133 نتیجه برای میر
سمیه قویدل، نصرت ریاحینیا، سمیرا دانیالی،
دوره 13، شماره 6 - ( بهمن و اسفند 1398 )
چکیده
زمینه و هدف:مطالعه بروندادهای علمی با استفاده از شاخصهای علمسنجی، ابزاری موثر جهت درک تحقیقات علمی است. هدف پژوهش حاضر دیداریسازی بروندادهای پژوهشی بینالمللی قلمرو موضوعی SMA است.
روش بررسی: پژوهش حاضر از نوع کاربردی با رویکرد تحلیلی و با استفاده از شاخصهای علمسنجی انجام شده است. جامعه ی پژوهش حاضر، تعداد ۴۲۱۷ مدرک در پایگاه WOS، در قلمرو موضوعی SMA در بازه زمانی ۱۹۴۶ تا پایان ۲۰۱۸ است. جهت مشخص کردن کلیدواژههای اصلی از سرعنوانهای موضوعی پزشکی(مش) و برای یکدستسازی واژگان از نرمافزارRavar Matrix و جهت دیداریسازی نیز از نرمافزار VOSviewer، HistCite و Excel استفاده شده است.
یافتهها: تعداد ۹۱ کشور در تولید بروندادهای علمی قلمرو مذکور مشارکت داشتهاند که در بین کشورهای تأثیرگذار، کشور آمریکا بیشترین همکاری علمی را با دیگر کشورها دارد. تعداد ۹۴۶ مجله ی مهم شناسایی شد که مجله ی Human Molecular Genetics SMA دارای بالاترین مدرک و استناد است. مقالات قلمرو موضوعی SMA مجموعا دارای ۶۰۹۷ کلیدواژه است که کلیدواژهی Spinal Muscular Atrophy (SMA) دارای بیشترین فراوانی و موضوع هسته در ۹ کشور تاثیرگذار در این قلمرو است. تعداد کل مقالات قلمرو مذکور، ۸۵۰۵ مورد است. کشور ایران با میزان ۰/۵۸ درصد از کل تولیدات علمی در جایگاه بیست و نهم قراردارد.
نتیجهگیری: سیر صعودی روند پژوهشهای علمی قلمرو SMA، نشانگر اهمیت روزافزون این قلمرو در جهان است. با توجه بهرشد بینالمللی پژوهش در قلمرو مذکور و اهمیت مشارکت پژوهشهای بینالمللی، پژوهشگران کشورمان باید بههمکاری علمی توجه بیشتری نشان دهند.
محمد بابائی، قاسم اکبری، امیرعلی شهبازفر،
دوره 14، شماره 3 - ( مرداد و شهریور 1399 )
چکیده
زمینه و هدف: سیاهدانه با اثرات ضدالتهابی و ضد میکروبی از جمله گیاهان دارویی پرمصرف می باشد که به دلیل عوارض زیاد داروهای شیمیایی به عنوان درمان جایگزین یا کمکی استفاده میشود. هدف از این مطالعه، ارزیابی اثرات ترمیمی و حفاظتی سیاهدانه از دیدگاه پاتولوژیکی در دستگاه گوارش موش صحرایی بود.
روش بررسی: در این مطالعه ۳۰ سر موش صحرایی نر نژاد ویستار به طور تصادفی به ۳ گروه تقسیم شدند. گروه آزمایشی اول ۴۰۰ mg/kg و گروه آزمایشی دوم ۸۰۰ mg/kg عصارهی سیاهدانه و گروه کنترل سرم فیزیولوژی به صورت خوراکی و روزانه تا ۲ ماه دریافت کردند. نمونه های دوازدهه، ژژنوم و ایلئوم پس از ثبوت توسط فرمالین ۱۰% نمکی، مراحل پاساژ و قالب گیری را طی کرده و برش های ۵ میکرونی از آنها تهیه شده و توسط رنگ آمیزی هماتوکسیلین ائوزین رنگ آمیزی شدند. در نهایت با میکروسکوپ نوری برای تعیین خصوصیات بافتشناسی بررسی شده و طول پرزهای روده کوچک در ناحیه ابتدای دوازدهه، ژژنوم، ایلئوم، ،عرض پرزها و درصد سلولهای گابلت از کل سلولهای پوششی روده در نواحی مذکور بررسی گردید و نتایج با نرم افزار SPSS آنالیز شد.
یافتهها: نتایج نشان داد که سیاهدانه باعث افزایش طول پرزها در دوازدهه، ژژنوم و ایلئوم به صورت معنی دار بود. همچنین عرض پرزها و درصد سلولهای گابلت افزایش داشت.
نتیجه گیری: با توجه به نتایج بهدست آمده می توان چنین نتیجه گرفت که سیاهدانه با افزایش طول پرزها باعث افزایش جذب مواد غذایی شده و اثرات محافظتی دارد.
سمیرا دانیالی، نصرت ریاحینیا،
دوره 14، شماره 4 - ( مهر و آبان 1399 )
چکیده
زمینه و هدف: هدف از انجام پژوهش حاضر، نگاشت شبکهی هماستنادی حوزهی کروناویروس جهت شناخت هرچه بیشتر این حوزه بر اساس شبکههای هماستنادی است.
روش بررسی: پژوهش حاضر از لحاظ هدف، کاربردی و از لحاظ نوع، توصیفی علمسنجی که با استفاده از روش هماستنادی انجام شدهاست. در این پژوهش کلیه تولیدات علمی قلمرو بیماری کرونا ویروس(۶۹۸۰ مدرک) در بازهی زمانی(۲۰۱۹-۱۹۸۵) میلادی و در تاریخ ۲۲ فرودین ۱۳۹۹ در پایگاه Web of Science مطالعه گردید. جهت تحلیل و ترسیم نقشه هماستنادی از نرمافزار VOSviewer و Excel استفاده گردید.
یافتهها: در حوزهی کروناویروس تعداد ۶۸۱۵ مدرک، ۱۰۲۴۶ مجله و ۴۰۲۹۸ نویسنده شناسایی شد. (۲۰۰۳)ksiazek (با موضوع بررسی سندرم تنفسی حاد (SARS)) و دریافت ۸۷۵ استناد رتبهی نخست را کسب نمود. مدارک پراستناد حوزهی کروناویروس ۵ خوشه هماستنادی و خوشهی اول با داشتن ۲۰۱ مدرک و موضوع بررسی ساختار کروناویروس بزرگترین خوشه را تشکیل دادهاست. مجلهی Journal of Virology (با دامنهی موضوعی ساختار و تکثیر ژنوم، شناسایی ویروسها و ...) با دریافت ۳۵۳۸۳ استناد رتبهی نخست را کسب نمود. مجلات پراستناد حوزهی کروناویروس ۵ خوشهی موضوعی و خوشهی اول با داشتن ۱۲۱ مجله و حیطه موضوعی سیاست بهداشتی، کروناویروس و ... بزرگترین خوشه محسوب میشود. «Patrick CY Woo» با تخصص شناسایی میکروبهای جدید و بیماریهای عفونی درحال ظهور) و دریافت ۱۴۹۱ استناد، رتبهی نخست را کسب نمود. نویسندگان پراستناد حوزهی کروناویروس ۶ خوشهی موضوعی و خوشهی اول با داشتن ۱۹۵ نویسنده و حیطه تخصصی ویروسشناسی و کروناویروس بزرگترین خوشه را تشکیل دادهاند.
نتیجهگیری: با شناسایی تولیدات علمی پراستناد حوزهی کروناویروس تلاش شدهاست، دیدی جامع نسبت به مدارک برتر، مجلات برتر، و نویسندگان برتر ارایه نمود تا ابزاری تصمیمیار در کوتاهترین زمان ممکن باشد.
الهه بهمنی، رستگار حسینی، احسان امیری،
دوره 14، شماره 6 - ( بهمن و اسفند 1399 )
چکیده
زمینه و هدف: بیماری مالتیپل اسکلروزیس (MS) یک بیماری پیشروندهی سیستم اعصاب مرکزی است که علایم و مشکلات ناشی از این بیماری باعث کاهش کیفیت زندگی میشود. پژوهشهای اخیر، تمرینات ورزشی را به عنوان بخش برجستهی سبک زندگی سالم در کاهش علایم بیماری MS معرفی کردهاند؛ اما با این حال هنوز اثرگذارترین نوع تمرین به روشنی مشخص نشده است. هدف از پژوهش حاضر فراهم نمودن آگاهی درمورد اثرات مفید ورزش در بیماران MS و دستورالعملهایی در مورد تجویز برنامه ورزشی برای این افراد است.
روش بررسی: این مقاله، مروری بر نحوهی تأثیر فعالیتهای مختلف ورزشی بر بیماری MS میباشد. جهت دسترسی به مقالاتعلمی از بانکهای اطلاعاتی Google Scholar ،Magiran ،SID ،PubMed و کلیدواژههای بیماری مالتیپلاسکروزیس (MS)، تمرینات هوازی، تمرینات مقاومتی و تمرینات ترکیبی استفاده شد.
یافتهها: گزارشهای اخیر نشان میدهد که فعالیت ورزشی منجر به افزایش معناداری در بهبود علایم بیماری MS میشوند، هر چند که در تجویز برنامههای مختلف ورزشی(تنوع پروتکل تمرینی، مدت و شدت تمرینات) بین محققان تناقضهای زیادی وجود دارد. اما براساس نتایج مطالعات، تمرینات ورزشی منظم با شدت متوسط از طریق مکانیزمهای فیزیولوژیک مختلف منجر به بهبود و کنترل روند بیماری بدون تشدید التهاب و مزایای عملکردی میشوند و برخلاف تصورات قبلی، تمرینات ورزشی تعدیل شده میتواند منجر به اثرات مفیدی در این افراد گردد.
نتیجهگیری: بر اساس یافتههای مطالعهی حاضر، تمرینات ورزشی منظم(هوازی، مقاومتی و ترکیبی) با شدت و مدت مناسب، بر بیماری MS باعث بهبود علایم این بیماری و افزایش کیفیت زندگی میشود.
جواد میرزایی نصیرآباد، علیرضا محبوب اهری، مهدی زینالی، رسول برادران حسن زاده، محمد تقی باقری شادباد،
دوره 15، شماره 1 - ( فرودین و اردیبهشت 1400 )
چکیده
زمینه و هدف: سیستمهای سنتی محاسبه و تحلیل بهای تمام شده از کارایی مناسبی برای محاسبهی بهای تمام شده به روز و تحلیل هزینههای آموزش برخوردار نمیباشد. مطالعهی حاضر با هدف استقرار سامانه فراسوی بهایابی برمبنای فعالیت در دانشکده مدیریت و اطلاعرسانی پزشکی تبریز انجام شده است.
روش بررسی: مطالعهی حاضر یک پژوهش چندروشی است که در سالتحصیلی ۹۷-۱۳۹۶ به دنبال طراحی و استقرار سامانه حسابداری فراسوی بهایابی برمبنای فعالیت (Beyond Activity Based Costing System (BABCS در دانشکده مدیریت و اطلاعرسانی پزشکی تبریز اجرا شد. ابتدا با استفاده از مدل و نشانهگذاری فرایند کسب و کار (Business Process Modeling Notation (BPMN تعداد ۳,۷۲۹ فعالیت در قالب ۳۸۴ فرایند شناسایی شد و سپس در نرمافزار Bizagi-Modeler مصور و اصلاح گردید. هزینههای سربار به نسبت عملکرد و زمان فعالیتها، به مراکز فرایند نهایی و موضوعات هزینه تخصیص پیدا کرد. کار بر روی دادههای اولیه در فضای Excel و بهایابی در قالب سامانه بهایابی (Dptsco) انجام شد.
یافتهها: نرمافزار نظام نوین مالی مورد استفاده در دانشکده به رغم داشتن قابلیت ثبت و نمایش اطلاعات مربوط به اعتبارات و هزینهکرد، برای تحقق اهداف حسابداری تعهدی همچنان نیازمند بازنگری و ارتقا میباشد. کل هزینهکرد دانشکده در سال مطالعه، معادل ۶۱,۸۷۲,۵۴۵ هزار ریال میباشد که ۵۷,۱۵۹,۸۸۲ هزار ریال مربوط به آموزش و ۴.۸۱۲.۶۶۳ هزار ریال سهم فعالیتهای امور پژوهش است. براساس نتایج بهدست آمده از سامانهی BABCS میانگین بهای تمام شدهی هر واحد درسی در دانشکده ۵.۱۰۲ هزار ریال و میانگین بهای تمام شدهی تربیت دانشجو ۳۵۶.۰۹۲ هزار ریال محاسبه شد. بیشترین و کمترین مقدار بهای تمام شدهی تربیت دانشجو مربوط به رشتهی کارشناسی ارشد مدیریت و اصلاحات در نظام سلامت (MPH) ۸۰۰.۱۳۰ هزار ریال و کارشناسی فناوری اطلاعات سلامت ۱۰۰,۱۷۱ هزار ریال محاسبه شد.
نتیجهگیری: دانشکدهی مدیریت و اطلاعرسانی پزشکی تبریز بیشترین سهم از منابع خود را صرف هزینه حقوق و مزایای کارکنان نموده است، بهطوریکه با استقرار سامانه فراسوی بهایابی بر مبنای فعالیت و اتصال آن با سایر سامانههای الکترونیکی دانشگاه میتواند نقشی اساسی در مدیریت فرایندها و افزایش کارایی کارکنان و دانشکده داشته باشد.
اسما ملکی، زهرا کاشانی خطیب، شعبان علیزاده، امیرعلی حمیدیه، علی اکبر پورفتح اله،
دوره 15، شماره 2 - ( خرداد و تیر 1400 )
چکیده
زمینه و هدف: بدخیمیهای خونی بهعنوان یکی از شایع ترین سرطانهای جهان، سالانه موجب مرگ ومیر تعداد فراوانی از بیماران میشوند. عوامل ارثی و اکتسابی زیادی در ایجاد این بیماری دخیل میباشند. اگزوزومها مدل بسیارکوچکی از سلولها هستند که توسط اکثر سلولهای بدن در شرایط فیزیولوژیک و پاتولوژیک ترشح میشوند. از طرفی بهدلیل ساختار بسیارکوچک و زیستپذیری که دارند، در درمان این بیماری نیز جایگاه ویژهای پیدا کردهاند.
روش بررسی: این پژوهش یک مقالهی مروری نظاممند است. بهمنظور انجام این مطالعه، پایگاههای الکترونیکی Pubmed ،Scopus و Web of Science بررسی گردید و تعداد ۱۱۰ مقالهی مروری و اصیل در بازهی سالهای ۲۰۲۰-۲۰۰۰ میلادی مطالعه گردید. از کلمات کلیدی اگزوزوم، بدخیمیهای خونی و ایمونوتراپی بهعنوان کلمات کلیدی اصلی همراه با تعدادی از اصطلاحات مرتبط دیگر همچون ریزمحیط تومور، لوکمی میلوئیدی حاد، لوکمی لنفوئیدی حاد، لوکمی لنفوئیدی مزمن و مالتیپل میلوما (Exosome AND Cancer ،Leukemia AND Immunotherapy ،Exosome AND Leukemia ،AML AND Exosome) برای جستجو در این پایگاهها استفاده گردید. در نهایت، تعداد ۵۱ مقالهی مرتبط با اگزوزوم و بدخیمیهای خونی میلوئیدی و لنفوئیدی مورد استفاده قرارگرفت.
یافتهها: در شرایط بیماری پروفایل ژنومی سلولهای بدخیم و ریزمحیط تومور تغییر میکند. محتویات اگزوزومهای آزادشده توسط سلولهای لوکمیک ازجمله پروتئینهای آنتیآپاپتوتیک، میکروRNAهای مختلف، عوامل آنژیوژنیک، پروتئینهای شوک حرارتی و انکوژنها که در ایجاد یک فنوتایپ التهابی در سلولهای هدف نقش دارند، بهعنوان عوامل دخیل در پاتوژنز لوکمی شناخته میشوند. تنوعی از مواد درمانی ازقبیل داروهای ضدالتهاب، پروتئینهای نوترکیب، siRNA ومهارکنندهی میکروRNAهای مختلف نیز میتوانند به شکل اگزوزوم از چندین روش مختلف بستهبندی و در درمان لوکمی مورد استفاده قرار گیرند.
نتیجهگیری: اگزوزومهای ترشح شده از سلولهای بدخیم با تغییر ریزمحیط تومور نقش مهمی در رشد و تکثیر، آنژیوژنز، متاستاز، مقاومت به داروهای شیمیدرمانی و نیز فرار سلولهای سرطانی از سیستم ایمنی ایفا میکنند. نقش اگزوزومها در ایجاد و کمک به رشد و پیشرفت بدخیمیهای خونی اثبات شده است. بنابراین استفاده از آنها در درمان این اختلالات در شکلهای مختلف، احتمالا بسیار کمککننده و امیدبخش خواهد بود.
سعید میرزائیان، خلیل خاشعی ورنامخواستی،
دوره 15، شماره 2 - ( خرداد و تیر 1400 )
چکیده
زمینه و هدف: سرطان پستان به منزلهی یکی از شایعترین انواع سرطان و دومین علت شایع مرگ ناشی از سرطان در زنان است. در مطالعه حاضر، اثر لیگوستیلید (ماده مؤثر کلوس) بر روی ردهی سلولهای سرطان پستان MCF-7 در مقایسه با ردهی سلولهای طبیعی فیبروبلاست انسانی HDF1BOM مورد بررسی و ارزیابی قرار گرفت.
روش بررسی: سلولهای ردهی MCF-7 و HDF1BOM پس از کشت، با غلظتهای مختلف لیگوستیلید (Z)-3-butylidene-4,5-dihydrophthalide (Z-Ligustilide) (0، 50، 100، 150 و 200 میلیگرم/ میلیلیتر) به مدت 48 و 72 ساعت تیمار شدند. سپس توانایی زیستی با استفاده از دستگاه الایزا ریدر با روش رنگسنجی MTT و میزان وقوع آپوپتوز با استفاده از دستگاه فلوسیتومتری و کیت انکسین-پروپیدیوم یدید (Annexin-PI) در دو زمان بررسی گردید. تحلیل آماری با استفاده از نرمافزارهای SPSS و FlowJo و آزمونهای ANOVA و Huynh-Feldt انجام شد.
یافتهها: نتایج آزمون MTT برای رده سلولی MCF-7 کاهش درصد توانایی زیستی در همه غلظتها را نشان داد(در تیمار 48 ساعته؛ از 70/60% (mg/ml 50) به 6/80 % (mg/ml 200)، در تیمار 72 ساعته؛ از 61/95% (mg/ml 50) به 5/84% (mg/ml 200)). همچنین نتایج آزمون Annexin نشان داد که میزان القای آپوپتوز وابسته به زمان و غلظت نبوده و در بیشتر گروهها افزایشیافته است. بیشترین درصد آپوپتوز در تیمار 48 ساعته؛ 98/3% (mg/ml 50) و در تیمار 72 ساعته؛ 97/4% (mg/ml 100) بود. نتایج آزمون MTT برای رده سلولی HDF1BOM کاهش درصد توانایی زیستی در هر دو زمان نسبت به گروه کنترل را نشان داد(در تیمار 48 ساعته؛ از 97/24% (mg/ml 50) به 5/97% (mg/ml 200 )، در تیمار 72 ساعته؛ از 90/93% (mg/ml 50) به 5/26% (mg/ml 200)). همچنین طبق نتایج آزمون Annexin سلولهایی که در مرحله ابتدایی آپوپتوز قرار دارند درصد بیشتری را نشان میدهد(در تیمار 48 ساعته؛ 4/21% (mg/ml 150)، در تیمار 72 ساعته؛ 1/67% (mg/ml 200)). لیگوستیلید سمیّت سلولی قابلتوجهی را در سلولهای HDF1BOM نشان نداد.
نتیجه گیری: با توجه به اینکه لیگوستیلید از طریق القای آپوپتوز اثر مهاری بر رشد، تکثیر و تهاجم سلولهای سرطانی دارد؛ به نظر میرسد آن میتواند برای کاهش تکثیر سلولی در سرطان پستان استفاده شود.
شراره میرسعیدی فراهانی، احمد ودادی، علی رضائیان،
دوره 15، شماره 2 - ( خرداد و تیر 1400 )
چکیده
زمینه و هدف: با عنایت به اهمیت و جایگاه بخش سلامت در جامعه و با توجه به این¬که این روزها در دوران انقلاب صنعتی چهارم، از یک سو با اشاعهی فناوریهای نوین(هوشمند) درحوزههای مختلف روبرو بوده و از سویی دیگر با ادغام مراقبتهای بهداشتی-درمانی و فناوری بهعنوان یک تحول بزرگ دراین مسیر مواجه هستیم، استفاده از فناوریهای هوشمند می تواند بسیاری از محدودیتهای حوزه سلامت را برطرف سازد. هدف از انجام پژوهش حاضر، ارایه مدلی مناسب به منظور استقرار خدمات هوشمند در بخش سلامت کشور ایران می باشد.
روش بررسی: این پژوهش از نوع مطالعات کیفی و مبتنی بر رویکرد تحلیل مضمون در سال ۱۳۹۹ انجام شد، و برای استخراج دادهها، از بررسی ادبیات و پیشینه پژوهش و مصاحبه با خبرگان استفاده گردید، که در آن ۱۵ نفر از خبرگان براساس نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند و نمونهگیری تا اشباع کامل ادامه پیدا کرد. دادهها با استفاده از مصاحبهی عمیق نیمه ساختاریافته جمع آوری شد. پیاده سازی مصاحبهها در نرم افزار MAXQDA انجام شده و سپس تجزیه و تحلیل شد و در نهایت مدل کیفی ارایه گردید.
یافتهها: بر اساس یافتههای این پژوهش، ۲۰۲ کد باز استخراج شد و ۲۳ مضمون پایه(ساب تم) برای طراحی مدل استقرار خدمات هوشمند در بخش سلامت ایران شناسایی گردید که به هفت مضمون سازمان دهنده(تم اصلی) شامل «برنامه ریزی استقرار»، «مدیریت اجرا»، «سازمان کار»، «آمادگی ملی»، «فراهمسازی زمینهها»، «تمهیدات سازمانی» و «مدیریت مقاومت» دستهبندی شد. سپس با توجه به مضامین فوق مدل مضمونی ارایه گردید که از برازش مناسبی برخوردار است(۰/۹۳۴ :IFI؛ ۰/۹۵۹ :NFI؛ ۰/۰۸۰ :RMSEA).
نتیجه گیری: ارایه مدل استقرار سلامت هوشمند و بهکارگیری فناوریهای فوق به ارتقای کیفیت ارایه خدمات درمانی، بهبود دسترسی به این خدمات، کاهش هزینهها و در نتیجه ارتقای سلامت جامعه کمک چشمگیری مینماید.
سیدحسن امامی رضوی، محبوبه شالی، سمانه میرزائی، علی رضا نیکبخت نصرآبادی، زهرا خزاعی پور،
دوره 15، شماره 3 - ( مرداد و شهریور 1400 )
چکیده
زمینه و هدف: اجرای برنامه حمایت از ماندگاری پزشکان در مناطق محروم بهعنوان یکی از مهمترین برنامههای طرح تحول نظام سلامت در پاسخ به چالش کمبود پزشک در مناطق محروم است. مطالعهی حاضر با هدف تبیین تجربیات پزشکان در ارتباط با چالشهای ماندگاری پزشکان در مناطق محروم صورت گرفت.
روش بررسی: پژوهش حاضر یک مطالعهی کیفی است که در سال ۱۳۹۹ در تهران انجام شد. شانزده نفر از پزشکان و متخصصان به روش نمونه گیری هدفمند تا رسیدن به اشباع اطلاعات انتخاب شدند. دادهها از طریق مصاحبههای نیمه ساختاریافته جمع آوری شدند. تجزیه و تحلیل دادهها با استفاده از روش تحلیل محتوای قراردادی گرانهیم و لاندمن و مدیریت دادهها با نرم افزار MAXQDA نسخه ۱۲، انجام شد. جهت دستیابی به صحت و پایایی دادهها از معیارهای موثق بودن لینکلن و گوبا بهره گرفته شد.
یافتهها: سه پزشک زن و ۱۳ پزشک مرد با میانگین سن ۷/۸±۴۵/۴ سال و میانگین سابقه کار در مناطق محروم ۶/۳±۸ سال در مطالعه شرکت کردند. ۶ نفر از مشارکتکنندگان بومی منطقه و باقی غیربومی بودند. دوازده مشارکتکننده در پژوهش از اعضای هیاتعلمی دانشگاه بودند. پس از تحلیل دادهها، ۲۸۶ کد اولیه استخراج گردید، اطلاعات در چهار طبقهی اصلی و یازده زیرطبقه جای گرفت. بررسی سطح رفاه، انگیزه، عدالت و امنیت مقولههای اصلی این مطالعه بودند.
نتیجهگیری: فراهم نمودن رفاه فردی و اجتماعی برای پزشکان و عدالت در پرداختهای مالی و عدالت آموزشی در کنار برقراری امنیت حرفه ای و جانی انگیزش لازم را برای ماندگاری پزشکان در منطقه محروم ایجاد می کند. با ترکیب همزمان چند راهکار می توان حضور پزشکان را در مناطق محروم تضمین کرد.
سمیرا گوهری نژاد، شراره رستم نیاکان کلهری، راحله سالاری، مهدی ابراهیمی،
دوره 15، شماره 5 - ( آذر و دی 1400 )
چکیده
زمینه و هدف: دیابت نوع دو نوعی اختلال متابولیک مزمن است که شیوع آن در سراسر جهان به طور مداوم در حال افزایش است؛ خودمراقبتی مهمترین راهکار مدیریت بیماری دیابت است. پژوهش حاضر با هدف طراحی و اعتبارسنجی ابزار سنجش سطح خودمراقبتی بیماران دیابت نوع دو انجام شده است.
روش بررسی: این پژوهش یک مطالعهی مقطعی بود که برای انجام این مطالعه، ابتدا بر اساس مرور متون و بررسی پرسشنامههای موجود آیتمهای پیشنهادی تهیه و با حذف و ادغام موارد مشابه به یک پرسشنامه در ۴ حیطهی مرتبط با رژیم غذایی، پایش قندخون، فعالیت بدنی، مصرف دارو با ۱۵ سوال طراحی گردید. ۳۰ بیمار مبتلا به دیابت نوع دو مراجعهکننده به درمانگاه غدد پرسشنامه را تکمیل کردند. پایایی پرسشنامه با استفاده از آلفای کرونباخ انجام شد و روایی پرسشنامه به شیوه روایی محتوا (CVR) بررسی گردید. دادهها با نرمافزار SPSS تجزیه و تحلیل شد.
یافتهها: نتایج مطالعه نشان داد که میانگین و انحراف معیار سن واحدهای مورد پژوهش ۱۲/۵۱±۵۲/۴ سال بود که ۵۰ درصد آنها زن و ۵۰ درصد دیگر مرد بودند. ۵۶ درصد آنها کمتر از ۵ سال به دیابت نوع دو مبتلا بودند. همچنین افرادی که دارای تحصیلات بالاتر هستند کنترل متابولیکی نسبتا بهتری در مدیریت دیابت داشتند و پاسخ بیماران به سوال ۶ دارای بیشترین میانگین بود که توجه بیماران به کنترل قند خون را نشان میدهد. برای تعیین پایایی پرسشنامه ضریب آلفایکرونباخ برای کل سوالات ۰/۷۷۳ بود، با حذف سوال ۹ به ۰/۷۹۶ افزایش یافت جهت تعیین روایی پرسشنامه با استفاده از دیدگاه صاحبنظران ضریب روایی برای تمام سوالات بالای ۰/۹۹ بود و فقط دو سوال روایی آنها ۰/۶۶ و ۰/۱۶ شد که از آزمون حذف شدند، ضریب همبستگی پیرسون برای هر سوال محاسبه گردید.
نتیجهگیری: نتایج این مطالعه نشان داد که پرسشنامهی مورد بررسی از روایی و پایایی لازم برخوردار است. با این ابزار میتوان توصیههای مناسب به بیماران مبتلا به دیابت نوع دو در زمینه لازم برای خودمراقبتی اعم از رژیم غذایی، مصرف دارو، فعالیتهای فیزیکی و کنترل قند خون برای جلوگیری از پیشرفت بیماری و عوارض ناشی از آن ارایه کرد.
سید امیر رضا نجات، محمود بیگلر، سیده بهاره کاشیان،
دوره 16، شماره 1 - ( فروردین 1401 )
چکیده
زمینه و هدف: سرمایه فکری با ماهیت دانش پایهای که دارد، منبعی نامشهود، راهبردی، منحصر بهفرد و دارای مزیت رقابتی است. هدف این پژوهش، بررسی وضع موجود بلوغ سرمایه فکری در حوزه مدیریت و برنامهریزی دانشگاه علوم پزشکی تهران است.
روش بررسی: این تحقیق از نظر هدف، کاربردی و با رویکردی کمی در سال ۱۴۰۰ انجام و برای گردآوری اطلاعات از پرسشنامه استفاده شده است. جامعه آماری، مدیران میانی و پایهی معاونت توسعهی مدیریت و برنامهریزی منابع بوده که با استفاده از جدول مورگان تعداد ۵۷ نفر بهصورت تصادفی ساده انتخاب و با آزمونهای آماری تی و ناپارامتری با استفاده از نرمافزار SPSS تحلیل شدهاست. روایی محتوایی پرسشنامه از طریق بررسی پیشینهی پژوهش و کسب نظرات خبرگان و برای سنجش پایایی از ضریب آلفای کرونباخ استفاده شده که مقدار آن ۰/۸۷۴ بهدست آمده است.
یافتهها: آزمونهای آماری t نشان میدهد که سطوح پنجگانهی بلوغ مدیریت سرمایه فکری از یک الگوی غیرخطی پیروی میکند و میزان تحقق ویژگیهای سطح آغازین یعنی فقدان شاخت سرمایه فکری، بالاتر از حد قابل قبول بوده ولی آزمون آماری سایر سطوح بلوغ شامل؛ مدیریتشده، تعریفشده، مدیریت کمیشده و بهینه در سطح معناداری ۰/۰۵ معنادار نیست.
نتیجهگیری: وضع موجود سرمایه فکری در جامعه مورد مطالعه مبیّن این است که مدیریت به اهمیت سرمایه فکری ناآگاه است و اقدامی برای پیادهسازی و اجرای فرایند مدیریت سرمایههای دانشی انجام نشده است. گرچه بسیاری از زیرساختهای لازم در معاونت وجود دارد با وجود این، درک ناکافی از قابلیتهای مدیریت سرمایه فکری بهعنوان منبعی راهبردی در این پژوهش مشهود است. سازمان برای رسیدن به سطح تعریف شده و سطوح بعدی، لازم است نسبت به شناسایی، فعالسازی و هدایت منبع نامشهود اهتمام داشته و سپس به کمیسازی، استانداردسازی و مدیریت کمی و تجزیه و تحلیل نقاط قوت و ضعف و در نهایت بهبود مستمر فرایندها و نوآوری تمرکز کند.
سیده ماهرخ علینقی مداح، مریم زاهدی طبرستانی، دکتر کاظم کاظم نژاد تبریزی، سمیرا قاسمی، فاطمه مهرآور،
دوره 16، شماره 2 - ( خرداد 1401 )
چکیده
زمینه و هدف: آتراکوریوم بهعنوان یکی از شلکنندههای عصبی عضلانی از مهمترین تحریککنندههای واکنش آلرژیک حین بیهوشی است که باعث آزاد شدن هیستامین میگردد. این مطالعه با هدف تعیین اثر هیدروکورتیزون بر روی تغییرات همودینامیک حاصل از داروی آتراکوریوم در بیماران مبتلا به شکستگی اندام فوقانی با بیهوشی عمومی انجام شده است.
روش بررسی: در این مطالعه کارآزمایی بالینی دوسو کور، ۵۰ بیمار مبتلا به شکستگی اندام فوقانی با بیهوشی عمومی مراجعهکننده به بیمارستان آموزشی درمانی ۵ آذر گرگان، ۱۸ تا ۶۰ سال با کلاس I و II انجمن متخصصان بیهوشی آمریکا، بهصورت تصادفی بلوکی به ۲ گروه هیدروکورتیزون و پلاسبو(آب مقطر) تخصیص داده شدند، که در گروه مداخله ۳۰ دقیقه قبل از ورود به اتاق عمل ویال اکسی کورت(هیدروکورتیزون) بهصورت وریدی و بولوس همراه با ۳۰۰ میلیلیتر نرمال سالین تجویز گردید. تغییرات همودینامیک بیماران قبل از تجویز هیدروکورتیزون، ۳۰ دقیقه پس از تجویز، ۵ دقیقه بعد از اوج اثر آتراکوریوم(قبل از اینتوبیشن) و بعد از اکستیوب بین دو گروه با استفاده از آزمون آنالیز واریانس با اندازههای تکراری مقایسه گردید.
یافتهها: بین دو گروه از نظر سن، جنس و مدت زمان جراحی تفاوت معنیداری وجود نداشت. فشارخون سیستولیک ۵ دقیقه بعد از اوج اثر آتراکوریوم(قبل از اینتوباسیون) در گروه کنترل نسبت به گروه مداخله کمتر بوده و این اختلاف از نظر آماری معنیدار بوده است(۰/۰۲=P). ۳۰ دقیقه بعد از تجویز هیدروکورتیزون میانگین فشار خون سیستولیک و دیاستولیک بیماران کاهش و این کاهش همچنان بعد از تجویز آتراکوریوم(قبل از اینتوباسیون) ادامه داشته است؛ اما بعد از اکستیوب میانگین فشارخون بیماران افزایش پیدا کرده است. همچنین بعد از تجویز آتراکوریوم میانگین ضربان قلب بیماران ۱۴/۴۴ واحد نسبت به قبل از تجویز هیدروکورتیزون کاهش پیدا کرد و این کاهش معنادار بود(۰/۰۰۱=P).
نتیجه گیری: نتایج حاصل از این مطالعه نشان میدهد که هیدروکورتیزون میتواند بهعنوان یک عامل موثر در حفظ ثبات همودینامیک در بیماران با بیهوشی عمومی استفاده گردد. هرچند استفاده از آن هنوز بهعنوان عاملی جهت حفظ همودینامیک گسترده نشده است و نیازمند بررسیهای بیشتر است.
حسین حسنی، مریم عرب مورچگانی، نرگس پارسایی، مهشید رضایی، خدیجه میرزایی، حسین ایمانی، میرسعید یکانی نژاد،
دوره 16، شماره 2 - ( خرداد 1401 )
چکیده
زمینه و هدف: امروزه استفاده از شاخصهای مختلف تغذیهای جهت بررسی ارتباط وضعیت رژیمی با بیماریهای مختلف مورد توجه میباشد. طی مطالعات گذشته دیده شده است که شاخص و بار انسولینی با برخی بیماریهای مزمن ارتباط دارد؛ با وجود این تاکنون هیچ مطالعهای به بررسی ارتباط بین شاخصهای موردنظر با میزان متابولیسم در حالت استراحت (RMR: Resting Metabolic Rate) نپرداخته است. بنابراین، مطالعه حاضر با هدف تعیین ارتباط بین شاخص و بار انسولینی رژیم غذایی با میزان متابولیسم در RMR در زنان دارای اضافه وزن و چاقی صورت گرفته است.
روش بررسی: در این مطالعهی مقطعی، ۲۸۰ نفر از زنان بزرگسال(۵۰-۱۸ سال) دارای اضافه وزن و چاقی که به مراکز بهداشتی و درمانی تهران مراجعه نمودهاند، انتخاب شدند. ویژگیهای جمعیتشناختی این افراد علاوه بر نمایههای تنسنجی آنها از جمله وزن، قد و دور کمر، نسبت دور کمر به دور باسن، نمایه توده بدنی، و درصد چربی بدن، توده بدون چربی ارزیابی شدهاند. علاوه بر این، دریافتهای غذایی یک سال گذشته آنها با پرسشنامهی نیمهکمی حاوی ۱۴۷ آیتم بسامد خوراک گردآوری شد. سپس با استفاده از مقادیر شاخص انسولینی مواد غذایی مختلف و فرمول استاندارد، شاخص و بار انسولینی رژیم غذایی آنها محاسبه گردید.
یافتهها: میانگین سنی شرکتکنندگان در این مطالعه ۸/۳۸±۳۶/۴۹ سال بود. تمام آنالیزهای آماری برای سن، انرژی، فعالیتبدنی و تودهی بدنی تعدیل شدند. همچنین انرژی برای سن تعدیل گردید. در زمینهی شاخص انسولینی رژیم غذایی، اگرچه ارتباط معکوس معناداری میان این شاخص و میزان متابولیسم در حالت استراحت در مدل خام(۰/۰۴=p) مشاهده گردید، اما بعد از تعدیل مخدوشکنندهها تعدیلشده سن در مدل یک(۰/۴۴=p) و سن، انرژی و فعالیت بدنی در مدل دو(۰/۷۲=p) این اثر معنادار دیگر مشاهده نشد. علاوه بر این شاخص انسولین رژیم غذایی فاقد ارتباط معنادار با میزان (۰/۶۳=p) RMR/kg و (۰/۷۳=p) RMR/FFM بود.
نتیجهگیری: بر اساس نتایج بهدست آمده از این مطالعهی مقطعی، به نظر میرسد که شاخص انسولینی و بار انسولینی رژیم غذایی با میزان متابولیسم استراحت ارتباط ندارد؛ با وجود این بهدلیل محدودیتهای این مطالعه نیاز به مطالعات بیشتر جهت تایید یا رد این نتایج و همچنین تعیین نقش شاخصهای انسولینی رژیم غذایی بر سلامت افراد، مخصوصاً با طراحی آیندهنگر موردنیاز میباشد.
محمدحسین صادقیان، سید امیرحسین مهدوی، فرهاد حبیبی، مسعود شفیعی،
دوره 16، شماره 3 - ( مرداد 1401 )
چکیده
زمینه و هدف: انجمن روانپزشکی آمریکا سومین عامل اصلی مرگ در بین افراد ۱۵ تا ۲۴ سال را خودکشی معرفی میکند. این مطالعه با هدف تعیین عوامل موثر بر بروز خودکشیهای منجر به مرگ در اجساد ارجاعی به سازمان پزشکی قانونی استان تهران از سال ۱۳۹۰ تا ۱۳۹۹ انجام گرفت.
روش بررسی: این تحقیق یک مطالعهی مقطعی از نوع توصیفی و تحلیلی در سال ۱۳۹۹ بود. جامعهی آماری شامل کلیه اجساد ارجاعی به پزشکی قانونی بود. اطلاعات مربوط به کلیه اجساد ارجاعی به پزشکی قانونی در بین سالهای ۱۳۹۰ تا ۱۳۹۹ به تعداد ۵۴۷۱ پرونده مورد بررسی قرار گرفت. برای تجزیه و تحلیل دادهها از روشهای آماری توصیفی و تحلیلی استفاده شد. P.value کمتر از ۰/۰۵ درصد معتبر در نظر گرفته شد.
یافتهها: نتایج نشان داد که سن ۵۰% مرگهای منجر به خودکشی زیر ۳۲ سال است. ۶۹/۲% خودکشیهای منجر به مرگ مرد و بقیه زن هستند. بیشترین فراوانی(۳۹/۳ درصد) از نظر روش، مربوط به روش حلقآویز و گروه سنی جوانان، از نظر سطح تحصیلات در مردان راهنمایی و در زنان دیپلم، بوده است. بیشترین فراوانی خودکشی مربوط به مجردها(۴۷/۱ درصد) و در فصل تابستان(۲۷/۴ درصد) است. بیشترین روش خودکشی روش حلق آویز با بیش از ۳۹ درصد و پس از آن روش مسمومیت با سم با بیش از ۲۵ درصد موارد بوده است کمترین روش مورد استفاده روش غرق شدگی بوده است
نتیجهگیری: براساس نتایج این مطالعه بهنظر میرسد که عواملی مانند سن، جنس، میزان تحصیلات و حتی عوامل جغرافیایی و اجتماعی از عوامل اثرگذار بر خودکشی میباشند که میتواند به سیاستگذاران، مدیران، روانشناسان، روانپزشکان و سازمانهای مرتبط با موضوع جهت برنامهریزی و تدوین برنامههای پیشگیری از خودکشی کمک نماید. توجه به سواد تحصیلی، وضعیت اشتغال و میزان درآمد افراد، توجه ویژهی خانوادهها به دختران و پسران نوجوان و جوان و بهویژه وضعیت تاهل آنها میتواند بهعنوان اقدامات اثرگذار بر پیشگیری از خودکشی موثر باشد.
نازلی ابراهیم نتاج، مریم رضایی دستجردی، سهام انصاری، کامران امیریان چایجان، مهدی سپیدارکیش، جلال جعفرزاده، اکبر حسین نژاد، مجتبی تقی زاده ارمکی،
دوره 16، شماره 4 - ( مهر 1401 )
چکیده
زمینه و هدف: استوماتیت دندان مصنوعی شایعترین ضایعه مخاطی دهان در بین استفادهکنندگان از پروتز است. از آنجاییکه در دو دهه اخیر گزارشهای متعددی مبنی بر مقاومت گونههای کاندیدا آلبیکنس نسبت به داروهای ضدقارچی وجود دارد، در صورت تأیید اثرات ضدقارچی گیاه بومادران و زنیان، این ترکیبات ممکن است داروی کمکی مناسبی در کنار مصرف داروهای ضدقارچی رایج باشند. از اینرو مطالعهی حاضر با هدف بررسی فعالیت ضدقارچی عصارههای الکلی بومادران معمولی و زنیان رومی علیه کاندیدا آلبیکنس جدا شده از استوماتیت دندان مصنوعی انجام شد.
روش بررسی: حساسیت دارویی ۵۰ ایزوله کاندیدا آلبیکنس با منشا دنچر استوماتیت نسبت به عصارههای الکلی گیاهان بومادران، زنیان و نیز داروهای ضد قارچی میکونازول و نیستاتین به روش میکرودایلوشن براث و بر اساس دستورالعمل CLSI-M۲۷S۴ انجام گرفت. دامنهی رقت برای تمامی ترکیبات ۱۶-۰/۰۱۶ میکروگرم/میلی لیتر بود. غلظتی از ترکیبات که حداقل ۵۰% مهار رشد را نسبت به گروه کنترل مثبت نشان داد بهعنوان MIC (حداقل غلظت مهاری رشد) در نظر گرفته شد. آنالیز آماری با استفاده از نرم افزار SPSS انجام گردید و سطح معنیداری بهصورت ۰/۰۵>P در نظر گرفته شد.
یافتهها: دامنهی MIC بهدست آمده در روش میکروبراث دایلوشن برای داروهای ضدقارچی میکونازول، نیستاتین و نیز عصارههای الکلی گیاهان بومادران و زنیان بر روی کاندیدا آلبیکنس، نزدیک به هم بوده که نشان میدهد تاثیرگذاری آنها بر روی گونههای کاندیدا آلبیکنس تفاوت معنیداری ندارد(۰/۰۵P).
نتیجهگیری: باتوجه به MIC ها بهدست آمده، تاثیرگذاری عصارههای الکلی گیاهان بومادران و زنیان در مقایسه با داروهای ضدقارچی نیستاتین و میکونازول کمتر بوده اما امکان دارد نسبت به داروهای شیمیایی دیگر MIC کمتر و تاثیرگذاری بیشتری داشته باشند.
سعید ناطقی، علی گنجعلیخان حاکمی، سهیلا دمیری، سمیرا رئوفی، الهام حقشناس، سارا اخوانرضایت، شمسی اختیار، سارا صالحی، مریم رادینمنش،
دوره 16، شماره 5 - ( آذر 1401 )
چکیده
زمینه و هدف: پایش و ارزشیابی اثربخش نیروی انسانی در کشورها مستلزم یک مجموعهی موردتوافق از نشانگرها و ابزار اندازهگیری آنهاست و باتوجه به وجود ساز و کارهای مختلف پرداخت، این مطالعه با هدف شناسایی شاخصهای ارزشیابی عملکرد در بیمارستانهای زیرمجموعه دانشگاه علوم پزشکی تهران انجام شده است.
روش بررسی: این مطالعه بهصورت کیفی پدیدارشناختی در سال ۱۴۰۰ انجام شد. دادهها با استفاده از مصاحبهی نیمهساختاریافته، نمونهگیری هدفمند و مشارکت ۲۳ نفر از تیم ریاست، مدیریت و درآمد بیمارستانهای زیرمجموعه دانشگاه علوم پزشکی تهران، جمعآوری و به روش تحلیلمحتوا و با استفاده از نرمافزار ۱۰-MAXQDA تجزیه و تحلیل گردید.
یافتهها: در این پژوهش ۲۳ نفر از متخصصان شرکت کردند که ۷۸/۲ درصد مرد و ۲۱/۷ درصد زن بودند و در مجموع ۵۲۶ کدنهایی شناسایی شده و طبق ابزار مدیریتی کارت امتیازی متوازن در ۴ مضمون اصلی مالی، مشتریان، فرایندهای داخلی و رشد و توسعه و ۸ مضمون فرعی بهرهوری منابع با ۸۶ درصد، گردشگری پزشکی با ۵۲ درصد، اخلاق حرفهای با ۶۵ درصد، رضایتمندی با ۷۸ درصد، اعتباربخشی با ۴۸ درصد، تشخیص و درمان با ۷۸ درصد، آموزش با ۵۶ درصد و پژوهش با ۷۸ درصد دستهبندی شدند.
نتیجهگیری: ارایه خدمات درمانی مطلوب مستلزم آگاهی مدیران از عملکرد پرسنل زیرمجموعه میباشد که انتخاب معیارهای مناسب این امر را امکانپذیر میسازد، فراهمسازی زمینههای لازم برای تدوین سامانههای ارزیابی عملکرد و انجام ارزشیابی صحیح، اطلاعرسانی به پزشکان در خصوص شاخصهای در نظر گرفته شده جهت ارزشیابی دقیقتر از جمله پیشنهادهایی است که میتوانند در راستای مشکلات موجود راهگشا باشند. از دیگر نکات حایز اهمیت با توجه به محدودیت منابع موجود، نقش پزشکان در حوزهی گردشگری سلامت است که توجه به آن منجر به افزایش منابع مالی خواهد شد.
فردین امیری، آرش خواجهوند، صدیقه حنانی، نمامعلی آزادی،
دوره 16، شماره 5 - ( آذر 1401 )
چکیده
زمینه و هدف: عفونت محل جراحی از شایعترین عفونتهای مرتبط با مراقبت درمانی است. یکی از راههای کاهش آن، استفاده از آنتیسپتیک مناسب جهت آمادهسازی پوست محل جراحی(پرپ پوست) میباشد. این مطالعه با هدف مقایسه تاثیر آمادهسازی پوست با آنتیسپتیکهای پوویدون آیوداین و کلرهگزیدین گلوکونات بر میزان عفونت محل عمل جراحی بیماران جراحی شکم انجام شده است.
روش بررسی: این مطالعه به روش کارآزمایی بالینی بر روی ۷۰ نفر از بیماران جراحی شکمی مراجعه کننده به مرکز آموزشی درمانی فیروزگر تهران در بازه زمانی اردیبهشت ماه تا شهریورماه سال ۱۴۰۰ انجام شد. بیماران به روش تصادفی ساده به دو گروه آمادهسازی پوست با آنتیسپتیکهای پوویدون آیوداین(بتادین) و آنتیسپتیک کلرهگزیدین گلوکونات تقسیم شدند. پرپ پوست بیماران در هر گروه به روش دو مرحلهای و با روش استاندارد چرخشی، با استفاده از آنتیسپتیکهای مذکور توسط پژوهشگر انجام شد. بررسی عفونت محل جراحی با کمک چکلیست محققساخته و همچنین پیگیری وضعیت بیماران با معاینههای حضوری توسط پزشک مربوط صورت گرفت. آنالیز دادهها توسط آزمونهای Fischer’s Exact و t-test و Chi-Square و Cochrane’s Q صورت گرفت.
یافتهها: عفونت محل جراحی در پنج بیمار(۱۴/۲۹ درصد) از گروه بتادین و یک بیمار(۲/۸۶ درصد) از گروه کلرهگزیدین رخ داد. میزان بروز عفونت محل جراحی در گروه بتادین نسبت به گروه کلرهگزیدین، ۵/۵۴ برابر بیشتر بود ولی از لحاظ آماری اختلاف معنیداری مشاهده نشد(۰/۱۹۸=P). مقایسهی عفونت محل جراحی در مدت ۲۴ ساعت پس از جراحی(۰ درصد) و مدت ۳۰ روز پس از جراحی(۸/۵۷ درصد) نشان داد که هر دو آنتیسپتیک در کاهش بروز عفونت محل جراحی موثر بودند(۰/۰۰۱>P). همچنین بروز عفونت محل جراحی با مدت زمان بستری بیماران به مدت ۲ روز، مرتبط بود(۰/۰۰۱=P).
نتیجهگیری: نتایج این مطالعه نشان داد که میزان بروز عفونت محل جراحی در گروه بتادین ۵/۵۴ برابر بیشتر از گروه کلرهگزیدین بوده، اما باوجود این از نظر آماری اختلاف معنیداری بین دو گروه مشاهده نشد. بنابراین میتوان هرکدام از این دو آنتیسپتیک را جهت آمادهسازی پوست محل عمل جراحی شکم به کار برد.
رقیه گندمکار، عظیم میرزازاده، امین حسینیشاوون،
دوره 16، شماره 5 - ( آذر 1401 )
چکیده
زمینه و هدف: ارزیابی محیطهای بیمارستانی با ابزارهای معتبر و قابل اعتماد پیشنیاز فرایند بهبود مستمر محیط یادگیری بیمارستانی محسوب میشود. مطالعهی حاضر با هدف ترجمه و روانسنجی نسخه کوتاه پرسشنامه ارزیابی محیط آموزشی The short-version of postgraduate hospital educational environment measure (PHEEM) در دستیاران دانشگاه علوم پزشکی تهران انجام شد.
روش بررسی: مطالعهی حاضر از نوع روانسنجی ابزار است. پس از ترجمه و بازترجمه، پرسشنامه در اختیار ۱۸ نفر از متخصصان قرار گرفت و روایی محتوایی با استفاده از ضرایب نسبت روایی محتوا Content Validity Ratio (CVR) و شاخص روایی محتوا Content Validity Index (CVI) و روایی صوری بهصورت کیفی بررسی شد. سپس، پرسشنامهی اصلاح شده بین ۲۰ نفر از دستیاران توزیع شد و روایی صوری به روش کیفی و مصاحبه شناختی برای بررسی آیتمهای پرسشنامه از نظر سطح دشواری، میزان تناسب و ابهام ارزیابی شد. پایایی اولیه به روش آزمون-بازآزمون با توزیع مجدد پرسشنامه با فاصلهی دو هفته بین دستیاران بررسی شد. بهمنظور تعیین روایی سازه، پرسشنامه اصلاح شده در بین ۵۴۸ نفر دستیار پزشکی از ۲۴ رشته تخصصی توزیع شد. انتخاب نمونه به روش نمونهگیری در دسترس انجام شد. سپس دادهها با استفاده از تحلیل عامل اکتشافی و تاییدی تحلیل گردید. همسانی درونی با استفاده از آلفای کرونباخ محاسبه شد.
یافتهها: نسبت و شاخص روایی محتوای پرسشنامه بهترتیب ۰/۹۳ و ۰/۸۸ بهدست آمد. بر اساس نتایج روایی صوری، تغییرات جزئی در واژگان اغلب گویهها و تغییرات اساسی در گویهی ۱۲ اعمال شد. ضریب ICC در تمام ابعاد بیشتر از ۰/۹۰ بود. در تحلیل عاملی اکتشافی به روش مولفههای اصلی Principal Component Analysis (PCA)مقدار کایزر-مایر-الکین ۰/۸۳ بود. آزمون کرویت بارتلت به لحاظ آماری معنی دار بود(۰۰۱/P<۰)، که عاملیشدن ماتریس همبستگی را تایید میکند. ضریب آلفای کرونباخ پرسشنامه ۰/۸۳ بهدست آمد که نشاندهندهی همسانی درونی آیتمهای پرسشنامه است.
نتیجهگیری: بر اساس نتایج مطالعهی حاضر، پرسشنامهی short-version PHEEM از پایایی و روایی(صوری، محتوا و سازه) مناسبی در دستیاران تخصصی پزشکی برخوردار است. بنابراین از این ابزار میتوان جهت سنجش ادراک دستیاران نسبت به کیفیت محیط آموزشی بیمارستانها استفاده کرد.
عرفان امیری، حسین هوشیار، حسین ناظم الرعایا، محمدرضا شیعه، سیما راستی، غلام عباس موسوی،
دوره 17، شماره 5 - ( 9-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: توکسوپلاسما گوندی به عنوان یکی از مهمترین انگلهای بیماریزای منتقل شده از گوشت و مواد غذایی است که انسان و طیف وسیعی از حیوانات خونگرم را مبتلا میکند. گوشت پرندگان از جمله مرغ و خروس میتواند منبعی برای آلودگی انسان محسوب شود. مطالعهی حاضر به منظور تعیین میزان شیوع آلودگی به توکسوپلاسما گوندی درجوجههای گوشتی ارجاعی به کشتارگاه کاشان در سال ۱۴۰۱ صورت گرفت.
روش بررسی: در این مطالعهی توصیفی مقطعی، ۱۱۴ عدد نمونه بافت مغز و عضلهی قلب از جوجههای گوشتی مرغداریهای صنعتی شهرستان کاشان، ارسال شده به کشتارگاه به صورت تصادفی جمعآوری شد. از بافت مغز و عضلهی قلب هر جوجه دو گسترش مستقیم بر روی لام تهیه و به روش گیمسا رنگآمیزی گردید و از نظر وجود کیستهای نسجی توکسوپلاسما مورد بررسی میکروسکوپی قرار گرفت. استخراج DNA ژنومی برای هر نمونه با استفاده از کیت انجام شد. واکنش PCR با استفاده از پرایمرهای اختصاصی بر روی ژنB۱ که دارای تکرار پذیری زیاد است انجام گردید، سپس محصول PCR با استفاده از ژل آگاروز ۵/۱ درصد بررسی گردید. نتایج با استفاده از آمار توصیفی و به کارگیری نرمافزار SPSS تجزیه و تحلیل شدند.
یافتهها: از مجموع ۱۱۴ جوجه گوشتی بررسی شده، تعداد ۶۵ نمونه(۵۷%) ازجنس نر و ۴۹ نمونه(۴۳%) ماده بودند. در بررسی نمونهها با دو روش مولکولی و میکروسکوپی، در مجموع ۱۲ مورد(۵/۱۰%) آلودگی به توکسوپلاسما مشاهده گردید. با استفاده از روش PCR در ۸ نمونه(۶/۷%) و در بررسی میکروسکوپی در ۶ نمونه(۲۶/۵%) آلودگی شناسایی شد. کلیه موارد مثبت مربوط به نمونههای بافت مغز بود و در بافت عضلهی قلب هیچگونه آلودگی مشاهده نگردید.
نتیجهگیری: آلودگی به توکسوپلاسما در جوجههای گوشتی کاشان کم اما قابل توجه است. افزایش آگاهی مردم نسبت به پخت کامل مواد گوشتی، اجتناب از مصرف خام یا نیمه پز گوشت و فرآوردههای گوشتی ضروری به نظر میرسد. همچنین عدم استفاده از گوشت خام پرندگان برای تغذیه حیوانات خانگی نظیر گربه به منظور قطع چرخهی زندگی انگل توصیه میگردد.
فریبا معلم برازجانی، آزیتا یزدانی، رضا صفدری، سید منصور گتمیری،
دوره 17، شماره 6 - ( 11-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: نارسایی کلیه از مشکلات شایع و رو به افزایش در ایران و جهان به شمار میرود. پیوند کلیه به عنوان روشدرمانی ارجح برای بیماران مبتلا به ESRD شناخته شده است. یادگیری ماشین به عنوان یکی از ارزشمندترین شاخههای هوش مصنوعی در زمینهی پیشبینی بقای بیماران یا پیشبینی بروز حـالات مختلف در بیماران کاربرد بسزایی دارد. هدف از انجام این پژوهش پیشبینی پیامدهای پیوند کلیه در بیماران، با استفاده از یادگیری ماشین است.
روش بررسی: از آنجایی که یکی از قویترین روششناسیها در زمینهی اجرا و پیادهسازی پروژههای داده کاوی CRISP است، این روششناسی به عنوان روش کار انتخاب شد. به منظور شناسایی عوامل مؤثر در پیشبینی پیامدهای پیوند کلیه، پس از مرور متون مرتبط، چکلیستی محقق ساخته جهت مشخص کردن میزان ضرورت هرکدام از عوامل مؤثر بر نتیجهی پیوند برای تعدادی از نفرولوژیستهای سراسر کشور ارسال شده و نتایج تحلیل و بررسی شد. سپس با استفاده از زبان پایتون و الگوریتمهای مختلف یادگیری ماشین از جمله ماشینبردار پشتیبان، جنگلهای تصادفی، K نزدیکترین همسایه، گرادیان افزایشی و یادگیری عمیق، به مدلسازی بر روی دادهها پرداخته شد.
یافتهها: مدل نهایی از نوع چند برچسبی و بر اساس الگویتم جنگل تصادفی بود که بتواند پیامدهای مختلف پیوند کلیه که در این مطالعه شامل احتمال پسزدگی، واکنشهای دیابتیک، واکنشهای بدخیمی و بستری مجدد بیمار بود را به صورت یک جا پیشبینی کند. پس از انجام مراحل پیش پردازش بر روی داده ها و مدلسازی بر روی ویژگیهای دادهی ورودی به وسیله الگوریتمهای مختلف، مدل نهایی قادر بود با خطایی کمتر از ۰/۰۱ به پیشبینی چهار مورد پیامد پیوند کلیه یعنی پسزدگی، ابتلا به دیابت، واکنشهای بدخیمی و بستری مجدد بیمار بپردازد.
نتیجهگیری: میزان بالای درستی و دقت مدل جنگل تصادفی نشان از قدرت بالای این مدل برای پیشبینی پیامدهای پیوند کلیه دارد. در این مطالعه، مؤثرترین عوامل در ابتلای بیمار به پیامدهای ذکر شده شناسایی شد. برای نمونههای جدید با استفاده از این سیستم مبتنی بر یادگیری ماشین میتوان به پیشبینی احتمال بروز این پیامدها برای بیماران پرداخت.