38 نتیجه برای سیستم
آزیتا یزدانی، رضا صفدری، رکسانا شریفیان، مریم زحمتکشان، مرجان قاضی سعیدی،
دوره 14، شماره 2 - ( 3-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: زمانیکه سیستمهای تصمیمیار بالینی ایجاد شوند، بهکارگیری راه حلهایی که بتواند استفاده از این سیستمها در مقیاس بزرگ را فراهم کند، منجر به کاهش تولید هزینههای ناشی از ایجاد، نگهداری و اشتراک گذاری آنها از تولید سیستمهای متعدد جلوگیری میشود. در سالهای اخیر یکی از رویکردهایی که با این هدف به صورت ترکیبی با سیستمهای تصمیمیار استفاده میشود، رویکرد معماری سرویسگراست. هدف از انجام این پژوهش، بررسی نقش و اهمیت معماری سرویسگرا در ارایه معماریهای مقیاس پذیر سیستمهای تصمیمیار بالینی با تمرکز بر رویکردهای مختلف این معماری میباشد.
روش بررسی: مقاله ی حاضر از نوع مقاله ی مروری ساده است. پایگاههای الکترونیکی کتابشناختی IEEE Explore، Science Direct، Springer، Web of Science و Scopus بررسی گردید. کلمات کلیدی«معماری سرویسگرا» و «سیستم تصمیمیار بالینی» به عنوان کلمات کلیدی اصلی همراه با اصطلاحات مرتبط برای جستجو در این پایگاهها استفاده شد.
یافتهها: رویکرد سیستمهای تصمیمیار بالینی مبتنی بر معماری سرویسگرا مزایایی همچون تسهیل نگهداری دانش، کاهش هزینه و بهبود چابکی را به ارمغان میآورد. ارتباطات نقطه به نقطه، خط خدمات سازمانی، رجیستری خدمات، موتور راهنمای بالینی و موتور مبتنی بر قانون و service choreography and orchestration طرحهای کلی معماری میباشند که در استفاده از سیستمهای تصمیمیار بالینی مبتنی بر رویکرد معماری سرویسگرا مشهود هستند.
نتیجهگیری: معماری سرویسگرا به عنوان یک راه حل بالقوه برای ارایه پلتفرمهای مقیاسپذیر سیستمهای تصمیمیار بالینی است.
محمد جبرییلی، علی رشیدی، طاهر محیط مافی، رقیه موسی زاده،
دوره 14، شماره 6 - ( 11-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: سیستمهای نسخه نویسی الکترونیکی میتوانند ایمنی بیمار و کیفیت خدمات مراقبت سلامت را ارتقا دهند. این سیستم ها باید قابلیتهای لازم جهت کاهش خطاهای پزشکی و بهبود عملکرد ارایهکنندگان خدمات سلامت را فراهم کنند. هدف این تحقیق، ارزیابی قابلیتهای سیستم نسخه نویسی الکترونیکی از دیدگاه پزشکان در پلیکلینیک های سازمان تامین اجتماعی ارومیه می باشد.
روش بررسی: مطالعه حاضر یک تحقیق توصیفی- مقطعی است که در سال ۱۳۹۹ انجام گرفت. جامعه مورد مطالعه شامل ۸۲ نفر از پزشکان شاغل در ۳ پلی کلینیک سازمان تامین اجتماعی ارومیه بود که به صورت سرشماری تعیین گردید. ابزار مورد استفاده در این پژوهش پرسشنامه محقق ساخته میباشد که روایی پرسشنامه بر اساس نظرات خبرگان تعیین شد و پایایی آن نیز از طریق محاسبه ضریب آلفای کرونباخ بررسی گردید. تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS انجام گردید.
یافته ها: نتایج نشان داد که در بخش ثبت و دسترسی به اطلاعات سیستم، بیشترین امتیاز مربوط به امکان ثبت دارو(۴/۵۸) و ثبت دستورات مرتبط با آزمایش، رادیولوژی(۴/۴۴) بود. از لحاظ قابلیت های پشتیبان تصمیمگیری، بیشترین امتیاز به ارائه هشدارهای مربوط به تداخلات دارویی(۴/۱۸)، کنترل میزان تجویز دارو برای بیماران مزمن(۳/۸۳) و در بخش قابلیتهای فنی سیستم، بیشترین امتیاز مربوط به سهولت استفاده سیستم(۳/۸۷) و رابط کاربری مناسب(۳/۶۶) می باشد.
نتیجه گیری: سیستم نسخه نویسی الکترونیکی مورد مطالعه، در برخی قابلیت ها مانند دسترسی به اطلاعات دارویی براساس منابع معتبر، پیشنهاد گزینههای درمانی براساس تشخیص اصلی و همچنین سفارشی سازی سیستم امتیاز کمتری کسب کرده لذا توسعه دهندگان سیستم، باید قابلیتهای آن را، از طریق برقراری ارتباط مناسب با کاربران و درک کامل نیازهای واقعی آنها، ارتقا دهند.
دانشجوی دکتری سیمین مومن زاده، عاطفه زارعی، دکتر سیدعلی اکبر فامیل روحانی، لیلا دهقانی،
دوره 15، شماره 2 - ( 3-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: هدف اصلی تحقیق، پیشنهاد معماری متناسب برای طراحی سیستمهای اطلاعاتی یکپارچه و انعطافپذیر در معاونت تحقیقات و فناوری دانشگاه علوم پزشکی جندیشاپور اهواز است.
روش بررسی: این پژوهش از نوع کاربردی که در آن از روش تلفیقی برنامه ریزی سیستم کسب و کار (Business System Planning) و الگوی James Martin برای طراحی سیستمهای اطلاعاتی استفاده شده است. جامعه پژوهش شامل ۲۷ نفر از مدیران و کارشناسان معاونت تحقیقات و فناوری دانشگاه علوم پزشکی اهواز بود که از روش سرشماری استفاده شد و ابزار جمعآوری دادهها مصاحبهی ساختارمند و همچنین مشاهده و تحلیل اسناد بود. جهت تحلیل اطلاعات از ماتریس تقابلی استفاده گردید.
یافتهها: در مجموع، ۵۳ فرایند و ۶۰ کلاس داده شناسایی گردید. با بهرهگیری از یک الگوی معماری چندلایه(ارایه، فرایند، داده و زیرساخت) نتایج در قالب معماری پیشنهادی ارایه گردید. در معماری پیشنهادی ۱۲ زیرسیستم و ارتباطات بین آنها شناسایی شد که دربرگیرندهی زیرسیستم کتابخانه، فعالیتهای پژوهشی، فرصت مطالعاتی، همایش، پژوهانه، انتشارات، نوآوری و فناوری، اطلاعات آزمایشگاهی، پایاننامهها، برنامهوبودجه و زیرسیستم اجتماعی و شبکههای مدیریت دانش بود. همچنین نتایج نشان داد که میزان پوشش فرایندها، کلاس دادهها و اهداف توسط سیستمهای اطلاعاتی موجود بهترتیب %۵۳، %۵۰ و %۵۵ می باشد که در حالت پیشنهادی یا مطلوب به پوشش کامل افزایش یافته است.
نتیجهگیری: در این پژوهش با شناسایی سیستمهای اطلاعاتی موردنیاز، امکان برنامهریزی دقیق و بهکارگیری موفق این سیستمها فراهم میشود. نتایج این پژوهش میتواند برای پیادهسازی معماری سیستمهای اطلاعاتی سایر معاونتهای تحقیقات و فناوری دانشگاههای علوم پزشکی در ایران استفاده گردد، که در صرفهجویی به لحاظ هزینه و زمان تأثیر بسزایی دارد.
رضا صفدری، سید فرشاد علامه، فریبا شعبانی،
دوره 15، شماره 6 - ( 12-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: عوامل خطر بسیاری در ایجاد بیماریهای سیستم صفراوی نقش دارند. ازاینرو، این دسته از بیماریها جزو بیماریهای شایع محسوب میگردند. مشارکت فعال بیمار در مدیریت بیماری، بهبود خودمراقبتی و پیامدهای بالینی بسیار مهم است. برنامه کاربردی تلفن همراه دارای پتانسیل بالایی در پشتیبانی از خودمدیریتی بیماران است. به همین جهت این مطالعه، با هدف شناسایی و تعیین عناصر دادهای برای ایجاد برنامه کاربردی خودمراقبتی بیماران صفراوی انجام شد.
روش بررسی: مطالعهی توصیفی حاضر، در دو مرحلهی بررسی منابع و نیازسنجی عناصر دادهای انجام گردید. در مرحلهی اول، جهت تعیین عناصر دادهای مورد نیاز برای ایجاد برنامه کاربردی خودمراقبتی بیماران صفراوی از مقالات علمی موجود در پایگاههای اطلاعاتی استفاده شد و چکلیستی از عناصر دادهای تهیه شد. در مرحلهی دوم بر اساس چکلیست تهیه شده، پرسشنامهای محققساخته ایجاد شد که روایی صوری و محتوایی آن مورد تایید تیم پژوهش و پایایی آن با ضریب آلفای کرونباخ ۸۷/۲% محاسبه شد. پرسشنامهی مذکور در اختیار پزشکان فوقتخصص گوارش مجتمع بیمارستانی امام خمینی(ره) قرار گرفت و بدینترتیب عناصر دادهای منتخب شناسایی گردید.
یافتهها: عناصر دادهای این برنامه در هفت بخش اطلاعات دموگرافیک، اطلاعات بالینی، اطلاعات مربوط به بیماریهای سیستم صفراوی، اطلاعات مربوط به سبک زندگی پس از جراحی بیماران صفراوی، یادآورها، مدیریت بیماری و اطلاعرسانی دستهبندی شدند. ۶۰/۵% پاسخدهندگان پرسشنامه، به عناصر دادهای بخش اطلاعات دموگرافیک و اطلاعات بالینی بیشترین میزان اهمیت را اختصاص دادند. ۵۴/۲% از آنها، عناصر دادهای بخش آموزش بیماران را با اهمیت بالایی برشمردند. ۴۳/۸% پاسخدهندگان پرسشنامه، به عناصر دادهای بخشهای مداخلهای برنامه، بیشترین میزان اهمیت را اختصاص دادند و تنها ۴/۲% از آنها عناصر دادهای این بخش را با کمترین میزان اهمیت در نظر گرفتند.
نتیجهگیری: بر مبنای عناصر دادهای تعیین شده، برنامه کاربردی خودمراقبتی طراحی و ایجاد شد و میتواند به عنوان مکملی در جهت مراقبت تخصصی به بیماران صفراوی مورد استفاده قرار گیرد.
احمدسیر صدر، روح الله تولایی، محمد علی افشار کاظمی،
دوره 16، شماره 1 - ( 1-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: معماری سازمانی منطبق بر نیازهای آزمایشگاهی، با استفاده ازمشترکات چارچوبهای معماری سازمانی معتبر و موجود، باعث همراستایی نیازها با استراتژیها و اهداف سازمانی و زیرساختهای فناوری اطلاعات میشود. ارزیابی بلوغ معماری سازمانی یکی از روش های مدیریت موثر فرایند معماری سازمانی است. هدف از مطالعهی حاضر، ارزیابی پیادهسازی مدل معماری سازمانی بر روی سیستمهای مدیریت اطلاعات آزمایشگاهی میباشد.
روش بررسی: در این مطالعه که به روش کمی در سال ۱۳۹۸ انجام شد، مدل معماری سازمانی پیشنهادی صدر و همکاران که نتیجهی تلفیق دو مدل معماری زکمن و مدل معماری سرویسگرا با سیستمهای مدیریت اطلاعات آزمایشگاهی بود، در دانشگاه صنعتی شریف مورد ارزیابی بلوغ معماری سازمانی قرار گرفت. جامعهی آماری این ارزیابی، بر اساس جدول تعیین نمونهی مورگان، شامل ۱۰۰ نفر از افراد خبره در زمینه سیستمهای مدیریت اطلاعات آزمایشگاهی در نظر گرفته شد.
روش (Capacity Maturity Model) CMM، که بر اساس طیف لیکرت طراحی شده، به عنوان ابزار سنجش پرسشنامه مورد استفاده قرار گرفت. جهت تجزیه و تحلیل اطلاعات، از شاخصهای توصیفی فراوانی، درصد و آزمون T تکنمونهای برای مقایسهی میانگینها در نرمافزار SPSS استفاده شد.
یافتهها: ارزیابی بلوغ معماری سازمانی شامل چهار بعد در حوزههای برنامهریزی و سازماندهی فناوری اطلاعات، توسعه و پیادهسازی فناوری اطلاعات، خدمترسانی و پشتیبانی فناوری اطلاعات و حوزهی نظارت و ارزیابی فناوری اطلاعات بود. در بین ابعاد بلوغ معماری سازمانی، کمترین میانگین مربوط به حوزهی نظارت و ارزیابی و بیشترین میانگین مربوط به حوزهی خدمترسانی و پشتیبانی بود. ابعاد از لحاظ وضعیت به ترتیب عبارت بودند از: بعد خدمترسانی و پشتیبانی، بعد برنامهریزی و سازماندهی، بعد توسعه و پیاده سازی و بعد نظارت و ارزیابی. نتایج آزمون های تحلیلی در حوزههای مربوط به بلوغ معماری سازمانی شامل حوزههای برنامهریزی و سازماندهی، توسعه و پیادهسازی و خدمترسانی و پشتیبانی تفاوت معناداری نشان داد(۰/۰۰۰۱>P)، در حالیکه در حوزهی نظارت و ارزیابی تفاوت معنی داری نشان نداد.
نتیجهگیری: ارزیابی پیادهسازی چارچوب معماری پیشنهادی در محیطهای آزمایشگاهی نشاندهندهی بلوغیافتگی مدل ارایه شده در سه حوزهی برنامهریزی و سازماندهی، توسعه و پیادهسازی، و خدمترسانی و پشتیبانی است. همچنین ارتقای بلوغ معماری سازمانی نیازمند توجه بیشتر به حوزهی نظارت و ارزیابی واصلاحات این حوزه است.
لیلا شاهمرادی، نیلوفر خردبین، احمدرضا فرزانه نژاد، نیلوفر محمدزاده، عاطفه قنبری جلفایی،
دوره 16، شماره 2 - ( 3-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: گام نخست جهت مدیریت افسردگی در کودکان و نوجوانان، شناسایی ریسکفاکتورهاست. هدف این پژوهش شناسایی عناصر دادهای سیستم پشتیبان تصمیم بالینی غربالگری ریسکفاکتورهای افسردگی ماژور در افراد جوان است.
روش بررسی: پژوهش حاضر از نوع توصیفی-تحلیلی و جامعهی پژوهش شامل پایگاههای Scopus، Pubmed، Embase، PsychInfo، WOS وClinical key و متخصصان حوزهی سلامت روان شامل متخصصان روانپزشکی و دانشجویان روانشناسی و مشاوره و راهنمایی در مراکز آموزشی و درمانی معین است. ابزار جمعآوری دادهها پرسشنامهای شامل سه بخش بود که توسط هشت نفر از متخصصان در دسترس تکمیل شد. دادهها با استفاده از تعیین نسبت روایی محتوایی (CVR) و میانگین (Mean) تحلیل شدند. شاخص روایی محتوایی برابر با ۰/۷۴ و آلفای کرونباخ با نرم افزار SPSS برابر با ۰/۸۲۴ محاسبه و در نتیجه روایی و پایایی ابزار تایید شد.
یافتهها: مطابق با جدول لاوشه، عناصر اطلاعاتی مثل قوم و نژاد(Mean=۱/۱۲۵ ،CVR=-۰/۲۵) که CVR بین صفر تا ۰/۷۵ و میانگین کمتر از ۱/۵ داشتند، رد شدند. آیتمهایی مثل جنسیت(۱=CVR)، که CVR آنها مساوی یا بیشتر از ۰/۷۵ بود، و نیز آیتمهایی مثل وضعیت تاهل(Mean=۱/۶۲۵ ،CVR=۰/۵) که CVR آنها بین صفر تا ۰/۷۵ و میانگین مساوی یا بیشتر از ۱/۵ بود، پذیرفته و بهعنوان مجموعهی حداقل دادههای غربالگری افسردگی ماژور در بازه سنی ۱۰ تا ۲۵ سال در نظر گرفته شدند. عناصر دادهای شناسایی شده در سه دستهی دموگرافیک، بالینی و سوابق روانی-اجتماعی فرد دستهبندی شدند.
نتیجهگیری: سیستمهای پشتیبان تصمیم بالینی در مراحل مختلف ارایه مراقبت سلامت از جمله فرایند غربالگری کمککننده هستند. با بهکارگیری این سیستمها برای غربالگری ریسکفاکتورهای افسردگی ماژور میتوان محدودیت دسترسی به متخصصان بهداشت روان را بهبود بخشید، از اجرای گایدلاینها اطمینان حاصل کرد و همکاری بین سطوح مختلف مراقبت سلامت را ارتقا داد. تعیین مجموعهی حداقل دادههای غربالگری افسردگی ماژور در بازه سنی ۱۰ تا ۲۵ سال، نخستین گام طراحی و ایجاد سیستم پشتیبان تصمیم بالینی جهت شناسایی و غربالگری افراد از حیث این بیماری میباشد.
مصطفی شنبه زاده، هادی کاظمی آرپناهی، رئوف نوپور،
دوره 16، شماره 2 - ( 3-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: سرطان پستان یکی از رایجترین و تهاجمیترین بدخیمیها در خانمها میباشد. تشخیص بهموقع سرطان پستان نقش مهمی در جلوگیری از پیشرفت این بیماری، اقدامات درمانی بهموقع و در نتیجه کاهش میزان مرگومیر این بیماران دارد. یادگیری ماشین، قابلیت بالایی در تشخیص سریع و هزینه اثربخش بیماریها دارد. هدف این مطالعه، طراحی سیستم تصمیمیار بالین (CDSS) Clinical Decision Support System بر اساس قوانین استخراجشده از الگوریتم منتخب درخت تصمیم با بهترین عملکرد بهمنظور تشخیص بهموقع و مؤثر سرطان پستان است.
روش بررسی: دادههای ۵۹۷ فرد مشکوک به سرطان پستان(۲۵۵ بیمار مبتلا و ۳۴۲ فرد سالم) بهصورت گذشتهنگر از پایگاه داده الکترونیکی بیمارستان آیتالله طالقانی شهر آبادان در قالب ۲۴ ویژگی عمدتاً سبک زندگی و سوابق پزشکی استخراج شد. پس از انتخاب مهمترین متغیرها از طریق کای دو پیرسون و تحلیل واریانس یکطرفه(۰/۰۵>P)، عملکرد الگوریتمهای منتخب دادهکاوی شامل (Random Forest (RF)، J-۴۸، Decision Stump (DS)، Rep-Tree (RT و XG-Boost برای تشخیص سرطان پستان در بستر نرمافزار ۳.۴ Weka تحلیل شد. در نهایت سیستم تشخیصی سرطان پستان بر اساس بهترین مدل و از طریق زبان برنامهنویسی سی شارپ و چارچوب ۳.۵.۴ Dot Net Framework طراحی گردید.
یافتهها: ۱۴ متغیر شامل سابقهی فردی سرطان پستان، سابقهی نمونهبرداری از سینه، سابقهی رادیوگرافی از قفسهی سینه، سابقهی فشارخون، افزایش کلسترول خون LDL (low-density lipoprotein)، وجود توده در ربع فوقانی داخلی سینه، هورموندرمانی با استروژن، هورموندرمانی با استروژن-پروژسترون، سابقهی خانوادگی سرطان پستان، سن، سابقهی سرطانهای دیگر، نسبت اندازهی دور کمر به دور باسن و مصرف میوه و سبزی ارتباط معناداری را باکلاس خروجی در سطح ۰۵/۰>P نشان دادند. بر اساس نتایج حاصل از ارزیابی عملکرد الگوریتمهای منتخب، مدل RF با میزان حساسیت، ویژگی، صحت و اندازه F بهترتیب برابر با ۰/۹۷، ۰/۹۹، ۰/۹۸ و ۰/۹۷۴ و ۰/۹۳۶ =(Area Under the Receiver Operator Characteristics (ROC) Curve (AUC عملکرد بالاتری نسبت به سایر الگوریتمهای منتخب داشته است و بهعنوان مدل برتر برای تشخیص سرطان پستان پیشنهاد شد.
نتیجهگیری: بهنظر میرسد که استفاده از متغیرهای تعدیلپذیر مانند سبک زندگی و ویژگیهای هورمونی-تولیدمثلی بهعنوان ورودی الگوریتم RF برای طراحی CDSS بتواند با صحت بهینه موارد سرطان پستان را تشخیص دهد. بهعلاوه سیستم پیشنهادی بهطور مؤثر در محیطهای واقعی بالینی برای تشخیص سریع و مؤثر بیماری قابل اقتباس باشد.
سامان محمدپور، رضا ربیعی، الهام شاه بهرامی، کامیار فتحی سالاری، مریم خاکزاد، مصطفی لنگری زاده،
دوره 16، شماره 2 - ( 3-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: سرطان دومین عامل مرگومیر در جهان است که سالانه منجر به مرگ بیش از ۱۰ میلیون نفر در دنیا میشود. تشخیص زودرس، مدیریت و درمان صحیح این بیماری نقش مهمی در کاهش عوارض و مرگومیر دارد. یکی از ابزارهای حمایتی در تشخیص زودرس، مدیریت و درمان این بیماری، سیستمهای تصمیمیار بالینی هستند که به دو دسته قاعدهمحور و غیرقاعدهمحور تقسیمبندی میشوند. سیستمهای تصمیمیار قاعدهمحور برپایه راهنماهای بالینی ایجاد میشوند، درحالیکه سیستمهای تصمیمیار غیرقاعدهمحور از یادگیری ماشین بهره میگیرند. در این پژوهش اثرات سیستمهای تصمیمیار به تفکیک قاعدهمحور و غیرقاعدهمحور، بر تشخیص، درمان و مدیریت سرطان سنجیده شد.
روش بررسی: مطالعهی حاضر بهروش مروری نظامیافته انجام شد که با جستجو در پایگاههای داده Web of Science، Scopus، IEEE Xplore و PubMED تا تاریخ ۲۰۲۱.۱۲.۳۱ صورت گرفت. پس از حذف موارد تکراری و ارزیابی یافتهها براساس معیار ورود و خروج، مطالعات مرتبط با هدف پژوهش انتخاب شدند. نحوهی انتخاب مقالات براساس عنوان، چکیده و متن کامل بود. ابزار گرداوری داده فرم استخراج داده شامل سال انجام مطالعه، نوع مطالعه، سیستم درگیر در بدن، اندام درگیر در بدن، خدمت ارایه شده توسط سیستم تصمیمیار، نوع سیستم تصمیمیار، اثر مورد بررسی، شاخص مورد ارزیابی اثر و نمره حاصل از ارزیابی اثر بود. برای تحلیل دادهها از روش سنتز روایتی (Narrative synthesis) استفاده شد.
یافتهها: از مجموع ۷۶۸ مقاله، ۱۶ مقاله مرتبط با اهداف مطالعه شناسایی شد. اثرات مورد ارزیابی در دسته سیستمهای تصمیمیار بالینی قاعدهمحور بر تنظیم دوز، شدت علایم سرطان، پیروی از راهنمایدرمانی، زمان مراقبت، میزان کشیدنسیگار، میزان نیاز به شیمیدرمانی و مدیریتدرد بودند که این اثرات به جز مدیریت درد، در همه موارد معنیدار و مثبت گزارش شده بودند. اثرات مورد ارزیابی در دسته سیستمهای تصمیمیار بالینی غیرقاعدهمحور بر تصمیمات تشخیصیودرمانی، غربالگری، کنترل نوتروپنیتبدار (Neutropenic Fever) بودند که این اثرات به جز کنترل نوتروپنیتبدار، در همهی موارد معنیدار و مثبت گزارش شده بودند.
نتیجهگیری: نتایج بهدست آمده برای اثربخشی هر دونوع سیستمهای تصمیمیار قاعدهمحور و غیرقاعدهمحور حاکی از اثرات مثبت و متفاوت این دو دسته بود. بنابراین استفاده از ترکیب آنها در حیطهی سرطان میتواند نتایج بسیار مفیدی بهبار بیاورد.
رضا عباسی، فاطمه رنگرز جدی، شیما انوری، رضا خواجویی،
دوره 16، شماره 3 - ( 5-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: مدیران بیمارستانها یکی از کلیدیترین تصمیمگیران در پیادهسازی سیستمهای اطلاعات سلامت برای سازمان هستند؛ ازاینرو مطالعهی حاضر با هدف تعیین و اولویتبندی موانع پیادهسازی سیستمهای اطلاعات سلامت در بیمارستانهای جنوب شرق ایران از دیدگاه مدیران بیمارستانها انجام شد.
روش بررسی: این مطالعهی توصیفی-تحلیلی بر روی 21 مدیر بیمارستانی شاغل در سه استان کرمان، یزد و سیستان و بلوچستان انجام شد. برای جمعآوری دادهها از پرسشنامهی محققساختهای استفاده شد که روایی صوری آن توسط متخصصان انفورماتیک سلامت و مدیریت اطلاعات سلامت تایید و ضریب پایایی آن با استفاده از آلفای کرونباخ محاسبه شد(96/7=α). تحلیل دادهها با استفاده از نرمافزار SPSS انجام شد. جهت بررسی ارتباط بین میانگین هریک از موانع با متغیرهای دموگرافیک کمی و کیفی، از آزمونهای Pearson، Independent T-test و ANOVA استفاده شد.
یافتهها: در این مطالعه، عوامل مربوط به نادیدهگرفتن نیازهای مدیریتی بیمارستان در انتخاب سیستم(با نمره 1/333 از 2)، هزینهی خرید سختافزار، عدم آموزش کافی کاربران برای کار با سیستم(1/238)، کمبود نیروی انسانی مناسب، تعداد کم متخصصان انفورماتیک سلامت(1/19)، هزینهی خرید نرم افزار، کمبود منابع مالی لازم(1/142)، هزینهی بالای راه اندازی سیستم، عدم امکان یکپارچگی و تعامل با سیستمهای اطلاعاتی مختلف، عدم حمایت متخصصان مراقبت سلامت(1/047) و عدمتجربه مدیریت در انتخاب بهترین سیستم( با نمره یک از 2)، بالاترین نمرات را بهخود اختصاص دادند. همچنین هزینههای آموزش پرسنل برای کار با سیستم(با نمره 0/092-) و عدمایجاد بهبود در انجام فرایندهای انجام کار(0/047-) نیز کمترین نمرات را کسب کردند. تحلیل دادهها نشان داد که مدیران با زمینه تحصیلی بالینی، نسبت به مدیران غیربالینی، موانع مالی و انسانی را مهمتر بیان کردند(0/031>P).
نتیجهگیری: در این مطالعه، مدیران بیمارستانی معتقد بودند که بهترتیب عوامل مالی، انسانی، فنی، مدیریتی و سازمانی بهعنوان مهمترین موانع در پیادهسازی سیستمهای اطلاعات سلامت در بیمارستانهای ایران هستند. سیاستگذاران و مدیران حوزهی سلامت در سطح کلان و خرد میتوانند با تمرکز بر اولویتهای شناساییشده، نسبت به رفع بسیاری از موانع پیش از پیادهسازی سیستمهای اطلاعات سلامت، اقدام نمایند.
منوچهر کرمی، پیام کبیری، فرزانه فضلی، ناهید رمضانقربانی،
دوره 16، شماره 4 - ( 7-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: یکی از مهمترین چالشها در حوزهی مدیریت اطلاعات پژوهشی، استفاده از نرمافزارهای معتبر و باکیفیت جهت مدیریت منابع پژوهشی در حوزهی سلامت است. این مطالعه با هدف تولید ابزار اعتبارسنجی سامانههای مدیریت اطلاعات پژوهشی در کشور ایران انجام گردیده است.
روش بررسی: این مطالعه از نوع توصیفی است که در دو مرحله انجام گردید. در مرحلهی اول یک ابزار اعتبارسنجی سامانههای مدیریت اطلاعات پژوهشی(پژوهان- پژوهشیار- ژیرو- یکتاوب- کایپر) طراحی گردید. در مرحلهی بعد بهمنظور اطمینان از روایی یا اعتبار ابزار تولید شده، به یک بررسی خودارزیابی از کاربران و دستاندرکاران سامانههای مدیریت اطلاعات پژوهشی دانشگاههای علوم پزشکی کشور اقدام شد. لذا این ابزار در اختیار ۱۰۴ پژوهشگر از کل کشور قرار گرفت. دادههای گردآوری شده با استفاده از نرمافزار Excel و SPSS تحلیل گردید.
یافتهها: ابزار اعتبارسنجی سامانههای مدیریت اطلاعات پژوهشی شامل ۸۲ شاخص در ۴ مولفه: طراحی و معماری نرم افزار(۱۷ شاخص)، قابلیت استفاده و محیط کاربری(۱۶ شاخص)، کاربری حرفهای(۳۶ شاخص) و مدیریتی(۱۳ شاخص) طراحی گردید. بر اساس نتایج خوداظهاری کاربران، این ابزار دارای ۵۷ ویژگی الزامی، ۲۶ ترجیحی و ۴ ویژگی اختیاری تعریف شده است. همچنین نتایج حاصل از اعتبارسنجی انجام شده نشان داد که بیشترین رتبه در حیطهی معماری، کاربری حرفهای و مدیریت نرمافزار مربوط به سامانهی کایپر و در حیطهی قابلیت استفاده و محیط کاربری مربوط به سامانهی پژوهان است. در خوداظهاری انجام شده توسط کاربران به تفکیک سامانه ژیرو ۱۲ مورد، سامانه کایپر ۱۱ مورد، سامانه پژوهان ۱۱ مورد و سامانه پژوهشیار ۷ مورد و سامانه یکتاوب ۵ موردتایید بالای ۷۵ درصد را دریافت کردهاند.
نتیجهگیری: ابزار اعتبارسنجی معرفیشده میتواند در ارزیابی سامانههای کنونی مدیریت اطلاعات پژوهشی و انتخاب سامانههای جدید برای بهکارگیری در حوزه پژوهش استفاده گردد. علاوه بر این میتواند در بهبود وضعیت موجود سامانهها و خرید سامانه جدید توسط دانشگاهها و مراکز پژوهشی کاربرد داشته باشد.
علی ملکی، مریوان نوری، رضوان زمردی، فخرالدین صبا،
دوره 16، شماره 5 - ( 9-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: شناسایی ژنوتیپ گروههای خونی در جوامع مختلف، این فرصت را به تصمیمگیرندگان نظام سلامت خواهد داد که در پیشگیری و شناسایی عوارض ناخواسته ی انتقال خون از جمله تولید آلوآنتیبادی ها اقدام نمایند. گروه خونی دافی به دلیل انواعی از ژنوتیپ با شیوع متفاوت، احتمال تولید آلوآنتی بادی را در بیماران بتاتالاسمی ماژور که به طور منظم نیازمند انتقال خون هستند، افزایش داده است. با این حال تاکنون مطالعه ای در ارتباط با فراوانی توزیع گروه خونی دافی در بیماران بتاتالاسمی وابسته به انتقال خون در نژاد کُرد انجام نشده است.
روش بررسی: این مطالعه مورد-شاهدی بر روی ۱۰۰ بیمار مبتلا به بتاتالاسمی ماژور، به عنوان گروه مورد و ۵۰ فرد سالم، به عنوان گروه شاهد در کلینیک بوستان دانشگاه علوم پزشکی کرمانشاه، انجام شد. پس از جمعآوری نمونه خون محیطی از افراد شرکتکننده در مطالعه، DNA از سلولهای مونونوکلوئرها خون محیطی استخراج شد. سپس با استفاده از روش PCR-RFLP و الکتروفورز ژنوتیپ های دافی شامل FYB/B ،FYA/A و FYA/B شناسایی شدند.
یافتهها: نتایج آزمون کای دو نشان داد در گروه بیمار، بین دو جنس از نظر فراوانی توزیع ژنوتیپ های دافی اختلاف آماری معنیداری وجود ندارد(۵۸۸/P=۰). از سوی دیگر در گروه سالم نیز، بین دو جنس از نظر فراوانی توزیع ژنوتیپ های دافی اختلاف آماری معنی داری مشاهده نشد(۷۰۷/P=۰). طبق نتایج رگرسیون اسمی، با اینکه نسبت شانس(فاصله اطمینان ۹۵%) رخداد ژنوتیپ FYA/FYA و ژنوتیپ FYB/FYB نسبت به ژنوتیپ FYA/FYB (رده مرجع) در گروه بیمار نسبت به افراد سالم به ترتیب ۲/۴۲(۰/۷۰ تا ۸/۳۴) و ۰/۷۶(۰/۳۶ تا ۱/۶۴) بود؛ اما بین گروه مورد و شاهد از نظر فراوانی توزیع این ژنوتیپ ها تفاوت آماری معنیداری وجود نداشت(P<۰/۰۵).
نتیجهگیری: نحوهی توزیع فراوانی ژنوتیپ های دافی در بیماران کُرد بتاتالاسمی ماژور مشابه افراد سالم است و بین نحوه توزیع ژنوتیپ های دافی و بیماری بتاتالاسمی، ارتباطی وجود ندارد. ژنوتیپ FYB در هر دو گروه مورد و شاهد، دارای بیشترین فراوانی می باشد.
رویا بلاغی اینالو، علیرضا نوروزی، محمدرضا اسماعیلی گیوی،
دوره 17، شماره 3 - ( 5-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: ارایه خدمات اطلاعات سلامت در بحرانهای سلامت بدون درک کاملی از این خدمات و چگونگی ارایه آنها با توجه به شرایط بحران سلامت ممکن نیست؛ برایناساس، هدف پژوهش حاضر دستیابی به اطلاعات جامعی از تمامی مولفههای ارایه خدمات اطلاعات سلامت در بحرانهای سلامت میباشد.
روش بررسی: پژوهش حاضر با رویکرد کیفی و بهروش فراترکیب و استفاده از روش هفت مرحلهای سندلوسکی و باروسو انجام گردید. جامعه آماری متشکل از مقالات و پایاننامههای منتشرشده در پنج پایگاه اطلاعاتی فارسی و هشت پایگاه اطلاعاتی بینالمللی بین سالهای ۱۹۹۱ تا ۲۰۲۲ میلادی و ۱۳۷۰ تا ۱۴۰۰ شمسی انتخاب گردیدهاند. از مجموع ۸۳۶۳ منبع شناسایی شده بر اساس برنامهی مهارتهای حیاتی ارزیابی، ۴۰ منبع تایید شدند. اطلاعات مورد نظر از منابع استخراج و کدگذاری شده و پایایی کدگذاری هم با استفاده از ضریب کاپا سنجش و تایید گردید.
یافتهها: از نتایج پژوهش، ۷۴ کد در ۲۱ مفهوم و ۶ مقوله در زمینه ارایه خدمات اطلاعات سلامت به بیماران استخراج گردید که مقولهها و کدها شامل نیازسنجی اطلاعات سلامت(بیماری، سلامت، منابع اطلاعات سلامت، بیماران)؛ دسترسپذیری و اشاعهی اطلاعات سلامت(اطلاعات سلامت، راههای دسترسی)؛ آگاهی و اطلاعرسانی سلامت(اطلاعات، ابزار)؛ آموزش(بیماران، مدیران و کارکنان کتابخانههای بیمارستانی، روشها)؛ برنامهریزی(بحران سلامت، منابع، بودجه، زیرساختها، بیماران، کتابداران و اطلاعرسانان پزشکی) و موانع و محدودیتها(نیروی متخصص، بودجه، امکانات و زیرساختها و منابع) دستهبندی شدند.
نتیجهگیری: پرداختن به موضوع و مولفههای ارایه خدمات اطلاعات سلامت به بیماران در بحرانهای سلامت در کتابخانههای بیمارستانی میتواند سبب شناخت بیشتر سیاستگذاران این حوزه از ابعاد و مفاهیم و پیامدهای ارایه این خدمات بهمنظور دسترسی همگان بهویژه بیماران به اطلاعات سلامت باشد. با توجه به مولفههای شناسایی شده میتوان در راستای برنامهریزی برای تقویت نقاط قوت و برطرف نمودن نقاط ضعف موجود و سیاستگذاری مناسب در جهت ایفای نقش مشاوره سلامت، راهاندازی بخش خدمات اطلاعات سلامت در کتابخانههای بیمارستانی و تلاش در جهت آمادهسازی زیرساختهای لازم گام برداشت.
محمد جبرائیلی، شیما تورج، فرید خرمی،
دوره 17، شماره 3 - ( 5-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: در نظام سلامت، روشهای بازپرداخت، معیار مهمی برای تخصیص منابع و نحوهی عملکرد ارایهدهندگان خدمات است. استفاده از سیستم پرداخت مبتنی برگروههای تشخیصی مرتبط می تواند باعث کاهش مدت اقامت و هزینههای اضافی بیمار، جلوگیری از درمانهای غیرضروری و افزایش بهرهوری منابع محدود نظام سلامت شود. توسعهی سیستم DRG بر مستندسازی کامل پروندههای پزشکی و کدگذاری صحیح تشخیصها و اقدامات متمرکز میباشد. هدف از انجام این تحقیق، ارزیابی الزامات مستندسازی و کدگذاری پروندههای پزشکی جهت پیادهسازی سیستم پرداخت مبتنی بر گروههای تشخیصی مرتبط بود.
روش بررسی: این پژوهش توصیفی-مقطعی در سال ۱۴۰۱ انجام شد. جامعهی پژوهش شامل ۴۱۸ پرونده پزشکی در پنج مرکز آموزشی درمانی وابسته به دانشگاه علوم پزشکی ارومیه بود که از طریق نمونهگیری طبقهای- نسبتی انتخاب شدند. ابزار گردآوری اطلاعات، چک لیستی محققساخته بود که روایی آن براساس نظر متخصصان (مدیریت اطلاعات سلامت و اقتصاد سلامت) تایید شد و پایایی آن از طریق محاسبه آلفای کرونباخ (۰/۸۳) بهدست آمد. دادهها با استفاده از نرمافزار SPSS تحلیل شدند.
یافتهها: نتایج ارزیابی الزامات مستندسازی و کدگذاری پروندههای پزشکی جهت پیادهسازی سیستم DRG نشان داد که متغیرهای دموگرافیک/ اداری شامل سن، جنس، نوع پذیرش، مدت اقامت بیمار، بیمه درمانی، تخصص پزشک کامل ثبت شده بودند. بررسی متغیرهای بالینی نیز نشان داد که تشخیص اصلی، اقدام اصلی، تشخیص ثانویه و سایر اقدامات به ترتیب ۹۸%، ۹۷%، ۸۸% و ۷۵% در پروندههای پزشکی مستندسازی شده و از لحاظ کدگذاری تشخیص اصلی و اقدام اصلی ۱۰۰%، تشخیص ثانویه ۶۸% و سایر اقدامات ۸۰% انجام شده بود.
نتیجهگیری: باتوجه بهاینکه برخی متغیرهای ضروری بالینی برای پیادهسازی DRG بهویژه بیماری همراه، عوارض و سایر اقدامات به صورت مجزا و کامل ثبت نمیشوند، بنابراین لازم است که در پروندههای پزشکی و HIS، عناصر اطلاعاتی جداگانهای برای ثبت دقیق این متغیرها، تعریف شود و تعامل مناسب بین کدگذاران و پزشکان ایجاد شده تا امکان کدگذاری صحیح افزایش یابد. همچنین پیشنهاد میگردد که در کشور ما سیستم DRG را به صورت مرحلهای و تدریجی پیادهسازی شده تا تغییرات لازم در فرایند مستندسازی و سیستمهای اطلاعات بیمارستانی ایجاد گردد.
حمید مقدسی، فرخنده اسدی، اعظم السادات حسینی، معصومه نوری طهنه،
دوره 17، شماره 4 - ( 7-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: سیستم اطلاعات بیمارستان سیستم اطلاعات جامعی است که هدف آن مراقبت باکیفیت بیماران و ارتقای سطح سلامت جامعه میباشد؛ بنابراین باید به گونه ای طراحی و تولید شود که هدف آن محقق گردد. در همین راستا پژوهش حاضر با هدف تدوین استانداردنامهی تولید سیستم اطلاعات بیمارستان برای ایران انجام شد.
روش بررسی: در این مطالعهی کاربردی- توصیفی، ابتدا ویژگیها و سرویسهای سیستم اطلاعات بیمارستان از متون استخراج شد سپس ویژگیها و سرویسها با کلیات استانداردنامهی تدوین شده توسط مرکز آمار و فناوری اطلاعات وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی (استانداردنامه مافا) مطابقت داده شد. همچنین سیستم اطلاعات بیمارستان از طریق مشاهده بررسی و در مجموع، نقایص استانداردنامهی مافا مشخص شد و اقدام به اصلاح کلی سند گردید. استانداردنامهی پیشنهادی پس از تهیه به نظرخواهی خبرگان گذاشته شد که ۱۰ نفر از استادان مدیریت اطلاعات سلامت و ۱۰ نفر از استادان انفورماتیک پزشکی با حداقل ۷ سال سابقه عضویت در هیاتعلمی همچنین ۵ نفر از مدیران ستادی حوزهی فناوری اطلاعات وزارت بهداشت مشارکت داشتند. برای پذیرش و تأیید استانداردنامه ضریب توافق ۸۵ درصد مد نظر قرار گرفت. پس از حصول ضریب توافق مذکور استانداردنامه تولید نرمافزار سیستم اطلاعات بیمارستان ارائه گردید.
یافتهها: استانداردنامهی ارایهشده برای تولید نرمافزار سیستم اطلاعات بیمارستان مشتمل بر متا مدل؛ زیر سیستمهای سیستم اطلاعات بیمارستان، استانداردهای ساختار و محتوای پرونده الکترونیک سلامت، استانداردهای ترمینولوژی اطلاعات و طبقهبندی دادهها، استانداردهای امنیتی دادهها و تبادل دادهها، سرویسهای کلینیکال و مدیریتی است. استانداردنامه پیشنهادی شامل چهار حوزه عبارت از «ویژگیها»، «سرویسها»، «الزامات مستندات» و «قوانین و سیاستها» میباشد.
نتیجهگیری: بهکارگیری این استانداردنامه به تولید نرمافزار سیستم اطلاعات بیمارستانی با کیفیت، کارا و استاندارد منجر میشود که در ارتقای سطح سلامت جامعه موثر بوده و شرایط را برای پیاده سازی پرونده الکترونیک سلامت فراهم مینماید.
رسول بیدل نیکو، شیلا حسنزاده، محمد جبرائیلی، ناصر مسعودی، بهلول رحیمی، فرشاد فقی سلوک،
دوره 17، شماره 6 - ( 11-1402 )
چکیده
مقدمه و هدف: حوادث ترافیکی در ایران یکی از علل اصلی مرگ و میر و ناتوانی محسوب می شود، شناسایی عوامل مرتبط با این حوادث، می تواند در پیشگیری و مدیریت مناسب حوادث ترافیکی مفید باشد. هدف از انجام این مطالعه تعیین اپیدمیولوژی ترومای ناشی از حوادث ترافیکی در بیمارستان امام خمینی(ره) ارومیه طی سالهای ۱۴۰۱- ۱۳۹۶ انجام گرفت.
مواد و روش: پژوهش حاضر یک مطالعه توصیفی- مقطعی بوده که بر روی بیماران بستری ناشی از حوادث ترافیکی در بیمارستان امام خمینی (ره) ارومیه، به مدت پنج سال انجام گرفت. داده های مورد نیاز شامل مشخصات دموگرافیک و اطلاعات مصدوم (نقش مصدوم، زمان وقوع تصادف، مکان وقوع تصادف، نوع وسیله نقلیه، ناحیه آسیب دیده و وضعیت مصدوم هنگام ترخیص) بود که از سیستم ثبت ترومای دانشگاه علوم پزشکی ارومیه استخراج گردید. دادهها پس از جمع آوری وارد نرم افزارSPSS شده و از طریق جدول توزیع فراوانی و شاخصهای مرکزی و پراکندگی توصیف گردید.
یافته ها: در این مطالعه از ۲۰۸۶ مورد مصدوم،۷۴/۴۰% (۱۵۵۲ نفر) مذکر بودند. میانگین سنی مصدومین ۱۸/۴۷± ۳۴/۴۹ سال بود. نوع وسیله نقلیه تصادفی اکثر مصدومین با ۵۶/۷۰% (۹۹۸ مورد) موتورسیکلت بود. بیشترین مصدومین ۵۲/۷۳ % (۱۱۰۰ مورد) راننده و از این بین ۵۷/۴۵ % (۶۳۲ مورد) راکب موتورسیکلت بودند. ۳۴/۰۸% (۷۱۱ مورد) آسیبهای وارده به اندامهای بدن در قسمت سر،گردن و صورت بود.
نتیجه گیری: نتایج این پژوهش نشان داد که اکثر مصدومین حوادث ترافیکی را رانندگان جوان موتورسیکلت تشکیل میدهند و همچنین بیشترین آسیب مربوط به ناحیه سر و گردن بود. بنابراین، ضروری است با شناخت عوامل خطر و تاثیر هر یک از آنها بر پیامد سوانح جادهای، به انجام مداخلات مناسب جهت پیشگیری از رفتارهای پرخطر رانندگان جوان و فرهنگ سازی رعایت نکات ایمنی پرداخته شود. همچنین در نظام سلامت نیز، آمادگی های لازم از لحاظ نیروی انسانی و تجهزات پزشکی جهت مدیریت درمان آسیب های ناشی از حوادث ترافیکی ایجاد گردد.
اعظم شاهبداغی، مریم شکفته، رضا طاهریان،
دوره 17، شماره 6 - ( 11-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: در الگوی عملکرد مبتنی بر شواهد، مقالات مرور نظاممند و فراتحلیل در بالاترین سطح هرم شواهد قرار دارند. مطالعهی علمسنجی این مقالات در سطح ملی میتواند به تولید اطلاعات ارزشمندی برای تصمیمسازیهای خرد و کلان منجر شود. در این پژوهش تلاش شده است تا به بررسی شاخصهای علمسنجی و ویژگیهای نویسندگی مقالات مرور نظاممند و فراتحلیل ایران در اسکوپوس مبادرت شود.
روش بررسی: پژوهش حاضر با رویکرد علمسنجی انجام شده است. جامعهی پژوهش ۹۵۷۹ مقالهی مرور نظاممند و فراتحلیل است که در بازه زمانی ۲۰۱۱ تا ۲۰۲۱ انتشار یافته و ایران در جایگاه کشور متبوع حداقل یکی از نویسندگان قرار دارد. روند رشد کمی، شاخصهای استنادی مقالات و ویژگیهای نویسندگی از جمله موارد مورد بررسی در این پژوهش هستند.
یافتهها: بررسی ۹۵۷۹ مقاله مورد بررسی نشان داد که روند نشر این مقالات صعودی بوده است و بیشترین میزان مقالات(۵۶۵۲) مربوط به سال ۲۰۲۱ است. تحلیل موضوعی مقالات نشان داد که بیشترین مقالات به حوزه موضوعی enicideM، با ۲۱۱۷ مورد، و در مرتبه بعدی ygoloiB raluceloM dna sciteneG ،yrtsimehcoiB، با ۳۳۴۱ مورد، تعلق دارد. بیشترین شاخص هرش که ۸۶ است مربوط به سال ۲۰۱۸ اما بیشترین درصد مقالات قرار گرفته در افق شاخص هرش، ۳۲/۱۸%، مربوط به این سال ۲۰۱۱ است. بیشترین میزان میانگین استناد به ازای هر مقاله ۱۴۶/۴۴ است که مربوط به سال ۲۰۱۲ و کمترین آن، ۴/۶۲ مربوط به سال ۱۲۰۲ است. بیشترین میزان استناد بهازای سالهای عمر مقالات ۹۷۳۵/۳۴ است که مربوط به سال ۲۰۲۰۰۲۰۲ و کمترین آن، ۹۷۲ مربوط به سال ۲۰۱۱ است. محاسبه درصد مقالات قرار گرفته در افق شاخص هرش نسبت به کل مقالات هر سال، و همچنین میانگین استناد بهازای هر مقاله، با میزانی فراز و فرود، روند کاهشی را نشان داد. از نظر میانگین استناد بهازای سالهای عمر مقالات روند، افزایشی است. کمترین میزان میانگین تعداد نویسندگان (۵/۴۸) مربوط به سال ۲۰۱۱ و بیشترین میزان (۲۱) مربوط به سال ۲۰۱۲ است. نویسنده اول و مسئول بیش از ۱۹% مقالات مورد بررسی ایران است. ایالات متحد آمریکا کشور متبوع حداقل یکی از نویسندگان در ۱۲/۰۵% مقالات بوده است. دانشگاه تهران نیز در ۲۷/۸۱% مقالات سازمان متبوع حداقل یکی از نویسندگان بوده است. مجله Iranian Journal of Public Health بیشترین مقالات (۱/۳۶%) را منتشر کرده است.
نتیجهگیری: روند رشد کمی مقالات مورد بررسی افزایشی است اما اظهارنظر در خصوص رشد کیفی آنها نیازمند مطالعات بیشتری است. با توجه به اهمیت روزافزون عملکرد مبتنی بر شواهد، لازم است تصمیمسازان نسبت به حفظ روند رشد کمی و بهبود شاخصهای استنادی این مقالات توجه ویژه نشان دهند.
ملیحه قناعت جو، نادر جهان مهر، حامد دهنوی، آیدا صمدی،
دوره 18، شماره 2 - ( 3-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: افزایش میزان اطلاعات و نیاز به پایش روزانهی آنها منجر به توسعهی ابزارهایی به نام داشبوردهای مدیریتی شدهاند که قابلیت تحلیل دادههای گرافیکی را دارند. داشبورد میتواند علاوه بر تهیه گزارشهای سریع در بازههای زمانی مختلف و فرمت خاص کاربر، به ارایه اطلاعات بههنگام شدهی پویا، برای تصمیمگیری دقیق و واکنش سریع به تغییرات، مفید واقع گردد.
روش بررسی: پژوهش حاضر از نوع مطالعات کیفی و به روش اقدامپژوهی مشارکتی طی ۹ گام اجرا گردید. در این پژوهش کاربردی و توسعهای که به صورت مقطعی با استفاده از دادههای نیمه اول سال ۱۴۰۱ انجام شد، ۱۱ نفر از اعضای تیم رهبری یک بیمارستان فوقتخصصی کودکان بهعنوان مشارکتکنندگان پژوهش انتخاب شدند. ابزار گردآوری دادهها مصاحبه با استفاده از پرسشنامه تعیین اهمیت شاخصها و پرسشنامهی کاربردپذیری(قابلیت استفاده) داشبورد بر اساس سه متغیر مستقل(مفید بودن، سهولت استفاده و رضایت) بود. فایل اکسل دادههای مورد نیاز داشبورد از سیستم HIS بیمارستان جمعآوری و داشبورد با نرمافزار Power BI طراحی و قابلیتها و سطوح دسترسی کاربران بر اساس وظایف آنان مشخص گردید. تحلیل دادهها نیز با استفاده از آمار توصیفی و نرمافزار Excel انجام شد.
یافتهها: در مرحلهی تعیین شاخصهای کلیدی عملکرد، از ۳۹ شاخص منتخب تیم پژوهش، ۲۲ شاخص میانگین امتیاز ۴ به بالا (از امتیاز ۵) کسب نمودند و ۲۱ شاخص ، قابلیت اجرا داشتند. از مخزن دادهها در فرمت Excel به عنوان محیط واسطهای استفاده گردید. داشبورد در شش صفحه(شاخصهای مربوط به عملکرد تختهای بستری، مرگو میر، اورژانس و سایر شاخصها) نمایش داده شد و قابلیتهای هر صفحه تعیین گردید. پس از اجرای داشبورد و تعیین سطوح دسترسی کاربران، کسب امتیاز بالا از سؤالات پرسشنامه کاربردپذیری(۵ به بالا از ۷ امتیاز) و کسب میانگین امتیاز ۷۱/۸ از ۵ سؤال مربوط به متغیرهای مفید بودن، ۷۰/۵ از ۸ سؤال مربوط به سهولت استفاده و ۷۱ از ۳ سؤال مربوط به متغیر رضایت نشان داد داشبورد طراحی شده برای بیمارستان کاربردپذیری بالایی داشته است.
نتیجهگیری: اطلاعات داشبورد مدیریت بیمارستانی میتواند مبنایی برای تصمیمگیری آگاهانه برای رسیدن به منافعی از قبیل شناسایی بهترین عملکرد، ارتقای کیفیت عملکرد، تصمیمگیری سریعتر، کاهش خطاها، بهبود در مدیریت ظرفیت و جریان کار، اختصاص منابع و برنامهریزی برای رشد و توسعه گردد.
محمدهیوا عبدخدا، طاها صمدسلطانی، لیلا قادری نانساء،
دوره 18، شماره 6 - ( 12-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: برقراری روابط پویایی بین دانشآموختگان و دانشجویان باید اولویت بسیار مهمی برای دانشگاهها باشد که در تلاشند تا در بازار رقابتی و متغیر به سرعت دانشگاههای نسل سوم پیشرفت کنند. بهدلیل عدم ارتباط مؤثر با دانشآموختگان در دانشگاههای ایرانی و نقش این سیستمها در اکوسیستم فناوری، هدف این مطالعه تحلیل نیازهای یک سامانهی مدیریت دانشآموختگان است و یک مدل مفهومی پیشنهاد میشود.
روش بررسی: پژوهش شامل دو فاز اصلی شامل تحلیل نیازها و طراحی فرایند و نرمافزار بود. در طول مهندسی نیازها، همانگونه که در مراجع تجزیه و تحلیل سیستم و طراحی توصیف شده است، ابتدا یک مرور سریع در پایگاههای اطلاعاتی منتخب در مورد تواناییها و موردهای کاربردی مطالعات موجود و ویژگیهای پیشنهادی سیستمهای نوآورانه مدیریت دانشآموختگان انجام شد. موارد استخراج شده از مرور سریع در قالب یک چکلیست ارایه شد. سپس الزامات کاربردی از طریق مصاحبه با ۱۰ نفر از کارشناسان معاونت آموزشی دانشگاه و دانشکده و در طی دو دور روش دلفی استخراج شد. در مرحله بعد، فرایندهای کاری مشاهده شد و صاحبان فرایند مصاحبه شدند. نمودارهای UML برای رسیدن به توصیف مناسبی از یک سیستم خوب استفاده شد.
یافتهها: در این مطالعه، الزامات به دو دستهی اصلی تقسیم شدند شامل: ۳۷ نیاز عملکردی و غیرعملکردی. دستهبندی عملکردی شامل سه زیرمجموعهی مهم از نیازها بود: نیازهای اساسی، نیازهای اجتماعی و نیازهای نوآوری. نیازهای اساسی شامل مواردی بودند که باید برای عملکرد پایهای سیستم فراهم شوند. نیازهای اجتماعی به توانایی سیستم در تسهیل تعاملات کاربر اشاره داشتند و نیازهای نوآوری شامل امکانات و ویژگیهای جدید و خلاقانهای بودند که میتوانستند به سیستم افزوده شوند. متخصص مهندسی نرمافزار، این نیازهای عملکردی را تجزیه و تحلیل کرد و سپس آنها را به موردهای کاربردی سیستم تبدیل نمود تا به بهترین شکل در توسعه سیستم لحاظ شوند.
نتیجهگیری: مدل مفهومی سامانه مدیریت ارتباط با دانشآموختگان پیشنهاد شده بر اساس مهندسی نیازهای محور کاربر تحلیل و مدلسازی شد. مدل ارایه شده یک پیشنهاد عملی برای اجرای مؤثر مکانیزم ارتباطی و تعامل فعال بین دانشآموختگان و همچنین دانشجویان فعلی، اعضای هیئتعلمی و سایر کارکنان در یک اکوسیستم نوآوری و کارآفرینی فراهم میکند.
مریم کاتبی، مسعود بحرینی، راضیه باقرزاده، شهناز پولادی،
دوره 18، شماره 6 - ( 12-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: مدیران پرستاری برای کاهش چالشهای تصمیمگیری و مشکلات سیستمیک از هوش مدیریتی بهره میبرند. هوش هیجانی، یکی از مؤلفههای کلیدی هوش مدیریتی، نقش مهمی در عملکرد شغلی و رهبری دارد. این توانایی به مدیران کمک میکند تا احساسات خود و دیگران را درک کرده و ارتباطات مؤثرتری برقرار کنند. مدیران در محیطهای پیچیده مانند بیمارستانها، همچنین نیاز به تفکر سیستمی دارند. تفکر سیستمی به مدیران امکان میدهد تا مشکلات را به شیوهای جامع و یکپارچه حل کنند و دقت و کارآیی تصمیمگیریها را بهبود بخشند. این مطالعه با هدف تعیین ارتباط هوش هیجانی و تفکر سیستمی در مدیران پرستاری بیمارستانهای تابع دانشگاه علوم پزشکی استان بوشهر انجام شده است.
روش بررسی: مطالعهی حاضر یک مطالعهی توصیفی-تحلیلی از نوع همبستگی میباشد. تعداد ۱۴۵ نفر از مدیران پرستاری شاغل در بیمارستانهای وابسته به دانشگاه علوم پزشکی استان بوشهر بر اساس معیارهای ورود و به روش تمامشماری وارد مطالعه شدند. جهت جمعآوری دادهها از فرم اطلاعات جمعیتشناختی، پرسشنامهی هوش هیجانی Bradberry و Greaves و پرسشنامهی تفکر سیستمی امینی و همکاران استفاده شد. دادهها با استفاده از نرمافزار SPSS و با روشهای آمار توصیفی(فراوانی، میانگین و انحرافمعیار) و آمار استنباطی (آزمون همبستگی پیرسون) تجزیه و تحلیل گردید. سطح معنیداری در تمام موارد کمتر از ۰۵/۰ در نظر گرفته شد.
یافتهها: در این مطالعه ۱۴۵ مدیر پرستاری شرکت کردند که ۸۸/۳ درصد زن، ۸۴/۸ درصد متأهل و ۸۷/۶ درصد دارای مدرک کارشناسی پرستاری بودند. همچنین میانگین سنی و میانگین سابقهکاری در پست مدیریتی شرکتکنندگان بهترتیب ۶/۳۷±۴۱/۹۳ و ۶/۵۲±۸/۶۸ بر حسب سال بود. میانگین نمره مؤلفه هوش هیجانی مدیران پرستاری ۱۱/۸۴±۱۳۰/۸۱(دامنه نمره: ۱۶۸-۲۸) و میانگین نمره تفکر سیستمی آنها ۵/۹۰±۴۳/۳۰(دامنه نمره: ۵۶-۸) بوده است. هوش هیجانی ارتباط مثبتی با تفکر سیستمی داشت(۰/۰۰۱>P ؛۰/۳۶۵=r) اما پیشبین مثبتی برای تفکر سیستمی نبود(۰/۱۴۶=P ؛۰/۱۳۱=β).
نتیجهگیری: باتوجه به وجود همبستگی مثبت بین هوش هیجانی و تفکر سیستمی بهعنوان یکی از شایستگیهای ضروری مدیریت، پیشنهاد میشود که آموزش این مهارتها در برنامههای آموزش مداوم پرستاران و مدیران پرستاری به منظور تقویت هوش هیجانی مدیران و بهکارگیری راهبردهای سیستمیک در مدیریتهای پرستاری در نظر گرفته شود.
پژمان صادقی، نادر جهانمهر، رضا ربیعی،
دوره 19، شماره 5 - ( 10-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: نظامهای اطلاعاتی، اهداف متفاوتی در سلسله مراتب سازمانی و مدیریتی ایفا میکنند. سامانهی مدیریت هوشمند بیمارستانی نوعی از یک سامانهی اطلاعات مدیریتی تحلیلی و پشتیبان تصمیمگیری است که اطلاعات و شاخصهای مهم عملکردی بیمارستانها را برای مدیران فراهم میسازد. با توجه به نقش این سامانه در افزایش کارایی و اثربخشی و عدم برخورداری بیمارستانهای دانشگاهی از سطح مطلوب بهرهوری، این پژوهش بهمنظور بررسی عوامل مؤثر بر افزایش پذیرش سامانه مدیریت هوشمند بیمارستانی (Hospital Intelligent Management) در بیمارستانهای دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی انجام شد.
روش بررسی: این پژوهش از نوع توصیفی و بهصورت همبستگی در ۱۹ بیمارستان(۱۲ بیمارستان آموزشی و ۷ بیمارستان درمانی) دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی در سال ۱۴۰۱ انجام شد. تعداد ۱۲۶ نفر از مدیران ارشد و میانی و کارشناسان کمیته بهرهوری بهصورت سرشماری در این پژوهش شرکت داشتند. ابزار گردآوری دادهها پرسشنامه تئوری پذیرش و استفاده از فناوری (Unified Theory of Acceptance and Use of Technology) بود و جهت تجزیه و تحلیل دادهها از نرمافزار SPSS (جداول آماری و آزمونهای رگرسیون خطی و چندگانه، آنالیز واریانس ANOVA و کای دو) استفاده شد. روایی پرسشنامه با استفاده از نظر خبرگان پژوهش و پایایی آن نیز با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ(۰/۸۲۴) تعیین گردید.
یافتهها: بیشتر شرکتکنندگان در پژوهش از بیمارستانهای آموزشی و درمانی(۶۳/۲ درصد) و جزو مدیران میانی(۵۰/۸ درصد) بودند. مؤلفه قصد استفاده از سامانه بهعنوان مهمترین مؤلفهی مؤثر در میزان استفاده از سامانه توسط مدیران ارشد و میانی و کارشناسان کمیته بهرهوری شناسایی شد(۰/۰۰۱>P). مؤلفهی تلاش مورد انتظار، بیشترین تأثیر را بر قصد استفاده از سامانه، نسبت به مؤلفههای عملکرد مورد انتظار و نفوذ اجتماعی داشت؛ همچنین آموزش و داشتن برنامههای آموزشی در خصوص نحوهی استفاده از سامانه HIM و کاربردهای آن میتواند قصد و میزان استفاده از سامانه HIM توسط کارکنان را افزایش دهد(۰/۰۰۱>P).
نتیجهگیری: بر اساس نتایج، اثر متغیرهای تعدیلکننده در این پژوهش معنیدار نبود؛ اگر مدیران ارشد و افراد تأثیرگذار کار با سامانه را تشویق کنند و همچنین کارکنان برای یادگیری سامانه بیشتر تلاش کنند و کار با سامانه انتظاراتی را که داشتهاند برآورده کند، کارکنان تمایل به استفاده از سامانه را خواهند داشت. یا به عبارت دیگر، اگر افراد معتقد باشند که این سیستم برای آنها کاربرپسند، ارزشمند و مفید است، مایل به استفاده از آن خواهند بود.