27 نتیجه برای نوروزی
سهیلا خوئینی، علیرضا نوروزی، زینب جوزی، اسماعیل مصطفوی،
دوره 15، شماره 6 - ( بهمن و اسفند 1400 )
چکیده
زمینه و هدف: کتابدرمانی یک روش درمانی سودمند جهت پیشگیری و درمان اختلالاتروانی است و باعث شکلگیری بروندادهای علمی زیادی از سوی پژوهشگران شده است. بنابراین هدف این پژوهش، بررسی روند تحقیقات علمی جهان در حوزهی کتابدرمانی و دیداریسازی ساختار همکاری علمی آن در پایگاه Web of Science طی بازه زمانی ۱۹۷۵ تا ۲۰۲۰ است.
روش بررسی: پژوهش علمسنجی حاضر با استفاده از روش تحلیل استنادی و تحلیل شبکه اجتماعی انجام شده است. جامعه آماری این پژوهش شامل ۱۰۳۲ مدرک است. جهت آمادهسازی و تحلیل دادهها از نرمافزار HistCite ،VOSveiwer ،Pajek و UciNet استفاده شد و ترسیم شبکههای همتالیفی با کمک نرمافزار VOSveiwer انجام شد.
یافتهها: کشورهای آمریکا، انگلیس و استرالیا بهترتیب با انتشار ۳۶۹، ۱۴۸ و ۹۱ مدرک در رتبههای اول تا سوم قرار داشتند. مدارک این سه کشور بهترتیب ۱۰۵۴۷، ۳۴۵۹ و ۳۰۴۱ استناد دریافت کردهاند. دانشگاههای Alabama و Nevada و مؤسسه Karolinska بهترتیب با انتشار ۲۹، ۲۶ و ۲۱ مدرک، بیشترین مدارک این حوزه را منتشر کردند. Cuijpers P ،Scogin F و Rohde P با انتشار ۲۹، ۲۱ و ۱۷ مدرک پرکارترین نویسندگان بودند. مدارک نویسنده Cuijpers P ،Miller WR و Andersson G بهترتیب ۲۴۴۱، ۲۲۹۸ و ۱۷۵۰ بیشترین استناد را دریافت کردند. کشور انگلیس با مرکزیت رتبهی ۶۳ و کشور آمریکا با مرکزیت بینابینی ۱۹۱/۴۵۰ و مرکزیت نزدیکی ۸۰ تاثیرگذارترین کشورها، دانشگاه Vrije Amsterdam با مرکزیت بینابینی ۱۴۱۶/۷۵۵ و مرکزیت نزدیکی ۶۵۸ و مؤسسه Karolinska با مرکزیت رتبهی ۴۳ تاثیرگذارترین سازمانها و Rohde P با مرکزیت رتبهی ۳۹، Cuijpers P با مرکزیت بینابینی ۳۱۴/۵۰۰ و مرکزیت نزدیکی ۸۲۱ فعالترین نویسندگان در شبکه همتالیفی حوزه کتابدرمانی بودند. نشریه Journal of Consulting and Clinical Psychology دارای بیشترین استناد و نشریه Journal of Poetry Therapy پرتولیدترین نشریه بود.
نتیجهگیری: توجه به همکاری بیش از پیش کشورها، دانشگاهها و نویسندگان فعال میتواند منجر به تبادل دانش و تجربه بیشتر در کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه شود.
سکینه مطیرزاده، رحیم طهماسبی، بهروز کاوهای، آزیتا نوروزی،
دوره 16، شماره 3 - ( مرداد 1401 )
چکیده
زمینه و هدف: یکی از مؤثرترین اقدامات پیشگیرانه جهت مهار بیماریهای عفونی، واکسیناسیون است. برای ایجاد مداخلات مؤثر برای پذیرش واکسن کووید-19، شناسایی عواملی که بر پذیرش واکسیناسیون تأثیر دارد بسیار مهم است. این مطالعه با هدف تعیین قدرت پیشگوییکنندگی الگوی پردازش موازی بسطیافته جهت پذیرش واکسن کووید-19 انجام شد.
روش بررسی: در این مطالعهی مقطعی، 1455 فرد بالای 18 سال زیرپوشش مراکز خدمات جامع سلامت ساکن استان بوشهر در شهرستانهای بوشهر، گناوه، تنگستان و عسلویه در سال 1400 بهصورت در دسترس انتخاب شدند. جمعآوری اطلاعات بهصورت آنلاین با استفاده از پرسشنامهای مشتمل بر 3 بخش شامل اطلاعات جمعیتشناختی، پرسشنامهی ارزیابی سازههای الگوی پردازش ﻣﻮازی ﺗﻮﺳﻌﻪ یافته و پرسشنامهی پذیرش واکسن کووید-19 انجام شد. تحلیل دادهها توسط نرمافزار آماری SPSS انجام گرفت؛ در تحلیل دادهها علاوه بر ارایه شاخصهای توصیفی، از آزمونهای کای-دو، T دو نمونه مستقل و تحلیل رگرسیون لجستیک استفاده شد.
یافتهها: از تعداد 1455 شرکتکننده، 1067 نفر(73/3%) پذیرش واکسن داشتند. نتایج مطالعه نشان داد که مردان(0/006=P)، افراد با تحصیلات کارشناسیارشد و بالاتر(0/001=P)، کارمندان دولتی(0/001=P)، افراد مجرد(0/01=P)، افراد با سابقه بیماری خاص(0/05=P)، افراد دارای سابقه تست کووید-19 مثبت در خود(0/001=P) و خانواده(0/03=P) بیشتر از سایر افراد پذیرندهی واکسن بودند. سازههای شدت، کارآمدی پاسخ درک شده و خودکارآمدی از عوامل پیشگوییکنندهی پذیرش واکسن بودند. متغیرها و سازههای پیشگو 43/8% تغییرات در پذیرش واکسن را تبیین میکردند. از بین شرکتکنندگان در مطالعه، تعداد 1366 نفر(93/9%) در فرایند کنترل ترس بودند که در این افراد، بالاترین نمرهی پاسخ دفاعی، مربوط به اجتناب بوده است.
نتیجهگیری: جهت افزایش پذیرش واکسن باید بر کارآمدی و اثربخشی واکسن و شدت عوارض ابتلا به بیماری تاکید نمود. بنابراین کمپینهای بهداشت عمومی با هدف افزایش پذیرش واکسیناسیون باید سطح بالایی از شفافیت را در مورد ایمنی و اثربخشی واکسنها به افراد جامعه ارایه دهند.
رویا بلاغی اینالو، علیرضا نوروزی، محمدرضا اسماعیلی گیوی،
دوره 17، شماره 3 - ( 5-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: ارایه خدمات اطلاعات سلامت در بحرانهای سلامت بدون درک کاملی از این خدمات و چگونگی ارایه آنها با توجه به شرایط بحران سلامت ممکن نیست؛ برایناساس، هدف پژوهش حاضر دستیابی به اطلاعات جامعی از تمامی مولفههای ارایه خدمات اطلاعات سلامت در بحرانهای سلامت میباشد.
روش بررسی: پژوهش حاضر با رویکرد کیفی و بهروش فراترکیب و استفاده از روش هفت مرحلهای سندلوسکی و باروسو انجام گردید. جامعه آماری متشکل از مقالات و پایاننامههای منتشرشده در پنج پایگاه اطلاعاتی فارسی و هشت پایگاه اطلاعاتی بینالمللی بین سالهای ۱۹۹۱ تا ۲۰۲۲ میلادی و ۱۳۷۰ تا ۱۴۰۰ شمسی انتخاب گردیدهاند. از مجموع ۸۳۶۳ منبع شناسایی شده بر اساس برنامهی مهارتهای حیاتی ارزیابی، ۴۰ منبع تایید شدند. اطلاعات مورد نظر از منابع استخراج و کدگذاری شده و پایایی کدگذاری هم با استفاده از ضریب کاپا سنجش و تایید گردید.
یافتهها: از نتایج پژوهش، ۷۴ کد در ۲۱ مفهوم و ۶ مقوله در زمینه ارایه خدمات اطلاعات سلامت به بیماران استخراج گردید که مقولهها و کدها شامل نیازسنجی اطلاعات سلامت(بیماری، سلامت، منابع اطلاعات سلامت، بیماران)؛ دسترسپذیری و اشاعهی اطلاعات سلامت(اطلاعات سلامت، راههای دسترسی)؛ آگاهی و اطلاعرسانی سلامت(اطلاعات، ابزار)؛ آموزش(بیماران، مدیران و کارکنان کتابخانههای بیمارستانی، روشها)؛ برنامهریزی(بحران سلامت، منابع، بودجه، زیرساختها، بیماران، کتابداران و اطلاعرسانان پزشکی) و موانع و محدودیتها(نیروی متخصص، بودجه، امکانات و زیرساختها و منابع) دستهبندی شدند.
نتیجهگیری: پرداختن به موضوع و مولفههای ارایه خدمات اطلاعات سلامت به بیماران در بحرانهای سلامت در کتابخانههای بیمارستانی میتواند سبب شناخت بیشتر سیاستگذاران این حوزه از ابعاد و مفاهیم و پیامدهای ارایه این خدمات بهمنظور دسترسی همگان بهویژه بیماران به اطلاعات سلامت باشد. با توجه به مولفههای شناسایی شده میتوان در راستای برنامهریزی برای تقویت نقاط قوت و برطرف نمودن نقاط ضعف موجود و سیاستگذاری مناسب در جهت ایفای نقش مشاوره سلامت، راهاندازی بخش خدمات اطلاعات سلامت در کتابخانههای بیمارستانی و تلاش در جهت آمادهسازی زیرساختهای لازم گام برداشت.
ثریا سیار، سارا نوروزی، سید محمد حسین جوادی، محمد سبزی خوشنامی، ساناز دهقانی، مریم پورحسین، مهناز زامیادی،
دوره 17، شماره 6 - ( 11-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: با توجه به نقش مددکاران اجتماعی در نظام سلامت، موفقیت و پایداری عمل پیوند عضو، پیشگیری از بستریهای مجدد بیماران و کاهش هزینههای تحمیلی بر نظام سلامت این مطالعه با هدف طراحی پروتکل مداخلات تخصصی مددکاران اجتماعی مراکز درمانی ایران در فرایند پیوند و ایجاد وحدت رویه درعملکرد و ارایهی جامع خدمات به بیماران و مراقبانشان انجام شده است.
روش بررسی: مطالعه در دو فاز مرور منابع و کیفی انجام شد. در مرحلهی مرور منابع پایگاههای اطلاعاتی معتبر بررسی گردید و در مرحلهی کیفی به منظور جمعآوری اطلاعات از تکنیکهای دلفی و بحث گروهی متمرکز با حضور پانزده نفر از مسئولان و مددکاران اجتماعی شاغل در بیمارستانهای منتخب کشور از استانهای تهران، لرستان، خراسان رضوی، البرز، آذربایجان شرقی، یزد، گلستان، قزوین، کرمانشاه و کارشناسان و صاحبنظران حوزههای معاونتهای بهداشتی و درمان وزارت بهداشت، استادان دانشگاه، کادر درمان و کارشناسان حوزهی پیوند و اهدای عضو انجام شد. پروتکل نهایی جهت نقد و ارزیابی نهایی برای هشت نفر از کارشناسان مجرب ارسال گردید و از آنها خواسته شد با توجه به چکلیست نقد راهنما، پروتکل را از حیث هدف و محدودهی مداخلات، ذینفعان، مراحل تدوین، وضوح ارایه، قابلیت دسترسی و عدم وابستگی در نگارش را مورد ارزیابی نهایی قرار دهند.
یافتهها: در این مطالعه، فرایندکاری مددکاران اجتماعی در سه مرحلهی قبل، حین و پس از پیوند ترسیم گردید. همچنین نقشهای متنوعی برای مددکاران اجتماعی در سه مرحلهی کاری در نظر گرفته شد که از آن جمله میتوان به نقش مدافع، حمایتگر، مدیر مورد (case manager)، بسیجکنندهی منابع، آموزشگر، مشاور، ارزیابیکننده و هدایتگر اشاره کرد. حین پیوند مداخلاتی همچون حمایتیابی اطلاعاتی، تسهیلگری در فرایند بستری بیمار، ارایهی حمایتهای روانی اجتماعی از خانواده با هدف توانافزایی برای مراقبتهای پس از پیوند، ارایهی مشاوره به اعضای خانواده جهت مقابله با استرس و ارتقای بهداشت روانی آنان و ارایهی حمایتهای اقتصادی، فراهم نمودن شرایط اسکان از طریق همراهسراها و ارتباط و تعامل با تیم درمان از جمله پزشک به منظور پاسخگویی به نیازهای خانواده، تسهیل درمان و ترخیص به موقع انجام میشود.
نتیجهگیری: پروتکل مداخلات تخصصی مددکاران اجتماعی در فرایند پیوند گام جدید و نگاه متفاوتی را به حمایتهای روانی اجتماعی در پیوند و تیمهای کوردیناتوری ایجاد نمود طوریکه مددکاران اجتماعی به حوزهی اهدا و پیوند اعضا و کار با مراقبان، خانوادهها و بازماندگان بیماران وارد شدند.
سیده فاطمه موسوی بایگی، ریحانه نوروزی اول، معصومه سرباز، خلیل کیمیافر،
دوره 18، شماره 4 - ( 7-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: مهارت در اصطلاحات پزشکی، صلاحیت اساسی اغلب دانشجویان علوم پزشکی است که بهموجب آن ارتباطات با سایر ارایهدهندگان خدمات بهداشتی را تضمین میکند. در مواجهه با کمبود انگیزه و مشغلههای دانشجویان، برنامههایکاربردی و بازیهای مبتنی بر تلفن هوشمند بهعنوان یک گزینه آموزشی ممکن تلقی میشود. باتوجه به گسترش سریع این برنامهها اغلب ارزیابی درستی از کیفیت آنها فراهم نمیگردد. این مطالعه باهدف بررسی و ارزیابی کیفیت برنامههایکاربردی و بازیهای مبتنی بر تلفن هوشمند برای آموزش اصطلاحات پزشکی انجام شد.
روشبررسی: یک مرورنظاممند در مردادماه ۱۴۰۳، در فروشگاههای رسمی برنامههایکاربردی بازار و Google play انجام شد. دو کلیدواژهی اصلی«اصطلاحات پزشکی» و«واژگان پزشکی» در فروشگاههای رسمی برنامههایکاربردی به زبان فارسی و انگلیسی جستجو شد. دو ارزیاب بهصورت مستقل برنامههایکاربردی و بازیهای مبتنی بر تلفن هوشمند برای آموزش اصطلاحات پزشکی را بارگیری و ارزیابی کردند. کیفیت برنامههایکاربردی با استفاده از شاخص رتبهبندی برنامههایکاربردی تلفنهمراه اندازهگیری شد. امتیازات هر بخش و امتیاز نهایی برنامههایکاربردی بهصورت میانگین و انحرافمعیار بهدست آمد.
یافتهها: بهطورکلی، هجده برنامهکاربردی در این مطالعه گنجانده شد که چهار مورد آن بازی مبتنی بر تلفنهوشمند بود. میانگین کیفیت برنامههای کاربردی بین ۲/۷۰ تا ۴/۳۰(میانگین ۳/۸۰) در مقیاسی از ۱(ناکافی) تا ۵(عالی) بود. بهترین امتیازها در عملکرد(میانگین: ۳/۹۱) و پس از آن کیفیت اطلاعات(میانگین: ۳/۱۵) بود. زیبایی شناختی(میانگین: ۲/۵۶) و کیفیت ذهنی برنامههایکاربردی(میانگین: ۲/۵۸) کمترین امتیاز را کسبکرد. تنها ۲ برنامهکاربردی دارای حریم خصوصی داده و ۴ برنامهکاربردی دارای بیانیه حریم خصوصی بودند. بازی دیجیتال «Dean Vaughn» و برنامهکاربردی «MediTerm» بالاترین امتیازهای کلی را از ارزیابی بهدست آوردند.
نتیجهگیری: این مطالعه، توصیفی از برنامههایکاربردی و بازیهای مبتنی بر تلفن هوشمند برای آموزش اصطلاحات پزشکی ارایه میدهد تا به دانشجویان و کاربران کمک کند، برنامههایکاربردی باکیفیت را متناسب با نیازها و سلیقهی خود انتخاب کنند و از طرفی امکان شناسایی شکافهای تحقیقاتی و عملیاتی برای تقویت و طراحی مؤثرتر و بهتر برای توسعهدهندگان این برنامهها را فراهم میسازد. برنامههایکاربردی ارزیابی شده عموماً کیفیت کلی خوبی بهویژه از نظر عملکرد و اطلاعات داشتند. بااینحال، برخی از آنها باید جنبههایی مانند زیباییشناختی و کیفیت ذهنی را بهبود بخشند تا تأثیر خود را بر کاربران افزایش دهند و امنیت و حریم خصوصی بهتری را تضمین کنند.
مریم جهانبخش، مهناز نوروزی، مجید جنگی، فاطمه قدیری کفرانی،
دوره 18، شماره 5 - ( 9-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: آموزش در خصوص بیماریهای منتقلشونده از راه تماس جنسی و اختلالات عملکردی در جامعه زنان ایرانی دو موضوع مهمی است که باید بهعنوان ابعاد سلامت جنسی بدان پرداخته شود. شواهد حاکی از آن است که اپلیکیشنهای مبتنی بر تلفن همراه میتواند ابزار مناسبی برای ارتقای آموزش در حوزهی سلامت جنسی باشد. در پژوهش حاضر به طراحی مدل محتوایی اپلیکیشن مبتنی بر تلفن همراه با تأکید بر بیماریهای منتقلشونده از راه تماس جنسی و اختلالات عملکردی زنان پرداخته شده است.
روش بررسی: پژوهش حاضر کاربردی-توصیفی است و در سه مرحله تعیین الزامات مدل محتوایی اپلیکیشن، طراحی و ارزیابی آن انجام شد. ابتدا از طریق مرورغیرنظاممند و بررسی فروشگاههای اپلیکیشن App store، Google play و کافه بازار به شناسایی و استخراج نیازهای اطلاعاتی پرداخته شد. سپس نتایج حاصل، سازماندهی و بازنگری علمی شده و درقالب فرم محتوای اپلیکیشن در پنلی به نظرخواهی از 7 نفر از خبرگان حوزه سلامت جنسی گذاشته شد. مدل محتوایی بررسی شده توسط خبرگان از طریق نمودارهای UML طراحی و توسط متخصصان فنی تأیید گردید.
یافتهها: محتوا در 6 حیطهی نگرش و دانش جنسی، بهبود کیفیت زندگی جنسی، بیماریهای منتقلشونده از راه تماس جنسی، HIV/AIDS، عفونتهای تناسلی و اختلالات عملکرد جنسی تدوین شد که در مجموع 41 زیرحیطه را به خود اختصاص داد. محتوای تدوین شده از طریق نمودارهای مورد کاربرد، توالی، فرایند کسب و کار و حالت، ترسیم شد و طی ارزیابی با افزودن نمودارهای فعالیت و صفحات نمایشی تأیید و توسعه یافت.
نتیجهگیری: اپلیکیشنهای تلفن همراه که نه تنها نسبت به سایر فناوریها در دسترس هستند، بلکه میتوانند امکان دریافت آموزش بهدور از هرگونه شرم و نگرانی را فراهم سازند، بستر مناسبی برای افزایش نگرش و دانش زنان ایرانی نسبت به سلامت جنسی خود میباشند. مدل محتوایی طراحی شده بهعنوان یک نمونه نسخه اولیه فارسی، علمی و بومی میتواند مبنای توسعه و طراحی یک اپلیکیشن قابل اجرا بر تلفن همراه برای آموزش سلامت جنسی زنان قرار گیرد.
نجمه ناظری، علی شعبانی، علیرضا نوروزی، مصطفی حسینی گلکار،
دوره 18، شماره 6 - ( 12-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: مرجعیت علمی بهمعنای ایجاد دسترسی به اطلاعات، رجوع و کاربست دانش است. وجود مراکز اطلاعرسانی قوی، از ملزومات پشتیبانی این مرجعیت بهشمار میرود. باتوجه به عدمقطعیتهای آینده، سناریوهای مختلفی برای دسترسی به اطلاعات در کشور وجود دارد که هرکدام نیازمند اقداماتی متناسب برای کاربست دانش هستند. این پژوهش، در پی درک نیازها و ضرورتهای حوزهی اطلاعرسانی کشور برای رسیدن به مرجعیت علمی(مرجعیت مراکز علمی و اطلاعرسانی) است.
روش بررسی: با استفاده از روششناسی آیندهپژوهی و ترکیبی از روشهای کمی و کیفی، ابتدا شاخصهای مراکز اطلاعرسانی استخراج شد. سپس، براساس نظرات خبرگان، اقداماتی برای رسیدن به مرجعیت علمی شناسایی گردید. جامعه خبرگان به صورت هدفمند از میان متخصصان با حداقل ۱۰ سال تجربه در حوزههای مرتبط انتخاب شدند. اعتبارسنجی سناریوها و رسیدن به اجماع با استفاده از پنل خبرگان و گروه کانونی انجام شد.
یافتهها: مدل مفهومی با ۵ مولفه و ۲۶ عامل شناسایی شد که براساس ۱۰ پیشران اولویتگذاری گردید، دو عدمقطعیت کلیدی شامل دسترسی و مدیریت اطلاعرسانی و تکمیل چرخهی اطلاعات، به سه سناریوی سنتی، انحصارگرایانه و دموکراتیک منجر گردید. همچنین، شاخصهای مرتبط با مرجعیت علمی براساس نظر خبرگان تا افق ده ساله در هر یک از سناریوها تخمین زده شدند. یافتهها نشان داد که در شاخصهای تبادل و انتقال دانش، تمایز کمتری وجود داشت و در شاخصهای ترجمان، برونسپاری و بهرهبرداری دانش، تمایز بیشتری در بین سناریوهای گوناگون مشاهده شد که نشاندهندهی ضرورت سوق دادن اثربخشی به سمت سودمندی بود. این تغییرات در لایههای فرایند و ارزشآفرینی مرجعیت علمی قابل پیگیری بود.
نتیجهگیری: با توجه به برآورد وضعیت شاخصها توسط خبرگان، در مرحلهی بهرهبرداری دانش در سناریوهای سنتی و انحصاری، دسترسی به اطلاعات در مؤلفههای تبادل و انتقال دانش به نحو مطلوب شکل نخواهد گرفت. بنابراین، در راستای بهکارگیری کاربست دانش، وجود فرایندهای پشتیبانی، ترویج و تعامل علمی نقش بسزایی در ایجاد مرجعیت علمی ایفا خواهد کرد. اگرچه بشر تا افق میانمدت همچنان با حاکمیت نگرش دانش به مثابهی قدرت و اطلاعات در جایگاه منبع قدرت روبهروست، برای نیل به مرجعیت علمی، گذار به نگرشهایی که حمایت بیشتر و بسترسازی بهتری برای شکلگیری چرخهی اطلاعات و توزیع عمومیتر آن دارند، ضرورت دارد.