25 نتیجه برای شاد
بهرام احمدی، دکتر ساسان رضایی، فرشاد هاشمی، مهدی زارعی، هدی دلی، دکتر سیدجمال هاشمی،
دوره 9، شماره 4 - ( 8-1394 )
چکیده
زمینه و هدف: اونیکومایکوزیس یا عفونت قارچی ناخن، شیوع افزاینده و تاثیرات فراوانی بر زندگی اجتماعی و بهداشت روانی بیماران دارد. درماتوفیتها، مخمرها و کپکهای غیردرماتوفیتی از شناخته شدهترین عوامل قارچی عفونتهای ناخن هستند. هدف از این مطالعه تعیین شیوع کپکهای غیردرماتوفیتی با استفاده از آزمایش مستقیم و کشت و روش مولکولی(PCR) در بیماران میباشد.
روش بررسی: در این مطالعه از 170 بیمار، نمونهبرداری شد، و جهت آزمایش میکروسکوپی از پتاس 15%، و برای کشت نمونهها از محیطهای سابورو دکستروز آگار(S) به همراه کلرامفنیکل(SC) و کلرامفنیکل و سیکلوهگزامید(SCC) استفاده گردید. همچنین اسلاید کالچر جهت شناسایی به روش قارچ شناسی، و جهت نمونههای مشکوک یا ناشناخته عمل تعیین توالی از ناحیه S-rDNA 28 انجام گردید.
یافتهها: از 170 بیمار مراجعهکننده، 74(43/5%) مورد دارای اونیکومایکوزیس بودند که از این تعداد 53(71/62%) نفر زن و 21(28/38%) نفر مرد بودند. از مجموع 74 مورد اونیکومایکوزیس تشخیص داده شده 40(54/05%) مورد آن کاندیدیازیس، 21(28/37%) مورد مربوط به کپکهای غیر درماتوفیتی، و 12(16/21%) مورد درماتوفیت گزارش گردیدند.
نتیجهگیری: میزان اونیکومایکوزیس در این مطالعه 43/5% بود و کاربرد تکنیک PCR در موارد مثبت کاذب و منفی کاذب و در موارد کشت طولانی مدت با ارزش گزارش شد. همچنین با توجه به اینکه تمامی نمونههایی که آزمایش مستقیم مثبت و کشت منفی داشتند، با آزمایش مولکولی مثبت گردیدند، این مطالعه قدرت تکنیکهای مولکولی را در مقایسه با کشت بیان میکند.
غفور توکلی، دکتر روشنک داعی، فرشاد هاشمی، مهدی زارعی، هدی دلی، دکتر سیدجمال هاشمی،
دوره 9، شماره 6 - ( 12-1394 )
چکیده
زمینه و هدف: نمونههای کلینیکی احشایی پس از تهیه در مراکز درمانی تحت شرایط خاص به آزمایشگاه ارسال میشوند، اما در مواقعی ممکن است بلافاصله روی نمونههای ارسالی آزمایش انجام نشود؛ لذا سادهترین محل نگهداری نمونه، یخچال میباشد. لذا هدف این پژوهش تعیین تاثیر سرما بر میزان رشد عوامل قارچی در نمونههای کلینیکی و آزمایشگاه قارچ شناسی دانشکده بهداشت دانشگاه علوم پزشکی تهران میباشد.
روش بررسی: ابتدا نمونهها مورد آزمایش مستقیم و کشت قرار گرفت و سپس آنها به صورت متوالی به مدت 1 ساعت، 2 ساعت، 24 ساعت و 48 ساعت در دمای 8-2 درجه سانتیگراد یخچال قرار داده شد. از هر یک از مقاطع زمانی نمونه کشت روی محیط سابورو S و سابورو حاوی کلرامفنیکل SC انجام گرفت، و نتایج رشد و عدم رشد عوامل قارچی ثبت گردید.
یافتهها: در بررسی از 100 نمونه در مطالعه حاضر، در 79 مورد(79%) رشد قارچ، 20 مورد(20%) عدم رشد و 1 مورد(1%) کاهش رشد مشاهده گردید. همچنین اختلاف معنیداری بین نوع قارچ از نظر رشد و سرمادهی مشاهده نگردید(0/321P=).
نتیجهگیری: عوامل قارچی نمونههای کلینیکی احشایی بعد از سرمادهی در دمای °c8-2 به مدت 48 ساعت در محیط کشت قادر به رشد میباشند، لذا در صورت عدم امکان فوری آزمایش میتوان نمونهها را در دمای یخچال( °c8-2) نگهداری نمود.
کبری تارم، محمد جبرائیلی مزرعه شادی، عباس دولانی،
دوره 10، شماره 2 - ( خرداد و تیر 1395 )
چکیده
زمینه و هدف: امروزه مقاله علمی یکی از قالب های نوشتاری رایج در اشاعه تولیدات علمی است. لذا، هدف از این پژوهش، تعیین وضعیت ساختاری مقالات حوزه علم اطلاعات و دانششناسی پنج مجله علمی– پژوهشی در این زمینه بود.
روش بررسی: روش پژوهش پیمایشی تحلیلی بود. مقالات مورد بررسی با توجه به متغیرهایی چون توزیع مولفان از لحاظ جنسیت، رشته تحصیلی، رتبه علمی و نوع مقالات از نظر تالیفی و یا ترجمه بودن، انفرادی و یا گروهی بودن و تاریخ تولید آنها، همچنین نوع آمارهای به کار رفته در مقالات در دو بازه زمانی 1385-1381 و 1390-1386 تجزیه و تحلیل شدند.
یافته ها: نتایج نشان داد، اغلب مقالات تالیفی هستند. روند همکاری بین نویسندگان در سطح بین المللی ناچیز است. به کارگیری روش های تحقیق کیفی در بین مقالات بسیار کم می باشد. نویسندگان با مقطع تحصیلی کارشناسی ارشد بیشترین فراوانی را در بین نویسندگان دارند. بین متغیرهای مقاطع تحصیلی، تعداد مولفان، مجلات و آمارهای به کار برده شده در مقالات رابطه معناداری وجود داشت.
نتیجه گیری: تالیف مقالات در حوزه علم اطلاعات و دانش شناسی از الگوهای خاصی پیروی می کند که مهمترین آنها خط مشی مجلات در چاپ مقالات می باشد. همچنین با توجه به نبود همکاری نویسندگان ایرانی با نویسندگان خارج از کشور، نوع و شکل مقالات از نظر اکثر متغیرهای مورد بررسی، یکسان است.
اعظم شاهبداغی، شادی اسدزندی، مریم شکفته، فرید زائری، مصطفی رضایی طاویرانی،
دوره 10، شماره 4 - ( مهر و آبان 1395 )
چکیده
زمینه و هدف: درج ناهمگون شکل نوشتاری یک سازمان، موجب از دست رفتن امتیاز رتبهبندی این مراکز در سطح ملی و بینالمللی میگردد. هدف این پژوهش تعیین میزان تأثیر نحوه ی درج وابستگی سازمانی مندرج در تولیدات علمی در وب آو ساینس بر نتایج ارزشیابی فعالیتهای پژوهشی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی در سال ۱۳۹۱ است.
روش بررسی: روش پژوهش، پیمایشی- توصیفی با رویکرد کتابسنجی و از نوع کاربردی است. جامعه ی پژوهش، 1139 مورد مقالات علمی مراکز تابعه دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی در وب آو ساینس در سال 1391 است.
یافته ها: از میان 1139 مقاله ی نمایه شده در وب آو ساینس، % 94/38 در نظام ارزشیابی فعالیتهای پژوهشی وزارت بهداشت موفق به کسب امتیاز شدهاند و % 5/61 موفق نبودهاند؛ بررسی ها نشان داد که % 1/01، وابستگی سازمانی را بهصورت نادرست درج کرده بودند. آزمون تی تک نمونه ای نشان داد که میانگین امتیازات % 1/01 مدارکی که وابستگی سازمانی خود را بهدرستی درج نکردهاند بر میانگین کلی امتیاز تولیدات نمایه شده ی دانشگاه در وب آو ساینس و میانگین کلی امتیاز فعالیت پژوهشی تاثیر آماری معناداری نداشته است.
نتیجه گیری: با توجه به نتایج پژوهش حاضر و پژوهشهای ذکرشده میتوان بیان کرد که رعایت شکل نوشتاری همگون در وابستگی سازمانی تولیدات علمی دانشگاه بر روی امتیازات پژوهشی دانشگاه و کسب رتبه ی قابل توجه در نظامهای رتبهبندی ملی و بینالمللی تأثیرگذار است.
زینب رجب نژاد، حسین درگاهی، حمیده رشادت جو،
دوره 11، شماره 3 - ( مرداد و شهریور 1396 )
چکیده
زمینه و هدف: یکی از شایستگی های محوری مدیران که موجب موفقیت سازمان می شود، هوش معنوی است. مدیران جهت اثرگذاری بر تعهد سازمانی کارکنان، نیاز به هوش معنوی بالا دارند. لذا این پژوهش با هدف تعیین ارتباط بین هوش معنوی مدیران با تعهد سازمانی کارکنان دانشگاه علوم پزشکی تهران تدوین شده است.
روش بررسی: پژوهش حاضر به صورت توصیفی–تحلیلی و مقطعی در سال ۹۴-۱۳۹۳ انجام شد. جامعه آماری این پژوهش شامل مدیران و کارکنان ستادی معاونت های مختلف دانشگاه علوم پزشکی تهران بود. تعداد ۸۰ نفر از مدیران به صورت سرشماری و تعداد ۲۲۵ نفر از کارکنان از طریق فرمول کوکران به عنوان حجم نمونه انتخاب شدند. ابزار پژوهش شامل پرسش نامه های تعهد سازمانی و هوش معنوی بود که پس از انجام روایی و پایایی مورد استفاده قرار گرفت. جهت تحلیل داده های جمع آوری شده از نرم افزار SPSS، برای ارایه آمار توصیفی میانگین و انحراف معیار، و از آزمون های تی دو جمله ای، آنالیز واریانس یک طرفه و ضریب همبستگی پیرسون به منظور ارایه آمار تحلیلی استفاده شد.
یافته ها: نتایج مطالعه نشان داد که مدیران از هوش معنوی بالایی برخوردار بودند، اگرچه میانگین تعهد سازمانی کارکنان در حد متوسط قرار داشت. بین هوش معنوی مدیران با تعهد سازمانی کارکنان ارتباط معنی داری مشاهده شد(۰/۰۳۴=P).
نتیجه گیری: مدیران ستادی دانشگاه باید تلاش کنند تا با توسعه ی هوش معنوی، کارکنان و زیردستان خود را به افزایش تعهد سازمانی، ترغیب و تشویق کنند. در این خصوص استفاده از روان شناسان سازمانی توصیه می شود.
سمیه فضائلی، مهدی یوسفی، زهرا سادات ارشادنیا،
دوره 11، شماره 4 - ( مهر و آبان 1396 )
چکیده
زمینه و هدف: با توجه به گستردگی وظایف و نقش بیمارستان های آموزشی در ارتقای سطح سلامت جامعه، توجه به پاسخ گویی آنها به عنوان یکی از اهداف سه گانه ی هر نظام سلامت ضروری است، لذا در این مطالعه سطح و اهمیت حوزه های هشت گانه پاسخ گویی در بیمارستان های آموزشی از دیدگاه خانوارهای شهر مشهد بررسی شده است.
روش بررسی: مطالعه حاضر توصیفی_مقطعی بود. ابزار پژوهش، پرسشنامه ای استاندارد بود که توسط سازمان جهانی بهداشت جهت سنجش پاسخ گویی در بیمارستان ها تدوین شده است. تعداد ۵۶۱ خانوار دارای سابقه مراجعه به بیمارستان های آموزشی، از طریق نمونه گیری چند مرحله ای از بین خانوارهای ساکن در دو منطقه ی منتخب شهر مشهد انتخاب شدند. تحلیل داده ها بر اساس الگوی سازمان جهانی بهداشت به تفکیک آمار توصیفی و استنباطی صورت گرفت.
یافته ها: حدود ۵۰ درصد از خانوارها پاسخ گویی حوزه های مختلف را در بیمارستان های آموزشی خوب و خیلی خوب گزارش کردند. حوزه ی محرمانگی اطلاعات بهترین و حوزه ی کیفیت امکانات رفاهی و حمایت اجتماع و خانواده، بدترین عملکرد را از دیدگاه خانوارها داشتند. بیشترین و کمترین اهمیت به ترتیب به حوزه های کیفیت امکانات رفاهی و حمایت اجتماعی و خانواده تعلق داشت.
نتیجه گیری: با توجه به پاسخ گویی نسبتاً پایین حوزه های مختلف و وجود شکاف بین اولویت های خانوارها با عملکرد بیمارستان های آموزشی، توجه بیشتر سیاستگذاران به اولویت های بیماران ازجمله کیفیت امکانات رفاهی و ایجاد محتواهای آموزشی مرتبط برای فراگیران علوم پزشکی، همچنین ارزیابی دوره ای پاسخ گویی، می تواند در ارتقای پاسخ گویی بیمارستان های آموزشی مفید باشد.
مرجان قاضی سعیدی، ساسان مقیمی عراقی، شادی بابادی،
دوره 11، شماره 6 - ( بهمن و اسفند 1396 )
چکیده
زمینه و هدف: بیماری گلوکوم همراه با افزایش فشار داخلی چشم، از عوامل نابینایی در سراسر جهان است که تنها راه درمان آن معاینه ی منظم و کنترل فشار داخلی چشم است. اطلاعات متمرکز حاصل از این معاینات، یک پیش نیاز ضروری برای ارایه مراقبت های بهداشتی مطلوب بوده که این امر توسط ایجاد پرونده الکترونیک امکان پذیر است. مجموعه ی حداقل داده ها ابزاری استاندارد جهت دسترسی به داده های دقیق بوده که از نیازهای اولیه در طراحی پرونده الکترونیک به شمار می رود.
روش بررسی: پژوهش حاضر از نوع توصیفی– تحلیلی بود. جامعه ی پژوهش شامل پرونده بیماران گلوکوم بیمارستان چشم فارابی، کتب مرجع و متخصصان گلوکوم بود. ابزار جمع آوری داده ها پرسشنامه ای شامل داده های دموگرافیک، بالینی و سوابق بیماران بود که بین ۲۲ نفر از متخصصان گلوکوم در دسترس پخش شد. روایی پرسشنامه توسط تیم متخصصان و پایایی آن از طریق آزمون مجدد انجام شد. تحلیل داده ها نیز از طریق محاسبه ی درصد فراوانی و آزمون دلفی صورت گرفت.
یافته ها: پس از بررسی درصد موافقت متخصصان با مولفه های مورد نظر سنجی، تمامی موارد دارای موافقت بالای ۷۵ درصد به عنوان مجموعه ی حداقل داده های گلوکوم در نظر گرفته شدند. مجموعه ی حداقل داده ها به سه دسته ی کلی داده های دموگرافیک، بالینی و سوابق بیمار دسته بندی شدند.
نتیجه گیری: تعیین مجموعه ی حداقل داده های گلوکوم گامی موثر جهت یکپارچه سازی و بهبود مدیریت اطلاعات این بیماران خواهد بود. همچنین امکان ذخیره و بازیابی مناسب اطلاعات بیماران را امکان پذیر خواهد کرد.
عاطفه السادات حقیقت حسینی، حسین بوبرشاد، فاطمه ثقفی، ایمان نوروزی،
دوره 12، شماره 2 - ( خرداد و تیر 1397 )
چکیده
زمینه و هدف: فناوریهای نوظهور در شبکههای اجتماعی سلامت افزایش دانش و رضایت کاربران را دربردارد. هدف این تحقیق ارایه مدل معماری برای شبکه اجتماعی سلامت در بیمارستان شریعتی تهران است.
روش بررسی: ابتدا ابعاد چارچوب معماری مورد نیاز برای شبکه اجتماعی سلامت شامل 6 بعد ورودی، خروجی، اهداف، دیدگاهها، انتزاع و چرخهی حیات سیستم از مقالات استخراج شد و با این ابعاد چارچوب زکمن بیشترین امتیاز را کسب کرد. در ادامه با پرسشنامهی محقق ساخته مبتنی بر مدلهای معماری و اجماع خبرگان با آزمون تی عناصر مدل تایید شدند و ریسک آنها مبتنی بر مصاحبه با خبرگان شناسایی شد.
یافتهها: چارچوب زکمن بر اساس ابعاد 6 گانهی خاص شبکههای اجتماعی سلامت، میزان اهمیت و وزن ابعاد، اهمیت هر بعد از منظر نتایج مطالعات تطبیقی موجود در سایر کشورها بررسی شد و با به کارگیری فرمول راجر با بالاترین امتیاز بهعنوان چارچوب مبنا برای طراحی مدل معماری بومی شناسایی شد.
نتیجهگیری: در این تحقیق مدل معماری شبکه اجتماعی سلامت در کشور مشتمل بر 6 بعد و 72 عنصر ارایه شد اما با توجه به شرایط کشور 65 عنصر تایید شدند. ریسکهای استخراج شده به تفکیک هر لایه معرفی گردید. این ریسکها، الزامات پیادهسازی آن لایه محسوب شده و میتواند در کاهش شکست شبکه اجتماعی و موفقیت و پایداری آن موثر باشد.
رقیه شاد، ناهید بیژه، مهرداد فتحی،
دوره 12، شماره 6 - ( بهمن و اسفند 1397 )
چکیده
زمینه و هدف: به رغم پیشرفت چشمگیری که در زمینهی بهداشت صورت گرفته است، هنوز بیماریهای قلبی عروقی علت اصلی مرگ و میر در میان افراد میباشند. پژوهش حاضر با هدف بررسی تاثیر هشت هفته تمرین هوازی بر سطوح لیپوپروتئین a، فاکتورهای انعقادی و فیبرینولیز خون زنان دارای اضافه وزن انجام شد.
روش بررسی: در این مطالعهی نیمه تجربی با طرح پیش آزمون ـ پس آزمون، 21 آزمودنی زن دارای اضافه وزن با دامنه سنی 30-20 سال به صورت آزمودنیهای در دسترس انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه تجربی(10 نفر) و کنترل(11 نفر) قرار گرفتند. برنامهی تمرین هوازی شامل هشت هفته با تواتر پنج جلسه در هفته و هر جلسه به مدت 30 دقیقه با شدت 55 تا 75 درصد ضربان قلب ذخیرهای بود. نمونههای خونی آزمودنیها برای اندازه گیری مقادیر لیپوپروتئین a، فیبرینوژن، PT، PTT، تعداد پلاکتها و هموگلوبین در دو مرحله گرفته شد. برای تجزیه و تحلیل دادهها از آزمون آنالیز واریانس اندازههای تکراری در سطح معنی داری 0/05 به وسیله نرم افزارSPSS استفاده گردید.
یافته ها: میانگین مقادیر لیپوپروتئین a، فیبرینوژن، PT و تعداد پلاکتها در گروه کنترل بعد از هشت هفته تمرین تغییر معنی داری نشان نداد(0/05<P) در حالیکه تغییرات PTT در مرحلهی بعد از تمرین نسبت به قبل از تمرین در هر دو گروه معنی دار بود(0/006=P). در مقایسهی میانگینهای بین گروهی، در هیچکدام از متغیرها بین دو گروه تجربی و کنترل تفاوت معنی داری مشاهده نشد(0/05<P).
نتیجه گیری: هشت هفته تمرین هوازی بر لیپوپروتئین a و فاکتورهای انعقادی و فیبرینولیز خون اثری نداشت، با اینحال احتمالاً بتوان با استفاده از این برنامهی تمرینی، گامهای موثری در بهبود ارتقای سلامتی زنان دارای اضافه وزن برداشت.
رضا صفدری، نیلوفر محمدزاده، نسیم شکوهی، عزیزه فرزین مهر، مهرشاد مختاران، شهربانو پهلوانی نژاد، مهناز میرصانع،
دوره 13، شماره 5 - ( آذر و دی 1398 )
چکیده
زمینه و هدف: اختلالات کف لگن بیماری شایعی است که با درجات مختلفی از شدت، باعث اختلال در زندگی روزمره و همچنین کاهش کیفیت زندگی فرد میگردد. این بیماری تا حدود زیادی با تغییر سبک زندگی و آموزشهای خودمراقبتی قابل درمان میباشد. از طرفی امروزه گوشیهای هوشمند به بستر مناسبی جهت ارایه خدمات بهداشتی و مداخلات درمانی تبدیل شدهاند. این مطالعه با هدف شناسایی مؤلفههای اطلاعاتی و آموزشی جهت تهیه برنامهی کاربردی خودمراقبتی زنان مبتلا به اختلالات کف لگن انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه از نوع توصیفی بوده و در بیمارستان یاس وابسته به دانشگاه علوم پزشکی تهران صورت پذیرفت. در این پژوهش طبق جدول مورگان 30 نفر پزشک زنان که بهطور تصادفی انتخاب شده بودند، وارد مطالعه شدند. ابزار گردآوری اطلاعات، پرسشنامهی محقق ساخته بود که روایی و پایایی آن مورد تایید قرارگرفت(0/85=α) و محتوای آن با مرور متون علمی تهیه گردید.
یافته ها: نتایج حاصل از تحلیلها نشان داد که از نظر متخصصان بخش مداخلهای شامل یادآورها، ثبت روزانه فعالیتها و هدفگذاری با میانگین امتیازی 4/41 بیشترین اهمیت را داشته است و بخش کاربردی و خودمراقبتی با کسب میانگین امتیازی 4/36 در اولویت بعدی قرار دارد .
نتیجه گیری: طبقنظرسنجی از متخصصان که نقش اصلی را در مدیریت بیماری ایفا مینمایند، مولفههای ضروری این برنامه کاربردی در سه بخش اصلی پرونده الکترونیک، بخش کاربردی و خودمراقبتی و بخش مداخلهای و زیرمحورهای فرعی تعیین گردید.
رضا دهقان، حمیده رشادت جو، کامبیز طالبی، حسین درگاهی،
دوره 14، شماره 6 - ( بهمن و اسفند 1399 )
چکیده
زمینه و هدف: گردشگری سلامت یکی از اشکال مهم گردشگری در ایران است. ایران دارای نقاط قوت بسیاری در زمینهی گردشگری سلامت است. همچنین چالشهایی مانند ناهماهنگی نظام ارتباطات و اطلاعات در زمینهی گردشگری سلامت و شیوع بیماری کرونا مطرح است. ازآنجاکه حجم ناشناختهها در مورد کووید ۱۹ قابلتوجه است، نیاز به تعیین استراتژیهای موثر برای کنترل پیامدها و کاهش اثرات اقتصادی و اجتماعی این ویروس در همه صنایع بهخصوص صنعت گردشگری سلامت محسوس بود.
روش بررسی: در این مطالعهی مرور نظاممند، ۵۰۰ مقالهی منتشر شده در سالهای ۲۰۱۸ تا ۲۰۲۰ بررسی گردید. در قسمت مصاحبههای جمعی نیز از دیدگاههای متخصصان صنعت گردشگری سلامت که در فرایند برگزاری ۸ رویداد علمی در ایران، ترکیه و عمان حضور داشتند و از مدل Strengths, Weaknesses, Opportunities and Challenges)SWOC Analysis)(قوتها، ضعفها، فرصتها و چالشها) و نرمافزار MAXQDA استفاده شد.
یافتهها: نتایج نشان داد که استراتژی منتخب شامل دو استراتژی تدافعی و رقابتی بود. این تحقیق بیانگر این است که نقاط قوت صنعت گردشگری سلامت بر نقاط ضعف غلبه دارد و فرصتهای توسعه بیش از چالشهای موجود است. همچنین استراتژی حفظ و نگهداری بهترین راهبرد حمایت از گردشگری سلامت در شرایط موجود در ایران است.
نتیجهگیری: باید طراحی و تدوین سند جامع دیپلماسی گردشگری سلامت ایران، تدوین برنامه راهبردی توسعهی گردشگری سلامت، ایجاد سازمان مستقل گردشگری سلامت ایران، توسعهی سلامت الکترونیک در حوزهی گردشگری، طراحی نظام بیمه گردشگری سلامت و ... با هدف رسوخ در بازارهای فعلی و ایجاد بازارهای جدید خارجی در اولویت کاری سیاستگذاران صنعت گردشگری سلامت ایران قرار گیرد.
جواد میرزایی نصیرآباد، علیرضا محبوب اهری، مهدی زینالی، رسول برادران حسن زاده، محمد تقی باقری شادباد،
دوره 15، شماره 1 - ( فرودین و اردیبهشت 1400 )
چکیده
زمینه و هدف: سیستمهای سنتی محاسبه و تحلیل بهای تمام شده از کارایی مناسبی برای محاسبهی بهای تمام شده به روز و تحلیل هزینههای آموزش برخوردار نمیباشد. مطالعهی حاضر با هدف استقرار سامانه فراسوی بهایابی برمبنای فعالیت در دانشکده مدیریت و اطلاعرسانی پزشکی تبریز انجام شده است.
روش بررسی: مطالعهی حاضر یک پژوهش چندروشی است که در سالتحصیلی ۹۷-۱۳۹۶ به دنبال طراحی و استقرار سامانه حسابداری فراسوی بهایابی برمبنای فعالیت (Beyond Activity Based Costing System (BABCS در دانشکده مدیریت و اطلاعرسانی پزشکی تبریز اجرا شد. ابتدا با استفاده از مدل و نشانهگذاری فرایند کسب و کار (Business Process Modeling Notation (BPMN تعداد ۳,۷۲۹ فعالیت در قالب ۳۸۴ فرایند شناسایی شد و سپس در نرمافزار Bizagi-Modeler مصور و اصلاح گردید. هزینههای سربار به نسبت عملکرد و زمان فعالیتها، به مراکز فرایند نهایی و موضوعات هزینه تخصیص پیدا کرد. کار بر روی دادههای اولیه در فضای Excel و بهایابی در قالب سامانه بهایابی (Dptsco) انجام شد.
یافتهها: نرمافزار نظام نوین مالی مورد استفاده در دانشکده به رغم داشتن قابلیت ثبت و نمایش اطلاعات مربوط به اعتبارات و هزینهکرد، برای تحقق اهداف حسابداری تعهدی همچنان نیازمند بازنگری و ارتقا میباشد. کل هزینهکرد دانشکده در سال مطالعه، معادل ۶۱,۸۷۲,۵۴۵ هزار ریال میباشد که ۵۷,۱۵۹,۸۸۲ هزار ریال مربوط به آموزش و ۴.۸۱۲.۶۶۳ هزار ریال سهم فعالیتهای امور پژوهش است. براساس نتایج بهدست آمده از سامانهی BABCS میانگین بهای تمام شدهی هر واحد درسی در دانشکده ۵.۱۰۲ هزار ریال و میانگین بهای تمام شدهی تربیت دانشجو ۳۵۶.۰۹۲ هزار ریال محاسبه شد. بیشترین و کمترین مقدار بهای تمام شدهی تربیت دانشجو مربوط به رشتهی کارشناسی ارشد مدیریت و اصلاحات در نظام سلامت (MPH) ۸۰۰.۱۳۰ هزار ریال و کارشناسی فناوری اطلاعات سلامت ۱۰۰,۱۷۱ هزار ریال محاسبه شد.
نتیجهگیری: دانشکدهی مدیریت و اطلاعرسانی پزشکی تبریز بیشترین سهم از منابع خود را صرف هزینه حقوق و مزایای کارکنان نموده است، بهطوریکه با استقرار سامانه فراسوی بهایابی بر مبنای فعالیت و اتصال آن با سایر سامانههای الکترونیکی دانشگاه میتواند نقشی اساسی در مدیریت فرایندها و افزایش کارایی کارکنان و دانشکده داشته باشد.
زینب السادات موسوی، فرشاد غزالیان، ماندانا غلامی، حسین عابد نطنزی، خسرو ابراهیم،
دوره 15، شماره 4 - ( مهر و آبان 1400 )
چکیده
زمینه و هدف: عدم تحرک و کاهش فعالیت بدنی، ریسک ابتلا به بیماریهای مزمن را افزایش میدهد. هدف از مطالعهی حاضر بررسی تغییرات حاد نورمتانفرین و گلوکز در بازی بوکس با دستگاه کینکت ایکسباکس با و بدون محدودیت جریان خون بهعنوان جایگزین تمرین هوازی در دوران قرنطینه در جوانان غیر ورزشکار است.
روشبررسی: ۱۴ فرد سالم غیر ورزشکار با محدوده سنی ۲۰ تا ۴۰ سال بهطور تصادفی و هدفمند انتخاب شدند و در دو روز مختلف با و بدون محدودیت جریان خون بهمدت ۲۰ دقیقه به بازی بوکس با ایکسباکس ۳۶۰ پرداختند. قبل و بلافاصله بعد از بازی نمونههای خونی از آنها گرفته شد.
یافتهها: افزایش معنیدار میزان سرمی نورمتانفرین نسبت به پیش از آزمون در دو گروه تمرینی مشاهده شد، اما مقدار تغییرات آن بین دو گروه با و بدون محدودیت جریان خون معنیدار نبود(۰/۰۵≥P). همچنین یک جلسه بازی ویدیویی همراه با حرکت، در حالت بدون محدودیت جریان خون بر گلوکز اثر معناداری دارد اما محدودیت جریان خون منجر به تفاوت معناداری در میزان گلوکز نگردید(۰/۰۵≥P).
نتیجهگیری: انجام بازیهای ویدیویی همراه با حرکت، محرک لازم را برای ترشح کاتکول آمینها و پاسخ گلوکز فراهم میکند و انجام آنها با محدودیت جریان خون برای افراد توصیه میشود. مطالعات بیشتر در زمینهی اثر محدودیت جریان خون بهعنوان روش تمرینی نوین بر بازی ویدیویی همراه با حرکت لازم است.
رضا صفدری، سید فرشاد علامه، فریبا شعبانی،
دوره 15، شماره 6 - ( بهمن و اسفند 1400 )
چکیده
زمینه و هدف: عوامل خطر بسیاری در ایجاد بیماریهای سیستم صفراوی نقش دارند. ازاینرو، این دسته از بیماریها جزو بیماریهای شایع محسوب میگردند. مشارکت فعال بیمار در مدیریت بیماری، بهبود خودمراقبتی و پیامدهای بالینی بسیار مهم است. برنامه کاربردی تلفن همراه دارای پتانسیل بالایی در پشتیبانی از خودمدیریتی بیماران است. به همین جهت این مطالعه، با هدف شناسایی و تعیین عناصر دادهای برای ایجاد برنامه کاربردی خودمراقبتی بیماران صفراوی انجام شد.
روش بررسی: مطالعهی توصیفی حاضر، در دو مرحلهی بررسی منابع و نیازسنجی عناصر دادهای انجام گردید. در مرحلهی اول، جهت تعیین عناصر دادهای مورد نیاز برای ایجاد برنامه کاربردی خودمراقبتی بیماران صفراوی از مقالات علمی موجود در پایگاههای اطلاعاتی استفاده شد و چکلیستی از عناصر دادهای تهیه شد. در مرحلهی دوم بر اساس چکلیست تهیه شده، پرسشنامهای محققساخته ایجاد شد که روایی صوری و محتوایی آن مورد تایید تیم پژوهش و پایایی آن با ضریب آلفای کرونباخ ۸۷/۲% محاسبه شد. پرسشنامهی مذکور در اختیار پزشکان فوقتخصص گوارش مجتمع بیمارستانی امام خمینی(ره) قرار گرفت و بدینترتیب عناصر دادهای منتخب شناسایی گردید.
یافتهها: عناصر دادهای این برنامه در هفت بخش اطلاعات دموگرافیک، اطلاعات بالینی، اطلاعات مربوط به بیماریهای سیستم صفراوی، اطلاعات مربوط به سبک زندگی پس از جراحی بیماران صفراوی، یادآورها، مدیریت بیماری و اطلاعرسانی دستهبندی شدند. ۶۰/۵% پاسخدهندگان پرسشنامه، به عناصر دادهای بخش اطلاعات دموگرافیک و اطلاعات بالینی بیشترین میزان اهمیت را اختصاص دادند. ۵۴/۲% از آنها، عناصر دادهای بخش آموزش بیماران را با اهمیت بالایی برشمردند. ۴۳/۸% پاسخدهندگان پرسشنامه، به عناصر دادهای بخشهای مداخلهای برنامه، بیشترین میزان اهمیت را اختصاص دادند و تنها ۴/۲% از آنها عناصر دادهای این بخش را با کمترین میزان اهمیت در نظر گرفتند.
نتیجهگیری: بر مبنای عناصر دادهای تعیین شده، برنامه کاربردی خودمراقبتی طراحی و ایجاد شد و میتواند به عنوان مکملی در جهت مراقبت تخصصی به بیماران صفراوی مورد استفاده قرار گیرد.
مریم آقاجری نژاد، یحیی سلیمی، شهاب رضاییان، قباد مرادی، مهدی مرادی نظر، فاطمه خسروی شادمانی، رویا صفری فرامانی، میترا دربندی، فرید نجفی،
دوره 17، شماره 2 - ( 3-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: همه افراد یک جامعه به یک تناسب، در معرض ابتلا و بستری بهعلت بیماری کووید-۱۹ نیستند. هدف از مطالعهی حاضر، تعیین عوامل مرتبط با ابتلا و بستری بهعلت کووید-۱۹ در شرکتکنندگان مطالعه کوهورت RaNCD (Ravansar Non-Communicable Disease) بود.
روش بررسی: مطالعه حاضر در بازه زمانی ۱۳۹۸/۱۲/۰۹ تا ۱۴۰۰/۰۹/۰۶ انجام شد. برای این مطالعه از دادههای مطالعه کوهورت RaNCD استفاده شد. موارد ابتلا و بستری کووید-۱۹ نیز از سامانههای پایش مراقبتهای درمانی، سامانه سما و لیست خطی معاونت بهداشت و نتایج سرمی مثبت استخراج و از دادههای آنها استفاده شد. در مطالعه مورد-همگروهی در گروه مورد ۶۲۶ مورد ابتلای قطعی و/ یا محتمل وارد شد و در ادامه ۲۱۰۷ نفر بهصورت تصادفی ساده بهعنوان تحت همگروه انتخاب شدند. در مطالعه مورد-شاهدی، ۱۸۸ فرد بستریشده بهعلت کووید-۱۹ در گروه مورد و ۶۳۲ مثبت سرپایی در گروه شاهد، بودند. در این مطالعه از روش رگرسیون کاکس تعمیمیافته و لجستیک استفاده شد.
یافتهها: در مطالعه مورد-همگروهی نسبت مخاطره ابتلا به کووید-۱۹ در روستاییان، سیگاریها و طبقه اقتصادی-اجتماعی متوسط بهترتیب(۰/۹۱، ۰/۵۷)۰/۷۲، (۰/۵۸، ۰/۲۴)۰/۳۷، (۲/۱۱، ۱/۰۷)۱/۵۰، نسبت به گروه مرجع بود. در حالیکه نسبت مخاطره در سنین ۶۴-۴۶ و ۶۵ ساله و بالاتر، در سال اول بهترتیب(۶/۸۶، ۱/۷۶)۳/۴۷ و (۱۴/۸۵، ۲/۸۰)۶/۴۵ نسبت به گروه مرجع بود، بعد از یکسال، بهترتیب این مقادیر به(۴/۴۰، ۱/۱۳)۲/۲۳ و (۸/۱۰، ۱/۵۳)۳/۵۲ رسید. نسبت مخاطره در مبتلایان به حداقل یک بیماری زمینهای در سال اول(۳/۹۲، ۱/۵۳)۲/۴۵ بود که بعد از یکسال، به(۲/۹۲، ۱/۱۴)۱/۸۲ کاهش یافت. همچنین در مدل تطبیقیافته فعالیت فیزیکی متوسط و شدید با کاهش نسبت مخاطره همراه بود. در مطالعه مورد-شاهدی، نسبت شانس بستریشدن بهعلت کووید-۱۹ با هر سال افزایش سن، ۰/۰۳% بیشتر(۱/۰۵، ۰/۰۱)۱/۰۳ و در مبتلایان با حداقل سه بیماری زمینهای(۴/۷۳، ۱/۲۴)۲/۴۳ برابر بدون بیماری زمینهای بود.
نتیجهگیری: بهطورکلی کاهش نسبت مخاطره با گذشت یکسال از شروع مطالعه قابل توجه بود. افزایش سن و ابتلا به بیماریهای زمینهای از جمله مواردی است که نسبت شانس بستری در بیمارستان را نیز افزایش داده است. چنین افرادی میتوانند برای موجهای بعدی بیماری در اولویت مراقبتهای بهداشتی و دوزهای یادآور واکسیناسیون قرار گیرند.
رسول بیدل نیکو، شیلا حسنزاده، محمد جبرائیلی، ناصر مسعودی، بهلول رحیمی، فرشاد فقی سلوک،
دوره 17، شماره 6 - ( 11-1402 )
چکیده
مقدمه و هدف: حوادث ترافیکی در ایران یکی از علل اصلی مرگ و میر و ناتوانی محسوب می شود، شناسایی عوامل مرتبط با این حوادث، می تواند در پیشگیری و مدیریت مناسب حوادث ترافیکی مفید باشد. هدف از انجام این مطالعه تعیین اپیدمیولوژی ترومای ناشی از حوادث ترافیکی در بیمارستان امام خمینی(ره) ارومیه طی سالهای ۱۴۰۱- ۱۳۹۶ انجام گرفت.
مواد و روش: پژوهش حاضر یک مطالعه توصیفی- مقطعی بوده که بر روی بیماران بستری ناشی از حوادث ترافیکی در بیمارستان امام خمینی (ره) ارومیه، به مدت پنج سال انجام گرفت. داده های مورد نیاز شامل مشخصات دموگرافیک و اطلاعات مصدوم (نقش مصدوم، زمان وقوع تصادف، مکان وقوع تصادف، نوع وسیله نقلیه، ناحیه آسیب دیده و وضعیت مصدوم هنگام ترخیص) بود که از سیستم ثبت ترومای دانشگاه علوم پزشکی ارومیه استخراج گردید. دادهها پس از جمع آوری وارد نرم افزارSPSS شده و از طریق جدول توزیع فراوانی و شاخصهای مرکزی و پراکندگی توصیف گردید.
یافته ها: در این مطالعه از ۲۰۸۶ مورد مصدوم،۷۴/۴۰% (۱۵۵۲ نفر) مذکر بودند. میانگین سنی مصدومین ۱۸/۴۷± ۳۴/۴۹ سال بود. نوع وسیله نقلیه تصادفی اکثر مصدومین با ۵۶/۷۰% (۹۹۸ مورد) موتورسیکلت بود. بیشترین مصدومین ۵۲/۷۳ % (۱۱۰۰ مورد) راننده و از این بین ۵۷/۴۵ % (۶۳۲ مورد) راکب موتورسیکلت بودند. ۳۴/۰۸% (۷۱۱ مورد) آسیبهای وارده به اندامهای بدن در قسمت سر،گردن و صورت بود.
نتیجه گیری: نتایج این پژوهش نشان داد که اکثر مصدومین حوادث ترافیکی را رانندگان جوان موتورسیکلت تشکیل میدهند و همچنین بیشترین آسیب مربوط به ناحیه سر و گردن بود. بنابراین، ضروری است با شناخت عوامل خطر و تاثیر هر یک از آنها بر پیامد سوانح جادهای، به انجام مداخلات مناسب جهت پیشگیری از رفتارهای پرخطر رانندگان جوان و فرهنگ سازی رعایت نکات ایمنی پرداخته شود. همچنین در نظام سلامت نیز، آمادگی های لازم از لحاظ نیروی انسانی و تجهزات پزشکی جهت مدیریت درمان آسیب های ناشی از حوادث ترافیکی ایجاد گردد.
بیژن هوشمند مقدم، شادی معظمی گودرزی، امیر رشیدلمیر،
دوره 18، شماره 1 - ( 1-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: عدم تعادل بین آدیپوکینها اثرات پاتولوژیکی بر سیستم قلبی-عروقی اعمال میکند. مداخلات ورزشی میتوانند نقش مهمی در تنظیم ترشح آدیپوکینها داشته باشند. هدف از مطالعهی حاضر، بررسی تأثیر ۱۲ هفته تمرین مقاومتی بر مقادیر سرمی آپلین، واسپین و فشارخون در مردان مسن مبتلا به پرفشاری خون بود.
روش بررسی: در این مطالعهی نیمه تجربی، ۲۴ مرد مسن مبتلا به پرفشاری خون بهصورت هدفمند و بر اساس معیارهای ورود به مطالعه انتخاب شدند و به شکل تصادفی در دو گروه تمرین مقاومتی(۱۲ نفر) و کنترل(۱۲ نفر) قرار گرفتند. شرکتکنندگان گروه تمرین مقاومتی، به مدت ۱۲ هفته و سه جلسه در هفته به انجام تمرینات مقاومتی پرداختند. در ابتدا و انتهای پژوهش، نمونه خون وریدی برای اندازهگیری مقادیر سرمی آپلین و واسپین جمعآوری شد. تجزیه و تحلیل دادهها با استفاده از نرمافزار SPSS و با آزمون آماری تی همبسته و مستقل در سطح معناداری کمتر از ۰/۰۵ انجام شد.
یافتهها: بعد از انجام ۱۲ هفته تمرین مقاومتی، کاهش معناداری در مقادیر سرمی آپلین(۰/۰۰۲=P)، واسپین(۰/۰۱=P) فشارخون سیستولی(۰/۰۰۱>P) و فشارخون دیاستولی(۰/۰۰۱>P) نسبت به پیشآزمون مشاهده شد. علاوه بر این، بین دو گروه تجربی و کنترل اختلاف معناداری در مقادیر سرمی آپلین(۰/۰۰۱=P)، واسپین(۰/۰۰۱=P) و فشارخون سیستولی(۰/۰۰۱>P) و فشارخون دیاستولی(۰/۰۰۱>P) مشاهده شد.
نتیجهگیری: به نظر میرسد که انجام یک دوره ۱۲ هفتهای تمرین مقاومتی میتواند ضمن بهبود فشارخون سیستولیک و دیاستولیک در تنظیم ترشح آدیپوکینهای آپلین و واسپین در مردان سالمند مبتلا به فشارخون مؤثر واقع شود.
محبوبه فاطمی، محمدرضا یعقوبی ارشادی، یاور راثی، محمدمهدی صداقت، حسن وطن دوست، محبوبه بیات، مهرداد ضرابی، فاطمه نیکپور، امیراحمد اخوان،
دوره 18، شماره 5 - ( 9-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: یکی از نیازهای کلیدی برای تأمین، حفظ و ارتقای سلامت جامعه، تربیت و توزیع متناسب نیروی انسانی است. اولین قدم در هر نوع برنامهریزی مرتبط با سلامت، تحلیل وضعیت موجود است تا بتوان تصویری روشن از آینده را ترسیم کرد، بهطوریکه تقاضا و عرضه با یکدیگر در تعادل باشند. هدف از انجام این پژوهش، تحلیل وضعیت کنونی رشته حشرهشناسی پزشکی و مبارزه با ناقلین/ بیولوژی و کنترل ناقلین بیماریها در کشور و برآورد نیروی انسانی موردنیاز تا سال ۱۴۰۴ است.
روش بررسی: در این مطالعه از«مدل اصلاح شده و ترکیبی» شامل مدلهال که مبتنی بر مکان و مدل تخمین نیروی کار بهداشت استرالیا که یک رویکرد مبتنی بر نیاز است، استفاده گردید. این پژوهش در چندین فاز شامل جمعآوری تعداد اعضای هیاتعلمی از سامانه علمسنجی، جمعآوری تعداد دانشجویان و دانشآموختگان از سامانه مدیریت آموزش، جمعآوری تعداد شرکتهای خصوصی ارایهدهندهی خدمات سمپاشی و مبارزه با آفات بهداشتی در تمامی شهرستانها و در نهایت برگزاری جلسات و یا مصاحبه با اعضای هیات مدیره انجمن علمی بیولوژی و کنترل ناقلین بیماریها و صاحبنظران بهمنظور برآورد نیروی انسانی مورد نیاز در رشته فوقالذکر انجام گردید.
یافتهها: براساس دادههای جمعآوری شده و مصاحبههایی حضوری طی شش جلسه که با اعضای هیات ممتحنه، برنامهریزی و ارزشیابی رشته بیولوژی و کنترل ناقلین بیماریها برگزار شد، برآورد گردید که تاکنون ۹۸۵ دانش آموخته در این رشته تربیت شدهاند و به ۱۳۳۸ دانشآموخته در این رشته نیاز میباشد. لذا تا سال ۱۴۰۴ تربیت ۳۵۳ نفر در این رشته ضروری به نظر میرسد که با توجه به برنامه پنج ساله ششم توسعهی کشور که سهم دانشجویان تحصیلات تکمیلی به کل دانشجویان ۳۰ درصد لحاظ شده است، تربیت ۳۵ نفر در مقطع دکتری تخصصی (.Ph.D)، ۷۱ نفر در مقطع کارشناسیارشد و۲۴۷ نفر در مقطع کارشناسی ضروری به نظر میرسد.
نتیجهگیری: پیشبینی میشود با پذیرفتن بهطور متوسط سالانه ۹ نفر در مقطع دکتری تخصصی، ۱۸ نفر در مقطع کارشناسیارشد و ۶۲ نفر در مقطع کارشناسی علاوه بر متناسب شدن میزان تقاضا و عرضه، مشکلی برای اشتغال دانشآموختگان این رشته وجود نداشته باشد.
مجتبی سلیمی بنی، مهدی قصابی چورسی، رقیه ارشاد سرابی،
دوره 18، شماره 6 - ( 12-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: مالاریا یکی از چالشهای بهداشتی در بسیاری از کشورهای جهان، محسوب میشود. ایران از جمله کشورهایی است که برنامهی حذف مالاریا را در دستور کار خود قرار داده و امید است که انتقال محلی این بیماری را تا سال ۱۴۰۴ قطع کند. بهورزان بهعنوان مراقبان بهداشتی اولیه نقش مهمی در شناسایی، کنترل و پیشگیری از مالاریا دارند، بهروز بودن دانش و مهارتهای آنها از طریق آموزشهای مستمر میتواند در موفقیت این برنامه مؤثر باشد. آموزش مجازی یکی از روشهای نوین آموزشی است امکان اینگونه از آموزشها را فراهم میکند. مطالعه با هدف بررسی تأثیر دورههای بازآموزی مجازی بر دانش، نگرش و عملکرد بهورزان در اجرای برنامهی حذف مالاریا در سال ۱۴۰۱ انجام شده است.
روش بررسی: پژوهش از نوع شبهتجربی قبل و بعد، با طرح پیشآزمون و پسآزمون تکگروهی بود. جامعه شامل ۶۹ نفر بود که به روش سرشماری وارد مطالعه شدند. ابتدا پیشآزمون جهت ارزیابی سطح اولیه دانش، نگرش و عملکرد شرکتکنندگان در زمینهی راهکارهای حذف مالاریا اجرا شد، سپس مداخلهی آموزشی به شیوه آموزش مجازی ارایه گردید و پسآزمون بهمنظور بررسی نتایج انجام شد. محتوای آموزشی در هشت جلسهی ۴۵ دقیقهای توسط مدرس مرکز آموزش بهورزی در محیط اسکایروم (sky room) برای مشارکتکنندگان ارایه شد. ابزار گردآوری دادهها، پرسشنامهی محققساخته بود. روایی پرسشنامه از طریق روایی محتوایی و پایایی آن در یک جلسه پیش از آموزش در یک مطالعه پایلوت توسط کارشناس مسئول بهورز بررسی و تأیید گردید. ضریب همبستگی آلفای کرونباخ سوالات پرسشنامه محاسبه و در سطح قابلقبول بهدست آمد(۰/۸۳=r). دادهها با استفاده از نرمافزار SPSS و آزمون t تجزیهوتحلیل شدند.
یافتهها: از مجموع ۶۹ نفر شرکتکنندگان، ۴۰ نفر(۵۸%) مرد و ۲۹ نفر(۴۲%) زن بودند. مقایسهی نتایج پیشآزمون و پسآزمون نشان داد که میانگین نمرههای دانش، نگرش و عملکرد بهورزان پس از آموزش بهترتیب ۱/۰۵، ۱/۲ و ۱/۱۷ واحد افزایش یافته است که این تفاوت از نظر آماری معنادار بود(۰/۰۰۰=P).
نتیجهگیری: بر اساس نتایج، توجه به مزایای آموزش مجازی، از جمله دسترسی آسان، هزینه کمتر و پوشش گسترده، پیشنهاد میشود، این روش بهعنوان مطالعه راهکار در برنامههای آموزشی کارکنان بهداشتی مورد استفاده قرار گیرد.
ابراهیم جعفری پویان، فرشاد علامه، ندا علیزاده، طاهره شریفی،
دوره 19، شماره 4 - ( 8-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: حفظ و ماندگاری اعضای هیاتعلمی یکی از چالشهای اساسی نظام سلامت کشور است. بنابراین مطالعهی حاضر با هدف ارایه راهکارهای ماندگاری اعضای هیاتعلمی حوزهی سلامت انجام گردیده است.
روش بررسی: این مطالعه بهصورت ترکیبی در سه مرحله، در سال ۱۴۰۳ انجام گرفت. در مرور حیطهای مقالات مرتبط از پایگاههای داده Magiran, SID, PubMed و استفاده از موتور جستجوی Google scholar بررسی گردیدند. از ۱۸۹۷۷ مطالعهی شناسایی شده بعد از چند مرحله غربالگری، ۳۷ مقاله انتخاب و مورد بررسی قرار گرفت. در مرحلهی دوم ۱۲ مصاحبه نیمهساختارمند بهمنظور شناسایی عوامل ماندگاری اعضای هیاتعلمی حوزهی سلامت با صاحبنظران و مدیران مرتبط با رویکرد استقرایی بر اساس قواعد تحلیل محتوای جهتدار انجام گردید. بر همین اساس از چهارچوب مدیریت منابع انسانی که شامل ۵ مرحلهی آشنایی با دادهها، شناسایی چهارچوب موضوعی، نمایهسازی، نمایش با نمودار و تفسیر نتایج برای تحلیل دادهها در این پژوهش استفاده شد. از نرمافزار ۲۰۲۰-MAXQDA در تحلیل دادههای پژوهش استفاده شد. در نهایت در مرحلهی سوم با بهرهگیری از ماتریس اولویتبندی، راهکارها توسط ۱۷ نفر از خبرگان امتیازدهی و اولویتبندی شد.
یافتهها: راهکارهای ماندگاری اعضای هیاتعلمی حوزهی سلامت بر اساس چرخهی مدیریت منابع انسانی در ۱۰ حوزه شناسایی و طبقهبندی شد که شامل نیرویابی، انتخاب و استخدام، رشد و توسعه، ارزیابی عملکرد، جبران خدمت، فرهنگ سازمانی، بهبود شرایط کار، انگیزش، خاتمهی کار و عوامل برونسازمانی بود؛ سپس راهکارهای هر حوزه بر اساس میزان اثرگذاری اولویتبندی شد که راهکارهای دارای بیشترین اولویت شامل بهبود وضعیت مالی و اقتصادی کشور(۴/۹۲ از ۵ نمره)، و افزایش حقوق اعضای هیاتعلمی(۴/۹۰)، برداشتن سقف حقوق پرداختی(۴/۸۸)، ایجاد تعاونیهای مسکن(۴/۸۲)، رعایت شأن و جایگاه اجتماعی استادان بازنشسته(۴/۸۰)، اعطای امکانات تفریحی بهاعضای هیاتعلمی(۴/۷۹)، بهبود شفافیت و پاسخگویی و قانونمداری در کشور(۴/۷۹) و افزایش مشارکت اعضای هیاتعلمی در تصمیمگیریها(۴/۴۷) بودند.
نتیجهگیری: براساس نتایج مطالعه، راهکارهایی از قبیل تمرکز بر بهبود وضعیت مالی، ارتقای شفافیت و افزایش رفاه اعضای هیاتعلمی، میتواند در افزایش انگیزه و ماندگاری اعضای هیاتعلمی در حوزهی سلامت مؤثر باشد. بنابراین بهکارگیری این راهکارها توسط سیاستگذاران و مدیران حوزه آموزش، انتظار میرود وضعیت ماندگاری اعضای هیاتعلمی را در این حوزه بهبود دهد.