33 نتیجه برای پرستار
ربابه اولادی قادیکلایی، حمید رواقی، سمیه حسام،
دوره 9، شماره 3 - ( 6-1394 )
چکیده
زمینه و هدف: قسمت بزرگی از خطاهای پزشکی را خطاهای دارویی تشکیل می دهد. برای پیشگیری از خطای دارویی درک صحیح از علل بوجود آورنده و گزارش آنها به خصوص در حوزه پرستاری ضروری است. هدف از این تحقیق، تعیین دیدگاه پرستاران نسبت به علل بروز خطاهای دارویی در بیمارستان های تخصصی و فوق تخصصی اطفال شهر تهران می باشد.
روش بررسی: در این پژوهش توصیفی- تحلیلی، جامعه ی مورد مطالعه را پرستاران شاغل در بیمارستان های آموزشی تخصصی و فوق تخصصی اطفال شهر تهران درسال 92 تشکیل می دادند. 294 پرستار در سه شیفت کاری که به صورت غیرتصادفی طبقه ای انتخاب شده بودند، به پرسش نامه ی اصلاح شده ی Gladstone همراه با عوامل دموگرافیک با روایی و پایایی تایید شده پاسخ دادند. از نرم افزار SPSS نسخه 16 جهت ارائه آمار توصیفی شامل فراوانی، درصد، میانگین و انحراف معیار، و آمار تحلیلی شامل آزمونهای من- ویتنی و کروسکال والیس استفاده لازم به عمل آمد.
یافته ها: شایعترین علل خطای دارویی به ترتیب خستگی پرستار، اشتباه پزشک در تجویز دارو، و ناخوانا بودن دستخط پزشک بود. مهمترین علل نبود گزارش خطای دارویی، ترس از واکنش مدیر پرستاری نسبت به خطای دارویی(74/9%) و ترس از واکنش همکاران بود. میانگین درصد خطای گزارش شده توسط پرستاران 42/52 درصد اعلام شد.
نتیجه گیری: ارتقای آگاهی در مورد انواع و علل خطاهای دارویی و نحوه ی گزارش دهی آن ها، و انجام مداخلات اصلاحی مبتنی بر علل، باید در مراکز بهداشتی درمانی و به خصوص بیمارستان های اطفال توسط کارکنان پرستاری نهادینه گردد.
طاهره شفقت، محمدکاظم رحیمی زارچی، دکتر زهرا کاوسی،
دوره 9، شماره 4 - ( 8-1394 )
چکیده
زمینه و هدف: هدف اصلی تمام سازمان ها، ارتقای کارایی و اثربخشی است. یکی از موانع ارتقای اثربخشی، فرسودگی شغلی است که به عنوان پیامد نهایی استرس شغلی در بسیاری از مشاغل از جمله پرستاری مشاهده می شود. لذا این پژوهش با هدف ارزیابی و تعیین فرسودگی شغلی با اثربخشی پرستاران در بیمارستان نمازی شهر شیراز انجام گرفت.
روش بررسی: مطالعه کاربردی حاضر به صورت توصیفی- تحلیلی و مقطعی انجام گرفت. جامعه پژوهش شامل تمام پرستاران شاغل در بخش های مختلف بیمارستان نمازی شیراز می باشد که با استفاده از نمونه گیری تصادفی طبقه ای، تعداد 245 نفر انتخاب شدند. ابزار جمع آوری داده ها شامل دو پرسش نامه ی فرسودگی شغلی ماسلاچ و اثربخشی سرجیووانی و همکاران بود. جهت تحلیل داده ها از نرم افزار SPSS استفاده شد و جهت ارائه آمار توصیفی از تعداد، درصد و میانگین و به منظور ارائه آمار تحلیلی از آزمون پیرسون بهره برداری لازم به عمل آمد.
یافتهها: پرستاران مورد مطالعه از نظر متغیرهای فرسودگی شغلی و اثربخشی فردی در سطح متوسط قرار داشتند. بین اثربخشی کل(0/005=P) و مولفه های آن شامل کسب هدف(0/004=p) و حفظ الگوی فرهنگی(0/000=p) با موفقیت فردی همبستگی مثبت مشاهده گردید. همچنین بین فرسودگی شغلی در پرستاران و اثربخشی آنان همبستگی منفی دیده شد(0/004=p).
نتیجهگیری: به نظر می رسد فرسودگی شغلی بر عملکرد اثربخش پرستاران تاثیرگذار باشد؛ لذا مدیران با ارایه برنامههایی در جهت کاهش فرسودگی شغلی و ابعاد آن، می توانند باعث افزایش اثربخشی و عملکرد کارکنان شوند.
محمد زکریا کیایی، محمد ازمل، فرامرز کلهر، الهام شاه بهرامی، دکتر روح اله کلهر،
دوره 9، شماره 5 - ( 11-1394 )
چکیده
زمینه و هدف: ارائه خدمات مراقبتی در بالاترین حد استانداردهای کمی و کیفی و مبتنی بر یافتهها و تحقیقات علمی از وظایف اصلی پرستاران است. هدف این مطالعه شناسایی و تعیین موانع اجرای نظام مبتنی بر شواهد در میان پرستاران بیمارستان های شهر قزوین در سال 1392 می باشد.
روش بررسی: مطالعهی مقطعی حاضر از نوع توصیفی تحلیلی بود که در میان 260 نفر از پرستاران شاغل در شش بیمارستان شهر قزوین به صورت مقطعی در سال 1392 انجام گردید. از پرسش نامه موانع استفاده از تحقیقات در پرستاران Funk و همکاران به عنوان ابزار پژوهش استفاده گردید. این ابزار چهار مانع عملکرد مبتنی بر شواهد شامل: ویژگیهای گیرنده، سازمان، نوآوری و ارتباطات را می سنجد. از آمار توصیفی و تحلیلی برای تحلیل داده ها استفاده شد.
یافتهها: میانگین کلی موانع عملکرد مبتنی بر شواهد در میان پرستاران 3/07 بود. در این میان، بعد سازمان و گیرنده به ترتیب دارای بیشترین و کمترین میانگین بودند. میان موانع عملکرد مبتنی بر شواهد و جنسیت رابطه آماری معنیداری وجود نداشت، اما میان بعد سازمان با سن، نوع استخدام و سابقه کار پرستاران رابطه آماری معنی داری مشاهده گردید.
نتیجهگیری: با توجه به اینکه "سازمان" به عنوان مهمترین مانع استفاده از تحقیق در عملکرد پرستاری شناخته شد، سیاست گذاران و مدیران باید به استفاده از تحقیق در عملکرد، استقرار فرهنگ تحقیق در سازمان، ایجاد زیر ساختهای مناسب و اختصاص زمان کافی برای دسترسی به شواهد برای کارکنان پرستاری توجه نمایند.
بهمن خسروی، دکتر مسلم شریفی، دکتر احمد فیاض بخش، دکتر مصطفی حسینی،
دوره 9، شماره 6 - ( 12-1394 )
چکیده
زمینه و هدف: یادگیری در محیطهای بهداشتی درمانی، که در آن دانش و مهارت به دلیل پیشرفتهای مداوم در علم و پزشکی میتواند به سرعت از رده خارج شود، ضروری است. یادگیری سازمانی، فرایندی است پویا که سازمان را قادر میسازد تا به سرعت با تغییر سازگاری یابد. هدف از این مطالعه، تعیین وضعیت یادگیری سازمانی در یک سازمان بهداشتی و درمانی بود.
روش بررسی: این مطالعه به صورت مقطعی و توصیفی در بین 200 نفر از پرستاران یک سازمان بهداشتی و درمانی دولتی در شهر تهران انجام شد. دادهها با استفاده از پرسشنامه ابعاد یادگیری سازمانی جمعآوری شد، و سپس با استفاده از روشهای آماری توصیفی، شامل فراوانی، درصد، میانگین، و انحراف معیار، ارائه شدند.
یافتهها: میانگین نمره کلی یادگیری سازمانی در سازمان مورد بررسی 0/69±3/36 بود که وضعیت نسبتاً خوبی را نشان داد. بین ابعاد مختلف سازمان یادگیرنده، بالاترین مقدار مربوط به یادگیری مداوم با میانگین(0/39±3/44)، و پایینترین مقدار مربوط به توانمندسازی کارکنان با میانگین(0/06±2/72) بود.
نتیجهگیری: میزان استقرار سازمان یادگیرنده و مولفههای آن در سازمان مذکور وضعیت مناسبی دارد. یافتههای این مطالعه، اطلاعات مفیدی در مورد حیطههایی از یادگیری که نیاز به بهبود دارند، برای مدیران این سازمان فراهم میکند.
فرشته فرزیان پور، سعیده انصاری نصرتی، عباس رحیمی فروشانی،
دوره 10، شماره 5 - ( 10-1395 )
چکیده
زمینه و هدف: نوبت کاری امروزه به عنوان یک عامل تهدید کننده ی سلامتی تلقی شده است. با توجه به اهمیت سلامتی پرستاران و تاثیر نوبت کاری بر سلامت جسمانی، روانی، عملکرد شغلی و ایمنی نوبت کاران از یک سو و نقش ویژگی های شخصیتی و سبک های مقابله ای در رویارویی پرستاران با نوبت کاری از سوی دیگر، این پژوهش به تعیین ارتباط نوبت کاری پرستاران با ویژگی های شخصیتی در بیمارستان های غیردولتی منتخب شهر تهران می پردازد.
روش بررسی: برای انجام این پژوهش توصیفی، مقطعی و کاربردی از پرسشنامه های استاندارد نوبت کاری و پرسشنامه استاندارد ویژگی های شخصیتی Eysenck استفاده شد که پس از تایید روایی و پایایی(آلفا کرونباخ 0/73) بین 305 نفر از پرستاران 6 بیمارستان غیر دولتی منتخب شهر تهران بر اساس روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای توزیع شد. تجزیه و تحلیل داده های پژوهش در دو سطح آمار توصیفی و استنباطی صورت گرفت.
یافتهها: 43/6 درصد از پرستاران شرکت کننده در مطالعه درون گرا و 56/4 درصد برون گرا بودند. نتایج نشان داد که بین سن و سلامت جسمی(0/008=P)، جنس و سلامت جسمی(0/015=P)، سطح تحصیلات و سلامت جسمی(0/014=P)، جنس و اضطراب شناختی- بدنی(0/006=P)، سن و موقعیت اجتماعی- خانوادگی(0/001=P)، ارتباط معناداری وجود دارد.
نتیجهگیری: برنامه ریزی مطابق با استانداردهای ساعت کاری پرستاران و اجتناب از اضافه کاری به خصوص در پرستارانی که سابقه کار بیشتری دارند، می تواند از عوارض شدید نوبت کاری پیشگیری کرده و سطح سلامت و در نهایت کیفیت مراقبت را ارتقا دهد.
شبنم قاسمیانی، ابوالقاسم پوررضا، محمود محمودی،
دوره 11، شماره 1 - ( 2-1396 )
چکیده
زمینه و هدف: تعارض پدیده ای طبیعی و غیرقابل اجتناب در هرسازمانی است. حیطه ی پرستاری به دلیل وجود استرس های محیطی، ماهیت کار و تنوع تعاملات، کارکنان و وظایف در مقابل تعارض آسیب پذیر است. هدف از این مطالعه تعیین سطح تعارض و استراتژی های مدیریت تعارض در بین پرستاران بیمارستان های منتخب دانشگاه علوم پزشکی تهران بود.
روش بررسی: روش پژوهش توصیفی- تحلیلی و از نوع مقطعی بود. نمونه ی مورد پژوهش به تعداد ۲۴۰ نفر بود که به روش نمونه گیری دو مرحله ای از پرستاران بیمارستان های عمومی دانشگاه علوم پزشکی تهران انتخاب شدند. برای گردآوری داده از پرسشنامه های سطح تعارض Dubrin و استراتژی های مدیریت تعارض Robbins استفاده شد و به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون کای دو و آزمون دقیق فیشر با اطمینان ۹۵% استفاده گردید.
یافته ها: سطح تعارض پرستاران در بیمارستان ها در حد متوسطی قرار داشت و پرستاران به ترتیب استراتژی راه حل گرایی، عدم مقابله جویی و کنترلی را به کار می بردند. در پژوهش حاضر، تنها بین سطح تعارض با گروه سنی پرستاران(۰/۰۴۸=p) رابطه ی معنی دار وجود داشت. بین سن و استراتژی کنترلی(۰/۰۰۶=p) و سابقه کار و استراتژی کنترلی(۰/۰۲۹=p) و سن و استراتژی راه حل گرایی(۰/۰۰۲=p) رابطه ی معنی دار مشاهده شد.
نتیجهگیری: تعارض، پدیده ای دوبعدی است که می تواند نتایج مثبت و منفی به دنبال داشته باشد؛ نحوه ی برخورد و مدیریت تعارض تعیین کننده ی پیامدهای آن است.
مژگان محمدی مهر، ساناز زرگر بالای جمع، سعید شیخی، داریوش رحمتی،
دوره 11، شماره 3 - ( 4-1396 )
چکیده
زمینه و هدف: تعهد سازمانی یکی از عناصر مهم در ارتقای کیفیت خدمات ارائه شده توسط افراد است و در حرفه ی پرستاری این امر از اهمیت بیشتری برخوردار است. از آنجایی که اخلاق حرفهای یکی از مهمترین متغیرها در موفقیت سازمان است، لذا مطالعه ی حاضر با هدف تعیین و تبیین رابطه ی اخلاق حرفه ای با تعهد سازمانی پرستاران طراحی گردیده است.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی تحلیلی به روش مقطعی انجام شد. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی پرستاران بیمارستان شهرستان های آبدانان، دهلران و دره شهر در استان ایلام بود(۱۹۸=N). حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران ۱۳۱ نفر بود که به روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. برای گردآوری داده ها از دو پرسشنامه ی اخلاق حرفه ای و تعهد سازمانی استفاده شد. داده ها از طریق آمار توصیفی و تحلیلی تجزیه و تحلیل گردید.
یافته ها: نتایج حاصل از آزمون همبستگی پیرسون نشان می دهد که میان اخلاق حرفه ای و تعهد سازمانی پرستاران رابطه ی مثبت و معنی داری(۰/۵۵۸=r و ۰/۰۱>p) وجود دارد. همچنین میان اخلاق حرفه ای با تعهد عاطفی(۰/۴۳۵=r و ۰/۰۱>p)، تعهد مستمر(۰/۵۰۶=r و ۰/۰۱>p) و تعهد هنجاری پرستاران(۰/۵۱۹=r و ۰/۰۱>p) رابطه ی مثبت و معنی داری وجود دارد.
نتیجه گیری: با عنایت به اینکه بین اخلاق حرفه ای و تعهد سازمانی ارتباط معناداری وجود دارد، لذا پیشنهاد می گردد مدیران و سیاستگذاران بیمارستان ها شرایط و بستر مناسب جهت رعایت معیارهای اخلاق حرفه ای در پرستاری را فراهم آورند و از این طریق کیفیت خدمات ارائه شده به بیماران را بهبود بخشند.
جیران زبردست، نیکزاد عیسی زاده، خورشید وسکویی اشکوری، ابوالفتح غفاری، فاطمه میربازغ،
دوره 11، شماره 5 - ( 10-1396 )
چکیده
زمینه و هدف: نقش آگاهی، نگرش و عملکرد پرستاران شاغل در مراکز درمانی نسبت به اصول اخلاق اسلامی در مراقبت های پرستاری قابل توجه می باشد، لذا در این مطالعه سطح آگاهی، نگرش و عملکرد پرستاران در مورد اصول اخلاق اسلامی مورد ارزیابی قرار گرفته است.
روش بررسی: در این بررسی مقطعی، آگاهی و نگرش ۵۵۱ پرستار برحسب متغیرهای سن، جنس، تحصیلات و نوع استخدام در بیمارستانهای دانشگاه علوم پزشکی تهران در سال ۱۳۹۴ به وسیله پرسشنامه ارزیابی گردید. پرسشنامه این مطالعه از طریق Focus group discussion (بحث گروهی و بارش افکار) تهیه شد، همچنین از استادان و صاحبنظران این رشته بهره گرفته شد و در نهایت میزان روایی سنجیده شد. پایایی پرسشنامه از طریق ارزیابی تست آلفا کرونباخ سنجیده شد. اطلاعات در SPSS آنالیز و مورد تحلیل آماری شد.
یافته ها: مطالعه ما نشان داده است که جنس زن، داشتن سابقه کاری ۲۰-۱۵ سال، نوع استخدام رسمی و داشتن سطح تحصیلات فوق لیسانس و بالاتر، با آگاهی، نگرش و عملکرد مرتبط می باشد. همچنین بر اساس نتایج این مطالعه ارتباط معنی داری بین سن و سطح آگاهی، نگرش و عملکرد را در مورد اصول اخلاق اسلامی به ویژه در دهه سنی ۵۰-۴۰ سال گزارش کرده است(۰/۰۵
نتیجه گیری: نگرش نسبت به اصول اخلاق اسلامی قوی ترین پیشگویی کننده در التزام به اخلاق در مراقبت می باشد، از اینرو آموزش این اصول به پرستاران می تواند نقش به سزایی در رعایت اخلاق در مراقبت از بیماران داشته باشد.
محمد ذوالعدل، ابوالفضل دهبانی زاده، عصمت نوحی،
دوره 12، شماره 2 - ( 4-1397 )
چکیده
زمینه و هدف: ارایه خدمات مراقبتی و درمانی ایمن توسط گروه های پزشکی به خصوص پرستاران یک وظیفهی قانونی و انسانی است. برنامه ریزی برای پیشگیری از خطاها اهمیت زیادی دارد و اولین گام در این زمینه شناسایی انواع خطا و نحوهی برخورد با خطا میباشد. به همین منظور این مطالعه با هدف بررسی میزان خطاهای پروسیجر و عمل و نحوهی مدیریت خطا در پرستاران بیمارستان شهید بهشتی یاسوج انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه از نوع توصیفی-مقطعی است و جامعه آماری آن تمامی پرستاران شاغل در بیمارستان شهید بهشتی یاسوج بود. ابزار مورد استفاده، پرسش نامه ای محقق ساخته بوده که روایی و پایایی آن(آلفا کرونباخ=81/0) تأیید شد و دادهها با استفاده از نرم افزارSPSS تحلیل گردید.
یافته ها: بر اساس یافتههای این پژوهش، 5/79 درصد پرستاران خطای پروسیجر و عمل داشتند. بیشترین خطا(203 مورد) در استفاده از تجهیزات پزشکی موجود در بخش بوده است. بیشترین شیوهی مدیریتی مورد استفاده، اطلاع به همکار و مشاوره با پزشک و کمترین مربوط به گزارش به بیمار بوده است.
نتیجه گیری: نتایج نشان داد که میزان خطاهای پروسیجر و عمل در پرستاران بالاست و مسئولان پرستاری ضمن برگزاری دورههای آموزشی باید در خصوص شناسایی و نحوهی برخورد پرستاران با خطاها اقدامات آموزشی لازم را انجام دهند.
مریم امینی، لیلا نظری منش، محمود محمودی مجد آبادی فراهانی،
دوره 12، شماره 6 - ( 12-1397 )
چکیده
زمینه و هدف: مشارکت بیمار یک مفهوم گسترده است و به عنوان یک موضوع مهم برای بهبود کیفیت خدمات و ایمنی بیماران محسوب میشود که مورد توجه مدیران بخش سلامت قرار گرفته است؛ لذا این مطالعه با هدف بررسی تمایل پرستاران به مشارکت بیمار در زمینه ایمنی بیمار در بیمارستان های تابع دانشگاه علوم پزشکی تهران در سال 97-96 انجام شده است.
روش بررسی: پژوهش حاضر یک مطالعه توصیفی-تحلیلی میباشد که اطلاعات به صورت مقطعی بر روی 220 نفر از پرستاران شاغل در بیمارستان های آموزشی و غیرآموزشی تابع دانشگاه علوم پزشکی تهران که به روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند، انجام شد. جهت جمع آوری اطلاعات نیز از پرسشنامه استاندارد Malfait و همکاران با عنوان PaCT-HCW استفاده گردید. داده ها در نرم افزار SPSS و با استفاده از آمار توصیفی و آزمون رگرسیون در سطح معناداری کمتر از 0/05 تجزیه و تحلیل شدند.
یافته ها: از بین ویژگیهای فردی و شغلی پرستاران مورد مطالعه، دو ویژگی شامل مدت سابقه کار در بیمارستان(P=0/043 ,B=0/0323)، مدت سابقه کار در بخش تخصصی محل خدمت(P=0/006 ,B=0/604) تأثیر مستقیم و ویژگی نوع بیمارستان محل خدمت(P=0/001 ,B=-8/182) تأثیر معکوس بر تمایل پرستاران به مشارکت بیمار در ایمنی بیمار داشته است.
نتیجه گیری: مدیران بخش سلامت بهتر است ضمن ایجاد تسهیلات لازم و توسعهی برنامه های آموزشی در زمینهی مشارکت بیمار با رویکرد ایمنی بیمار، نوع بخش تخصصی، مدت سابقه پرستاران و همچنین دیدگاه مدیریتی بیمارستان را نیز مدنظر قراردهند.
رضا سعادت مهر، آرام کریمیان، کامل عبدی، فرشته بخشیان، مهران ضرغامی،
دوره 17، شماره 1 - ( 1-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: بیماران مبتلا به سوختگی در هنگام تعویض پانسمان، سطوح بالایی از اضطراب پیشبینی شده را تجربه میکنند. یکی از روشهای کنترل این اضطراب، استفاده از روشهای طب مکمل است. مطالعهی حاضر با هدف مقایسهی اثربخشی آرامسازی پیشرونده و تکنیک تنفس شکمی بر اضطراب درد پانسمان سوختگی انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه از نوع کارآزمایی بالینی تصادفی با گروه کنترل بود. تعداد ۴۵ بیمار مراجعهکننده به بیمارستان سوختگی زارع ساری به روش نمونهگیری در دسترس انتخاب شدند و بهصورت تصادفی در سه گروه تقسیم شدند. گروه اول مداخلهی آرامسازی را دریافت کردند، گروه دوم مداخلهی تکنیک تنفسی را دریافت کردند و گروه شاهد، درمان استاندارد را دریافت کرد. جهت سنجش میزان اضطراب درد پانسمان سوختگی از ابزار اضطراب ناشی از درد پانسمان سوختگی (BSPAS: Burn Specific Pain Anxiety Scale) استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل دادهها از نرمافزار SPSS استفاده شد. از روشهای آماری توصیفی و تحلیل کواریانس و آزمون تعقیبی توکی جهت تجزیه و تحلیل اطلاعات استفاده شد.
یافتهها: براساس نتایج، ۲۸ درصد افراد شرکتکننده در مطالعه مجرد و ۷۲ درصد متاهل بودند. از لحاظ سنی بیشتر افراد شرکتکننده بین ۳۱ تا ۴۰ سال قرار داشتند. یافتهها نشان داد که میانگین سطح اضطراب درد در سه گروه آماری قبل از مداخله اختلاف معنیداری نداشت. اما میانگین اضطراب درد پانسمان سوختگی بعد از مداخله بین گروه آرامسازی و گروه شاهد(۰/۰۰۱>P) و گروه تکنیکهای تنفسی و گروه شاهد(۰/۰۰۱>P) اختلاف معناداری داشته است؛ بهگونهایکه میانگین اضطراب درد پانسمان سوختگی در گروه آرامسازی ۸/۶۰ واحد نسبت به گروه شاهد و در گروه تکنیکهای تنفسی ۱۱/۶۰ واحد نسبت به گروه شاهد کاهش یافته بود.
نتیجهگیری: استفاده از روشهای آرامسازی پیشرونده و تکنیک تنفسی که جزو روشهای غیردارویی بوده جهت کاهش اضطراب درد پانسمان در بیماران سوختگی پیشنهاد میشود. این روشها ساده و کم هزینه بوده و میتواند از پیامدهای اضطراب درد پانسمان بکاهد.
- زینب هاشم زاده، فرهاد حبیبی، حسین درگاهی، محمد عرب،
دوره 17، شماره 1 - ( 1-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: ارایه مراقبت در منزل به بیماران، روش جایگزین بستری در بیمارستان به خصوص برای بیماران مزمن است که میتواند بهعنوان یک رویکرد نوآورانه برای بهبود ارایه مراقبت و کاهش هزینههای ناشی از بستریشدن مجدد در بیمارستانها اجرا شود. پژوهش حاضر با هدف بررسی مزایا و چالشهای اجرای طرح مراقبت در منزل پس از ترخیص از بیمارستان از دیدگاه دریافتکنندگان و ارایهدهندگان مراقبت سلامت در سطح دانشگاه علوم پزشکی تهران در سال ۱۴۰۰ انجام شده است.
روش بررسی: مطالعهی حاضر یک پژوهش کاربردی است که بهصورت کیفی با استفاده از مصاحبههای ساختاریافته و نیمه ساختاریافته انجام شد. جامعهی پژوهش شامل مسئولان اجرای این طرح در سطح وزارت بهداشت و دانشگاه، مجریان این طرح در ۴ بیمارستان، ۵ موسسه ارایهکنندهی خدمات مراقبت در منزل، و همراهان بیماران بودند. تعداد ۲۸ نفر از جامعه پژوهش با استفاده از روش نمونهگیری هدفمند و گلوله برفی وارد مطالعه شدند. برای تحلیل دادههای مصاحبه از روش تحلیل محتوایی استفاده شد. از نرمافزار MAXQDA۲۰۲۰ جهت دستهبندی دادهها بهرهبرداری گردید.
یافتهها: بر اساس یافتههای این پژوهش و پس از انجام تحلیل محتوا، نتایج بهدست آمده به دو دسته مزایا و چالشهای طرح مراقبت در منزل پس از ترخیص از بیمارستان طبقهبندی گردید. در مجموع ۶۱ کد باز استخراج شد؛ بهطوریکه ۲۷ کد به شناسایی ۵ تم(شامل بهبود ارایه خدمت، کاهش هزینهها، تحقق اهداف سلامت، مزایای فرهنگی و اجتماعی، فراهم بودن زیرساختهای لازم) در قسمت مزایا و ۳۴ کد به شناسایی ۷ تم(شامل سیاستگذاری، قانونی و اخلاقی، اقتصادی، نیروی انسانی، فرهنگی-اجتماعی-ارتباطی، محدودیت در ارایه خدمت و محدودیتهای زمانی و مکانی) در قسمت چالشها انجامید.
نتیجهگیری: نتایج این پژوهش نشان داد که ارایه خدمات مراقبت در منزل پس از ترخیص از بیمارستان در تکمیل فرایند ارایه خدمات درمانی نقش مهمی دارد. میتوان گفت ارایه خدمات مراقبت در منزل پس از ترخیص از بیمارستان باعث بهبود ارایه خدمت، کاهش هزینهها و تحقق اهداف سلامت میشود و از طرف دیگر در حوزههای سیاسی، قانونی، اقتصادی و فرهنگی چالشهایی در مسیر اجرای بهینهی این طرح وجود دارد. بنابراین برنامهریزی برای ارزیابی و حل مشکلات پیشروی این خدمات امری ضروری است.
علیرضا جعفرخانی، بهزاد ایمنی، سینا قاسمی،
دوره 18، شماره 4 - ( 7-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: امروزه بخش مهمی از جراحیهای انجام شده در اتاقعمل مربوط به جراحیهای اورژانسی است. جراحیهایی که بهطورکلی در مقابل شرایط حاد تهدیدکنندهی حیات، ضرورت پیدا میکند. امروزه باتوجه به افزایش آمار جراحیهای اورژانسی انجام شده در بیمارستان و همچنین ماهیت چالش برانگیز این جراحیها، مشکلات متعددی برای اتاقعمل به وجود آمده است. این مطالعه با هدف تبیین تجربهی زیستهی پرستاران اتاقعمل از چالشهای بهوجود آمده بهدنبال پذیرش بیماران اورژانسی صورت گرفت.
روش بررسی: این پژوهش یک مطالعهی کیفی است که به روش پدیدارشناسی توصیفی در سال ۱۴۰۲ در کلیه بیمارستانهای وابسته به دانشگاه علوم پزشکی همدان انجام شد. نمونههای این مطالعه به روش نمونهگیری هدفمند و گلوله برفی انتخاب شدند. در این پژوهش، دادهها از طریق انجام ۱۰ مورد مصاحبهی نیمه ساختاریافته با پرستاران اتاقعمل جمعآوری گردید. تجزیهوتحلیل دادههای بهدستآمده جهت تعیین طبقات اصلی و فرعی با استفاده از روش کلایزی صورت گرفت.
یافتهها: نتایج این مطالعه نشان داد که میانگین سنی افراد مصاحبه شوندگان ۴۶/۲ سال و میانگین سابقه کاری آنان ۱۸/۵ سال است. بعد از تجزیه و تحلیل مصاحبهها مشخص شد که چالشهای بهوجود آمده بهدنبال پذیرش بیماران اورژانسی از منظر تجارب پرستاران اتاقعمل، در سه مضمون اصلی و ۱۰ مضمون فرعی طبقهبندی میشود. مضامین اصلی این مطالعه شامل تدارکات و زیرساختهای اتاقعمل(محدودیت های ساختاری اتاقعمل، تأمین نیروی انسانی در اعمال جراحی اورژانسی، تأمین تجهیزات و ابزارهای مورد نیاز عمل جراحی و اهمالکاری در ارایه به موقع خدمات درمانی)، خطرات بالینی حین عمل جراحی(تهدید ایمنی بیمار، بیتوجهی به رعایت اصول استریلیته و وضعیت جسمی منحصر به فرد بیمار) و هماهنگی و ارتباطات(تعامل غیر سازنده جراح با پرسنل، رفتارهای نامتعارف همراهان در اتاقعمل و پشتیبانی ناکافی بیمار توسط دیگران) تقسیمبندی میشود.
نتیجهگیری: برای پیشگیری از چالشها، شناسایی زودهنگام آنها ضروری است. با برنامهریزی و اجرای اقدامات پیشگیرانه، ارتقاء آموزش پرستاران، بهبود زیرساختها و تقویت همکاریهای بینبخشی، میتوان ضمن بهبود کیفیت عملهای جراحی اورژانسی رضایت بیماران را نیز افزایش داد.
زهره عباس زاده مولایی، آیین محمدی، منیژه هوشمندجا،
دوره 18، شماره 5 - ( 9-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: با پیشرفت فناوری اطلاعات در قرن جدید، تغییراتی در عرصههای زندگی تجربه میشود که یکی از بازتابهای آن در حوزه آموزش، الکترونیکی شدن آزمونهاست که بهعنوان جایگزین آزمونهای مداد کاغذی استفاده میشود. موفقیت آموزش مجازی بدون در نظر گرفتن دیدگاه افراد نسبت به آن، امکانپذیر نیست. هدف از این مطالعه بررسی نگرش و عملکرد دانشجویان در آزمونهای مجازی و ارتباط آن با پیشرفت تحصیلی است.
روش بررسی: این پژوهش یک مطالعهی آمیخته(کیفی-کمی) است. ابتدا، کلیه مقالات مرتبط در بانکهای اطلاعاتی ERIC، PubMed، ScienceDirect و موتور جستجوی Google scholar، در بازه زمانی ۲۰۰۰ تا ۲۰۲۲ استخراج شدند و با استفاده از نتایج آن پرسشنامه نگرش و عملکرد، طراحی و روانسنجی شد. سپس دانشجویان پرستاری و مامایی دانشکده نسیبه ساری در مقطع کارشناسی و کارشناسیارشد با روش سرشماری پرسشنامه را تکمیل کردند. ۲۰۵ پرسشنامه تکمیل شده با نرمافزار SPSS با استفاده از آمار توصیفی(میانگین و انحرافمعیار) و استنباطی(آزمون تی) تجزیهو تحلیل شدند.
یافتهها: با تحلیل محتوای متون ۱۵ مقالهی انتخاب شدهی نهایی، مؤلفههای استخراج شده بهصورت ۱۲ آیتم استخراج شدند. پرسشنامهی اولیه با ۲۸ سوال در ۱۲ مولفهی استخراجی طراحی شد. سنجش روایی صوری با استفاده از نظرات متخصصان انجام و اصلاحات اعمال شد. برای روایی محتوایی از دو ضریب شاخص روایی محتوا (CVI) و نسبت روایی محتوا (CVR) استفاده شد. پرسشنامه نهایی شامل ۲۲ گویه با طیف لیکرت پنج درجهای از کاملاً موافقم(امتیاز ۵) تا کاملاً مخالفم(امتیاز ۱) با میزان همسانی درونی پرسشنامه ۰/۶۹ بهدست آمد. تحلیل عاملی اکتشافی نشان داد که پرسشنامه دارای شش عامل اعتبار و درستی، مشکلات فنی، نوع سوال و اعلام نتایج، تکنیک و سادگی، انگیزه و اضطراب و سرعت و ثبت خطا میباشد که در مجموع ۶۰/۸۸ درصد از واریانس را تبیین میکند. نتایج همبستگی نشان داد رابطهای بین نگرش و عملکرد دانشجویان نسبت به آزمونهای مجازی و پیشرفت تحصیلی مشاهده نشد(۰/۰۵۵=r و ۰/۴۳۲=P.value) ولی تفاوت بین گروههای زن و مرد، کارشناسی و کارشناسیارشد رشته پرستاری و مامایی و ترم تحصیلی معنیدار بود.
نتیجهگیری: ابزار سنجش نگرش و عملکرد دانشجویان نسبت به آزمونهای مجازی، دارای روایی و پایایی قابل قبولی است. از این ابزار میتوان برای بررسی و برنامهریزی برای بهبود آزمونهای مجازی دانشگاه استفاده کرد.
مریم کاتبی، مسعود بحرینی، راضیه باقرزاده، شهناز پولادی،
دوره 18، شماره 6 - ( 12-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: مدیران پرستاری برای کاهش چالشهای تصمیمگیری و مشکلات سیستمیک از هوش مدیریتی بهره میبرند. هوش هیجانی، یکی از مؤلفههای کلیدی هوش مدیریتی، نقش مهمی در عملکرد شغلی و رهبری دارد. این توانایی به مدیران کمک میکند تا احساسات خود و دیگران را درک کرده و ارتباطات مؤثرتری برقرار کنند. مدیران در محیطهای پیچیده مانند بیمارستانها، همچنین نیاز به تفکر سیستمی دارند. تفکر سیستمی به مدیران امکان میدهد تا مشکلات را به شیوهای جامع و یکپارچه حل کنند و دقت و کارآیی تصمیمگیریها را بهبود بخشند. این مطالعه با هدف تعیین ارتباط هوش هیجانی و تفکر سیستمی در مدیران پرستاری بیمارستانهای تابع دانشگاه علوم پزشکی استان بوشهر انجام شده است.
روش بررسی: مطالعهی حاضر یک مطالعهی توصیفی-تحلیلی از نوع همبستگی میباشد. تعداد ۱۴۵ نفر از مدیران پرستاری شاغل در بیمارستانهای وابسته به دانشگاه علوم پزشکی استان بوشهر بر اساس معیارهای ورود و به روش تمامشماری وارد مطالعه شدند. جهت جمعآوری دادهها از فرم اطلاعات جمعیتشناختی، پرسشنامهی هوش هیجانی Bradberry و Greaves و پرسشنامهی تفکر سیستمی امینی و همکاران استفاده شد. دادهها با استفاده از نرمافزار SPSS و با روشهای آمار توصیفی(فراوانی، میانگین و انحرافمعیار) و آمار استنباطی (آزمون همبستگی پیرسون) تجزیه و تحلیل گردید. سطح معنیداری در تمام موارد کمتر از ۰۵/۰ در نظر گرفته شد.
یافتهها: در این مطالعه ۱۴۵ مدیر پرستاری شرکت کردند که ۸۸/۳ درصد زن، ۸۴/۸ درصد متأهل و ۸۷/۶ درصد دارای مدرک کارشناسی پرستاری بودند. همچنین میانگین سنی و میانگین سابقهکاری در پست مدیریتی شرکتکنندگان بهترتیب ۶/۳۷±۴۱/۹۳ و ۶/۵۲±۸/۶۸ بر حسب سال بود. میانگین نمره مؤلفه هوش هیجانی مدیران پرستاری ۱۱/۸۴±۱۳۰/۸۱(دامنه نمره: ۱۶۸-۲۸) و میانگین نمره تفکر سیستمی آنها ۵/۹۰±۴۳/۳۰(دامنه نمره: ۵۶-۸) بوده است. هوش هیجانی ارتباط مثبتی با تفکر سیستمی داشت(۰/۰۰۱>P ؛۰/۳۶۵=r) اما پیشبین مثبتی برای تفکر سیستمی نبود(۰/۱۴۶=P ؛۰/۱۳۱=β).
نتیجهگیری: باتوجه به وجود همبستگی مثبت بین هوش هیجانی و تفکر سیستمی بهعنوان یکی از شایستگیهای ضروری مدیریت، پیشنهاد میشود که آموزش این مهارتها در برنامههای آموزش مداوم پرستاران و مدیران پرستاری به منظور تقویت هوش هیجانی مدیران و بهکارگیری راهبردهای سیستمیک در مدیریتهای پرستاری در نظر گرفته شود.
محمد قاسم بندی، سمانه دهقان ابنوی، نگین لارتی، فوزیه حموله طهماسبی، جابر ذبیحی راد،
دوره 19، شماره 1 - ( 2-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: یکی از شایعترین اختلالات اسکلتی عضلانی در بین پرستاران اتاقعمل کمردرد است که مطالعات متعددی علل و عوامل مؤثر بر آن را بهخوبی تببین کردهاند. اما مطالعاتی با تأکید بر مشخصات و ابعاد کمردرد و ارتباط آن با عوامل مؤثر بر آن انجام نشده است. ازاینرو هدف از این مطالعه بررسی شیوع عارضهی کمردرد و ویژگیهای آن مانند طول مدت کمردرد و شدت کمردرد و ارتباط آنها با مشخصات دموگرافیک پرستاران اتاقعمل میباشد.
روش بررسی: این مطالعهی مقطعی بر روی ۳۵۰ نفر از پرستاران اتاقعمل در بیمارستانهای آموزشی اهواز در ایران در سال ۱۴۰۲ انجام شد. جمعآوری دادهها با استفاده از پرسشنامهای شامل دو بخش اطلاعات دموگرافیک و مشخصات کمردرد(نوع، شدت و طول مدت کمردرد) انجام گرفت. دادهها با استفاده از نرمافزار SPSS مورد تجزیه و تحلیل گردید.
یافتهها: ۶۴/۸% افراد زن، ۶۳/۵% متأهل و میانگین سنی آنها ۷/۰۲±۳۳/۸۳ سال بود. شیوع کمردرد در بین آنها ۷۴/۳% بود. در ۶۰/۷% مواردی که کمردرد داشتند، اولین تجربهی کمردرد در ۵ سال گذشته بوده است. بیشترین تشخیص کمردرد اختلالات عضلانی(۲۹/۹%)بود. همچنین ۵۷/۳% از آنها فقط درد در ناحیه کمر و ۴۲/۷% از آنها مبتلا به کمردرد منتشر به پا بودند. از نظر مشخصات کمردرد بین طولمدت و شدت کمردرد با اطلاعات دموگرافیک ارتباط آماری معناداری مشاهده نشد(۰/۰۵>P). بین نوع کمردرد با جنسیت و سطح تحصیلات و همچنین بین طول مدت کمردرد و شدت کمردرد ارتباط آماری معناداری یافت شد(۰/۰۵>P).
نتیجهگیری: یافتههای این مطالعه نشان داد که شیوع کمردرد در پرستاران اتاقعمل بالاست و تفاوتهایی در نوع کمردرد بر اساس جنسیت و سطح تحصیلات مشاهده شد که میتواند ناشی از تفاوت فردی باشد. همچنین، رابطهی معناداری بین طول مدت کمردرد و شدت آن ممکن است نشاندهندهی تأثیر طول دورهی کمردرد بر شدت آن باشد که ارایه مشاورهها و برنامههای درمانی برای پرستاران که در مراحل اولیه کمردرد هستند، پیشنهاد میگردد.
حمیدرضا خاکره، محمدرضا یزدانخواه فرد، مسعود بحرینی، نیلوفر معتمد،
دوره 19، شماره 3 - ( 6-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: با پیشرفت فناوری اطلاعاتوارتباطات، سلامت از راه دور بهعنوان شکل جدیدی از ارایه مراقبتهای مرتبط با سلامت بهسرعت توسعهیافته است. پرستاری از راه دور بهعنوان زیرمجموعهای از سلامت از راه دور، امکان ارایه هماهنگی و مدیریت مراقبتها را از طریق فناوریهای ارتباطی برای پرستاران فراهم میکند. باوجود پتانسیل بالای این فناوری، پذیرش آن در ایران محدود بوده و نیاز به بررسی عوامل تأثیرگذار دارد. هدف این مطالعه، بررسی ارتباط بین ویژگیهای جمعیتشناختی شامل سن، جنسیت، وضعیت تأهل، سطح تحصیلات، سابقه اشتغال، عنوان شغلی، بیمارستان محل خدمت، تجربهی مصاحبهی تلفنی، داشتن تجربهی پاسخگویی به درخواست مشاوره تلفنی، داشتن دانش و تجربهی استفاده از سیستم پرستاری از راه دور با قصد رفتاری پرستاران در پذیرش و استفاده از این فناوری است.
روش بررسی: این پژوهش توصیفی-تحلیلی در سال ۱۴۰۲ بر روی ۲۸۱ پرستار از دو بیمارستان آموزشی دانشگاه علوم پزشکی بوشهر بهصورت تمامشماری انجام شد. ابزار گردآوری دادهها شامل پرسشنامهی اطلاعات جمعیتشناختی و پرسشنامهی Chang و همکاران(حیطهی قصد رفتاری) بود. پایایی حیطهی قصد رفتاری پرسشنامه با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ ۰/۷۳ بهدست آمد. تجزیهوتحلیل دادهها با استفاده از آمار توصیفی(شامل میانگین و انحرافمعیار) و آزمونهای استنباطی(شامل آزمون یومنویتنی، کروسکالوالیس و ضریب همبستگی اسپیرمن) به کمک نرمافزار SPSS صورت پذیرفت. سطح معنیداری در تمامی موارد کمتر از ۰/۰۵ در نظر گرفته شد.
یافتهها: میانگین سنی شرکتکنندگان ۷/۴۶±۳۳/۳۰ سال بود. واکثر آنان زن و متأهل بودند. بین برخی خصوصیات جمعیتشناختی پرستاران و قصد رفتاری آنان برای بهکارگیری پرستاری از راه دور ارتباط معنیداری وجود داشت. وضعیت تأهل(۰/۰۳۶=r=۰/۱۳ ،P)، تجربه مصاحبه تلفنی با بیمار(۰/۰۰۱=r=۰/۲۰ ،P)، تجربه پاسخگویی بهدرخواست مشاوره تلفنی از سوی بیمار یا خانواده(۰/۰۲۸=r=۰/۱۳ ،P)، برخورداری از دانش و اطلاعات راجع به پرستاری از راه دور(۰/۰۰۱>r=۰/۲۶ ،P) و تجربه استفاده از سیستم پرستاری از راه دور (۰/۰۰۱>r=۰/۳ ،P) همگی ارتباط معنیدار را با قصد رفتاری پرستاران نشان دادند.
نتیجهگیری: پرستاری از راه دور یکی از فناوریهای نوین قرن حاضر است که میتواند راهکاری مؤثر برای رفع چالشهای نظام سلامت باشد. نتایج مطالعه، نشان داد که برخی خصوصیات فردی با قصد رفتاری پرستاران برای بهکارگیری این فناوری ارتباط دارند. برای ترویج این فناوری، برنامههای آموزشی هدفمند و سیاستهای حمایتی که به این عوامل بپردازند، ضروری است.
افضل شمسی، مصعب قادری، سجاد میرزایی،
دوره 19، شماره 3 - ( 6-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: یکی از مخاطرات حرفهی پرستاری، مخاطرات روانی اجتماعی بوده که بر روی سازگاری و در نتیجه تابآوری آنها تأثیر میگذارد. این مخاطره در شرایط خاصی مانند پاندمی کووید ۱۹ میتواند تأثیر عمیقتری داشته باشد؛ بر این اساس مطالعهی حاضر با هدف«تعیین ارتباط تابآوری و اطلاعات جمعیتشناختی در پرستاران شاغل در بخشهای ویژه کووید-۱۹» انجام شد.
روش بررسی: پژوهش حاضر از نوع مطالعهی توصیفی-تحلیلی مقطعی بوده و بین ۱۲۸ نفر از پرستاران شاغل در بخشهای ویژه کووید-۱۹ بیمارستان ضیائیان در سال ۱۴۰۰ انجام شد. نمونهها به روش دردسترس بر اساس معیارهای ورود به مطالعه، انتخاب شدند. دادهها با استفاده از پرسشنامههای دموگرافیک و پرسشنامهی استاندارد تابآوری Connor و Davidson جمعآوری شدند. نمره این پرسشنامه بین صفر تا ۱۰۰(نقطه برش ۵۰) است که نمرهی بالاتر از ۵۰ نشانگر افراد دارای تابآوری است. این پرسشنامه توسط محققان ایرانی ترجمه و اعتباریابی شده است. روایی محتوای آن ۰/۸۲ و پایایی آن بر اساس آلفای کرونباخ ۰/۷۴ تا ۰/۹ جهت همه زیر مقیاسها تعیین و تأیید شد. سپس با نرمافزار SPSS با کمک آزمونهای آماری توصیفی و استنباطی تجزیهو تحلیل گردید. مقدار P-Value کمتر از ۰/۰۵ بهعنوان سطح معنیدار درنظر گرفته شد.
یافتهها: میانگین سنی افراد ۷/۲۲±۳۵/۵۹ سال بود. بیشترین درصد پرستاران مرد(۶۱/۷ درصد) و متأهل(۸۹/۸ درصد) بودند. میانگین نمره تابآوری در پرستاران ۵/۶۸±۳۷/۲۵ بود که باتوجه به نقطه برش ۵۰ میزان تابآوری بسیار پایین است. نتایج حاصل از رگرسیون خطی نشان داد که بهترتیب عوامل سابقهکار(P=۰/۰۰۰ ،β=۰/۴۸۵)، شیفتکاری(P=۰/۰۸۴ ،β=۰/۲۳۳) و نوع استخدام(P=۰/۰۲۱ ،β=۰/۱۸۹) دارای قدرت پیشبینی معناداری برای تابآوری کلی میباشند؛ بدینمعنیکه پرستاران دارای شیفتکاری ثابت، سابقهکار بالاتر و استخدام رسمی یا پیمانی، دارای قدرت تابآوری بیشتری هستند. این تحلیل نشان داد که این متغیرها در مجموع ۲۶ درصد از واریانس متغیر تابآوری کلی را پیشبینی میکنند.
نتیجهگیری: در نهایت نتایج این مطالعه نشان داد که تابآوری پرستاران شاغل در بخشهای ویژه کووید-۱۹ پایین بود. عواملی مانند سابقه خدمتی، شیفتکاری و وضعیت استخدام بر تابآوری آنها مؤثر بود. بر این اساس برنامهریزی در جهت ارتقای سطح تابآوری پرستاران بهویژه در شرایط بحرانی ضرورت دارد.
فاطمه نجفی، هومن شهسواری، گلنار قانع، زهرا زارع،
دوره 19، شماره 3 - ( 6-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: تضمین کیفیت و حفظ ایمنی بیمار در مراقبتهای پرستاری یکی از چالشهای اساسی و مهم در حرفهی پرستاری بهشمار میرود. بنابراین وجود یک ابزار بومی و معتبر برای ارزیابی پدیده«مراقبت پرستاری از دسترفته» میتواند به شناسایی اقدامات و شرایطی که منجر به نتایج منفی در مراقبت از بیمار میشوند کمک شایانی نماید. بنابراین، هدف از مطالعهی حاضر، بومیسازی و روانسنجی نسخهی ایرانی ابزار مراقبت پرستاری از دسترفته میباشد.
روش بررسی: ترجمه و تست روانسنجی ابزار مراقبت پرستاری از دسترفته در ۶ مرحله شامل: ترجمه از زبان اصلی به زبان فارسی، مقایسهی دو نسخهی ترجمه شدهی ابزار، ترجمه برگشتی، مقایسهی دو نسخهی ترجمه برگشتی و نسخهی زبان اصلی، تست آزمایشی نسخه پیش نهایی در زبان مقصد با نمونهی تکزبانه و در نهایت، تحلیل روانسنجی کامل نسخهی پیشنهایی شامل روایی صوری، محتوا، سازه و پایایی انجام شد. این مراحل در نمونهای شامل ۳۳۰ نفر از پرستاران بیمارستانهای دانشگاه علوم پزشکی تهران به کار گرفته شد.
یافتهها: تعداد افراد شرکتکننده در مطالعه حاضر ۳۳۰ نفر میباشد که بیشتر زن بوده و در شیفتهای چرخشیکاری حضور داشتند. نیمی از افراد در محدوده سنی ۲۵ تا ۳۴ سال قرار داشتند و بیشترین طول مدت اشتغال در حرفه پرستاری مربوط به محدوده بالاتر از ده سال بود(۱۰۰ نفر(۳۰/۳ درصد)). همچنین بیش از نیمی از شرکتکنندگان دارای مدرک لیسانس پرستاری بودند و اکثریت بیش از ۳۰ ساعت در هفته کار میکردند(۳۱۶ نفر(۹۵/۸ درصد)). آلفای کرونباخ برای کل ابزار برابر با ۰/۸۹ و برای ابعاد قسمت ب ابزار بین ۰/۷۹ تا ۰/۹۳ بهدست آمد. نتایج ضریب همبستگی پیرسون برای بازآزمون قسمت الف ابزار(مراقبت پرستاری از دسترفته حاوی فهرستی از اقدامات پرستاری)، برابر با ۰/۸۳ و برای قسمت ب(علل مراقبت پرستاری از دسترفته) ابزار۰/۸۰ بود. همچنین، نتایج تحلیل عاملی تأییدی نشاندهنده برازش مناسب و مطلوب برای سه بعد قسمت ب ابزار بر اساس شاخصهای کلی برازندگی بود. در مجموع، این یافتهها شواهدی برای اعتبار سازهای و پایایی قوی ابزار ارایه میدهند و از مناسب بودن آن برای ارزیابی مراقبتهای پرستاری از دسترفته در محیطهای بالینی پشتیبانی میکنند.
نتیجهگیری: با توجه به نقش حیاتی پرستاران در سیستم بهداشت و درمان، فراهم آوردن مراقبتهای پرستاری با کیفیت و ایمنی بالا اهمیت بیشتری مییابد. افزایش جمعیتهای متنوع در سراسر جهان نشاندهندهی نیاز شدید محققان و مراقبان سلامت به دسترسی به ابزارهای معتبر بین اقشار مختلف فرهنگی و یا به زبانهای متفاوت است. نسخهی ایرانی«ابزار مراقبت پرستاری از دسترفته» ابزاری معتبر است که دارای همسانی درونی در دامنهی قابلقبول، تکرارپذیری در دفعات آزمون خوب و اعتبار کافی به علت دارا بودن همبستگی با نسخهی اصلی است. استفاده از این ابزار میتواند در شناسایی عوامل مرتبط با کاهش کیفیت مراقبت و طراحی مداخلات تأثیرگذار و یا تعدیلکنندهی این پدیدهی پیچیده نقش مؤثری داشته باشد.
مریم امیرشکاری، سیده مریم سیدی، فائزه فخری، محسن یغمائی،
دوره 19، شماره 4 - ( 8-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: تحویل شیفت یکی از فرایندهای کلیدی در محیطهای درمانی است که طی آن، مراقبت از بیمار از یک تیم درمانی به تیم شیفت بعدی منتقل میشود. ضعف در این فرایند، بهویژه در محیطهای پرتنش مانند اتاقعمل، ممکن است موجب کاهش کیفیت انتقال اطلاعات و نارضایتی پرسنل شود. این مطالعه با هدف تعیین تأثیر مدل استاندارد ارتباطی SBAR بر کیفیت فرایند تحویل شیفت و رضایت پرسنل اتاقعمل انجام شد.
روش بررسی: این پژوهش نیمهتجربی با طرح پیشآزمون-پسآزمون در سال ۱۴۰۲ در بیمارستان امامخمینی(ره) جیرفت انجام شد. نمونهگیری بهصورت سرشماری انجام گرفت و در مجموع ۶۶ نفر از پرسنل اتاقعمل در مطالعه شرکت داشتند. مداخلهی آموزشی در قالب یک جلسهی دو ساعته(شامل آموزش نظری و عملی) درباره مدل SBAR اجرا گردید. برای گردآوری دادهها، از چکلیست استاندارد CEX جهت سنجش کیفیت فرایند تحویل شیفت و از نسخه ویرایششده پرسشنامهی Petrovic برای ارزیابی رضایت پرسنل استفاده شد. روایی و پایایی ابزارها تأیید گردید. تحلیل دادهها با استفاده از نرمافزار SPSS و آزمون تیزوجی انجام شد. سطح معناداری کمتر از ۰۵/۰ در نظر گرفته شد.
یافتهها: شرکتکنندگان مطالعه ۶۶ پرسنل اتاقعمل(۳۹ زن و ۲۷ مرد) با میانگین سنی ۲/۴۵±۳۰/۲ سال بودند. میانگین نمره کیفیت تحویل شیفت پس از آموزش مدل SBAR بهطور معناداری افزایش یافت. این میانگین از ۱۳/۹۹±۷۳/۸۰ قبل از آموزش به ۱۰/۶۹±۱۰۲/۱۸ پس از آموزش رسید که معادل افزایش حدود ۹/۲۰% نسبت به بازه نمره ابزار بود(۰/۰۰۱>P). علاوه بر این، رضایت پرسنل از فرایند تحویل شیفت نیز بهبود یافت و از ۴/۷۷±۳۷/۸۵ به ۴/۷۶±۴۲/۴۱ افزایش پیدا کرد که نشاندهنده افزایش حدود ۱۱/۴٪ نسبت به بازه نمره ابزار بود(۰/۰۰۱>P). این تغییرات نشاندهنده تأثیر مثبت آموزش مدل SBAR بر فرایند تحویل شیفت و تجربه کارکنان بود.
نتیجهگیری: یافتهها نشان داد که آموزش و بهکارگیری مدل SBAR با بهبود معنادار در کیفیت فرایند تحویل شیفت و رضایت پرسنل اتاقعمل همراه بود. این نتایج حاکی از آن است که استفاده از ابزارهای ساختاریافته ارتباطی میتواند در بهبود برخی جنبههای این فرایند مؤثر باشد. با اینحال، بهدلیل نبود گروه کنترل و کوتاه بودن مدت پیگیری، نمیتوان با اطمینان درباره اثرات بلندمدت این مداخله نظر داد. بنابراین، آموزش مبتنی بر مدل SBAR میتواند بهعنوان یک گزینهی پیشنهادی در نظر گرفته شود، اما برای ارزیابی دقیقتر پیامدهای آن، انجام مطالعات بیشتر با طراحیهای قویتر و در محیطهای بالینی مختلف توصیه میشود.