47 نتیجه برای محمدی
پیمان یوسفی، شهربانو رستمی، نسرین علیزاده قندفروش، سعید محمدی، محسن نیکبخت، لعیا قدیانی نژاد، بهرام چهاردولی،
دوره 13، شماره 2 - ( خرداد و تیر 1398 )
چکیده
زمینه و هدف: بیماری لوسمی میلوئیدی مزمن نوعی بیماری میلوپرولیفراتیو کلونال است که با وجود ژن ادغامی BCR/ABL تشخیص داده میشود. با استفاده از مهارکنندههای تیروزین کیناز مانند Imatinib، درمان این بیماری پیشرفت قابل توجهی داشته است. مقاومت دارویی علیه Imatinib همچنان به عنوان مانعی در روند درمان میباشد.STAT3 فاکتور رونویسی مهم مرتبط با تکثیر و بقای چندین سرطان متمایز میباشد. هدف این مطالعه، تعیین میزان بیان STAT3 در بیماران مبتلا به CML و تحت درمان با ایماتینیب و شناسایی نقش احتمالی این ژن در مقاومت دارویی بیماران مبتلا به CML تحت درمان با ایماتینیب بود.
روش بررسی: 71 نمونه خون محیطی از بیماران CML در فازهای مختلف بیماری و 10 فرد نرمال جمعآوری شد. پس از استخراج RNA و سنتز cDNA بیان ژنهای STAT3 با تکنیک Real-time PCR اندازهگیری شد. بیان STAT3 نسبت به ژن کنترل ABL نرمالیزه شد. بیان STAT3 در بیماران نسبت به گروه کنترل مقایسه شد.
یافتهها: نتایج نشان داد که بیان STAT3 در مرحلهی تشخیص افزایش معناداری نسبت به افراد نرمال داشت(0/0001p=). میزان بیان STAT3 در بیماران فاز (Major Molecular Response) MMR تفاوت معناداری با گروه کنترل نداشت. بیماران مقاوم بدون موتاسیون و دارای موتاسیون در دومن کینازی ABL تفاوت معناداری نسبت به بیماران مرحله MMR داشتند(به ترتیب 0/0014p= و 0/003p=). این تفاوت بین دو گروه مقاوم معنادار نبود. همینطور بیماران در فاز بلاستیک تفاوت معناداری از نظر میزان بیان STAT3 با گروه کنترل نداشتند.
نتیجهگیری: با توجه به نتایج مطالعه و نقش STAT3 در تکثیر و بقای سلولی، هدفگیری STAT3 در درمان بیماران مقاوم میتواند مطرح باشد.
آیین محمدی، ریتا مجتهدزاده، افضل شمسی،
دوره 13، شماره 4 - ( مهر و آبان 1398 )
چکیده
زمینه و هدف: پیشرفت تحصیلی دانشجویان یکی از شاخصهای مهم در ارزیابی نظام آموزشی است. هوش هیجانی یکی از عوامل موفقیت در محیطهای آموزشی است که با کمک آن میتوان موفقیت در جنبههای مختلف زندگی را پیش بینی نمود. هدف از این مطالعه«تعیین ارتباط هوش هیجانی با پیشرفت تحصیلی در دانشجویان هوشبری و اتاق عمل دانشگاه علوم پزشکی تهران» می باشد.
روش بررسی: این مطالعه مقطعی در سال 1397 بر روی 140 نفر از دانشجویان هوشبری و اتاق عمل دانشگاه علوم پزشکی تهران که به روش در دسترس انتخاب شدند، انجام شد. ابزار شامل دو پرسش نامه دموگرافیک و پرسش نامه استاندارد هوش هیجانی Brad berry-Greaves بود. پیشرفت تحصیلی با نمره معدل کل دوره تحصیلی ارزیابی شد. تجزیه و تحلیل داده ها با نرم افزارSPSS انجام گردید. 0/05P< بهعنوان سطح معنی دار در نظر گرفته شد.
یافتهها: ضریب همبستگی پیرسون ارتباط آماری مثبت و معنی داری بین پیشرفت تحصیلی با هوش هیجانی کل(0/546r=) و کلیه ابعاد آن(خودآگاهی، خودمدیریتی، آگاهی اجتماعی و مدیریت روابط) نشان داد(0/000P=). میانگین نمره هوش هیجانی در دانشجویان زن(11/40±114/11) نسبت به دانشجویان مرد(12/57±113/39) بیشتر بود(0/887P=).
نتیجهگیری: میانگین نمرهی هوش هیجانی دانشجویان و ابعاد آن در سطح مطلوب قرار دارد. بین هوش هیجانی و کلیه ابعاد آن با پیشرفت تحصیلی ارتباط مثبت و معنی داری وجود دارد. لذا برنامه ریزی اساسی توسط مسئولان مربوط برای ارتقای سطح هوش هیجانی در جهت پیشرفت تحصیلی دانشجویان ضرورت دارد.
رسول علی نژاد، مهدی یوسفی، حسین ابراهیمی پور، علی تقی پور، امین محمدی،
دوره 14، شماره 2 - ( خرداد و تیر 1399 )
چکیده
زمینه و هدف: کارایی و اثربخشی هر سازمان تا حد قابل ملاحظه ای به نحوه ی مدیریت و کاربرد صحیح و موثر منابع انسانی بستگی دارد. با توجه به اهمیت فعالیت و انگیزش پرسنل مبارزه با بیماریها و همچنین سهم بالای هزینه های پرسنلی از کل هزینه های سلامت، استفاده از روش های مناسب برای تعیین حجم کاری آنها مهم است.
روش بررسی: مطالعه ی حاضر از گروه مطالعات توصیفی و کاربردی بود، که در دو بعد کمی و کیفی انجام شد. محیط پژوهش مراکز بهداشتی شهری-روستایی شبکه ی بهداشت و درمان شهرستان سوادکوه بود. طی فرایند محاسبه ی حجم کاری مراحل: شناسایی فعالیتها، اصلاح و تایید فعالیتها، تعیین درصد بیکاری های مجاز، محاسبه ی زمان استاندارد، تعیین تعداد تکرار، محاسبه ی واحدهای کاری، تعیین حجم کاری و تعیین تعداد نیروی انسانی مورد نیاز انجام شد.
یافته ها:فعالیتهای حوزه ی مبارزه با بیماریها در قالب ۷۷ فعالیت شناسایی و سازماندهی شد. مجموع زمان این فعالیت ها در یک ماه با احتساب فراوانی هر کدام برابر با ۱۰۲۷۳ واحد کاری بود. عمده ترین فعالیتها مربوط به تزریق واکسن و ثبت مشخصات واکسینه شده در دفاتر و فرمهای مربوط به ترتیب شامل ۱۷۳ و ۱۱۵ واحد کاری بودند.
نتیجه گیری: تعیین حجم فعالیتهای حوزههای کاری مختلف بهداشتی با استفاده از روش این مطالعه توان تخمین تعداد نیروی انسانی مورد نیاز جهت ارایهی تمام خدمات پیش بینی شده را ایجاد مینماید و در صورت استفاده در ساختارهای کنونی، قابلیت کاهش تقاضای نیروی مازاد و افزایش تمایل کارکنان به انجام خدمات بیشتر را دارد
هاله محمدیها، غلامرضا معمارزاده، پرهام عظیمی،
دوره 15، شماره 3 - ( مرداد و شهریور 1400 )
چکیده
زمینه و هدف: نظامهای سلامت نقش مهمی در بهبود و افزایش امید به زندگی داشته اند .با وجود این، شکاف بزرگی بین توان بالقوه نظامهای سلامت و عملکرد کنونی آن وجود دارد که بسیاری از آنها به مسایل مربوط به حکمرانی برمی گردد. هدف از انجام این تحقیق، ارایه الگوی ارتقای حکمرانی نظام سلامت کشور است.
روش بررسی: پژوهش حاضر، از نظر هدف کاربردی-توسعه ای است. پس از بررسی مبانی نظری و تحقیقات پیشین، راهبردهای حکمرانی نظام سلامت شناسایی شدند. سپس با بهرهگیری از روش دلفی فازی و نظرخواهی از ۱۳ نفر از خبرگان دانشگاهی و اجرایی که به صورت هدفمند انتخاب شدند، مدل تحقیق طراحی شد. نهایتا، به منظور اعتبارسنجی مدل، از ۱۶۹ نفر از مدیران و متخصصان بخش های نظام سلامت در شهرستان تهران با ابزار پرسشنامه نظرخواهی شد و دادههای حاصل با روش مدلسازی معادلات ساختاری و نرمافزار SmartPLS تجزیه و تحلیل گردید. در این مرحله، حجم نمونه با روش کوکران محاسبه شد و روش نمونهگیری از نوع نمونه دردسترس بود.
یافتهها: براساس یافتههای تحقیق، به منظور ارتقای حکمرانی سلامت، ۱۰ راهبرد اصلی و ۵۸ راهبرد فرعی باید مدنظر قرار گیرد. راهبردهای شناسایی شده شامل جهتگیری استراتژیک، مدیریت بهینه منابع مالی، توسعه مشارکت ذینفعان، توسعه منابع دانشی، ارتقای سلامت اداری، توسعهی دانش فنی، ارزشمداری و اخلاقیگرایی، توسعهی بستر اجرایی و عملیاتی، مدیریت ظرفیت ارایه خدمات و تولیت متوازن و یکپارچه است. همچنین، ضریب تعیین برای متغیر پیامدها ۰/۵۴۹ و شدت اثر عوامل مداخلهگر/تسهیلکننده و زمینهای بر راهبردهای حکمرانی بهترتیب برابر با ۰/۶۱۰ و ۰/۵۳۳ است.
نتیجهگیری: نتایج نشان داد که حکمرانی نظام سلامت پدیدهای چندوجهی و پیچیده است و به منظور ارتقای آن باید مجموعهای از راهبردها اجرا شوند. ضمنا، پیشنهاد میگردد که با توجه به مسایل و تهدیدهای پیشروی نظام سلامت، به منظور حرکت به سمت الگوی حکمرانی پیشنهادی در تحقیق حاضر، نقشهی راه و برنامهی بلندمدت تدوین گردد.
وحید چنگیزی، مریم محمدی، سمانه برادران، مهران طاهری،
دوره 15، شماره 4 - ( مهر و آبان 1400 )
چکیده
زمینه و هدف: در رادیوگرافی پانورکس اندامهای حساسی از جمله تیروئید، در معرض تابش قرار میگیرند. سرطان تیروئید از سرطانهای شایع در ایران است. بنابراین در این مطالعه دز موثر و ریسک سرطان تیروئید در رادیوگرافی پانورکس برآورد شد.
روش بررسی: جهت برآورد دز جذبی تیروئید از ۷۰ عدد دزیمتر ترمولومینسانس GR۲۰۰ استفاده شد. دزیمترها کالیبره شده و در حین انجام رادیوگرافی، روی گردن بیماران قرار داده شدند. پس از قرائت دزیمترها، میانگین دز جذبی و دز موثر تیروئید در سه گروه با شرایط پرتودهی مختلف، محاسبه شد. ریسک ابتلا به سرطان تیروئید در طول زندگی (Lifetime Attributable Risk (LAR با استفاده از گزارش BEIR VII برآورد گردید. از نرمافزار آماری GraphPad Prism جهت تحلیل دادهها استفاده شد.
یافتهها: میانگین دزجذبی لوب های تیروئید در گروههای M ,L ,XL (بر اساس اندازه فک) بهترتیب ۰/۰۱±۰/۱۱۶، ۰/۰۴±۰/۱۲۳ و ۰/۰۳±۰/۱۳۴ میلیگری برآورد شد که لوب راست تیروئید در گروه XL با دز جذبی ۰/۰۵±۰/۱۴۳ میلیگری، بالاترین و لوب چپ در گروه M با دز جذبی ۰/۰۳±۰/۱۰۶ میلیگری کمترین دز جذبی را داشتند. اختلاف دز جذبی لوب راست و چپ تیروئید در هیچ یک از سه گروه از نظر آماری معنادار نبود. دزهای جذبی تیروئید در این سه گروه، از نظر آماری اختلاف معناداری با هم نداشتند. بالاترین ریسک سرطان تیروئید در بازه سنی ۶۰-۱۵ سال مربوط به سن ۱۵ سال بود، که در زنان ۰/۲۳۸ و در مردان ۲۴% در هر ۱۰۰,۰۰۰ نفر برآورد شد.
نتیجهگیری: ریسک سرطان تیروئید در سنین پایین و در خانمها بیش از مردان است. بهدلیل عدم امکان محدود کردن پرتوگیری تیروئید در رادیوگرافی پانورکس با گردنبند سربی به دلیل ایجاد آرتیفکت فلزی، باید تا حد امکان تعداد رادیوگرافیهای پانورکس را مخصوصا در سنین پایین کاهش دهیم.
مسلم سلیمان پور، محمدتقی امینی، یزدان شیرمحمدی، علی شاه نظری،
دوره 15، شماره 5 - ( آذر و دی 1400 )
چکیده
زمینه و هدف: با گسترش جهانی کووید 19، صنعت گردشگری با یکی از بزرگترین بحرانهای عملیاتی، تجاری و مالی خود روبرو شده است و اغلب تعاملات مبدأ-مقصد به حالت معلق درآمده و موجب تغییر دیدگاه جامعه میزبان و تغییر تعاملات آنان با گردشگران شده است. هدف پژوهش حاضر ارایه مدلی برای توسعه گردشگری در زمان بحران کووید 19 و بعد از آن میباشد.
روش بررسی: این مطالعه با بهرهگیری از رویکرد تحقیق ترکیبی(کیفی-کمّی)، انجام شد. ابتدا در روش کیفی با رویکرد داده بنیاد و مصاحبه با خبرگان دانشگاهی و مدیران و فعالان صنعت گردشگری در استانهای آذربایجان شرقی و غربی و استفاده از نمونهگیری هدفمند و نظری 18 نفر تا حد رسیدن به اشباع اطلاعاتی انتخاب شدند. دادهها با مصاحبه عمیق نیمه ساختاریافته جمعآوری گردید. کدگذاری دادههای مستخرج از مصاحبه ها با روشهای کدگذاری باز، محوری و گزینشی انجام شد. جهت برازش و آزمون مدل بهدستآمده در گام دوم(بخش کمّی)، از روش مدلیابی معادلات ساختاری و تحلیل عاملی تأییدی بهره برده شد.
یافتهها: مدل نهایی از مجموع 66 مفهوم استخراجشده از مصاحبهها، در قالب 14 طبقه و مقوله زمینهای، شرایط علّی، شرایط مداخلهگر، راهبردها و در نهایت، پیامدها و نتایج حاصل از کارآفرینی گردشگری در بحرانهای پاندمیک تشکیل شده است و همه این موارد در این مدلسازی اثرگذارند. بر اساس نتایج پایایی ترکیبی، واریانس استخراجشده، ضریب تعیین مدل و شاخص نیکویی برازش به این نتیجه دستیافتیم که مدل ترسیمشده در حیطه تحلیل مسیر از مفروضات تجربی-نظری مناسبی برخوردار بوده و دارای برازش خیلی مناسبی هست. بر اساس ضرایب مسیرهای حاصل میتوان نتیجه گرفت که شرایط مداخلهگر بیشترین و شرایط علّی کمترین تأثیر بر الگوی راهبردی صنعت گردشگری در بحرانهای پاندمیک را داشتهاند.
نتیجهگیری: نتایج نشان میدهد که در صورت اتخاذ راهبردهایی چون توسعهی گردشگری مجازی، مدیریت بحران در صنعت گردشگری، توسعهی گردشگری داخلی با تأکید بر رعایت پروتکلهای بهداشتی و تمرکز بر توسعه زیرساختهای گردشگری، منجر به تحقق پیامدهایی چون حفظ و رونق کسبوکارهای گردشگری، تقویت صنعت گردشگری و خلق بازار جدید گردشگری برای دوران پسا کرونا میگردد.
مصطفی روشن زاده، مینا شیروانی، علی تاج آبادی، محمدحسین خلیل زاده، سمیه محمدی،
دوره 16، شماره 2 - ( خرداد 1401 )
چکیده
زمینه و هدف: یادگیری بالینی بخش مهمی از رشتههای حوزهی سلامت است که در آن دانشجو در تعامل با محیط، مفاهیم آموخته شده را در حیطه عمل بهکار میگیرد. محیطهای بالینی از جمله اتاق عمل به واسطه پیچیدگی خاصشان برای دانشجویان چالشزا بوده و میتواند بر روند یادگیری آنها تاثیر منفی داشته باشد. جهت شناسایی چالشهای یادگیری دانشجویان در محیط اتاق عمل، مطالعهی حاضر با هدف تبیین تجارب دانشجویان در زمینهی چالشهای یادگیری بالینی انجام شد.
روش بررسی: مطالعه کیفی حاضر بهروش تحلیل محتوای قراردادی در سال ۱۴۰۰ در دانشگاه علوم پزشکی شهرکرد انجام شد. ۱۴ دانشجوی تکنولوژیست جراحی به روش هدفمند انتخاب و دادهها با استفاده از مصاحبههای نیمهساختارمند عمیق انفرادی و گروهی جمعآوری و با استفاده از رویکرد گرانهایم و لاندمن تجزیه و تحلیل گردید.
یافتهها: مصاحبه با مشارکتکنندگان در طی یک دورهی ۵ ماهه صورت گرفت. ۹ مصاحبه بهصورت رودررو با ۱۴ مشارکتکننده انجام شد. ۶ مصاحبه انفرادی و ۳ مصاحبه بهصورت گروهی و میانگین طول مدت مصاحبه ۳۰ دقیقه بود. مصاحبهها تا اشباع دادهها و هنگامیکه هیچ تم یا طبقه جدیدی از مصاحبهها بهدست نیامد، ادامه یافت. یافتهها شامل یک تم«جوّ نامطلوب یادگیری» و سه طبقهی«سردرگمی در فراگیری مطالب آموزشی، رفتار حرفهای نامناسب پرسنل و اعتماد بنفس ناکافی» بود. چالش اصلی که دانشجویان در زمینهی یادگیری بالینی با آن مواجه بودند، جوّ نامطلوب یادگیری بود. شرایطی مانند سردرگمی در فراگیری مطالب آموزشی، رفتار حرفهای نامناسب پرسنل و اعتماد بهنفس ناکافی که دانشجویان اتاقعمل تجربه میکنند، سبب میشود که دانشجویان جوّ یادگیری در اتاقعمل را نامطلوب بدانند.
نتیجهگیری: اصلاح و بهبود رفتار و عملکرد پرسنل و پزشکان مطابق استانداردهای رفتار حرفهای و اخلاقی و ارزیابی منظم آن از دیدگاه دانشجویان و سایر همکاران میتواند نقش موثری در استمرار شرایط حرفهای داشته باشد. همچنین استفاده از مربیان با تجربه که نقش تسهیلکنندهی ارتباط و یادگیری دانشجویان در محیط اتاق عمل را دارند نقش موثری در کاهش ترس و کنترل رفتارهای نامناسب پرسنل نسبت به دانشجو را به همراه خواهد داشت. به مسئولان آموزشی توصیه میشود که ضمن برطرف کردن مشکلات موجود در راستای بهبود جو آموزشی اتاق عمل اقدام نمایند.
فهیمه حسن زاده، علی آقاجانلو، محمدرضا دین محمدی،
دوره 16، شماره 4 - ( مهر 1401 )
چکیده
زمینه و هدف: تداوم همهگیری بیماری کووید-۱۹ همچنان بهعنوان بزرگترین تهدید اخیر جامعه جهانی محسوب میشود. انجام اقدامات حفاظت شخصی جهت پیشگیری از ابتلا به کووید-۱۹ تعیینکننده است. این مطالعه با هدف تعیین عوامل موثر بر پذیرش اقدامات حفاظت شخصی در بین بیماران قبل از ابتلا به کووید-۱۹ بستری در بیمارستانهای شمال غرب کشور ایران انجام شد.
روش بررسی: در این مطالعهی مقطعی، ۵۶۰ بیمار واجد شرایط با تشخیص کووید-۱۹ با روش نمونهگیری در دسترس وارد مطالعه شدند. دادهها از ۱۷ دی ماه سال ۱۳۹۹ تا پایان اردیبهشت ماه سال ۱۴۰۰ از طریق پرسشنامهی پژوهشگر ساخته گردآوری شد. برای تجزیه و تحلیل دادهها از آمارهای توصیفی(تعداد، درصد، میانگین، انحرافمعیار)، آزمون t مستقل و رگرسیون خطی چندگانه با نرم افزار SPSS استفاده شد. سطح معنیداری ۰/۰۵ انتخاب شد.
یافتهها: میانگین سنی شرکتکنندگان ۶۰/۱(۱۶/۰۱) سال با دامنه سنی بین ۲۱ تا ۹۵ سال بودند. اکثریت شرکتکنندگان مرد(۵۳/۹ درصد) و متأهل(۹۱/۸ درصد) بودند. میانگین نمره کل پذیرش اقدامات حفاظت شخصی بیماران ۱۶/۵۵(۲/۵۹) از ۲۰ نمره بود. وضعیت اشتغال(۰/۰۰۱>β=۰/۲۹ ،P)، محل سکونت(۰/۰۰۱>β=-۰/۱۹ ،P)، سطح تحصیلات(۰/۰۴۸=β=۰/۱۱ ،P)، مصرف سیگار(۰/۰۳=β=-۰/۱۰ ،P) و سطح درآمد ماهانهی خانواده(۰/۰۱=β=۰/۱۳ ،P) در پیشبینی میزان پذیرش اقدامات حفاظت شخصی بیماران موثر شناخته شدند. سایر متغیرهای فردی و شغلی شامل سن، جنس، تاهل، وضعیت زندگی، داشتن فرزند، سابقه واکسیناسیون آنفلوانزا در پیشبینی میزان پذیرش اقدامات حفاظتشخصی بیماران شرکتکننده موثر شناخته نشدند.
نتیجهگیری: میزان پذیرش اقدامات حفاظت شخصی در بیماران نسبتاً بالا بود. میزان پذیرش در افراد بیکار، ساکنان روستا، افراد بیسواد، مصرفکنندگان سیگار و افراد کمدرآمد پایین بود. این مطالعه بر لزوم توجه به تغییرات ویژگیهای فردی-اجتماعی و اقتصادی افراد جامعه و تاثیرات آنها بر رفتارهای پیشگیرانهی سلامتی در گروههای آسیبپذیر تاکید دارد.
فاطمه ستوده زاده، آذر ابول پور، کوثر رضایی، مهدی محمدی، محمد خمرنیا، فرناز کیخا، مصطفی پیوند،
دوره 17، شماره 3 - ( 5-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: سلامت کودکان بهعنوان آیندهسازان جامعه بسیار اهمیت دارد. بسیاری از کودکان زیر ۵ سال در جهان و ایران دچار اختلال رشد هستند. با توجه به اهمیت اختلال رشد و تاثیر آن بر تکامل کودکان، مطالعهی حاضر با هدف تعیین فراوانی انحراف از منحنیهای رشد کودکان زیر ۵ سال و عوامل مرتبط با آن در شهر زاهدان انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه مورد-شاهدی در سال ۱۳۹۹ در شهر زاهدان انجام شد. جامعهی مورد پژوهش، شامل تمام کودکان زیر ۵ سال، متولد سال ۱۳۹۸-۱۳۹۲ شهر زاهدان بود که ۷۸۴ نفر از آنها به روش نمونهگیری تصادفی انتخاب شدند. برای تعیین عوامل مرتبط با اختلال رشد از طریق تحلیل چندگانه رگرسیون لجستیک و برای بررسی سطح معنیداری از آزمون کای دو و همبستگی پیرسون استفاده گردید. در این پژوهش دادهها با نرمافزار SPSS تحلیل گردیدند.
یافتهها: نتایج حاصل از این پژوهش نشان داد که ۵۴% از پسران و ۵۱% از دختران مبتلا به اختلال رشد بودند. بین اختلال رشد کودک با بیماری زمینهای مادر(۰/۰۵>P)، نمایه تودهبدنی مادر(۰/۰۵>P)، وزنگیری مادر در بارداری(۰/۰۵>P)، فاصله بین موالید(۰/۰۵>P)، عفونت ادراری مادر در بارداری(۰/۰۵>P)، وزن هنگام تولد(۰/۰۰۱>P)، مرتبه تولد(۰/۰۵>P)، شغل پدر(۰/۰۵>P) و تحصیلات پدر(۰/۰۵>P) ارتباط معناداری یافت شد. در مطالعهی حاضر، میانگین وزن هنگام تولد در کودکانی که اختلال رشد داشتند ۲/۷۵±۰/۵۸ و در کودکان سالم۲/۹۵±۰/۵۷ بود که این اختلاف از نظر آماری نیز معنادار بود(۰/۰۰۱=P). میانگین سنی مادران دارای کودک همراه با اختلال رشد ۲۹/۱۹±۶/۰۷ و میانگین سنی مادران کودکان سالم ۲۷/۹۸±۶/۱۰ بود که این اختلاف از نظر آماری نیز معنادار بود(۰/۰۰۶=P).
نتیجهگیری: بر اساس یافتههای این مطالعه، اختلال رشد عارضهای چندعلیتی میباشد. عوامل خطر با ارتقای آموزش بهداشت و افزایش آگاهی و دانش مادران قابل اصلاح و پیشگیری خواهد بود. همچنین شغل و سواد پدر در اختلال رشد کودک موثر است، ازاینرو افزایش سواد سلامت جامعه و تشویق به یادگیری و سوادآموزی پدران میتواند تا حدودی از اختلال رشد در کودکان جلوگیری کند.
مریم بهرامی، سمیه محمدی، مصطفی روشن زاده، سمانه دهقان ابنوی، علی تاج، فاطمه مرکی،
دوره 17، شماره 4 - ( 7-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: دانشجویان اتاق عمل به دلایل مختلف اضطراب را تجربه میکنند که بر روند آموزشی آنها مانند بخیهزدن تاثیر میگذارد. باتوجه به نقش مؤثر شبیهسازی در ارتقای آموزش دانشجویان، این مطالعه با هدف تاثیر شبیهسازی بخیهزدن پوست حیوان بر میزان مهارت و سطح اضطراب دانشجویان اتاق عمل انجام شد.
روش بررسی: مطالعهی نیمهتجربی حاضر با طرح دو گروهی قبل و بعد با ۴۰ دانشجوی اتاق عمل دانشگاه علوم پزشکی شهرکرد(شهرکرد و بروجن) سال ۱۳۹۹ انجام شد. نمونهها بهروش مبتنی بر هدف انتخاب و تصادفی به دو گروه آزمون و کنترل اختصاص یافتند. دادهها قبل و بعد از مداخله توسط ابزار اضطراب اشپیلبرگر و پرسشنامهی مهارت بخیهزدن جمعآوری و توسط نرمافزار SPSS و آزمونهای آمار توصیفی و تحلیلی(کای دو، تی تست، تی زوجی) آنالیز گردید.
یافتهها: در این مطالعه ۳۰ نفر(۷۵٪) از نمونهها در سنین ۲۵-۱۸ و ۱۰نفر(۲۵٪) از آنها ۳۵-۲۶ سن داشتند. ۱۰ نفر(۲۵٪) مرد و۳۰نفر(۷۵٪ زن) بودند. همچنین از نظر تاهل، ۷نفر(۵/۱۷٪) متاهل و ۳۳نفر(۵/۸۲٪) مجرد بودند. آزمون تیتست نشان داد که میانگین اضطراب آشکار در گروه مداخله۲۲۳۵±۳۶/۱۰) و کنترل(۱۵/۹۲±۴۱/۷) بعد از مداخله معنیدار نبود(۰/۳۴۶=P). همچنین میانگین اضطراب پنهان در گروه مداخله(۶۵/۴۷±۳۶/۱۰) و کنترل(۶۵/۱۳±۳۸/۶) تفاوت معنیداری نداشت(۰/۰۸۹= P). آزمون تیتست نشان داد که مهارت بخیهزدن بعد از مداخله در دو گروه مداخله(۲/۲۲±۲۸/۵۸) و کنترل(۳/۱۲±۲۳/۴۲) تفاوت معنیداری داشت(۰/۰۴=P).
نتیجهگیری: بافت مانکنهای بخیه نسبت به پوست انسان از نظر قوام بسیار متفاوت است و حس مشابه بخیه روی پوست طبیعی را به دانشجویان منتقل نمیکند. از طرفی ورود و خروج و حرکت سوزن و نخ در پوست گوسفند راحتتر بوده و این خود امکان انجام راحتتر بخیهزدن را برای دانشجویان فراهم میکند. از اینرو پیشنهاد میشود که برای آموزش دانشجویان اقدام به خرید و آمادهسازی پوست گوسفند نموده و آموزش بخیه را روی آن انجام دهند.
آیین محمدی، فاطمه منافی، فرنگیس شوقی شفق آریا، ریتا مجتهدزاده،
دوره 17، شماره 4 - ( 7-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: پاسخگویی اجتماعی عبارت است از شناسایی مشکلات و نیازهای جامعه، اقدام برای رفع آنها و ارزشیابی تاثیر این برنامهها. دانشگاههای علوم پزشکی با توجه به نقش حیاتی خود در تامین سلامت جامعه، از مهمترین سازمانهایی هستند که باید پاسخگویی اجتماعی را محقق سازند و آموزش، پژوهش و خدمات خود را برای پاسخ به نیازهای جامعه هدایت کنند. به نظر میرسد که علیرغم تلاشهای صورت گرفته، پاسخگویی اجتماعی در عمل و به طور کامل محقق نشده است. هدف از این مطالعه تبیین عوامل موثر بر توسعهی پاسخگویی اجتماعی با استفاده از نظرات مسئولان توسعه آموزش کشور بود.
روش بررسی: این پژوهش یک مطالعهی کیفی است که توسط مرکز مطالعات و توسعه آموزش علوم پزشکی وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی در سال ۲۰۲۲ انجام شده است. شرکتکنندگان ۶۸ نفر از مدیران مراکز مطالعات و توسعه آموزش و ۳۳۲ نفر از مدیران دفاتر توسعه آموزش دانشکدهها و بیمارستانهای آموزشی دانشگاههای کشور در قالب ۸ گروه متمرکز بودند. نتایج با استفاده از تحلیل محتوای کیفی متعارف استخراج شد.
یافتهها: در مرحله اول ۵۴۱ کد استخراج شد که بعد از مشابهتیابی و ادغام آنها ۸۶ کد نهایی به دست آمد. مجموعه این کدها در ۱۸ زیرحیطه و ۶ حیطه «برنامه درسی» شامل بازنگری کوریکولومها، رویکردها، واحدها و تمهای طولی و رشتههای جدید، «آموزش در عرصههای اجتماعی» شامل عرصههای آموزشی و بسترسازی، «دانشجویان» شامل دانشجو به عنوان معلم، آموزش به دانشجو و دانشآموختگان، «استادان» شامل استفاده از خدمات استادان، ایجاد انگیزه و جبران خدمت و مدیریت هیات علمی، «ارزشیابی» شامل ارزیابی دانشجو و ارزشیابی برنامه و «مدیریت» شامل رهبری و مدیریت کلان، ساختار، ارتباطات بینبخشی و پژوهش طبقهبندی شدند.
نتیجهگیری: در این مطالعه، مجموعه اقدامات و عواملی که میتواند موجب پاسخگویی اجتماعی در دانشگاههای علوم پزشکی شود، شناسایی و معرفی شدهاند. این عوامل که منطبق با زمینهی خاص آموزش علوم پزشکی کشور تبیین شده، میتواند برای مدیران ارشد در نظام آموزش پزشکی کشور مورد استفاده قرار گرفته و به عنوان چارچوبی برای تدوین برنامههای بلندمدت و کوتاه مدت ایشان عمل کند.
زهرا خواجه، کامران یزدانی، ابراهیم عبداللهپور، محسن محمدی، سحرناز نجات،
دوره 17، شماره 5 - ( 9-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: آلزایمر یک بیماری مزمن است که باعث ناتوانیهای شناختی، تفکر، تغییرات شخصیتی و اختلال در فعالیتهای روزمره میشود. به دلیل این اختلالات، بیماران نیاز به مراقبت طولانی مدت دارند. مراقبت از بیماران مبتلا به آلزایمر، بیشتر در منزل توسط اعضای خانواده انجام میشود و همین امر باعث میشود مراقبان خانگی از نظر روحی، جسمی، عاطفی، اجتماعی و مالی دچار مشکل شوند. پرسنل بهداشتی نقش کلیدی در زمینهی ارایه اطلاعات و راهنمایی و کمک به خانواده در کنترل این شرایط دارند. هدف از اجرای این مطالعه بررسی سطح آگاهی و نگرش در مورد بیماری آلزایمر در پرسنل سلامت(بهورزان) و تعیین عوامل مرتبط با آن است.
روش بررسی: این پژوهش یک مطالعهی مقطعی جهت بررسی سطح آگاهی و نگرش بهورزان در مورد بیماری آلزایمر و عوامل مرتبط با آن است. تمام ۲۶۰ نفر از بهورزان دو شهرستان گرگان و کردکوی به روش سرشماری جهت بررسی سطح آگاهی و نگرش در مورد بیماری آلزایمر و عوامل مرتبط با آن وارد مطالعه شدند. برای تعیین ارتباط بین متغیرهای مستقل با متغیر وابسته (نمرهی کلی آگاهی و نگرش) از آزمونهای T- test و آنالیز واریانس ANOVA در آنالیز bivariate استفاده شد. متغیرهایی که سطح معناداری ارتباط آنها با متغیر پاسخ در آنالیز bivariate کمتر از۰/۲ بود وارد مدل خطی شدند و در نهایت از مدل خطی چندگانه (multivariable) برای تعیین عوامل مرتبط با سطح آگاهی و نگرش استفاده شد.
یافتهها: میانگین سطح آگاهی ۴۶/۷۳% (۴۸/۱۶–۴۶/۴۵ :CI ۹۵ درصد) و میانگین سطح نگرش ۵۵/۶۱% (۵۶/۷۴-۵۴/۶۳ :CI ۹۵ درصد) به دست آمد. نتایج نشان میدهد، که آنهایی که سابقهی آموزش قبلی، سابقهی مراقبت از بیماران مبتلا به آلزایمر، سابقهی کار طولانیتری در سیستم بهداشتی داشتند و دارای جنسیت مؤنث و متأهل بودند از سطح آگاهی بالاتر و افرادی که سابقهی آموزش قبلی داشتند و دارای قومیت سیستانی بودند از نگرش بالاتری برخوردار بودند.
نتیجهگیری: به طور کلی سطح آگاهی بهورزان ۴۶/۷۳ از ۱۰۰-۰ و سطح نگرش ۵۵/۶۱ از ۱۰۰-۰ است. عواملی از جمله جنسیت، سابقهی کار در سیستم بهداشتی، سابقهی شرکت در کارگاه آموزشی، سابقهی مراقبت از بیمار مبتلا و وضعیت تأهل با سطح آگاهی بهورزان و عواملی از جمله قومیت و سابقهی شرکت در کارگاه آموزشی با سطح نگرش بهورزان مرتبط بود.
رضا دهخدایی، مازیار کرمعلی، محمد محمدیان، محمد کریم بهادری، آقای محسن عباسی فرج زاده،
دوره 17، شماره 6 - ( 11-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: باتوجه به اهمیت مدیریت دانش در عصر کنونی و تأکید بر پیادهسازی مدیریت دانش در نظام سلامت در نظامنامه مدیریت دانش وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی و از آنجا که یکی از اولین گامهای پیادهسازی مدیریت دانش، ترسیم درخت دانش سازمان است، هدف پژوهش حاضر مروری بر روند انتشار درخت دانش و بررسی آن در حوزهی سلامت میباشد.
روش بررسی: پژوهش حاضر از نوع مطالعات کاربردی و مروری توصیفی است که با روش علمسنجی و تحلیل همرخدادی کلیدواژهها انجام شده است. بدینمنظور عبارت “Knowledge tree” OR “knowledge trees” در پایگاه استنادی Scopus جستجو گردید. برای تحلیل دادهها از تحلیلهای ارایه شده از سمت خود پایگاه و همچنین برای مصورسازی دادهها از نرمافزار VOSviewer استفاده شد.
یافتهها: رشد تولیدات علمی مربوط به حوزهی درخت دانش به صورت کلی در پایگاه مذکور از سال 1979 آغاز و تا سال 2023 روند رو به رشدی داشته است. در حوزهی درخت دانش از میان نویسندگان، Yang پرکارترین نویسنده و Yager دارای بیشترین همکاری با دیگر نویسندگان است. از میان موسسات Institute of Automation Chines Academy of Sciences پرکارترین و machine intelligence institute و iona college دارای بیشترین ارتباط با دیگر موسسات بوده است. در میان کشورها چین، آمریکا و انگلستان در صدر پرکارترینها قرار دارند. در میان موضوعات، بیشترین ارتباط مقالات در درجه اول با حوزهی علوم کامپیوتر(2/32 درصد) و پس از آن با حوزهی مهندسی(1/22 درصد) و ریاضیات (1/10) ارتباط داشته و قابل توجه است که پزشکی در رتبه ششم قرار دارد و این نشان از کمبود تولید منابع این حوزه است. خوشهبندی حاصل از هم رخدادی کلیدواژهها منجر به شناسایی پنج خوشه به ترتیب با عناوین دادهکاوی و پردازش اطلاعات، هوش مصنوعی و سیستمهای خبره، ساختار دانش و سیستمهای پشتیبان تصمیم، معناشناسی و نمایش دانش و نهایتاً سیستمهای یادگیری و آموزش شد.
نتیجهگیری: مطالعهی ساختار موضوعی تولیدات علمی حوزهی درخت دانش نشان داد که حوزه سلامت دارای کمبود تولید منبع در این زمینه است. ازاینرو لازم است تا پژوهشهای آتی اهتمام ویژهای در جهت بسط و تشریح این مفهوم و الگوسازی ترسیم آن خصوصاً در نظام سلامت در راستای شناسایی و پیشگیری از بیماریها داشته باشند.
مرضیه نجفی، رویا رجایی، حجت رحمانی، بهروز پورآقا، نازنین شیخ محمدی، قاسم رجبی واسوکلایی،
دوره 18، شماره 1 - ( 1-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: سقوط یا زمین خوردن بیمار به عنوان یکی از رایجترین خطاهای بیمارستانی شناسایی شده است که مشکلات زیادی از جمله خسارات مالی و جانی برای بیماران، کارکنان و سازمان در پی دارد. سقوط بیمار در بسیاری از موارد با برنامهریزی مناسب قابل پیشگیری است. این مطالعه با هدف شناسایی راهکارهای پیشگیری از سقوط بیماران بستری در بیمارستان به منظور فراهم کردن شواهد و مستندات لازم برای تدوین برنامههای ایمنی بیمار انجام شد.
روش بررسی: در این مطالعه راهکارهای پیشگیری از سقوط بیمار با روش مرور حیطهای و با استفاده از الگوی Arksey و O`Malley شناسایی شدند. جستجو با کلیدواژههای مرتبط در پایگاههای داده Pubmed و Web of Science و بدون محدودیت زمانی تا ۲۵ May ۲۰۲۴ انجام شد. در مرحله آخر برای مشورت با خبرگان از روش دلفی و کسب نظر ۱۸ نفر از خبرگان استفاده شد. دادهها با روش تحلیل موضوعی تحلیل شدند.
یافتهها: از بین ۴۲۰۲ مطالعه یافتهشده در جستجوی اولیه، تعداد ۱۹ مقاله انتخاب شد. راهکارهای پیشگیری از سقوط بیمار شامل برنامهریزی(برنامههای بهبود کیفیت، استقرار فرهنگ ایمنی بیمار، دستورالعملها و برنامههای پیشگیری از سقوط بیمار)، فضای فیزیکی(طراحی اتاق بیمار و محل استقرار کادر درمان)، تجهیزات(مانیتورینگ و آلارم، سنسورهای فشاری، تختهای استاندارد)، منابع انسانی(شبکههای ارتباطی بین پرستاران و سایر کادر درمان، خودکارآمدی و پاسخدهی پرستاران، انگیزه و رضایت شغلی پرستاران)، آموزش(آموزش و مشارکت بیمار و همراه بیمار، آموزش کادر درمان، آموزش الکترونیکی) و کنترل فرایندهای اجرایی(ارزیابی عوامل خطر، کنترل فرایندها) میباشند. بیشترین میزان موافقت اعضا با بعد تجهیزات(۹/۷۶) و کمترین میزان موافقت با بعد منابع انسانی(۸/۶۵) بود.
نتیجهگیری: سقوط بیمار یکی از شایعترین مشکلات مرتبط با ایمنی بیمار میباشد که با برنامهریزی مناسب قابل پیشگیری است. توصیه میشود با در نظر گرفتن شرایط هر بیمارستان ترکیبی از روشهای پیشگیری استفاده شود.
فهیمه محمدی، مریم شکفته، مریم کازرانی،
دوره 18، شماره 3 - ( 5-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: رشد و توسعهی حوزههای علمی مرهون برنامهریزی صحیح و دقیق و درک کلی و جامع از ساختار این حوزههاست. نقشههای علمی از انواع روشهای علمسنجی است که میتواند به شناخت وضعیت موجود حوزههای علمی و آشکار شدن ساختار درونی آنها کمک کند. هدف مطالعهی حاضر، تحلیل نقشههای همتالیفی و همرخدادی واژگان در تولیدات علمی حوزهی غدد درونریز و متابولیسم ایران است.
روش بررسی: روش پژوهش حاضر، مقطعی است که با رویکرد علمسنجی انجام شده است. جامعه پژوهش، کلیه تولیدات علمی حوزه غدد درونریز و متابولیسم ایران در پایگاه Web of Science است که در فوریه ۲۰۲۲ گردآوری شد. نقشههای همتالیفی و همرخدادی واژگان با استفاده از نرمافزارهای VOSviewer، Gephi و NodeXL ترسیم و تجزیهوتحلیل گردید. تحلیل شبکهها با استفاده از شاخصهای تحلیل شبکههای اجتماعی انجام شد. خوشههای موضوعی و واژگان نوظهور نیز از طریق بررسی شبکههای هم رخدادی واژگان مشخص شد.
یافتهها: کل تولیدات علمی ایران در حوزهی غدد درونریز و متابولیسم در پایگاه Web of Science، ۴۸۴۷ مدرک بود. بررسی نقشههای علمی نشان داد که شبکه همتالیفی نویسندگان گسسته است. مقدار ضریب خوشهای این شبکه ۰/۲۱۲ و قطر آن ۱۱ بهدست آمد. شاخص درجه میانگین شبکه همتالیفی نویسندگان با مقدار ۶/۶۲ نشان میدهد که هر گره بهطور میانگین با حدود ۶ گره دیگر در ارتباط است. پرتولیدترین و اثرگذارترین نویسندهها عزیزی و لاریجانی هستند. شش خوشه موضوعی در شبکه همرخدادی واژگان شناسایی شد که بزرگترین آن، فشار اکسیداتیو و بیان ژن است و به دنبال آن خوشه چاقی و دیابت قرار گرفته است. واژهی خودایمنی جزو واژگان نوظهور این حوزه است.
نتیجهگیری: پژوهشهای ایران در زمینهی غدد درونریز و متابولیسم روند رو به افزایشی را نشان میدهد ولی بین نویسندگان این حوزه همکاری کمی وجود دارد. شبکهی همتالیفی بین آنها گسسته و تمایل آنها به تشکیل خوشه کم است. بنابراین برای افزایش همکاریهای علمی و پیوستگی شبکهها نیاز به برنامهریزی است. پیشنهاد میشود که پژوهشگران این حوزه در طراحی تحقیقات آینده به خوشههای موضوعی شبکه همرخدادی واژگان و موضوعات نوظهور توجه نمایند.
زهره عباس زاده مولایی، آیین محمدی، منیژه هوشمندجا،
دوره 18، شماره 5 - ( 9-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: با پیشرفت فناوری اطلاعات در قرن جدید، تغییراتی در عرصههای زندگی تجربه میشود که یکی از بازتابهای آن در حوزه آموزش، الکترونیکی شدن آزمونهاست که بهعنوان جایگزین آزمونهای مداد کاغذی استفاده میشود. موفقیت آموزش مجازی بدون در نظر گرفتن دیدگاه افراد نسبت به آن، امکانپذیر نیست. هدف از این مطالعه بررسی نگرش و عملکرد دانشجویان در آزمونهای مجازی و ارتباط آن با پیشرفت تحصیلی است.
روش بررسی: این پژوهش یک مطالعهی آمیخته(کیفی-کمی) است. ابتدا، کلیه مقالات مرتبط در بانکهای اطلاعاتی ERIC، PubMed، ScienceDirect و موتور جستجوی Google scholar، در بازه زمانی ۲۰۰۰ تا ۲۰۲۲ استخراج شدند و با استفاده از نتایج آن پرسشنامه نگرش و عملکرد، طراحی و روانسنجی شد. سپس دانشجویان پرستاری و مامایی دانشکده نسیبه ساری در مقطع کارشناسی و کارشناسیارشد با روش سرشماری پرسشنامه را تکمیل کردند. ۲۰۵ پرسشنامه تکمیل شده با نرمافزار SPSS با استفاده از آمار توصیفی(میانگین و انحرافمعیار) و استنباطی(آزمون تی) تجزیهو تحلیل شدند.
یافتهها: با تحلیل محتوای متون ۱۵ مقالهی انتخاب شدهی نهایی، مؤلفههای استخراج شده بهصورت ۱۲ آیتم استخراج شدند. پرسشنامهی اولیه با ۲۸ سوال در ۱۲ مولفهی استخراجی طراحی شد. سنجش روایی صوری با استفاده از نظرات متخصصان انجام و اصلاحات اعمال شد. برای روایی محتوایی از دو ضریب شاخص روایی محتوا (CVI) و نسبت روایی محتوا (CVR) استفاده شد. پرسشنامه نهایی شامل ۲۲ گویه با طیف لیکرت پنج درجهای از کاملاً موافقم(امتیاز ۵) تا کاملاً مخالفم(امتیاز ۱) با میزان همسانی درونی پرسشنامه ۰/۶۹ بهدست آمد. تحلیل عاملی اکتشافی نشان داد که پرسشنامه دارای شش عامل اعتبار و درستی، مشکلات فنی، نوع سوال و اعلام نتایج، تکنیک و سادگی، انگیزه و اضطراب و سرعت و ثبت خطا میباشد که در مجموع ۶۰/۸۸ درصد از واریانس را تبیین میکند. نتایج همبستگی نشان داد رابطهای بین نگرش و عملکرد دانشجویان نسبت به آزمونهای مجازی و پیشرفت تحصیلی مشاهده نشد(۰/۰۵۵=r و ۰/۴۳۲=P.value) ولی تفاوت بین گروههای زن و مرد، کارشناسی و کارشناسیارشد رشته پرستاری و مامایی و ترم تحصیلی معنیدار بود.
نتیجهگیری: ابزار سنجش نگرش و عملکرد دانشجویان نسبت به آزمونهای مجازی، دارای روایی و پایایی قابل قبولی است. از این ابزار میتوان برای بررسی و برنامهریزی برای بهبود آزمونهای مجازی دانشگاه استفاده کرد.
ایوب محمدیان، علی معینی، مهناز سنجری، زهرا عبدالله زاده،
دوره 18، شماره 6 - ( 12-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: سلامت هوشمند بهدلیل ظرفیتی که در پیشگیری از بیماری دارد، راهکار مناسبی برای ارایه خدمات پیشگیری از شکستگی پوکی استخوان است. از طرفی وجود روابط تنگاتنگ میان سازمانهای فعال برای پیشگیری از این بیماری، ایجاب میکند که این حوزه از دیدگاه زیستبومی بررسی گردد. بنابراین هدف از انجام این مطالعه، شناسایی عناصر و بازیگران زیستبوم پیشگیری از شکستگی ناشی از پوکی استخوان در سلامت هوشمند است.
روش بررسی: یک مرور نظاممند کیفی از نوع فراترکیب برای یافتن منابع مربوط به پیشگیری از شکستگی ناشی از پوکی استخوان انجام شد. بدینمنظور پایگاههای علمی Web of Science, Scopus, PubMed بررسی گردیدند و از بین ۱۰۳۴۴ منبع یافت شده، ۱۵۵ مورد برای انجام فراترکیب انتخاب شدند. در پایان با بهکارگیری روش آنتروپی شانون، مقولههای هر بعد، رتبهبندی شدند.
یافتهها: این مرور نظاممند، نشان داد که زیستبوم پیشگیری از شکستگی ناشی از پوکی استخوان دربرگیرندهی چهار دسته عنصر اصلی یعنی اصلاح سبک زندگی(تغذیه، ورزش، پیشگیری از سقوط، ترک دخانیات، الکل و کافئین)، بالینی(غربالگری، تشخیص و درمان دارویی و غیر دارویی)، فناورانه(زیرساخت، پلتفرم و کاربرد) و زمینهای(فرهنگی، مشارکت اجتماعی، سیاستی، اقتصادی و آموزش) است که در رتبهبندی کاربرد و زیرساخت جایگاه اول و دوم و پلتفرم و آموزش بهطور مشترک جایگاه سوم را گرفتند. بازیگران نیز در سه لایه هسته اصلی(اعضای تیم پیشگیری و درمان شکستگی، بنگاههای مرتبط با پیشگیری و درمان شکستگی، سایر ذینفعان حوزه سلامت، بنگاههای فناورانه)، لایه توسعهیافته(افراد مبتلا یا در معرض خطر، ذینفعان آموزش، ذینفعان فرهنگی، ذینفعان اجتماعی، ذینفعان حوزه سلامت) و لایه خارجی(سازمانهای بینالمللی، وزارتخانههای ملی) دستهبندی شدند. در رتبهبندی، افراد مبتلا یا در معرض خطر، سایر ذینفعان حوزه سلامت و اعضای تیم پیشگیری و درمان شکستگی، بهترتیب جایگاههای اول تا سوم را گرفتند.
نتیجهگیری: نتایج پژوهش نشان داد که عناصر«فناورانه»، «زمینهای»، «اصلاح سبک زندگی» و «بالینی» بهترتیب در جایگاههای اول تا چهارم قرار دارند. همچنین، رتبه اول به بازیگران لایه توسعه یافته اختصاص یافت؛ بازیگران هسته اصلی رتبهی دوم و بازیگران لایه خارجی رتبهی سوم را گرفتند.
مسعود محمدی، علی موسوی زاده، میثم بهنام پور، سید حسن فقیهی،
دوره 19، شماره 1 - ( 2-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: پاندمی کووید ۱۹ جهان را با انواع مشکلات در ابعاد سلامت اقتصادی، اجتماعی و سیاسی مواجه نموده است. مطالعهی حاضر با هدف بررسی اقدامات کنترلی و پیشگیرانه در کنترل بیماری کووید ۱۹، بررسی اپیدمیولوژی و بروز تجمعی بیماری کووید ۱۹ و همچنین فعالیتهای مدیریتی، توانمندسازی نیروها و برآورد ظرفیتها در استان کهگیلویه و بویراحمد انجام شده است؛ همچنین سعی شده است تا بتوان از اطلاعات جغرافیایی GIS نیز جهت راهنمایی سیاستگذاران استفاده کرد.
روش بررسی: مطالعهی حاضر یک مطالعه مقطعی است که با استفاده از مرور اطلاعات معتبر در بازه زمانی۴۱ ماه پس از شناسایی اولین مورد بیماری در استان انجام شده است. اطلاعات جمعآوری شده شامل موارد نمونهگیری، موارد بستری، مرگ و همچنین آمار واکسیناسیون کووید ۱۹ از پورتال مرکز مدیریت بیماریهای واگیر وزارت بهداشت، سامانه یکپارچه بهداشت(سیب)، رصدخانه اطلاعات نظام سلامت وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی جمعآوری گردید.
یافتهها: موارد ابتلا و مرگ تجمعی ناشی از بیماری کووید ۱۹ در استان بهترتیب ۱۳۰,۱۲۹ و ۱,۱۳۷ نفر میباشد. میزان بروز تجمعی موارد کووید ۱۹ دارای تست مثبت در استان ۱۷,۱۲۲/۲۳ بهازای صدهزار نفر جمعیت بوده و همچنین میزان مرگو میر ناشی از بیماری کووید ۱۹ بهازای صدهزار نفر جمعیت استان کهگیلویه و بویراحمد ۱۴۹/۲ بوده است. مجموع کل واکسن تزریق شده در استان بر حسب محل پوشش افراد طبق سامانه یکپارچه بهداشت(سیب) ۱,۳۶۳,۷۰۳ دوز بود، همچنین افزایش ظرفیت تخت بخش مراقبتهای ویژه در استان به تعداد ۵۵ تخت و راهاندازی سه دستگاه سیتیاسکن در بیمارستانهای استان و راهاندازی آزمایشگاه سلولی و مولکولی در دو شهرستان بویراحمد و کهگیلویه و همچنین علاوه بر توزیع واکسنهای کووید ۱۹ در کلیه خانههای بهداشت، پایگاههای سلامت و مراکز بهداشتی و درمانی و همچنین اعزام تیمهای سیار انجام واکسیناسیون کووید ۱۹ جهت تزریق واکسن بهصورت خانه به خانه و در ادارات و سازمانها از جمله فعالیتهای مدیریتی در حوزهی کنترل کووید ۱۹ در استان بوده است.
نتیجهگیری: افزایش ظرفیت نمونهگیری از موارد مشکوک و شناسایی بیماران در کوتاهترین زمان، ایزوله نمودن آنها، انجام اقدامات مداخلهای در راستای ترغیب مردم به واکسیناسیون و همچنین ایجاد آگاهی در مورد پیشگیری از این بیماری بار ناشی از آن را کاهش داده و باعث افزایش ظرفیت پاسخگویی نظام سلامت استان شده است.
منیژه محمدی، لیلا نظریمنش، مژگان کریمی،
دوره 19، شماره 4 - ( 8-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: امروزه توانمندسازی ساختاری بهعنوان یکی از عوامل کلیدی در بهبود عملکرد سازمانها، بهویژه در حوزهی بهداشت و درمان، مورد توجه قرار گرفته است. این پژوهش با هدف بررسی رابطه بین توانمندسازی ساختاری و فرهنگسازمانی کارآفرینانه کارکنان در مراکز بهداشتی و درمانی شرکت شهر سالم انجام شد.
روش بررسی: این پژوهش یک مطالعهی توصیفی-تحلیلی با هدف کاربردی است که از نظر فلسفهی پژوهش از نوع اثبات گرایانه، با رویکرد قیاسی و کمی، از نظر هدف پژوهش از نوع همبستگی و بهلحاظ زمانی، مقطعی می باشد و دادهها با استفاده از روش پیمایشی جمعآوری شده است. حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران ۲۶۳ نفر تعیین و با روش تصادفی طبقهای، ساده و پرسشگری شد. برای گردآوری دادهها از پرسشنامههای استاندارد توانمندسازی ساختاری Kanter و فرهنگسازمانی کارآفرینانه Cornwall و Baron استفاده شد. دادهها با نرمافزارهای SPSS و ۳ Smart PLS تحلیل گردید.
یافتهها: یافتهها نشان داد که توانمندسازی ساختاری با فرهنگسازمانی کارآفرینانه رابطهی معناداری دارد(۰/۶۰۶= rs و ۰/۰۰۰=P). همچنین، ابعاد توانمندسازی شامل فرصت(۰/۵۰۵=rs)، اطلاعات(۰/۴۸۴=rs)، منابع(۰/۵۵۲=rs) و حمایت(۰/۵۰۹=rs) تأثیر مثبتی بر فرهنگسازمانی کارآفرینانه دارند. نتایج آماری نشان داد که بیشترین تأثیر مربوط به بُعد منابع بوده است. بُعد فرصت نیز نقش قابلتوجهی در افزایش انگیزهی کارکنان ایفا میکند که میتواند زمینهساز ارتقای فرهنگ کارآفرینی شود. علاوه بر این، در فرضیه اول رابطه بین فرهنگسازمانی کارآفرینانه و فرصت مورد بررسی قرارگرفته است که نتایج نشاندهنده وجود یک رابطه مثبت و معنادار میان این دو متغیر است، همچنین P-value برابر با ۰۰۰/۰ است که کمتر از سطح معناداری ۰/۰۵ بوده و این رابطه را از نظر آماری معنادار میکند. در فرضیه دوم رابطه بین اطلاعات و فرهنگسازمانی کارآفرینانه با ضریب همبستگی ۰/۴۸۴ معنیدار و تأیید شد. در فرضیه سوم رابطه بین حمایت و فرهنگسازمانی کارآفرینانه مورد آزمون قرارگرفته است و نشان میدهند که این رابطه نیز مثبت و معنادار است. P-value برابر با ۰/۰۰۸ است که کمتر از ۰/۰۵ میباشد و نشاندهنده معناداری این رابطه است. در رابطه بین منابع و فرهنگسازمانی کارآفرینانه از آنجاکه P-value برابر با ۰/۰۰۴ است که کمتر از ۰/۰۵ میباشد، این رابطه تأیید میشود.
نتیجهگیری: یافتههای این پژوهش نشان داد که توانمندسازی ساختاری، بهویژه در ابعاد دسترسی به منابع، اطلاعات، فرصتها و حمایت سازمانی، تأثیر مثبت و معناداری بر تقویت فرهنگ سازمانی کارآفرینانه در مراکز بهداشتی دارد. ایجاد زیرساختهای حمایتی و فراهمسازی فرصتهای رشد و ارتقای مهارتهای کارکنان میتواند انگیزه، خلاقیت و نوآوری آنان را افزایش دهد. شفافسازی فرایندهای تصمیمگیری و طراحی نظامهای پاداش مبتنی بر نوآوری، مشارکت و مسئولیتپذیری کارکنان را ارتقا میدهد. علاوه بر این، تسهیل جریان آزاد اطلاعات و دانش، حمایت از ایدههای نوآورانه و توسعه مهارتهای خلاقانه، زمینهساز ایجاد یک فرهنگ کارآفرینانهی پایدار و بهبود عملکرد کلی سازمان است و ظرفیتهای سازمانی را تقویت میکند.
عباس شیخ طاهری، الهه جمشیدی، علی محمدی، وحید فیض الهی،
دوره 19، شماره 5 - ( 10-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: پارگی رباط زانو از آسیبهای شایع زانو بهویژه در ورزشکاران است. باتوجه به اهمیت کیفیت درمان در بین جمعیت آسیبدیده، نیاز به جمعآوری دادههای باکیفیت و استاندارد در سطح ملی ضروری است؛ که این امر از طریق ایجاد مجموعهی حداقل داده امکانپذیر است. هدف پژوهش حاضر، طراحی مجموعهی حداقل داده برای نظام ثبت جراحی بازسازی پارگی رباط زانو در ورزشکاران بود.
روش بررسی: پژوهش حاضر از نوع کاربردی است که به روش کمی(توصیفی-تطبیقی و دلفی) در سه مرحله در سال ۱۴۰۳ انجام گرفت. در مرحله اول با روش توصیفی مقایسهای، عناصر دادهی مورد نیاز نظام ثبت ملی کشورهای منتخب(نروژ، سوئد، دانمارک، انگلیس) استخراج و در جداول تطبیقی، تحلیل شد. در مرحله دوم عناصر دادهی ثبت شدهی پرونده بیماران تحت جراحی بازسازی پارگی رباط زانو در ایران با استفاده از فرم گردآوری داده به روش توصیفی شناسایی شد. در مرحله سوم، با استفاده از یافتههای مراحل اول و دوم مجموعهی حداقل دادهی اولیه در قالب پرسشنامهی طراحی و اعتبارسنجی آن با روش دلفی در دو دور توسط خبرگان(دور اول ۲۴ نفر، دور دوم ۱۸ نفر) سنجیده شد. درنهایت، مواردی که توافق جمعی ۷۵ درصد و بیشتر را کسب کردند، در مجموعه حداقل دادهی نهایی لحاظ شدند.
یافتهها: در بررسی انجامشده بر نظامهای ثبت کشورهای منتخب شامل نروژ، سوئد، دانمارک و انگلستان، ابتدا عناصر دادهای ثبتشده در این نظامها استخراج شد. سپس، در مرحله نخست پژوهش، عناصر داده استخراجشده در دو بخش مدیریتی و بالینی دستهبندی شدند و یافتههای این مرحله از طریق مقایسه در جداول تطبیقی بهدست آمد. یافتههای مرحله دوم پژوهش شامل عناصر دادهای استخراجشده از پرونده بیماران تحت جراحی بازسازی پارگی رباط زانو در ایران بود. در مرحله سوم پژوهش، با بهرهگیری از یافتههای مراحل اول و دوم و همچنین نظرات خبرگان، مجموعه حداقل داده نهایی برای بیماران تحت جراحی بازسازی پارگی رباط زانو تدوین شد. این مجموعه شامل ۷۸ عنصر داده بود که در دو بخش مدیریتی(۹ عنصر داده) و بالینی(۶۹ عنصر داده) قرار گرفت. در بخش مدیریتی، کلاسهای دادهای در سه دسته جمعیتشناختی، اقتصادی–اجتماعی و مراجعه طبقهبندی شدند. در بخش بالینی نیز کلاسهای دادهای تشخیصی، تنسنجی، جراحی، پیگیری و پیامد مورد دستهبندی قرار گرفتند.
نتیجهگیری: مجموعهی حداقل داده برای جراحی بازسازی پارگی رباط زانو بهمنظور گردآوری دادههای یکپارچه و با کیفیت، میتواند نقش مهمی در جمعآوری دادههای باکیفیت، ارزیابی و مدیریت کیفیت درمان و پیامد، برنامهریزی و سیاستگذاری در این زمینه داشته باشد.