کاربران عمومی فقط به فهرست مقالات منتشر شده دسترسی دارند.
74 نتیجه برای موضوع مقاله:
هاله محمدیها، غلامرضا معمارزاده، پرهام عظیمی،
دوره 15، شماره 3 - ( مرداد و شهریور 1400 )
چکیده
زمینه و هدف: نظامهای سلامت نقش مهمی در بهبود و افزایش امید به زندگی داشته اند .با وجود این، شکاف بزرگی بین توان بالقوه نظامهای سلامت و عملکرد کنونی آن وجود دارد که بسیاری از آنها به مسایل مربوط به حکمرانی برمی گردد. هدف از انجام این تحقیق، ارایه الگوی ارتقای حکمرانی نظام سلامت کشور است.
روش بررسی: پژوهش حاضر، از نظر هدف کاربردی-توسعه ای است. پس از بررسی مبانی نظری و تحقیقات پیشین، راهبردهای حکمرانی نظام سلامت شناسایی شدند. سپس با بهرهگیری از روش دلفی فازی و نظرخواهی از ۱۳ نفر از خبرگان دانشگاهی و اجرایی که به صورت هدفمند انتخاب شدند، مدل تحقیق طراحی شد. نهایتا، به منظور اعتبارسنجی مدل، از ۱۶۹ نفر از مدیران و متخصصان بخش های نظام سلامت در شهرستان تهران با ابزار پرسشنامه نظرخواهی شد و دادههای حاصل با روش مدلسازی معادلات ساختاری و نرمافزار SmartPLS تجزیه و تحلیل گردید. در این مرحله، حجم نمونه با روش کوکران محاسبه شد و روش نمونهگیری از نوع نمونه دردسترس بود.
یافتهها: براساس یافتههای تحقیق، به منظور ارتقای حکمرانی سلامت، ۱۰ راهبرد اصلی و ۵۸ راهبرد فرعی باید مدنظر قرار گیرد. راهبردهای شناسایی شده شامل جهتگیری استراتژیک، مدیریت بهینه منابع مالی، توسعه مشارکت ذینفعان، توسعه منابع دانشی، ارتقای سلامت اداری، توسعهی دانش فنی، ارزشمداری و اخلاقیگرایی، توسعهی بستر اجرایی و عملیاتی، مدیریت ظرفیت ارایه خدمات و تولیت متوازن و یکپارچه است. همچنین، ضریب تعیین برای متغیر پیامدها ۰/۵۴۹ و شدت اثر عوامل مداخلهگر/تسهیلکننده و زمینهای بر راهبردهای حکمرانی بهترتیب برابر با ۰/۶۱۰ و ۰/۵۳۳ است.
نتیجهگیری: نتایج نشان داد که حکمرانی نظام سلامت پدیدهای چندوجهی و پیچیده است و به منظور ارتقای آن باید مجموعهای از راهبردها اجرا شوند. ضمنا، پیشنهاد میگردد که با توجه به مسایل و تهدیدهای پیشروی نظام سلامت، به منظور حرکت به سمت الگوی حکمرانی پیشنهادی در تحقیق حاضر، نقشهی راه و برنامهی بلندمدت تدوین گردد.
زینب السادات موسوی، فرشاد غزالیان، ماندانا غلامی، حسین عابد نطنزی، خسرو ابراهیم،
دوره 15، شماره 4 - ( مهر و آبان 1400 )
چکیده
زمینه و هدف: عدم تحرک و کاهش فعالیت بدنی، ریسک ابتلا به بیماریهای مزمن را افزایش میدهد. هدف از مطالعهی حاضر بررسی تغییرات حاد نورمتانفرین و گلوکز در بازی بوکس با دستگاه کینکت ایکسباکس با و بدون محدودیت جریان خون بهعنوان جایگزین تمرین هوازی در دوران قرنطینه در جوانان غیر ورزشکار است.
روشبررسی: ۱۴ فرد سالم غیر ورزشکار با محدوده سنی ۲۰ تا ۴۰ سال بهطور تصادفی و هدفمند انتخاب شدند و در دو روز مختلف با و بدون محدودیت جریان خون بهمدت ۲۰ دقیقه به بازی بوکس با ایکسباکس ۳۶۰ پرداختند. قبل و بلافاصله بعد از بازی نمونههای خونی از آنها گرفته شد.
یافتهها: افزایش معنیدار میزان سرمی نورمتانفرین نسبت به پیش از آزمون در دو گروه تمرینی مشاهده شد، اما مقدار تغییرات آن بین دو گروه با و بدون محدودیت جریان خون معنیدار نبود(۰/۰۵≥P). همچنین یک جلسه بازی ویدیویی همراه با حرکت، در حالت بدون محدودیت جریان خون بر گلوکز اثر معناداری دارد اما محدودیت جریان خون منجر به تفاوت معناداری در میزان گلوکز نگردید(۰/۰۵≥P).
نتیجهگیری: انجام بازیهای ویدیویی همراه با حرکت، محرک لازم را برای ترشح کاتکول آمینها و پاسخ گلوکز فراهم میکند و انجام آنها با محدودیت جریان خون برای افراد توصیه میشود. مطالعات بیشتر در زمینهی اثر محدودیت جریان خون بهعنوان روش تمرینی نوین بر بازی ویدیویی همراه با حرکت لازم است.
شهربانو پهلوانی نژاد، رضا صفدری، مژگان رحمانیان، محمدصالح صفری،
دوره 16، شماره 1 - ( فروردین 1401 )
چکیده
زمینه و هدف: پرهاکلامپسی، یکی از جدیترین موارد بارداریهای پرخطر است که سلامت زنان را در سطح جهان به خصوص در کشورهای در حال توسعه به مخاطره میاندازد. پرهاکلامپسی یک سندرم خاص بارداری با میزان شیوع حدود ۱۴-۷ درصد است که یکی از سه علت اصلی مرگ زنان باردار است. پرهاکلامپسی در ایران، دومین علت شایع مرگ و میر مادران است و ۱۴ درصد از موارد مرگ و میر مادران را به خود اختصاص داده است. پژوهش حاضر به منظور طراحی مدل مفهومی و ارزیابی برنامهی خودمراقبتی پرهاکلامپسی؛ مبتنی بر اندروید انجام شده است.
روش بررسی: این پژوهش در چهار مرحله جهت نیازسنجی عناصر اطلاعاتی، طراحی، ایجاد و ارزیابی برنامه کاربردی خودمراقبتی پرهاکلامپسی انجام شد. در این نیازسنجی، ۴۲ نفر از پزشکان متخصص، دستیاران و پرسنل مرتبط با موضوع شاغل در مرکز آموزشی، پژوهشی و درمانی امیرالمومنین(ع) وابسته به دانشگاه علوم پزشکی سمنان مشارکت کردند. سپس برنامه توسط ۷ نفر از پزشکان مورد ارزیابی اولیه قرار گرفته و در نهایت پیشنهادهای ارایه شده توسط کاربران در طراحی برنامه، اعمال شده و نسخه نهایی برنامه تکمیل شد. اپلیکیشن در محیط اندروید استودیو طراحی شده و سپس با استفاده از نظرات ۲۰ مادر و با ابزار QUIS کاربردپذیری آن ارزیابی گردید.
یافتهها: عناصر اطلاعاتی و قابلیتهای عملکردی موردنیاز برنامه تعیین و برنامه علاوه بر برقراری ارتباط میان بیمار و ارایهدهنده، امکان مدیریت مراقبت و کنترل روند بیماری را نیز فراهم نمود. ارزیابی عملکرد برنامه توسط پزشکان و خبرگان صورت گرفته و سپس توسط مادران باردار از نظر کاربردپذیری ارزیابی گردید که یافتهها حاکی از رضایت کاربران از اپلیکیشن بود.
نتیجهگیری: استفاده از برنامههای کاربردی مبتنی برموبایل راهکار مفیدی برای افزایش دانش و ارتقای سلامت مادران باردار و تسهیل دسترسی آنان به اطلاعات درمانی و کسب مهارت های لازم در بیماریشان است. این برنامه به مادران باردار مبتلا به پرهاکلامپسی کمک میکند تا با رعایت تغذیهی مناسب و اصول درمانی، بیماری خود را کنترل نموده تا عوارض بیماری خود را به حداقل برسانند.
احمدسیر صدر، روح الله تولایی، محمد علی افشار کاظمی،
دوره 16، شماره 1 - ( فروردین 1401 )
چکیده
زمینه و هدف: معماری سازمانی منطبق بر نیازهای آزمایشگاهی، با استفاده ازمشترکات چارچوبهای معماری سازمانی معتبر و موجود، باعث همراستایی نیازها با استراتژیها و اهداف سازمانی و زیرساختهای فناوری اطلاعات میشود. ارزیابی بلوغ معماری سازمانی یکی از روش های مدیریت موثر فرایند معماری سازمانی است. هدف از مطالعهی حاضر، ارزیابی پیادهسازی مدل معماری سازمانی بر روی سیستمهای مدیریت اطلاعات آزمایشگاهی میباشد.
روش بررسی: در این مطالعه که به روش کمی در سال ۱۳۹۸ انجام شد، مدل معماری سازمانی پیشنهادی صدر و همکاران که نتیجهی تلفیق دو مدل معماری زکمن و مدل معماری سرویسگرا با سیستمهای مدیریت اطلاعات آزمایشگاهی بود، در دانشگاه صنعتی شریف مورد ارزیابی بلوغ معماری سازمانی قرار گرفت. جامعهی آماری این ارزیابی، بر اساس جدول تعیین نمونهی مورگان، شامل ۱۰۰ نفر از افراد خبره در زمینه سیستمهای مدیریت اطلاعات آزمایشگاهی در نظر گرفته شد.
روش (Capacity Maturity Model) CMM، که بر اساس طیف لیکرت طراحی شده، به عنوان ابزار سنجش پرسشنامه مورد استفاده قرار گرفت. جهت تجزیه و تحلیل اطلاعات، از شاخصهای توصیفی فراوانی، درصد و آزمون T تکنمونهای برای مقایسهی میانگینها در نرمافزار SPSS استفاده شد.
یافتهها: ارزیابی بلوغ معماری سازمانی شامل چهار بعد در حوزههای برنامهریزی و سازماندهی فناوری اطلاعات، توسعه و پیادهسازی فناوری اطلاعات، خدمترسانی و پشتیبانی فناوری اطلاعات و حوزهی نظارت و ارزیابی فناوری اطلاعات بود. در بین ابعاد بلوغ معماری سازمانی، کمترین میانگین مربوط به حوزهی نظارت و ارزیابی و بیشترین میانگین مربوط به حوزهی خدمترسانی و پشتیبانی بود. ابعاد از لحاظ وضعیت به ترتیب عبارت بودند از: بعد خدمترسانی و پشتیبانی، بعد برنامهریزی و سازماندهی، بعد توسعه و پیاده سازی و بعد نظارت و ارزیابی. نتایج آزمون های تحلیلی در حوزههای مربوط به بلوغ معماری سازمانی شامل حوزههای برنامهریزی و سازماندهی، توسعه و پیادهسازی و خدمترسانی و پشتیبانی تفاوت معناداری نشان داد(۰/۰۰۰۱>P)، در حالیکه در حوزهی نظارت و ارزیابی تفاوت معنی داری نشان نداد.
نتیجهگیری: ارزیابی پیادهسازی چارچوب معماری پیشنهادی در محیطهای آزمایشگاهی نشاندهندهی بلوغیافتگی مدل ارایه شده در سه حوزهی برنامهریزی و سازماندهی، توسعه و پیادهسازی، و خدمترسانی و پشتیبانی است. همچنین ارتقای بلوغ معماری سازمانی نیازمند توجه بیشتر به حوزهی نظارت و ارزیابی واصلاحات این حوزه است.
حسین حسنی، مریم عرب مورچگانی، نرگس پارسایی، مهشید رضایی، خدیجه میرزایی، حسین ایمانی، میرسعید یکانی نژاد،
دوره 16، شماره 2 - ( خرداد 1401 )
چکیده
زمینه و هدف: امروزه استفاده از شاخصهای مختلف تغذیهای جهت بررسی ارتباط وضعیت رژیمی با بیماریهای مختلف مورد توجه میباشد. طی مطالعات گذشته دیده شده است که شاخص و بار انسولینی با برخی بیماریهای مزمن ارتباط دارد؛ با وجود این تاکنون هیچ مطالعهای به بررسی ارتباط بین شاخصهای موردنظر با میزان متابولیسم در حالت استراحت (RMR: Resting Metabolic Rate) نپرداخته است. بنابراین، مطالعه حاضر با هدف تعیین ارتباط بین شاخص و بار انسولینی رژیم غذایی با میزان متابولیسم در RMR در زنان دارای اضافه وزن و چاقی صورت گرفته است.
روش بررسی: در این مطالعهی مقطعی، ۲۸۰ نفر از زنان بزرگسال(۵۰-۱۸ سال) دارای اضافه وزن و چاقی که به مراکز بهداشتی و درمانی تهران مراجعه نمودهاند، انتخاب شدند. ویژگیهای جمعیتشناختی این افراد علاوه بر نمایههای تنسنجی آنها از جمله وزن، قد و دور کمر، نسبت دور کمر به دور باسن، نمایه توده بدنی، و درصد چربی بدن، توده بدون چربی ارزیابی شدهاند. علاوه بر این، دریافتهای غذایی یک سال گذشته آنها با پرسشنامهی نیمهکمی حاوی ۱۴۷ آیتم بسامد خوراک گردآوری شد. سپس با استفاده از مقادیر شاخص انسولینی مواد غذایی مختلف و فرمول استاندارد، شاخص و بار انسولینی رژیم غذایی آنها محاسبه گردید.
یافتهها: میانگین سنی شرکتکنندگان در این مطالعه ۸/۳۸±۳۶/۴۹ سال بود. تمام آنالیزهای آماری برای سن، انرژی، فعالیتبدنی و تودهی بدنی تعدیل شدند. همچنین انرژی برای سن تعدیل گردید. در زمینهی شاخص انسولینی رژیم غذایی، اگرچه ارتباط معکوس معناداری میان این شاخص و میزان متابولیسم در حالت استراحت در مدل خام(۰/۰۴=p) مشاهده گردید، اما بعد از تعدیل مخدوشکنندهها تعدیلشده سن در مدل یک(۰/۴۴=p) و سن، انرژی و فعالیت بدنی در مدل دو(۰/۷۲=p) این اثر معنادار دیگر مشاهده نشد. علاوه بر این شاخص انسولین رژیم غذایی فاقد ارتباط معنادار با میزان (۰/۶۳=p) RMR/kg و (۰/۷۳=p) RMR/FFM بود.
نتیجهگیری: بر اساس نتایج بهدست آمده از این مطالعهی مقطعی، به نظر میرسد که شاخص انسولینی و بار انسولینی رژیم غذایی با میزان متابولیسم استراحت ارتباط ندارد؛ با وجود این بهدلیل محدودیتهای این مطالعه نیاز به مطالعات بیشتر جهت تایید یا رد این نتایج و همچنین تعیین نقش شاخصهای انسولینی رژیم غذایی بر سلامت افراد، مخصوصاً با طراحی آیندهنگر موردنیاز میباشد.
زینب سادات نوربخش، فاطمه شیخ شعاعی، داریوش مطلبی، فرزانه فضلی،
دوره 16، شماره 3 - ( مرداد 1401 )
چکیده
زمینه و هدف: منابع پزشکی با سلامت جامعه ارتباط مستقیم داشته و کتاب بهعنوان یکی از اصلیترین منابع، از اهمیت بالایی برخوردار است. این پژوهش با هدف آسیبشناسی وضعیت نشر کتابهای علوم پزشکی و همچنین شناسایی مشکلات تولید محتوا، تولید فرهنگی و تولید فنی در ایران از دیدگاه ناشران انجام شده است.
روش بررسی: پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی، رویکرد کیفی و روش پدیدارشناسی است. ابزار مورد استفاده در این پژوهش مصاحبهی نیمه ساختاریافته و جامعه پژوهش، ناشران تخصصی حوزه پزشکی در دو بخش دانشگاهی(پنج ناشر) و خصوصی(هشت ناشر) بودند. انجام مصاحبهها تا مرحله اشباع دادهها(13 مصاحبه) ادامه یافت. ابتدا کدگذاری باز و محوری صورت گرفت که در نهایت تعداد 402 کد، استخراج و پس از آن در تعداد 74 مقوله دستهبندی شد که با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی تحلیل گردید.
یافتهها: از دیدگاه ناشران حاضر در پژوهش بهترتیب، نبود سیاستگذاری تولید محتوا(24 تکرار، 16 درصد)، ترجمهای بودن درصد بالای آثار نشر پزشکی(23 تکرار، 16 درصد)، و تخصص نداشتن ناشران پزشکی(11 تکرار، 7 درصد)، بیشترین مشکلات و آسیبها(53 درصد) در حوزهی تولید محتوا را در برمیگیرد. مشکلات تولید فرهنگی در رتبهی دوم با 39 درصد و بهترتیب شامل تخصصی و هزینهبر بودن ویراستاری کتاب، حرفهای نبودن داوران و نبود قوانین ساختارمند داوری با 22 تکرار معادل 46 درصد، 8 تکرار معادل 17 درصد و 6 تکرار معادل 13درصد میباشد. آسیبها و مسایل بخش تولید فنی معادل 8 درصد بازتاب داده شده است که مشکلات مواد اولیه چاپ و نشر(11 تکرار، 48 درصد)، مشکلات فناوری چاپ و نشر(5 تکرار، 23 درصد) و کمبود نیروی متخصص فنی(3 تکرار، 13 درصد)، سه آسیب اصلی در تولید فنی از دیدگاه ناشران برشمرده شدهاند.
نتیجهگیری: باتوجه به یافتههای حاصل از این پژوهش دربارهی آسیبهای موجود در صنعت نشر پزشکی، میتوان نتیجه گرفت که بسیاری از مشکلات نشر در ایران ریشه در سیاستهای کلی و قوانین و فرهنگ حاکم دارد. بنابراین توجه جدیتر به حوزهی تخصصی نشر پزشکی از سوی دولت و سیاستگذاری کاملاً بیطرفانه در جهت برطرفکردن دغدغههای ناشران میتواند موانع و مشکلات زیادی را برطرف سازد.
شیما درخشان، نگار یاوری طهرانی فرد، ناهید ابوطالب، مریم ناصرالاسلامی،
دوره 17، شماره 2 - ( 3-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: امروزه میتوان از ترکیبات طبیعی مانند پپتیدها و پروبیوتیکها بهعنوان مکمل درمان بیماریهایی چون سرطان نام برد. این ترکیبات با اثر بر برخی مسیرهای مولکولی از جمله التهاب، ممکن است در جلوگیری از پیشرفت و یا درمان سرطان موثر باشند. هدف از این مطالعه بررسی اثر دیپپتید-B و لایزت پروبیوتیک بیفیدوباکتریوم بیفیدوم بر بیان ژنهای TNF-α و ۱-IL در سلولهای سرطانی معده ردهی سلولی AGS بود.
روش بررسی: در این مطالعه، سلولهای AGS و HEK در محیط کشت DMEM با ۱۰ درصد سرم جنین گاوی کشت داده شدند. سلولها با غلظتهای مختلف دیپپتید-B و لایزت باکتری بیفیدوباکتریوم بیفیدوم تیمار شدند و برای مدت ۲۴ساعت انکوبه گردیدند. درصد زندهمانی سلولی با روش رنگسنجی MTT بررسی شد. بهمنظور بررسیهای مولکولی پس از استخراج RNA و سنتز cDNA با استفاده از واکنش تشخیص مولکولی PCR (Real time PCR) بیان نسبی ژنهای TNF-α و ۱-IL ارزیابی گردید و دادهها با استفاده از روش آماری آزمون واریانس یکطرفه بین گروهها مقایسه شدند.
یافتهها: نتایج MTT نشان داد که تیمار سلولها با دیپپتید-B و لایزت باکتری بیفیدوباکتریوم بیفیدوم سبب کاهش زندهمانی سلولهای سرطانی AGS نسبت به سلول کنترل HEK گردید(IC۵۰) و سطح بیان نسبی ژنهای TNF-α و ۱-IL در سلولهای سرطانی معده که با دیپپتید-B، لایزت باکتری و همچنین هردو ماده بهطور همزمان تیمار شدهاند نسبت به نمونه کنترل دارای افزایش معنادار بود(۰/۰۵≥P). میزان افزایش بیان معنادار در ژن ۱-IL بهترتیب برای پپتید ۳۰۰%(۴ برابر)، باکتری ۱۰۰%(۲ برابر)، پپتید همراه باکتری ۶۵۰%(۷ و نیم برابر) و در ژن TNF-α بهترتیب برای پپتید ۳۵۰%(۴ و نیم برابر)، باکتری۱۰۰%(۲ برابر)، پپتید همراه باکتری۵۲۰%(۶/۲ برابر) بود. بنابراین احتمالاً این ترکیبات با تاثیر بر دیگر مسیرهای مولکولی موجب مرگ سلولهای سرطانی شدهاند.
نتیجهگیری: باتوجه به اینکه دیپپتید-B و لایزت باکتری روی سلولهای ردهی سلولی سالم HEK سمیت معنیداری نداشتند و سبب کاهش زندهمانی سلولهای سرطانی AGS بهصورت معناداری شدند که این سمیت وابسته به دوز بود، در نظر گرفتن این ترکیبات طبیعی در درمان سرطان معده ممکن است حائز اهمیت باشد.
صدیقه محمد اسماعیلی، ناهید رمضانقربانی، شیبا کیانمهر،
دوره 18، شماره 2 - ( 3-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: اثرات سیگار کشیدن غیرفعال بر سیستم تنفسی نوزادان و کودکان شناخته شده است. این مطالعه با هدف بررسی تأثیر مثبت برنامههای اطلاعدرمانی ترک سیگار والدین با جایگزینی نیکوتین بر کیفیت زندگی مرتبط با سلامت کودکان مبتلا به آسم در مرکز طبی کودکان دانشگاه علوم پزشکی تهران انجام شد.
روش بررسی: در این مطالعه مورد- شاهدی ۱۰۰ کودک ۱۰-۶ ساله مبتلا به آسم با والدین سیگاری مراجعهکننده به بخش آلرژی مرکز طبی کودکان دانشگاه علوم پزشکی تهران مورد بررسی قرار گرفتند. این مطالعه در بازه زمانی ۹۹-۱۳۹۸ و بهصورت سرشماری انجام شد. دادهها با استفاده از پرسشنامههای استاندارد کیفیت زندگی مرتبط با سلامت کودک (HRQoL)، نسخههای استاندارد فرم کوتاه (۱۲-SF) وپرسشنامه تنفسی سنت جورج (SGRQ) جمعآوری شد. برای مقایسهی دو گروه در هر نوبت و بین فواصل زمانی از آزمون تی مستقل و تی زوجی استفاده شد و برای بررسی همبستگی بین دو پرسشنامه از ضریب همبستگی پیرسون استفاده شد. تجزیه و تحلیل آماری با استفاده از نرمافزار SPSS انجام شد.
یافتهها: نتایج نشان داد که میانگین امتیاز در کودکان آسمی که والدین آنها نیکوتین جایگزین سیگار مصرف کردند، کمتر از کودکان آسمی بود که والدین آنها به مصرف سیگار ادامه دادند. کیفیت زندگی در کودکان مبتلا به آسم که والدین آنها در مداخله شرکت کردند بهتر میشود(۰/۰۳=P). همچنین مصرف آدامس نیکوتینی میتواند برخی از جنبههای کیفیت زندگی مرتبط با سلامت را در والدین و کودکان بر اساس ۱۲-SF و SGRQ بهبود بخشد. عملکرد فیزیکی(۰/۰۰۷=P) و عملکرد مدرسه(۰/۰۰۲=P) دو مؤلفهای بودند که مداخله، بیشترین تأثیر را بر آنها داشت.
نتیجهگیری: سلامت جسمانی و کیفیت زندگی والدین بر کودکان مبتلا به آسم که در برآوردن نیازهای روزانهی خود با چالشهای زیادی مواجه میشوند، تأثیر میگذارد. ترک سیگار با استفاده از آدامس نیکوتینی میتواند زمینههای کیفیت زندگی والدین و کودکان را بهبود بخشد. برای به حداکثر رساندن اثربخشی برنامههای اطلاعات درمانی ترک سیگار والدین برای کودکان مبتلا به آسم، ارایه حمایت و مشاورهی به والدین یا مراقبان، درمانهای مبتنی بر شواهد، آموزش خانوادهها برای مدیریت این بیماری در کودکان ضروری به نظر میرسد.
افشان تاج بخش، نجلا حریری، محمد حسن زاده،
دوره 18، شماره 4 - ( 7-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: بهدلیل توسعه اینترنت و دیجیتالی شدن در آموزش عالی امکان پخش آنلاین دروس را فراهم میکند و استادان و دانشجویان را قادر میسازد تا از طریق آموزش مجازی با هم تعامل داشته باشند. آموزش مجازی میتواند دسترسی به منابع و خدمات آموزشی را از طریق فناوریهای ارتباطی بدون توجه به زمان و مکان تسهیل کند. بنابراین هدف این پژوهش، طراحی الگوی آموزش مجازی مهارتهای سواد اطلاعاتی در وبگاه کتابخانههای دانشگاههای علوم پزشکی کشور است.
روش بررسی: این پژوهش با رویکرد آمیخته(کیفی و کمی) انجام شد. در مرحله نخست از روش فراترکیب و مطالعهی تحقیقات قبلی متناسب با موضوع تحقیق استفاده شد و مؤلفهها استخراج گردید و پس از چندین بار بررسی با متخصصان، مفاهیم و مؤلفههای لازم برای طراحی مدل استخراج گردید. سپس با استفاده از روش دلفی نظر خبرگان بر روی خروجی مرحله فراترکیب اعمال گردید و پرسشنامهی نهایی طراحی شد و در اختیار جامعه آماری قرار گرفت و در نهایت در مرحلهی چهارم، الگوسازی و اعتبارسنجی و برازش مدل صورت گرفت.
یافتهها: الگوی نهایی با استفاده از فراترکیب و با تأیید خبرگان در ۷ مقولهی اصلی، ۱۴ مقولهی فرعی و ۱۰۲ شاخص تهیه شد که شامل مقولهی اصلی عوامل فنی، عوامل راهبردی، مؤلفهی مدرسان، عوامل ساختاری، عوامل آموزشی، عوامل محتوایی، عوامل سنجش و ارزیابی است. از دیدگاه کاربران زیرمؤلفه عوامل محتوایی با میزان ۰/۵۱۸ برای کاربران و ۰/۵۳۳ برای مدرسان کمترین مقدار را به خود اختصاص داده است. همچنین زیرمؤلفهی عوامل سنجش و ارزیابی از دیدگاه مدرسان با میزان ۰/۹۱۶ و مشترکاً از دیدگاه کاربران و مدرسان با میزان ۰/۹۵۳ و عوامل ساختاری از منظر کاربران با میزان ۰/۸۴۲ بالاترین رتبه را به خود اختصاص داد.
نتیجهگیری: نتایج نشان داد که بین آموزش مجازی مهارتهای سواد اطلاعاتی در وبگاه کتابخانههای دانشگاههای علوم پزشکی کشور و عوامل یاد شده، رابطهی معناداری وجود دارد. بنابراین الگوی به دست آمده در این مطالعه میتواند مبنایی برای طراحی وتدوین چارچوبی برای یادگیری الکترونیکی سواد اطلاعاتی قرار گیرد. فراگیری توانمندیهای سواد اطلاعاتی و داشتن جامعهای باسواد اطلاعاتی بهعنوان یک ضرورت در عصر اطلاعات بهخصوص برای دانشجویان تحصیلات تکمیلی که ماهیت کار و فعالیت آنها با تحقیق و حل مسئله عجین شده مهم میباشد.
مونا کنکوری، یوسف عرفانی، شرمین خرازی، ستاره حقیقت،
دوره 18، شماره 6 - ( 12-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: سودوموناس آئروژینوزا (Pseudomonas aeruginosa) یک پاتوژن فرصتطلب گرم منفی است که اغلب در بیماران مبتلا به فیبروز کیستیک، زخمهای سوختگی، نقص ایمنی، اختلال انسداد مزمن ریوی یافت میشود. علاوه بر این، سودوموناس آئروژینوزا همچنین یکی از مهمترین پاتوژنهای مسبب عفونتهای بیمارستانی اطلاق میشود که بهطور گسترده در دستگاههای پزشکی(تهویه) یافت میشود؛ زیرا تمایل به رشد روی سطوح مرطوب دارند. با توجه به اهمیت درمان سیستیکفیبروزیس و توانایی تشکیل بیوفیلم توسط سودوموناس آئروژینوزا، این مطالعه به بررسی اثر نانوذره اکسیدروی بر بیان ژنهای دخیل در تولید بیوفیلم سودوموناس آئروژینوزا در بیماران مبتلا به سیستیکفیبروزیس میپردازد.
روش بررسی: نمونههای خلط و گلو از ۱۵۰ بیمار مبتلا به سیستیکفیبروزیس تهیه و برای جداسازی سودوموناس آئروژینوزا در محیط کشت مکانکی آگار کشت داده شد و تستهای تشخیصی و افتراقی برای شناسایی کلنیها صورت گرفت. تستهای حساسیت آنتیبیوتیکی بر روی جدایههای مثبت با استفاده از روش دیسک دیفیوژن(کربی- بائر) انجام شد. نانوذره اکسیدروی باتوجه به دستورالعمل ساخت نانوذره ساخته شد و با میکروسکوپ SEM ارزیابی گردید. سویههای مقاوم به چند آنتیبیوتیک با ۱۶ میکروگرم بر میلیلیتر نانوذره اکسیدروی ۲ نانومتری تلقیح شدند و هاله مهاری سنجیده شد. بررسی اثر نانوذره بر کاهش بیان ژنهای gacA، retS، lasR و rhlR با استفاده از روش Real-Time PCR سنجیده شد.
یافتهها: از مجموع ۱۵۰ نمونه دریافتی، ۷۳ (۴۸/۶۶%) مورد از جدایهها بهعنوان سودوموناس آئروژینوزا شناخته شدند. نتایج مقاومت آنتیبیوتیکی نشان داد که تمام جدایههای سودوموناس آئروژینوزا به آنتیبیوتیکهای انتخابی مقاوم بودند. نتایج ارزیابی نانوذره با میکروسکوپ SEM نشان داد که نانوذره سنتز شده میانگین اندازه حدود ۰/۴۴±۴ نانومتردارد. نتایج تست Real-Time PCR نشاندهندهی کاهش بیان ژنهای gacA، retS، lasR و rhlR در حضور نانوذره اکسیدروی درسویههای سودوموناس آئروژینوزا بود. بیشترین اثر کاهشی بر سطح بیان ژن rhlR و کمترین بر سطح بیان ژن retS مشاهده گردید.
نتیجهگیری: استفاده از نانوذره اکسیدروی میتواند سبب حذف عفونت سودوموناس آئروژینوزا از طریق کاهش بیان ژنهای مورد مطالعه و ممانعت از تشکیل بیوفیلم شود و نتیجهی درمانی بهتری را برای بیماران سیستیکفیبروزیس مبتلا به عفونت ریه ارایه دهد.
علیرضا سیفیاردلی، یونس شهبازی، محمدجواد کتانی، مهرداد آذربرزین،
دوره 19، شماره 3 - ( 6-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: درمان شناختی- رفتاری یکی از انواع مؤثر رواندرمانی در درمان اختلالهای روانپزشکی نظیر اختلالات اضطرابی، افسردگی و بهبود سلامت روان است. این مطالعه با هدف مقایسهی اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد و درمان شناختی-رفتاری بر سلامت روان بیماران دارای سابقهی سکته قلبی بستری در بیمارستانهای استان کرمانشاه در سال ۱۴۰۳ انجام شده است.
روش بررسی: مطالعهی حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر شیوهی اجرا، نیمهتجربی دارای طرح پیشآزمون-پسآزمون با گروه کنترل میباشد. جامعه آماری این مطالعه، شامل کلیه بیماران بستری شدهی سکته قلبی در بیمارستانهای استان کرمانشاه بود که از میان آنها ۴۵ نفر بهصورت در دسترس و بر اساس معیارهای ورود و خروج انتخاب شده و بهصورت تصادفی در دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل قرار گرفتند(سه گروه ۱۵ نفره). جهت جمعآوری اطلاعات مورد نیاز پژوهش، از پرسشنامه دموگرافیک و سلامت روان گلدبرگ(۲۰۰۳) استفاده گردید. جهت تجزیه و تحلیل دادههای پژوهش از نرمافزار آماری SPSS و آزمونهای آماری t-test و ANOVA استفاده شد.
یافتهها: از مجموع ۴۵ نفر شرکتکننده ۲۹ نفر مرد(۶۵/۴ درصد) و ۱۶ نفر زن(۳۴/۶ درصد) بودند که مقایسه میانگین نمرات سلامت روان آنها قبل از مداخله در پیشآزمون و پسآزمون بهترتیب(۱۱/۱۸±۶۴/۸، ۱۱/۳۴±۶۳/۳۳)، (۱۲/۲۲±۶۲/۶، ۱۲/۹۴±۵۸/۰۷) و (۱۰/۵۶±۶۴/۸۷، ۱۰/۵۹±۶۱/۸۷) بوده و نتایج آزمون تحلیل کواریانس برای مقایسه سلامت روان در گروههای درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد و درمان شناختی نشان داد که مقدار F بهدست آمده برابر با ۷/۱۱۱ است و سطح معنیداری آن نیز کوچکتر از ۰/۰۵ بوده و معنادار است(۰/۰۵>P). در نتیجه درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد و درمان شناختی رفتاری هردو بر سلامت روان بیماران دارای سابقه سکته قلبی تأثیر مثبت داشتهاند و در این میان اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بالاتر بوده است.
نتیجهگیری: باتوجه به پایینتر بودن میانگین نمرههای گروه درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد در پسآزمون، میتوان نتیجه گرفت که نسبت به درمان شناختی رفتاری در افزایش سلامت روان مؤثرتر بوده است.
رویا رجائی، مرضیه نجفی، نسرین دنیایی، معصومه وزیری ستا، حجت رحمانی، قاسم رجبی، مهسا اکبری،
دوره 19، شماره 4 - ( 8-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: بودجهریزی در نظام سلامت نقش حیاتی در ارتقای کیفیت خدمات بهداشتی، افزایش دسترسی عادلانه به مراقبتهای سلامت و کاهش هزینهها ایفا میکند. تصمیمگیریهای مالی مبتنی بر دادههای علمی و شواهد میتواند بهرهوری نظام سلامت را بهبود بخشد و عدالت در تخصیص منابع را تضمین کند. این مطالعه با هدف بررسی وضعیت علمی و روند تولیدات علمی در حوزهی روشهای بودجهریزی در نظام سلامت با استفاده از روش علمسنجی انجام شد تا سیاستگذاران را در اتخاذ تصمیمات مالی بهتر یاری دهد.
روش بررسی: این مطالعه یک مرور علمسنجی (Bibliometric Review) با رویکرد توصیفی–تحلیلی است که به بررسی ۲۲۲ مدرک علمی نمایهشده در پایگاه Scopus طی سالهای ۱۹۷۴ تا ۲۰۲۴ میپردازد. دادهها با نرمافزارهای Excel، Bibexcel، VOSviewer و Gephi تحلیل شدند تا ساختار دانشی، ارتباطات همواژگانی و همکاریهای بینالمللی در این حوزه ترسیم گردد.
یافتهها: حدود ۳۰% تولیدات علمی متعلق به ایالات متحده، ۱۵% به تایوان و ۱۰% به کانادا بود. مقالات نشریات با سهم ۹۰% غالبترین نوع انتشار بودند. پرتکرارترین کلیدواژهها شامل«بودجه»، «هزینههای سلامت» و «مدیریت مالی» بود که نشاندهندهی تمرکز پژوهشها بر کنترل هزینه و مدیریت منابع است. سه رویکرد اصلی بودجهریزی شامل مبتنی بر عملکرد، سنتی و مبتنی بر نیاز شناسایی شد. در کشورهای توسعهنیافته، روش سنتی همچنان رایج است و کمبود زیرساختهای اطلاعاتی و چالشهای مدیریتی، موانع اصلی پیادهسازی روشهای نوین گزارش شد. در شبکه همکاری علمی بینالمللی، ۱۸ کشور فعال بودند که بیشترین تعامل میان آمریکا و تایوان دیده شد.
نتیجهگیری: برای بهبود نظام بودجهریزی سلامت، تقویت سیستمهای اطلاعاتی، آموزش مدیران و ارتقای همکاریهای علمی بینالمللی بسیار ضروری است. تخصیص منابع بر اساس دادههای علمی و استفاده از نتایج علمسنجی میتواند به بهینهسازی تخصیص منابع و افزایش عدالت در دسترسی به خدمات سلامت منجر شود؛ اقدامی که موجب کارایی بیشتر نظام سلامت و تصمیمگیریهای مالی جامعتر خواهد شد.
منیژه محمدی، لیلا نظریمنش، مژگان کریمی،
دوره 19، شماره 4 - ( 8-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: امروزه توانمندسازی ساختاری بهعنوان یکی از عوامل کلیدی در بهبود عملکرد سازمانها، بهویژه در حوزهی بهداشت و درمان، مورد توجه قرار گرفته است. این پژوهش با هدف بررسی رابطه بین توانمندسازی ساختاری و فرهنگسازمانی کارآفرینانه کارکنان در مراکز بهداشتی و درمانی شرکت شهر سالم انجام شد.
روش بررسی: این پژوهش یک مطالعهی توصیفی-تحلیلی با هدف کاربردی است که از نظر فلسفهی پژوهش از نوع اثبات گرایانه، با رویکرد قیاسی و کمی، از نظر هدف پژوهش از نوع همبستگی و بهلحاظ زمانی، مقطعی می باشد و دادهها با استفاده از روش پیمایشی جمعآوری شده است. حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران ۲۶۳ نفر تعیین و با روش تصادفی طبقهای، ساده و پرسشگری شد. برای گردآوری دادهها از پرسشنامههای استاندارد توانمندسازی ساختاری Kanter و فرهنگسازمانی کارآفرینانه Cornwall و Baron استفاده شد. دادهها با نرمافزارهای SPSS و ۳ Smart PLS تحلیل گردید.
یافتهها: یافتهها نشان داد که توانمندسازی ساختاری با فرهنگسازمانی کارآفرینانه رابطهی معناداری دارد(۰/۶۰۶= rs و ۰/۰۰۰=P). همچنین، ابعاد توانمندسازی شامل فرصت(۰/۵۰۵=rs)، اطلاعات(۰/۴۸۴=rs)، منابع(۰/۵۵۲=rs) و حمایت(۰/۵۰۹=rs) تأثیر مثبتی بر فرهنگسازمانی کارآفرینانه دارند. نتایج آماری نشان داد که بیشترین تأثیر مربوط به بُعد منابع بوده است. بُعد فرصت نیز نقش قابلتوجهی در افزایش انگیزهی کارکنان ایفا میکند که میتواند زمینهساز ارتقای فرهنگ کارآفرینی شود. علاوه بر این، در فرضیه اول رابطه بین فرهنگسازمانی کارآفرینانه و فرصت مورد بررسی قرارگرفته است که نتایج نشاندهنده وجود یک رابطه مثبت و معنادار میان این دو متغیر است، همچنین P-value برابر با ۰۰۰/۰ است که کمتر از سطح معناداری ۰/۰۵ بوده و این رابطه را از نظر آماری معنادار میکند. در فرضیه دوم رابطه بین اطلاعات و فرهنگسازمانی کارآفرینانه با ضریب همبستگی ۰/۴۸۴ معنیدار و تأیید شد. در فرضیه سوم رابطه بین حمایت و فرهنگسازمانی کارآفرینانه مورد آزمون قرارگرفته است و نشان میدهند که این رابطه نیز مثبت و معنادار است. P-value برابر با ۰/۰۰۸ است که کمتر از ۰/۰۵ میباشد و نشاندهنده معناداری این رابطه است. در رابطه بین منابع و فرهنگسازمانی کارآفرینانه از آنجاکه P-value برابر با ۰/۰۰۴ است که کمتر از ۰/۰۵ میباشد، این رابطه تأیید میشود.
نتیجهگیری: یافتههای این پژوهش نشان داد که توانمندسازی ساختاری، بهویژه در ابعاد دسترسی به منابع، اطلاعات، فرصتها و حمایت سازمانی، تأثیر مثبت و معناداری بر تقویت فرهنگ سازمانی کارآفرینانه در مراکز بهداشتی دارد. ایجاد زیرساختهای حمایتی و فراهمسازی فرصتهای رشد و ارتقای مهارتهای کارکنان میتواند انگیزه، خلاقیت و نوآوری آنان را افزایش دهد. شفافسازی فرایندهای تصمیمگیری و طراحی نظامهای پاداش مبتنی بر نوآوری، مشارکت و مسئولیتپذیری کارکنان را ارتقا میدهد. علاوه بر این، تسهیل جریان آزاد اطلاعات و دانش، حمایت از ایدههای نوآورانه و توسعه مهارتهای خلاقانه، زمینهساز ایجاد یک فرهنگ کارآفرینانهی پایدار و بهبود عملکرد کلی سازمان است و ظرفیتهای سازمانی را تقویت میکند.
حجت رحمانی، پیام بهادری، حسین درگاهی، محمد عرب، نسرین ابوالحسن بیگی گله زن، محسن مردعلی،
دوره 19، شماره 6 - ( 12-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: پدیدهی تعارض منافع در نظام سلامت ایران بر روی ارایه خدمات و مراقبت تشخیصی درمانی کارامد و اثربخش به بیماران تأثیر منفی دارد. علیرغم تلاشهای انجام شده در نظام سلامت کشور، این پدیده در حال حاضر نیز از طریق عوامل مختلف از جمله ناکارآمدی ساختار مالی، نبود شفافیت و فقدان نظام اطلاعات سلامت یکپارچه در ایران مشاهده میشود.
روش بررسی: پژوهش حاضر از نوع مرورحیطهای است که با هدف شناسایی و تعیین راهبردهای مدیریت تعارض منافع در نظام سلامت ایران در مقایسه با کشورهای منتخب و انتخاب راهبردهای مناسب در سال ۱۴۰۴-۱۴۰۳ انجام شد. کلیه مقالات و منابع مرتبط از سال ۲۰۰۷ تا ۲۰۲۴ با رعایت معیارهای ورود و خروج و با انتخاب کلیدواژههای فارسی و انگلیسی از پایگاههای دادهای ملی و بینالمللی استخراج گردید. پس از انجام مراحل غربالگری با استفاد از فلوچارت Prisma، تعداد ۲۳ مطالعه به زبان انگلیسی و فارسی از طریق پایگاههای دادهای ملی و بینالمللی انتخاب و تحلیل شد.
یافتهها: یافتههای بهدست آمده از میان تعداد ۱۷ مطالعه بینالمللی که بیشترین آن مربوط به کشور آمریکا بود و همچنین تعداد ۶ مقاله داخلی نشان داد که راهبرهای عمده در مدیریت تعارض سلامت ایران شامل مشارکتپذیری، شفافیت، نظارت قانونی، اصلاح فرایندها، بازطراحی ساختارها و سازماندهی مجدد، بازتعریف نحوهی مشارکت بخش دولتی با بخش خصوصی است. اگرچه استفاده از کارزارهای جمعی، تعریف کدهای اخلاقی و استانداردسازی نیز بهموفقیت اجرای این راهبردها کمک میکند. همچنین بیشترین عامل تعارض منافع در نظام سلامت بهصورت فردی است تا سازمانی که نیاز به تنظیمگری، بهرهبرداری از اهرمهای قانونگذاری و شفافسازی روابط مالی در نظام سلامت دارد.
نتیجهگیری: شناسایی دقیق مصادیق بالقوهی تعارض منافع بین کارگزاران نظام سلامت با اجرای سازوکارهای شفافسازی اطلاعات و استفاده از روشها و ابزارهای نوین، چالشهای موجود در تدوین و اجرای راهبردهای مدیریت تعارض در نظام سلامت ایران را کاهش میدهد. اگرچه بهرهبرداری از تجارب و الگوبرداری از کشورهای موفق نیز در این خصوص راهگشا خواهد بود. اجرای توصیهها ممکن است در جامعه ایران با چالشهایی از قبیل مقاومت بعضی گروههای حرفهای، کمبود منابع مالی و فنی و پیچیدگی و شرایط خاص نظام سلامت مواجه شود. بنابراین اجرای مرحله به مرحله و گام بهگام توصیههای سیاستی را در زمینه مدیریت تعارض منافع در نظام سلامت باید مدنظر قرار داد.