47 نتیجه برای محمدی
ماهان محمدی، فاطمه رهی، مرضیه جوادی، گلرخ عتیقه چیان، علیرضا جباری،
دوره 11، شماره 2 - ( خرداد و تیر 1396 )
چکیده
زمینه و هدف: طبق برآوردها از هر ۱۰ نفر بیمار پذیرش شده در بیمارستان، یک نفر رویدادی ناگوار را تجربه می کند؛ که حدود نیمی از آنها به وسیله تجزیه و تحلیل حالات خطا(FMEA) قابل پیشگیری هستند. این پژوهش با هدف ارتقای مدیریت خطا، به شناسایی و ارزیابی خطرات احتمالی در فرآیندهای مراقبتی سه بخش بیمارستان الزهرا شهر اصفهان پرداخته است.
روش بررسی: پژوهش حاضر از نوع توصیفی– مقطعی است، که به شناسایی فرایندهای پرخطر با استفاده از روش FMEA در بخشهای ریه، گوارش و روماتولوژی بیمارستان الزهرای اصفهان در سال ۱۳۹۳ می پردازد. جامعه ی پژوهش شامل کلیه صاحبان فرآیند و افراد آشنا با فرآیندهای درمانی با روش نمونه گیری هدفمند در این سه بخش بود. اطلاعات از طریق کاربرگ استاندارد، جمع آوری و از طریق نرم افزار spss تحلیل گردید.
یافته ها: تعداد ۷۲ فرایند مراقبتی در سه بخش بالینی شناسایی شد و ۷۳/۵% افراد، فرایند"تزریق خون و فراورده های خونی" را به عنوان پرخطر ترین فرایند مراقبتی انتخاب نمودند. گام "تزریق خون و فراورده ی ناسازگار با مشخصات بیمار" با PRN=۳۰۰ پرخطرترین گام شناسایی و اقدامات اصلاحی پیشنهاد شد؛ عامل اصلی بروز خطا، عوامل انسانی و تجهیزاتی بودند.
نتیجه گیری: بسیاری از خطاهای شناسایی شده توسط آموزش نیروی انسانی و نگهداشت مناسب تجهیزات پزشکی قابل پیشگیری است و مدیریت خطر ایجاب می کند تا فرآیند مراقبت های سلامتی با کنترل بیشتری صورت پذیرد تا کارایی و کیفیت مراقبت ها بهبود یابد.
مژگان محمدی مهر، ساناز زرگر بالای جمع، سعید شیخی، داریوش رحمتی،
دوره 11، شماره 3 - ( ویژه نامه شماره 1 1396 )
چکیده
زمینه و هدف: تعهد سازمانی یکی از عناصر مهم در ارتقای کیفیت خدمات ارائه شده توسط افراد است و در حرفه ی پرستاری این امر از اهمیت بیشتری برخوردار است. از آنجایی که اخلاق حرفهای یکی از مهمترین متغیرها در موفقیت سازمان است، لذا مطالعه ی حاضر با هدف تعیین و تبیین رابطه ی اخلاق حرفه ای با تعهد سازمانی پرستاران طراحی گردیده است.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی تحلیلی به روش مقطعی انجام شد. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی پرستاران بیمارستان شهرستان های آبدانان، دهلران و دره شهر در استان ایلام بود(۱۹۸=N). حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران ۱۳۱ نفر بود که به روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. برای گردآوری داده ها از دو پرسشنامه ی اخلاق حرفه ای و تعهد سازمانی استفاده شد. داده ها از طریق آمار توصیفی و تحلیلی تجزیه و تحلیل گردید.
یافته ها: نتایج حاصل از آزمون همبستگی پیرسون نشان می دهد که میان اخلاق حرفه ای و تعهد سازمانی پرستاران رابطه ی مثبت و معنی داری(۰/۵۵۸=r و ۰/۰۱>p) وجود دارد. همچنین میان اخلاق حرفه ای با تعهد عاطفی(۰/۴۳۵=r و ۰/۰۱>p)، تعهد مستمر(۰/۵۰۶=r و ۰/۰۱>p) و تعهد هنجاری پرستاران(۰/۵۱۹=r و ۰/۰۱>p) رابطه ی مثبت و معنی داری وجود دارد.
نتیجه گیری: با عنایت به اینکه بین اخلاق حرفه ای و تعهد سازمانی ارتباط معناداری وجود دارد، لذا پیشنهاد می گردد مدیران و سیاستگذاران بیمارستان ها شرایط و بستر مناسب جهت رعایت معیارهای اخلاق حرفه ای در پرستاری را فراهم آورند و از این طریق کیفیت خدمات ارائه شده به بیماران را بهبود بخشند.
ابوالفضل درست، احمد فیاض بخش، مصطفی حسینی، حمزه محمدی،
دوره 11، شماره 4 - ( مهر و آبان 1396 )
چکیده
زمینه و هدف: فرسودگی شغلی یکی از جنبه های مخاطرات روانی کار است. از مهم ترین عواملی که می تواند آن را پیش بینی کند، عامل هوش هیجانی است. هدف از این مطالعه بررسی تاثیر هوش هیجانی بر فرسودگی شغلی مدیران بیمارستان های منتخب دانشگاه علوم پزشکی تهران بود.
روش بررسی: این مطالعه از نوع توصیفی-تحلیلی و مقطعی در سال ۱۳۹۳ انجام گردید. جامعه ی پژوهش، مدیران ارشد، میانی و اجرایی بیمارستانهای دانشگاه علوم پزشکی تهران بود. در این پژوهش از سرشماری استفاده شد، مطابق حجم جامعه تعداد ۹۰ پرسش نامه توزیع گردید. برای گردآوری اطلاعات از پرسش نامه ی فرسودگی شغلی مازلاک(پایایی و ضریب بازازمایی به ترتیب ۰/۷۱ تا ۰/۹ و ۰/۶ تا ۰/۸) پرسش نامه ی هوش هیجانی برادبری و گریوز(پایایی و روایی به ترتیب ۰/۸۳ و ۰/۶۷) و پرسش نامهی مشخصات دموگرافیک استفاده گردید. تجزیه و تحلیلهای آماری با استفاده از نرم افزار Spss انجام گرفت.
یافته ها: فرسودگی شغلی با متغیرهای سن، سابقه کار، سابقه مدیریت، تحصیلات، جنسیت، وضیت تاهل و موقعیت شغلی ارتباط معناداری نداشت. هوش هیجانی کلی مدیران و زیر مقیاس های آن در سطح بالایی قرار داشتند. بالاترین و پایین ترین نمره هوش هیجانی به ترتیب به مدیریت رابطه و آگاهی اجتماعی اختصاص داشت. هوش هیجانی و فرسودگی شغلی در سطح خطای ۵ درصد با ۰/۶۳ = P-value ارتباط معناداری با یکدیگر نداشتند.
نتیجه گیری: از آنجایی که آگاهی اجتماعی مدیران در سطح پایینی قرار داشت، می توان با بهبود آن به افزایش هوش هیجانی مدیران و هم چنین با شناسایی عوامل تاثیر گذار بر فرسودگی شغلی مدیران بیمارستان به کاهش فرسودگی کمک کرد.
وحید چنگیزی، فرشته محمدی، علی ابراهیمی نیا،
دوره 11، شماره 5 - ( آذر و دی 1396 )
چکیده
زمینه و هدف: سی تی اسکن یک روش تصویربرداری با دز بالاست و در سی تی اسکن جمجمه، چشم و تیروئید دو عضو حساس به پرتو هستند. در این مطالعه دز موثر چشم و تیروئید بیماران با استفاده از دزیمتر ترمولومینسانس(TLD) ارزیابی شده اند.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی تحلیلی در سه بیمارستان با سه نوع دستگاه بنام های GE مدل ۲ اسلایس(کد ۱)، GE مدل ۸ اسلایس(کد ۲)، Siemens مدل ۱۶ اسلایس(کد ۳) انجام شد. تعداد ۵۱ نمونه از بیمارستان های منتخب شهر رشت در شهریور و مهر سال ۱۳۹۵ با استفاده از TLD جمع آوری گردید. پس از کالیبراسیون TLD ها در مرکز کالیبراسیون، این دزیمترها بر روی پلک و تیروئید بیماران قرار داده شد و میانگین دز موثر دریافتی چشم و تیروئید این بیماران در طول آزمون سی تی اسکن جمجمه بررسی شد. داده ها با نرم افزار SPSS تجزیه و تحلیل و نتایج با استفاده از آزمون واریانس (Anova
(P>۰/۰۵ انجام شد.
یافته ها: متوسط دز موثر دریافتی چشم و تیروئید بیماران در بیمارستان با کدهای ۱ و ۲ و ۳ به ترتیب mSv ۲/۰۴±۲/۶۶ و mSv ۰/۰۰۹±۰/۰۳ و
mSv ۱/۸۰±۱/۱۱ و mSv ۰/۰۲±۰/۰۳ و mSv ۰/۹۵±۱/۹۴ و mSv ۰/۰۱±۰/۰۴ گزارش شد. اختلاف معناداری میان دز موثر چشم و تیروئید بیماران در هر سه بیمارستان یافت شد(۰/۰۵>P). علی رغم تفاوت دز موثر بین دز موثر چشم راست و چپ، بین لب راست و چپ تیروئید اختلاف معناداری مشاهده نشد(۰/۰۵
نتیجه گیری: مهمترین عامل پرتوگیری بیماران نحوه انجام آزمون توسط کارشناس مربوط است.
سُکینه فلسفین، سمانه خویدکی، مهدی محمدی،
دوره 12، شماره 5 - ( آذر و دی 1397 )
چکیده
زمینه و هدف: پژوهش حاضر با هدف تحلیل مقالههای منتشر شده در ارزیابی تولیدات علمی حوزهی پزشکی ایران در پایگاه Web of Science صورت گرفته است.
روش بررسی: مطالعهی حاضر از نوع تحقیقات علمسنجی است که با بهرهگیری از روش مرور متون تدوین شده است. جامعهی پژوهش را 55 عنوان مقالهی منتشرشده در مجلات علمی-پژوهشی و علمی ترویجی وزارتخانههای علوم، تحقیقات و فناوری و وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی در زمینهی بررسی تولیدات علمی پزشکی ایران در پایگاه Web of Science تشکیل میدهد.
یافتهها: یافتهها نشان داد که در خصوص ارزیابی تولیدات علمی حوزهی پزشکی ایران(بین سالهای 1395-1385) 55 مقاله منتشر شده است که از آنها 35 مقاله به بررسی بروندادهای علمی دانشگاههای علوم پزشکی و بقیه به بررسی بروندادهای علمی یک حوزه موضوعی خاص پرداختهاند که حوزههای داروسازی و جراحی بیشترین تحقیقها را به خود اختصاص داده است. 60.6 درصد از پژوهشها توسط متخصصهای حوزهی علم اطلاعات و دانششناسی و 39.4 درصد توسط متخصصان حوزهی پزشکی منتشر شدهاند. در بین افراد و دانشگاهها، دانشگاه علوم پزشکی تهران و در بین افراد، حافظ محمدحسن زاده اسفیجانی پرکارترین شناخته شدند. اکثر پژوهشها با رویکرد علم سنجی منتشر شدهاند و در بین نرمافزارهای علمسنجی نیز نرمافزار Pajek بیشتر مورد استفاده قرار گرفته بود. در بین مقالههای منتشر شده، مقالههای دو نفره و سه نفره بیشترین سهم را به خود اختصاص داده بودند.
نتیجهگیری: مقالات مورد بررسی دارای گرایش کمی بودهاند و ذکر روشهای متنوع نشاندهندهی نوعی آشفتگی بهکارگیری واژگان و اصطلاحات است.
آرش رشیدیان، عفت محمدی، ترانه یوسفی نژاد، الهام دادگر، صدیقه صلواتی، زهرابیگم سیدآقامیری،
دوره 12، شماره 5 - ( آذر و دی 1397 )
چکیده
زمینه و هدف: نقطهی آغاز هر پژوهشی مسئله یابی است و تا زمانی که مسئلهی اساسی شناسایی نشود، صرف زمان و هزینه جهت انجام پژوهش اتلاف منابع خواهد بود. لازمهی شناسایی مسایل اساسی، نیازسنجی پژوهشی است. این مطالعه با هدف تعیین اولویت های پژوهشی معاونت بهداشت دانشگاه علوم پزشکی تهران انجام گرفت.
روش بررسی: پژوهش حاضر، مطالعه ای کاربردی است که در پنج مرحله طراحی و اجرا شد: 1. برگزاری کارگاه آموزشی روش گروه اسمی، 2. انجام مصاحبههای کیفی و استخراج اولیه اولویتهای پژوهشی، 3. برگزاری دور اول جلسات گروه اسمی، 4. برگزاری دور دوم جلسات گروه اسمی، 5. نهایی نمودن عناوین اولویتدار پژوهشی. دادههای بهدستآمده در هر مرحله با استفاده از نرمافزارهای Excel و spss 19 تجزیه و تحلیل شد.
یافته ها: این مطالعه با مشارکت 38 نفر انجام شد. در مرحله اول، 258 عنوان پژوهشی اولیه استخراج شد. عناوین پژوهشی اولیه طی برگزاری 4 جلسه گروه اسمی، امتیازدهی شدند. در انتها %75 شرکتکنندگان به معیار ضرورت 21 عنوان پژوهشی نمره 9-7 دادند که بهعنوان عناوین پژوهشی معاونت در نظر گرفته شدند. عنوان"بررسی علل ریشهای مرگ مادر" بالاترین اهمیت و "بررسی میزان اثربخشی اجرای غربالگری کمکاری تیروئید" کمترین اهمیت را به خود اختصاص داد.
نتیجه گیری: یافتههای این پژوهش نشان میدهد که بین ذینفعان در خصوص اولویتهای پژوهشی که نیاز به سرمایهگذاری برای تولید اطلاعات و دانش مربوط به اهداف و سیاستهای سلامت دارند، اجماع وجود دارد. هدایت منابع پژوهشی سازمان به سمت اجرای این اولویتها، منجر به تخصیص عقلایی و شفاف اعتبارات برای تولید دانش و در نهایت ارتقای سلامت جمعیت خواهد شد.
وحید چنگیزی، فریدون میانجی، فرشته قادربیگی زاد، فرشته محمدی،
دوره 12، شماره 5 - ( آذر و دی 1397 )
چکیده
زمینه و هدف: آنژیوگرافی کرونری یک روش تشخیصی و درمانی برای مشکلات قلبی است که زمان فلوروسکوپی و دز بالایی دارد. دز مؤثر عدسی چشم، به عنوان یک عضو حساس به اشعه در تابش های طولانی در کرونری آنژیوگرافی باید ارزیابی شود.
روش بررسی: در این مطالعه ی توصیفی-تحلیلی که در بیمارستان امام حسین(ع) مهران، ایلام، ایران در بهمن و اسفند 95 با دستگاه زیمنس با تیوب زیر تخت انجام شد، از TLD به عنوان دزیمتر فردی استفاده شد. برای اندازه گیری دز مؤثر این دزیمترها زیر عینک سربی در قسمت خارجی چشم کاردیولوژیست قرار داده شدند. تجزیه و تحلیل داده ها با نرم افزار SPSSورژن 22 و با سطح معنی داری کمتر از 0/05 انجام شد.
یافته ها: میانگین زمان فلوروسکوپی در مسیر رادیال 2/11±3/17 دقیقه و در مسیر فمورال 6/97±12/65 دقیقه با(=0/003P) می باشد. میانگین دز مؤثر دریافتی چشم راست و چپ کاردیولوژیست در آنژیوگرافی های رادیال به ترتیب 0/003 و 0/005 میلی سیورت با(2P=0/0) در آنژیوگرافی های فمورال 0/008 و 0/011 میلی سیورت با(P=0/748) می باشد. میانگین دز مؤثر عدسی چشم در استفاده از مسیر رادیال کمتر از استفاده از مسیر فمورال به دست آمد. میانگین دز مؤثر در چشم راست و چپ در استفاده از مسیر رادیال و فمورال تفاوت معنی داری نداشت.
نتیجه گیری: مهمترین عامل پرتوگیری بیشتر در کاردیولوژیست زمان فلوروسکوپی و فاصله از منبع اشعه ایکس است.
پیمان یوسفی، شهربانو رستمی، نسرین علیزاده قندفروش، سعید محمدی، محسن نیکبخت، لعیا قدیانی نژاد، بهرام چهاردولی،
دوره 13، شماره 2 - ( خرداد و تیر 1398 )
چکیده
زمینه و هدف: بیماری لوسمی میلوئیدی مزمن نوعی بیماری میلوپرولیفراتیو کلونال است که با وجود ژن ادغامی BCR/ABL تشخیص داده میشود. با استفاده از مهارکنندههای تیروزین کیناز مانند Imatinib، درمان این بیماری پیشرفت قابل توجهی داشته است. مقاومت دارویی علیه Imatinib همچنان به عنوان مانعی در روند درمان میباشد.STAT3 فاکتور رونویسی مهم مرتبط با تکثیر و بقای چندین سرطان متمایز میباشد. هدف این مطالعه، تعیین میزان بیان STAT3 در بیماران مبتلا به CML و تحت درمان با ایماتینیب و شناسایی نقش احتمالی این ژن در مقاومت دارویی بیماران مبتلا به CML تحت درمان با ایماتینیب بود.
روش بررسی: 71 نمونه خون محیطی از بیماران CML در فازهای مختلف بیماری و 10 فرد نرمال جمعآوری شد. پس از استخراج RNA و سنتز cDNA بیان ژنهای STAT3 با تکنیک Real-time PCR اندازهگیری شد. بیان STAT3 نسبت به ژن کنترل ABL نرمالیزه شد. بیان STAT3 در بیماران نسبت به گروه کنترل مقایسه شد.
یافتهها: نتایج نشان داد که بیان STAT3 در مرحلهی تشخیص افزایش معناداری نسبت به افراد نرمال داشت(0/0001p=). میزان بیان STAT3 در بیماران فاز (Major Molecular Response) MMR تفاوت معناداری با گروه کنترل نداشت. بیماران مقاوم بدون موتاسیون و دارای موتاسیون در دومن کینازی ABL تفاوت معناداری نسبت به بیماران مرحله MMR داشتند(به ترتیب 0/0014p= و 0/003p=). این تفاوت بین دو گروه مقاوم معنادار نبود. همینطور بیماران در فاز بلاستیک تفاوت معناداری از نظر میزان بیان STAT3 با گروه کنترل نداشتند.
نتیجهگیری: با توجه به نتایج مطالعه و نقش STAT3 در تکثیر و بقای سلولی، هدفگیری STAT3 در درمان بیماران مقاوم میتواند مطرح باشد.
آیین محمدی، ریتا مجتهدزاده، افضل شمسی،
دوره 13، شماره 4 - ( مهر و آبان 1398 )
چکیده
زمینه و هدف: پیشرفت تحصیلی دانشجویان یکی از شاخصهای مهم در ارزیابی نظام آموزشی است. هوش هیجانی یکی از عوامل موفقیت در محیطهای آموزشی است که با کمک آن میتوان موفقیت در جنبههای مختلف زندگی را پیش بینی نمود. هدف از این مطالعه«تعیین ارتباط هوش هیجانی با پیشرفت تحصیلی در دانشجویان هوشبری و اتاق عمل دانشگاه علوم پزشکی تهران» می باشد.
روش بررسی: این مطالعه مقطعی در سال 1397 بر روی 140 نفر از دانشجویان هوشبری و اتاق عمل دانشگاه علوم پزشکی تهران که به روش در دسترس انتخاب شدند، انجام شد. ابزار شامل دو پرسش نامه دموگرافیک و پرسش نامه استاندارد هوش هیجانی Brad berry-Greaves بود. پیشرفت تحصیلی با نمره معدل کل دوره تحصیلی ارزیابی شد. تجزیه و تحلیل داده ها با نرم افزارSPSS انجام گردید. 0/05P< بهعنوان سطح معنی دار در نظر گرفته شد.
یافتهها: ضریب همبستگی پیرسون ارتباط آماری مثبت و معنی داری بین پیشرفت تحصیلی با هوش هیجانی کل(0/546r=) و کلیه ابعاد آن(خودآگاهی، خودمدیریتی، آگاهی اجتماعی و مدیریت روابط) نشان داد(0/000P=). میانگین نمره هوش هیجانی در دانشجویان زن(11/40±114/11) نسبت به دانشجویان مرد(12/57±113/39) بیشتر بود(0/887P=).
نتیجهگیری: میانگین نمرهی هوش هیجانی دانشجویان و ابعاد آن در سطح مطلوب قرار دارد. بین هوش هیجانی و کلیه ابعاد آن با پیشرفت تحصیلی ارتباط مثبت و معنی داری وجود دارد. لذا برنامه ریزی اساسی توسط مسئولان مربوط برای ارتقای سطح هوش هیجانی در جهت پیشرفت تحصیلی دانشجویان ضرورت دارد.
رسول علی نژاد، مهدی یوسفی، حسین ابراهیمی پور، علی تقی پور، امین محمدی،
دوره 14، شماره 2 - ( خرداد و تیر 1399 )
چکیده
زمینه و هدف: کارایی و اثربخشی هر سازمان تا حد قابل ملاحظه ای به نحوه ی مدیریت و کاربرد صحیح و موثر منابع انسانی بستگی دارد. با توجه به اهمیت فعالیت و انگیزش پرسنل مبارزه با بیماریها و همچنین سهم بالای هزینه های پرسنلی از کل هزینه های سلامت، استفاده از روش های مناسب برای تعیین حجم کاری آنها مهم است.
روش بررسی: مطالعه ی حاضر از گروه مطالعات توصیفی و کاربردی بود، که در دو بعد کمی و کیفی انجام شد. محیط پژوهش مراکز بهداشتی شهری-روستایی شبکه ی بهداشت و درمان شهرستان سوادکوه بود. طی فرایند محاسبه ی حجم کاری مراحل: شناسایی فعالیتها، اصلاح و تایید فعالیتها، تعیین درصد بیکاری های مجاز، محاسبه ی زمان استاندارد، تعیین تعداد تکرار، محاسبه ی واحدهای کاری، تعیین حجم کاری و تعیین تعداد نیروی انسانی مورد نیاز انجام شد.
یافته ها:فعالیتهای حوزه ی مبارزه با بیماریها در قالب ۷۷ فعالیت شناسایی و سازماندهی شد. مجموع زمان این فعالیت ها در یک ماه با احتساب فراوانی هر کدام برابر با ۱۰۲۷۳ واحد کاری بود. عمده ترین فعالیتها مربوط به تزریق واکسن و ثبت مشخصات واکسینه شده در دفاتر و فرمهای مربوط به ترتیب شامل ۱۷۳ و ۱۱۵ واحد کاری بودند.
نتیجه گیری: تعیین حجم فعالیتهای حوزههای کاری مختلف بهداشتی با استفاده از روش این مطالعه توان تخمین تعداد نیروی انسانی مورد نیاز جهت ارایهی تمام خدمات پیش بینی شده را ایجاد مینماید و در صورت استفاده در ساختارهای کنونی، قابلیت کاهش تقاضای نیروی مازاد و افزایش تمایل کارکنان به انجام خدمات بیشتر را دارد
هاله محمدیها، غلامرضا معمارزاده، پرهام عظیمی،
دوره 15، شماره 3 - ( مرداد و شهریور 1400 )
چکیده
زمینه و هدف: نظامهای سلامت نقش مهمی در بهبود و افزایش امید به زندگی داشته اند .با وجود این، شکاف بزرگی بین توان بالقوه نظامهای سلامت و عملکرد کنونی آن وجود دارد که بسیاری از آنها به مسایل مربوط به حکمرانی برمی گردد. هدف از انجام این تحقیق، ارایه الگوی ارتقای حکمرانی نظام سلامت کشور است.
روش بررسی: پژوهش حاضر، از نظر هدف کاربردی-توسعه ای است. پس از بررسی مبانی نظری و تحقیقات پیشین، راهبردهای حکمرانی نظام سلامت شناسایی شدند. سپس با بهرهگیری از روش دلفی فازی و نظرخواهی از ۱۳ نفر از خبرگان دانشگاهی و اجرایی که به صورت هدفمند انتخاب شدند، مدل تحقیق طراحی شد. نهایتا، به منظور اعتبارسنجی مدل، از ۱۶۹ نفر از مدیران و متخصصان بخش های نظام سلامت در شهرستان تهران با ابزار پرسشنامه نظرخواهی شد و دادههای حاصل با روش مدلسازی معادلات ساختاری و نرمافزار SmartPLS تجزیه و تحلیل گردید. در این مرحله، حجم نمونه با روش کوکران محاسبه شد و روش نمونهگیری از نوع نمونه دردسترس بود.
یافتهها: براساس یافتههای تحقیق، به منظور ارتقای حکمرانی سلامت، ۱۰ راهبرد اصلی و ۵۸ راهبرد فرعی باید مدنظر قرار گیرد. راهبردهای شناسایی شده شامل جهتگیری استراتژیک، مدیریت بهینه منابع مالی، توسعه مشارکت ذینفعان، توسعه منابع دانشی، ارتقای سلامت اداری، توسعهی دانش فنی، ارزشمداری و اخلاقیگرایی، توسعهی بستر اجرایی و عملیاتی، مدیریت ظرفیت ارایه خدمات و تولیت متوازن و یکپارچه است. همچنین، ضریب تعیین برای متغیر پیامدها ۰/۵۴۹ و شدت اثر عوامل مداخلهگر/تسهیلکننده و زمینهای بر راهبردهای حکمرانی بهترتیب برابر با ۰/۶۱۰ و ۰/۵۳۳ است.
نتیجهگیری: نتایج نشان داد که حکمرانی نظام سلامت پدیدهای چندوجهی و پیچیده است و به منظور ارتقای آن باید مجموعهای از راهبردها اجرا شوند. ضمنا، پیشنهاد میگردد که با توجه به مسایل و تهدیدهای پیشروی نظام سلامت، به منظور حرکت به سمت الگوی حکمرانی پیشنهادی در تحقیق حاضر، نقشهی راه و برنامهی بلندمدت تدوین گردد.
وحید چنگیزی، مریم محمدی، سمانه برادران، مهران طاهری،
دوره 15، شماره 4 - ( مهر و آبان 1400 )
چکیده
زمینه و هدف: در رادیوگرافی پانورکس اندامهای حساسی از جمله تیروئید، در معرض تابش قرار میگیرند. سرطان تیروئید از سرطانهای شایع در ایران است. بنابراین در این مطالعه دز موثر و ریسک سرطان تیروئید در رادیوگرافی پانورکس برآورد شد.
روش بررسی: جهت برآورد دز جذبی تیروئید از ۷۰ عدد دزیمتر ترمولومینسانس GR۲۰۰ استفاده شد. دزیمترها کالیبره شده و در حین انجام رادیوگرافی، روی گردن بیماران قرار داده شدند. پس از قرائت دزیمترها، میانگین دز جذبی و دز موثر تیروئید در سه گروه با شرایط پرتودهی مختلف، محاسبه شد. ریسک ابتلا به سرطان تیروئید در طول زندگی (Lifetime Attributable Risk (LAR با استفاده از گزارش BEIR VII برآورد گردید. از نرمافزار آماری GraphPad Prism جهت تحلیل دادهها استفاده شد.
یافتهها: میانگین دزجذبی لوب های تیروئید در گروههای M ,L ,XL (بر اساس اندازه فک) بهترتیب ۰/۰۱±۰/۱۱۶، ۰/۰۴±۰/۱۲۳ و ۰/۰۳±۰/۱۳۴ میلیگری برآورد شد که لوب راست تیروئید در گروه XL با دز جذبی ۰/۰۵±۰/۱۴۳ میلیگری، بالاترین و لوب چپ در گروه M با دز جذبی ۰/۰۳±۰/۱۰۶ میلیگری کمترین دز جذبی را داشتند. اختلاف دز جذبی لوب راست و چپ تیروئید در هیچ یک از سه گروه از نظر آماری معنادار نبود. دزهای جذبی تیروئید در این سه گروه، از نظر آماری اختلاف معناداری با هم نداشتند. بالاترین ریسک سرطان تیروئید در بازه سنی ۶۰-۱۵ سال مربوط به سن ۱۵ سال بود، که در زنان ۰/۲۳۸ و در مردان ۲۴% در هر ۱۰۰,۰۰۰ نفر برآورد شد.
نتیجهگیری: ریسک سرطان تیروئید در سنین پایین و در خانمها بیش از مردان است. بهدلیل عدم امکان محدود کردن پرتوگیری تیروئید در رادیوگرافی پانورکس با گردنبند سربی به دلیل ایجاد آرتیفکت فلزی، باید تا حد امکان تعداد رادیوگرافیهای پانورکس را مخصوصا در سنین پایین کاهش دهیم.
مسلم سلیمان پور، محمدتقی امینی، یزدان شیرمحمدی، علی شاه نظری،
دوره 15، شماره 5 - ( آذر و دی 1400 )
چکیده
زمینه و هدف: با گسترش جهانی کووید 19، صنعت گردشگری با یکی از بزرگترین بحرانهای عملیاتی، تجاری و مالی خود روبرو شده است و اغلب تعاملات مبدأ-مقصد به حالت معلق درآمده و موجب تغییر دیدگاه جامعه میزبان و تغییر تعاملات آنان با گردشگران شده است. هدف پژوهش حاضر ارایه مدلی برای توسعه گردشگری در زمان بحران کووید 19 و بعد از آن میباشد.
روش بررسی: این مطالعه با بهرهگیری از رویکرد تحقیق ترکیبی(کیفی-کمّی)، انجام شد. ابتدا در روش کیفی با رویکرد داده بنیاد و مصاحبه با خبرگان دانشگاهی و مدیران و فعالان صنعت گردشگری در استانهای آذربایجان شرقی و غربی و استفاده از نمونهگیری هدفمند و نظری 18 نفر تا حد رسیدن به اشباع اطلاعاتی انتخاب شدند. دادهها با مصاحبه عمیق نیمه ساختاریافته جمعآوری گردید. کدگذاری دادههای مستخرج از مصاحبه ها با روشهای کدگذاری باز، محوری و گزینشی انجام شد. جهت برازش و آزمون مدل بهدستآمده در گام دوم(بخش کمّی)، از روش مدلیابی معادلات ساختاری و تحلیل عاملی تأییدی بهره برده شد.
یافتهها: مدل نهایی از مجموع 66 مفهوم استخراجشده از مصاحبهها، در قالب 14 طبقه و مقوله زمینهای، شرایط علّی، شرایط مداخلهگر، راهبردها و در نهایت، پیامدها و نتایج حاصل از کارآفرینی گردشگری در بحرانهای پاندمیک تشکیل شده است و همه این موارد در این مدلسازی اثرگذارند. بر اساس نتایج پایایی ترکیبی، واریانس استخراجشده، ضریب تعیین مدل و شاخص نیکویی برازش به این نتیجه دستیافتیم که مدل ترسیمشده در حیطه تحلیل مسیر از مفروضات تجربی-نظری مناسبی برخوردار بوده و دارای برازش خیلی مناسبی هست. بر اساس ضرایب مسیرهای حاصل میتوان نتیجه گرفت که شرایط مداخلهگر بیشترین و شرایط علّی کمترین تأثیر بر الگوی راهبردی صنعت گردشگری در بحرانهای پاندمیک را داشتهاند.
نتیجهگیری: نتایج نشان میدهد که در صورت اتخاذ راهبردهایی چون توسعهی گردشگری مجازی، مدیریت بحران در صنعت گردشگری، توسعهی گردشگری داخلی با تأکید بر رعایت پروتکلهای بهداشتی و تمرکز بر توسعه زیرساختهای گردشگری، منجر به تحقق پیامدهایی چون حفظ و رونق کسبوکارهای گردشگری، تقویت صنعت گردشگری و خلق بازار جدید گردشگری برای دوران پسا کرونا میگردد.
مصطفی روشن زاده، مینا شیروانی، علی تاج آبادی، محمدحسین خلیل زاده، سمیه محمدی،
دوره 16، شماره 2 - ( خرداد 1401 )
چکیده
زمینه و هدف: یادگیری بالینی بخش مهمی از رشتههای حوزهی سلامت است که در آن دانشجو در تعامل با محیط، مفاهیم آموخته شده را در حیطه عمل بهکار میگیرد. محیطهای بالینی از جمله اتاق عمل به واسطه پیچیدگی خاصشان برای دانشجویان چالشزا بوده و میتواند بر روند یادگیری آنها تاثیر منفی داشته باشد. جهت شناسایی چالشهای یادگیری دانشجویان در محیط اتاق عمل، مطالعهی حاضر با هدف تبیین تجارب دانشجویان در زمینهی چالشهای یادگیری بالینی انجام شد.
روش بررسی: مطالعه کیفی حاضر بهروش تحلیل محتوای قراردادی در سال ۱۴۰۰ در دانشگاه علوم پزشکی شهرکرد انجام شد. ۱۴ دانشجوی تکنولوژیست جراحی به روش هدفمند انتخاب و دادهها با استفاده از مصاحبههای نیمهساختارمند عمیق انفرادی و گروهی جمعآوری و با استفاده از رویکرد گرانهایم و لاندمن تجزیه و تحلیل گردید.
یافتهها: مصاحبه با مشارکتکنندگان در طی یک دورهی ۵ ماهه صورت گرفت. ۹ مصاحبه بهصورت رودررو با ۱۴ مشارکتکننده انجام شد. ۶ مصاحبه انفرادی و ۳ مصاحبه بهصورت گروهی و میانگین طول مدت مصاحبه ۳۰ دقیقه بود. مصاحبهها تا اشباع دادهها و هنگامیکه هیچ تم یا طبقه جدیدی از مصاحبهها بهدست نیامد، ادامه یافت. یافتهها شامل یک تم«جوّ نامطلوب یادگیری» و سه طبقهی«سردرگمی در فراگیری مطالب آموزشی، رفتار حرفهای نامناسب پرسنل و اعتماد بنفس ناکافی» بود. چالش اصلی که دانشجویان در زمینهی یادگیری بالینی با آن مواجه بودند، جوّ نامطلوب یادگیری بود. شرایطی مانند سردرگمی در فراگیری مطالب آموزشی، رفتار حرفهای نامناسب پرسنل و اعتماد بهنفس ناکافی که دانشجویان اتاقعمل تجربه میکنند، سبب میشود که دانشجویان جوّ یادگیری در اتاقعمل را نامطلوب بدانند.
نتیجهگیری: اصلاح و بهبود رفتار و عملکرد پرسنل و پزشکان مطابق استانداردهای رفتار حرفهای و اخلاقی و ارزیابی منظم آن از دیدگاه دانشجویان و سایر همکاران میتواند نقش موثری در استمرار شرایط حرفهای داشته باشد. همچنین استفاده از مربیان با تجربه که نقش تسهیلکنندهی ارتباط و یادگیری دانشجویان در محیط اتاق عمل را دارند نقش موثری در کاهش ترس و کنترل رفتارهای نامناسب پرسنل نسبت به دانشجو را به همراه خواهد داشت. به مسئولان آموزشی توصیه میشود که ضمن برطرف کردن مشکلات موجود در راستای بهبود جو آموزشی اتاق عمل اقدام نمایند.
فهیمه حسن زاده، علی آقاجانلو، محمدرضا دین محمدی،
دوره 16، شماره 4 - ( مهر 1401 )
چکیده
زمینه و هدف: تداوم همهگیری بیماری کووید-۱۹ همچنان بهعنوان بزرگترین تهدید اخیر جامعه جهانی محسوب میشود. انجام اقدامات حفاظت شخصی جهت پیشگیری از ابتلا به کووید-۱۹ تعیینکننده است. این مطالعه با هدف تعیین عوامل موثر بر پذیرش اقدامات حفاظت شخصی در بین بیماران قبل از ابتلا به کووید-۱۹ بستری در بیمارستانهای شمال غرب کشور ایران انجام شد.
روش بررسی: در این مطالعهی مقطعی، ۵۶۰ بیمار واجد شرایط با تشخیص کووید-۱۹ با روش نمونهگیری در دسترس وارد مطالعه شدند. دادهها از ۱۷ دی ماه سال ۱۳۹۹ تا پایان اردیبهشت ماه سال ۱۴۰۰ از طریق پرسشنامهی پژوهشگر ساخته گردآوری شد. برای تجزیه و تحلیل دادهها از آمارهای توصیفی(تعداد، درصد، میانگین، انحرافمعیار)، آزمون t مستقل و رگرسیون خطی چندگانه با نرم افزار SPSS استفاده شد. سطح معنیداری ۰/۰۵ انتخاب شد.
یافتهها: میانگین سنی شرکتکنندگان ۶۰/۱(۱۶/۰۱) سال با دامنه سنی بین ۲۱ تا ۹۵ سال بودند. اکثریت شرکتکنندگان مرد(۵۳/۹ درصد) و متأهل(۹۱/۸ درصد) بودند. میانگین نمره کل پذیرش اقدامات حفاظت شخصی بیماران ۱۶/۵۵(۲/۵۹) از ۲۰ نمره بود. وضعیت اشتغال(۰/۰۰۱>β=۰/۲۹ ،P)، محل سکونت(۰/۰۰۱>β=-۰/۱۹ ،P)، سطح تحصیلات(۰/۰۴۸=β=۰/۱۱ ،P)، مصرف سیگار(۰/۰۳=β=-۰/۱۰ ،P) و سطح درآمد ماهانهی خانواده(۰/۰۱=β=۰/۱۳ ،P) در پیشبینی میزان پذیرش اقدامات حفاظت شخصی بیماران موثر شناخته شدند. سایر متغیرهای فردی و شغلی شامل سن، جنس، تاهل، وضعیت زندگی، داشتن فرزند، سابقه واکسیناسیون آنفلوانزا در پیشبینی میزان پذیرش اقدامات حفاظتشخصی بیماران شرکتکننده موثر شناخته نشدند.
نتیجهگیری: میزان پذیرش اقدامات حفاظت شخصی در بیماران نسبتاً بالا بود. میزان پذیرش در افراد بیکار، ساکنان روستا، افراد بیسواد، مصرفکنندگان سیگار و افراد کمدرآمد پایین بود. این مطالعه بر لزوم توجه به تغییرات ویژگیهای فردی-اجتماعی و اقتصادی افراد جامعه و تاثیرات آنها بر رفتارهای پیشگیرانهی سلامتی در گروههای آسیبپذیر تاکید دارد.
فاطمه ستوده زاده، آذر ابول پور، کوثر رضایی، مهدی محمدی، محمد خمرنیا، فرناز کیخا، مصطفی پیوند،
دوره 17، شماره 3 - ( 5-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: سلامت کودکان بهعنوان آیندهسازان جامعه بسیار اهمیت دارد. بسیاری از کودکان زیر ۵ سال در جهان و ایران دچار اختلال رشد هستند. با توجه به اهمیت اختلال رشد و تاثیر آن بر تکامل کودکان، مطالعهی حاضر با هدف تعیین فراوانی انحراف از منحنیهای رشد کودکان زیر ۵ سال و عوامل مرتبط با آن در شهر زاهدان انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه مورد-شاهدی در سال ۱۳۹۹ در شهر زاهدان انجام شد. جامعهی مورد پژوهش، شامل تمام کودکان زیر ۵ سال، متولد سال ۱۳۹۸-۱۳۹۲ شهر زاهدان بود که ۷۸۴ نفر از آنها به روش نمونهگیری تصادفی انتخاب شدند. برای تعیین عوامل مرتبط با اختلال رشد از طریق تحلیل چندگانه رگرسیون لجستیک و برای بررسی سطح معنیداری از آزمون کای دو و همبستگی پیرسون استفاده گردید. در این پژوهش دادهها با نرمافزار SPSS تحلیل گردیدند.
یافتهها: نتایج حاصل از این پژوهش نشان داد که ۵۴% از پسران و ۵۱% از دختران مبتلا به اختلال رشد بودند. بین اختلال رشد کودک با بیماری زمینهای مادر(۰/۰۵>P)، نمایه تودهبدنی مادر(۰/۰۵>P)، وزنگیری مادر در بارداری(۰/۰۵>P)، فاصله بین موالید(۰/۰۵>P)، عفونت ادراری مادر در بارداری(۰/۰۵>P)، وزن هنگام تولد(۰/۰۰۱>P)، مرتبه تولد(۰/۰۵>P)، شغل پدر(۰/۰۵>P) و تحصیلات پدر(۰/۰۵>P) ارتباط معناداری یافت شد. در مطالعهی حاضر، میانگین وزن هنگام تولد در کودکانی که اختلال رشد داشتند ۲/۷۵±۰/۵۸ و در کودکان سالم۲/۹۵±۰/۵۷ بود که این اختلاف از نظر آماری نیز معنادار بود(۰/۰۰۱=P). میانگین سنی مادران دارای کودک همراه با اختلال رشد ۲۹/۱۹±۶/۰۷ و میانگین سنی مادران کودکان سالم ۲۷/۹۸±۶/۱۰ بود که این اختلاف از نظر آماری نیز معنادار بود(۰/۰۰۶=P).
نتیجهگیری: بر اساس یافتههای این مطالعه، اختلال رشد عارضهای چندعلیتی میباشد. عوامل خطر با ارتقای آموزش بهداشت و افزایش آگاهی و دانش مادران قابل اصلاح و پیشگیری خواهد بود. همچنین شغل و سواد پدر در اختلال رشد کودک موثر است، ازاینرو افزایش سواد سلامت جامعه و تشویق به یادگیری و سوادآموزی پدران میتواند تا حدودی از اختلال رشد در کودکان جلوگیری کند.
مریم بهرامی، سمیه محمدی، مصطفی روشن زاده، سمانه دهقان ابنوی، علی تاج، فاطمه مرکی،
دوره 17، شماره 4 - ( 7-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: دانشجویان اتاق عمل به دلایل مختلف اضطراب را تجربه میکنند که بر روند آموزشی آنها مانند بخیهزدن تاثیر میگذارد. باتوجه به نقش مؤثر شبیهسازی در ارتقای آموزش دانشجویان، این مطالعه با هدف تاثیر شبیهسازی بخیهزدن پوست حیوان بر میزان مهارت و سطح اضطراب دانشجویان اتاق عمل انجام شد.
روش بررسی: مطالعهی نیمهتجربی حاضر با طرح دو گروهی قبل و بعد با ۴۰ دانشجوی اتاق عمل دانشگاه علوم پزشکی شهرکرد(شهرکرد و بروجن) سال ۱۳۹۹ انجام شد. نمونهها بهروش مبتنی بر هدف انتخاب و تصادفی به دو گروه آزمون و کنترل اختصاص یافتند. دادهها قبل و بعد از مداخله توسط ابزار اضطراب اشپیلبرگر و پرسشنامهی مهارت بخیهزدن جمعآوری و توسط نرمافزار SPSS و آزمونهای آمار توصیفی و تحلیلی(کای دو، تی تست، تی زوجی) آنالیز گردید.
یافتهها: در این مطالعه ۳۰ نفر(۷۵٪) از نمونهها در سنین ۲۵-۱۸ و ۱۰نفر(۲۵٪) از آنها ۳۵-۲۶ سن داشتند. ۱۰ نفر(۲۵٪) مرد و۳۰نفر(۷۵٪ زن) بودند. همچنین از نظر تاهل، ۷نفر(۵/۱۷٪) متاهل و ۳۳نفر(۵/۸۲٪) مجرد بودند. آزمون تیتست نشان داد که میانگین اضطراب آشکار در گروه مداخله۲۲۳۵±۳۶/۱۰) و کنترل(۱۵/۹۲±۴۱/۷) بعد از مداخله معنیدار نبود(۰/۳۴۶=P). همچنین میانگین اضطراب پنهان در گروه مداخله(۶۵/۴۷±۳۶/۱۰) و کنترل(۶۵/۱۳±۳۸/۶) تفاوت معنیداری نداشت(۰/۰۸۹= P). آزمون تیتست نشان داد که مهارت بخیهزدن بعد از مداخله در دو گروه مداخله(۲/۲۲±۲۸/۵۸) و کنترل(۳/۱۲±۲۳/۴۲) تفاوت معنیداری داشت(۰/۰۴=P).
نتیجهگیری: بافت مانکنهای بخیه نسبت به پوست انسان از نظر قوام بسیار متفاوت است و حس مشابه بخیه روی پوست طبیعی را به دانشجویان منتقل نمیکند. از طرفی ورود و خروج و حرکت سوزن و نخ در پوست گوسفند راحتتر بوده و این خود امکان انجام راحتتر بخیهزدن را برای دانشجویان فراهم میکند. از اینرو پیشنهاد میشود که برای آموزش دانشجویان اقدام به خرید و آمادهسازی پوست گوسفند نموده و آموزش بخیه را روی آن انجام دهند.
آیین محمدی، فاطمه منافی، فرنگیس شوقی شفق آریا، ریتا مجتهدزاده،
دوره 17، شماره 4 - ( 7-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: پاسخگویی اجتماعی عبارت است از شناسایی مشکلات و نیازهای جامعه، اقدام برای رفع آنها و ارزشیابی تاثیر این برنامهها. دانشگاههای علوم پزشکی با توجه به نقش حیاتی خود در تامین سلامت جامعه، از مهمترین سازمانهایی هستند که باید پاسخگویی اجتماعی را محقق سازند و آموزش، پژوهش و خدمات خود را برای پاسخ به نیازهای جامعه هدایت کنند. به نظر میرسد که علیرغم تلاشهای صورت گرفته، پاسخگویی اجتماعی در عمل و به طور کامل محقق نشده است. هدف از این مطالعه تبیین عوامل موثر بر توسعهی پاسخگویی اجتماعی با استفاده از نظرات مسئولان توسعه آموزش کشور بود.
روش بررسی: این پژوهش یک مطالعهی کیفی است که توسط مرکز مطالعات و توسعه آموزش علوم پزشکی وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی در سال ۲۰۲۲ انجام شده است. شرکتکنندگان ۶۸ نفر از مدیران مراکز مطالعات و توسعه آموزش و ۳۳۲ نفر از مدیران دفاتر توسعه آموزش دانشکدهها و بیمارستانهای آموزشی دانشگاههای کشور در قالب ۸ گروه متمرکز بودند. نتایج با استفاده از تحلیل محتوای کیفی متعارف استخراج شد.
یافتهها: در مرحله اول ۵۴۱ کد استخراج شد که بعد از مشابهتیابی و ادغام آنها ۸۶ کد نهایی به دست آمد. مجموعه این کدها در ۱۸ زیرحیطه و ۶ حیطه «برنامه درسی» شامل بازنگری کوریکولومها، رویکردها، واحدها و تمهای طولی و رشتههای جدید، «آموزش در عرصههای اجتماعی» شامل عرصههای آموزشی و بسترسازی، «دانشجویان» شامل دانشجو به عنوان معلم، آموزش به دانشجو و دانشآموختگان، «استادان» شامل استفاده از خدمات استادان، ایجاد انگیزه و جبران خدمت و مدیریت هیات علمی، «ارزشیابی» شامل ارزیابی دانشجو و ارزشیابی برنامه و «مدیریت» شامل رهبری و مدیریت کلان، ساختار، ارتباطات بینبخشی و پژوهش طبقهبندی شدند.
نتیجهگیری: در این مطالعه، مجموعه اقدامات و عواملی که میتواند موجب پاسخگویی اجتماعی در دانشگاههای علوم پزشکی شود، شناسایی و معرفی شدهاند. این عوامل که منطبق با زمینهی خاص آموزش علوم پزشکی کشور تبیین شده، میتواند برای مدیران ارشد در نظام آموزش پزشکی کشور مورد استفاده قرار گرفته و به عنوان چارچوبی برای تدوین برنامههای بلندمدت و کوتاه مدت ایشان عمل کند.
زهرا خواجه، کامران یزدانی، ابراهیم عبداللهپور، محسن محمدی، سحرناز نجات،
دوره 17، شماره 5 - ( 9-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: آلزایمر یک بیماری مزمن است که باعث ناتوانیهای شناختی، تفکر، تغییرات شخصیتی و اختلال در فعالیتهای روزمره میشود. به دلیل این اختلالات، بیماران نیاز به مراقبت طولانی مدت دارند. مراقبت از بیماران مبتلا به آلزایمر، بیشتر در منزل توسط اعضای خانواده انجام میشود و همین امر باعث میشود مراقبان خانگی از نظر روحی، جسمی، عاطفی، اجتماعی و مالی دچار مشکل شوند. پرسنل بهداشتی نقش کلیدی در زمینهی ارایه اطلاعات و راهنمایی و کمک به خانواده در کنترل این شرایط دارند. هدف از اجرای این مطالعه بررسی سطح آگاهی و نگرش در مورد بیماری آلزایمر در پرسنل سلامت(بهورزان) و تعیین عوامل مرتبط با آن است.
روش بررسی: این پژوهش یک مطالعهی مقطعی جهت بررسی سطح آگاهی و نگرش بهورزان در مورد بیماری آلزایمر و عوامل مرتبط با آن است. تمام ۲۶۰ نفر از بهورزان دو شهرستان گرگان و کردکوی به روش سرشماری جهت بررسی سطح آگاهی و نگرش در مورد بیماری آلزایمر و عوامل مرتبط با آن وارد مطالعه شدند. برای تعیین ارتباط بین متغیرهای مستقل با متغیر وابسته (نمرهی کلی آگاهی و نگرش) از آزمونهای T- test و آنالیز واریانس ANOVA در آنالیز bivariate استفاده شد. متغیرهایی که سطح معناداری ارتباط آنها با متغیر پاسخ در آنالیز bivariate کمتر از۰/۲ بود وارد مدل خطی شدند و در نهایت از مدل خطی چندگانه (multivariable) برای تعیین عوامل مرتبط با سطح آگاهی و نگرش استفاده شد.
یافتهها: میانگین سطح آگاهی ۴۶/۷۳% (۴۸/۱۶–۴۶/۴۵ :CI ۹۵ درصد) و میانگین سطح نگرش ۵۵/۶۱% (۵۶/۷۴-۵۴/۶۳ :CI ۹۵ درصد) به دست آمد. نتایج نشان میدهد، که آنهایی که سابقهی آموزش قبلی، سابقهی مراقبت از بیماران مبتلا به آلزایمر، سابقهی کار طولانیتری در سیستم بهداشتی داشتند و دارای جنسیت مؤنث و متأهل بودند از سطح آگاهی بالاتر و افرادی که سابقهی آموزش قبلی داشتند و دارای قومیت سیستانی بودند از نگرش بالاتری برخوردار بودند.
نتیجهگیری: به طور کلی سطح آگاهی بهورزان ۴۶/۷۳ از ۱۰۰-۰ و سطح نگرش ۵۵/۶۱ از ۱۰۰-۰ است. عواملی از جمله جنسیت، سابقهی کار در سیستم بهداشتی، سابقهی شرکت در کارگاه آموزشی، سابقهی مراقبت از بیمار مبتلا و وضعیت تأهل با سطح آگاهی بهورزان و عواملی از جمله قومیت و سابقهی شرکت در کارگاه آموزشی با سطح نگرش بهورزان مرتبط بود.
رضا دهخدایی، مازیار کرمعلی، محمد محمدیان، محمد کریم بهادری، آقای محسن عباسی فرج زاده،
دوره 17، شماره 6 - ( 11-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: باتوجه به اهمیت مدیریت دانش در عصر کنونی و تأکید بر پیادهسازی مدیریت دانش در نظام سلامت در نظامنامه مدیریت دانش وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی و از آنجا که یکی از اولین گامهای پیادهسازی مدیریت دانش، ترسیم درخت دانش سازمان است، هدف پژوهش حاضر مروری بر روند انتشار درخت دانش و بررسی آن در حوزهی سلامت میباشد.
روش بررسی: پژوهش حاضر از نوع مطالعات کاربردی و مروری توصیفی است که با روش علمسنجی و تحلیل همرخدادی کلیدواژهها انجام شده است. بدینمنظور عبارت “Knowledge tree” OR “knowledge trees” در پایگاه استنادی Scopus جستجو گردید. برای تحلیل دادهها از تحلیلهای ارایه شده از سمت خود پایگاه و همچنین برای مصورسازی دادهها از نرمافزار VOSviewer استفاده شد.
یافتهها: رشد تولیدات علمی مربوط به حوزهی درخت دانش به صورت کلی در پایگاه مذکور از سال 1979 آغاز و تا سال 2023 روند رو به رشدی داشته است. در حوزهی درخت دانش از میان نویسندگان، Yang پرکارترین نویسنده و Yager دارای بیشترین همکاری با دیگر نویسندگان است. از میان موسسات Institute of Automation Chines Academy of Sciences پرکارترین و machine intelligence institute و iona college دارای بیشترین ارتباط با دیگر موسسات بوده است. در میان کشورها چین، آمریکا و انگلستان در صدر پرکارترینها قرار دارند. در میان موضوعات، بیشترین ارتباط مقالات در درجه اول با حوزهی علوم کامپیوتر(2/32 درصد) و پس از آن با حوزهی مهندسی(1/22 درصد) و ریاضیات (1/10) ارتباط داشته و قابل توجه است که پزشکی در رتبه ششم قرار دارد و این نشان از کمبود تولید منابع این حوزه است. خوشهبندی حاصل از هم رخدادی کلیدواژهها منجر به شناسایی پنج خوشه به ترتیب با عناوین دادهکاوی و پردازش اطلاعات، هوش مصنوعی و سیستمهای خبره، ساختار دانش و سیستمهای پشتیبان تصمیم، معناشناسی و نمایش دانش و نهایتاً سیستمهای یادگیری و آموزش شد.
نتیجهگیری: مطالعهی ساختار موضوعی تولیدات علمی حوزهی درخت دانش نشان داد که حوزه سلامت دارای کمبود تولید منبع در این زمینه است. ازاینرو لازم است تا پژوهشهای آتی اهتمام ویژهای در جهت بسط و تشریح این مفهوم و الگوسازی ترسیم آن خصوصاً در نظام سلامت در راستای شناسایی و پیشگیری از بیماریها داشته باشند.