جستجو در مقالات منتشر شده


کاربران عمومی فقط به فهرست مقالات منتشر شده دسترسی دارند.
27 نتیجه برای موضوع مقاله:

نسترن میرفرهادی، عاطفه قنبری، عباس رحیمی،
دوره 11، شماره 1 - ( فروردین و اردیبهشت 1396 )
چکیده

زمینه و هدف: تشخیص به موقع، یک اصل مهم در سرطان است که درمان زود هنگام با انتظار بهبود نتایج را ممکن می سازد. هدف این مطالعه تعیین ارتباط ویژگی های فردی و نشانه های بالینی بیماران با سرطان پستان بود.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی تحلیلی به صورت مقطعی، تعداد ۲۳۲ بیمار زن با تشخیص قطعی سرطان پستان را که به بیمارستان رازی شهر رشت مراجعه کرده بودند، با استفاده از پرسشنامه محقق ساخت شامل اطلاعات دموگرافیک و نشانه های بالینی بررسی کرده است. داده های مربوط به نتایج ماموگرافی، سایز تومور و مرحله ی آسیب شناسی تومور از پرونده پزشکی بیماران استخراج گردید. تحلیل داده های جمع آوری شده توسط نرم افزار SPSS نسخه ۱۹ انجام شد و جهت توصیف داده ها از میانگین و انحراف معیار و جهت آمار استنباطی از آزمون Fisher  در سطح معنی داری ۰/۰۵=p استفاده شد. 
یافته ها: میانگین سنی واحدهای مورد پژوهش ۱۰/۲۷±۴۹/۸۰ سال بود. ۴۴ نفر(۱۴%) از بیماران سابقه ی انجام ماموگرافی منظم قبل از بیماری را داشتند. ۱۰۴ نفر(%۴۴/۸) در اولین مراجعه به جراح مراجعه کرده بودند. ۱۳۶ نفر(۵۸%) زنان در مرحله ۳ بیماری قرار داشتند. ۱۲۹ نفر(۶۰%) بیماران در زمان تشخیص اندازه ی تومور بیشتر از ۵ سانتی متر و ۱۰۶ نفر(۴۶%) درگیری غدد لنفاوی داشتند. بیماران با سرطان پیشرفته ی پستان به طور معنی داری سطح تحصیلات(۰/۰۴=p) و درآمد پایین تر(۰/۰۱=p) بودند. 
نتیجه گیری: شناسایی عوامل فردی و بالینی مرتبط با سرطان پستان می تواند اطلاعات اساسی جهت تدوین برنامه های آموزش سلامت، غربالگری و ارائه راه کارهای مناسب جهت رفع موانع درمانی و مراقبتی فراهم آورد.


عبدالله خوان زاده، محمد اسماعیل مطلق، عبدالرضا میرشکاک، مریم نیاکان، ندا اکبری نساجی، سیدداود نصرالله پور شیروانی،
دوره 11، شماره 2 - ( خرداد و تیر 1396 )
چکیده

زمینه و هدف: ‌بهینه کاوی(الگوبرداری) فرایند جستجوی بهترین هاست که در آن سازمان های با انگیزه رشد و تعالی تلاش می نمایند تا تجارب و دستاوردهای موفق دیگران را شناسایی و برای بهبود شاخص های عملکردی مورد استفاده قرار دهند. این مطالعه با هدف تعیین فراوانی بهینه کاوی مدیران و کارشناسان دانشکده علوم پزشکی آبادان انجام گرفت.
روش  بررسی: این مطالعه مقطعی در شهریور ۱۳۹۳ انجام گرفت. جامعه پژوهش مدیران و کارشناسان دانشکده علوم پزشکی آبادان بودند که به صورت سرشماری انتخاب شدند. ابزار جمع آوری داده ها پرسشنامه محقق ساخته شامل متغیرهای فردی با ۸ سوال و جدول ثبت موارد الگوبرداری شده با ۴ سوال باز و بسته بوده که روایی و پایایی آن تایید گردید. داده ها با مراجعه ی حضوری بعد از توجیه مبانی پژوهش و نحوه ی تکمیل پرسشنامه، به صورت خود ایفاد جمع آوری و در SPSS۱۸ در سطح معنی داری ۰/۰۵>P تحلیل شد.
یافته ها: از بین ۱۳۹ نفر مورد مطالعه، ۵۶ نفر(۴۰/۳ درصد) جهت بهبود و توسعه عملکرد سازمانی، ۱۰۶ مورد از دستاوردهای موفق دیگر سازمان ها(با سرانه ۰/۴ مورد در سال) را استفاده نمودند که ۶۷ مورد(۶۳/۳ درصد) در حیطه ی مدیریتی و سازمانی، ۹۶ مورد(۹۰/۶ درصد) از سازمان های دولتی، ۱۰۳ مورد(۹۰/۶ درصد) از داخل کشور، ۴۴ مورد(۴۱/۵ درصد) با مراجعه به سایت های اینترنتی بوده است. از بین عوامل فردی و سازمانی هیچ کدام با میزان یا سابقه ی بهینه کاوی رابطه ی معنی دار نداشت(۰/۰۵).
نتیجه گیری: این مطالعه نشان داد که سرانه ی بهینه کاوی در دانشکده علوم پزشکی آبادان پایین می باشد. لذا طراحی و اجرای برنامه های مداخله ای به منظور ترویج و توسعه ی بهینه کاوی پیشنهاد می گردد.
 

پردیس رحمت پور، سارا امامقلی پور، محمد تقی مقدم نیا، مریم توکلی،
دوره 11، شماره 3 - ( مرداد و شهریور 1396 )
چکیده

زمینه و هدف: سلامت و دسترسی عادلانه به مراقبت های با کیفیت، صرف نظر از سن، جنس، نژاد و محل جغرافیایی هدف مهم نظام های سلامت در همه ی کشورها می باشد. این مطالعه با هدف تعیین نابرابری در توزیع خدمات بهداشتی درمانی و تعیین درجه ی توسعه یافتگی شهرستان های استان گیلان انجام شد.
روش‌ بررسی:  مطالعه ی حاضر مقطعی از نوع توصیفی– تحلیلی بوده که درآن وضعیت توزیع ۱۳ شاخص بهداشت و درمان در کلیه شهرستان های استان گیلان طی سال های ۱۳۹۰ و ۱۳۹۲ بررسی شده است. داده ها از پایگاه اطلاعاتی مرکز آمار ایران استخراج و جهت تجزیه و تحلیل آنها ابتدا با روش تاکسونومی عددی درجه توسعه یافتگی شهرستان ها مشخص شد. سپس شاخص ها با روش انتروپی شانون وزن دهی شده و در نهایت از تکنیک تاپسیس جهت رتبه بندی شهرستان ها براساس دسترسی به منابع سلامت استفاده شد.
یافته‌ها: تکنیک تاکسونومی نشان داد که در هر دو سال به ترتیب شهرستان رودبار، رودسر و لاهیجان توسعه یافته ترین و تالش، رضوانشهر و املش توسعه نیافته ترین شهرستان ها هستند. با وزن دهی شاخص ها و براساس آنتروپی شانون، شاخص های تعداد پزشک متخصص و پیراپزشک به ترتیب بیشترین و کم ترین وزن را به خود اختصاص دادند.
نتیجه گیری:  با توجه به توسعه ی نامتوازن منابع بهداشتی درمانی در استان گیلان، توجه به شهرستان های توسعه نیافته در این استان باید در اولویت قرار گیرد. پیشنهاد می شود جهت نیل به وضعیت عادلانه ی منابع سلامت در گیلان، برنامه ریزی براساس وضعیت توسعه یافتگی شهرستان ها صورت گیرد.
 

سمیه فضائلی، مهدی یوسفی، زهرا سادات ارشادنیا،
دوره 11، شماره 4 - ( مهر و آبان 1396 )
چکیده

زمینه و هدف: با توجه به گستردگی وظایف و نقش بیمارستان های آموزشی در ارتقای سطح سلامت جامعه، توجه به پاسخ گویی آنها به عنوان یکی از اهداف سه گانه ی هر نظام سلامت ضروری است، لذا در این مطالعه سطح و اهمیت حوزه های هشت گانه پاسخ گویی در بیمارستان های آموزشی از دیدگاه خانوارهای شهر مشهد بررسی شده است.
روش بررسی: مطالعه حاضر توصیفی_مقطعی بود. ابزار پژوهش، پرسشنامه ای استاندارد بود که توسط سازمان جهانی بهداشت جهت سنجش پاسخ گویی در بیمارستان ها تدوین شده است. تعداد ۵۶۱ خانوار دارای سابقه مراجعه به بیمارستان های آموزشی، از طریق نمونه گیری چند مرحله ای از بین خانوارهای ساکن در دو منطقه ی منتخب شهر مشهد انتخاب شدند. تحلیل داده ها بر اساس الگوی سازمان جهانی بهداشت به تفکیک آمار توصیفی و استنباطی صورت گرفت. 
یافته ها: حدود ۵۰ درصد از خانوارها پاسخ گویی حوزه های مختلف را در بیمارستان های آموزشی خوب و خیلی خوب گزارش کردند. حوزه ی محرمانگی اطلاعات بهترین و حوزه ی کیفیت امکانات رفاهی و حمایت اجتماع و خانواده، بدترین عملکرد را از دیدگاه خانوارها داشتند. بیشترین و کمترین اهمیت به ترتیب به حوزه های کیفیت امکانات رفاهی و حمایت اجتماعی و خانواده تعلق داشت.
نتیجه گیری: با توجه به پاسخ گویی نسبتاً پایین حوزه های مختلف و وجود شکاف بین اولویت های خانوارها با عملکرد بیمارستان های آموزشی، توجه بیشتر سیاستگذاران به اولویت های بیماران ازجمله کیفیت امکانات رفاهی و ایجاد محتواهای آموزشی مرتبط برای فراگیران علوم پزشکی، همچنین ارزیابی دوره ای پاسخ گویی، می تواند در ارتقای پاسخ گویی بیمارستان های آموزشی مفید باشد.

محمد ذوالعدل، ابوالفضل دهبانی زاده، عصمت نوحی،
دوره 12، شماره 2 - ( خرداد و تیر 1397 )
چکیده

زمینه و هدف: ارایه خدمات مراقبتی و درمانی ایمن توسط گروه­ های پزشکی به خصوص پرستاران یک وظیفه‌ی قانونی و انسانی است. برنامه­ ریزی برای پیشگیری از خطاها اهمیت زیادی دارد و اولین گام در این زمینه شناسایی انواع خطا و نحوه‌ی برخورد با خطا می­باشد. به همین منظور این مطالعه با هدف بررسی میزان خطاهای پروسیجر و عمل و نحوه‌ی مدیریت خطا در پرستاران بیمارستان شهید بهشتی یاسوج انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه از نوع توصیفی-مقطعی است و جامعه آماری آن تمامی پرستاران شاغل در بیمارستان شهید بهشتی یاسوج بود. ابزار مورد استفاده، پرسش­ نامه ای محقق ساخته بوده که روایی و پایایی آن(آلفا کرونباخ=81/0) تأیید شد و داده­ها با استفاده از نرم افزارSPSS تحلیل گردید.
یافته ­ها: بر اساس یافته­های این پژوهش، 5/79 درصد پرستاران خطای پروسیجر و عمل داشتند. بیشترین خطا(203 مورد) در استفاده از تجهیزات پزشکی موجود در بخش بوده است. بیشترین شیوه‌ی مدیریتی مورد استفاده، اطلاع به همکار و مشاوره با پزشک و کمترین مربوط به گزارش به بیمار بوده است.
نتیجه­ گیری: نتایج نشان داد که میزان خطاهای پروسیجر و عمل در پرستاران بالاست و مسئولان پرستاری ضمن برگزاری دوره­های آموزشی باید در خصوص شناسایی و نحوه‌ی برخورد پرستاران با خطاها اقدامات آموزشی لازم را انجام دهند.  

محمود کیوان آرا، نسرین شعربافچی زاده، محمد علیمرادنوری،
دوره 12، شماره 3 - ( مرداد و شهریور 1397 )
چکیده

زمینه و هدف: کارکنان بخش اتاق عمل به علت برخوردهای زیاد با بیماران، در معرض استرس هستند که منجر به فرسودگی شغلی می شود. این پژوهش با هدف بررسی میزان فرسودگی شغلی در کارکنان بخش اتاق عمل بیمارستان‌های آموزشی در شهر اصفهان در سال 1396 انجام شده است.
روش بررسی: پژوهش حاضر یک مطالعه ­ی توصیفی-تحلیلی در سال 1396 در شهر اصفهان است. حجم نمونه 206 نفر از کارکنان بخش اتاق عمل در بیمارستان های الزهرا، فیض، کاشانی، خورشید و امین بود که به روش آسان انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل فرم اطلاعات جمعیت شناختی و پرسش­نامه­ی فرسودگی شغلی مسلش بود. این پرسش نامه دارای سه بعد است: خستگی عاطفی، مسخ شخصیت و ناکارامدی. داده های به دست آمده با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 23 و آزمون های توصیفی و آزمون های تحلیل مثل T- test و ANOVA و رگرسیون خطی تجزیه و تحلیل گردید.
یافته ها: میانگین نمره خستگی عاطفی(23/16±11/18)، مسخ شخصیت(8/30±6/36) و ناکارامدی(63/27±13/86) بود. بین متغیرهای دموگرافیک با متغیرهای فرسودگی شغلی و ابعاد آن رابطه ­ی معنادار وجود داشت. بین متغیرهای فرسودگی شغلی، خستگی عاطفی، ناکارامدی با متغیرهای جمعیت شناختی رابطه­ ی معناداری دیده نشد اما بین متغیر مسخ شخصیت با متغیرهای دموگرافیک رابطه معنی دار دیده شد و مدرک تحصیلی(کارشناس ارشد) بیشترین میزان پیش بینی کنندگی مسخ شخصیت را داشت.
نتیجه گیری: فرسودگی شغلی بر کارایی و عملکرد کارکنان بخش اتاق عمل تاثیرگذار می باشد. در نتیجه مدیران برای ارایه خدمات با کیفیت و کاهش هزینه ها، باید برنامه هایی را جهت کم کردن میزان فرسودگی شغلی به اجرا در آورند.

مهدی زیرک، سید سعید طباطبایی، فاطمه حسینی دولت آبادی،
دوره 12، شماره 5 - ( آذر و دی 1397 )
چکیده

زمینه و هدف: اگر فرهنگ‌سازمانی منجر به تحریک خلاقیت سازمانی گردد، برای سازمان اثربخشی و موفقیت را به ارمغان می آورد. از این رو هدف اصلی این پژوهش تعیین رابطه‌ی فرهنگ‌سازمانی و خلاقیت کارکنان با توجه به نقش میانجی‌گری سرمایه‌اجتماعی در معاونت توسعه دانشگاه علوم پزشکی مشهد بود.
روش بررسی: پژوهش حاضر از نوع توصیفی-تحلیلی است که بر روی 183 نفر از کارکنان معاونت توسعه مدیریت و منابع دانشگاه علوم پزشکی مشهد که به ‌صورت تصادفی انتخاب شده بودند، انجام شد. ابزار گردآوری داده‌ها، پرسش نامه‌های استاندارد فرهنگ‌سازمانی(56 سؤال)، خلاقیت کارکنان(60 سؤال) و سرمایه اجتماعی(28 سؤال) بود. بررسی اطلاعات به دست آمده از پرسش‌نامه‌ها با استفاده از روش مدل‌سازی معادلات ‌ساختاری و به کمک نرم‌افزار Pls smart نسخه دو انجام پذیرفت.
یافته‌ها: بین فرهنگ‌سازمانی و سرمایه‌اجتماعی با مقدار 0/752 و بین فرهنگ‌سازمانی و خلاقیت کارکنان با مقدار 0/464 همبستگی مستقیم وجود داشت. همچنین سرمایه‌اجتماعی رابطه بین فرهنگ‌سازمانی و خلاقیت کارکنان نقش میانجی‌گری ایفا می‌نمود.
نتیجه‌گیری: سازمان‌ها می‌توانند با توافق بر سر ارزش‌ها و باورهای موجود در سازمان و همسو کردن اهداف فردی و سازمانی به افزایش خلاقیت کارکنان کمک  نمایند و برنامه‌ریزان نیز نمی‌توانند اساس و معیار افزایش خلاقیت افراد را، بدون توجه به فرهنگ‌سازمانی پایه‌ریزی نمایند. اگر مدیران نسبت به تقویت سرمایه‌اجتماعی اقدام نمایند، می‌توانند ضمن تقویت فرهنگ‌سازمانی در سازمان‌های خود، بستر مناسبی را در جهت ایجاد همنوایی مشترک ایجاد کنند.

معصومه عبدی تالارپشتی، قهرمان محمودی عالمی، محمد علی جهانی،
دوره 15، شماره 4 - ( مهر و آبان 1400 )
چکیده

زمینه و هدف: یکی از د‌لایل نارضایتی مراجعه­‌کنند‌گان از سازمان­‌های بهد‌اشتی این است که این سازمان‌­ها توقعاتی ایجاد می­‌کنند که قاد‌ر به ارایه آنها با توجه به انتظارات مرد‌م نیستند. پژوهش حاضر با هد‌ف ارایه مد‌ل برند‌سازی خد‌مات بهد‌اشتی با رویکرد مراجعه‌­کنند‌گان انجام گرد‌ید. 
روش­ بررسی: این مطالعه­‌ی ترکیبی کمی-کیفی د‌ر سال ۱۳۹۹ انجام گرد‌ید. جامعه آماری پژوهش برای قسمت کیفی شامل خبرگان د‌انشگاهی و سازمانی به روش تکنیک د‌لفی ۲۰ نفر بود. برای قسمت کمی مراجعه­­‌کنند‌گان به مراکز بهد‌اشتی۸۳۰ نفر، انتخاب شد‌ند. روایی پرسش‌­نامه از طریق روایی صوری، محتوا، سازه‌­ای و پایایی آن با آلفای کرونباخ ۰/۹۶ تایید گرد‌ید. د‌اد‌ه­‌های کمی توسط نرم­‌افزار سیستم معاد‌لات ساختاری (EQS) Equations Structural System  ورژن ۶/۱ با تحلیل عاملی تایید و با استفاد‌ه از معاد‌لات ساختاری ارایه گرد‌ید. 
یافته­‌ها: با توجه به یافته­‌های ساختار عاملی د‌ر برند‌سازی خد‌مات بهد‌اشتی شش محور اصلیِ جایگاه رقابتی، ارزش ویژه، قابلیت د‌سترسی، تثبیت برند د‌ر ذهن مراجعان و بازار، استراتژی‌های برند‌سازی، ارتباط برند با مراجعان و بازار د‌ر برند‌سازی خد‌مات بهد‌اشتی با ۱۹ حیطه­‌ی فرعی، انتظارات مراجعه­‌کنند‌گان (RMSEA=۰/۰۹, SRMR=۰/۹ ,TLI=۰/۹, CFI=۰/۹) نشان د‌اد‌ه شد‌ه را  تایید کرد و از برازش خوبی برخورد‌ار است. هم­سانی د‌رونی آیتم‌ها سطوح معنی­‌د‌اری د‌اشتند(۰۵/P<۰).
نتیجه گیری: نتایج این مطالعه نشان می‌­د‌هد که ۱۹ حیطه­‌ی فرعی، ساختار شش عاملی برند‌سازی خد‌مات بهد‌اشتی را تایید می­‌کنند که جزو محورهای تاثیر­گذار د‌ر برند‌سازی از د‌ید‌گاه مراجعه­‌کنند‌گان بود. ازآنجایی­‌که برند‌سازی خد‌مات بهد‌اشتی موجب ارتقای کمیت و کیفیت خد‌مات ارایه شد‌ه د‌ر نظام سلامت می­‌باشد، پیشنهاد می­‌گرد‌د با ایجاد نوآوری د‌ر کمیت و کیفیت خد‌مات ارایه شد‌ه، قابلیت د‌سترسی به خد‌مات سلامت، ایجاد مزیت رقابتی و توانمند نمود‌ن کارکنان و ارتقای مهارت‌های ارتباطی بتوان د‌ر برنامه ریزی برند‌سازی خد‌مات بهد‌اشتی گام موثر برد‌اشت.

علیرضا یاور، زهرا بتولی، فاطمه شیخ شعاعی، سارا احمدی زاده،
دوره 16، شماره 2 - ( خرداد 1401 )
چکیده

زمینه و هدف: شیوع پاندمی کرونا منجر به پیدایش نیازهای اطلاعاتی جدید برای افراد با سواد اطلاعاتی گوناگون شده است. افراد مبتلا به بیماری و هم­چنین افراد سالم، نیاز به داشتن اطلاعاتی ضروری و کاربردی در مورد این پاندمی را در خود احساس می­‌کنند. یکی از دغدغه‌های بیماران کووید-۱۹ نیاز آنان به اطلاعات معتبر و کافی در مورد جنبه‌های گوناگون بیماری است. شناخت نیازهای اطلاعاتی بیماران و تجاربی که افراد بهبود یافته از بیماری دارند می‌تواند خود به­‌عنوان منبع اطلاعاتی مناسب و معتبر برای مشخص کردن نوع اطلاعات موردنیاز بیماران مشابه باشد. از این­‌رو هدف پژوهش حاضر شناسایی نیازهای اطلاعاتی بیماران بهبودیافته­‌ی کووید-۱۹ است.
روش‌ بررسی: پژوهش حاضر با رویکردی کیفی و به‌روش تحلیل محتوای متعارف انجام شد. مشارکت­‌کنندگان بیماران بهبودیافته­‌ی کووید-۱۹ در شهرستان کاشان بودند که سابقه­‌ی پذیرش و ثبت اطلاعات درمانی در مراکز درمانی را داشته­‌اند. نمونه‌گیری شامل ۱۷ شرکت کننده(۱۱ مرد و ۶ زن) که با حداکثر تنوع به شیوه‌­ی نمونه‌گیری هدفمند انتخاب شدند. مصاحبه­‌ی نیمه‌­ساختاریافته برای جمع‌آوری اطلاعات استفاده شد و بعد از ۱۷ مصاحبه به نقطه­‌ی اشباع رسید. یافته‌های مصاحبه با روش هفت مرحله‌­ای دیکلمن تجزیه‌وتحلیل شد. 
یافته‌ها: نتایج این پژوهش شامل ۴۳۰ کد اولیه بود که پس از حذف و ادغام کدهای تکراری هفت مضمون اصلی و ۳۰ زیرمضمون در زمینه­‌ی نیازهای اطلاعاتی استخراج شد. مضمون‌های اصلی و زیرمضمون‌ها شامل: شناخت ماهیت بیماری(منشا بیماری، آگاهی از علایم، نحوه­‌ی انتقال و انواع جهش­‌ها)، پیشگیری(پروتکل­‌های بهداشتی، تجهیزات پیشگیری واکسیناسیون)، درمان(تست­‌های تشخیصی، نوع درمان بیماری، روند بیماری، هزینه­‌ها و حمایت روانی)، تغذیه(نوع تغذیه جهت پیشگیری، در زمان بیماری و پس از بهبودی)، ارتباط با دیگران(نوع، طول و شرایط قرنطینه، نحوه‌­ی ارتباط با دیگران)، آمار، و محمل­‌های اطلاعاتی(روزآمدی، اعتبار و انواع) بودند.
نتیجه‌گیری: حیاتی‌­ترین نیازهای اطلاعاتی بیماران کووید-۱۹، اطلاعاتی در مورد ماهیت، درمان و اقدامات پیشگیرانه از بیماری است. همچنین رسانه­‌های اجتماعی و اطلاعات شفاهی مانند پزشک، دوستان و آشنایان از جمله مهم‌ترین منابع کسب اطلاعات گزارش شدند. ازاین‌رو، این پژوهش پیشنهاد می‌­کند که مدیران حوزه­‌ی سلامت و بهداشت روزآمدترین و معتبرترین اطلاعات و اخبار مرتبط با کووید-۱۹ را از طریق مناسب‌­ترین و در دسترس‌­ترین رسانه‌­ها ارایه نمایند.

محیا جعفرنژاد، اسمعیل محمدنژاد، لیلا صیادی، شیما حقانی، رضا قانعی قشلاق، افضل شمسی،
دوره 16، شماره 3 - ( مرداد 1401 )
چکیده

زمینه و هدف: شکستگی و دررفتگی استخوان ران یک مشکل شایع و مختل‌کننده‌ی سلامت عمومی در سراسر جهان می‌باشد. یکی از مهم‌ترین راه‌ها برای کنترل و پیشگیری این شکستگی‌ها، شناسایی عوامل مرتبط شایع با پیامدهای شکستگی هیپ است که با شناسایی این عوامل می‌توان از پیامدهای نامطلوب این شکستگی‌ها جلوگیری کرد. بنابراین هدف از انجام این مطالعه، تعیین ارتباط فاکتورهای تاثیرگذار بر شکستگی هیپ با پیامدهای ناشی از آن بود.
روش بررسی: پژوهش حاضر یک مطالعه‌ی توصیفی-مقطعی بود که در بیمارانی که دچار شکستگی مفصل هیپ بودند، انجام شد. در این مطالعه، سرشماری پرونده‌ی ۴۴۰ بیمار، اطلاعات بیماران در فاصله‌ی سال‌های ۱۳۹۹-۱۳۹۶(بررسی سه ساله) بعد از بررسی معیارهای ورود و خروج وارد مطالعه شدند. فرم‌های ثبت اطلاعات طراحی‌شده با استفاده از اطلاعات پرونده پزشکی و تماس‌تلفنی با خانواده بیمار تکمیل شد. از نرم‌افزار SPSS  و آمار توصیفی(میانگین، میانه، کمینه و بیشینه) و استنباطی(آزمون دقیق فیشر، کای دو، تی‌مستقل و رگرسیون لجستیک) استفاده شد.
یافته‌ها: نتایج این مطالعه نشان داد بیشتر بیماران با شکستگی هیپ(۷۳/۹%)، بیماری زمینه‌ای داشتند. شایع‌ترین بیماری‌های زمینه‌ای در بیماران به‌ترتیب شامل پرفشاری خون(۲۰/۷%)، دیابت(۱۳/۲%) و بیماری قلبی(۱۰/۵%) بود. بیشترین علت مرگ‌و‌میر به‌ترتیب شامل کهولت سن(۴۰/۴%)، شیوع کووید-۱۹(۲۰/۲%)، سکته قلبی(۱۱/۷%)، آمبولی ریوی(۱۰/۶%) و عفونت زخم جراحی(۱۰/۶%) بود. شایع‌ترین علت شکستگی هیپ، پوکی استخوان(۲۶/۳ درصد) و سقوط از ارتفاع(۲۴/۷ درصد) بود. سطح تحصیلات(۰/۰۰۰۱=P)، علل شکستگی(۰/۰۰۱=P)، نوع بیهوشی(۰/۰۰۱=P)، سابقه‌ی بستری در بخش‌های ویژه(۰/۰۰۱=P)، بستری مجدد(۰/۰۰۰۱=P)، سن(۰/۰۰۱=P) و سطح مراقبت از خود(۰/۰۰۱=P) با مرگ‌و‌میر این بیماران ارتباط معنی‌داری داشته است. نوع جراحی(۰/۰۳۸=P)، سابقه‌ی بستری در بخش‌های ویژه(۰/۰۰۱=P)، سابقه‌ی ترانسفوزیون خون(۰/۰۲۱=P) و سطح مراقبت از خود(۰/۰۰۱=P) نیز با طول مدت بستری بیماران دارای شکستگی هیپ ارتباط معنی‌داری داشت.
نتیجه‌گیری: با شناسایی عوامل تاثیرگذار بر مدت زمان بستری و مرگ‌و میر بیماران با شکستگی هیپ، شاهد نتایج بهتر عمل جراحی، اقامت کوتاه‌تر در بیمارستان، عارضه‌ی کمتر پس از عمل جراحی و کاهش مرگ‌و‌میر خواهیم بود و برخی از فاکتورهای دخیل مانند پوکی استخوان قابل پیشگیری‌اند که می‌توان با آموزش به‌موقع از آن‌ها پیشگیری نمود.

فهیمه حسن زاده، علی آقاجانلو، محمدرضا دین محمدی،
دوره 16، شماره 4 - ( مهر 1401 )
چکیده

زمینه و هدف: تداوم همه‌گیری بیماری کووید-۱۹ همچنان به‌عنوان بزرگ‌ترین تهدید اخیر جامعه جهانی محسوب می‌شود. انجام اقدامات حفاظت شخصی جهت پیشگیری از ابتلا به کووید-۱۹ تعیین‌کننده است. این مطالعه با هدف تعیین عوامل موثر بر پذیرش اقدامات حفاظت شخصی در بین بیماران قبل از ابتلا به کووید-۱۹ بستری در بیمارستان‌های شمال غرب کشور ایران انجام شد.
روش بررسی: در این مطالعه‌ی مقطعی، ۵۶۰ بیمار واجد شرایط با تشخیص کووید-۱۹ با روش نمونه‌گیری در دسترس وارد مطالعه شدند. داده‌ها از ۱۷ دی ماه سال ۱۳۹۹ تا پایان اردیبهشت ماه سال ۱۴۰۰ از طریق پرسش‌نامه‌ی پژوهشگر ساخته گردآوری شد. برای تجزیه و تحلیل داده‌ها از آمارهای توصیفی(تعداد، درصد، میانگین، انحراف‌معیار)، آزمون t مستقل و رگرسیون خطی چندگانه با نرم افزار SPSS استفاده شد. سطح معنی‌داری ۰/۰۵ انتخاب شد.
یافته‌ها: میانگین سنی شرکت‌کنندگان ۶۰/۱(۱۶/۰۱) سال با دامنه سنی بین ۲۱ تا ۹۵ سال بودند. اکثریت شرکت‌کنندگان مرد(۵۳/۹ درصد) و متأهل(۹۱/۸ درصد) بودند. میانگین نمره کل پذیرش اقدامات حفاظت شخصی بیماران ۱۶/۵۵(۲/۵۹) از ۲۰ نمره بود. وضعیت اشتغال(۰/۰۰۱>β=۰/۲۹ ،P)، محل سکونت(۰/۰۰۱>β=-۰/۱۹ ،P)، سطح تحصیلات(۰/۰۴۸=β=۰/۱۱ ،P)، مصرف سیگار(۰/۰۳=β=-۰/۱۰ ،P) و سطح درآمد ماهانه‌ی خانواده(۰/۰۱=β=۰/۱۳ ،P) در پیش‌بینی میزان پذیرش اقدامات حفاظت شخصی بیماران موثر شناخته شدند. سایر متغیرهای فردی و شغلی شامل سن، جنس، تاهل، وضعیت زندگی، داشتن فرزند، سابقه واکسیناسیون آنفلوانزا در پیش‌بینی میزان پذیرش اقدامات حفاظت‌شخصی بیماران شرکت‌کننده موثر شناخته نشدند.
نتیجه‌گیری: میزان پذیرش اقدامات حفاظت شخصی در بیماران نسبتاً بالا بود. میزان پذیرش در افراد بیکار، ساکنان روستا، افراد بیسواد، مصرف‌کنندگان سیگار و افراد کم‌درآمد پایین بود. این مطالعه بر لزوم توجه به تغییرات ویژگی‌های فردی-اجتماعی و اقتصادی افراد جامعه و تاثیرات آن‌ها بر رفتارهای پیشگیرانه‌ی سلامتی در گروه‌های آسیب‌پذیر تاکید دارد.


آرش فروهری، مینا دانایی، علی شیبانی تذرجی، محسن مومنی،
دوره 16، شماره 6 - ( بهمن 1401 )
چکیده

زمینه و هدف: امروزه به‌علت مصرف خودسرانه آنتی‌بیوتیک، مقاومت آنتی‌بیوتیکی به یک مشکل سلامتی در سراسر جهان تبدیل شده است. این مطالعه با هدف بررسی شیوع خود‌درمانی با آنتی‌بیوتیک و عوامل مرتبط بر آن در مراجعان به مراکز بهداشتی درمانی شهر کرمان در سال 1399 طراحی و اجرا گردید.
روش بررسی: این مطالعه از نوع توصیفی-تحلیلی بوده که از اردیبهشت تا شهریور سال 1399 به‌صورت مقطعی بر روی 331 نفر از مراجعه‌کنندگان به مراکز بهداشتی درمانی شهر کرمان به روش نمونه‌گیری در دسترس انجام شد. در این تحقیق جهت جمع‌آوری اطلاعات از یک پرسش‌نامه‌ی معتبر استفاده شد. داده‌ها با استفاده از آزمون‌های آماری تی‌مستقل و مجذور کای با کمک نرم‌افزار آماری SPSS تحلیل شده است.
یافته‌ها: میانگین سنی مراجعه‌کنندگان در این مطالعه 10/76±38/6 سال بود. 135 نفر(40/4%) مرد و 194 نفر(60/6%) زن بودند. بیش از دو سوم افراد، تحصیلات بالاتر از فوق‌دیپلم داشتند. شیوع خود‌درمانی با آنتی‌بیوتیک در مراجعه‌کنندگان 32/9% بوده است. بیشترین علت مصرف خودسرانه‌ی آنتی‌بیوتیک، عدم تمایل به پرداخت هزینه(34/4%)، بیشترین نوع آنتی‌بیوتیک مصرفی آموکسی‌سیلین(25%) و آزیترومایسین(24%) و شایع‌ترین شکل دارویی مورد استفاده قرص(55/5%) گزارش شد. عفونت‌های تنفسی نیز شایع‌ترین علت مصرف خودسرانه‌ی آنتی‌بیوتیک را به خود اختصاص دادند(42/2%). داروخانه‌ها بیش‌ترین منبع اطلاعاتی در مورد نحوه‌ی مصرف آنتی‌بیوتیک بودند(53/9%). همچنین خود‌درمانی با آنتی‌بیوتیک در افراد متاهل(0/015=P)، افراد با شغل آزاد(0/031=P) و افراد فاقد بیمه درمان (0/001>P) به‌طور معنی‌داری از سایر افراد مورد مطالعه بیشتر بود.
نتیجه‌گیری: نتایج مطالعه‌ی حاضر نشان داد که خوددرمانی با آنتی‌بیوتیک در شهر کرمان از شیوع بالایی برخوردار است و سیاست‌گذاران باید مداخلاتی در جهت افزایش آگاهی افراد از خطرات و عوارض جانبی مصرف خودسرانه‌ی آنتی‌بیوتیک و همچنین مقاومت دارویی ایجاد شده به‌دنبال آن جهت کاهش مصرف خودسرانه این داروها طراحی و اجرا نمایند.

فاطمه اسماعیلی، نجمه آشوری، سیده محبوبه حسینی زارع،
دوره 17، شماره 1 - ( 1-1402 )
چکیده

زمینه و هدف: آنتی‌بیوتیک‌ها یکی از داروهای پرمصرف هستند که کمک فراوانی به بهبود و درمان بیماری‌ها می‌کنند؛ اما تجویز نادرست و استفاده‌ی بی‌رویه از آن‌ها، سبب افزایش طول اقامت بیماران و هزینه‌های بستری می‌شود. مطالعه‌ی حاضر با هدف تعیین رابطه‌ی بین مصرف تجربی آنتی‌بیوتیک‌ها با طول مدت اقامت نوزادان نارس بستری در بیمارستان مهدیه تهران به انجام رسید.
روش بررسی: مطالعه‌ی حاضر از نوع توصیفی-تحلیلی و مقطعی است که در سال ۱۳۹۹ بر روی ۱۵۹ نفر از نوزادان نارس بستری در بخش مراقبت‌ویژه بیمارستان مهدیه شهرتهران انجام گرفت. ابزار مورد مطالعه، پرسش‌نامه ای بود که روایی آن به روش تحلیل محتوا و پایایی پرسش‌نامه با روش آلفای کرونباخ سنجیده شد. تجزیه و تحلیل اطلاعات با استفاده از نرم‌افزار SPSS و به‌کمک آماره‌های توصیفی فراوانی و درصد و آزمون آماری آنالیز واریانس یک طرفه و تی مستقل انجام گرفت. 
یافته‌ها: نتایج نشان داد که ۵۲/۲ درصد نوزادان دختر بودند و ۷۹/۹ درصد زایمان‌ها به‌صورت سزارین انجام شدند. میانگین مدت اقامت نوزادان ۳۱/۴۷ روز و میانگین تولد نوزادان ۳۰ هفته بود. بر طبق نتایج مطالعه بین طول اقامت نوزادان با مدت تجویز آنتی‌بیوتیک و تعداد دوره‌های دریافت آنتی‌بیوتیک رابطه‌ی معنی‌داری وجود داشت(۰/۰۵>P). به‌گونه‌ای که اقامت نوزادان با دوره دریافت کمتر از ۱۴ روز، تقریباً نصف اقامت نوزادان بیش از ۱۴ روز بود. همچنین رابطه‌ی معنی‌داری بین تعداد دوره‌های دریافت آنتی‌بیوتیک با طول‌مدت اقامت بیماران وجود داشت(۰/۰۵>P). با افزایش تعداد دوره دریافت آنتی‌بیوتیک، طول مدت اقامت نوزادان نیز به‌صورت معنی‌داری افزایش یافته بود. نتایج مطالعه نشان داد که بین وزن تولد نوزادان، هزینه‌ی تخت و هزینه‌ی کل با تجویز تجربی آنتی‌بیوتیک‌ها رابطه‌ی معنی‌داری وجود دارد(۰/۰۵>P).
نتیجه‌گیری: باتوجه به این‌که مصرف منطقی آنتی‌بیوتیک‌ها زمینه‌ی کاهش طول مدت اقامت نوزادان بستری را در پی دارد، تدوین پروتکل آنتی‌بیوتیکی به‌روز و مشخص از سوی وزارت بهداشت برای نوزادان نارس و آگاهی‌رسانی به پزشکان در خصوص تجویز تجربی آنتی‌بیوتیک‌ها و اجرای برنامه‌های آنتی‌بیوتیک استواردشیپ بیمارستان‌ها در بخش مراقبت‌های ویژه نوزادان، انتشار راهنماهای استاندارد درمانی، برگه‌های آماده شامل دستور تجویز آنتی‌بیوتیک‌ها به‌همراه دوز صحیح و آموزش بالینی پزشکان ضرورت می‌یابد.

مریم آقاجری نژاد، یحیی سلیمی، شهاب رضاییان، قباد مرادی، مهدی مرادی نظر، فاطمه خسروی شادمانی، رویا صفری فرامانی، میترا دربندی، فرید نجفی،
دوره 17، شماره 2 - ( 3-1402 )
چکیده

زمینه و هدف: همه افراد یک جامعه به یک تناسب، در معرض ابتلا و بستری به‌علت بیماری کووید-۱۹ نیستند. هدف از مطالعه‌ی حاضر، تعیین عوامل مرتبط با ابتلا و بستری به‌علت کووید-۱۹ در شرکت‌کنندگان مطالعه کوهورت RaNCD (Ravansar Non-Communicable Disease) بود. 
روش بررسی: مطالعه حاضر در بازه زمانی ۱۳۹۸/۱۲/۰۹ تا ۱۴۰۰/۰۹/۰۶ انجام شد. برای این مطالعه از داده‌های مطالعه کوهورت RaNCD استفاده شد. موارد ابتلا و بستری کووید-۱۹ نیز از سامانه‌های پایش مراقبت‌های درمانی، سامانه سما و لیست خطی معاونت بهداشت و نتایج سرمی مثبت استخراج و از داده‌های آن‌ها استفاده شد. در مطالعه مورد-همگروهی در گروه مورد ۶۲۶ مورد ابتلای قطعی و/ یا محتمل وارد شد و در ادامه ۲۱۰۷ نفر به‌صورت تصادفی ساده به‌عنوان تحت همگروه انتخاب شدند. در مطالعه مورد-شاهدی، ۱۸۸ فرد بستری‌شده به‌علت کووید-۱۹ در گروه مورد و ۶۳۲ مثبت سرپایی در گروه شاهد، بودند. در این مطالعه از روش رگرسیون کاکس تعمیم‌یافته و لجستیک استفاده شد.  
یافته‌ها: در مطالعه مورد-همگروهی نسبت مخاطره ابتلا به کووید-۱۹ در روستاییان، سیگاری‌ها و طبقه اقتصادی-اجتماعی متوسط به‌ترتیب(۰/۹۱، ۰/۵۷)۰/۷۲، (۰/۵۸، ۰/۲۴)۰/۳۷، (۲/۱۱، ۱/۰۷)۱/۵۰، نسبت به گروه مرجع بود. در حالی‌که نسبت مخاطره در سنین ۶۴-۴۶ و ۶۵ ساله و بالاتر، در سال اول به‌ترتیب(۶/۸۶، ۱/۷۶)۳/۴۷ و (۱۴/۸۵، ۲/۸۰)۶/۴۵ نسبت به گروه مرجع بود، بعد از یک‌سال، به‌ترتیب این مقادیر به(۴/۴۰، ۱/۱۳)۲/۲۳ و (۸/۱۰، ۱/۵۳)۳/۵۲ رسید. نسبت مخاطره در مبتلایان به حداقل یک بیماری زمینه‌ای در سال اول(۳/۹۲، ۱/۵۳)۲/۴۵ بود که بعد از یک‌سال، به(۲/۹۲، ۱/۱۴)۱/۸۲ کاهش یافت. همچنین در مدل تطبیق‌یافته فعالیت فیزیکی متوسط و شدید با کاهش نسبت مخاطره همراه بود. در مطالعه مورد-شاهدی، نسبت شانس بستری‌شدن به‌علت کووید-۱۹ با هر سال افزایش سن، ۰/۰۳% بیشتر(۱/۰۵، ۰/۰۱)۱/۰۳ و در مبتلایان با حداقل سه بیماری زمینه‌ای(۴/۷۳، ۱/۲۴)۲/۴۳ برابر بدون بیماری زمینه‌ای بود.   
نتیجه‌گیری: به‌طورکلی کاهش نسبت مخاطره با گذشت یک‌سال از شروع مطالعه قابل توجه بود. افزایش سن و ابتلا به بیماری‌های زمینه‌ای از جمله مواردی است که نسبت شانس بستری در بیمارستان را نیز افزایش داده است. چنین افرادی می‌توانند برای موج‌های بعدی بیماری در اولویت مراقبت‌های بهداشتی و دوزهای یادآور واکسیناسیون قرار گیرند. 

مجید بابائی، شیلا حسن‌زاده، صادق رضایی، داود علیرضازاده صدقیانی، محمدرضا شیخی چمان،
دوره 17، شماره 2 - ( 3-1402 )
چکیده

زمینه و هدف: تأثیر همه‌گیری کووید-۱۹ بر اقتصاد جهانی و به تبع آن اقتصاد ایران، از جهات گوناگون قابل توجه بوده است. به‌نظر می‌رسد که بخش مالیات، واکنش نسبتاً سریعی به این همه‌گیری از خود نشان داده است. این مطالعه با هدف بررسی تأثیر همه‌گیری کووید-۱۹ بر درآمدهای مالیاتی استان آذربایجان غربی انجام پذیرفت.
روش بررسی: مطالعه‌ی توصیفی-تحلیلی حاضر از نوع مقطعی بود و در نیمه دوم سال ۱۴۰۰ انجام گرفت. داده‌های اولیه برای ۱۷ شهرستان استان آذربایجان غربی، از اداره کل امور مالیاتی این استان در قالب ۹ متغیر و به شکل فایل Excel دریافت شد. داده‌ها مربوط به سال‌های ۱۳۹۸(قبل از همه‌گیری کووید-۱۹) و ۱۳۹۹(بعد از همه‌گیری کووید-۱۹) بودند. تجزیه ‌و تحلیل‌های آماری در محیط نرم‌افزار SPSS و با استفاده از آمار توصیفی(فراوانی، درصد، میانه، دامنه میان چارکی) و آمار تحلیلی(آزمون ویلکاکسون رتبه علامت‌دار) در سطح معنی‌داری ۵ درصد انجام شد.
یافته‌ها: بر اساس یافته‌های توصیفی، همه‌گیری کووید-۱۹ باعث افزایش درآمدهای مالیاتی استان آذربایجان غربی در زمینه‌های مالیات حقوق کارکنان دولتی، مالیات نقل‌و انتقال سهام، مالیات بر ارث و مالیات بر حق تمبر و کاهش این درآمدها در زمینه‌های مالیات حقوق کارکنان خصوصی، مالیات بر درآمد اشخاص حقوقی، مالیات بر درآمد مشاغل، مالیات نقل‌و انتقال املاک و مالیات بر ارزش افزوده شده است. بر اساس یافته‌های تحلیلی، تأثیر این همه‌گیری بر روی مالیات حقوق کارکنان خصوصی(۰/۰۰۳=P)، مالیات بر درآمد اشخاص حقوقی(۰/۰۱۹=P)، مالیات بر درآمد مشاغل(۰/۰۱۳=P)، مالیات نقل‌و انتقال املاک(۰/۰۱۵=P) و مالیات بر ارزش افزوده(۰/۰۰۱=P) منفی و معنی‌دار دیده شد. همچنین، تأثیر مذکور بر روی مالیات نقل‌و انتقال سهام(۰/۰۳۰=P) و مالیات بر ارث(۰/۰۰۱=P) مثبت و معنی‌دار به‌دست آمد. از طرفی دیگر، تأثیر این همه‌گیری بر روی مالیات حقوق کارکنان دولتی(۰/۲۸۷=P) و مالیات بر حق تمبر(۰/۳۵۶=P) به لحاظ آماری معنی‌دار نبود.
نتیجه‌گیری: همه‌گیری کووید-۱۹ در بیشتر بخش‌های درآمدی حوزه‌ی مالیات تأثیر منفی داشته است. ضروری است که دولت برای جبران درآمدهای کاهش یافته در بخش‌های آسیب‌پذیر، ضمن ایجاد ردیف‌های مالیاتی جدید، تجارت بین‌الملل را با حمایت همه جانبه از بخش غیردولتی توسعه دهد. همچنین، پایدارسازی چرخه‌ی تامین مالی و طراحی سازوکارهایی برای جلوگیری از فرار مالیاتی به‌خصوص در مشاغل پردرآمد می‌تواند در این راستا مثمرثمر واقع شود.

سمیرا سادات پورحسینی، نوذر نخعی، وحید یزدی فیض آبادی، ریحانه سلجوقی نژاد،
دوره 18، شماره 6 - ( 12-1403 )
چکیده

زمینه و هدف: اورژانس اجتماعی یکی از برنامه‌های مداخله‌ای با هدف پیشگیری از آسیب‌های اجتماعی به‌شمار می‌‌رود که وظیفه‌ی آن مداخله در بحران‌‌های اجتماعی است. آگاهی جامعه از این برنامه تأثیر بسزایی در مدیریت آسیب‌ها خواهد داشت. هدف این مطالعه بررسی وضعیت آگاهی و عملکرد در خصوص اورژانس اجتماعی است.
روش بررسی: مطالعه‌ی حاضر، پیمایشی مبتنی بر پرسش‌نامه‌ی آنلاین در سال ۱۴۰۲ بود که به روش نمونه‌گیری در دسترس انجام شد. شرکت‌کنندگان شامل ۷۰۶ نفر از شهر کرمان بودند. ابزار اندازه‌گیری شامل پرسش‌نامه‌ی ۴ بخشی: اطلاعات جمعیت‌شناختی، آگاهی از اورژانس اجتماعی، آگاهی از مصادیق آسیب‌های اجتماعی و عملکرد در هنگام مواجهه با آسیب‌های اجتماعی بود.
یافته‌ها: میانگین سنی پاسخ‌دهندگان ۳۶ سال بود و اکثریت(۷۰/۳%) زن بودند. از نظر آگاهی از اورژانس اجتماعی، ۷۱% افراد و از نظر آگاهی از مصادیق آسیب‌های اجتماعی، ۸۶/۷% از آگاهی نامطلوب برخوردار بودند. همچنین ۴۴/۲% افراد از عملکرد مطلوبی در مواجهه با آسیب‌های اجتماعی برخوردار نبودند. رگرسیون لجستیک نشان داد که بین آگاهی از اورژانس اجتماعی با عملکرد و تحصیلات دانشگاهی رابطه‌ی معناداری وجود داشت. سطح عملکرد افرادی که آگاهی مطلوب داشتند، به‌طور متوسط ۲/۲۸ برابر مطلوب‌تر از افرادی بود که میزان آگاهی آن‌ها نامطلوب بود. سطح آگاهی افرادی که تحصیلات دانشگاهی داشتند، به‌طور متوسط ۳/۶۸ برابر مطلوب‌تر از افرادی بود که تحصیلات زیر دیپلم داشتند. بین آگاهی از مصادیق آسیب‌های اجتماعی با وضعیت تأهل نیز رابطه‌ای معنادار به‌دست آمد. سطح آگاهی افراد متأهل به‌طور متوسط ۰/۵۶ برابر نامطلوب‌تر از افراد مجرد بود. بین جنسیت و تحصیلات با عملکرد نیز رابطه‌ی معناداری مشاهده شد. سطح عملکرد مردان به‌طور متوسط ۱/۴۲ برابر مطلوب‌تر از زنان بود. سطح عملکرد افرادی که تحصیلات دانشگاهی و تحصیلات دیپلم داشتند، به‌ترتیب به‌طور متوسط ۴/۲۲ و ۳/۴۷ برابر مطلوب‌تر از افرادی بود که تحصیلات زیر دیپلم داشتند.
نتیجه‌گیری: با توجه به آگاهی ضعیف جامعه نسبت به اورژانس اجتماعی، ضرورت برنامه‌ریزی جهت ارتقای سطح آگاهی مردم در خصوص آسیب‌های اجتماعی و نحوه‌ی حمایت اورژانس اجتماعی از آسیب‌دیدگان اجتماعی احساس می‌شود.

مسعود محمدی، علی موسوی زاده، میثم بهنام پور، سید حسن فقیهی،
دوره 19، شماره 1 - ( 2-1404 )
چکیده

زمینه و هدف: پاندمی کووید ۱۹ جهان را با انواع مشکلات در ابعاد سلامت اقتصادی، اجتماعی و سیاسی مواجه نموده است. مطالعه‌ی حاضر با هدف بررسی اقدامات کنترلی و پیشگیرانه در کنترل بیماری کووید ۱۹، بررسی اپیدمیولوژی و بروز تجمعی بیماری کووید ۱۹ و همچنین فعالیت‌های مدیریتی، توانمندسازی نیروها و برآورد ظرفیت‌ها در استان کهگیلویه و بویراحمد انجام شده است؛ همچنین سعی شده است تا بتوان از اطلاعات جغرافیایی GIS نیز جهت راهنمایی سیاست‌گذاران استفاده کرد.
روش بررسی: مطالعه‌ی حاضر یک مطالعه مقطعی است که با استفاده از مرور اطلاعات معتبر در بازه زمانی۴۱ ماه پس از شناسایی اولین مورد بیماری در استان انجام شده است. اطلاعات جمع‌آوری شده شامل موارد نمونه‌گیری، موارد بستری، مرگ و همچنین آمار واکسیناسیون کووید ۱۹ از پورتال مرکز مدیریت بیماری‌های واگیر وزارت بهداشت، سامانه یک‌پارچه بهداشت(سیب)، رصدخانه اطلاعات نظام سلامت وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی جمع‌آوری گردید.
یافته‌ها: موارد ابتلا و مرگ تجمعی ناشی از بیماری کووید ۱۹ در استان به‌ترتیب ۱۳۰,۱۲۹ و ۱,۱۳۷ نفر می‌باشد. میزان بروز تجمعی موارد کووید ۱۹ دارای تست مثبت در استان ۱۷,۱۲۲/۲۳ به‌ازای صد‌هزار نفر جمعیت بوده و همچنین میزان مرگ‌و میر ناشی از بیماری کووید ۱۹ به‌ازای صد‌هزار نفر جمعیت استان کهگیلویه و بویراحمد ۱۴۹/۲ بوده است. مجموع کل واکسن تزریق شده در استان بر حسب محل پوشش افراد طبق سامانه یکپارچه بهداشت(سیب) ۱,۳۶۳,۷۰۳ دوز بود، همچنین افزایش ظرفیت تخت بخش مراقبت‌های ویژه در استان به تعداد ۵۵ تخت و راه‌اندازی سه دستگاه سی‌تی‌اسکن در بیمارستان‌های استان و راه‌اندازی آزمایشگاه سلولی و مولکولی در دو شهرستان بویراحمد و کهگیلویه و همچنین علاوه بر توزیع واکسن‌های کووید ۱۹ در کلیه خانه‌های بهداشت، پایگاه‌های سلامت و مراکز بهداشتی و درمانی و همچنین اعزام تیم‌های سیار انجام واکسیناسیون کووید ۱۹ جهت تزریق واکسن به‌صورت خانه به خانه و در ادارات و سازمان‌ها از جمله فعالیت‌های مدیریتی در حوزه‌ی کنترل کووید ۱۹ در استان بوده است.
نتیجه‌گیری: افزایش ظرفیت نمونه‌گیری از موارد مشکوک و شناسایی بیماران در کوتاه‌ترین زمان، ایزوله نمودن آن‌ها، انجام اقدامات مداخله‌ای در راستای ترغیب مردم به واکسیناسیون و همچنین ایجاد آگاهی در مورد پیشگیری از این بیماری بار ناشی از آن را کاهش داده و باعث افزایش ظرفیت پاسخ‌گویی نظام سلامت استان شده است.

میثم داستانی، نرجس بحری، مهدی مشکی،
دوره 19، شماره 1 - ( 2-1404 )
چکیده

زمینه و هدف: مراکز تحقیقات عوامل اجتماعی مؤثر بر سلامت ایران با بهره‌گیری از ظرفیت‌های موجود با انجام پژوهش در راستای شناسایی و به‌کارگیری روش‌های مؤثر در کاهش نابرابری‌های اجتماعی سلامت حرکت می‌کند. بنابراین مطالعه‌ی حاضر به تجزیه‌وتحلیل انتشارات علمی این مراکز  با استفاده از روش علم‌سنجی پرداخته است.
روش بررسی: مطالعه‌ی حاضر با به‌کارگیری روش علم‌سنجی انجام شده است. جامعه آماری مطالعه، شامل تمامی مدارک علمی تولید شده در مراکز تحقیقات عوامل اجتماعی مؤثر بر سلامت ایران در پایگاه استنادی اسکوپوس تا پایان سال ۲۰۲۳ بود. جهت تجزیه‌وتحلیل داده‌ها از نرم‌افزار بیبلیوشاینی بسته‌ی بیبلیمتریکس در زبان برنامه‌نویسی R استفاده شده است.
یافته‌ها: نتایج نشان داد که مراکز تحقیقات عوامل اجتماعی مؤثر بر سلامت ایران ۸۳۵۸ انتشار علمی داشته‌اند. روند انتشارات از سال ۲۰۱۰ آغاز شده و در سال ۲۰۲۲ به اوج خود رسیده است. مقالات پژوهشی اصیل(۷۱۹۷ مدرک) بیشترین نوع انتشارات بوده‌اند. مجلات آموزش و ارتقای سلامت، پزشکی جمهوری اسلامی ایران و کومش بیشترین انتشارات را داشته‌اند. دانشگاه‌های علوم پزشکی تهران(۱۵۰۵ مقاله)، شهید بهشتی(۱۰۸۰ مقاله) و تبریز(۹۵۵ مقاله) پیشرو هستند. همکاری‌های بین‌مؤسساتی نشان‌دهنده‌ی نقش کلیدی دانشگاه تهران است. همکاری بین‌المللی عمدتاً با آمریکا، انگلستان و استرالیا بوده است. کلیدواژه‌های اصلی شامل کووید-۱۹، کیفیت زندگی و شیوع است. موضوعات کلیدی پژوهشی شامل سلامت روان، زنان، چاقی و دیابت بوده و در دوره ۲۰۲۴-۲۰۲۳ به سمت مراقبت‌های بهداشتی اولیه و گروه‌های آسیب‌پذیر گسترش یافته‌است.
نتیجه‌گیری: یافته‌های این مطالعه نشان می‌دهد که مراکز تحقیقاتی مرتبط با عوامل اجتماعی مؤثر بر سلامت در ایران، روند روبه‌رشدی در تولیدات علمی و گسترش حوزه‌های پژوهشی خود داشته است. این پیشرفت نه‌تنها در افزایش تعداد انتشارات علمی بلکه در تغییر رویکردهای پژوهشی از تمرکز بر بیماری‌های خاص به مسایل کلان‌تری مانند سیاست‌گذاری سلامت، سلامت روان و نابرابری‌های اجتماعی در سلامت مشهود است. یافته‌های این مطالعه می‌تواند راهنمای ارزشمندی برای سیاست‌گذاران و پژوهشگران در تعیین اولویت‌های تحقیقاتی در حوزه‌ی عوامل اجتماعی مؤثر بر سلامت باشد.

فرزین حلب چی، رضا صفدری، شهربانو پهلوانی نژاد، صهبا کاظمی پور،
دوره 19، شماره 2 - ( 4-1404 )
چکیده

زمینه و هدف: سازمان بهداشت جهانی میزان فعالیت بدنی کمتر از ۱۵۰ دقیقه با شدت متوسط یا ۷۵ دقیقه با شدت شدید در هفته برای بزرگسالان را به‌عنوان کم‌تحرکی و فعالیت بدنی کم تعریف می‌کند که یک چالش جهانی جدی شناخته می‌شود و پیامدهای خطرناکی برای سلامت عمومی به‌همراه دارد. آمار جهانی نشان‌می‌دهد که این مشکل در میان بانوان بارزتر است؛ به‌طوری‌که در ایران، ۶۱/۹ درصد از بانوان به‌اندازه‌ی کافی فعالیت بدنی ندارند. پذیرش و گسترش فناوری‌های سلامت همراه نشان‌دهنده‌ی پتانسیل بالای این فناوری‌ها در پشتیبانی از خودمراقبتی است و هدف این پژوهش تعیین عناصر داده‌ای لازم برای طراحی یک برنامه کاربردی خودمراقبتی شخصی‌سازی شده‌ی تناسب‌اندام برای بانوان است.
روش بررسی: مطالعه‌ی توصیفی حاضر، در دو مرحله‌ی بررسی منابع و نیازسنجی عناصر داده‌ای انجام گردید. در مرحله‌ی اول، جهت تعیین عناصر داده‌ای مورد نیاز برای ایجاد برنامه کاربردی خودمراقبتی شخصی سازی شده تناسب‌اندام برای بانوان از مقالات علمی موجود در پایگاه‌های اطلاعاتی و منابع کتابخانه‌ای استفاده و چک‌لیستی از عناصر داده‌ای تهیه شد. در مرحله‌ی دوم بر اساس چک‌لیست تهیه شده، پرسش‌نامه‌ی طراحی‌شده توسط پژوهشگر ایجاد شد که روایی آن مورد تأیید تیم پژوهش بود و پایایی آن با ضریب آلفا کرونباخ ۹۱/۳% محاسبه شد. 
یافته‌ها: پرسش‌نامه‌ی مذکور در اختیار ۲۰ پزشک گروه پزشکی ورزشی کلینیک مهدی مجتمع بیمارستانی امام‌خمینی(ره) تهران قرارگرفت تا عناصر داده‌ای پیشنهادی از نظر اهمیت، قابلیت اندازه‌گیری و مرتبط‌بودنشان مورد بررسی دقیق قرارگیرند. در مجموع ۴۹ عنصر داده‌ای در ۷ بخش اطلاعات دموگرافیک، اطلاعات بهداشتی، اطلاعات بیماری، عادات رفتاری نامناسب، داده‌های تن‌سنجی، گزارش‌ها و سبک زندگی شناسایی شد. از این تعداد ۴ عنصر به دلیل عدم تطابق با اهداف پژوهش و نمرات پایین اهمیت از مجموعه حذف گردیدند. همچنین، برای تسهیل تحلیل‌های آتی، عناصر باقیمانده در ۶ گروه مجدداً دسته‌بندی شدند.
نتیجه‌گیری: در این مطالعه، عناصر کلیدی داده‌ای مورد نیاز برای طراحی و ارایه برنامه‌های ورزشی ویژه بانوان شناسایی و تعیین گردید. این فرایند با هدف ارتقای سطح فعالیت بدنی و پاسخ‌گویی به نیازهای ویژه بانوان انجام شد تا مبنایی علمی و دقیق برای توسعه برنامه‌هایی متناسب با ویژگی‌های جسمانی و روانی این گروه فراهم شود. 

هادی حسینی، سعید شهسواری، یاسمن پورموسی، میترا رحیم‌زاده،
دوره 19، شماره 2 - ( 4-1404 )
چکیده

زمینه و هدف: کلینیک‌های دندانپزشکی وابسته به دانشگاه‌های علوم پزشکی به‌عنوان مراکز مهم ارایه خدمات سلامت دهان و دندان، به‌ویژه در کلان‌شهرها، میزبان طیف متنوعی از بیماران با ویژگی‌های جمعیت‌شناختی، فرهنگی و اقتصادی متفاوت هستند. تداوم موفقیت و اثربخشی عملکرد این مراکز تا حد زیادی وابسته به سطح رضایتمندی و وفاداری مراجعه‌‎کنندگان است. درک عوامل مؤثر بر این دو شاخص و بررسی ارتباط ساختاری میان آن‌ها می‌تواند به طراحی راهکارهای بهبود کیفیت خدمات و ارتقای تجربه‌ی بیماران کمک کند. بر این اساس، مطالعه‌ی حاضر با هدف تحلیل روابط بین رضایتمندی بیماران و وفاداری آن‌ها به کلینیک دندانپزشکی دانشگاهی، با بهره‌گیری از مدل معادلات ساختاری  طراحی و اجرا گردید.
روش بررسی: این پژوهش به‌صورت توصیفی-تحلیلی و از نوع مقطعی در سال‌های ۱۴۰۲ تا ۱۴۰۳ انجام شد. جامعه آماری شامل ۱۹۰ بیمار مراجعه‌کننده به کلینیک دندانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی البرز بود که به‌روش نمونه‌گیری در دسترس انتخاب شدند. داده‌ها از طریق دو پرسش‌نامه‌ی استاندارد رضایت‌سنجی و وفاداری بیماران دندانپزشکی گردآوری شد. جهت تحلیل داده‌ها، از نرم‌افزار AMOS و مدل معادلات ساختاری استفاده گردید. شاخص‌های برازش مدل از جمله CFI، TLI و RMSEA برای ارزیابی انطباق مدل، استفاده شد.
یافته‌ها: تحلیل نتایج نشان داد که رضایتمندی بیماران اثر معناداری بر وفاداری آن‌ها دارد(۰/۰۰۱>P=۰/۹۳۱,β). در میان ابعاد مختلف رضایتمندی، شاخص‌های بهداشت و شرایط فیزیکی محیط(۰/۹۳۹=β)، کیفیت پاسخ‌گویی و ارایه خدمات(۰/۸۴۷=β) و نظام نوبت‌دهی و مدت زمان انتظار(۰/۷۶۱=β)، بیشترین تأثیر را بر رضایت کلی داشتند(۰/۰۰۱>P). همچنین، مؤلفه‌های نگرشی(۰/۹۶۹=β) و رفتاری(۰/۸۹۵=β) به‌‌عنوان ابعاد کلیدی وفاداری بیماران شناسایی شدند. برازش مدل نیز در سطح قابل قبول ارزیابی شد(RMSEA=۰/۰۷۷,CFI=۰/۸۹۳).
نتیجه‌گیری: با توجه به نتایج، پیشنهاد می‌شود که کلینیک‌های دندانپزشکی دانشگاهی توجه بیشتری به بهبود شاخص‌های درون‌سازمانی از جمله شرایط محیطی، کیفیت خدمات و مدیریت زمان انتظار داشته باشند. ایجاد تجربه‌ی مثبت و رضایت در بیماران، زمینه‌ساز شکل‌گیری وفاداری بلندمدت آنان خواهد بود و در نهایت به پایداری و اعتبار کلینیک در محیط رقابتی منجر می‌شود.


صفحه 1 از 2    
اولین
قبلی
1
 

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به پیاورد سلامت می باشد.

طراحی و برنامه نویسی: یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by : Yektaweb