47 نتیجه برای محمود
محمدمهدی سلطان دلال، مریم شجاعی زینجناب، سعید واحدی، حمید محمودی، شهرود قنبرزاده، فاطمه هدایتی راد،
دوره 10، شماره 3 - ( مرداد و شهریور 1395 )
چکیده
زمینه و هدف: سبزی ها یکی از مواد اصلی سبد غذایی محسوب می شوند و مصرف آنها رو به افزایش است. از طرفی بیماری ها و طغیان های ایجاد شده توسط این گروه از مواد غذایی نیز روند افزایشی پیدا کرده است. این مطالعه با هدف تعیین میزان آلودگی میکروبی در سبزی های مصرفی جنوب تهران انجام گرفت.
روش بررسی: 100 نمونه از 10 نوع سبزی تازه بسته بندی شده و غیر بسته بندی شده بر اساس روش های ارائه شده در استاندارد های ملی ایران مورد آزمون قرار گرفت. شمارش انتروکوکوس با کشت پورپلیت در محیط KF آگار، شمارش کلی میکروارگانیسم ها با کشت پورپلیت در محیط پلیت کانت آگار و شناسایی اشریشیاکلی با استفاده از محیط های لوریل سولفات براث، EC براث، آب پپتونه و سپس کشت خطی در محیط مک کانکی آگار و تأیید با آزمون های اوره، حرکت، تولید SH2، تولید گاز و تخمیر قند انجام گرفت.
یافته ها: تمامی(100%) نمونه های سبزی خوردن، اسفناج، جوانه گندم و جوانه ماش و نیز به ترتیب 40، 60 و 90% نمونه های پیازچه، ریحان و قارچ غیر قابل مصرف بودند.
نتیجه گیری: مصرف سبزی ها به ویژه سبزی هایی که به صورت خام مصرف می شوند، نیاز به دقت بیشتر به هنگام شستشو و استفاده از دستورالعمل های بهداشتی معاونت بهداشتی و مراکز بهداشت به هنگام خرید و مصرف دارد.
ماریتا محمدشاهی، ابوالقاسم پوررضا، ابوعلی ودادهیر، پروانه حیدری ارجلو، محمود محمودی، فیض الله اکبری،
دوره 10، شماره 3 - ( مرداد و شهریور 1395 )
چکیده
زمینه و هدف: طی دو دهه گذشته عمل جراحی زیبایی بینی افزایش یافته و به یک فرایند پزشکیشده(Medicalized)، تبدیل شده است. مطالعه با هدف تعیین پیامدهای جراحی زیبایی بینی بر روی کیفیت زندگی و هزینه رسیدن به چنین نتایجی انجام شد.
روش بررسی: پژوهش حاضر، مطالعهای توصیفی-تحلیلی از نوع مقطعی میباشد، که در میان 110 نفر از مراجعه کنندگان به 25 مطب جراحی پلاستیک در تهران در سال 91-90 انجام شده است. شرکت کنندگان به روش نمونه گیری چند مرحله ای انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها دو پرسشنامه(کیفیت زندگی و تخمین هزینه) بوده است و داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS تحلیل شدند.
یافته ها: میانگین نمره کیفیت زندگی قبل و بعد از عمل دارای اختلاف معنی داری بود. در ابعاد کیفیت زندگی میانگین بعد "خودآگاهی کلی" بعد از عمل افزایش پیدا کرده بود اما دو بعد "حمایت اجتماعی" و "سلامت جسمانی" کاهش یافته بودند. مهمترین عامل انگیزشی محرک های خارجی بود. بین کیفیت زندگی بعد از عمل و مدت زمان بعد از عمل، همبستگی مثبت مشاهده گردید. همچنین، متوسط هزینه کل عمل افزایش یافته بود.
نتیجه گیری: کیفیت زندگی بعد از عمل زیبایی بینی کاهش پیدا کرده بود، که میتواند به علت شیوع عمل های غیرضروری، خطاهای پزشکی و غیره باشد. کاهش میانگین نمره حمایت اجتماعی بعد از عمل، میتواند به علت عدم تطابق انتظار افراد با واقعیت باشد، به علاوه کاهش نمره سلامت جسمانی بعد از عمل، ممکن است ناشی از بی توجهی به وضعیت دستگاه تنفسی توسط جراحان باشد و میتوان گفت این عمل ها پیامدهای با تأخیر دارند.
محمود نکوئی مقدم، نرگس خانجانی، راضیه سپهریان، طاهره شریفی،
دوره 10، شماره 5 - ( آذر و دی 1395 )
چکیده
زمینه و هدف: رابطان سلامت، با فعالیت داوطلبانه، بسیاری از نیازهای آموزشی و اطلاعات بهداشتی افراد را برآورده می سازند. اما با وجود اهمیت حضور رابطان در برنامه های بهداشتی، در سال های اخیر سیستم سلامت، شاهد کاهش میزان همکاری و یا قطع ارتباط آنها با مراکز بهداشتی درمانی بوده است. لذا مطالعه ای با هدف تعیین عوامل موثر در جذب و ابقای رابطان سلامت انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه ی کاربردی، یک مطالعه کیفی از نوع پدیدارشناسی است. ابزار جمع آوری داده ها بحث متمرکز گروهی بوده که در سال 1392 انجام گرفته است. 39 نفر از رابطان سلامت، مربیان رابطان و کارشناسان طرح رابطان سلامت در مرکز بهداشت شهرستان کرمان به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. داده های حاصل، به روش تحلیل چارچوبی
داده ها(Analysis Framework) تحلیل گردید.
یافته ها: در نتیجه تحلیل داده ها، 3 مفهوم اصلی استخراج گردید. مفاهیم اصلی موثر در جذب و نگهداشت رابطان سلامت مربوط به 3 حوزه ی عوامل مربوط به ضعف های سیستم سلامت در خصوص طرح رابطان، ضعف عوامل انسانی(مربیان و رابطان) و عوامل مربوط به جامعه بود.
نتیجه گیری: تدوین قوانین حمایتی و نظارتی از سوی وزارت بهداشت در مورد طرح رابطان و اختصاص بودجه مناسب به این طرح، مستند سازی افتخارات و تقدیر از رابطان و مربیان نمونه کشوری، توجه به نیازهای آموزشی جامعه و برنامه ریزی برای آموزش رابطان مطابق با این نیازها از جمله راهکارهای منتج شده از این مطالعه می باشد.
سیده بهاره کاشیان، عباس افرازه، سید محسن طباطبایی، محمود بیگلر،
دوره 10، شماره 5 - ( آذر و دی 1395 )
چکیده
زمینه و هدف: یکی از حوزههای کلیدی مطالعات مدیریت دانش، مدل سازی فرایند خلق دانش سازمانی است. هدف این مقاله، تعیین راهکارهایی برای توسعه و بهبود مدل تکاملی خلق دانش بر اساس نتایج اعتبارسنجی مدل بود.
روش بررسی: این تحقیق از نوع تحقیقات کمی و تجربی و استراتژی آن، مطالعه ی موردی و شبیهسازی بود. به منظور جمعآوری اطلاعات خلق دانش به مدت پنج سال در معاونت توسعه و مدیریت منابع دانشگاه علوم پزشکی تهران، یک کارگروه ویژه تشکیل شد تا از طریق مصاحبه و با تکیه بر اسناد سازمانی و حافظه ی کارکنان، اطلاعات لازم را گرد آورند. برای تحلیل اطلاعات از روش های آمار توصیفی و تحلیل کیفی استفاده شد. همچنین به منظور بررسی روابط ریاضی مدل، شبیهسازی حجم دانش رقابتی در نرم افزار اکسل به کار گرفته شد.
یافته ها: در اکثر نمونه های خلق دانش، جذب دانش بیرونی از طریق تغییر مدیریت و استخدام مشاور و ترکیب با دانش درونی اتفاق افتاده است. همچنین نتایج شبیه سازی نشان میدهد که روابط ریاضی مدل به خوبی تعریف نشده است و می توان با تغییراتی در روابط ریاضی به نتایج منطقی تری دست یافت.
نتیجه گیری: رشد دانش در سازمان از سه طریق: برنامهها و تصمیمات مدیریتی برای خلق دانش، برنامهها و تصمیمات مدیریتی برای جذب دانش و مکانیزمهای خلق دانش تصادفی اتفاق میافتد و هر سه بر حجم دانش رقابتی تأثیر میگذارند.
شبنم قاسمیانی، ابوالقاسم پوررضا، محمود محمودی،
دوره 11، شماره 1 - ( فروردین و اردیبهشت 1396 )
چکیده
زمینه و هدف: تعارض پدیده ای طبیعی و غیرقابل اجتناب در هرسازمانی است. حیطه ی پرستاری به دلیل وجود استرس های محیطی، ماهیت کار و تنوع تعاملات، کارکنان و وظایف در مقابل تعارض آسیب پذیر است. هدف از این مطالعه تعیین سطح تعارض و استراتژی های مدیریت تعارض در بین پرستاران بیمارستان های منتخب دانشگاه علوم پزشکی تهران بود.
روش بررسی: روش پژوهش توصیفی- تحلیلی و از نوع مقطعی بود. نمونه ی مورد پژوهش به تعداد ۲۴۰ نفر بود که به روش نمونه گیری دو مرحله ای از پرستاران بیمارستان های عمومی دانشگاه علوم پزشکی تهران انتخاب شدند. برای گردآوری داده از پرسشنامه های سطح تعارض Dubrin و استراتژی های مدیریت تعارض Robbins استفاده شد و به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون کای دو و آزمون دقیق فیشر با اطمینان ۹۵% استفاده گردید.
یافته ها: سطح تعارض پرستاران در بیمارستان ها در حد متوسطی قرار داشت و پرستاران به ترتیب استراتژی راه حل گرایی، عدم مقابله جویی و کنترلی را به کار می بردند. در پژوهش حاضر، تنها بین سطح تعارض با گروه سنی پرستاران(۰/۰۴۸=p) رابطه ی معنی دار وجود داشت. بین سن و استراتژی کنترلی(۰/۰۰۶=p) و سابقه کار و استراتژی کنترلی(۰/۰۲۹=p) و سن و استراتژی راه حل گرایی(۰/۰۰۲=p) رابطه ی معنی دار مشاهده شد.
نتیجهگیری: تعارض، پدیده ای دوبعدی است که می تواند نتایج مثبت و منفی به دنبال داشته باشد؛ نحوه ی برخورد و مدیریت تعارض تعیین کننده ی پیامدهای آن است.
قهرمان محمودی، بهمن نیک پور، مریم خزائی پول، فرشته مجلسی،
دوره 11، شماره 3 - ( مرداد و شهریور 1396 )
چکیده
زمینه و هدف: یکی از شایعترین مشکلات زنان در سنین باروری، کم خونی فقر آهن است که تاثیر زیادی بر تولد نوزادان کم وزن و زایمان زودرس دارد. لذا، پژوهش حاضر به منظور تعیین شیوع کم خونی فقر آهن و عوامل مرتبط با آن در زنان باردار مراجعه کننده به مراکز بهداشتی- درمانی مازندران، طراحی و اجرا شد.
روش بررسی: در این مطالعه توصیفی و تحلیلی، ۸۶۶ زن باردار به روش خوشه ای طبقه بندی شده از ۱۹ شهرستان تابع دانشگاه علوم پزشکی مازندران انتخاب شدند. میزان هموگلوبین و سایر اطلاعات با استفاده از فرم ثبت اطلاعات از طریق مراجعه به پرونده ی خانواده ی مادر باردار و همچنین از طریق پرسش نامه جمع آوری گردید. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS با آزمون های مقایسه میانگین، کای دو و رگرسیون لجستیک تحلیل گردید.
یافته ها: شیوع کم خونی ۱۳/۴ درصد گزارش شد و در زنان باردار مناطق شهری به طور معنی داری بیش از مناطق روستایی بود(۰/۰۰۵=P). نتایج آزمون رگرسیون نشان داد که سن مادر، تعداد باروری، مراقبت قبل از بارداری، ناخواسته بودن بارداری، مصرف گوشت قرمز، مصرف قرص آهن، مصرف چای و سطح تحصیلات مادر اثر معنی داری بر ابتلا به آنمی داشت.
نتیجه گیری: از آنجا که کم خونی فقر آهن مشکلی قابل پیشگیری است، توجه به برنامه های مراقبتی قبل و حین بارداری، داشتن الگوی صحیح غذایی، مصرف قرص آهن و داشتن برنامه برای بارداری ناخواسته می تواند به کاهش خطر ابتلا به بیماری بینجامد.
سید عباس محمودی، کمال میرزائی، سید مصطفی محمودی،
دوره 11، شماره 3 - ( مرداد و شهریور 1396 )
چکیده
زمینه و هدف: سرطان معده دومین علت مرگ ناشی از سرطان در جهان است. با توجه به اینکه این بیماری جزو کشنده ترین بیماری ها در کشور ماست بررسی و شناخت عوامل تاثیرگذار در ایجاد این بیماری، بسیار اهمیت دارد. در این پژوهش از دو تکنیک داده کاوی یعنی الگوریتم Apriori و الگوریتم ID۳ به منظور بررسی عوامل موثر در بروز سرطان معده استفاده شده است.
روش بررسی: مجموعه داده های این پژوهش از ۴۹۰ بیمار شامل ۲۲۰ نمونه ی مبتلا به سرطان و۲۷۰ نمونه ی سالم مراجعه کننده به بیمارستان امام رضای تبریز جمع آوری شد. با استفاده از الگوریتم Apriori و پیاده سازی آن در نرم افزار متلب، بهترین قوانین حاکم بر روی این مجموعه داده، استخراج شده است. همچنین از الگوریتم ID۳ نیز جهت بررسی این عوامل استفاده شد.
یافتهها: نتایج داده کاوی نشان می دهد که داشتن سابقه رفلاکس معده بیشترین تأثیر را در بروز این بیماری دارد. با استفاده از الگوریتم Apriori قوانینی به دست آمد که می تواند به عنوان الگویی برای پیش بینی وضعیت بیماران و احتمال بروز این بیماری و بررسی عوامل تاثیرگذار در ایجاد این بیماری استفاده شود. همچنین دقت پیش بینی به دست آمده از الگوریتم ID۳ برابر ۸۵/۵۶ به دست آمد که نتیجه ی بسیار خوبی در پیش بینی سرطان معده است.
نتیجه گیری: استفاده از داده کاوی به خصوص در داده های پزشکی با توجه به حجم بالای داده ها و وجود روابط ناشناخته بین ویژگی های سیستمیک، شخصی و رفتاری بیماران بسیار مفید است. نتایج حاصل از این پژوهش می تواند به پزشکان در شناسایی عوامل موثر در بروز این بیماری و نیز پیش بینی بروز این بیماری کمک فراوانی کند.
محمود کیوان آرا، نسرین شعربافچی زاده، محمد علیمرادنوری،
دوره 12، شماره 3 - ( مرداد و شهریور 1397 )
چکیده
زمینه و هدف: کارکنان بخش اتاق عمل به علت برخوردهای زیاد با بیماران، در معرض استرس هستند که منجر به فرسودگی شغلی می شود. این پژوهش با هدف بررسی میزان فرسودگی شغلی در کارکنان بخش اتاق عمل بیمارستانهای آموزشی در شهر اصفهان در سال 1396 انجام شده است.
روش بررسی: پژوهش حاضر یک مطالعه ی توصیفی-تحلیلی در سال 1396 در شهر اصفهان است. حجم نمونه 206 نفر از کارکنان بخش اتاق عمل در بیمارستان های الزهرا، فیض، کاشانی، خورشید و امین بود که به روش آسان انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل فرم اطلاعات جمعیت شناختی و پرسشنامهی فرسودگی شغلی مسلش بود. این پرسش نامه دارای سه بعد است: خستگی عاطفی، مسخ شخصیت و ناکارامدی. داده های به دست آمده با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 23 و آزمون های توصیفی و آزمون های تحلیل مثل T- test و ANOVA و رگرسیون خطی تجزیه و تحلیل گردید.
یافته ها: میانگین نمره خستگی عاطفی(23/16±11/18)، مسخ شخصیت(8/30±6/36) و ناکارامدی(63/27±13/86) بود. بین متغیرهای دموگرافیک با متغیرهای فرسودگی شغلی و ابعاد آن رابطه ی معنادار وجود داشت. بین متغیرهای فرسودگی شغلی، خستگی عاطفی، ناکارامدی با متغیرهای جمعیت شناختی رابطه ی معناداری دیده نشد اما بین متغیر مسخ شخصیت با متغیرهای دموگرافیک رابطه معنی دار دیده شد و مدرک تحصیلی(کارشناس ارشد) بیشترین میزان پیش بینی کنندگی مسخ شخصیت را داشت.
نتیجه گیری: فرسودگی شغلی بر کارایی و عملکرد کارکنان بخش اتاق عمل تاثیرگذار می باشد. در نتیجه مدیران برای ارایه خدمات با کیفیت و کاهش هزینه ها، باید برنامه هایی را جهت کم کردن میزان فرسودگی شغلی به اجرا در آورند.
مریم امینی، لیلا نظری منش، محمود محمودی مجد آبادی فراهانی،
دوره 12، شماره 6 - ( بهمن و اسفند 1397 )
چکیده
زمینه و هدف: مشارکت بیمار یک مفهوم گسترده است و به عنوان یک موضوع مهم برای بهبود کیفیت خدمات و ایمنی بیماران محسوب میشود که مورد توجه مدیران بخش سلامت قرار گرفته است؛ لذا این مطالعه با هدف بررسی تمایل پرستاران به مشارکت بیمار در زمینه ایمنی بیمار در بیمارستان های تابع دانشگاه علوم پزشکی تهران در سال 97-96 انجام شده است.
روش بررسی: پژوهش حاضر یک مطالعه توصیفی-تحلیلی میباشد که اطلاعات به صورت مقطعی بر روی 220 نفر از پرستاران شاغل در بیمارستان های آموزشی و غیرآموزشی تابع دانشگاه علوم پزشکی تهران که به روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند، انجام شد. جهت جمع آوری اطلاعات نیز از پرسشنامه استاندارد Malfait و همکاران با عنوان PaCT-HCW استفاده گردید. داده ها در نرم افزار SPSS و با استفاده از آمار توصیفی و آزمون رگرسیون در سطح معناداری کمتر از 0/05 تجزیه و تحلیل شدند.
یافته ها: از بین ویژگیهای فردی و شغلی پرستاران مورد مطالعه، دو ویژگی شامل مدت سابقه کار در بیمارستان(P=0/043 ,B=0/0323)، مدت سابقه کار در بخش تخصصی محل خدمت(P=0/006 ,B=0/604) تأثیر مستقیم و ویژگی نوع بیمارستان محل خدمت(P=0/001 ,B=-8/182) تأثیر معکوس بر تمایل پرستاران به مشارکت بیمار در ایمنی بیمار داشته است.
نتیجه گیری: مدیران بخش سلامت بهتر است ضمن ایجاد تسهیلات لازم و توسعهی برنامه های آموزشی در زمینهی مشارکت بیمار با رویکرد ایمنی بیمار، نوع بخش تخصصی، مدت سابقه پرستاران و همچنین دیدگاه مدیریتی بیمارستان را نیز مدنظر قراردهند.
نیره السادات روح اللهی، ایروان مسعودی اصل، سمیه حسام، محمود محمودی،
دوره 12، شماره 6 - ( بهمن و اسفند 1397 )
چکیده
زمینه و هدف: با توانمندسازی کارکنان، سازمانها می توانند گامهای بسیار بلندی در مسیر توسعه و رشد بردارند که این مهم از طریق بررسی عوامل مؤثر بر توانمندسازی کارکنان امکان پذیر است. این مطالعه با هدف"تعیین توانمندی روانشناختی و عوامل موثر بر آن در کارکنان دانشگاههای علوم پزشکی منتخب شهر تهران" انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه، توصیفی-تحلیلی از نوع مقطعی میباشد که در سال 1397 در بین پرسنل دانشگاههای علوم پزشکی منتخب شهر تهران(تهران، ایران و آزاد اسلامی) انجام شد. تعداد نمونه ها 410 نفر بودند . دانشگاه ها به روش تصادفی خوشه ای انتخاب و نمونه ها در هر دانشگاه به روش دردسترس انتخاب شدند. ابزار پژوهش، پرسشنامه پژوهشگر ساخته توانمندی روانشناختی بود. روایی و پایایی(0/89=α) پرسشنامه مورد تایید قرار گرفت. داده ها با نرم افزار spss.v22 و آزمون آماری کای دو و ضریب همبستگی پیرسون تجزیه و تحلیل شدند. 0/05P<به عنوان سطح معنیدار در نظر گرفته شد.
یافته ها: از 410 نفر مورد مطالعه، 290 نفر(70/7%) زن بودند. بیشترین درصد(51/4%) کارکنان هر سه دانشگاه (تهران، ایران، آزاد) دارای توانمندی متوسط بودند. ضریب همبسستگی پیرسون ارتباط آماری مستقیم و معنیداری بین توانمندی کارکنان با عوامل موثر بر آن نظیر احساس شایستگی، احساس معنیداری و احساس حق انتخاب را نشان داد(0/001p<). بیشترین همبستگی(0/654r=) بین عامل احساس معنی داری با توانمندی کارکنان وجود داشت(0/001p<).
نتیجه گیری: نتایج نشان داد که توانمندی روانشناختی در کارکنان دانشگاه های علوم پزشکی منتخب در سطح متوسط قرار دارد. همچنین عوامل زیادی نظیر احساس معنیداری، احساس موثر بودن، احساس حق انتخاب و احساس شایستگی در توانمندی روانشناختی این کارکنان تاثیر دارد.
محمود مرادی، سارا بهرامی نیا،
دوره 13، شماره 4 - ( مهر و آبان 1398 )
چکیده
زمینه و هدف: سواد ﺳﻼﻣﺖ ﻧﻘﺶ ﻣﻬﻤﻰ ﺩﺭ ﺍﻓﺰﺍﻳﺶ ﺁﮔﺎﻫﻰ ﻭ ﺩﺍﻧﺶ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﺩﺭ ﺩﻧﻴﺎﻯ ﺍﻣﺮﻭﺯﻯ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﻭ ﺭﺍﺑﻄﻪی ﺗﻨﮕﺎتنگی ﺑﺎ ﻭﺿﻌﻴﺖ ﺑﻬﺪﺍﺷﺘﻰ، ﺳﻼﻣت و نیز درمان بیماریهای آنها دارد. هدف از پژوهش حاضر تعیین وضعیت سواد سلامت مراجعهکنندگان به مطب پزشکان متخصص شهر کرمانشاه است.
روش بررسی: روش این مطالعه توصیفی-پیمایشی از نوع مقطعی است. جامعهی پژوهش مراجعهکنندگان(بیماران و همراهان وی) به مطبهای پزشکان متخصص شهر کرمانشاه بود. تعداد 380 نفر بهروش نمونهگیری تصادفی ساده در سال 1396 و در طی سه ماه بررسی گردید. ابزار گردآوری دادهها پرسشنامهی سنجش سواد سلامت بزرگسالان ساکن شهرهای ایران (HELIA) بود. روایی پرسشنامه با نظر متخصصان تأیید شد و پایایی آن با استفاده از آلفای کرونباخ 0/89 بهدست آمد. تجزیه و تحلیل دادهها با استفاده از آزمونهای آماری(یومان-ویتنی و کروسکال-والیس) در نرمافزار SPSS و اکسل انجام شد.
یافتهها: یافتههای پژوهش حاضر نشان داد که سواد سلامت مراجعهکنندگان به مطبهای پزشکان شهر کرمانشاه در سطح مطلوب(کافی) است. سه منبع«اینترنت»، «پرسش از پزشک و کارکنان درمانی» و «رادیو و تلویزیون» اولویتهای کسب اطلاعات یا سواد سلامت هستند. همچنین نتایج نشان داد، سواد سلامت افراد از نظر ویژگیهای سن، جنسیت، تحصیلات و شغل تفاوت دارد.
نتیجهگیری: نتایج پژوهش نشان داد که اغلب افرادی که از سواد سلامت پایین و محدود برخوردارند جزو گروههای آسیبپذیر جامعه(سنین بالا، سطح تحصیلات پایین و کم درآمد) بودند. از این رو، توجه به نیازهای اطلاعاتی بهداشتی و سواد سلامت گروههای آسیبپذیر و طراحی آموزش ساده و هدفمند آنها با بهرهگیری از رسانههای مطلوب توصیه میشود.
ملیحه شمسی زاده، سیدمحمود حجازی، شیما مینایی، هدی حقیر، لعیا رجایی،
دوره 14، شماره 1 - ( فروردین و اردیبهشت 1399 )
چکیده
زمینه و هدف: بیماریهای قلبی عروقی بخصوص آترواسکلروز از علل اصلی کاهش سن مرگومیر در کشورهای درحال توسعه آسیایی و غرب آسیا میباشد، هدف از این پژوهش بررسی تاثیر هشت هفته تمرین هوازی بر نیمرخ لیپیدی و فیبرینوژن سرم مردان میانسال مبتلا به نارسایی قلبی بود.
روش بررسی: در این مطالعه نیمهتجربی، ۲۰ آزمودنی مرد با دامنه سنی۵۰ تا۶۰ سال که دارای نارسایی قلبی کلاس ۱ تا ۳ و همچنین توان قلبی کمتر از ۴۵ درصد بودند، به صورت نمونه گیری در دسترس انتخاب و به طور تصادفی به دو گروه کنترل و تجربی تقسیم شدند. برنامه تمرین هوازی شامل هشت هفته با تواتر سه جلسه در هفته و با شدت ۴۰ تا ۷۰ درصد حداکثر ضربان قلب انجام دادند. نمونه های خونی در حالت ناشتا، قبل و بعد از هشت هفته از همه آزمودنیها گرفته شد. دادهها با استفاده از Paired Sample t-test و Independent Sample t-test تحلیل شدند.
یافته ها: نتایج نشان داد بعد از هشت هفته مداخله تغییرات میانگین های HDL، نسبت TC/HDL و فیبرینوژن از لحاظ آماری معنی دار بود، از طرفی تغییرات میانگین های LDL، TG، TC وLDL/HDL تفاوت معنی داری نشان نداد.
نتیجه گیری: نتایج این پژوهش نشان می دهد انجام دادن تمرینات هوازی می تواند در کنار درمان دارویی به عنوان شیوه مناسب در عدم پیشرفت عوامل ایجادکننده بیماری های قلبی ـ عروقی در افراد مبتلا به نارسایی قلبی مفید باشد.
مهرنوش جعفری، محمود توسلی، خلیل علی محمدزاده،
دوره 14، شماره 5 - ( آذر و دی 1399 )
چکیده
زمینه و هدف: دسترسی عادلانه به خدمات سلامت، یکی از مهمترین چالشهای نظام سلامت کشور است. برنامهی پزشک خانواده جهت افزایش دسترسی به خدمات، کم کردن موازیکاریها و استفادهی بهینه از منابع سلامت کشور طراحی شد و هدف پژوهش، بررسی عوامل مرتبط با ماندگاری پزشکان برنامهی پزشک خانواده در مراکز خدمات جامع سلامت روستایی دانشگاه علوم پزشکی سبزوار در سال ۱۳۹۷ بود.
روش بررسی: مطالعهی حاضر کاربردی و توصیفی-پیمایشی بود. ۳۲ پزشک برنامهی پزشک خانواده شاغل در مراکز خدمات جامع سلامت روستایی دانشگاه علوم پزشکی سبزوار به روش سرشماری به عنوان نمونه پژوهش انتخاب شدند. ابزار پژوهش، ماتریس مقایسات زوجی پژوهشگر ساخته شامل ۸۷ سوال بود؛ پایایی پرسشنامه با استفاده از آلفای کرونباخ ۰/۹۶ بهدست آمد؛ روایی پرسشنامه با بررسی نرخ ناسازگاری سوالات، تایید گردید. از تکنیک دیمتل و نرمافزار Excell برای تحلیل دادهها استفاده شد. شاخصهای آماری شدت اثر مستقیم و غیرمستقیم دادهها ارایه شد.
یافتهها: پزشکان، عوامل محیطی را مهمترین عامل در ماندگاری پزشکان ذکر کردند(۰/۱۵۵۸-=R). همچنین عوامل مدیریتی بهعنوان تاثیرگذارترین عامل بر عوامل دیگر تشخیص داده شد(۰/۰۹۱۱۸-=R). نتایج پژوهش نشان داد عوامل محیطی(عامل تاثیرپذیر ۰/۰۰۶-)، عامل مدیریتی(عامل تاثیرپذیر ۰/۰۰۳-) و عوامل انسانی(عامل تاثیرگذار ۰/۰۰۳۷) میباشند. یعنی عامل انسانی عامل اثرگذاری بر عوامل محیطی و مدیریتی جهت ماندگاری پزشکان در مناطق محروم میباشد.
نتیجهگیری: عامل محیطی، موثرترین عامل بر ماندگاری پزشکان در این پژوهش تعیین شد. ایجاد امکانات مناسب بیتوته، ارتباط مناسب پزشک خانواده و روستاییان، آموزش و فرهنگ سازی بیشتر مردم روستا بیشترین تاثیر را بر ماندگاری پزشکان دارند. لازم است مدیران بیمارستانها با تخصیص بودجهی بیشتر به عوامل محیطی، برنامه ریزی دقیقتری در این خصوص انجام دهند.
علیرضا حیدریان نایینی، قهرمان محمودی عالمی، جمشید یزدانی چراتی،
دوره 15، شماره 3 - ( مرداد و شهریور 1400 )
چکیده
زمینه و هدف: در سالهای اخیر، اصلاحات نظام سلامت ایران در قالب طرح پزشک خانواده در حال انجام است. از اینرو اصلاح و ارتقای ساختارهای لازم جهت این امر متناسب با اهداف، بیش از گذشته احساس میشود. در مطالعهی حاضر تلاش گردید تا به کلیه ساختارهای اجرایی لازم جهت دستیابی به خدمات با کیفیت در حوزهی پزشکی خانواده که حاصل تجربیات سایر کشورهاست، پرداخته شود. از این رو مقالات حاوی این تجربیات در کشورهای مختلف دنیا که در طی بیست سال اخیر منتشر شده است، جمعبندی گردید.
روش بررسی: این مقاله یک مطالعهی مروری نظاممند میباشد. فهرست کاملی از مولفههای اجرایی مورداستفاده در کشورها، از ۱۵ پایگاه دادهای الکترونیکی از جمله Pubmed ،ISI ،Springer ،Science Direct با کلیدواژههای(پزشک خانواده، کیفیت خدمات) جستجو گردید و ارزیابی کیفی مقالات با استفاده از چک لیست CASP انجام شد.
یافتهها: طی بررسی ۶۵ مورد مقالهی گزینش شده، مولفههای اجرایی مورد استفاده در کشورهای مختلف، استخراج و طبقهبندی گردید. ارتباطات آنها با ابعاد کیفیت بر اساس نتایج مطالعات انجام شد. نتایج نشان داد که جهت دستیابی به کیفیت خدمات در حوزه پزشکی خانواده میبایست هشت ساختار مهم اجرایی را مدنظر قرار داد. این ساختارها عبارتند از: ساختارهای سازمانی و مدیریتی که شامل: درگاهداری نظام سلامت، مکانیسمهای حمایتی از درگاهداری و نظام ارجاع و همچنین بستر ارتباطی نظاممند، خدمات سلامت الکترونیک و فرایندهای ارایه خدمت میباشد؛ ساختار بیمهای، ساختار نظارتی و کنترل اعم از مکانیسمهای کنترل مالی، کنترل رقابتی و کنترل کمی؛ ساختار پرداخت؛ ساختار توسعه کمی و کیفی ارایهدهندگان خدمات؛ ساختار کیفیت که شامل: تعریف و ارزیابی کیفیت و مکانیسمهای پاسخگویی و همچنین مکانیسمهای تشویقی در قبال کیفیت خدمات؛ ساختار حمایتی از جمله حمایتهای بیمهای، حمایت طبقهبندی شده از گروههای خاص؛ و نهایتاً ساختار فرهنگی در دو حوزهی فرهنگسازی نظام ارجاع و تقویت جایگاه پزشکان خانواده.
نتیجهگیری: در شرایط فعلی، با توجه به ضرورت پیادهسازی نظام پزشک خانواده در کشور، استفاده از تجربیات سایر کشورها در جهت دستیابی به خدمات باکیفیت در این حوزه، برای اصلاح و پیاده سازی ساختارهای لازم بسیار کمککننده خواهد بود.
معصومه عبدی تالارپشتی، قهرمان محمودی عالمی، محمد علی جهانی،
دوره 15، شماره 4 - ( مهر و آبان 1400 )
چکیده
زمینه و هدف: یکی از دلایل نارضایتی مراجعهکنندگان از سازمانهای بهداشتی این است که این سازمانها توقعاتی ایجاد میکنند که قادر به ارایه آنها با توجه به انتظارات مردم نیستند. پژوهش حاضر با هدف ارایه مدل برندسازی خدمات بهداشتی با رویکرد مراجعهکنندگان انجام گردید.
روش بررسی: این مطالعهی ترکیبی کمی-کیفی در سال ۱۳۹۹ انجام گردید. جامعه آماری پژوهش برای قسمت کیفی شامل خبرگان دانشگاهی و سازمانی به روش تکنیک دلفی ۲۰ نفر بود. برای قسمت کمی مراجعهکنندگان به مراکز بهداشتی۸۳۰ نفر، انتخاب شدند. روایی پرسشنامه از طریق روایی صوری، محتوا، سازهای و پایایی آن با آلفای کرونباخ ۰/۹۶ تایید گردید. دادههای کمی توسط نرمافزار سیستم معادلات ساختاری (EQS) Equations Structural System ورژن ۶/۱ با تحلیل عاملی تایید و با استفاده از معادلات ساختاری ارایه گردید.
یافتهها: با توجه به یافتههای ساختار عاملی در برندسازی خدمات بهداشتی شش محور اصلیِ جایگاه رقابتی، ارزش ویژه، قابلیت دسترسی، تثبیت برند در ذهن مراجعان و بازار، استراتژیهای برندسازی، ارتباط برند با مراجعان و بازار در برندسازی خدمات بهداشتی با ۱۹ حیطهی فرعی، انتظارات مراجعهکنندگان (RMSEA=۰/۰۹, SRMR=۰/۹ ,TLI=۰/۹, CFI=۰/۹) نشان داده شده را تایید کرد و از برازش خوبی برخوردار است. همسانی درونی آیتمها سطوح معنیداری داشتند(۰۵/P<۰).
نتیجه گیری: نتایج این مطالعه نشان میدهد که ۱۹ حیطهی فرعی، ساختار شش عاملی برندسازی خدمات بهداشتی را تایید میکنند که جزو محورهای تاثیرگذار در برندسازی از دیدگاه مراجعهکنندگان بود. ازآنجاییکه برندسازی خدمات بهداشتی موجب ارتقای کمیت و کیفیت خدمات ارایه شده در نظام سلامت میباشد، پیشنهاد میگردد با ایجاد نوآوری در کمیت و کیفیت خدمات ارایه شده، قابلیت دسترسی به خدمات سلامت، ایجاد مزیت رقابتی و توانمند نمودن کارکنان و ارتقای مهارتهای ارتباطی بتوان در برنامه ریزی برندسازی خدمات بهداشتی گام موثر برداشت.
سید امیر رضا نجات، محمود بیگلر، سیده بهاره کاشیان،
دوره 16، شماره 1 - ( فروردین 1401 )
چکیده
زمینه و هدف: سرمایه فکری با ماهیت دانش پایهای که دارد، منبعی نامشهود، راهبردی، منحصر بهفرد و دارای مزیت رقابتی است. هدف این پژوهش، بررسی وضع موجود بلوغ سرمایه فکری در حوزه مدیریت و برنامهریزی دانشگاه علوم پزشکی تهران است.
روش بررسی: این تحقیق از نظر هدف، کاربردی و با رویکردی کمی در سال ۱۴۰۰ انجام و برای گردآوری اطلاعات از پرسشنامه استفاده شده است. جامعه آماری، مدیران میانی و پایهی معاونت توسعهی مدیریت و برنامهریزی منابع بوده که با استفاده از جدول مورگان تعداد ۵۷ نفر بهصورت تصادفی ساده انتخاب و با آزمونهای آماری تی و ناپارامتری با استفاده از نرمافزار SPSS تحلیل شدهاست. روایی محتوایی پرسشنامه از طریق بررسی پیشینهی پژوهش و کسب نظرات خبرگان و برای سنجش پایایی از ضریب آلفای کرونباخ استفاده شده که مقدار آن ۰/۸۷۴ بهدست آمده است.
یافتهها: آزمونهای آماری t نشان میدهد که سطوح پنجگانهی بلوغ مدیریت سرمایه فکری از یک الگوی غیرخطی پیروی میکند و میزان تحقق ویژگیهای سطح آغازین یعنی فقدان شاخت سرمایه فکری، بالاتر از حد قابل قبول بوده ولی آزمون آماری سایر سطوح بلوغ شامل؛ مدیریتشده، تعریفشده، مدیریت کمیشده و بهینه در سطح معناداری ۰/۰۵ معنادار نیست.
نتیجهگیری: وضع موجود سرمایه فکری در جامعه مورد مطالعه مبیّن این است که مدیریت به اهمیت سرمایه فکری ناآگاه است و اقدامی برای پیادهسازی و اجرای فرایند مدیریت سرمایههای دانشی انجام نشده است. گرچه بسیاری از زیرساختهای لازم در معاونت وجود دارد با وجود این، درک ناکافی از قابلیتهای مدیریت سرمایه فکری بهعنوان منبعی راهبردی در این پژوهش مشهود است. سازمان برای رسیدن به سطح تعریف شده و سطوح بعدی، لازم است نسبت به شناسایی، فعالسازی و هدایت منبع نامشهود اهتمام داشته و سپس به کمیسازی، استانداردسازی و مدیریت کمی و تجزیه و تحلیل نقاط قوت و ضعف و در نهایت بهبود مستمر فرایندها و نوآوری تمرکز کند.
محمد حسینی کسنویه، مهسا محمودی نژاد، محمد ویسی، پویا هدایتی شهیدانی، علی طهماسبی،
دوره 16، شماره 5 - ( آذر 1401 )
چکیده
زمینه و هدف: این مطالعه با هدف بررسی اثر حضور پزشک در خطای ثبت کدهای جراحی توسط دستیاران جراحی و اثرات مالی ناشی از آن در بیمارستان رسول اکرم انجام شد.
روش بررسی: مطالعه ی حاضر از نوع توصیفی-تحلیلی و آینده نگر بوده و در بازه زمانی سه ماهه ی زمستان ۱۴۰۰ و از طریق جمع آوری داده ها در بیمارستان انجام شد. به جهت مقایسه ی کسورات با توجه به حضور یا عدمحضور پزشک، کارشناسی در اتاق عمل مستقر شد که اطلاعات را در فرم های مخصوص وارد کند و بدین صورت انواع کسورات برای هریک از وضعیت های مذکور مشخص شد. از آزمونT-Test برای تجزیه و تحلیل بین دو گروه(حضور و عدم حضور پزشک) استفاده شد و داده ها با استفاده از نرم افزارهای اکسل و SPSS تجزیه و تحلیل گردید.
یافته ها: تعداد ۳۰۱ پرونده در زمان حضور پزشک جراح و ۳۰۰ پرونده در زمان عدمحضور پزشک جراح بر اساس فرمول نمونه گیری کوکران بررسی گردید. تفاوت درصد کسورات پنهان در زمان حضور و عدمحضور پزشک جراح معنادار نبوده است(۰/۰۷۸P-value=). با وجود این، تفاوت درصد کسورات آشکار در زمان حضور و عدمحضور پزشک جراح معنادار بوده است(۰/۰۲۴P-value=). همچنین تفاوت هزینه ی کسورات آشکار در گروه های جراحی معنادار بوده است(۰/۰۰۱P-value<) اما تفاوت هزینه های کسور پنهان در صورت وجود یا نبود پزشک، معنادار نبوده است(۰/۴۳۵P-value=).
نتیجه گیری: حضور یا عدمحضور پزشک جراح در میزان خطا در ثبت کدهای جراحی توسط کمک جراح و در نتیجه در درصد و هزینه های کسورات اعمال جراحی و خصوصاً در کسورات آشکار حق العمل جراح اثر دارد. ازاینرو برنامه ریزی برای حضور پزشک در مواقعی که خطای ثبت کدها توسط کمک جراح منجر به کسورات آشکار می شود، می تواند به مستندسازی دقیقتر و در نتیجه کسورات کمتر ناشی از خطای ثبت کدها کمک کند.
رجبعلی درودی، محمود زمندی،
دوره 16، شماره 6 - ( بهمن 1401 )
چکیده
زمینه و هدف: نقش اطلاعات صحیح در تصمیمگیریها و اجرای برنامهها، ضرورت طراحی یک سیستم هزینهیابی مناسب را برجستهتر کرده است. هدف پژوهش حاضر برآورد هزینهی تمام شدهی تربیت دانشجو در گروه علوم مدیریت و اقتصاد سلامت دانشکده بهداشت دانشگاه علوم پزشکی تهران با استفاده از روش هزینهیابی بر مبنای فعالیت میباشد.
روشبررسی: پژوهش حاضر یک مطالعهی کاربردی-توصیفی از نوع مقطعی است. در این مطالعه، کلیه اطلاعات از طریق مصاحبه با هفت نفر از مسئولان و کارکنان مالی و اداری و همچنین با استفاده از اسناد قابل دسترس در دانشکده جمعآوری شد. برای تحلیل هزینهها، قسمتهای اداری و آموزشی به سه سطح شامل مراکز فعالیت بالاسری، میانی و نهایی طبقهبندی شدند و سپس با استفاده از مبناهای مناسب و با بهکارگیری نرم افزار مایکروسافت اکسل 2013 هزینههای مراکز فعالیت بالاسری، میانی و نهایی و در نهایت هزینه تمام شده هر دانشجو محاسبه شد.
یافتهها: در این مطالعه، مجموع هزینهی تمام شدهی تربیت هر دانشجوی دکتری و ارشد در گروه علوم مدیریت و اقتصاد سلامت بهترتیب حدود 1/95 میلیارد ریال و 376 میلیون ریال برآورد شد. بهطوریکه هزینهی هر سال تحصیل دانشجوی دکتری و ارشد بهترتیب حدود 433 و 150 میلیون ریال شد. از مجموع هزینههای گروه علوم مدیریت و اقتصاد سلامت فقط 22درصد از هزینهها مربوط به مراکز فعالیت بالاسری و میانی بود و 78% درصد از هزینهها، اختصاصی گروه علوم مدیریت بود که عمدهی آن هزینهها(97%) نیز مربوط به پرسنل به ویژه اعضای هیأتعلمی بود.
نتیجهگیری: هزینهی تمام شدهی تربیت دانشجو در مقطع دکتری بهدلیل ضریب مقطع بالا و در نتیجه افزایش وزن(سهم هزینه) رشته، ارایه کمک هزینهی تحصیلی از طرف وزارت بهداشت و دورهی تحصیل طولانیتر، حدود 5 برابر کارشناسیارشد برآورد شد. وزارت بهداشت و دانشگاهها میتوانند برنامههای پژوهشی هدفمند با کمک اعضای هیأتعلمی و دانشجویان تحصیلاتتکمیلی، مخصوصاً دانشجویان دکتری برای حل مشکلات و ارتقای سطح سلامت جامعه طراحی و اجرا کنند و بدینترتیب کارایی و بهرهوری منابع را افزایش دهند.
کیوان کرامتی، سینا ادیب، محمود احمدی همدانی، لیلا محمدنژاد نصرآبادی،
دوره 19، شماره 2 - ( 4-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: برونکوتیدی داروی گیاهی ایرانی برای مصرف انسانی و با خواص ضد سرفه و خلطآوری است. ایزوپروترنول آگونیست غیرانتخابی گیرندههای بتا آدرنرژیک است که گرچه تاکنون از آن بهعنوان دارو در مواردی نظیر مقابله با برادیکاردی استفاده شده، ولی برپایه نتایج حاصل از برخی پژوهشها مشخص گردیده است که ایزوپروترنول میتواند منجر به آسیبهای بافتی و تغییرات هماتولوژیکی نیز شود. هدف از این پژوهش، ارزیابی هماتولوژیکی تداخل اثر برونکوتیدی و ایزوپروترنول بود.
روش بررسی: این مطالعه از نوع تجربی بود. از ۱۸ سر موش صحرایی نر نژاد ویستار در ۳ گروه آزمایشی شامل کنترل، دریافتکنندهی ایزوپروترنول و نرمالسالین و دریافتکنندهی ایزوپروترنول و برونکوتیدی استفاده شد(هر گروه ۶ موش). در گروه کنترل مداخلهای صورت نگرفت. ایزوپروترنول بهصورت تزریقی در دو نوبت و نرمالسالین و برونکوتیدی به شکل خوراکی در پنج نوبت تجویز شدند. در پایان از موشها خونگیری شد و تعداد گلبولهای سفید، تعداد گلبولهای قرمز، درصد هماتوکریت، میزان هموگلوبین، میانگین حجم گلبولهای قرمز، میانگین غلظت هموگلوبین در گلبولهای قرمز و تعداد پلاکتها سنجیده شدند و تحلیل آماری دادهها از طریق آزمون آماری آنالیز واریانس یکطرفه با استفاده از نرمافزار SPSS انجام شد.
یافتهها: از نظر تعداد گلبولهای سفید تفاوت گروههای آزمایشی معنیدار نبود. گروه ایزوپروترنول و نرمالسالین از نظر تعداد گلبولهای قرمز، درصد هماتوکریت، میزان هموگلوبین و تعداد پلاکتها در مقایسه با گروه کنترل افزایش معنیداری داشت. تفاوت گروه ایزوپروترنول و برونکوتیدی از نظر تعداد گلبولهای قرمز، درصد هماتوکریت و تعداد پلاکتها در مقایسه با گروه کنترل معنیدار نبود. از نظر میزان هموگلوبین و میانگین غلظت هموگلوبین در گلبولهای قرمز گروه ایزوپروترنول و برونکوتیدی در مقایسه با گروه کنترل افزایش معنیداری داشت. از نظر میانگین حجم گلبولهای قرمز تفاوت گروههای آزمایشی معنیدار نبود. گروه ایزوپروترنول و نرمالسالین از نظر میانگین غلظت هموگلوبین در گلبولهای قرمز با گروه کنترل تفاوت معنیدار نداشت.
نتیجهگیری: بر مبنای یافتههای حاصل از این پژوهش میتوان نتیجه گرفت که برونکوتیدی نه تنها از برخی تغییرات هماتولوژیکی ناشی از ایزوپروترنول نظیر افزایش تعداد گلبولهای قرمز و پلاکتها جلوگیری میکند، بلکه میتواند از طریق افزایش قابل توجه در میزان هموگلوبین و میانگین غلظت هموگلوبین در گلبولهای قرمز، ظرفیت خون را از نظر اکسیژنرسانی نیز افزایش دهد. برونکوتیدی احتمالاً از طریق مقابله با استرس اکسیداتیو یا بهواسطه اثر مستقیم بر مغز استخوان موجب چنین اثراتی شده است که البته بهمنظور بررسی چنین احتمالاتی، انجام پژوهشهای تکمیلی ضروری است.
الهام مسرت، زینب محمدزاده، زهرا محمودوند، حسن صیامیان، پوریا تقیزاده، آزاده یزدانیان،
دوره 19، شماره 5 - ( 10-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: بهعنوان یک بیماری همهگیر، اپیدمی کووید-۱۹ تأثیرات گستردهای بر جامعه داشته است و نیاز به مدیریت مؤثر از طریق تشخیص بهموقع موارد، جداسازی زودهنگام و درمان را برجسته کرده است. پورتالهای وب بهعنوان یکی از مداخلات مؤثر فناوری اطلاعات و راهحلی برای مدیریت بحران مطرحشدهاند. هدف از این مطالعه بررسی پورتالهای مختلف وب پیادهسازی شده درزمینهی ۱۹-COVID است.
روش بررسی: در سال ۲۰۲۵، یک بررسی متون باهدف شناسایی مقالات مرتبط با استفاده از پورتالهای وب در زمینهی ۱۹-COVID انجام شد. کلمات کلیدی مانند فناوری اطلاعات، پورتال، کووید-۱۹ و دانشگاه برای جستجوی چندین پایگاه داده و موتورهای جستجو از جمله Scopus، PubMed، Science Direct، Web of Knowledge، Ovid Medline و Google Scholar در این بررسی استفاده شد. جستجوی متون چاپشده از سال ۲۰۱۹ تا ۲۰۲۵ به انجام رسید.
یافتهها: در ابتدا، ۱۰۵۸ مقاله بازیابی شد و پس از ارزیابی دقیق،۴۰ مقاله که مستقیماً مرتبط با موضوع پژوهش بود برای ورود به این مطالعه انتخاب شدند. این تجزیهوتحلیل چندین پورتال وب قابلتوجه را شناسایی کرد که در طول همهگیری ۱۹-COVID مستقرشده بودند و شامل پلتفرمهایی مانند COVIDome، Over COVID، پورتالهای تجسم تعاملی، پورتالهای اطلاعاتی خاص کشور، دستگاههای مبتنی بر پیشبینی، پورتالهای الکترونیکی برای شرایط پزشکی خاص، پلتفرمهای داده، پورتالهای استفادهی مجدد از دارو، تریاژ بیمار و ابزارهای زمانبندی، پورتالهای نقشهبرداری سلامت، قابلیتهای تلهمتری و کاربردهای اپیدمیولوژی میشدند. نتایج نشان داد که بیشترین تعداد مقالات مرتبط در سال ۲۰۲۰ منتشر شده است که عمدتاً در ایالات متحد آمریکا، عربستان سعودی و کانادا متمرکز بودهاند. بررسیهای عمیق نشان داد که پورتالهای وب مانند COVIDome و MyChart بهطور قابلتوجهی دسترسی بیماران به اطلاعات پزشکی و خدمات درمانی را تسهیل کردهاند. این پورتالها نه تنها اطلاعات به موقع در مورد واکسیناسیون و شیوع بیماری ارایه میدادند، بلکه نقش مهمی در تسهیل ارتباط مؤثر بین بیماران و ارایهدهندگان خدمات درمانی نیز ایفا میکردند. علاوه بر این، استفاده کلی از پورتالها در طول همهگیری ۱۰ برابر افزایش یافت، روندی که پس از آن نیز ادامه یافت. یافتهها همچنین شکافهای دیجیتالی موجود را برجسته نمودند، زیرا افراد با تحصیلات و سطح درآمد بالاتر از این پورتالها بیشتر بهرهمند شدند.
نتیجهگیری: اجرای موفقیتآمیز پورتالهای وب، مستلزم مدیریت و برنامهریزی مناسب، افزایش آگاهی در میان ذینفعان ازجمله سیاستمداران، متخصصان مراقبتهای بهداشتی و عموم مردم، آموزش کاربران، یکپارچهسازی اطلاعات جامع، رعایت استانداردها و ارزیابیهای دورهای است. این اقدامات برای بهینهسازی اثربخشی و سودمندی پورتالها ضروری میباشند.