160 نتیجه برای پزشک
سید مرتضی مجتبائیان، فاطمه منفرد،
دوره 16، شماره 5 - ( 9-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: مشارکت پزشکان و رهبری بالینی در استراتژیهای سازمانی برای بهبود عملکرد کیفی، یک پیش شرط ضروری برای ارایه مراقبت های ایمن و باکیفیت بالاست و ازآنجاکه بهبود کیفیت خدمات بهداشتی درمانی و افزایش مشارکت پزشکان در اعتباربخشی بسیار ضروری می باشد، مطالعهی حاضر باهدف تبیین موانع مشارکت پزشکان در برنامههای اعتباربخشی بیمارستانهای ایران با رویکرد کیفی انجام شد.
روش بررسی: در این مطالعه با استفاده از روش نمونه گیری گلوله برفی با ۱۱ مدیر و ۹ پزشک و ۸ نفر از مسئولان و کارشناسان حوزهی مدیریت کیفیت(در کل با ۲۸ نفر) در زمینه ی اعتباربخشی بیمارستان مصاحبه انجام شد. مصاحبه شوندگان از طریق نمونه گیری هدفمند گلوله برفی انتخاب شدند. برای جمعآوری دادهها، مصاحبههای عمیق بدون ساختار و نیمه ساختاریافته انجام شد. داده های به دست آمده با استفاده از روش چارچوب مفهومی در ATLAS.ti تجزیه و تحلیل شد.
یافته ها: نتایج این پژوهش سه موضوع اصلی شامل عوامل فرهنگی، سازمانی و رفتاری را استخراج کرد. همچنین، این پژوهش ۱۲ موضوع فرعی و ۵۷ گویه را شناسایی کرد. موضوعات فرعی در حوزه ی فرهنگی انگیزه، تقاضای بیمار، اعتماد متقابل و سیستم ارزیابی بود. حوزه ی سازمانی با هفت موضوع فرعی شامل حجم کار بالا، درک نقش واحد مدیریت کیفیت، اعتباربخشی غیرواقعی، ماهیت اعتباربخشی، توانمندسازی پزشکان در زمینه کیفیت، ارتباط اثربخش، محدودیت منابع بود. موضوعات فرعی در بُعد رفتاری ابهام در نقش و عدم اطمینان در مورد نحوه مشارکت در برنامه اعتباربخشی بود. پرتکرارترین چالش در مصاحبه ها، در حوزه ی ارتباط اثربخش و کمترین آن در حوزه ی ابهام در نقش، بودند.
نتیجهگیری: مشارکت پزشکان در برنامههای اعتباربخشی را میتوان از طریق فرهنگسازی و آموزش صحیح فعالیتهای اعتباربخشی در جامعه پزشکی افزایش داد. با بازنگری در دسته بندی فعالیتهای انجام شده در بیمارستان از سوی پزشکان و گنجاندن زمانی مشخص برای انجام فعالیتهای مرتبط با بهبود کیفیت و اعتباربخشی و ایجاد تعادل بین کمیت و کیفیت خدمات ارایه شده در بیمارستان، می توان مشارکت پزشکان در برنامه اعتباربخشی را افزایش داد.
سعید ناطقی، علی گنجعلیخان حاکمی، سهیلا دمیری، سمیرا رئوفی، الهام حقشناس، سارا اخوانرضایت، شمسی اختیار، سارا صالحی، مریم رادینمنش،
دوره 16، شماره 5 - ( 9-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: پایش و ارزشیابی اثربخش نیروی انسانی در کشورها مستلزم یک مجموعهی موردتوافق از نشانگرها و ابزار اندازهگیری آنهاست و باتوجه به وجود ساز و کارهای مختلف پرداخت، این مطالعه با هدف شناسایی شاخصهای ارزشیابی عملکرد در بیمارستانهای زیرمجموعه دانشگاه علوم پزشکی تهران انجام شده است.
روش بررسی: این مطالعه بهصورت کیفی پدیدارشناختی در سال ۱۴۰۰ انجام شد. دادهها با استفاده از مصاحبهی نیمهساختاریافته، نمونهگیری هدفمند و مشارکت ۲۳ نفر از تیم ریاست، مدیریت و درآمد بیمارستانهای زیرمجموعه دانشگاه علوم پزشکی تهران، جمعآوری و به روش تحلیلمحتوا و با استفاده از نرمافزار ۱۰-MAXQDA تجزیه و تحلیل گردید.
یافتهها: در این پژوهش ۲۳ نفر از متخصصان شرکت کردند که ۷۸/۲ درصد مرد و ۲۱/۷ درصد زن بودند و در مجموع ۵۲۶ کدنهایی شناسایی شده و طبق ابزار مدیریتی کارت امتیازی متوازن در ۴ مضمون اصلی مالی، مشتریان، فرایندهای داخلی و رشد و توسعه و ۸ مضمون فرعی بهرهوری منابع با ۸۶ درصد، گردشگری پزشکی با ۵۲ درصد، اخلاق حرفهای با ۶۵ درصد، رضایتمندی با ۷۸ درصد، اعتباربخشی با ۴۸ درصد، تشخیص و درمان با ۷۸ درصد، آموزش با ۵۶ درصد و پژوهش با ۷۸ درصد دستهبندی شدند.
نتیجهگیری: ارایه خدمات درمانی مطلوب مستلزم آگاهی مدیران از عملکرد پرسنل زیرمجموعه میباشد که انتخاب معیارهای مناسب این امر را امکانپذیر میسازد، فراهمسازی زمینههای لازم برای تدوین سامانههای ارزیابی عملکرد و انجام ارزشیابی صحیح، اطلاعرسانی به پزشکان در خصوص شاخصهای در نظر گرفته شده جهت ارزشیابی دقیقتر از جمله پیشنهادهایی است که میتوانند در راستای مشکلات موجود راهگشا باشند. از دیگر نکات حایز اهمیت با توجه به محدودیت منابع موجود، نقش پزشکان در حوزهی گردشگری سلامت است که توجه به آن منجر به افزایش منابع مالی خواهد شد.
فاطمه بهادر، اعظم صباحی، سمیه پایدار، فاطمه زنگوئی سنو،
دوره 16، شماره 6 - ( 11-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: امروزه با پیشرفت تکنولوژی اطلاعات، استفاده از فناوری پزشکی از راه دور گسترش زیادی پیدا کرده است. اما از آنجاکه فناوری پزشکی از راه دور متکی بر انتقال دادههاست، توجه به مسایلی از جمله امنیت شبکه، محرمانگی و حفظ حریم خصوصی بیماران امری ضروری است. ازاینرو این مطالعه با هدف تعیین اهمیت الزامات امنیت اطلاعات در شبکه پزشکی از راه دور از دیدگاه مدیران و کارکنان واحد فناوری اطلاعات دانشگاه علوم پزشکی و بیمارستانهای آموزشی شهر بیرجند انجام پذیرفت.
روش بررسی: این مطالعه به شیوه توصیفی مقطعی در سال 1400 انجام شد. جامعهی پژوهش را مدیران و کارکنان واحد فناوری اطلاعات دانشگاه علوم پزشکی و بیمارستانهای آموزشی شهر بیرجند(40 نفر) تشکیل دادند که بهصورت سرشماری مورد بررسی قرار گرفتند. ابزار مورد استفاده، پرسشنامهی محققساخته بود که روایی توسط استادان و صاحبنظران تایید و پایایی آن با آلفای کرونباخ(0/83) محاسبه شد. دادهها پس از جمع آوری، در نرمافزار SPSS وارد و با استفاده از آمار توصیفی، تحلیل شدند.
یافتهها: یافتههای پژوهش نشان داد که الزام امنیتی مربوط به انتقال اطلاعات از درجه اهمیت بالاتری نسبت به سایر الزامات برخوردار است. همچنین در زمینهی منابع انسانی، ارایه مستندات دقیق و راهنمای آموزشی برای کاربران سیستمها با میانگین(4/47)، در زمینهی تجهیزات تشخیص پزشکی، مجهز بودن سیستمهای شبکه پزشکی از راه دور به برق اضطراری با میانگین(4/72)، در زمینهی ذخیره و دسترسی به اطلاعات مربوط، نصب آنتیویروسها و ضد بدافزارها بر روی تمامی سیستمها با میانگین(4/75) و نیز در زمینه انتقال اطلاعات، رمزگذاری فایلها و اطلاعات مهم و حساس با میانگین(4/69) مهمترین نیاز امنیتی بودند.
نتیجهگیری: همانطورکه نتایج پژوهش نشان داد، الزامات امنیتی مربوط به انتقال اطلاعات از درجهی اهمیت بالاتری نسبت به سایر الزامات برخوردار است؛ در ابتدا میتوان با ایجاد سیاستهای امنیتی، بهروز رسانی و نظارت بر اجرای آنها و همچنین آموزش به کارکنان تاحدود زیادی امنیت اطلاعات را تضمین کرد. اما جهت انتقال اطلاعات حساس پزشکی میتوان از روشهای رمزگذاری و تایید صلاحیت، پروتکل امن انتقال اطلاعات، شبکههای خصوصی و مجازی و سایر تکنولوژیهای جدید در این زمینه استفاده کرد؛ البته در خصوص ایجاد زیرساختهای فنی مناسب جهت پیادهسازی سیاستهای امنیتی در انتقال اطلاعات بایستی تمیهدات لازم صورت پذیرد.
راحیل نهاری، سعید هاشم زاده، احسان زارعی،
دوره 16، شماره 6 - ( 11-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: گردشگری پزشکی به معنی سفر با هدف دریافت خدمات بهداشتی درمانی در خارج از کشور است. بحران کووید-۱۹ بر طیف گستردهای از کسب و کارهای مرتبط با صنعت گردشگری از جمله گردشگری پزشکی تأثیر گذاشت و باعث کاهش عرضه و تقاضای خدمات سلامت در این بازار شد. این مطالعه با هدف بررسی تأثیر پاندمی کرونا بر گردشگری پزشکی در ایران انجام شد.
روش بررسی: این پژوهش مقطعی در سال ۱۴۰۰ در ایران انجام شد. دادههای مورد استفاده در این پژوهش از سامانه آواب وزارت بهداشت در بازه زمانی سالهای ۹۷ تا شش ماه اول ۱۴۰۰ استخراج گردید که شامل دادههای مربوط به تعداد، مبدا و مقصد گردشگر پزشکی، نوع خدمات مورد استفاده، درآمد سرانه به ازای هر گردشگر پزشکی و درآمد ماهانهی حاصل از گردشگری پزشکی در دو دوره زمانی قبل و بعد از شیوع پاندمی کووید-۱۹ بود. برای تحلیل دادهها از آزمونهای تی گروههای مستقل و رگرسیون سری زمانی منقطع در نرمافزارهای SPSS و ۱۰ Eviews استفاده شد.
یافتهها: شیوع کووید-۱۹ باعث کاهش ۴۲ درصدی در میانگین ماهانهی تعداد گردشگر پزشکی، کاهش ۴۵ درصدی در درآمد ماهانهی حاصل از گردشگری پزشکی و ۱۰ درصد کاهش در درآمد سرانه به ازای هر گردشگر شده است(۰/۰۵>P). ورود گردشگر پزشکی از جمهوری آذربایجان، بحرین، عراق و عمان بیش از ۸۰ درصد کاهش داشت و بیشترین کاهش تعداد گردشگر نیز مربوط به شهرهای اهواز، ارومیه، تبریز و شیراز بوده است. در همهی گروههای تشخیصی بهجز زنان و زایمان، کاهش تعداد گردشگر پزشکی بین ۵۰ تا ۷۰ درصدی اتفاق افتاده است. روند کاهشی شاخصهای گردشگری پزشکی در سال دوم پاندمی کووید-۱۹ متوقف شده و بهصورت روند ثابت ادامه یافته است.
نتیجهگیری: بحران کووید-۱۹ بر تعداد گردشگران پزشکی و درآمد حاصل از آن در ایران تأثیر منفی داشته است. موفقیت نسبی در مهار کرونا میتواند به بازگشت به وضعیت پیش از پاندمی کمک کند که نیازمند سیاستها و اقدامات حمایتی و اجرایی مناسب از سوی دولت و بازیگران این صنعت همچون سیاستهای تسهیل ورود بیماران، اقدامات بازاریابی، برندسازی و ایجاد تصویر مثبت در نزد مشتریان بالقوه، استفاده از امکانات تلهمدیسین برای انجام مشاورهها و پیگیری و ... است.
مریم اسلامی، جواد جهانگیرزاده،
دوره 16، شماره 6 - ( 11-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: برنامهی درسی بهعنوان قلب نظام آموزشی، از عوامل موثر در تحقق اهداف و رسالت دانشگاه میباشد و ارزیابی آن از اهمیت ویژهای برخوردار است. ازآنجاکه آموزش پزشکی با حیات انسانها سروکار داشته و دورههای کارآموزی در شکلدهی توانمندی حرفهای دانشجویان پزشکی نقش اساسی دارند، این پژوهش با هدف تعیین میزان مطلوبیت برنامههای کارآموزی از دیدگاه دانشجویان رشته پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران در دوران بیماری کووید-۱۹ بر اساس عناصر نهگانهی فرانسیس کلاین انجام گردید.
روش بررسی: در این مطالعه، از روش توصیفی-پیمایشی استفاده شد. جامعهی آماری ۴۸۷ دانشجوی رشته پزشـکی دانشـگاه علوم پزشکی تهران بودند که در زمان انجام پژوهش در حال گذراندن مرحله کارآموزی بوده و پرسشنامه بهصورت سرشماری در اختیار آنان قرارگرفت. تعداد نمونه بر اساس جدول مورگان ۲۱۵ نفر تعیین گردید. ابزار پژوهش پرسشنامه استاندارد بوده که روایی آن توسط استادان حوزهی علومتربیتی تأیید شد و پایایی آن با روش آلفای کرونباخ ۰/۷۹۴ محاسبه گردید. برای تحلیل دادهها از روشهای آمار توصیفی(شامل جداول آماری، نمودارها، شاخصهای مرکزی و پراکندگی) و آمار استنباطی(شامل آزمونهای t تک نمونه ای و t دو نمونه مستقل) استفاده شد.
یافتهها: نتایج نشان داد که برنامههای کارآموزی از دیدگاه دانشجویان پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران در دوران بیماری کووید-۱۹ با توجه به اینکه آماره t کلیه متغیرهای پژوهش کمتر از ۱/۹۶ میباشد(اهداف آموزشی ۴/۷۳۵-=t،، محتوای آموزشی ۰/۶۶۶=t، فعالیتهای یادگیری ۷/۸۱۲-=t، راهبردهای تدریس ۴/۲۴۶-=t، مواد و منابع آموزشی ۰/۹۷۰-=t، گروهبندی فراگیران ۵/۲۲۳-=t، فضا(مکان) یادگیری ۴/۰۲۹-=t، زمان یادگیری ۵/۰۴۳-=t، و ارزشیابی یادگیری ۷/۳۴۸-=t) از منظر کلیه عناصر مطلوب نبود. همچنین مشخص شد که در خصوص مطلوبیت این برنامهها به جز عنصر اهداف آموزشی، تفاوت دیدگاه معناداری بین دانشجویان دختر و پسر وجود ندارد.
نتیجهگیری: باتوجه به نتایج پژوهش، برنامههای کارآموزی رشته پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران در دوران بیماری کووید-۱۹ با چالشهایی روبهروست. بنابراین ارایه برنامهای که با شرایط سازگار بوده و بتواند نیازهای آموزشی فراگیران را فراهم آورد ضروری است.
اشرف دهقانی، مریم قنبری خشنود، سمیه امینی سرتشنیزی، آرزو فرهادی،
دوره 17، شماره 1 - ( 1-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: پیدایش و تداوم کرونا، دانشگاهها و مراکز آموزش عالی را بر آن داشت تا با تغییر در راهبرد آموزشی خود بتوانند اقدام مناسب و همسو با این شرایط را برای پیشبرد اهداف خود به انجام رسانند. بهدلیل اهمیت آموزش و یادگیری الکترونیکی در پاسخ به این شرایط، پژوهش حاضر با هدف واکاوی تجربه زیسته دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی همدان از یادگیری الکترونیکی در بحران کووید-19 انجام شد.
روش بررسی: این پژوهش کیفی و با رویکرد پدیدارشناسی تفسیری است. روش نمونهگیری بهصورت هدفمند انجام شد. برای گردآوری دادهها از مصاحبهی نیمهساختاریافته استفاده شد. پس از مصاحبهی سیزدهم، اشباع نظری دادهها حاصل شد و فرایند مصاحبه با نفر شانزدهم پایان یافت. بهمنظور تجزیه و تحلیل متن مصاحبهها از روش کلایزی استفاده گردید.
یافتهها: از تحلیل دادههای بهدست آمده، سه مضمون اصلی: «ارتباط و تعامل» با پنج مضمون فرعی(عدم تعامل مناسب بین دانشجو/ استاد و دانشجو/ دانشجو، سلب انگیزه، امنیت و سلامت روان، اشتراک دانش و صرفهجویی در زمان و هزینه)؛ «مدیریت زمان و سبک یادگیری» با شش مضمون فرعی(کیفیت پایین تدریس، استرس، دسترسی و تأمین منابع، سلامت آزمون، کسب تجربه و مهارت و فرصت یادگیری مجدد و نوآوری در آموزش) و «زیرساختها و امکانات فنی» با سه مضمون فرعی(پشتیبانی ضعیف، نادیده گرفتن برابری آموزشی و ارتقای سواد رسانهای) استخراج گردید. تعامل ضعیف بین استاد و دانشجو، افزایش سطح اضطراب و مسئولیت فردی برای موفقیت در یادگیری و ضعف زیرساختهای فنی و مدیریتی، عمدهترین چالشهای بهدست آمده از این سه مضمون بودند. فراهم کردن زمینهای برای پژوهش، خودتنظیمی و خودراهبری در یادگیری، افزایش دانش و مهارتهای فناوری اطلاعات و ارتباطات از جمله فرصتهایی است که در این مضامین گنجانده شدهاند.
نتیجهگیری: نتایج پژوهش حاضر، ضرورت توجه به رویکرد تعامل و ارتباط میان یاددهنده و فراگیر، بازنگری در شیوههای آموزش و مهارتآموزی، ارتقای کیفیت یادگیری الکترونیکی و آمادهسازی زیرساختهای مناسب برای بهرهگیری مطلوب از یادگیری الکترونیکی را ایجاب میکند.
- زینب هاشم زاده، فرهاد حبیبی، حسین درگاهی، محمد عرب،
دوره 17، شماره 1 - ( 1-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: ارایه مراقبت در منزل به بیماران، روش جایگزین بستری در بیمارستان به خصوص برای بیماران مزمن است که میتواند بهعنوان یک رویکرد نوآورانه برای بهبود ارایه مراقبت و کاهش هزینههای ناشی از بستریشدن مجدد در بیمارستانها اجرا شود. پژوهش حاضر با هدف بررسی مزایا و چالشهای اجرای طرح مراقبت در منزل پس از ترخیص از بیمارستان از دیدگاه دریافتکنندگان و ارایهدهندگان مراقبت سلامت در سطح دانشگاه علوم پزشکی تهران در سال ۱۴۰۰ انجام شده است.
روش بررسی: مطالعهی حاضر یک پژوهش کاربردی است که بهصورت کیفی با استفاده از مصاحبههای ساختاریافته و نیمه ساختاریافته انجام شد. جامعهی پژوهش شامل مسئولان اجرای این طرح در سطح وزارت بهداشت و دانشگاه، مجریان این طرح در ۴ بیمارستان، ۵ موسسه ارایهکنندهی خدمات مراقبت در منزل، و همراهان بیماران بودند. تعداد ۲۸ نفر از جامعه پژوهش با استفاده از روش نمونهگیری هدفمند و گلوله برفی وارد مطالعه شدند. برای تحلیل دادههای مصاحبه از روش تحلیل محتوایی استفاده شد. از نرمافزار MAXQDA۲۰۲۰ جهت دستهبندی دادهها بهرهبرداری گردید.
یافتهها: بر اساس یافتههای این پژوهش و پس از انجام تحلیل محتوا، نتایج بهدست آمده به دو دسته مزایا و چالشهای طرح مراقبت در منزل پس از ترخیص از بیمارستان طبقهبندی گردید. در مجموع ۶۱ کد باز استخراج شد؛ بهطوریکه ۲۷ کد به شناسایی ۵ تم(شامل بهبود ارایه خدمت، کاهش هزینهها، تحقق اهداف سلامت، مزایای فرهنگی و اجتماعی، فراهم بودن زیرساختهای لازم) در قسمت مزایا و ۳۴ کد به شناسایی ۷ تم(شامل سیاستگذاری، قانونی و اخلاقی، اقتصادی، نیروی انسانی، فرهنگی-اجتماعی-ارتباطی، محدودیت در ارایه خدمت و محدودیتهای زمانی و مکانی) در قسمت چالشها انجامید.
نتیجهگیری: نتایج این پژوهش نشان داد که ارایه خدمات مراقبت در منزل پس از ترخیص از بیمارستان در تکمیل فرایند ارایه خدمات درمانی نقش مهمی دارد. میتوان گفت ارایه خدمات مراقبت در منزل پس از ترخیص از بیمارستان باعث بهبود ارایه خدمت، کاهش هزینهها و تحقق اهداف سلامت میشود و از طرف دیگر در حوزههای سیاسی، قانونی، اقتصادی و فرهنگی چالشهایی در مسیر اجرای بهینهی این طرح وجود دارد. بنابراین برنامهریزی برای ارزیابی و حل مشکلات پیشروی این خدمات امری ضروری است.
داود حاصلی، سمیه پاکنهاد،
دوره 17، شماره 2 - ( 3-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: تحلیلهای کتابسنجی با توصیف وضعیت انتشارات و شناسایی موجودیتهای کلیدی و موضوعات نوظهور، نقش مهمی در ارزیابی پژوهشها دارند. هدف پژوهش حاضر مطالعهی روندهای جهانی شبکههای همکاری علمی پژوهشگران، سازمانها و کشورها و همرخدادی واژگان حوزهی پزشکی اجتماعی در پایگاه استنادی وبآوساینس است.
روش بررسی: روش پژوهش توصیفی از نوع کتابسنجی است. نمونه شامل ۸.۴۹۴ مدرک علمی حوزهی پزشکی اجتماعی از ۲۰۰۲ تا ۲۰۲۱ در پایگاه وبآوساینس است. ترسیم شبکه همکاری علمی پژوهشگران، سازمانها و کشورها و همچنین تحلیل شبکه همرخدادی واژگان در حوزه کتابسنجی با استفاده از نرمافزار علمسنجی VOSviewer انجام شد.
یافتهها: یافتههای توصیفی دادهها نشان داد که روند انتشار مدارک حوزهی پزشکی اجتماعی در بازه زمانی مورد نظر افزایشی است و مقالههای پژوهشی بیشترین فراوانی مدارک و مقالههای مروری بیشترین استناد دریافتی را داشتند. ایالاتمتحدآمریکا بیشترین مدارک منتشر شده در این حوزه را داشت و اکثر نویسندگان و سازمانها و همچنین بازیگران مهم خوشههای شبکه همکاری علمی آنها نیز از این کشور بودند. مدارک دو کشور کانادا و استرالیا بیشترین استناد بهازای هر مدرک را داشتند و پنج کشور آفریقای جنوبی، پرتقال، پاکستان، هند و ایران بازیگران نوظهور این حوزه بودند. شبکهی همرخدادی واژگان حوزهی پزشکی اجتماعی در ۳ خوشه به«تحقیقات پزشکی اجتماعی پیشگیرانه»، «تعیینکنندههای اجتماعی سلامت» و «سبک زندگی سالم، تغذیه و فعالیت فیزیکی» اختصاص داشت. از نظر وقوع زمانی پنج کلیدواژهی سلامت عمومی، سلامت روان، پزشکی اجتماعی، فراتحلیل و همهگیرشناسی، موضوعات نوظهور حوزهی پزشکی اجتماعی بودند.
نتیجهگیری: درک تأثیر مطالعات حوزهی غیربالینی پزشکی اجتماعی در زندگی مردم موجب افزایش تحقیقات این حوزه شده است. علاوه بر نقش رایج کشورهای توسعهیافته، برخی از کشورهای در حال توسعه نیز بهعنوان بازیگران جدید در پی توسعهی زیرساختهای خود در حوزهی پزشکی اجتماعی هستند. شبکه مفهومی حوزهی پزشکی اجتماعی شامل سه حیطهی «شناسایی و مدیریت عواملی ایجاد بیماریها»، «مطالعهی عوامل اجتماعی، اقتصادی و محیطی سلامت» و «ترویج رفتارهای سالم و سبک زندگی» است.
محمد جبرائیلی، شیما تورج، فرید خرمی،
دوره 17، شماره 3 - ( 5-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: در نظام سلامت، روشهای بازپرداخت، معیار مهمی برای تخصیص منابع و نحوهی عملکرد ارایهدهندگان خدمات است. استفاده از سیستم پرداخت مبتنی برگروههای تشخیصی مرتبط می تواند باعث کاهش مدت اقامت و هزینههای اضافی بیمار، جلوگیری از درمانهای غیرضروری و افزایش بهرهوری منابع محدود نظام سلامت شود. توسعهی سیستم DRG بر مستندسازی کامل پروندههای پزشکی و کدگذاری صحیح تشخیصها و اقدامات متمرکز میباشد. هدف از انجام این تحقیق، ارزیابی الزامات مستندسازی و کدگذاری پروندههای پزشکی جهت پیادهسازی سیستم پرداخت مبتنی بر گروههای تشخیصی مرتبط بود.
روش بررسی: این پژوهش توصیفی-مقطعی در سال ۱۴۰۱ انجام شد. جامعهی پژوهش شامل ۴۱۸ پرونده پزشکی در پنج مرکز آموزشی درمانی وابسته به دانشگاه علوم پزشکی ارومیه بود که از طریق نمونهگیری طبقهای- نسبتی انتخاب شدند. ابزار گردآوری اطلاعات، چک لیستی محققساخته بود که روایی آن براساس نظر متخصصان (مدیریت اطلاعات سلامت و اقتصاد سلامت) تایید شد و پایایی آن از طریق محاسبه آلفای کرونباخ (۰/۸۳) بهدست آمد. دادهها با استفاده از نرمافزار SPSS تحلیل شدند.
یافتهها: نتایج ارزیابی الزامات مستندسازی و کدگذاری پروندههای پزشکی جهت پیادهسازی سیستم DRG نشان داد که متغیرهای دموگرافیک/ اداری شامل سن، جنس، نوع پذیرش، مدت اقامت بیمار، بیمه درمانی، تخصص پزشک کامل ثبت شده بودند. بررسی متغیرهای بالینی نیز نشان داد که تشخیص اصلی، اقدام اصلی، تشخیص ثانویه و سایر اقدامات به ترتیب ۹۸%، ۹۷%، ۸۸% و ۷۵% در پروندههای پزشکی مستندسازی شده و از لحاظ کدگذاری تشخیص اصلی و اقدام اصلی ۱۰۰%، تشخیص ثانویه ۶۸% و سایر اقدامات ۸۰% انجام شده بود.
نتیجهگیری: باتوجه بهاینکه برخی متغیرهای ضروری بالینی برای پیادهسازی DRG بهویژه بیماری همراه، عوارض و سایر اقدامات به صورت مجزا و کامل ثبت نمیشوند، بنابراین لازم است که در پروندههای پزشکی و HIS، عناصر اطلاعاتی جداگانهای برای ثبت دقیق این متغیرها، تعریف شود و تعامل مناسب بین کدگذاران و پزشکان ایجاد شده تا امکان کدگذاری صحیح افزایش یابد. همچنین پیشنهاد میگردد که در کشور ما سیستم DRG را به صورت مرحلهای و تدریجی پیادهسازی شده تا تغییرات لازم در فرایند مستندسازی و سیستمهای اطلاعات بیمارستانی ایجاد گردد.
ستاره طلایه، فرزاد فیروزی جهانتیغ، فاطمه بهمن،
دوره 17، شماره 5 - ( 9-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: صنعت جهانگردی نقش بسیار مهمی در چرخهی اقتصاد جامعه دارد. جهانگردی پزشکی به عنوان یکی از انواع صنایع جهانگردی، نتیجهی مستقیمی در جهانی سازی مراقبتهای بهداشتی دارد. بنابراین با تقویت زنجیره تأمین در حوزه مذکور می توان به ارزش افزودهی بسیار بالایی دست یافت. از این رو پژوهش حاضر به تعیین رابطهی بین تقاضای گردشگری پزشکی و مؤلفههای اقتصادی، پزشکی و رفاهی- خدماتی شهر زاهدان یک چارچوب مفهومی جهت پیشبینی تقاضای زنجیره تأمین توریسم پزشکی میپردازد.
روش بررسی: پژوهش حاضر یک پژوهش توصیفی-تحلیلی و از نوع کاربردی است. دادهها با استفاده از پرسشنامه و به روش میدانی و کتابخانهای جمعآوری شده است. جامعه آماری مورد نظر، پزشکان متخصص شهر زاهدان بوده و برای انتخاب نمونه ۹۷ نفر با استفاده از جدول مورگان با روش نمونهگیری تصادفی ساده انتخاب شدند. روایی پرسشنامه توسط خبرگان تأیید شد و پایایی آن با ضریب آلفای کرونباخ به کمک نرمافزار SPSS بیشتر از ۰/۷ به دست آمد. تحلیل دادهها با استفاده از الگوریتم تانژانت سیگموئیدی شبکه عصبی، و معیارهای رگرسیون خطی و میانگین مربعات خطا انجام شده است. برای این منظور نرمافزار مورد استفاده برای بررسی همبستگی بین دادهها SPSS بوده و جهت طراحی شبکه عصبی از نرمافزار متلب استفاده شده است.
یافتهها: مبنای بهینه بودن جوابها، معیارهای رگرسیون خطی و میانگین مربعات خطا بوده است. نتایج نشان داده است که مقادیر مربوط به رگرسیون ﻓﺎزﻫﺎی آﻣﻮزش، اﻋﺘﺒﺎرﺳﻨﺠﯽ و آزﻣﺎیﺶ بیشتر از ۰/۸بوده و ﺑﻪ ﺗﺮﺗﯿﺐ ۰/۹۰۳۳، ۰/۸۸۱۸ و ۰/۹۹۸۵ ﺑﻪ دﺳﺖ آﻣﺪه است. همچنین ﻣﻘادیر ﻣﯿﺎﻧﮕﯿﻦ ﻣﺮﺑﻌﺎت ﺧﻄﺎ به ترتیب ۰/۵۶۵۷، ۰/۵۵۵۸ و ۰/۲۰۷۲۶ بوده است.
نتیجهگیری: طبق نتایج به دست آمده از مدل ارایه شده، شبکه عصبی در ﻫﺮ ﺳﻪ ﻧﻤﻮﻧﻪ ﺗﻌﻠﻴﻢ، آزﻣﺎﻳﺶ و ﺗـﺼﺪﻳﻖ دارای دقت بالایی بوده و در پیشبینی تقاضای زنجیره تأمین توریسم پزشکی ﺻﺤﺖ و ﺳﺮﻋﺖ ﺑﺎﻻیی دارند. همچنین در مدت یکسالهی انجام پژوهش وﺿﻌﯿﺖ تقاضای توریسم پزشکی ثابت بوده و پیشبینی میشود در آینده توریسم پزشکی در شهر زاهدان کاهش یابد. بنابراین به مسئولان پیشنهاد میشود به ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ریﺰی و آیﻨﺪه ﭘﮋوﻫﯽ جهت ﺑﻬﺒﻮد توریسم پزشکی بپردازند.
عذرا دائی، محمدرضا سلیمانی، حسن اشرفی ریزی،
دوره 17، شماره 6 - ( 11-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: نقش اطلاعات در ارتقای سلامت جامعه و کاهش هزینههای بهداشت و درمان انکارناپذیر است ولی در عمل اطلاعات کافی و کاملی در بین عاملان بهداشت و درمانی وجود ندارد. نبود اطلاعات کافی و کامل در بین بازیگران بازار، موجب ناکارایی و نارسایی در عملکرد بازار میشود. هدف اصلی پژوهش حاضر، پرداختن به عدم تقارن اطلاعات سلامت و نارسایی در بازار اطلاعات سلامت است.
روش بررسی: مقالهی حاضر از نوع مروری نقلی و غیرنظاممند است. محتوای لازم برای نگارش از طریق جستجو در پایگاههای اطلاعاتی Scopus، PubMed، Web of Knowledge، Sid، Magiran و Google Scholar و با استفاده از کلیدواژههای نارسایی اطلاعات سلامت، عدم تقارن اطلاعات سلامت در فیلدهای عنوان مقاله، چکیده و کلیدواژهها انجام پذیرفت. در نهایت، منابع مرتبط با توجه به هدف مطالعه، توسط محققان انتخاب و خلاصهای از نتایج آنها در این مطالعه ارایه شد.
یافتهها: 18 مقاله وارد این پژوهش گردید و به صورت اختصاصی به نارساییهای موجود در سه بخش بیماران، پزشکان و بیمهها پرداخته شد. در انتهای هر بخش به راههای برطرف نمودن این نارساییهایی اشاره شد. یافتهها نشان داد بیماران با پدیدهی بیعدالتی در دسترسی به اطلاعات سلامت مواجه بودند که تداوم این بیعدالتی منجر به فقر اطلاعات سلامت میشود و به دلیل عدمدسترسی مناسب به اطلاعات سلامت، عدم تقارن اطلاعات بین پزشک و بیمار به وجود میآید. پزشکان در دسترسی به اطلاعات روزآمد و مبتنی بر شواهد برای درمان بیماران با موانعی روبرو بودند که به دلیل اطلاعات نامتقارن، میتوانند از این حالت استفاده صحیح نکرده و از تقاضای القایی استفاده کنند. بیمهها با مشکلات انتخاب نامناسب، مخاطرات اخلاقی و القای تقاضا توسط عرضهکننده و یا مصرفکننده مواجه بودند.
نتیجهگیری: عدم تقارن اطلاعات در حوزهی سلامت به صورت جدی نفوذ کرده است و سطح بالایی از عدماطمینان و قطعیت در آن وجود دارد. یکی از راههای غلبه بر عدم تقارن اطلاعات سلامت و نارسایی بازار اطلاعات سلامت، دسترسی همهی ذینفعان به اطلاعات است.
ماشااله ترابی، سارا نعیمی، الناز واحدی، حمیده حمیدی،
دوره 17، شماره 6 - ( 11-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: آموزش مخاطبان از مواردی است که میتواند بر برداشت ذهنی آنها از مفید بودن و آسانی استفاده از فناوری تأثیرگذار باشد. برخی از مخاطبان به علت عدم آگاهی از ویژگیهای منحصر به فرد و استفادهی آسان از سایت دانشگاه علوم پزشکی تهران ترجیح میدهند تا از وبسایت قدیمی استفاده کنند و تغییرات در سایت دانشگاه را به خوبی نمیپذیرند. این پژوهش با هدف مقایسهی دو روش آموزش چهره به چهره و آموزش از طریق نماتصویر در پذیرش تغییرات فناوری اطلاعات در وبسایت دانشگاه و ارزیابی آگاهی مخاطبان از ویژگیهای شهرتآفرینی در وبسایت انجام شد.
روش بررسی: این پژوهش به روش نمونهگیری تصادفی ساده در سال ۱۴۰۰ در سه مرحله انجام شد. افراد شرکتکننده در این مطالعه ۹۰ نفر بودهاند که ۴۵ نفر به صورت چهره به چهره و ۴۵ نفر نیز از طریق نماتصویر درباره تغییرات سایت آموزش دیدند. جمعآوری دادههای تحقیق براساس پرسشنامه استاندارد دیویس و تحلیل دادهها با استفاده از نرمافزار SPSS و GraphPad Prism انجام گرفت. برای مقایسهی یک متغیر کمی در بیش از دو گروه تست آنالیز واریانس یک طرفه یا آزمون کروسکال والیس و هم چنین، آزمون One-way ANCOVA برای بررسی تفاوت بین گروهها قبل و بعد از آموزش بهکار برده شد.
یافتهها: در آموزش چهره به چهره متغیرهایی مانند آگاهی، سودمندی و سهولت استفاده ی درک شده، هم چنین، نگرش و عملکرد در مورد استفاده از فناوری اطلاعات پیش و پس از آموزش چهره به چهره یا آموزش توسط نماتصویر تفاوت معناداری نداشتند.
نتیجهگیری: بررسی اثر بخشی روشهای آموزش در این طرح، به روابط عمومی دانشگاه کمک خواهد کرد که برای تغییراتی که در آینده در حوزهی شهرتآفرینی وبسایت به وجود خواهد آمد، نسبت به آمادهسازی و همراهسازی مخاطب به سرعت وارد عمل گردد.
سیده فاطمه موسوی بایگی، ریحانه نوروزی اول، معصومه سرباز، خلیل کیمیافر،
دوره 18، شماره 4 - ( 7-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: مهارت در اصطلاحات پزشکی، صلاحیت اساسی اغلب دانشجویان علوم پزشکی است که بهموجب آن ارتباطات با سایر ارایهدهندگان خدمات بهداشتی را تضمین میکند. در مواجهه با کمبود انگیزه و مشغلههای دانشجویان، برنامههایکاربردی و بازیهای مبتنی بر تلفن هوشمند بهعنوان یک گزینه آموزشی ممکن تلقی میشود. باتوجه به گسترش سریع این برنامهها اغلب ارزیابی درستی از کیفیت آنها فراهم نمیگردد. این مطالعه باهدف بررسی و ارزیابی کیفیت برنامههایکاربردی و بازیهای مبتنی بر تلفن هوشمند برای آموزش اصطلاحات پزشکی انجام شد.
روشبررسی: یک مرورنظاممند در مردادماه ۱۴۰۳، در فروشگاههای رسمی برنامههایکاربردی بازار و Google play انجام شد. دو کلیدواژهی اصلی«اصطلاحات پزشکی» و«واژگان پزشکی» در فروشگاههای رسمی برنامههایکاربردی به زبان فارسی و انگلیسی جستجو شد. دو ارزیاب بهصورت مستقل برنامههایکاربردی و بازیهای مبتنی بر تلفن هوشمند برای آموزش اصطلاحات پزشکی را بارگیری و ارزیابی کردند. کیفیت برنامههایکاربردی با استفاده از شاخص رتبهبندی برنامههایکاربردی تلفنهمراه اندازهگیری شد. امتیازات هر بخش و امتیاز نهایی برنامههایکاربردی بهصورت میانگین و انحرافمعیار بهدست آمد.
یافتهها: بهطورکلی، هجده برنامهکاربردی در این مطالعه گنجانده شد که چهار مورد آن بازی مبتنی بر تلفنهوشمند بود. میانگین کیفیت برنامههای کاربردی بین ۲/۷۰ تا ۴/۳۰(میانگین ۳/۸۰) در مقیاسی از ۱(ناکافی) تا ۵(عالی) بود. بهترین امتیازها در عملکرد(میانگین: ۳/۹۱) و پس از آن کیفیت اطلاعات(میانگین: ۳/۱۵) بود. زیبایی شناختی(میانگین: ۲/۵۶) و کیفیت ذهنی برنامههایکاربردی(میانگین: ۲/۵۸) کمترین امتیاز را کسبکرد. تنها ۲ برنامهکاربردی دارای حریم خصوصی داده و ۴ برنامهکاربردی دارای بیانیه حریم خصوصی بودند. بازی دیجیتال «Dean Vaughn» و برنامهکاربردی «MediTerm» بالاترین امتیازهای کلی را از ارزیابی بهدست آوردند.
نتیجهگیری: این مطالعه، توصیفی از برنامههایکاربردی و بازیهای مبتنی بر تلفن هوشمند برای آموزش اصطلاحات پزشکی ارایه میدهد تا به دانشجویان و کاربران کمک کند، برنامههایکاربردی باکیفیت را متناسب با نیازها و سلیقهی خود انتخاب کنند و از طرفی امکان شناسایی شکافهای تحقیقاتی و عملیاتی برای تقویت و طراحی مؤثرتر و بهتر برای توسعهدهندگان این برنامهها را فراهم میسازد. برنامههایکاربردی ارزیابی شده عموماً کیفیت کلی خوبی بهویژه از نظر عملکرد و اطلاعات داشتند. بااینحال، برخی از آنها باید جنبههایی مانند زیباییشناختی و کیفیت ذهنی را بهبود بخشند تا تأثیر خود را بر کاربران افزایش دهند و امنیت و حریم خصوصی بهتری را تضمین کنند.
لیلا کیخا، فاطمه شیخ شعاعی، عبدالاحد نبی اللهی، مهناز خسروی،
دوره 18، شماره 4 - ( 7-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: کتابداران سلامت میتوانند نقش مهمی در تأمین نیازهای اطلاعاتی تیم مراقبت و درمان و ارتقای کیفیت خدمات پزشکی و درمانی داشته باشند. بالا بردن سواد اطلاعاتی بالینی و استفاده از پزشکی مبتنی بر شواهد در دستیاران چشمپزشکی، به دلیل اهمیت سلامتی بیماران این حوزه و تصمیمگیری مناسب دربارهی وضعیت سلامت افراد از اهمیت زیادی برخوردار است. پژوهش حاضر با هدف ارزیابی تأثیر مداخلهی آموزشی کتابداران بالینی بر مهارت دستیاران چشمپزشکی در استفاده از اطلاعات مبتنی بر شواهد در دانشگاه علوم پزشکی زاهدان انجام گرفت.
روش بررسی: این پژوهش از نوع کاربردی نیمهتجربی بود. جامعه پژوهش، دستیاران چشمپزشکی بیمارستان چشمپزشکی الزهرا(س) دانشگاه علوم پزشکی زاهدان در طی سالهای ۱۴۰۲-۱۳۹۹ بودند که از طریق سرشماری انتخاب شدند. در طول یک دوره سه ماهه، ۱۷ جلسه آموزشی به صورت ترکیبی(حضوری و مجازی با استفاده از سامانه نوید) در ارتباط با روشهای صحیح جستجو از پایگاههای اطلاعاتی مختلف و استفاده مناسب از اطلاعات مبتنی بر شواهد برای ۱۸ دستیار متخصص چشمپزشکی برگزار شد. برای جمعآوری دادهها قبل و بعد از آموزش از پرسشنامهی سواد اطلاعات بالینی برگرفته از مطالعات قبلی استفاده شد و تحلیل دادهها با نرمافزار SPSS و آزمونهای آماری ANOVA و ANCOVA جهت مقایسهی نمرهی قبل و بعد از آموزش در گروه مداخله استفاده شد.
یافتهها: بیشترین میزان دستیاران مشارکتکننده(۵۵/۶ درصد) زن بودند. قبل از مداخله ۳۳/۳ درصد از جامعه پژوهش، سطح دانش آنان از پزشکی مبتنی بر شواهد در حد متوسط و زیاد بود. بین سطح کل دانش دستیاران بعد از آموزش با متغیر جنسیت، ارتباط آماری معنیداری وجود داشت(۰/۰۵>P-value). آموزش کتابدار بالینی، بر سطح دانش پایه پزشکی مبتنی بر شواهد، طراحی سوالات بالینی، جستجوی شواهد بالینی، ارزیابی نقادانهی شواهد بالینی و اشاعه اطلاعات پزشکی مبتنی بر شواهد دستیاران مؤثر بوده است(۰/۰۵>P-value).
نتیجهگیری: با در نظر گرفتن تأثیر مثبت مداخلهی کتابداران بالینی در بالا بردن سطح دانش تصمیمگیری بالینی دستیاران چشمپزشکی، پیشنهاد میگردد که کارگاهها یا دورههای آموزشی پزشکی مبتنی بر شواهد برای دستیاران رشتههای مختلف با استفاده از روشهای متنوع آموزشی برگزار شود. علاوه بر این پیشنهاد میشود واحد درسی پزشکی مبتنی بر شواهد در برنامه درسی دستیاران گنجانده شود و آموزش به صورت تیمی متشکل از متخصصان کتابداری و اطلاعرسانی پزشکی و متخصصان چشمپزشکی انجام شود.
محبوبه فاطمی، محمدرضا یعقوبی ارشادی، یاور راثی، محمدمهدی صداقت، حسن وطن دوست، محبوبه بیات، مهرداد ضرابی، فاطمه نیکپور، امیراحمد اخوان،
دوره 18، شماره 5 - ( 9-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: یکی از نیازهای کلیدی برای تأمین، حفظ و ارتقای سلامت جامعه، تربیت و توزیع متناسب نیروی انسانی است. اولین قدم در هر نوع برنامهریزی مرتبط با سلامت، تحلیل وضعیت موجود است تا بتوان تصویری روشن از آینده را ترسیم کرد، بهطوریکه تقاضا و عرضه با یکدیگر در تعادل باشند. هدف از انجام این پژوهش، تحلیل وضعیت کنونی رشته حشرهشناسی پزشکی و مبارزه با ناقلین/ بیولوژی و کنترل ناقلین بیماریها در کشور و برآورد نیروی انسانی موردنیاز تا سال ۱۴۰۴ است.
روش بررسی: در این مطالعه از«مدل اصلاح شده و ترکیبی» شامل مدلهال که مبتنی بر مکان و مدل تخمین نیروی کار بهداشت استرالیا که یک رویکرد مبتنی بر نیاز است، استفاده گردید. این پژوهش در چندین فاز شامل جمعآوری تعداد اعضای هیاتعلمی از سامانه علمسنجی، جمعآوری تعداد دانشجویان و دانشآموختگان از سامانه مدیریت آموزش، جمعآوری تعداد شرکتهای خصوصی ارایهدهندهی خدمات سمپاشی و مبارزه با آفات بهداشتی در تمامی شهرستانها و در نهایت برگزاری جلسات و یا مصاحبه با اعضای هیات مدیره انجمن علمی بیولوژی و کنترل ناقلین بیماریها و صاحبنظران بهمنظور برآورد نیروی انسانی مورد نیاز در رشته فوقالذکر انجام گردید.
یافتهها: براساس دادههای جمعآوری شده و مصاحبههایی حضوری طی شش جلسه که با اعضای هیات ممتحنه، برنامهریزی و ارزشیابی رشته بیولوژی و کنترل ناقلین بیماریها برگزار شد، برآورد گردید که تاکنون ۹۸۵ دانش آموخته در این رشته تربیت شدهاند و به ۱۳۳۸ دانشآموخته در این رشته نیاز میباشد. لذا تا سال ۱۴۰۴ تربیت ۳۵۳ نفر در این رشته ضروری به نظر میرسد که با توجه به برنامه پنج ساله ششم توسعهی کشور که سهم دانشجویان تحصیلات تکمیلی به کل دانشجویان ۳۰ درصد لحاظ شده است، تربیت ۳۵ نفر در مقطع دکتری تخصصی (.Ph.D)، ۷۱ نفر در مقطع کارشناسیارشد و۲۴۷ نفر در مقطع کارشناسی ضروری به نظر میرسد.
نتیجهگیری: پیشبینی میشود با پذیرفتن بهطور متوسط سالانه ۹ نفر در مقطع دکتری تخصصی، ۱۸ نفر در مقطع کارشناسیارشد و ۶۲ نفر در مقطع کارشناسی علاوه بر متناسب شدن میزان تقاضا و عرضه، مشکلی برای اشتغال دانشآموختگان این رشته وجود نداشته باشد.
الهام شکیبا، محبوبه سادات فدوی، محمد علی نادی،
دوره 18، شماره 5 - ( 9-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: قدرت هوشمند، همبستگی و اتحاد بین علم و دانش و ارتباطات است. امروزه با پیشرفت فناوری، فضای جدیدی در علوم پزشکی ایجاد شده است. هدف پژوهش حاضر، تبیین مفهوم قدرت هوشمند و شناسایی مؤلفههای آن در دانشگاههای علوم پزشکی کشور است.
روش بررسی: پژوهش حاضر، بهصورت کیفی در سال ۱۴۰۱ با استفاده از روش دادهبنیاد انجام شد. در این پژوهش، با ۱۳ نفر از اعضای هیاتعلمی دانشگاههای علوم پزشکی کشور انتخاب شده از طریق روش نمونهگیری هدفمند و گلوله برفی، مصاحبهی عمیق و نیمهساختارمند انجام شد. با این تعداد محقق به اشباع نظری رسید. برای تجزیه و تحلیل تحلیل دادهها از روش Strauss and Corbin بر اساس کدگذاری باز، محوری و گزینشی استفاده شد. برای تعیین دقت و اعتبار دادهها، پژوهشگر پس از کدگذاری دادهها، از شش نفر از مشارکتکنندگان در مصاحبه و شش نفر از استادان دانشگاه آشنا به موضوع و روش پژوهش، نظرخواهی شد.
یافتهها: پس از تدوین مفاهیم اولیه ۷۷ کد باز، ۱۵ کد محوری و پنج کد گزینشی برای قدرت هوشمند شناسایی شد. تقویت هوشمصنوعی، تحول الکترونیکی سلامت و فعالیتهای فرامرزی با هم پاسخگویی فناورانه سلامت را تشکیل میدهند، عوامل علّی هستند که بر پدیدهی قدرت هوشمند تأثیر میگذارند. اقداماتی که باید برای قدرت هوشمند در دانشگاههای علوم پزشکی انجام شود، با عنوان راهبردها شامل نوآوری فناورانه که با فناوری نظاممند، آموزش فناورانه، ظرفیتسازی پژوهش صورت میپذیرد. مدیریت سایبری با عملکرد فناوری محور، ارتقای توانایی ارتباطی، مدیریت اطلاعات، عوامل زمینهای است که شرایط ویژه بر راهبردهای مؤثر ایجاد میکند. تضاد سنت با نوسازی، تشویش اطلاعاتی با عنوان مخاطرات سازمانی عوامل مداخلهای هستند که در راهبردها مداخله و آنها را محدود میکند. اگر شرایط ویژهی راهبردها مهیا شود و عوامل مداخلهای کنترل شود، پیامد راهبردها پیشرفت فناورانه، توسعهی شبکه ارتباطی، تجمیع قدرت سخت و نرم بهطور کلی سلامت همهجانبه میشود.
نتیجهگیری: سیاستگذاران نظام سلامت با بهکارگیری و توسعهی این قدرت خواهند توانست تا مشکلاتی مانند یکسان نبودن امکانات بهداشتی در مناطق مختلف را برطرف نموده و همچنین استفاده از دانشگاه مجازی و آموزش الکترونیک که موجب رفع محدودیتهای زمانی و مکانی است، فرصت آموزش را برای متقاضیان در نقاط مختلف کشور فراهم آورند.
زهره احتشامی، اعظم شاهبداغی، محمد جواد منصورزاده،
دوره 18، شماره 5 - ( 9-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: کتابدار دادهی کارآمد و واجد توانمندیها و قابلیتهای لازم، از مهمترین مولفهها در مدیریت دادههای پژوهشی است. هدف از پژوهش حاضر استخراج توانمندیها و قابلیتهای مورد انتظار برای کتابدار داده بهمنظور ایفای نقش در مدیریت دادههای پژوهشی است.
روش بررسی: این مطالعه از نوع مرور دامنه بوده و برای ارایه ساختارمند یافتهها از مدل چرخهی حیات دادههای زیستپزشکی هاروارد استفاده شده است. بهمنظور دستیابی به متون مرتبط، استراتژی جستجو با استفاده از کلیدواژههای مرتبط در پایگاههای اطلاعاتی Scopus، PubMed، Web of Science و همچنین سایر پایگاههای اطلاعاتی معتبر داخلی و خارجی در بازه زمانی ۵ سال اخیر انجام شد. مقالات پژوهشی اصیل فارسی و انگلیسی که بهنحوی به توانمندیها و قابلیتهای مورد انتظار برای کتابدار داده در مدیریت دادههای پژوهشی پرداخته بودند، جامعه پژوهش حاضر را تشکیل دادند.
یافتهها: از ۵۰۶۴ مدرک یافت شده، ۱۹۶ مدرک جهت بررسی متن کامل به مرحله بعد وارد شد. پس از بررسی متن کامل این مدارک، در نهایت ۱۷ مطالعه وارد پژوهش شد. درمجموع ۹۲ توانمندی و قابلیت در ۲۳ فرایند از ۷ مرحله چرخهی حیات دادههای زیستپزشکی هاروارد، ۱۶ مورد مربوط به مرحله اول، ۱۶ مورد مرحله دوم، ۷ مورد مرحله سوم، ۱۵ مورد مرحله چهارم و پنجم، ۱۲ مورد مرحله ششم، ۸ مورد مرحله هفتم، و ۱۸ مورد مربوط به توانمندیها و قابلیتهای عمومی بود. مطابق یافتهها، بیشترین مطالعات به توانمندیها و قابلیتهای مورد نیاز برای مرحله دوم یعنی«گردآوری و ایجاد» و کمترین مطالعات به مرحله هفتم یعنی«انتشار و استفادهی مجدد» پرداختهاند. در خصوص انجام فرایند«مدیریت تصاویر» در مرحله سوم و«پیشچاپ و انتشار» در مرحله هفتم در هیچیک از مطالعات توانمندی و قابلیتی مورد اشاره قرار نگرفته بود.
نتیجهگیری: نتایج این پژوهش نشان داد که در میان مراحل مختلف چرخهی حیات داده، مرحلهی«گردآوری و ایجاد» بیشترین میزان توجه را داشته است. همچنین کتابدار داده باید علاوه بر توانمندیها و قابلیتهای تخصصی و حرفهای، ویژگیهای عمومی لازم را هم داشته باشد. توصیه میشود که یافتههای این پژوهش بهمنظور تربیت کتابدار داده برای طراحی برنامههای آموزشی کوتاهمدت و بلندمدت مدنظر قرار گیرد.
هادی حسینی، سعید شهسواری، یاسمن پورموسی، میترا رحیمزاده،
دوره 19، شماره 2 - ( 4-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: کلینیکهای دندانپزشکی وابسته به دانشگاههای علوم پزشکی بهعنوان مراکز مهم ارایه خدمات سلامت دهان و دندان، بهویژه در کلانشهرها، میزبان طیف متنوعی از بیماران با ویژگیهای جمعیتشناختی، فرهنگی و اقتصادی متفاوت هستند. تداوم موفقیت و اثربخشی عملکرد این مراکز تا حد زیادی وابسته به سطح رضایتمندی و وفاداری مراجعهکنندگان است. درک عوامل مؤثر بر این دو شاخص و بررسی ارتباط ساختاری میان آنها میتواند به طراحی راهکارهای بهبود کیفیت خدمات و ارتقای تجربهی بیماران کمک کند. بر این اساس، مطالعهی حاضر با هدف تحلیل روابط بین رضایتمندی بیماران و وفاداری آنها به کلینیک دندانپزشکی دانشگاهی، با بهرهگیری از مدل معادلات ساختاری طراحی و اجرا گردید.
روش بررسی: این پژوهش بهصورت توصیفی-تحلیلی و از نوع مقطعی در سالهای ۱۴۰۲ تا ۱۴۰۳ انجام شد. جامعه آماری شامل ۱۹۰ بیمار مراجعهکننده به کلینیک دندانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی البرز بود که بهروش نمونهگیری در دسترس انتخاب شدند. دادهها از طریق دو پرسشنامهی استاندارد رضایتسنجی و وفاداری بیماران دندانپزشکی گردآوری شد. جهت تحلیل دادهها، از نرمافزار AMOS و مدل معادلات ساختاری استفاده گردید. شاخصهای برازش مدل از جمله CFI، TLI و RMSEA برای ارزیابی انطباق مدل، استفاده شد.
یافتهها: تحلیل نتایج نشان داد که رضایتمندی بیماران اثر معناداری بر وفاداری آنها دارد(۰/۰۰۱>P=۰/۹۳۱,β). در میان ابعاد مختلف رضایتمندی، شاخصهای بهداشت و شرایط فیزیکی محیط(۰/۹۳۹=β)، کیفیت پاسخگویی و ارایه خدمات(۰/۸۴۷=β) و نظام نوبتدهی و مدت زمان انتظار(۰/۷۶۱=β)، بیشترین تأثیر را بر رضایت کلی داشتند(۰/۰۰۱>P). همچنین، مؤلفههای نگرشی(۰/۹۶۹=β) و رفتاری(۰/۸۹۵=β) بهعنوان ابعاد کلیدی وفاداری بیماران شناسایی شدند. برازش مدل نیز در سطح قابل قبول ارزیابی شد(RMSEA=۰/۰۷۷,CFI=۰/۸۹۳).
نتیجهگیری: با توجه به نتایج، پیشنهاد میشود که کلینیکهای دندانپزشکی دانشگاهی توجه بیشتری به بهبود شاخصهای درونسازمانی از جمله شرایط محیطی، کیفیت خدمات و مدیریت زمان انتظار داشته باشند. ایجاد تجربهی مثبت و رضایت در بیماران، زمینهساز شکلگیری وفاداری بلندمدت آنان خواهد بود و در نهایت به پایداری و اعتبار کلینیک در محیط رقابتی منجر میشود.
ابراهیم جعفری پویان، فرشاد علامه، ندا علیزاده، طاهره شریفی،
دوره 19، شماره 4 - ( 8-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: حفظ و ماندگاری اعضای هیاتعلمی یکی از چالشهای اساسی نظام سلامت کشور است. بنابراین مطالعهی حاضر با هدف ارایه راهکارهای ماندگاری اعضای هیاتعلمی حوزهی سلامت انجام گردیده است.
روش بررسی: این مطالعه بهصورت ترکیبی در سه مرحله، در سال ۱۴۰۳ انجام گرفت. در مرور حیطهای مقالات مرتبط از پایگاههای داده Magiran, SID, PubMed و استفاده از موتور جستجوی Google scholar بررسی گردیدند. از ۱۸۹۷۷ مطالعهی شناسایی شده بعد از چند مرحله غربالگری، ۳۷ مقاله انتخاب و مورد بررسی قرار گرفت. در مرحلهی دوم ۱۲ مصاحبه نیمهساختارمند بهمنظور شناسایی عوامل ماندگاری اعضای هیاتعلمی حوزهی سلامت با صاحبنظران و مدیران مرتبط با رویکرد استقرایی بر اساس قواعد تحلیل محتوای جهتدار انجام گردید. بر همین اساس از چهارچوب مدیریت منابع انسانی که شامل ۵ مرحلهی آشنایی با دادهها، شناسایی چهارچوب موضوعی، نمایهسازی، نمایش با نمودار و تفسیر نتایج برای تحلیل دادهها در این پژوهش استفاده شد. از نرمافزار ۲۰۲۰-MAXQDA در تحلیل دادههای پژوهش استفاده شد. در نهایت در مرحلهی سوم با بهرهگیری از ماتریس اولویتبندی، راهکارها توسط ۱۷ نفر از خبرگان امتیازدهی و اولویتبندی شد.
یافتهها: راهکارهای ماندگاری اعضای هیاتعلمی حوزهی سلامت بر اساس چرخهی مدیریت منابع انسانی در ۱۰ حوزه شناسایی و طبقهبندی شد که شامل نیرویابی، انتخاب و استخدام، رشد و توسعه، ارزیابی عملکرد، جبران خدمت، فرهنگ سازمانی، بهبود شرایط کار، انگیزش، خاتمهی کار و عوامل برونسازمانی بود؛ سپس راهکارهای هر حوزه بر اساس میزان اثرگذاری اولویتبندی شد که راهکارهای دارای بیشترین اولویت شامل بهبود وضعیت مالی و اقتصادی کشور(۴/۹۲ از ۵ نمره)، و افزایش حقوق اعضای هیاتعلمی(۴/۹۰)، برداشتن سقف حقوق پرداختی(۴/۸۸)، ایجاد تعاونیهای مسکن(۴/۸۲)، رعایت شأن و جایگاه اجتماعی استادان بازنشسته(۴/۸۰)، اعطای امکانات تفریحی بهاعضای هیاتعلمی(۴/۷۹)، بهبود شفافیت و پاسخگویی و قانونمداری در کشور(۴/۷۹) و افزایش مشارکت اعضای هیاتعلمی در تصمیمگیریها(۴/۴۷) بودند.
نتیجهگیری: براساس نتایج مطالعه، راهکارهایی از قبیل تمرکز بر بهبود وضعیت مالی، ارتقای شفافیت و افزایش رفاه اعضای هیاتعلمی، میتواند در افزایش انگیزه و ماندگاری اعضای هیاتعلمی در حوزهی سلامت مؤثر باشد. بنابراین بهکارگیری این راهکارها توسط سیاستگذاران و مدیران حوزه آموزش، انتظار میرود وضعیت ماندگاری اعضای هیاتعلمی را در این حوزه بهبود دهد.
شیوا محجل نایبی، عذرا دائی، وحیده زارع گاوگانی،
دوره 19، شماره 5 - ( 10-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: با گسترش تخصصگرایی در علوم پزشکی و سلامت و رشد سریع فناوریهای اطلاعاتی، نیاز به آموزشهای تخصصی در حوزهی اطلاعرسانی سلامت بیش از پیش احساس میشود. تحول دانشگاهها به نسل چهارم و پنجم(دانشگاههای نوآور، شبکهای و کارآفرین) نیز ضرورت ایجاد رشتههای پویا و مبتنی بر نوآوری باز را افزایش داده است. هدف این مطالعه شناسایی تخصصهای آموزشی جدید، چالشها و عوامل مؤثر در ایجاد گرایش تخصصی کتابداری و اطلاعرسانی پزشکی و ارایه توصیههای سیاستی برای ایجاد تغییر در وضعیت جاری بود.
روش بررسی: پژوهش حاضر با رویکرد چندروشی (Multi-Methods) انجام شد. در مرحله اول، مرور حیطهای (Scoping Review) بر اساس چارچوب Arksey و O’Malley و با رعایت چکلیست PRISMA-ScR برای شناسایی تخصصهای آموزشی موجود انجام شد. در مرحله دوم، بحث گروه متمرکز (FGD) با حضور ۸ متخصص جهت بررسی چالشها، عوامل تأثیرگذار و راهبردهای توسعه برگزار گردید. در مرحله سوم، از روش دلفی ساده با مشارکت ۱۰ سیاستگذار رشتهی کتابداری و اطلاعرسانی پزشکی جهت اولویتبندی تخصصهای پیشنهادی استفاده شد. دادههای کیفی با روش تحلیل مضمون (Thematic Analysis) کدگذاری و تحلیل گردیدند.
یافتهها: در مرحلهی مرور گسترده، ۲۲ مقالهی مرتبط شناسایی و بررسی شدند که از میان آنها ۱۱ تخصص آموزشی در حوزهی کتابداری و اطلاعرسانی سلامت استخراج شد. پس از ادغام همپوشانیها، ۸ تخصص نهایی باقیماند. در نهایت، با رأی و اجماع سیاستگذاران، ۴ تخصص آموزشی جدید برای ایجاد در حوزهی کتابداری و علم اطلاعات پزشکی در اولویت قرار گرفتند. مهمترین چالشهای شناساییشده شامل: حفظ پایداری رشته و جلوگیری از افول هویتی آن، ضرورت تغییرات ساختاری و بازنگری در برنامههای درسی بر اساس نیازهای جامعه، مقاومت سازمانی در برابر ایجاد تغییر در وضعیت جاری بود. از دید سیاستگذاران، اصلاح برنامه درسی، طراحی مسیرهای آموزشی تخصصی و توجه به نیازهای ملی و منطقهای بهعنوان راهبردهای کلیدی پیشنهاد شد.
نتیجهگیری: پژوهش تأکید دارد که دانشگاهها باید به سمت ایجاد گرایشهای تخصصی جدید یا دورههای کوتاهمدت رسمی در حوزهی کتابداری و اطلاعرسانی سلامت حرکت کنند. اجرای توصیههای سیاستی منتج از شواهد پژوهشی حاضر میتواند به پایداری رشته، توسعهی بلندمدت آن و افزایش اشتغالپذیری فارغالتحصیلان منجر شود.