45 نتیجه برای مدل
رضا صفدری، لیلا شاهمرادی، مرجان دانشور، المیرا پورترکان، مرسا غلامزاده،
دوره 12، شماره 1 - ( 2-1397 )
چکیده
زمینه و هدف: سرطان اپیتلیال تخمدان یکی از کشنده ترین انواع سرطانهای زنان می باشد. لذا هدف این مطالعه بررسی و استخراج فاکتورهای موثر در پیش بینی و تشخیص این نوع از سرطان در قالب مدل درخت تصمیم به منظور تسهیل تشخیص در حوزه ی سرطان تخمدان است.
روش بررسی: پژوهش حاضر از نوع مطالعه ی توصیفی توسعه ای است. ابزار اصلی پژوهش، چک لیستی براساس اطلاعات پرونده ها، منابع معتبر علمی، مرور مطالعات منتشر شده و نظر خبرگان بود. به منظور تعیین روایی محتوایی چک لیست از روش CVR استفاده شد. سپس، چک لیست با معیار لیکرت سه گزینه ای برای نظر سنجی در اختیار خبرگان این رشته قرار گرفت. در نهایت به منظور طراحی درخت تصمیم، پس از تجزیه و تحلیل نتایج به دست آمده از نظرسنجی خبرگان، مدل نهایی براساس این نتایج توسعه یافت.
یافته ها: عناصر داده ای درخت تصمیم براساس نظرسنجی متخصصان، گایدلاین ها و دستورالعملهای تشخیص و غربال گری مرتبط با سرطان تخمدان به دست آمد. گره های برگ در درخت مذکور شامل انواع تومورمارکرها، پیگیری، اقدامات درمانی و ارجاعات می باشند. صحت درخت تصمیم توسط خبرگان تایید شد. ROMA(CA125+HE4) ،CA19-9 و CEA مهمترین تومور مارکرهایی است که براساس مدل تصمیم به دست آمد.
نتیجه گیری: مدلهای تصمیم بالینی می توانند با ایجاد یکپارچگی در اطلاعات بیمار، به ارایه پیشنهادهای تشخیصی و درمانی خاص بپردازند. مدل طراحی شده در این پژوهش می تواند با تسهیل تصمیم گیری، تشخیص بیماری سرطان اپیتلیال تخمدان را به طور قابل ملاحظه ای بهبود بخشد.
عاطفه السادات حقیقت حسینی، حسین بوبرشاد، فاطمه ثقفی، ایمان نوروزی،
دوره 12، شماره 2 - ( 4-1397 )
چکیده
زمینه و هدف: فناوریهای نوظهور در شبکههای اجتماعی سلامت افزایش دانش و رضایت کاربران را دربردارد. هدف این تحقیق ارایه مدل معماری برای شبکه اجتماعی سلامت در بیمارستان شریعتی تهران است.
روش بررسی: ابتدا ابعاد چارچوب معماری مورد نیاز برای شبکه اجتماعی سلامت شامل 6 بعد ورودی، خروجی، اهداف، دیدگاهها، انتزاع و چرخهی حیات سیستم از مقالات استخراج شد و با این ابعاد چارچوب زکمن بیشترین امتیاز را کسب کرد. در ادامه با پرسشنامهی محقق ساخته مبتنی بر مدلهای معماری و اجماع خبرگان با آزمون تی عناصر مدل تایید شدند و ریسک آنها مبتنی بر مصاحبه با خبرگان شناسایی شد.
یافتهها: چارچوب زکمن بر اساس ابعاد 6 گانهی خاص شبکههای اجتماعی سلامت، میزان اهمیت و وزن ابعاد، اهمیت هر بعد از منظر نتایج مطالعات تطبیقی موجود در سایر کشورها بررسی شد و با به کارگیری فرمول راجر با بالاترین امتیاز بهعنوان چارچوب مبنا برای طراحی مدل معماری بومی شناسایی شد.
نتیجهگیری: در این تحقیق مدل معماری شبکه اجتماعی سلامت در کشور مشتمل بر 6 بعد و 72 عنصر ارایه شد اما با توجه به شرایط کشور 65 عنصر تایید شدند. ریسکهای استخراج شده به تفکیک هر لایه معرفی گردید. این ریسکها، الزامات پیادهسازی آن لایه محسوب شده و میتواند در کاهش شکست شبکه اجتماعی و موفقیت و پایداری آن موثر باشد.
سید جواد قاضی میرسعید، نادیا معتمدی، متین شاهیوند،
دوره 12، شماره 4 - ( 8-1397 )
چکیده
زمینه و هدف: کتابخانهها برای ارایه خدمات به کاربران به راهکارهایی همانند بازاریابی نیازمندند. هدف از این مطالعه مقایسهی بازاریابی در کتابخانههای دانشگاه علوم پزشکی تهران و شهید بهشتی بر اساس مدل بازاریابی هفت عنصر آمیخته (The7p Marketing Mix) میباشد.
روش بررسی: این مطالعه از نوع مقطعی-مقایسهای با رویکرد کاربردی است. جامعه ی پژوهش 77 کتابدار شاغل در 20 کتابخانه دانشکدهای در دانشگاههای علوم پزشکی تهران و شهید بهشتی میباشد. نمونه گیری به صورت سرشماری انجام شد. ابزار گردآوری دادهها پرسشنامه ی محققساخته بود که به روش مصاحبه تکمیل گردید. تجزیه و تحلیل دادهها با نسخه 20 نرمافزار SPSS و آزمونهای آماری کای دو، تی مستقل و من ویتنی انجام شد.
یافتهها: تفاوت معنیداری به لحاظ جنسیت، سابقه کار و مدرک تحصیلی بین کتابداران دانشگاههای مورد بررسی وجود نداشت. میانگین نمره برای مؤلفههای افراد، شواهد فیزیکی، تبلیغ و ترویج و فرایند در کتابخانههای دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی بالاتر از علوم پزشکی تهران بود. تنها مؤلفهی قیمت(ارزشی که در قبال ارایه کالا و خدمات از کاربران دریافت میشود) در کتابخانههای علوم پزشکی تهران به طور معنیداری از علوم پزشکی شهید بهشتی بالاتر بود. در مؤلفه ی محصول(خدمات امانت و مرجع، منابع دیداری شنیداری، پایگاههای اطلاعاتی و..) و مکان(ساختمان یا وب سایت کتابخانه و رابط جستجوی کاربر) تفاوت معنیداری میان کتابخانههای مورد مطالعه ی دو دانشگاه مشاهده نشد(P>0.05).
نتیجه گیری: در مجموع، نمره های بازاریابی خدماتی در کتابخانههای دانشگاه علوم پزشکی تهران نسبت به شهید بهشتی پایینتر بود. با این وجود، کتابخانه های دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی نیز باید بازاریابی را به ویژه در مؤلفه محصول مورد ملاحظه قرار دهد.
آزیتا یزدانی، علی اصغر صفایی، رضا صفدری، مریم زحمت کشان،
دوره 13، شماره 3 - ( 6-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: سرطان پستان شایعترین سرطان و اصلیترین علت مرگ ناشی از سرطان در زنان سراسر جهان بهشمار میرود. تکنولوژیهایی مثل داده کاوی، به متخصصان این حوزه، امکان بهبود تصمیمگیری را در زمینهی تشخیص زودهنگام فراهم آوردهاند. هدف از این پژوهش توسعهی مدل تشخیص خودکار سرطان پستان با بهکارگیری روشهای داده کاوی و انتخاب مدل بومی ویژه بیماران استان فارس با بالاترین دقت تشخیص میباشد.
روش بررسی: در این مطالعه، تعداد 654 پرونده در دسترس از بیماران کلینیک تخصصی سرطان پستان مطهری شیراز بهعنوان نمونه مورد استفاده قرار گرفت که بعد از عملیات پیش پردازش این تعداد به 621 پرونده کاهش یافت. برای هر کدام از نمونهها دارای 22 ویژگی در پرونده پزشکی ثبت شده بود که در نهایت 10 ویژگی تاثیرگذار در ساخت مدل استفاده شد. از سه روش درخت تصمیم، بیز ساده و شبکه عصبی مصنوعی بهمنظور تشخیص ابتلا به سرطان پستان و روش 10-fold cross-validation برای ساخت و ارزیابی مدل بر روی مجموعه دادهی جمعآوری شده بهره گرفته شد.
یافتهها: نتایج بهدست آمده از سه تکنیک ذکر شده نشان داد که هر سه مدل، نتایج امیدبخشی در تشخیص این سرطان دارند. در نهایت، شبکه عصبی مصنوعی، بالاترین دقت 94/49%(حساسیت 96/19%، ویژگی 86/36%)، در تشخیص ابتلا به سرطان پستان به خود اختصاص داد.
نتیجه گیری: بر طبق نتایج حاصل از درخت تصمیم ایجاد شده، ریسک فاکتورهایی چون سن، وزن، سن شروع قاعدگی، یائسگی، مدت زمان مصرف OCP و سن اولین بارداری از جمله عوامل موثر در ابتلای زنان به سرطان پستان در استان فارس شناخته شدند.
مریم گودرزی، سید سروش قاضی نوری، رضا رادفر، عباس کبریایی زاده،
دوره 13، شماره 5 - ( 10-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: با توجه به گسترش تنوع داروهای بیولوژیک در دنیا و نقش قابل توجه این داروها بر کیفیت زندگی بیماران و هم چنین ریسک بالای تولید این داروها، شرکتهای زیست دارویی نیاز به تجدیدنظر در مدل کسب و کار خود دارند. هدف از این مطالعه بررسی ابعاد و اجزای مدل کسب و کار در این شرکتها بوده است.
روش بررسی: این پژوهش از نوع مروری جامع بوده و براساس مطالعات موجود با جستجو در پایگاه های داده ای معتبر مانند Irandoc ،SID ،ScienceDirect ،Google Scholar ،PubMed در بازه زمانی سالهای ۲۰۰۰ تا ۲۰۱۹ انجام شده است. جستجوها براساس کلیدواژه هایی مانند«اجزای مدل کسب و کار» و «اجزای مدل کسب و کار در شرکتهای زیست دارویی» صورت گرفتند. در جستجوی اولیه ۸۲۰ مقاله بهدست آمد. پس از غربالگری، ۲۳ مقاله برای مطالعه نهایی انتخاب شدند.
یافته ها: ابعاد کلی مدل کسب و کار در شرکتهای زیست دارویی مانند دیگر شرکتها بوده اما اجزای مدل کسب و کار این نوع شرکتها براساس عملکرد آنها متفاوت بوده و مهم ترین اجزا شامل ارزش پیشنهادی، منابع کلیدی، شرکای کلیدی، جریان درآمدی و ساختار هزینه بوده است.
نتیجه گیری: اجزای مدل کسب و کار معرفی شده در این پژوهش، میتواند براساس ابعاد مدل کسب و کار و ویژگیهای خاص هر شرکت زیست دارویی تطبیق یابد.
رئوف نوپور، محمد شیرخدا، شراره رستم نیاکان کلهری،
دوره 14، شماره 2 - ( 3-1399 )
چکیده
زمینه و هدف:سرطان کولورکتال از شایعترین سرطانهای دستگاه گوارش در انسان و مهمترین عامل مرگ و میر در جهان محسوب میشود. استفاده از برنامه ی غربالگری مناسب بر اساس میزان خطر ابتلا به سرطان کولورکتال در افراد، میتواند در پیشگیری از این بیماری مناسب باشد. بنابراین، هدف این پژوهش طراحی مدلی برای غربالگری سرطان کولورکتال بر اساس ریسک فاکتورها بود تا بتوان از یک سو میزان بقای این بیماری را در سطح جامعه افزایش داد و از سوی دیگر میزان مرگ و میر کاهش یابد.
روش بررسی: ابتدا با مرور مقالات و بررسی اطلاعات موجود در پرونده بیماران، ۳۸ ریسک فاکتور کشف شدند، برای تعیین مهمترین ریسک فاکتورها از بعد بالینی، ازcontent validity ratio (CVR) و از نظر آماری و با توجه به مجموعه داده گردآوری شده از روشهای آماری ضریب همبستگی اسپیرمن و تحلیل رگرسیون لجیستیک استفاده گردید. سپس از چهار الگوریتم تولید قوانین J-۴۸، J-RIP، PART و REP-Tree برای دادهکاوی استفاده شد و مناسبترین مدل بر اساس مقایسه میزان عملکرد الگوریتمها بهدست آمد.
یافتهها: پس از مقایسه عملکرد الگوریتمها، الگوریتم دادهکاوی J-۴۸ با میزان F-Measure ۰/۸۸۹، عملکرد بالاتری نسبت به سایر الگوریتمها داشته است.
نتیجهگیری: نتایج حاصل از ارزیابی عملکرد الگوریتم دادهکاوی J-۴۸ نشان داد که این الگوریتم میتواند به عنوان مناسبترین مدل تعیین خطر ابتلا به سرطان کولورکتال در نظر گرفته شود.
زهرا محمدزاده، حمیدرضا سعیدنیا، علی قربی،
دوره 14، شماره 3 - ( 5-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: وبسایتهای بیمارستانی، سیستمی مناسب برای تبادل اطلاعات و ایجاد ارتباط بین بیمار، بیمارستان و کادر درمانی محسوب میشود. هدف این پژوهش، شناسایی و دسته بندی خدمات مبتنی بر وب مطلوب در وبسایت بیمارستانهای ایران بر اساس مدل سنجش رضایت مشتری کانو بود.
روش بررسی: پژوهش از نظر هدف، کاربردی و روش آن، پیمایشی است. جامعهی آماری این پژوهش شامل کاربران وبسایت بیمارستانی است که ۱۲۰ نفر از بین آنها بهصورت تصادفی انتخاب شد. ابزار گردآوری دادهها، پرسشنامهای بر اساس مدل کانو بوده است. روایی پرسشنامه از دید استادان علم اطلاعات و فناوری اطلاعات سلامت، تأیید گردید. برای تحلیل دادهها از جدول ارزیابی مدل کانو، نرم افزار اکسل، آمار توصیفی و برای تعیین پایایی از آزمون آلفای کرونباخ(۰/۸۲=a) استفاده شد.
یافتهها: ابتدا با استفاده از مرور متون و بررسی وبسایتهای برتر به شناسایی و دستهبندی خدمات مبتنی بر وبِ مطلوب در وبسایت بیمارستانها پرداخته شد. سپس تعداد ۶۷ خدمت شناسایی شده، در معیار اجباری(۲۹ خدمت)، معیار تک بعدی(۱۵ خدمت)، معیار جذاب(۱۴ خدمت) و معیار بیتفاوت(۹ خدمت) دسته بندی شد. بیشترین خدمات شامل خدمات اجباری، جذاب، تک بعدی و بیتفاوت در مؤلفههای محتوایی بودند.
نتیجهگیری: بیشتر خدمات شناساییشده در این پژوهش در وبسایت بیمارستانهای مطرح جهان قرار داشتند که انتظار میرود طراحان و متخصصان حوزهی فناوری اطلاعات سلامت و مدیران بیمارستانها در ایران در طراحی سایت بیمارستان از آن استفاده کنند. هر چند در بعضی موارد نظرات متخصصان و طراحان سایت نظراتی کاربردی بود، اما به دلیل ناآشنایی کاربران از موضوعات تخصصی طراحی وبسایت مورد توجه تعداد معدودی از کاربران قرار گرفت.
مهدی شهرکی، سیمین قادری،
دوره 14، شماره 4 - ( 7-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: پزشکان بهعنوان منابع و سرمایههای انسانی یکی از اجزای اصلی ارایه خدمات سلامت هستند. عدم تعادل عرضه و تقاضای آنها بهطور مستقیم بر وضعیت سلامت و اقتصاد جامعه تأثیرگذار است؛ بنابراین هدف این مطالعه، برآورد و پیشبینی عرضه و تقاضای پزشکان شاغل در دانشگاههای علوم پزشکی ایران است.
روش بررسی: مطالعه ی توصیفی-تحلیلی و کاربردی حاضر در سطح ملی برای ایران و در سالهای ۹۶-۱۳۷۰ انجام شد. جامعه آماری، پزشکان شاغل در دانشگاههای علوم پزشکی ایران بود. برای برآورد و پیشبینی عرضه پزشک از روش آریما و برای تقاضای پزشک از روش اقتصادسنجی تصحیح خطای برداری استفاده شد. دادهها از نوع سری زمانی سالانه بودند که از سالنامههای آماری مرکز آمار ایران و پایگاه دادهای بانک جهانی استخراج شدند. برای تخمین مدلها از نرمافزار Eviews ۱۰ استفاده شد.
یافتهها: نتایج نشان داد که تقاضای پزشک در ایران متأثر از تولید ناخالص داخلی، ساختار سنی و تعداد تختهای بیمارستانی است و با توجه به نتایج پیشبینی عرضه و تقاضای پزشک در سالهای ۱۴۱۰-۱۳۹۷ با کمبود پزشک مواجه خواهیم بود.
نتیجهگیری: در سالهای آینده، ایران با کمبود پزشک روبرو خواهد شد. لذا پیشنهاد میشود که سیاستهای ترکیبی جهت افزایش ظرفیت پذیرش پزشک در دانشگاههای پزشکی و افزایش مشوقهای قوی برای حفظ پزشکان و جلوگیری از مهاجرت آنها اتخاذ شود.
حمزه امین طهماسبی، مائده قاسمی،
دوره 14، شماره 4 - ( 7-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: با توجه به افزایش روزافزون هزینهها، رقابت و پیشرفت تکنولوژی، چالشهای سازمانهای سلامت در ارائهی خدمات به مشتریان افزایش یافته است. رویکرد ناب یک سیستم مدیریتی با روشهایی است که بهکارگیری آنها میتواند موجب افزایش بهرهوری، رضایت بیماران، کیفیت ارایه خدمات و کاهش اتلاف و هزینهها شود. این پژوهش، با هدف شناسایی و سطحبندی معیارهای یک بیمارستان ناب انجام شده است.
روش بررسی: در این پژوهش، با مرور بر ادبیات موضوع، ۲۲ معیار برای یک سازمان ناب استخراج و از لحاظ مفهومی با بیمارستان و حوزهی سلامت تطبیق داده شد. سپس معیارهای تعیینشده با استفاده از نظرات خبرگان و طیف لیکرت، مورد سنجش قرار گرفت. روابط میان معیارها با مدلسازی ساختاری تفسیری فازی مشخص شد. سپس رتبه و سطوح این معیارها تعیین و در نهایت با استفاده از تحلیل میکمک، عوامل مهمتر برای یک بیمارستان ناب مشخص گردید.
یافتهها: با استفاده از تحلیل میکمک معیارهای «مشخص کردن جریان فرایندها و بهبود مستمر جهت یافتن مشکلات» و «استفاده از کنترلهای بصری جهت درک بهتر شرایط و یافتن مشکلات» به عنوان مهمترین معیارها برای بیمارستان ناب برگزیده شدند.
نتیجهگیری: برای افزایش رضایت مشتریان، کاهش هزینهها و ارتقای کیفیت ارایه خدمات، پیشنهاد میشود که بیمارستانها، اجرای تکنیکهای ناب را در دستور کار خود قرار دهند. جهت اجرای ناب میباید با استفاده از نتایجی که از تحلیل میکمک به دست آمد، به دو عامل «مشخص کردن جریان فرایندها و بهبود مستمر جهت یافتن مشکلات» و «استفاده از کنترلهای بصری برای درک بهتر شرایط و یافتن مشکلات» توجه بیشتری نمود.
کبری ناخدا، محمدعلی حسینی، کامران محمدخانی، نادر قلی قورچیان،
دوره 14، شماره 4 - ( 7-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: رضایت دانشجوی خارجی به عنوان عنصر حیاتی در دانشگاههای بین المللی و یکی از روشهای ارتقا در رتبهبندی جهانی، و به عنوان یک فاکتور رقابتی به شمار میآید؛ از این رو پژوهش حاضر با هدف ارایه مدلی برای ارتقای رضایتمندی دانشجویان خارجی علوم پزشکی در شهر تهران انجام پذیرفت.
روش بررسی: روش پژوهش، آمیخته(کمی-کیفی) از نوع اکتشافی-تأییدی است. جامعه آماری شامل خبرگان، مدیران بخش بین الملل و دانشجوی خارجی به تعداد(۱۳۵۲ نفر) در سه دانشگاه علوم پزشکی تهران، شهید بهشتی و ایران است. روش نمونهگیری در بخش کیفی، هدفمند و حجم نمونه تعداد ۲۱ نفر از استادان می باشند. در بخش کمی از روش خوشه ای چند مرحله ای تعداد ۴۵۰ نفر از دانشجویان خارجی انتخاب شدند. ابزار پژوهش در بخش کیفی مصاحبه نیمه ساختار یافته و در بخش کمی پرسش نامه ی محقق ساخته است که روایی صوری و محتوایی با استفاده از نظرات متخصصان مورد تأیید و پایایی آن با روش آلفای کرونباخ ۰/۹۲ به دست آمد.
یافته ها: بر اساس نتایج پژوهش، بیشترین عامل تاثیرگذار در مدل رضایتمندی دانشجویان خارجی شامل خدمات مجازی(۰/۸۴)، وفاداری(۰/۸۱)، میزان شهرت و رتبه دانشگاه(۰/۷۸)، فرایند پذیرش و جذب(۰/۷۵)، خدمات پژوهشی(۰/۷۲)، خدمات کارکنان و مدیریت(۰/۷۱)، خدمات بین المللی(۰/۷۰)، خدمات آموزشی(۰/۶۸)، خدمات سلامت(۰/۶۷)، خدمات رفاهی(۰/۶۵)، تسهیلات امور مالی(۰/۶۴)، زیرساخت دانشگاه(۰/۶۳) و خدمات فرهنگی(۰/۶۱) است.
نتیجه گیری: دانشگاه ها برای جذب منابع مالی، رقابت بینالمللی، بهبود رتبه منطقه ای و جهانی باید برای ارتقای سطح رضایتمندی دانشجویان خارجی اولویت های مدل رضایتمندی ارایه شده را در نظر گرفته و برای آن برنامه ریزی داشته باشند.
سمیه دهقانی سانیج، اسماعیل مصطفوی، حمیدرضا ضرغامی، حجت اله سلیمانی،
دوره 14، شماره 5 - ( 10-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: رشته مهندسی پزشکی پرچمدار رویکرد بینرشتهای در کشور است، که به دلیل توجه به اقتصاد دانشبنیان، در مسیر شکوفایی و هموارکردن پیشرفت و توسعه گام برمیدارد. هدف از این پژوهش، بررسی و سنجش تعاملات دانشگاه، صنعت و دولت کشور ایران در مقالات علمی حوزهی مهندسی پزشکی با استفاده از مدل مارپیچ سهگانه میباشد.
روش بررسی: این پژوهش کاربردی و با رویکرد کمّی بوده و از تکنیک علمسنجی استفاده میکند. وضعیت پویایی تعاملات ارکان اصلی نوآوری ایران در حوزهی مهندسی پزشکی در پایگاه استنادی علوم در بازهی زمانی ۲۰۱۹-۲۰۱۰ با استفاده از نرمافزارهای th.exe و th۴.exe محاسبه و میزان رسانش عدم قطعیت در ابعاد دوگانه و بعد ملی تعیین شده است.
یافتهها: رتبهبندی شاخص T بهترتیب به دانشگاه-دولت(۲۳/۳۸ میلیبیت)، دانشگاه-صنعت(۸/۴۷ میلیبیت) و صنعت-دولت(۱/۱۳ میلیبیت) تعلق گرفت و در نهایت، تعامل ملی(۱۲/۴۸- میلیبیت) بهدست آمد. تعامل بین دانشگاه-صنعت روندی افزایشی داشت و قویترین تعامل دوگانه متعلق به دانشگاه-دولت بود. تعامل ملی، در طول ده سال اخیر، همواره دارای مقدار منفی بوده که نشاندهندهی وجود پویایی در تعاملات در بعد ملی است.
نتیجهگیری: هرچند تعامل دوگانهی دانشگاه-صنعت در سالهای اخیر، روندی افزایشی داشته؛ اما تعامل ملی ارکان در بلندمدت، با روندی کاهشی مواجه بوده که بر این اساس، برخی سیاستهای علم و فناوری و راهبردهای پژوهشی و صنعتی برای ارتقای شبکه نوآوری دانشگاه-صنعت-دولت در حوزهی مهندسی پزشکی در ایران بهعنوان یک ضرورت پیشنهاد شده است.
نیلوفر محمدزاده، زیبا مسیبی، حمید بیگی، محمد شجاعی نیا،
دوره 14، شماره 6 - ( 11-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: سپسیس، مهمترین بیماری ۲۸ روز اول زندگی و از دلایل اصلی مرگومیر نوزادان در بخش مراقبتهای ویژه میباشد. سپسیس نوزادی میتواند از علایم بالینی عفونتهای بیمارستانی باشد. ازاینرو هدف از این پژوهش، ایجاد و ارزیابی مدل پیشبینی سپسیس بیمارستانی و ارایه نتایج آن به ارایهدهندگان خدمات مراقبت سلامت است.
روش بررسی: در این مطالعهی توصیفی کاربردی، جامعهی پژوهش شامل نوزادان بستری در بخش مراقبتهای ویژه بیمارستان ولیعصر(عج) تهران و نمونه پژوهش، دادههای ثبت شدهی ۴۱۹۶ نوزاد بستری شده در این بخش از سال ۹۵ تا شهریورماه ۹۹ میباشد. ویژگیهای اولیه جهت ایجاد مدل پیشبینی بیماری سپسیس با بررسی منابع اطلاعاتی مرتبط و مطابق با نظر استادان و مسئولان مرکز تحقیقات مادر و جنین بیمارستان ولیعصر تهیه گردید و روایی آن توسط ۵ نفر از استادان فوقتخصص نوزادان این بیمارستان تایید شد. در این پژوهش از الگوریتمهای یادگیری ماشین جهت ایجاد مدل پیشبینی سپسیس استفاده شده است.
یافتهها: برای ارزیابی مدلهای ایجاد شده، از پارامترهای Accuracy و AUROC (سطح زیرمنحنیROC) استفاده شد. بیشترین مقدار Accuracy و AUROC بهترتیب مربوط به الگوریتمهای Adaptive Boosting و جنگل تصادفی میباشد.
نتیجهگیری: منحنیهای یادگیری نشان میدهد که با استفاده از نمونههای آموزشی مختلف و انتخاب پیچیدهتر ویژگیهای ترکیبی، عملکرد مدلها بهبود مییابد. تحقیقات بیشتر برای ارزیابی اثربخشی بالینی مدلهای یادگیری ماشین در یک کارآزمایی ضروری است.
رضا دهقان، حمیده رشادت جو، کامبیز طالبی، حسین درگاهی،
دوره 14، شماره 6 - ( 11-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: گردشگری سلامت یکی از اشکال مهم گردشگری در ایران است. ایران دارای نقاط قوت بسیاری در زمینهی گردشگری سلامت است. همچنین چالشهایی مانند ناهماهنگی نظام ارتباطات و اطلاعات در زمینهی گردشگری سلامت و شیوع بیماری کرونا مطرح است. ازآنجاکه حجم ناشناختهها در مورد کووید ۱۹ قابلتوجه است، نیاز به تعیین استراتژیهای موثر برای کنترل پیامدها و کاهش اثرات اقتصادی و اجتماعی این ویروس در همه صنایع بهخصوص صنعت گردشگری سلامت محسوس بود.
روش بررسی: در این مطالعهی مرور نظاممند، ۵۰۰ مقالهی منتشر شده در سالهای ۲۰۱۸ تا ۲۰۲۰ بررسی گردید. در قسمت مصاحبههای جمعی نیز از دیدگاههای متخصصان صنعت گردشگری سلامت که در فرایند برگزاری ۸ رویداد علمی در ایران، ترکیه و عمان حضور داشتند و از مدل Strengths, Weaknesses, Opportunities and Challenges)SWOC Analysis)(قوتها، ضعفها، فرصتها و چالشها) و نرمافزار MAXQDA استفاده شد.
یافتهها: نتایج نشان داد که استراتژی منتخب شامل دو استراتژی تدافعی و رقابتی بود. این تحقیق بیانگر این است که نقاط قوت صنعت گردشگری سلامت بر نقاط ضعف غلبه دارد و فرصتهای توسعه بیش از چالشهای موجود است. همچنین استراتژی حفظ و نگهداری بهترین راهبرد حمایت از گردشگری سلامت در شرایط موجود در ایران است.
نتیجهگیری: باید طراحی و تدوین سند جامع دیپلماسی گردشگری سلامت ایران، تدوین برنامه راهبردی توسعهی گردشگری سلامت، ایجاد سازمان مستقل گردشگری سلامت ایران، توسعهی سلامت الکترونیک در حوزهی گردشگری، طراحی نظام بیمه گردشگری سلامت و ... با هدف رسوخ در بازارهای فعلی و ایجاد بازارهای جدید خارجی در اولویت کاری سیاستگذاران صنعت گردشگری سلامت ایران قرار گیرد.
نیلوفر محمد زاده، سید هادی سجادی، سید حسن سجادی،
دوره 15، شماره 1 - ( 1-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: شبکههای اجتماعی که دادههای سلامت را در اختیار کاربران قرار میدهد، نه تنها منجر به آموزش آنها میشود بلکه باعث میشود تا در فرایند تصمیمگیری دربارهی سلامت خود نقش فعال داشته باشند. شبکههای اجتماعی حوزه سلامت علاوه بر ابزاری مناسب برای ارتباط بهتر بیمار با ارایهدهندگان خدمات بهداشتی درمانی، میتواند نقش موثری در ارتباط بیماران مشابه با یکدیگر برای دریافت حمایت های اجتماعی داشته باشد. شبکههای اجتماعی یکی از بزرگترین آثار وب ۲ میباشد که ارتباط میان افراد را تسهیل میکند.گسترش شبکههای اجتماعی استفاده از آنها در حوزهی سلامت همچنان در سطوح اولیه خود قرار دارد. برای پیادهسازی یک سیستم اطلاعاتی ابتدا نیاز است تا شناخت، طراحی و مدلسازی فرآیندهای مربوط به آن انجام پذیرد. هدف اصلی این مطالعه ارایه مستندات فنی برای توسعهی شبکههای اجتماعی در حوزهی سلامت بهمنظور تسهیل توسعههای آتی میباشد.
روش بررسی: پژوهش حاضر از نوع کاربردی بوده و به دلیل مرور متون، از نوع توصیفی و همچنین به علت وجود ابعاد فناورانه در مدلسازی بهکار برده شده از نوع توسعهای است. در مطالعهی حاضر ابتدا ویژگیهای استخراج شده پس از ارزیابی توسط متخصصان تایید شدند. سپس باتوجه به ویژگیهای مذکور، مدلسازی شبکه در سه سطح داده ای، کارکردی و فرایندی انجام شد. بر اساس مدلسازیهای انجام شده، یک پروتوتایپ طراحی شد و مورد ارزیابی قرارگرفت.
یافتهها: در این پژوهش مستندات فنی برای توسعهی شبکههای اجتماعی در حوزه سلامت در ۳ محور مدلسازی دادهای، مدل سازی کارکردی و مدل سازی فرایندی تهیه شد. در ارزیابی کاربردپذیری مبتنی بر اصول دهگانهی Nielsen، پروتوتایپ ایجاد شده بر مبنای مدلسازیها ارزیابی گردید. در نهایت تعداد مشکلات در هرکدام از موارد مدل Nielsen مشخص شد. مورد«وضوح وضعیت سیستم» با ۳۱/۲۶ و «سازگاری و استانداردها» با ۲۷/۵ بهترتیب با بیشترین و کمترین مشکل همراه بودند.
نتیجهگیری: نیاز روزافزون و گسترش استفاده از شبکههای اجتماعی، بستر مناسبی را برای استفاده از این ابزار در حوزهی سلامت و بهرهبرداری از مزایای آن ایجاد کرده است. مطالعهی حاضر با تمرکز بر ارایه مستندات فنی برای توسعهی شبکههای اجتماعی سلامت و برای تسهیل توسعه شبکههای اجتماعی در حوزهی سلامت انجام شده است.
محمدرضا مهرگان، شاهرخ یوسف زاده، علیرضا حاتم سیاهکل محله،
دوره 15، شماره 2 - ( 3-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: هدف کلی بخش درمان تدوین و مدیریت یک زنجیره تامین کارا و اثربخش میباشد. بیثباتی ذاتی و غیرقابل پیشبینی بودن نیازها در حوزهی درمان، مستلزم زنجیرهی تامین انعطافپذیر است. چابکی نشاندهندهی پاسخگویی بیمارستان در هنگام مواجهه با تغییرات محیطی است و بیمارستانهای چابک توانایی ارایه خدمات مناسب به بیماران را دارند. چابکی مدیریت زنجیرهی تأمین بیمارستانی نیازمند یافتن ابعاد اصلی و تأثیرگذار در این رابطه و برقراری ارتباط بین آنها و تحلیل این ابعاد نسبت به هم میباشد. هدف از اجرای این پژوهش مدلسازی تفسیری-ساختاری و تحلیل ابعاد مدیریت زنجیرهی تامین چابک بیمارستانی میباشد.
روش بررسی: طرح پژوهش از نوع آمیخته توصیفی-پیمایشی با رویکرد اکتشافی نسبت به آینده است. جامعه آماری این پژوهش، پزشکان، پرستاران و کارکنان شاغل در دانشگاه علوم پزشکی گیلان تشکیل هستند. برای تعیین ابعاد چابکی از تکنیک دلفی و برای تحلیل و مدلسازی از رویکرد مدلسازی تفسیری-ساختاری استفاده گردید.
یافتهها: مدل نهایی مدیریت زنجیرهی تامین چابک بیمارستانی با ۱۶ بُعد، دارای ۸ سطح بود که در بالاترین سطح کاهش هزینه و در پایینترین سطح تعهد رهبری سازمان قرار گرفت. نتایج تحقیق بیانگر این است که تعهد رهبری زیربنای چابکی زنجیرهی تامین در بیمارستان میباشد. متغیر مدیریت دانش، دارای تاثیرگذاری و تاثیرپذیری پایین بوده و بهعنوان متغیر اهرمی ثانویه شناخته شد. نتایج بیانگر این است ﻛﻪ ﺑﻴﺸﺘﺮ ابعاد و عوامل اصلی مدیریت زنجیرهی تامین چابک ارﺗﺒﺎﻃﺎت پیچیده و متقابل دارند و این اهمیت توجه به ابعاد چابکی در بیمارستان را نشان میدهد.
نتیجهگیری: تحلیل و تفسیر کارکردی از لحاظ تأثیرگذاری و تأثیرپذیری ابعاد چابکی در محیط بیمارستانی نشان داد که ابعاد برنامهریزی استراتژیک، توسعه منابع انسانی و آموزش مهارتهای کارکنان، مدیریت منابع انسانی و رضایت کارکنان، مدیریت فرایندها، ادغام فرایندها و تحول سازمانی، انعطاف پذیری، توسعه ارتباطات سازمانی و یکپارچکی مدیریت اطلاعات، مدیریت کیفیت خدمات و بهبود مستمر، پذیرش تکنولوژی نوین و ارایه ایدههای جدید، سرعت در ارایه خدمات، رضایت و درک بیمار، پایش، پاسخگویی تقاضا و حساسیت بازار، در ناحیه راهبردی قرار دارند و باعث ناپایداری مدل میگردند و با اثرگذاری بالا و اثرپذیری بالا نقش مهم در چابکی مدیریت زنجیرهی تامین بیمارستانی دارند.
هاله محمدیها، غلامرضا معمارزاده، پرهام عظیمی،
دوره 15، شماره 3 - ( 5-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: نظامهای سلامت نقش مهمی در بهبود و افزایش امید به زندگی داشته اند .با وجود این، شکاف بزرگی بین توان بالقوه نظامهای سلامت و عملکرد کنونی آن وجود دارد که بسیاری از آنها به مسایل مربوط به حکمرانی برمی گردد. هدف از انجام این تحقیق، ارایه الگوی ارتقای حکمرانی نظام سلامت کشور است.
روش بررسی: پژوهش حاضر، از نظر هدف کاربردی-توسعه ای است. پس از بررسی مبانی نظری و تحقیقات پیشین، راهبردهای حکمرانی نظام سلامت شناسایی شدند. سپس با بهرهگیری از روش دلفی فازی و نظرخواهی از ۱۳ نفر از خبرگان دانشگاهی و اجرایی که به صورت هدفمند انتخاب شدند، مدل تحقیق طراحی شد. نهایتا، به منظور اعتبارسنجی مدل، از ۱۶۹ نفر از مدیران و متخصصان بخش های نظام سلامت در شهرستان تهران با ابزار پرسشنامه نظرخواهی شد و دادههای حاصل با روش مدلسازی معادلات ساختاری و نرمافزار SmartPLS تجزیه و تحلیل گردید. در این مرحله، حجم نمونه با روش کوکران محاسبه شد و روش نمونهگیری از نوع نمونه دردسترس بود.
یافتهها: براساس یافتههای تحقیق، به منظور ارتقای حکمرانی سلامت، ۱۰ راهبرد اصلی و ۵۸ راهبرد فرعی باید مدنظر قرار گیرد. راهبردهای شناسایی شده شامل جهتگیری استراتژیک، مدیریت بهینه منابع مالی، توسعه مشارکت ذینفعان، توسعه منابع دانشی، ارتقای سلامت اداری، توسعهی دانش فنی، ارزشمداری و اخلاقیگرایی، توسعهی بستر اجرایی و عملیاتی، مدیریت ظرفیت ارایه خدمات و تولیت متوازن و یکپارچه است. همچنین، ضریب تعیین برای متغیر پیامدها ۰/۵۴۹ و شدت اثر عوامل مداخلهگر/تسهیلکننده و زمینهای بر راهبردهای حکمرانی بهترتیب برابر با ۰/۶۱۰ و ۰/۵۳۳ است.
نتیجهگیری: نتایج نشان داد که حکمرانی نظام سلامت پدیدهای چندوجهی و پیچیده است و به منظور ارتقای آن باید مجموعهای از راهبردها اجرا شوند. ضمنا، پیشنهاد میگردد که با توجه به مسایل و تهدیدهای پیشروی نظام سلامت، به منظور حرکت به سمت الگوی حکمرانی پیشنهادی در تحقیق حاضر، نقشهی راه و برنامهی بلندمدت تدوین گردد.
مسلم سلیمان پور، محمدتقی امینی، یزدان شیرمحمدی، علی شاه نظری،
دوره 15، شماره 5 - ( 11-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: با گسترش جهانی کووید 19، صنعت گردشگری با یکی از بزرگترین بحرانهای عملیاتی، تجاری و مالی خود روبرو شده است و اغلب تعاملات مبدأ-مقصد به حالت معلق درآمده و موجب تغییر دیدگاه جامعه میزبان و تغییر تعاملات آنان با گردشگران شده است. هدف پژوهش حاضر ارایه مدلی برای توسعه گردشگری در زمان بحران کووید 19 و بعد از آن میباشد.
روش بررسی: این مطالعه با بهرهگیری از رویکرد تحقیق ترکیبی(کیفی-کمّی)، انجام شد. ابتدا در روش کیفی با رویکرد داده بنیاد و مصاحبه با خبرگان دانشگاهی و مدیران و فعالان صنعت گردشگری در استانهای آذربایجان شرقی و غربی و استفاده از نمونهگیری هدفمند و نظری 18 نفر تا حد رسیدن به اشباع اطلاعاتی انتخاب شدند. دادهها با مصاحبه عمیق نیمه ساختاریافته جمعآوری گردید. کدگذاری دادههای مستخرج از مصاحبه ها با روشهای کدگذاری باز، محوری و گزینشی انجام شد. جهت برازش و آزمون مدل بهدستآمده در گام دوم(بخش کمّی)، از روش مدلیابی معادلات ساختاری و تحلیل عاملی تأییدی بهره برده شد.
یافتهها: مدل نهایی از مجموع 66 مفهوم استخراجشده از مصاحبهها، در قالب 14 طبقه و مقوله زمینهای، شرایط علّی، شرایط مداخلهگر، راهبردها و در نهایت، پیامدها و نتایج حاصل از کارآفرینی گردشگری در بحرانهای پاندمیک تشکیل شده است و همه این موارد در این مدلسازی اثرگذارند. بر اساس نتایج پایایی ترکیبی، واریانس استخراجشده، ضریب تعیین مدل و شاخص نیکویی برازش به این نتیجه دستیافتیم که مدل ترسیمشده در حیطه تحلیل مسیر از مفروضات تجربی-نظری مناسبی برخوردار بوده و دارای برازش خیلی مناسبی هست. بر اساس ضرایب مسیرهای حاصل میتوان نتیجه گرفت که شرایط مداخلهگر بیشترین و شرایط علّی کمترین تأثیر بر الگوی راهبردی صنعت گردشگری در بحرانهای پاندمیک را داشتهاند.
نتیجهگیری: نتایج نشان میدهد که در صورت اتخاذ راهبردهایی چون توسعهی گردشگری مجازی، مدیریت بحران در صنعت گردشگری، توسعهی گردشگری داخلی با تأکید بر رعایت پروتکلهای بهداشتی و تمرکز بر توسعه زیرساختهای گردشگری، منجر به تحقق پیامدهایی چون حفظ و رونق کسبوکارهای گردشگری، تقویت صنعت گردشگری و خلق بازار جدید گردشگری برای دوران پسا کرونا میگردد.
سید امیر رضا نجات، محمود بیگلر، سیده بهاره کاشیان،
دوره 16، شماره 1 - ( 1-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: سرمایه فکری با ماهیت دانش پایهای که دارد، منبعی نامشهود، راهبردی، منحصر بهفرد و دارای مزیت رقابتی است. هدف این پژوهش، بررسی وضع موجود بلوغ سرمایه فکری در حوزه مدیریت و برنامهریزی دانشگاه علوم پزشکی تهران است.
روش بررسی: این تحقیق از نظر هدف، کاربردی و با رویکردی کمی در سال ۱۴۰۰ انجام و برای گردآوری اطلاعات از پرسشنامه استفاده شده است. جامعه آماری، مدیران میانی و پایهی معاونت توسعهی مدیریت و برنامهریزی منابع بوده که با استفاده از جدول مورگان تعداد ۵۷ نفر بهصورت تصادفی ساده انتخاب و با آزمونهای آماری تی و ناپارامتری با استفاده از نرمافزار SPSS تحلیل شدهاست. روایی محتوایی پرسشنامه از طریق بررسی پیشینهی پژوهش و کسب نظرات خبرگان و برای سنجش پایایی از ضریب آلفای کرونباخ استفاده شده که مقدار آن ۰/۸۷۴ بهدست آمده است.
یافتهها: آزمونهای آماری t نشان میدهد که سطوح پنجگانهی بلوغ مدیریت سرمایه فکری از یک الگوی غیرخطی پیروی میکند و میزان تحقق ویژگیهای سطح آغازین یعنی فقدان شاخت سرمایه فکری، بالاتر از حد قابل قبول بوده ولی آزمون آماری سایر سطوح بلوغ شامل؛ مدیریتشده، تعریفشده، مدیریت کمیشده و بهینه در سطح معناداری ۰/۰۵ معنادار نیست.
نتیجهگیری: وضع موجود سرمایه فکری در جامعه مورد مطالعه مبیّن این است که مدیریت به اهمیت سرمایه فکری ناآگاه است و اقدامی برای پیادهسازی و اجرای فرایند مدیریت سرمایههای دانشی انجام نشده است. گرچه بسیاری از زیرساختهای لازم در معاونت وجود دارد با وجود این، درک ناکافی از قابلیتهای مدیریت سرمایه فکری بهعنوان منبعی راهبردی در این پژوهش مشهود است. سازمان برای رسیدن به سطح تعریف شده و سطوح بعدی، لازم است نسبت به شناسایی، فعالسازی و هدایت منبع نامشهود اهتمام داشته و سپس به کمیسازی، استانداردسازی و مدیریت کمی و تجزیه و تحلیل نقاط قوت و ضعف و در نهایت بهبود مستمر فرایندها و نوآوری تمرکز کند.
مصطفی شنبه زاده، هادی کاظمی آرپناهی، رئوف نوپور،
دوره 16، شماره 2 - ( 3-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: سرطان پستان یکی از رایجترین و تهاجمیترین بدخیمیها در خانمها میباشد. تشخیص بهموقع سرطان پستان نقش مهمی در جلوگیری از پیشرفت این بیماری، اقدامات درمانی بهموقع و در نتیجه کاهش میزان مرگومیر این بیماران دارد. یادگیری ماشین، قابلیت بالایی در تشخیص سریع و هزینه اثربخش بیماریها دارد. هدف این مطالعه، طراحی سیستم تصمیمیار بالین (CDSS) Clinical Decision Support System بر اساس قوانین استخراجشده از الگوریتم منتخب درخت تصمیم با بهترین عملکرد بهمنظور تشخیص بهموقع و مؤثر سرطان پستان است.
روش بررسی: دادههای ۵۹۷ فرد مشکوک به سرطان پستان(۲۵۵ بیمار مبتلا و ۳۴۲ فرد سالم) بهصورت گذشتهنگر از پایگاه داده الکترونیکی بیمارستان آیتالله طالقانی شهر آبادان در قالب ۲۴ ویژگی عمدتاً سبک زندگی و سوابق پزشکی استخراج شد. پس از انتخاب مهمترین متغیرها از طریق کای دو پیرسون و تحلیل واریانس یکطرفه(۰/۰۵>P)، عملکرد الگوریتمهای منتخب دادهکاوی شامل (Random Forest (RF)، J-۴۸، Decision Stump (DS)، Rep-Tree (RT و XG-Boost برای تشخیص سرطان پستان در بستر نرمافزار ۳.۴ Weka تحلیل شد. در نهایت سیستم تشخیصی سرطان پستان بر اساس بهترین مدل و از طریق زبان برنامهنویسی سی شارپ و چارچوب ۳.۵.۴ Dot Net Framework طراحی گردید.
یافتهها: ۱۴ متغیر شامل سابقهی فردی سرطان پستان، سابقهی نمونهبرداری از سینه، سابقهی رادیوگرافی از قفسهی سینه، سابقهی فشارخون، افزایش کلسترول خون LDL (low-density lipoprotein)، وجود توده در ربع فوقانی داخلی سینه، هورموندرمانی با استروژن، هورموندرمانی با استروژن-پروژسترون، سابقهی خانوادگی سرطان پستان، سن، سابقهی سرطانهای دیگر، نسبت اندازهی دور کمر به دور باسن و مصرف میوه و سبزی ارتباط معناداری را باکلاس خروجی در سطح ۰۵/۰>P نشان دادند. بر اساس نتایج حاصل از ارزیابی عملکرد الگوریتمهای منتخب، مدل RF با میزان حساسیت، ویژگی، صحت و اندازه F بهترتیب برابر با ۰/۹۷، ۰/۹۹، ۰/۹۸ و ۰/۹۷۴ و ۰/۹۳۶ =(Area Under the Receiver Operator Characteristics (ROC) Curve (AUC عملکرد بالاتری نسبت به سایر الگوریتمهای منتخب داشته است و بهعنوان مدل برتر برای تشخیص سرطان پستان پیشنهاد شد.
نتیجهگیری: بهنظر میرسد که استفاده از متغیرهای تعدیلپذیر مانند سبک زندگی و ویژگیهای هورمونی-تولیدمثلی بهعنوان ورودی الگوریتم RF برای طراحی CDSS بتواند با صحت بهینه موارد سرطان پستان را تشخیص دهد. بهعلاوه سیستم پیشنهادی بهطور مؤثر در محیطهای واقعی بالینی برای تشخیص سریع و مؤثر بیماری قابل اقتباس باشد.
نگین سالدار، رحیم شهبازی،
دوره 17، شماره 2 - ( 3-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: سواد سلامت در کاهش تلفات انسانی و هزینههای مالی در یک جامعه نقش دارد. هوشهیجانی و سواد رسانهای نیز در موفقیت افراد در زندگی سهیم هستند. از اینرو، پژوهش حاضر با هدف بررسی وضعیت هوشهیجانی، سواد سلامت، سواد رسانهای و رابطهی بین آنها در بین دانشجویان دانشگاه شهیدمدنی آذربایجان انجام گرفته است.
روش بررسی: این تحقیق بر اساس ماهیت و ویژگی کلی، کمی؛ بر اساس هدف، کاربردی و بر اساس روش تحقیق و جمعآوری دادهها، توصیفی از نوع همبستگی مبتنی بر مدل معادلات ساختاری است. جامعه آماری پژوهش، دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه شهیدمدنی آذربایجان در سال ۱۳۹۹(تعداد ۲۲۱۸) بودند. نمونه آماری تحقیق ۳۲۷ نفر است که بهروش نمونهگیری تصادفی طبقهای متناسب انتخاب شدند. جهت جمعآوری دادهها از پرسشنامههای هوشهیجانی Schutte (۱۹۹۸)، سواد سلامت منتظری و همکاران(۱۳۹۳) و پرسشنامهی اصلاح شدهی سواد رسانهای اسمعیلپونکی و همکاران(۱۳۹۴) استفاده شد. پایایی پرسشنامهها با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ بهترتیب ۰/۹۱، ۰/۸۴ و ۰/۷۹ به دست آمد. دادههای جمعآوری شده با استفاده از روشهای آمار توصیفی و آمار استنباطی با استفاده از نرمافزارهای SPSS و LISREL تجزیه و تحلیل گردید.
یافتهها: یافتههای پژوهش میانگین هوشهیجانی، سواد سلامت و سواد رسانهای دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه شهیدمدنی آذربایجان را بهترتیب ۳/۱۰، ۳/۴۷ و ۳/۵۸ نشان دادند. همچنین، یافتهها نشانگر رابطهی معنیداری بین هوشهیجانی و سواد سلامت دانشجویان بود. بر اساس یافتهها بین هوشهیجانی با سواد رسانهای، و سواد رسانهای با سواد سلامت رابطهی معنیداری وجود دارد. همچنین، متغیر سواد رسانهای نقش میانجی را در ارتباط بین هوشهیجانی و سواد سلامت به میزان(ضریب) ۰/۵۸ واحد(۰/۷۵×۰/۷۸) ایفا میکند. نتایج آزمون مدل معادلات ساختاری نیز حاکی از برازش مدل مفهومی ارایه شده در خصوص رابطهی هوشهیجانی، سواد سلامت و سواد رسانهای دانشجویان بود (۰/۰۶۹=RMSEA، ۹۴=، ۰/۹۷=GFI).
نتیجهگیری: سواد رسانهای نه تنها بهطور مستقیم بر سواد سلامت دانشجویان میتواند تاثیرگذار باشد، بلکه دارای نقش واسطهای در بین هوشهیجانی و سواد سلامت است. به دلیل تاثیر هوشهیجانی بر سواد سلامت و سواد رسانهای دانشجویان توصیه میشود که در آموزشهای تحصیلات تکمیلی برنامهریزیهای لازم در این خصوص و تقویت هوشهیجانی انجام پذیرد.