کاربران عمومی فقط به فهرست مقالات منتشر شده دسترسی دارند.
27 نتیجه برای موضوع مقاله:
مریم آقاجری نژاد، یحیی سلیمی، شهاب رضاییان، قباد مرادی، مهدی مرادی نظر، فاطمه خسروی شادمانی، رویا صفری فرامانی، میترا دربندی، فرید نجفی،
دوره 17، شماره 2 - ( 3-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: همه افراد یک جامعه به یک تناسب، در معرض ابتلا و بستری بهعلت بیماری کووید-۱۹ نیستند. هدف از مطالعهی حاضر، تعیین عوامل مرتبط با ابتلا و بستری بهعلت کووید-۱۹ در شرکتکنندگان مطالعه کوهورت RaNCD (Ravansar Non-Communicable Disease) بود.
روش بررسی: مطالعه حاضر در بازه زمانی ۱۳۹۸/۱۲/۰۹ تا ۱۴۰۰/۰۹/۰۶ انجام شد. برای این مطالعه از دادههای مطالعه کوهورت RaNCD استفاده شد. موارد ابتلا و بستری کووید-۱۹ نیز از سامانههای پایش مراقبتهای درمانی، سامانه سما و لیست خطی معاونت بهداشت و نتایج سرمی مثبت استخراج و از دادههای آنها استفاده شد. در مطالعه مورد-همگروهی در گروه مورد ۶۲۶ مورد ابتلای قطعی و/ یا محتمل وارد شد و در ادامه ۲۱۰۷ نفر بهصورت تصادفی ساده بهعنوان تحت همگروه انتخاب شدند. در مطالعه مورد-شاهدی، ۱۸۸ فرد بستریشده بهعلت کووید-۱۹ در گروه مورد و ۶۳۲ مثبت سرپایی در گروه شاهد، بودند. در این مطالعه از روش رگرسیون کاکس تعمیمیافته و لجستیک استفاده شد.
یافتهها: در مطالعه مورد-همگروهی نسبت مخاطره ابتلا به کووید-۱۹ در روستاییان، سیگاریها و طبقه اقتصادی-اجتماعی متوسط بهترتیب(۰/۹۱، ۰/۵۷)۰/۷۲، (۰/۵۸، ۰/۲۴)۰/۳۷، (۲/۱۱، ۱/۰۷)۱/۵۰، نسبت به گروه مرجع بود. در حالیکه نسبت مخاطره در سنین ۶۴-۴۶ و ۶۵ ساله و بالاتر، در سال اول بهترتیب(۶/۸۶، ۱/۷۶)۳/۴۷ و (۱۴/۸۵، ۲/۸۰)۶/۴۵ نسبت به گروه مرجع بود، بعد از یکسال، بهترتیب این مقادیر به(۴/۴۰، ۱/۱۳)۲/۲۳ و (۸/۱۰، ۱/۵۳)۳/۵۲ رسید. نسبت مخاطره در مبتلایان به حداقل یک بیماری زمینهای در سال اول(۳/۹۲، ۱/۵۳)۲/۴۵ بود که بعد از یکسال، به(۲/۹۲، ۱/۱۴)۱/۸۲ کاهش یافت. همچنین در مدل تطبیقیافته فعالیت فیزیکی متوسط و شدید با کاهش نسبت مخاطره همراه بود. در مطالعه مورد-شاهدی، نسبت شانس بستریشدن بهعلت کووید-۱۹ با هر سال افزایش سن، ۰/۰۳% بیشتر(۱/۰۵، ۰/۰۱)۱/۰۳ و در مبتلایان با حداقل سه بیماری زمینهای(۴/۷۳، ۱/۲۴)۲/۴۳ برابر بدون بیماری زمینهای بود.
نتیجهگیری: بهطورکلی کاهش نسبت مخاطره با گذشت یکسال از شروع مطالعه قابل توجه بود. افزایش سن و ابتلا به بیماریهای زمینهای از جمله مواردی است که نسبت شانس بستری در بیمارستان را نیز افزایش داده است. چنین افرادی میتوانند برای موجهای بعدی بیماری در اولویت مراقبتهای بهداشتی و دوزهای یادآور واکسیناسیون قرار گیرند.
مجید بابائی، شیلا حسنزاده، صادق رضایی، داود علیرضازاده صدقیانی، محمدرضا شیخی چمان،
دوره 17، شماره 2 - ( 3-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: تأثیر همهگیری کووید-۱۹ بر اقتصاد جهانی و به تبع آن اقتصاد ایران، از جهات گوناگون قابل توجه بوده است. بهنظر میرسد که بخش مالیات، واکنش نسبتاً سریعی به این همهگیری از خود نشان داده است. این مطالعه با هدف بررسی تأثیر همهگیری کووید-۱۹ بر درآمدهای مالیاتی استان آذربایجان غربی انجام پذیرفت.
روش بررسی: مطالعهی توصیفی-تحلیلی حاضر از نوع مقطعی بود و در نیمه دوم سال ۱۴۰۰ انجام گرفت. دادههای اولیه برای ۱۷ شهرستان استان آذربایجان غربی، از اداره کل امور مالیاتی این استان در قالب ۹ متغیر و به شکل فایل Excel دریافت شد. دادهها مربوط به سالهای ۱۳۹۸(قبل از همهگیری کووید-۱۹) و ۱۳۹۹(بعد از همهگیری کووید-۱۹) بودند. تجزیه و تحلیلهای آماری در محیط نرمافزار SPSS و با استفاده از آمار توصیفی(فراوانی، درصد، میانه، دامنه میان چارکی) و آمار تحلیلی(آزمون ویلکاکسون رتبه علامتدار) در سطح معنیداری ۵ درصد انجام شد.
یافتهها: بر اساس یافتههای توصیفی، همهگیری کووید-۱۹ باعث افزایش درآمدهای مالیاتی استان آذربایجان غربی در زمینههای مالیات حقوق کارکنان دولتی، مالیات نقلو انتقال سهام، مالیات بر ارث و مالیات بر حق تمبر و کاهش این درآمدها در زمینههای مالیات حقوق کارکنان خصوصی، مالیات بر درآمد اشخاص حقوقی، مالیات بر درآمد مشاغل، مالیات نقلو انتقال املاک و مالیات بر ارزش افزوده شده است. بر اساس یافتههای تحلیلی، تأثیر این همهگیری بر روی مالیات حقوق کارکنان خصوصی(۰/۰۰۳=P)، مالیات بر درآمد اشخاص حقوقی(۰/۰۱۹=P)، مالیات بر درآمد مشاغل(۰/۰۱۳=P)، مالیات نقلو انتقال املاک(۰/۰۱۵=P) و مالیات بر ارزش افزوده(۰/۰۰۱=P) منفی و معنیدار دیده شد. همچنین، تأثیر مذکور بر روی مالیات نقلو انتقال سهام(۰/۰۳۰=P) و مالیات بر ارث(۰/۰۰۱=P) مثبت و معنیدار بهدست آمد. از طرفی دیگر، تأثیر این همهگیری بر روی مالیات حقوق کارکنان دولتی(۰/۲۸۷=P) و مالیات بر حق تمبر(۰/۳۵۶=P) به لحاظ آماری معنیدار نبود.
نتیجهگیری: همهگیری کووید-۱۹ در بیشتر بخشهای درآمدی حوزهی مالیات تأثیر منفی داشته است. ضروری است که دولت برای جبران درآمدهای کاهش یافته در بخشهای آسیبپذیر، ضمن ایجاد ردیفهای مالیاتی جدید، تجارت بینالملل را با حمایت همه جانبه از بخش غیردولتی توسعه دهد. همچنین، پایدارسازی چرخهی تامین مالی و طراحی سازوکارهایی برای جلوگیری از فرار مالیاتی بهخصوص در مشاغل پردرآمد میتواند در این راستا مثمرثمر واقع شود.
سمیرا سادات پورحسینی، نوذر نخعی، وحید یزدی فیض آبادی، ریحانه سلجوقی نژاد،
دوره 18، شماره 6 - ( 12-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: اورژانس اجتماعی یکی از برنامههای مداخلهای با هدف پیشگیری از آسیبهای اجتماعی بهشمار میرود که وظیفهی آن مداخله در بحرانهای اجتماعی است. آگاهی جامعه از این برنامه تأثیر بسزایی در مدیریت آسیبها خواهد داشت. هدف این مطالعه بررسی وضعیت آگاهی و عملکرد در خصوص اورژانس اجتماعی است.
روش بررسی: مطالعهی حاضر، پیمایشی مبتنی بر پرسشنامهی آنلاین در سال ۱۴۰۲ بود که به روش نمونهگیری در دسترس انجام شد. شرکتکنندگان شامل ۷۰۶ نفر از شهر کرمان بودند. ابزار اندازهگیری شامل پرسشنامهی ۴ بخشی: اطلاعات جمعیتشناختی، آگاهی از اورژانس اجتماعی، آگاهی از مصادیق آسیبهای اجتماعی و عملکرد در هنگام مواجهه با آسیبهای اجتماعی بود.
یافتهها: میانگین سنی پاسخدهندگان ۳۶ سال بود و اکثریت(۷۰/۳%) زن بودند. از نظر آگاهی از اورژانس اجتماعی، ۷۱% افراد و از نظر آگاهی از مصادیق آسیبهای اجتماعی، ۸۶/۷% از آگاهی نامطلوب برخوردار بودند. همچنین ۴۴/۲% افراد از عملکرد مطلوبی در مواجهه با آسیبهای اجتماعی برخوردار نبودند. رگرسیون لجستیک نشان داد که بین آگاهی از اورژانس اجتماعی با عملکرد و تحصیلات دانشگاهی رابطهی معناداری وجود داشت. سطح عملکرد افرادی که آگاهی مطلوب داشتند، بهطور متوسط ۲/۲۸ برابر مطلوبتر از افرادی بود که میزان آگاهی آنها نامطلوب بود. سطح آگاهی افرادی که تحصیلات دانشگاهی داشتند، بهطور متوسط ۳/۶۸ برابر مطلوبتر از افرادی بود که تحصیلات زیر دیپلم داشتند. بین آگاهی از مصادیق آسیبهای اجتماعی با وضعیت تأهل نیز رابطهای معنادار بهدست آمد. سطح آگاهی افراد متأهل بهطور متوسط ۰/۵۶ برابر نامطلوبتر از افراد مجرد بود. بین جنسیت و تحصیلات با عملکرد نیز رابطهی معناداری مشاهده شد. سطح عملکرد مردان بهطور متوسط ۱/۴۲ برابر مطلوبتر از زنان بود. سطح عملکرد افرادی که تحصیلات دانشگاهی و تحصیلات دیپلم داشتند، بهترتیب بهطور متوسط ۴/۲۲ و ۳/۴۷ برابر مطلوبتر از افرادی بود که تحصیلات زیر دیپلم داشتند.
نتیجهگیری: با توجه به آگاهی ضعیف جامعه نسبت به اورژانس اجتماعی، ضرورت برنامهریزی جهت ارتقای سطح آگاهی مردم در خصوص آسیبهای اجتماعی و نحوهی حمایت اورژانس اجتماعی از آسیبدیدگان اجتماعی احساس میشود.
مسعود محمدی، علی موسوی زاده، میثم بهنام پور، سید حسن فقیهی،
دوره 19، شماره 1 - ( 2-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: پاندمی کووید ۱۹ جهان را با انواع مشکلات در ابعاد سلامت اقتصادی، اجتماعی و سیاسی مواجه نموده است. مطالعهی حاضر با هدف بررسی اقدامات کنترلی و پیشگیرانه در کنترل بیماری کووید ۱۹، بررسی اپیدمیولوژی و بروز تجمعی بیماری کووید ۱۹ و همچنین فعالیتهای مدیریتی، توانمندسازی نیروها و برآورد ظرفیتها در استان کهگیلویه و بویراحمد انجام شده است؛ همچنین سعی شده است تا بتوان از اطلاعات جغرافیایی GIS نیز جهت راهنمایی سیاستگذاران استفاده کرد.
روش بررسی: مطالعهی حاضر یک مطالعه مقطعی است که با استفاده از مرور اطلاعات معتبر در بازه زمانی۴۱ ماه پس از شناسایی اولین مورد بیماری در استان انجام شده است. اطلاعات جمعآوری شده شامل موارد نمونهگیری، موارد بستری، مرگ و همچنین آمار واکسیناسیون کووید ۱۹ از پورتال مرکز مدیریت بیماریهای واگیر وزارت بهداشت، سامانه یکپارچه بهداشت(سیب)، رصدخانه اطلاعات نظام سلامت وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی جمعآوری گردید.
یافتهها: موارد ابتلا و مرگ تجمعی ناشی از بیماری کووید ۱۹ در استان بهترتیب ۱۳۰,۱۲۹ و ۱,۱۳۷ نفر میباشد. میزان بروز تجمعی موارد کووید ۱۹ دارای تست مثبت در استان ۱۷,۱۲۲/۲۳ بهازای صدهزار نفر جمعیت بوده و همچنین میزان مرگو میر ناشی از بیماری کووید ۱۹ بهازای صدهزار نفر جمعیت استان کهگیلویه و بویراحمد ۱۴۹/۲ بوده است. مجموع کل واکسن تزریق شده در استان بر حسب محل پوشش افراد طبق سامانه یکپارچه بهداشت(سیب) ۱,۳۶۳,۷۰۳ دوز بود، همچنین افزایش ظرفیت تخت بخش مراقبتهای ویژه در استان به تعداد ۵۵ تخت و راهاندازی سه دستگاه سیتیاسکن در بیمارستانهای استان و راهاندازی آزمایشگاه سلولی و مولکولی در دو شهرستان بویراحمد و کهگیلویه و همچنین علاوه بر توزیع واکسنهای کووید ۱۹ در کلیه خانههای بهداشت، پایگاههای سلامت و مراکز بهداشتی و درمانی و همچنین اعزام تیمهای سیار انجام واکسیناسیون کووید ۱۹ جهت تزریق واکسن بهصورت خانه به خانه و در ادارات و سازمانها از جمله فعالیتهای مدیریتی در حوزهی کنترل کووید ۱۹ در استان بوده است.
نتیجهگیری: افزایش ظرفیت نمونهگیری از موارد مشکوک و شناسایی بیماران در کوتاهترین زمان، ایزوله نمودن آنها، انجام اقدامات مداخلهای در راستای ترغیب مردم به واکسیناسیون و همچنین ایجاد آگاهی در مورد پیشگیری از این بیماری بار ناشی از آن را کاهش داده و باعث افزایش ظرفیت پاسخگویی نظام سلامت استان شده است.
میثم داستانی، نرجس بحری، مهدی مشکی،
دوره 19، شماره 1 - ( 2-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: مراکز تحقیقات عوامل اجتماعی مؤثر بر سلامت ایران با بهرهگیری از ظرفیتهای موجود با انجام پژوهش در راستای شناسایی و بهکارگیری روشهای مؤثر در کاهش نابرابریهای اجتماعی سلامت حرکت میکند. بنابراین مطالعهی حاضر به تجزیهوتحلیل انتشارات علمی این مراکز با استفاده از روش علمسنجی پرداخته است.
روش بررسی: مطالعهی حاضر با بهکارگیری روش علمسنجی انجام شده است. جامعه آماری مطالعه، شامل تمامی مدارک علمی تولید شده در مراکز تحقیقات عوامل اجتماعی مؤثر بر سلامت ایران در پایگاه استنادی اسکوپوس تا پایان سال ۲۰۲۳ بود. جهت تجزیهوتحلیل دادهها از نرمافزار بیبلیوشاینی بستهی بیبلیمتریکس در زبان برنامهنویسی R استفاده شده است.
یافتهها: نتایج نشان داد که مراکز تحقیقات عوامل اجتماعی مؤثر بر سلامت ایران ۸۳۵۸ انتشار علمی داشتهاند. روند انتشارات از سال ۲۰۱۰ آغاز شده و در سال ۲۰۲۲ به اوج خود رسیده است. مقالات پژوهشی اصیل(۷۱۹۷ مدرک) بیشترین نوع انتشارات بودهاند. مجلات آموزش و ارتقای سلامت، پزشکی جمهوری اسلامی ایران و کومش بیشترین انتشارات را داشتهاند. دانشگاههای علوم پزشکی تهران(۱۵۰۵ مقاله)، شهید بهشتی(۱۰۸۰ مقاله) و تبریز(۹۵۵ مقاله) پیشرو هستند. همکاریهای بینمؤسساتی نشاندهندهی نقش کلیدی دانشگاه تهران است. همکاری بینالمللی عمدتاً با آمریکا، انگلستان و استرالیا بوده است. کلیدواژههای اصلی شامل کووید-۱۹، کیفیت زندگی و شیوع است. موضوعات کلیدی پژوهشی شامل سلامت روان، زنان، چاقی و دیابت بوده و در دوره ۲۰۲۴-۲۰۲۳ به سمت مراقبتهای بهداشتی اولیه و گروههای آسیبپذیر گسترش یافتهاست.
نتیجهگیری: یافتههای این مطالعه نشان میدهد که مراکز تحقیقاتی مرتبط با عوامل اجتماعی مؤثر بر سلامت در ایران، روند روبهرشدی در تولیدات علمی و گسترش حوزههای پژوهشی خود داشته است. این پیشرفت نهتنها در افزایش تعداد انتشارات علمی بلکه در تغییر رویکردهای پژوهشی از تمرکز بر بیماریهای خاص به مسایل کلانتری مانند سیاستگذاری سلامت، سلامت روان و نابرابریهای اجتماعی در سلامت مشهود است. یافتههای این مطالعه میتواند راهنمای ارزشمندی برای سیاستگذاران و پژوهشگران در تعیین اولویتهای تحقیقاتی در حوزهی عوامل اجتماعی مؤثر بر سلامت باشد.
فرزین حلب چی، رضا صفدری، شهربانو پهلوانی نژاد، صهبا کاظمی پور،
دوره 19، شماره 2 - ( 4-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: سازمان بهداشت جهانی میزان فعالیت بدنی کمتر از ۱۵۰ دقیقه با شدت متوسط یا ۷۵ دقیقه با شدت شدید در هفته برای بزرگسالان را بهعنوان کمتحرکی و فعالیت بدنی کم تعریف میکند که یک چالش جهانی جدی شناخته میشود و پیامدهای خطرناکی برای سلامت عمومی بههمراه دارد. آمار جهانی نشانمیدهد که این مشکل در میان بانوان بارزتر است؛ بهطوریکه در ایران، ۶۱/۹ درصد از بانوان بهاندازهی کافی فعالیت بدنی ندارند. پذیرش و گسترش فناوریهای سلامت همراه نشاندهندهی پتانسیل بالای این فناوریها در پشتیبانی از خودمراقبتی است و هدف این پژوهش تعیین عناصر دادهای لازم برای طراحی یک برنامه کاربردی خودمراقبتی شخصیسازی شدهی تناسباندام برای بانوان است.
روش بررسی: مطالعهی توصیفی حاضر، در دو مرحلهی بررسی منابع و نیازسنجی عناصر دادهای انجام گردید. در مرحلهی اول، جهت تعیین عناصر دادهای مورد نیاز برای ایجاد برنامه کاربردی خودمراقبتی شخصی سازی شده تناسباندام برای بانوان از مقالات علمی موجود در پایگاههای اطلاعاتی و منابع کتابخانهای استفاده و چکلیستی از عناصر دادهای تهیه شد. در مرحلهی دوم بر اساس چکلیست تهیه شده، پرسشنامهی طراحیشده توسط پژوهشگر ایجاد شد که روایی آن مورد تأیید تیم پژوهش بود و پایایی آن با ضریب آلفا کرونباخ ۹۱/۳% محاسبه شد.
یافتهها: پرسشنامهی مذکور در اختیار ۲۰ پزشک گروه پزشکی ورزشی کلینیک مهدی مجتمع بیمارستانی امامخمینی(ره) تهران قرارگرفت تا عناصر دادهای پیشنهادی از نظر اهمیت، قابلیت اندازهگیری و مرتبطبودنشان مورد بررسی دقیق قرارگیرند. در مجموع ۴۹ عنصر دادهای در ۷ بخش اطلاعات دموگرافیک، اطلاعات بهداشتی، اطلاعات بیماری، عادات رفتاری نامناسب، دادههای تنسنجی، گزارشها و سبک زندگی شناسایی شد. از این تعداد ۴ عنصر به دلیل عدم تطابق با اهداف پژوهش و نمرات پایین اهمیت از مجموعه حذف گردیدند. همچنین، برای تسهیل تحلیلهای آتی، عناصر باقیمانده در ۶ گروه مجدداً دستهبندی شدند.
نتیجهگیری: در این مطالعه، عناصر کلیدی دادهای مورد نیاز برای طراحی و ارایه برنامههای ورزشی ویژه بانوان شناسایی و تعیین گردید. این فرایند با هدف ارتقای سطح فعالیت بدنی و پاسخگویی به نیازهای ویژه بانوان انجام شد تا مبنایی علمی و دقیق برای توسعه برنامههایی متناسب با ویژگیهای جسمانی و روانی این گروه فراهم شود.
هادی حسینی، سعید شهسواری، یاسمن پورموسی، میترا رحیمزاده،
دوره 19، شماره 2 - ( 4-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: کلینیکهای دندانپزشکی وابسته به دانشگاههای علوم پزشکی بهعنوان مراکز مهم ارایه خدمات سلامت دهان و دندان، بهویژه در کلانشهرها، میزبان طیف متنوعی از بیماران با ویژگیهای جمعیتشناختی، فرهنگی و اقتصادی متفاوت هستند. تداوم موفقیت و اثربخشی عملکرد این مراکز تا حد زیادی وابسته به سطح رضایتمندی و وفاداری مراجعهکنندگان است. درک عوامل مؤثر بر این دو شاخص و بررسی ارتباط ساختاری میان آنها میتواند به طراحی راهکارهای بهبود کیفیت خدمات و ارتقای تجربهی بیماران کمک کند. بر این اساس، مطالعهی حاضر با هدف تحلیل روابط بین رضایتمندی بیماران و وفاداری آنها به کلینیک دندانپزشکی دانشگاهی، با بهرهگیری از مدل معادلات ساختاری طراحی و اجرا گردید.
روش بررسی: این پژوهش بهصورت توصیفی-تحلیلی و از نوع مقطعی در سالهای ۱۴۰۲ تا ۱۴۰۳ انجام شد. جامعه آماری شامل ۱۹۰ بیمار مراجعهکننده به کلینیک دندانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی البرز بود که بهروش نمونهگیری در دسترس انتخاب شدند. دادهها از طریق دو پرسشنامهی استاندارد رضایتسنجی و وفاداری بیماران دندانپزشکی گردآوری شد. جهت تحلیل دادهها، از نرمافزار AMOS و مدل معادلات ساختاری استفاده گردید. شاخصهای برازش مدل از جمله CFI، TLI و RMSEA برای ارزیابی انطباق مدل، استفاده شد.
یافتهها: تحلیل نتایج نشان داد که رضایتمندی بیماران اثر معناداری بر وفاداری آنها دارد(۰/۰۰۱>P=۰/۹۳۱,β). در میان ابعاد مختلف رضایتمندی، شاخصهای بهداشت و شرایط فیزیکی محیط(۰/۹۳۹=β)، کیفیت پاسخگویی و ارایه خدمات(۰/۸۴۷=β) و نظام نوبتدهی و مدت زمان انتظار(۰/۷۶۱=β)، بیشترین تأثیر را بر رضایت کلی داشتند(۰/۰۰۱>P). همچنین، مؤلفههای نگرشی(۰/۹۶۹=β) و رفتاری(۰/۸۹۵=β) بهعنوان ابعاد کلیدی وفاداری بیماران شناسایی شدند. برازش مدل نیز در سطح قابل قبول ارزیابی شد(RMSEA=۰/۰۷۷,CFI=۰/۸۹۳).
نتیجهگیری: با توجه به نتایج، پیشنهاد میشود که کلینیکهای دندانپزشکی دانشگاهی توجه بیشتری به بهبود شاخصهای درونسازمانی از جمله شرایط محیطی، کیفیت خدمات و مدیریت زمان انتظار داشته باشند. ایجاد تجربهی مثبت و رضایت در بیماران، زمینهساز شکلگیری وفاداری بلندمدت آنان خواهد بود و در نهایت به پایداری و اعتبار کلینیک در محیط رقابتی منجر میشود.