29 نتیجه برای زارع
آزاده چترروز، حمیده جوادی نسب، محمدکاظم امینی ، محمود بیگلر، نهضت گودرزی، جواد زارعی،
دوره 9، شماره 1 - ( 2-1394 )
چکیده
زمینه و هدف: یکی از سوالات همیشگی برای بیمارستانها و سازمانهای بیمه گر برآورد تعرفهی واقعی اعمال جراحی گلوبال است. لذا هدف این پژوهش مقایسه هزینههای اعمال جراحی گلوبال با تعرفههای مصوب در بیمارستانهای دانشگاه علوم پزشکی تهران بود.
روش بررسی: این مطالعه یک بررسی توصیفی- مقطعی است، که در تعداد 9 بیمارستان منتخب دانشگاهی امام خمینی(ره)، شریعتی، آرش، فاطمه الزهرا(س)، زنان، شفا، علی اصغر(ع)، کانسر و رازی وابسته به دانشگاه علوم پزشکی تهران انجام گردیده است. جامعهی پژوهش، شامل کلیهی صورت حسابهای بستری مشمول تعرفه گلوبال در سال 1391 در این 9 بیمارستان بود. دادههای موردنیاز ازطریق صورت حسابهای بیماران جمع آوری و با استفاده از آمار توصیفی و در نرم افزار SPSS16 تحلیل گردید.
یافتهها: ازمجموع 90 عمل جراحی مشمول تعرفه گلوبال، 68 مورد در بیمارستانهای مورد پژوهش انجام شده بود. مقایسهی میانگین هزینهی بیمارستان با تعرفه گلوبال مصوب نشان داد که باستثنای تعداد 7 عمل جراحی، در سایر موارد(61 مورد) هزینهی اعمال جراحی بین 3 تا 312 درصد بیشتر از تعرفه گلوبال مصوب بود. بیشترین اختلاف(312 درصد) مربوط به ترمیم تیغهی بینی با یا بدون کاشت غضروف(سپتوپلاستی) بود.
نتیجهگیری: نتایج حاصل از این پژوهش نشان داد تعرفه گلوبال واقعی نبوده و منجربه زیان بیمارستانها میگردد. بنابراین پیشنهاد میگردد برای جلوگیری از زیان بیمارستانها در تعرفههای گلوبال، عواملی چون سن بیمار، وجود یا نبود بیماری همراه، شدت بیماری، مدت اقامت بیمار و نرخ تورم در کشور، در نظر گرفته شود.
سولماز بصیری ، روشنک داعی قزوینی، سیدجمال هاشمی، سیدحسین میرهندی، محسن گرامی شعار ، ذبیح اله زارعی،
دوره 9، شماره 3 - ( 6-1394 )
چکیده
زمینه و هدف: شناسایی منابع احتمالی عفونت در حیوانات برای جلوگیری از شیوع و اپیدم یهای پیشرفته انجام م یشود.
هدف مطالعه حاضر، جداسازی و شناسایی قارچهای بیماری زا و فرصت طلب از پوست سگ های صاحبدار با تاکید بر
ارزیابی خطر انتقال درماتوفیت های مشترک در مناطق روستایی مشکین شهر است.
روش بررسی: در این مطالعه مقطعی– توصیفی که در سال 1391 در دانشگاه علوم پزشکی تهران انجام شد، تعداد 130
قلاده سگ در نواحی روستایی مشکین شهر استان اردبیل مورد بررسی قرار گرفتند. پوسته ها و موهای جمع آوری شده با
با هدف پوشش کامل رشد کلیه قارچها اعم DTM و SCC ، SC روشهای دید میکروسکوپی مستقیم و کشت در محیط های
از محیطی و بیماری زا، انجام شد و پس از گذشت 1 تا 3 هفته مورد بررسی قرار گرفت.
31 %)، و کمترین /5) یافته ها: از 130 نمونه ی مورد آزمایش، فراوان ترین ساپروفیتهای جدا شده، آلترناریا با فراوانی 41
0%) مورد بودند. /9) 0%) و نترزیا 1 /9) آ نها، چاتومیوم 1
نتیجه گیری: سگ های مورد مطالعه از نظر منبع احتمالی انتقال آلودگی و ایجاد اپیدمی های پیشرفته درماتوفیتوز، خطرساز
نمی باشند، اما احتمال بروز بیماری های قارچی جلدی در افراد بومی در تماس با دیگر حیوانات، با توجه به موقعیت
جغرافیایی و سبک زندگی، وجود دارد.
بهرام احمدی، دکتر ساسان رضایی، فرشاد هاشمی، مهدی زارعی، هدی دلی، دکتر سیدجمال هاشمی،
دوره 9، شماره 4 - ( 8-1394 )
چکیده
زمینه و هدف: اونیکومایکوزیس یا عفونت قارچی ناخن، شیوع افزاینده و تاثیرات فراوانی بر زندگی اجتماعی و بهداشت روانی بیماران دارد. درماتوفیتها، مخمرها و کپکهای غیردرماتوفیتی از شناخته شدهترین عوامل قارچی عفونتهای ناخن هستند. هدف از این مطالعه تعیین شیوع کپکهای غیردرماتوفیتی با استفاده از آزمایش مستقیم و کشت و روش مولکولی(PCR) در بیماران میباشد.
روش بررسی: در این مطالعه از 170 بیمار، نمونهبرداری شد، و جهت آزمایش میکروسکوپی از پتاس 15%، و برای کشت نمونهها از محیطهای سابورو دکستروز آگار(S) به همراه کلرامفنیکل(SC) و کلرامفنیکل و سیکلوهگزامید(SCC) استفاده گردید. همچنین اسلاید کالچر جهت شناسایی به روش قارچ شناسی، و جهت نمونههای مشکوک یا ناشناخته عمل تعیین توالی از ناحیه S-rDNA 28 انجام گردید.
یافتهها: از 170 بیمار مراجعهکننده، 74(43/5%) مورد دارای اونیکومایکوزیس بودند که از این تعداد 53(71/62%) نفر زن و 21(28/38%) نفر مرد بودند. از مجموع 74 مورد اونیکومایکوزیس تشخیص داده شده 40(54/05%) مورد آن کاندیدیازیس، 21(28/37%) مورد مربوط به کپکهای غیر درماتوفیتی، و 12(16/21%) مورد درماتوفیت گزارش گردیدند.
نتیجهگیری: میزان اونیکومایکوزیس در این مطالعه 43/5% بود و کاربرد تکنیک PCR در موارد مثبت کاذب و منفی کاذب و در موارد کشت طولانی مدت با ارزش گزارش شد. همچنین با توجه به اینکه تمامی نمونههایی که آزمایش مستقیم مثبت و کشت منفی داشتند، با آزمایش مولکولی مثبت گردیدند، این مطالعه قدرت تکنیکهای مولکولی را در مقایسه با کشت بیان میکند.
غفور توکلی، دکتر روشنک داعی، فرشاد هاشمی، مهدی زارعی، هدی دلی، دکتر سیدجمال هاشمی،
دوره 9، شماره 6 - ( 12-1394 )
چکیده
زمینه و هدف: نمونههای کلینیکی احشایی پس از تهیه در مراکز درمانی تحت شرایط خاص به آزمایشگاه ارسال میشوند، اما در مواقعی ممکن است بلافاصله روی نمونههای ارسالی آزمایش انجام نشود؛ لذا سادهترین محل نگهداری نمونه، یخچال میباشد. لذا هدف این پژوهش تعیین تاثیر سرما بر میزان رشد عوامل قارچی در نمونههای کلینیکی و آزمایشگاه قارچ شناسی دانشکده بهداشت دانشگاه علوم پزشکی تهران میباشد.
روش بررسی: ابتدا نمونهها مورد آزمایش مستقیم و کشت قرار گرفت و سپس آنها به صورت متوالی به مدت 1 ساعت، 2 ساعت، 24 ساعت و 48 ساعت در دمای 8-2 درجه سانتیگراد یخچال قرار داده شد. از هر یک از مقاطع زمانی نمونه کشت روی محیط سابورو S و سابورو حاوی کلرامفنیکل SC انجام گرفت، و نتایج رشد و عدم رشد عوامل قارچی ثبت گردید.
یافتهها: در بررسی از 100 نمونه در مطالعه حاضر، در 79 مورد(79%) رشد قارچ، 20 مورد(20%) عدم رشد و 1 مورد(1%) کاهش رشد مشاهده گردید. همچنین اختلاف معنیداری بین نوع قارچ از نظر رشد و سرمادهی مشاهده نگردید(0/321P=).
نتیجهگیری: عوامل قارچی نمونههای کلینیکی احشایی بعد از سرمادهی در دمای °c8-2 به مدت 48 ساعت در محیط کشت قادر به رشد میباشند، لذا در صورت عدم امکان فوری آزمایش میتوان نمونهها را در دمای یخچال( °c8-2) نگهداری نمود.
سیده محبوبه حسینی زارع، بتول احمدی، علی اکبری ساری، محمد عرب، مهشید سادات حسینی زارع،
دوره 10، شماره 2 - ( خرداد و تیر 1395 )
چکیده
زمینه و هدف: ارزیابی و ارتقای کیفیت زندگی کاری کارکنان یکی از وظایف مهم مدیران در هر سازمان است. هدف این مطالعه طراحی و تدوین پرسشنامه ای به منظور ارزیابی کیفیت زندگی کاری دستیاران رشته های تخصصی پزشکی و تعیین روایی و پایایی آن می باشد.
روش بررسی: با استفاده از جستجوی کتابخانه ای و اینترنتی پرسشنامه هایی که برای اندازه گیری کیفیت زندگی کاری کارکنان استفاده شده بود، جمع آوری گردید و با روش دلفی پرسشنامه ای جامع جهت اندازه گیری کیفیت زندگی کاری دستیاران تدوین شد. این پرسشنامه بین 14 دستیار دانشگاه علوم پزشکی تهران در دو مقطع متفاوت با فاصله ی یک هفته توزیع و تکمیل گردید. سپس پایایی آن به وسیله آزمون α کرونباخ سنجیده شد. برای تعیین روایی(Validity) پرسشنامه کیفیت زندگی کاری از نظر 5 متخصص در زمینه ی مدیریت خدمات بهداشتی درمانی، آموزش پزشکی و اقتصاد بهداشت استفاده شد.
یافته ها: دسته بندی α کرونباخ برای سنجش پایایی به این ترتیب بود: خیلی خوب 1-0/9، خوب 0/89-0/8، متوسط 0/79-0/7، ضعیف 0/69-0/6، خیلی ضعیف زیر 0/59.
نتیجه گیری: نتایج آزمون آلفا کرونباخ برای پایایی کل سوالات و برای هر طبقه از سوالات نشانگر پایایی نسبتاً بالا بود، لذا پرسشنامه مورد استفاده قابل استفاده در مطالعات بعدی میباشد.
دلارام درگاهی، میترا زارع بوانی، ناهید عین اللهی، نسرین دشتی، مصطفی رضائیان، سکینه عباسی،
دوره 10، شماره 5 - ( آذر و دی 1395 )
چکیده
زمینه و هدف: ژیاردیازیس از شایعترین عفونت های انگلی روده در جهان می باشد. انتقال آن با خوردن کیست انگل به همراه آب و مواد غذایی بطور مستقیم انجام می گیرد. به علت انتقال مستقیم، آلودگی به این انگل در مشاغل مرتبط با مواد غذایی و یا کودکان حائز اهمیت است.
در این مطالعه مشاغل افراد مثبت از نظر آلودگی به ژیاردیا بررسی و تجزیه و تحلیل شد.
روش بررسی: این مطالعه از نوع توصیفی- تحلیلی بوده و تعداد 109 نمونه مدفوع از افراد مراجعه کننده به بیمارستانها و مراکز بهداشتی وابسته به دانشگاه علوم پزشکی تهران جمع آوری گردید. نمونه ها به روش های تهیه گسترش مرطوب و تغلیظی جهت تشخیص آلودگی به ژیاردیا لامبلیا بررسی گردیدند. همچنین با پرسشنامه ای که به مراجعه کنندگان داده شد، شغل آنها مورد بررسی قرار گرفت.
یافته ها: از بین 69 نفر از افراد آلوده به انگل ژیاردیا لامبلیا، 25 نفر(36/23%) دارای مشاغل مرتبط با تهیه مواد غذایی، یک نفر(1/44%) کمک بهیار آسایشگاه سالمندان، یک نفر(1/44%) مدیر مسئول مهد کودک، دو نفر(2/89%) نظافتچی و خدمتگزار و یک نفر(1/44%) پیک موتوری و 39 نفر(56/52%) دارای مشاغل غیر مرتبط با تهیه مواد غذایی بودند.
نتیجه گیری: انتقال ژیاردیا لامبلیا از شخصی به شخص دیگر در بین عرضه کنندگان مواد غذایی که دارای سطح بهداشت پایینی هستند، به طور شایع اتفاق می افتد. همچنین، کارمندان مهدکودکها ریسک بالای آلودگی بچه ها را دارند. بنابراین باید به سلامتی این کارمندان با انجام سه مرحله آزمایش مدفوع توجه خاصی کرد.
محمد عرفان زارع، رضا مشکانی، مجتبی عباسی، فرهاد شاویسی زاده، عاطفه نصیر کنسستانی،
دوره 11، شماره 3 - ( ویژه نامه شماره 1 1396 )
چکیده
زمینه و هدف: در ایران شرایط لازم و رشتهی تحصیلی افراد برای کسب جایگاه مسئولیت فنی آزمایشگاههای تشخیصی طبی همواره موضوعی مورد بحث بین گروههای مختلف مرتبط با فعالیتهای آزمایشگاهی بوده است. هدف از این مطالعه، بررسی جامع شرایط آموزش متخصصان آزمایشگاه، احراز شرایط مسئولیت فنی آزمایشگاههای پزشکی در کشورهای مختلف جهان و مقایسه ی آن با ایران می باشد.
روش بررسی: این پژوهش بر اساس مطالعات کتابخانه ای و جستجوهای اینترنتی در پایگاه های داده ای معتبر همچون SID ،Scopus ،PubMed ،Wiley Online ،Springer ،Science Direct ،Web of science و موتورهای جستجویی مثل Google Scholar و Google انجام گرفته است.
یافته ها: نتایج این مطالعه جزئیات استانداردهای لازم جهت کسب تصدی فنی آزمایشگاه های پزشکی را در کشورهای آمریکا، کانادا، نهاد بین المللی فدراسیون شیمی بالینی و طب آزمایشگاهی اروپا و چندین کشور اروپایی زیر نظر این نهاد را نشان می دهد.
نتیجه گیری: نتایج این مطالعه بیانگر این بود که در تمامی کشورهای مورد بررسی، متخصصان علوم پایه پزشکی و همچنین پزشکان با شرایط یکسانی توانایی کسب جایگاه تصدی فنی پس از آموزش های لازم و تاییدیههای مورد نیاز را دارند. در واقع ایران تنها کشور از میان کشورهای بررسی شده می باشد که طی دو دهه ی اخیر گروه علوم پایه پزشکی، که خود دارای شرایطی خاص از نظر آموزشی بوده و به عنوان رشتههای بالینی آموزش میبینند را در تصدی مسئولیت فنی با محدودیت های جدی مواجه نموده است که این مهم نیازمند بازنگری است.
افشین موسوی چلک، عارف ریاحی، امین زارع،
دوره 12، شماره 1 - ( فروردین و اردیبهشت 1397 )
چکیده
زمینه و هدف: مجلات علمی یکی از ابزارهای اساسی در توسعهی علم در دنیای امروزی به حساب آورده شده و جایگاه ویژهای در انتشار آخرین دستآوردهای دانش بشری دارند. مطالعهی حاضر با هدف ارزیابی مجلات نمایه شدهی ایرانی درحوزهی پزشکی و تعیین جایگاه منطقه ای و بین المللی آن صورت گرفته است.
روش بررسی: مطالعه ی حاضر از نوع توصیفی-تحلیلی و با روش علم سنجی صورت گرفته است. جامعه پژوهش را تمامی مجلات ایرانی در حوزه پزشکی تشکیل میدهند که تا سال 2016 در پایگاه اسکوپوس نمایه سازی شده اند. تجزیه و تحلیل اطلاعات با نرم افزارهای آماری انجام شد.
یافتهها: یافتهها نشان داد که تعداد مجلات ایرانی از 2 مورد در سال 1999 به 78 مورد در سال 2015 افزایش یافته است. 15 شهر، 29 مرکز و دانشگاه نیز در انتشار مجلات نمایه شده فعالیت داشته که دانشگاه تهران با 19 مجله، بیشترین تعداد مجلات علمی را پشتیبانی و منتشر نموده است. مجلات نمایه شده ی ایرانی در مقایسه با کشورهای پیشرفته ی دنیا، در سطح پایینتری قرار داشته و در زمره ی مجلات با کیفیت قرار نداشته اند.
نتیجه گیری: از مهمترین دلایل رشد کمی مجلات ایرانی در حوزهی پزشکی را میتوان به عواملی از قبیل سیاستهای افزایشی پایگاه اطلاعاتی اسکوپوس در نمایه سازی، رعایت استاندرها و پیروی از اسلوب و معیارهای بین المللی توسط مجلات علوم پزشکی مرتبط دانست. یافته ها نشان میدهد مجلات علمی حوزه پزشکی ایران در مقایسه با سایر کشورها از نظر کیفی جایگاه مناسبی ندارند، بنابراین برنامه ریزی و سیاستگذاری مناسب توسط وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی و دانشگاههای تابع در این زمینه به شدت احساس میشود.
فریدون آزاده، سید جواد قاضی میرسعید، نادیا معتمدی، محمد زارعی،
دوره 12، شماره 1 - ( فروردین و اردیبهشت 1397 )
چکیده
زمینه و هدف: رتبهبندی کتابخانههای بیمارستانی بر اساس معیارهای استاندارد و الگوبرداری از کتابخانههای برتر، بهبود کیفیت خدمات کتابخانهها را به همراه دارد. هدف این مطالعه رتبهبندی کتابخانههای بیمارستانی مبتنی بر شاخصهای لایب کول و مدل ویکور بود.
روش بررسی: این مطالعه به روش پیمایشی انجام شد. جامعه پژوهش ۳۸۵۰ کاربر بالفعل کتابخانه 8 بیمارستان دولتی شهر تهران(بیمارستانهایی با ظرفیت بالایی 320 تخت) در سال 1395 بود که با استفاده از دو پرسشنامه ی لایب کوال و مقایسات زوجی بررسی شد. روایی پرسشنامههای مذکور در مطالعات مختلف تایید شده است. ضریب آلفای کرونباخ بیشتر از 0.7 برای پرسشنامه ی لایب کوال و نرخ ناسازگاری کمتر از یک درصد برای پرسشنامه ویکور پایایی را تأیید میکند. تجزیه و تحلیل دادهها با استفاده از نرمافزار Expert Choice انجام شد. با حل تکنیک ویکور رتبهبندی صورت گرفت.
یافتهها: مطابق با سه معیار اصلی لایب کوال بعد «کتابخانه بهعنوان یک مکان» با وزن 0.379 در درجه اول اهمیت و در همین بعد زیر معیار«وجود فضایی ساکت و آرام برای فعالیتهای فردی» با وزن 0.364، در رتبه ی نخست قرار گرفت. بعد«کنترل اطلاعات» با وزن 0.318 در درجه دوم اهمیت و بعد«تاثیر خدمات» با وزن 0.303 در درجه سوم اهمیت قرار داشت. در رتبهبندی بر اساس شاخص ویکور کتابخانه ی بیمارستان فیروزگر در جایگاه نخست قرار داشت.
نتیجهگیری: کتابخانه ی بیمارستان فیروزگر از دانشگاه علوم پزشکی ایران رتبه اول را به خود اختصاص داده و میتواند بهعنوان الگوی مناسبی برای سایر کتابخانهها باشد.
مینو شهبازی، رضا صفدری، محمد زارعی،
دوره 12، شماره 2 - ( خرداد و تیر 1397 )
چکیده
زمینه و هدف: کیفیت پرونده الکترونیک به کیفیت محتویات آن و مستندسازی درست وابسته میباشد. تعیین حداقل مجموعه دادهها برای بالا بردن کیفیت محتویات پروندههای الکترونیک و کمک به بالا بردن کیفیت ارائه خدمات درمانی به بیماران مبتلا به یووئیت امری ضروری است. این پژوهش برای تعیین حداقل دادههای ضروری برای پرونده الکترونیک بیماران یووئیت انجام شده است.
روش بررسی: در این مطالعهی توصیفی و تحلیلی، 7 فوق تخصص شبکیه عضو هیئت علمی، 4 فوق تخصص شبکیه غیرهیئت علمی، 4 دستیار دورهی فوق تخصصی شبکیه و 7 دستیار دورهی تخصصی چشمپزشکی شاغل در بیمارستان فارابی تهران انتخاب شدند. ابزار پژوهش، پرسش نامهای بود که محقق آن را تهیه و تنظیم کرده بود. به منظور روایی پرسش نامه، از روش اعتبار محتوا و برای سنجش پایایی از روش test-retest استفاده شد. تحلیل دادهها با استفاده از نرم افزار SPSS انجام شد.
یافتهها: از بین عناصری که به نظرسنجی گذاشته شده بود، تمامی عناصر با موافقت بالای 90 درصد به عنوان عنصر اصلی مطرح شد. در مورد اهمیت عناصر اطلاعاتی ارایه شده بین پاسخهای پزشکان شرکتکننده در نظرسنجی اختلاف معناداری مشاهده نشد.
نتیجهگیری: حداقل عناصر اطلاعاتی پرونده الکترونیک بیماران یووئیت با پنج گروه اطلاعات دموگرافیک، اطلاعات بالینی بیمار، اطلاعات آزمایشگاهی، نوع یووئیت، توصیههای درمانی، اطلاعات تصاویر چشمپزشکی ارایه شد. الگوی پیشنهادی برای سیستمهای دستی و پرونده الکترونیک پزشکی قابل ارایه است.
وحید چنگیزی، محمدرضا زارع، ساحل کثیری،
دوره 13، شماره 5 - ( آذر و دی 1398 )
چکیده
زمینه و هدف: با توجه به حضور منابع پرتوی یونیزان در محیط و احتمال ورودشان به زنجیره غذایی، پرتوزایی طبیعی در محصول برنج شهرستان محمودآباد و اثر آن بر ساکنان این ناحیه باید ارزیابی شود.
روش بررسی: با استفاده از روش های استاندارد نمونه برداری، تعداد نقاط و مکان های نمونه برداری تعیین شد(حدود ۱۰ نقطه). پس از ثبت موقعیت جغرافیایی نقاط، ۲ کیلوگرم خاک و ۲ کیلوگرم برنج برداشته و ۲۰ نمونه کدگذاری شد. میزان ۹۵۰ گرم از خاک و برنج آسیاب و با مش ۵۰، به ظروف استاندارد مارینلی منتقل شد. نمونهها کاملا آب بندی شده و پس از گذشت حدود یک ماه، با آشکارسازهای فوق خالص ژرمانیومی (HPGe ) بیناب نمایی شد. سپس پرتوزایی ویژهی هسته های پرتوزا در نمونه های خاک مزارع و نمونه های برنج، فاکتورهای انتقال هسته های پرتوزا از خاک به برنج، دوز موثر سالانه و ریسک سرطان ناشی از مصرف برنج در ساکنان این شهرستان اندازه گیری شد.
یافته ها: دز موثر کل هسته های مورد بررسی در سال #value، ریسک سرطان در طول عمر U۲۳۸ از #value تا ۰/۰۰۰۱۹، Ra۲۲۶ از #value تا ۰/۰۰۰۰۸،U ۲۳۵#value، Th۲۳۲ از #value تا ۰/۰۰۰۲۷، K۴۰ از ۰/۰۰۰۱۴ تا ۰/۰۰۰۸۲ و در نهایت برای سزیم صفر به دست آمد.
نتیجه گیری: محصول برنج شهرستان محمودآباد از نظر هسته های پرتوزا اثر سویی بر سلامتی مردم منطقه نخواهد داشت.
دانشجوی دکتری سیمین مومن زاده، عاطفه زارعی، دکتر سیدعلی اکبر فامیل روحانی، لیلا دهقانی،
دوره 15، شماره 2 - ( خرداد و تیر 1400 )
چکیده
زمینه و هدف: هدف اصلی تحقیق، پیشنهاد معماری متناسب برای طراحی سیستمهای اطلاعاتی یکپارچه و انعطافپذیر در معاونت تحقیقات و فناوری دانشگاه علوم پزشکی جندیشاپور اهواز است.
روش بررسی: این پژوهش از نوع کاربردی که در آن از روش تلفیقی برنامه ریزی سیستم کسب و کار (Business System Planning) و الگوی James Martin برای طراحی سیستمهای اطلاعاتی استفاده شده است. جامعه پژوهش شامل ۲۷ نفر از مدیران و کارشناسان معاونت تحقیقات و فناوری دانشگاه علوم پزشکی اهواز بود که از روش سرشماری استفاده شد و ابزار جمعآوری دادهها مصاحبهی ساختارمند و همچنین مشاهده و تحلیل اسناد بود. جهت تحلیل اطلاعات از ماتریس تقابلی استفاده گردید.
یافتهها: در مجموع، ۵۳ فرایند و ۶۰ کلاس داده شناسایی گردید. با بهرهگیری از یک الگوی معماری چندلایه(ارایه، فرایند، داده و زیرساخت) نتایج در قالب معماری پیشنهادی ارایه گردید. در معماری پیشنهادی ۱۲ زیرسیستم و ارتباطات بین آنها شناسایی شد که دربرگیرندهی زیرسیستم کتابخانه، فعالیتهای پژوهشی، فرصت مطالعاتی، همایش، پژوهانه، انتشارات، نوآوری و فناوری، اطلاعات آزمایشگاهی، پایاننامهها، برنامهوبودجه و زیرسیستم اجتماعی و شبکههای مدیریت دانش بود. همچنین نتایج نشان داد که میزان پوشش فرایندها، کلاس دادهها و اهداف توسط سیستمهای اطلاعاتی موجود بهترتیب %۵۳، %۵۰ و %۵۵ می باشد که در حالت پیشنهادی یا مطلوب به پوشش کامل افزایش یافته است.
نتیجهگیری: در این پژوهش با شناسایی سیستمهای اطلاعاتی موردنیاز، امکان برنامهریزی دقیق و بهکارگیری موفق این سیستمها فراهم میشود. نتایج این پژوهش میتواند برای پیادهسازی معماری سیستمهای اطلاعاتی سایر معاونتهای تحقیقات و فناوری دانشگاههای علوم پزشکی در ایران استفاده گردد، که در صرفهجویی به لحاظ هزینه و زمان تأثیر بسزایی دارد.
زهرا اطرج، فیروزه زارع فراشبندی، فاطمه رستگاری،
دوره 16، شماره 2 - ( خرداد 1401 )
چکیده
زمینه و هدف: رفتار جستجوی اطلاعات سلامت از عوامل و متغیرهای متعددی چون صفات شخصیتی، باورها، ارزشها، گرایشها، عوامل زمینهای و هیجانات فردی تأثیر میپذیرد و ازآنجاییکه اطلاعات سلامت، ارتباط مستقیمی با کیفیت زندگی افراد جامعه دارد، میتواند در تصمیمگیریهای مرتبط با سلامت فردی و اجتماعی تأثیرگذار باشد و باعث بهبود عملکرد افراد در این زمینه شود. هدف از این پژوهش تعیین رابطهی تیپهای شخصیتی دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان با رفتار اطلاعیابی سلامت آنان بر اساس مدل میلر است.
روش بررسی: نوع مطالعه، کاربردی و روش آن پیمایشی است. جامعهی پژوهش کلیه دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان هستند. حجم نمونه با استفاده از جدول مورگان ۲۹۷ نفر تعیین شد. ابزار گردآوری دادهها، پرسشنامههای استاندارد پنج عاملی شخصیتی نئو و پرسشنامهی رفتار اطلاعاتی میلر است. دادهها توسط نرمافزار SPSS تجزیه و تحلیل شد.
یافتهها: نتایج پژوهش حاضر نشان داد که بین تیپ شخصیتی«رواننژندی» و مؤلفهی«جستجوی فعالانه اطلاعات سلامت» رابطهی معکوسی وجود دارد. همچنین بین«اشتیاق به تجربیات جدید»، «وظیفهشناسی» و مولفهی«جستجوی فعالانه اطلاعات سلامت» رابطهی مستقیمی وجود دارد. این در حالی است که آمارههای بهدست آمده نشان دادند که بین تیپ شخصیتی«برونگرایی» و«توافقپذیری»، با مؤلفههای رفتار اطلاعیابی سلامت رابطهی معناداری وجود ندارد. دانشجویان مورد بررسی از نظر تیپ شخصیتی مسئولیتپذیر و وظیفهشناس نبوده، اغلب تنهایی را ترجیح داده و درونگرا و محافظهکار هستند. اما بیش از نیمی از آنان در بعد«توافقپذیری»، متعادل عمل میکنند.
نتیجهگیری: نتیجهی این پژوهش نشان داد که افراد مشتاق به تجربیات جدید و وظیفهشناس فعالانه به جستجوی اطلاعات سلامت میپردازند، اما افراد رواننژند تمایلی به جستجوی فعالانهی اطلاعات سلامت ندارند. این بدانمعنی است که هرچه افراد مسئولیتپذیرتر و وظیفهشناستر باشند یا اشتیاق بیشتری به تجربههای جدید داشته باشند، فعالانهتر به جستجوی اطلاعات سلامت میپردازند. بنابراین بهتر است سیاستگذاران سلامت به نحوی برنامهریزی کنند که اطلاعات سلامت موردنیاز بر اساس شخصیت افراد به صورت تعاملی در اختیار آنها قرار گیرد.
احسان زارعی، خیرالله چاووش ثانی، محمد سعادتی، سهیلا خداکریم،
دوره 16، شماره 4 - ( مهر 1401 )
چکیده
زمینه و هدف: در سالهای اخیر، اعتماد عمومی به نظامسلامت بهعنوان یکی از شاخصهای ارزیابی عملکرد نظامسلامت موردتوجه قرار گرفته است. با اینحال، اکثر تحقیقات دربارهی اعتماد عمومی به نظامسلامت مربوط به کشورهای توسعهیافته است و تحقیق در اینباره در ایران محدود است. درک بهتر اعتماد به نظامسلامت و برخی عوامل مؤثر بر آن به طراحی مداخلات هدفمند برای افزایش اعتماد کمک میکند. پژوهش حاضر با هدف بررسی میزان اعتماد عمومی به نظامسلامت در شهرستان رشت انجام شد.
روش بررسی: در این مطالعهی مقطعی، ۶۸۰ خانوار(۵۱۰ خانوار شهری و ۱۷۰ خانوار روستایی) وارد مطالعه شدند. ابزار گردآوری دادهها، پرسشنامهی سنجش اعتماد عمومی به نظامسلامت با ۳۰ آیتم و در شش بُعد بود که روایی و پایایی آن تأیید شد. از آزمونهای منویتنی و کروسکالوالیس برای مقایسه و تحلیل تفاوت نمره اعتماد عمومی به نظامسلامت بین گروهها استفاده شد.
یافتهها: نمرهی کلی اعتماد مردم به نظامسلامت در شهرستان رشت ۶۶/۷ از ۱۱۲ بود. بیشترین نمره برای بُعد کیفیت مراقبتها با ۱۶/۳۸ از ۲۸ و کمترین آن برای بعد کیفیت همکاری بین ارایهکنندگان با نمرهی ۷/۴۷ از ۱۲ بود. در بین ارایهکنندگان خدمات، بالاترین اعتماد به پرستاران و پزشکان متخصص و کمترین اعتماد به درمانگران طب سنتی بود. زنان، کارکنان دولت، افراد فاقد بیمه درمان، افراد با وضعیت سلامت عالی و خوب، آنهاییکه از خدمات بیمارستانی استفاده کرده بودند و افرادی که از آخرین خدمت دریافتی خود رضایت داشتند، اعتماد بیشتری به نظامسلامت داشتند(۰/۰۵>P).
نتیجهگیری: نتایج این مطالعه نشان داد که علیرغم اعتماد مردم به تخصص و دانش پزشکان و سایر ارایهکنندگان، میزان اعتماد عمومی به نظامسلامت در سطح نسبتاً متوسط بود که نشاندهندهی کاستی در عملکرد نظامسلامت است. تمرکز بر ارتباط پزشکبیمار و بهبود مهارتهای ارتباطی، استقرار پرونده الکترونیک و به اشتراکگذاشتن اطلاعات بیماران بین ارایهکنندگان مختلف و سرانجام رعایت حقوق بیمار میتواند اعتماد بیشتری به نظامسلامت ایجاد کند.
محمد جلالی، احسان زارعی، علی ماهر، سهیلا خداکریم،
دوره 16، شماره 5 - ( آذر 1401 )
چکیده
زمینه و هدف: بروز پاندمی کووید ۱۹ بر عملکرد بیمارستانها تأثیر گذاشت و تغییراتی در استفاده از خدمات بیمارستانی ایجاد شد. تجزیه وتحلیل دادههای عملکرد بیمارستانها در پاندمی کووید ۱۹ میتواند بینشهایی را در مورد الگوهای بهرهمندی از خدمات و پیامدهای مراقبت برای مدیران و سیاستگذاران ارایه دهد. این مطالعه باهدف بررسی تأثیر پاندمی کووید ۱۹ بر شاخصهای پیامدی منتخب در بیمارستانهای دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی، تهران انجام شد.
روش بررسی: این پژوهش، توصیفی-تحلیلی و از نوع تحلیلهای سری زمانی بود. دادههای مربوط به شش شاخص پیامد شامل میزان بستری، ضریب اشغال تخت، متوسط طول اقامت، تعداد مراجعان اورژانس، تعداد تستهای آزمایشگاهی و تعداد درخواستهای تصویربرداری از ۱۲ بیمارستان وابسته در فاصله سالهای ۹۵ تا ۹۸(قبل از پاندمی) و ۹۹(بعد از پاندمی) از سامانه مدیریت هوشمند بیمارستانی گرفته شد. دادهها با استفاده از روش تحلیل سری زمانی منقطع در نرمافزار R تحلیل شدند.
یافتهها: بر اساس یافتههای این مطالعه، شاخصهای میزان بستری(p=۰/۰۱۵)، ضریب اشغال تخت(p=۰/۰۴) و میزان تستهای آزمایشگاهی(p=۰/۰۰۳) بلافاصله پس از بروز پاندمی با افزایش معنیدار همراه بوده، درحالیکه شاخص تعداد مراجعان اورژانس(p=۰/۰۳۴) با کاهش معنیدار مواجه شده است. شاخصهای ضریب اشغال تخت و تعداد درخواست تصویربرداری تغییر معنیداری را نشان ندادند. کاهش در تعداد مراجعان اورژانس طی یک سال بعد از شیوع پاندمی معنیدار بوده اما تغییرات در سایر شاخصهای پیامد معنیدار نبود(P>۰/۰۵).
نتیجهگیری: درک تغییرات و تاثیر بروز یک رخداد بزرگ بر شاخصهای پیامدی بیمارستانها برای تصمیمگیرندگان لازم است تا بتوانند بهطور موثر برای تخصیص منابع و یک پاسخ موثر به پاندمی برنامهریزی کنند. شیوع کووید ۱۹ با تأثیر بر عرضه و تقاضای خدمات، باعث تغییر در عملکرد و پیامدهای بیمارستانها شده است. در یک سال بعد از آغاز پاندمی، بهجز شاخص مراجعان اورژانس، بقیه شاخصها تغییر معنیداری را تجربه نکردهاند. حفظ خدمات ضروری مثل ویزیتهای اورژانس در استراتژی واکنش سریع به شیوع یک اپیدمی و پویشهای عمومی برای ترغیب مردم به جستجوی مراقبتهای پزشکی در صورت نیاز در موجهای آینده پاندمی پیشنهاد میشود.
راحیل نهاری، سعید هاشم زاده، احسان زارعی،
دوره 16، شماره 6 - ( بهمن 1401 )
چکیده
زمینه و هدف: گردشگری پزشکی به معنی سفر با هدف دریافت خدمات بهداشتی درمانی در خارج از کشور است. بحران کووید-۱۹ بر طیف گستردهای از کسب و کارهای مرتبط با صنعت گردشگری از جمله گردشگری پزشکی تأثیر گذاشت و باعث کاهش عرضه و تقاضای خدمات سلامت در این بازار شد. این مطالعه با هدف بررسی تأثیر پاندمی کرونا بر گردشگری پزشکی در ایران انجام شد.
روش بررسی: این پژوهش مقطعی در سال ۱۴۰۰ در ایران انجام شد. دادههای مورد استفاده در این پژوهش از سامانه آواب وزارت بهداشت در بازه زمانی سالهای ۹۷ تا شش ماه اول ۱۴۰۰ استخراج گردید که شامل دادههای مربوط به تعداد، مبدا و مقصد گردشگر پزشکی، نوع خدمات مورد استفاده، درآمد سرانه به ازای هر گردشگر پزشکی و درآمد ماهانهی حاصل از گردشگری پزشکی در دو دوره زمانی قبل و بعد از شیوع پاندمی کووید-۱۹ بود. برای تحلیل دادهها از آزمونهای تی گروههای مستقل و رگرسیون سری زمانی منقطع در نرمافزارهای SPSS و ۱۰ Eviews استفاده شد.
یافتهها: شیوع کووید-۱۹ باعث کاهش ۴۲ درصدی در میانگین ماهانهی تعداد گردشگر پزشکی، کاهش ۴۵ درصدی در درآمد ماهانهی حاصل از گردشگری پزشکی و ۱۰ درصد کاهش در درآمد سرانه به ازای هر گردشگر شده است(۰/۰۵>P). ورود گردشگر پزشکی از جمهوری آذربایجان، بحرین، عراق و عمان بیش از ۸۰ درصد کاهش داشت و بیشترین کاهش تعداد گردشگر نیز مربوط به شهرهای اهواز، ارومیه، تبریز و شیراز بوده است. در همهی گروههای تشخیصی بهجز زنان و زایمان، کاهش تعداد گردشگر پزشکی بین ۵۰ تا ۷۰ درصدی اتفاق افتاده است. روند کاهشی شاخصهای گردشگری پزشکی در سال دوم پاندمی کووید-۱۹ متوقف شده و بهصورت روند ثابت ادامه یافته است.
نتیجهگیری: بحران کووید-۱۹ بر تعداد گردشگران پزشکی و درآمد حاصل از آن در ایران تأثیر منفی داشته است. موفقیت نسبی در مهار کرونا میتواند به بازگشت به وضعیت پیش از پاندمی کمک کند که نیازمند سیاستها و اقدامات حمایتی و اجرایی مناسب از سوی دولت و بازیگران این صنعت همچون سیاستهای تسهیل ورود بیماران، اقدامات بازاریابی، برندسازی و ایجاد تصویر مثبت در نزد مشتریان بالقوه، استفاده از امکانات تلهمدیسین برای انجام مشاورهها و پیگیری و ... است.
فاطمه اسماعیلی، نجمه آشوری، سیده محبوبه حسینی زارع،
دوره 17، شماره 1 - ( 1-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: آنتیبیوتیکها یکی از داروهای پرمصرف هستند که کمک فراوانی به بهبود و درمان بیماریها میکنند؛ اما تجویز نادرست و استفادهی بیرویه از آنها، سبب افزایش طول اقامت بیماران و هزینههای بستری میشود. مطالعهی حاضر با هدف تعیین رابطهی بین مصرف تجربی آنتیبیوتیکها با طول مدت اقامت نوزادان نارس بستری در بیمارستان مهدیه تهران به انجام رسید.
روش بررسی: مطالعهی حاضر از نوع توصیفی-تحلیلی و مقطعی است که در سال ۱۳۹۹ بر روی ۱۵۹ نفر از نوزادان نارس بستری در بخش مراقبتویژه بیمارستان مهدیه شهرتهران انجام گرفت. ابزار مورد مطالعه، پرسشنامه ای بود که روایی آن به روش تحلیل محتوا و پایایی پرسشنامه با روش آلفای کرونباخ سنجیده شد. تجزیه و تحلیل اطلاعات با استفاده از نرمافزار SPSS و بهکمک آمارههای توصیفی فراوانی و درصد و آزمون آماری آنالیز واریانس یک طرفه و تی مستقل انجام گرفت.
یافتهها: نتایج نشان داد که ۵۲/۲ درصد نوزادان دختر بودند و ۷۹/۹ درصد زایمانها بهصورت سزارین انجام شدند. میانگین مدت اقامت نوزادان ۳۱/۴۷ روز و میانگین تولد نوزادان ۳۰ هفته بود. بر طبق نتایج مطالعه بین طول اقامت نوزادان با مدت تجویز آنتیبیوتیک و تعداد دورههای دریافت آنتیبیوتیک رابطهی معنیداری وجود داشت(۰/۰۵>P). بهگونهای که اقامت نوزادان با دوره دریافت کمتر از ۱۴ روز، تقریباً نصف اقامت نوزادان بیش از ۱۴ روز بود. همچنین رابطهی معنیداری بین تعداد دورههای دریافت آنتیبیوتیک با طولمدت اقامت بیماران وجود داشت(۰/۰۵>P). با افزایش تعداد دوره دریافت آنتیبیوتیک، طول مدت اقامت نوزادان نیز بهصورت معنیداری افزایش یافته بود. نتایج مطالعه نشان داد که بین وزن تولد نوزادان، هزینهی تخت و هزینهی کل با تجویز تجربی آنتیبیوتیکها رابطهی معنیداری وجود دارد(۰/۰۵>P).
نتیجهگیری: باتوجه به اینکه مصرف منطقی آنتیبیوتیکها زمینهی کاهش طول مدت اقامت نوزادان بستری را در پی دارد، تدوین پروتکل آنتیبیوتیکی بهروز و مشخص از سوی وزارت بهداشت برای نوزادان نارس و آگاهیرسانی به پزشکان در خصوص تجویز تجربی آنتیبیوتیکها و اجرای برنامههای آنتیبیوتیک استواردشیپ بیمارستانها در بخش مراقبتهای ویژه نوزادان، انتشار راهنماهای استاندارد درمانی، برگههای آماده شامل دستور تجویز آنتیبیوتیکها بههمراه دوز صحیح و آموزش بالینی پزشکان ضرورت مییابد.
فرید غفاری، سید امیرحسین پیشگویی، آرمین زارعیان، سیمن تاج شریفی فر، سمیه آزرمی،
دوره 19، شماره 3 - ( 6-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: حوادث CBRN (حوادث شیمیایی، بیولوژیک، رادیولوژیک و هستهای) اغلب قابلمشاهده و پیشبینی نبوده و باعث ایجاد ترس و اضطراب و اختلال در ارایهی خدمات بهداشتی درمانی در جامعه میشود. پیامدها و هزینههای بالقوه عدم آمادگی برای حوادث CBRN میتواند بسیار زیاد باشد. واکنش سریع و مناسب به حوادث CBRN، میتواند نقش مهمی در کاهش اثرات مضر سلامت جسمی و کاهش مرگومیر این حوادث داشته باشد که این عوامل به میزان آمادگی کارکنان اورژانس بیمارستانها بستگی دارد. این مطالعه با هدف تبیین تجارب کارکنان بالینی اورژانس بیمارستانها در زمینهی آمادگی در مواجهه با حوادث CBRN در سال ۱۴۰۳ در تهران انجام شد.
روش بررسی: پژوهش حاضر یک پژوهش کیفی و از نوع تحلیل محتوای قراردادی است. جامعهی پژوهش را کارکنان بالینی اورژانس چهار بیمارستان شامل یک بیمارستان آموزشی ـ تخصصی، دو بیمارستان دولتی- عمومی و یک بیمارستان خصوصی ـ عمومی تشکیل میدادند. انتخاب مشارکتکنندگان بهصورت هدفمند و گلوله برفی و با حداکثر تنوع از بین کارکنان بالینی اورژانس بیمارستانهای استان تهران بود. ابزار گردآوری دادهها، مصاحبههای عمیق نیمهساختاریافته با ۱۳ نفر بود و نمونهگیری تا رسیدن به اشباع دادهها ادامه یافت. جهت تحلیل دادهها از رویکرد کیفی Graneheim و Lundman و جهت مدیریت دادههای کیفی از نرمافزار MAXQDA نسخهی ۲۰۲۲ استفاده شد.
یافتهها: در این مطالعه با ۱۳ نفر از کارکنان بالینی اورژانس بیمارستان شامل پرستاران، مدیران پرستاری، پزشکان و کارشناسان علومآزمایشگاهی(۸ مرد و ۵ زن) با میانگین سابقهکاری ۱۳ سال و ۱۱ ماه مصاحبه شد. یافتهها در قالب ۷ طبقه اصلی (منابع، آموزش و تمرین، کنترل آلودگی، هماهنگی، برنامهریزی و دستورالعملها، مدیریت و درمان مصدومان، ساختار)، ۱۳ زیرطبقه و ۳۵ کد معنایی استخراج گردید. نتایج نشان داد که کمبود آموزشهای تخصصی، نبود زیرساختهای مناسب برای آلودگیزدایی و ضعف در هماهنگی درونبخشی و برونبخشی از مهمترین چالشهای آمادگی کارکنان اورژانس در مواجهه با حوادث CBRN است. همچنین، مشارکتکنندگان بر ضرورت فراهمسازی تجهیزات حفاظت فردی، تدوین دستورالعملهای مشخص و برگزاری مانورهای دورهای تأکید داشتند.
نتیجهگیری: در حال حاضر میزان آمادگی کارکنان بالینی اورژانس بیمارستانها در پاسخ به حوادث CBRN محدود است. کارکنان بخش اورژانس نقش حیاتی را در پاسخ به حوادث CBRN ایفا خواهند کرد؛ بنابراین در راستای کاملاً مؤثر بودن تلاشهای آمادگی و پاسخ آنها و با توجه به افزایش تهدیدات CBRN در سراسر جهان، اتخاذ استراتژیهای آمادگی، سیاستها، برنامهها، هماهنگیها، بودجه و سایر اقدامات لازم جهت افزایش آمادگی کارکنان اورژانس در مقابل حوادث CBRN توصیه میشود.
فاطمه نجفی، هومن شهسواری، گلنار قانع، زهرا زارع،
دوره 19، شماره 3 - ( 6-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: تضمین کیفیت و حفظ ایمنی بیمار در مراقبتهای پرستاری یکی از چالشهای اساسی و مهم در حرفهی پرستاری بهشمار میرود. بنابراین وجود یک ابزار بومی و معتبر برای ارزیابی پدیده«مراقبت پرستاری از دسترفته» میتواند به شناسایی اقدامات و شرایطی که منجر به نتایج منفی در مراقبت از بیمار میشوند کمک شایانی نماید. بنابراین، هدف از مطالعهی حاضر، بومیسازی و روانسنجی نسخهی ایرانی ابزار مراقبت پرستاری از دسترفته میباشد.
روش بررسی: ترجمه و تست روانسنجی ابزار مراقبت پرستاری از دسترفته در ۶ مرحله شامل: ترجمه از زبان اصلی به زبان فارسی، مقایسهی دو نسخهی ترجمه شدهی ابزار، ترجمه برگشتی، مقایسهی دو نسخهی ترجمه برگشتی و نسخهی زبان اصلی، تست آزمایشی نسخه پیش نهایی در زبان مقصد با نمونهی تکزبانه و در نهایت، تحلیل روانسنجی کامل نسخهی پیشنهایی شامل روایی صوری، محتوا، سازه و پایایی انجام شد. این مراحل در نمونهای شامل ۳۳۰ نفر از پرستاران بیمارستانهای دانشگاه علوم پزشکی تهران به کار گرفته شد.
یافتهها: تعداد افراد شرکتکننده در مطالعه حاضر ۳۳۰ نفر میباشد که بیشتر زن بوده و در شیفتهای چرخشیکاری حضور داشتند. نیمی از افراد در محدوده سنی ۲۵ تا ۳۴ سال قرار داشتند و بیشترین طول مدت اشتغال در حرفه پرستاری مربوط به محدوده بالاتر از ده سال بود(۱۰۰ نفر(۳۰/۳ درصد)). همچنین بیش از نیمی از شرکتکنندگان دارای مدرک لیسانس پرستاری بودند و اکثریت بیش از ۳۰ ساعت در هفته کار میکردند(۳۱۶ نفر(۹۵/۸ درصد)). آلفای کرونباخ برای کل ابزار برابر با ۰/۸۹ و برای ابعاد قسمت ب ابزار بین ۰/۷۹ تا ۰/۹۳ بهدست آمد. نتایج ضریب همبستگی پیرسون برای بازآزمون قسمت الف ابزار(مراقبت پرستاری از دسترفته حاوی فهرستی از اقدامات پرستاری)، برابر با ۰/۸۳ و برای قسمت ب(علل مراقبت پرستاری از دسترفته) ابزار۰/۸۰ بود. همچنین، نتایج تحلیل عاملی تأییدی نشاندهنده برازش مناسب و مطلوب برای سه بعد قسمت ب ابزار بر اساس شاخصهای کلی برازندگی بود. در مجموع، این یافتهها شواهدی برای اعتبار سازهای و پایایی قوی ابزار ارایه میدهند و از مناسب بودن آن برای ارزیابی مراقبتهای پرستاری از دسترفته در محیطهای بالینی پشتیبانی میکنند.
نتیجهگیری: با توجه به نقش حیاتی پرستاران در سیستم بهداشت و درمان، فراهم آوردن مراقبتهای پرستاری با کیفیت و ایمنی بالا اهمیت بیشتری مییابد. افزایش جمعیتهای متنوع در سراسر جهان نشاندهندهی نیاز شدید محققان و مراقبان سلامت به دسترسی به ابزارهای معتبر بین اقشار مختلف فرهنگی و یا به زبانهای متفاوت است. نسخهی ایرانی«ابزار مراقبت پرستاری از دسترفته» ابزاری معتبر است که دارای همسانی درونی در دامنهی قابلقبول، تکرارپذیری در دفعات آزمون خوب و اعتبار کافی به علت دارا بودن همبستگی با نسخهی اصلی است. استفاده از این ابزار میتواند در شناسایی عوامل مرتبط با کاهش کیفیت مراقبت و طراحی مداخلات تأثیرگذار و یا تعدیلکنندهی این پدیدهی پیچیده نقش مؤثری داشته باشد.
شیوا محجل نایبی، عذرا دائی، وحیده زارع گاوگانی،
دوره 19، شماره 5 - ( 10-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: با گسترش تخصصگرایی در علوم پزشکی و سلامت و رشد سریع فناوریهای اطلاعاتی، نیاز به آموزشهای تخصصی در حوزهی اطلاعرسانی سلامت بیش از پیش احساس میشود. تحول دانشگاهها به نسل چهارم و پنجم(دانشگاههای نوآور، شبکهای و کارآفرین) نیز ضرورت ایجاد رشتههای پویا و مبتنی بر نوآوری باز را افزایش داده است. هدف این مطالعه شناسایی تخصصهای آموزشی جدید، چالشها و عوامل مؤثر در ایجاد گرایش تخصصی کتابداری و اطلاعرسانی پزشکی و ارایه توصیههای سیاستی برای ایجاد تغییر در وضعیت جاری بود.
روش بررسی: پژوهش حاضر با رویکرد چندروشی (Multi-Methods) انجام شد. در مرحله اول، مرور حیطهای (Scoping Review) بر اساس چارچوب Arksey و O’Malley و با رعایت چکلیست PRISMA-ScR برای شناسایی تخصصهای آموزشی موجود انجام شد. در مرحله دوم، بحث گروه متمرکز (FGD) با حضور ۸ متخصص جهت بررسی چالشها، عوامل تأثیرگذار و راهبردهای توسعه برگزار گردید. در مرحله سوم، از روش دلفی ساده با مشارکت ۱۰ سیاستگذار رشتهی کتابداری و اطلاعرسانی پزشکی جهت اولویتبندی تخصصهای پیشنهادی استفاده شد. دادههای کیفی با روش تحلیل مضمون (Thematic Analysis) کدگذاری و تحلیل گردیدند.
یافتهها: در مرحلهی مرور گسترده، ۲۲ مقالهی مرتبط شناسایی و بررسی شدند که از میان آنها ۱۱ تخصص آموزشی در حوزهی کتابداری و اطلاعرسانی سلامت استخراج شد. پس از ادغام همپوشانیها، ۸ تخصص نهایی باقیماند. در نهایت، با رأی و اجماع سیاستگذاران، ۴ تخصص آموزشی جدید برای ایجاد در حوزهی کتابداری و علم اطلاعات پزشکی در اولویت قرار گرفتند. مهمترین چالشهای شناساییشده شامل: حفظ پایداری رشته و جلوگیری از افول هویتی آن، ضرورت تغییرات ساختاری و بازنگری در برنامههای درسی بر اساس نیازهای جامعه، مقاومت سازمانی در برابر ایجاد تغییر در وضعیت جاری بود. از دید سیاستگذاران، اصلاح برنامه درسی، طراحی مسیرهای آموزشی تخصصی و توجه به نیازهای ملی و منطقهای بهعنوان راهبردهای کلیدی پیشنهاد شد.
نتیجهگیری: پژوهش تأکید دارد که دانشگاهها باید به سمت ایجاد گرایشهای تخصصی جدید یا دورههای کوتاهمدت رسمی در حوزهی کتابداری و اطلاعرسانی سلامت حرکت کنند. اجرای توصیههای سیاستی منتج از شواهد پژوهشی حاضر میتواند به پایداری رشته، توسعهی بلندمدت آن و افزایش اشتغالپذیری فارغالتحصیلان منجر شود.