی نمایهشده در پایگاه Scopus طی سالهای ۱۹۷۴ تا ۲۰۲۴ میپردازد. دادهها با نرمافزارهای Excel، Bibexcel، VOSviewer و Gephi تحلیل شدند تا ساختار دانشی، ارتباطات همواژگانی و همکاریهای بینالمللی در این حوزه ترسیم گردد.
یافتهها: حدود ۳۰% تولیدات علمی متعلق به ایالات متحده، ۱۵% به تایوان و ۱۰% به کانادا بود. مقالات نشریات با سهم ۹۰% غالبترین نوع انتشار بودند. پرتکرارترین کلیدواژهها شامل«بودجه»، «هزینههای سلامت» و «مدیریت مالی» بود که نشاندهندهی تمرکز پژوهشها بر کنترل هزینه و مدیریت منابع است. سه رویکرد اصلی بودجهریزی شامل مبتنی بر عملکرد، سنتی و مبتنی بر نیاز شناسایی شد. در کشورهای توسعهنیافته، روش سنتی همچنان رایج است و کمبود زیرساختهای اطلاعاتی و چالشهای مدیریتی، موانع اصلی پیادهسازی روشهای نوین گزارش شد. در شبکه همکاری علمی بینالمللی، ۱۸ کشور فعال بودند که بیشترین تعامل میان آمریکا و تایوان دیده شد.
نتیجهگیری: برای بهبود نظام بودجهریزی سلامت، تقویت سیستمهای اطلاعاتی، آموزش مدیران و ارتقای همکاریهای علمی بینالمللی بسیار ضروری است. تخصیص منابع بر اساس دادههای علمی و استفاده از نتایج علمسنجی میتواند به بهینهسازی تخصیص منابع و افزایش عدالت در دسترسی به خدمات سلامت منجر شود؛ اقدامی که موجب کارایی بیشتر نظام سلامت و تصمیمگیریهای مالی جامعتر خواهد شد.