29 نتیجه برای ارزیابی
محمد جبرییلی، علی رشیدی، طاهر محیط مافی، رقیه موسی زاده،
دوره 14، شماره 6 - ( 11-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: سیستمهای نسخه نویسی الکترونیکی میتوانند ایمنی بیمار و کیفیت خدمات مراقبت سلامت را ارتقا دهند. این سیستم ها باید قابلیتهای لازم جهت کاهش خطاهای پزشکی و بهبود عملکرد ارایهکنندگان خدمات سلامت را فراهم کنند. هدف این تحقیق، ارزیابی قابلیتهای سیستم نسخه نویسی الکترونیکی از دیدگاه پزشکان در پلیکلینیک های سازمان تامین اجتماعی ارومیه می باشد.
روش بررسی: مطالعه حاضر یک تحقیق توصیفی- مقطعی است که در سال ۱۳۹۹ انجام گرفت. جامعه مورد مطالعه شامل ۸۲ نفر از پزشکان شاغل در ۳ پلی کلینیک سازمان تامین اجتماعی ارومیه بود که به صورت سرشماری تعیین گردید. ابزار مورد استفاده در این پژوهش پرسشنامه محقق ساخته میباشد که روایی پرسشنامه بر اساس نظرات خبرگان تعیین شد و پایایی آن نیز از طریق محاسبه ضریب آلفای کرونباخ بررسی گردید. تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS انجام گردید.
یافته ها: نتایج نشان داد که در بخش ثبت و دسترسی به اطلاعات سیستم، بیشترین امتیاز مربوط به امکان ثبت دارو(۴/۵۸) و ثبت دستورات مرتبط با آزمایش، رادیولوژی(۴/۴۴) بود. از لحاظ قابلیت های پشتیبان تصمیمگیری، بیشترین امتیاز به ارائه هشدارهای مربوط به تداخلات دارویی(۴/۱۸)، کنترل میزان تجویز دارو برای بیماران مزمن(۳/۸۳) و در بخش قابلیتهای فنی سیستم، بیشترین امتیاز مربوط به سهولت استفاده سیستم(۳/۸۷) و رابط کاربری مناسب(۳/۶۶) می باشد.
نتیجه گیری: سیستم نسخه نویسی الکترونیکی مورد مطالعه، در برخی قابلیت ها مانند دسترسی به اطلاعات دارویی براساس منابع معتبر، پیشنهاد گزینههای درمانی براساس تشخیص اصلی و همچنین سفارشی سازی سیستم امتیاز کمتری کسب کرده لذا توسعه دهندگان سیستم، باید قابلیتهای آن را، از طریق برقراری ارتباط مناسب با کاربران و درک کامل نیازهای واقعی آنها، ارتقا دهند.
نیلوفر محمد زاده، سید هادی سجادی، سید حسن سجادی،
دوره 15، شماره 1 - ( 1-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: شبکههای اجتماعی که دادههای سلامت را در اختیار کاربران قرار میدهد، نه تنها منجر به آموزش آنها میشود بلکه باعث میشود تا در فرایند تصمیمگیری دربارهی سلامت خود نقش فعال داشته باشند. شبکههای اجتماعی حوزه سلامت علاوه بر ابزاری مناسب برای ارتباط بهتر بیمار با ارایهدهندگان خدمات بهداشتی درمانی، میتواند نقش موثری در ارتباط بیماران مشابه با یکدیگر برای دریافت حمایت های اجتماعی داشته باشد. شبکههای اجتماعی یکی از بزرگترین آثار وب ۲ میباشد که ارتباط میان افراد را تسهیل میکند.گسترش شبکههای اجتماعی استفاده از آنها در حوزهی سلامت همچنان در سطوح اولیه خود قرار دارد. برای پیادهسازی یک سیستم اطلاعاتی ابتدا نیاز است تا شناخت، طراحی و مدلسازی فرآیندهای مربوط به آن انجام پذیرد. هدف اصلی این مطالعه ارایه مستندات فنی برای توسعهی شبکههای اجتماعی در حوزهی سلامت بهمنظور تسهیل توسعههای آتی میباشد.
روش بررسی: پژوهش حاضر از نوع کاربردی بوده و به دلیل مرور متون، از نوع توصیفی و همچنین به علت وجود ابعاد فناورانه در مدلسازی بهکار برده شده از نوع توسعهای است. در مطالعهی حاضر ابتدا ویژگیهای استخراج شده پس از ارزیابی توسط متخصصان تایید شدند. سپس باتوجه به ویژگیهای مذکور، مدلسازی شبکه در سه سطح داده ای، کارکردی و فرایندی انجام شد. بر اساس مدلسازیهای انجام شده، یک پروتوتایپ طراحی شد و مورد ارزیابی قرارگرفت.
یافتهها: در این پژوهش مستندات فنی برای توسعهی شبکههای اجتماعی در حوزه سلامت در ۳ محور مدلسازی دادهای، مدل سازی کارکردی و مدل سازی فرایندی تهیه شد. در ارزیابی کاربردپذیری مبتنی بر اصول دهگانهی Nielsen، پروتوتایپ ایجاد شده بر مبنای مدلسازیها ارزیابی گردید. در نهایت تعداد مشکلات در هرکدام از موارد مدل Nielsen مشخص شد. مورد«وضوح وضعیت سیستم» با ۳۱/۲۶ و «سازگاری و استانداردها» با ۲۷/۵ بهترتیب با بیشترین و کمترین مشکل همراه بودند.
نتیجهگیری: نیاز روزافزون و گسترش استفاده از شبکههای اجتماعی، بستر مناسبی را برای استفاده از این ابزار در حوزهی سلامت و بهرهبرداری از مزایای آن ایجاد کرده است. مطالعهی حاضر با تمرکز بر ارایه مستندات فنی برای توسعهی شبکههای اجتماعی سلامت و برای تسهیل توسعه شبکههای اجتماعی در حوزهی سلامت انجام شده است.
شهربانو پهلوانی نژاد، رضا صفدری، مژگان رحمانیان، محمدصالح صفری،
دوره 16، شماره 1 - ( 1-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: پرهاکلامپسی، یکی از جدیترین موارد بارداریهای پرخطر است که سلامت زنان را در سطح جهان به خصوص در کشورهای در حال توسعه به مخاطره میاندازد. پرهاکلامپسی یک سندرم خاص بارداری با میزان شیوع حدود ۱۴-۷ درصد است که یکی از سه علت اصلی مرگ زنان باردار است. پرهاکلامپسی در ایران، دومین علت شایع مرگ و میر مادران است و ۱۴ درصد از موارد مرگ و میر مادران را به خود اختصاص داده است. پژوهش حاضر به منظور طراحی مدل مفهومی و ارزیابی برنامهی خودمراقبتی پرهاکلامپسی؛ مبتنی بر اندروید انجام شده است.
روش بررسی: این پژوهش در چهار مرحله جهت نیازسنجی عناصر اطلاعاتی، طراحی، ایجاد و ارزیابی برنامه کاربردی خودمراقبتی پرهاکلامپسی انجام شد. در این نیازسنجی، ۴۲ نفر از پزشکان متخصص، دستیاران و پرسنل مرتبط با موضوع شاغل در مرکز آموزشی، پژوهشی و درمانی امیرالمومنین(ع) وابسته به دانشگاه علوم پزشکی سمنان مشارکت کردند. سپس برنامه توسط ۷ نفر از پزشکان مورد ارزیابی اولیه قرار گرفته و در نهایت پیشنهادهای ارایه شده توسط کاربران در طراحی برنامه، اعمال شده و نسخه نهایی برنامه تکمیل شد. اپلیکیشن در محیط اندروید استودیو طراحی شده و سپس با استفاده از نظرات ۲۰ مادر و با ابزار QUIS کاربردپذیری آن ارزیابی گردید.
یافتهها: عناصر اطلاعاتی و قابلیتهای عملکردی موردنیاز برنامه تعیین و برنامه علاوه بر برقراری ارتباط میان بیمار و ارایهدهنده، امکان مدیریت مراقبت و کنترل روند بیماری را نیز فراهم نمود. ارزیابی عملکرد برنامه توسط پزشکان و خبرگان صورت گرفته و سپس توسط مادران باردار از نظر کاربردپذیری ارزیابی گردید که یافتهها حاکی از رضایت کاربران از اپلیکیشن بود.
نتیجهگیری: استفاده از برنامههای کاربردی مبتنی برموبایل راهکار مفیدی برای افزایش دانش و ارتقای سلامت مادران باردار و تسهیل دسترسی آنان به اطلاعات درمانی و کسب مهارت های لازم در بیماریشان است. این برنامه به مادران باردار مبتلا به پرهاکلامپسی کمک میکند تا با رعایت تغذیهی مناسب و اصول درمانی، بیماری خود را کنترل نموده تا عوارض بیماری خود را به حداقل برسانند.
سوسن ربیحاوی، ژیلا نجف پور،
دوره 16، شماره 1 - ( 1-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: اتاق عمل بهدلیل چندتخصصی بودن فرایندها، سطح بالای تکنولوژی و پیچیدگی پروتکلهای درمانی از بخشهای پرخطر بیمارستان محسوب میشود. مطالعهی حاضر باهدف شناسایی و ارزیابی حالات بالقوهی خطاهای مرتبط جراحی با استفاده از رویکرد آنالیز بحرانیت حالات شکست و اثرات آن (Failure Mode, Effects and Criticality Analysis) در اتاقهای عمل بیمارستان گلستان، زیرپوشش دانشگاه علوم پزشکی اهواز انجام شد.
روش بررسی: این پژوهش با روش کیفی و براساس پروتکل آنالیز بحرانیت حالات شکست و اثرات آن (FMECA) در هفت مرحله، انجام شد. دادهها با بهرهگیری از روشهای مشاهدهی مستقیم، بررسی مستندات و مصاحبه با صاحبان فرایند جمعآوری شد. در این راستا، ابتدا فرایند جریان مراقبت بیمار از شروع برنامهریزی جراحی تا ترخیص بیمار از واحد مراقبت پس از بیهوشی استخراج گردید، پسازآن حالات بالقوهی خطا مرتبط با هر فرایند شناسایی شد، سپس عدد اولویت ریسک (RPN) هریک از آنان طبق امتیاز شاخصهای شدت، احتمال وقوع و قابلیت کشف محاسبه گردید. تحلیل امتیازات با بهرهگیری از آمار توصیفی و با استفاده از نرمافزار SPSS صورت گرفت.
یافتهها: در مطالعهی حاضر طی تحلیل فرایندهای مرتبط با مراقبتهای جراحی، ۱۷ فرایند اصلی و ۷۵ زیرفرایند برای هر جراحی (از تنظیم برنامه عمل جراحی تا ترخیص بیمار از واحد مراقبت پس از بیهوشی) شناسایی گردید؛ که طی آن ۷۰ حالت بالقوه خطا مشخص شد. در نهایت پس از بررسی حالات خطا در ماتریس اولویتبندی ریسک، از بین ۷۰ حالت خطای بالقوه شناسایی شده، ۲ حالت خطا با ریسک غیرقابلقبول، شامل عدمشستشوی اتاقعمل و عدمعلامتگذاری محل جراحی و ۷ حالت خطا با ریسک متوسط شامل عدمرعایت بهداشت دست و اصول گندزدایی محیط و تجهیزات ثابت اتاقعمل، قطعی اکسیژن مرکزی، کمبود تجهیزات در شیفت شب، تاخیر در تحویل پروتزها به سایت جراحی، انتقال بیمار نیازمند مراقبتهای ویژه به بخش شناسایی گردیدند. علل انسانی و سازمانی، بیشترین سهم را در رخداد خطاهای بالقوه داشتند.
نتیجهگیری: تحلیل خطاهای بالقوه نشان داد که بیشترین احتمال رخداد خطا، در فرایندهای حین عمل جراحی و به علت فاکتورهای انسانی و سازمانی است. شناسایی ۷۰ حالت بالقوه خطا در ۱۷ فرایند جراحی نشاندهندهی جامعیت رویکرد پیشگیرانهی FMECA در شناسایی و اولویتبندی نقاط مخاطرهآمیز فرایندها، در اتاقهای عمل میباشد.
سعید ناطقی، علی گنجعلیخان حاکمی، سهیلا دمیری، سمیرا رئوفی، الهام حقشناس، سارا اخوانرضایت، شمسی اختیار، سارا صالحی، مریم رادینمنش،
دوره 16، شماره 5 - ( 9-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: پایش و ارزشیابی اثربخش نیروی انسانی در کشورها مستلزم یک مجموعهی موردتوافق از نشانگرها و ابزار اندازهگیری آنهاست و باتوجه به وجود ساز و کارهای مختلف پرداخت، این مطالعه با هدف شناسایی شاخصهای ارزشیابی عملکرد در بیمارستانهای زیرمجموعه دانشگاه علوم پزشکی تهران انجام شده است.
روش بررسی: این مطالعه بهصورت کیفی پدیدارشناختی در سال ۱۴۰۰ انجام شد. دادهها با استفاده از مصاحبهی نیمهساختاریافته، نمونهگیری هدفمند و مشارکت ۲۳ نفر از تیم ریاست، مدیریت و درآمد بیمارستانهای زیرمجموعه دانشگاه علوم پزشکی تهران، جمعآوری و به روش تحلیلمحتوا و با استفاده از نرمافزار ۱۰-MAXQDA تجزیه و تحلیل گردید.
یافتهها: در این پژوهش ۲۳ نفر از متخصصان شرکت کردند که ۷۸/۲ درصد مرد و ۲۱/۷ درصد زن بودند و در مجموع ۵۲۶ کدنهایی شناسایی شده و طبق ابزار مدیریتی کارت امتیازی متوازن در ۴ مضمون اصلی مالی، مشتریان، فرایندهای داخلی و رشد و توسعه و ۸ مضمون فرعی بهرهوری منابع با ۸۶ درصد، گردشگری پزشکی با ۵۲ درصد، اخلاق حرفهای با ۶۵ درصد، رضایتمندی با ۷۸ درصد، اعتباربخشی با ۴۸ درصد، تشخیص و درمان با ۷۸ درصد، آموزش با ۵۶ درصد و پژوهش با ۷۸ درصد دستهبندی شدند.
نتیجهگیری: ارایه خدمات درمانی مطلوب مستلزم آگاهی مدیران از عملکرد پرسنل زیرمجموعه میباشد که انتخاب معیارهای مناسب این امر را امکانپذیر میسازد، فراهمسازی زمینههای لازم برای تدوین سامانههای ارزیابی عملکرد و انجام ارزشیابی صحیح، اطلاعرسانی به پزشکان در خصوص شاخصهای در نظر گرفته شده جهت ارزشیابی دقیقتر از جمله پیشنهادهایی است که میتوانند در راستای مشکلات موجود راهگشا باشند. از دیگر نکات حایز اهمیت با توجه به محدودیت منابع موجود، نقش پزشکان در حوزهی گردشگری سلامت است که توجه به آن منجر به افزایش منابع مالی خواهد شد.
مهدی هادی، علی جهان، لیلا نجفی، محمد علی شریعت،
دوره 17، شماره 1 - ( 1-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: به موازات پیشرفت خدمات سطح پیچیدگی سازمانیِ مراکز بهداشتی درمانی نیز افزایش یافته است؛ عوامل متعددی از جمله تنوع خدمات، یکسان نبودن شرایط اداره مراکز و بالارفتن توقع از نظام سلامت در این زمینه نقش دارند. بنابراین با توجه به عوامل متعدد تاثیرگذار و تاثیرپذیر، ارتقای خدمات سلامت نیازمند توسعهی رویکردی سیستماتیک برای ارزیابی کارایی و سیستم مدیریت آنها میباشد. مطالعهی حاضر با هدف توسعهی مدل کارت امتیازی متوازن متناسب با مراکز مراقبت سلامت با رویکرد تلفیقی دلفی فازی و تکنیک دنپ انجام شد.
روش بررسی: این پژوهش یک مطالعه ترکیبی کیفی-کمی است که به منظور توسعهی مدل کارت امتیازی متوازن متناسب با مراکز مراقبت سلامت انجام شد. جامعه آماری پژوهش، شامل ۱۵ نفر از خبرگان حوزه بهداشت و درمان بودند که بر اساس نمونهگیری هدفمند گلوله برفی انتخاب شدند. برای جمعآوری دادهها در دو مرحله از پرسشنامهی محققساخته و پرسشنامهی ماتریسی ۲۰*۲۰ استفاده شد؛ که روایی آن با نظر خبرگان و پایایی آن با استفاده از آلفای کرونباخ و نرخ سازگاری محاسبه شد. تحلیل دادهها با نرمافزار Excel، و متلب انجام شد و برای بررسی تعیین رابطه علت-معلولی و میزان تاثیرپذیری و تاثیرگذاری اهداف از تکنیک دنپ استفاده شد.
یافتهها: با توجه به نتایج حاصل از تکنیک دلفی فازی در پنل خبرگان، ۵ دیدگاه با ۲۰ هدف کارت امتیازی متوازن متناسب با مراکز مراقبت سلامت شناسایی و جایگزین دیدگاههای سنتی کارت امتیازی متوازن شدند. بهعلاوه این نتایج نشان داد که دیدگاههای رشد و توسعه، فرایندهای درون سازمانی و مسئولیت اجتماعی بهدلیل مثبت بودن مقادیر D-R بهعنوان عوامل اثرگذار و دیدگاههای بیماران و جامعه، وضعیت مالی و عملکرد با کسب مقدار منفی D-R، بهعنوان عامل اثرپذیر میباشد.
نتیجهگیری: نتایج این پژوهش بیانگر این بود که برای ارزیابی عملکرد مراکز مراقبت سلامت باید از دیدگاههای متناسب با اهداف این مراکز در کارت امتیازی متوازن استفاده شود. همچنین اولویتبندی و تعیین رابطهی علی-معلولی و لحاظ کردن سهم هریک از دیدگاهها در دستیابی به اهداف مراکز مراقبت سلامت سبب تقویت عملکرد میشود.
مرجان قاضی سعیدی، محمدامین عباسی اسلاملو، کبری دارابیان، الهام عطایی،
دوره 17، شماره 3 - ( 5-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: با وجود پیشرفت مداوم در پزشکی، Chronic Obstructive Pulmonary Disease (انسداد مزمن ریوی (COPD)) همچنان یک بیماری تنفسی پیشرو، غیرقابل درمان و مزمن است که عملکرد بیماران را از ابعاد مختلف محدود کرده و کیفیت زندگی آنها را به میزان قابل توجهی کاهش میدهد. در این مسیر خودمراقبتی بیماران و بهکارگیری ابزارهای مرتبط با آن در کنترل و درمان بیماری اثر قابل توجهی دارد. هدف این پژوهش، طراحی و ایجاد برنامهی کاربردی جهت خودمراقبتی انسداد مزمن ریوی مبتنی بر اندروید بود.
روش بررسی: این پژوهش از نوع توصیفی-توسعهای با رویکرد کاربردی بود. در گام اول بر اساس مطالعهی منابع کتابخانهای و گایدلاینها و بررسی پروندههای بیماران بستری مبتلا به COPD در بیمارستان فیروزآبادی، پرسشنامهای با هدف نیازسنجی اطلاعاتی و تعیین اقلام دادهای و قابلیتهای موردنیاز در برنامهی کاربردی طراحی گردید. آنگاه بر اساس نمونهای ۱۰ نفره (بهروش تصادفی و در دسترس) از پزشکان متخصص داخلی و فوقتخصص ریه در بیمارستانهای فیروزآبادی و حضرت رسول، وابسته به دانشگاه علوم پزشکی ایران، بررسی و تکمیل گردید. دادهها با استفاده از آمار توصیفی، تحلیل و سپس جداول سناریو و نمودارهای موردکاربرد جهت نمایش جریان کلی برنامه کاربردی ترسیم شد. برنامه کاربردی با استفاده از زبان برنامه نویسی جاوا در محیط نرمافزار اندروید استودیو ۲۰۲۱ طراحی و ایجاد گردید. پس از نصب برنامهی کاربردی بر روی تلفن همراه ده نفر از بیماران مبتلا به COPD مراجعهکننده به درمانگاه تخصصی داخلی و ریه بیمارستان فیروزآبادی شهرری و استفاده از آن بهمدت یک هفته، نظرات بیماران درمورد کاربردپذیری برنامه کاربردی از طریق پرسشنامه QUIS جمعآوری و تحلیل شد.
یافته ها: بخشهای برنامه کاربردی، متعاقب نظرسنجی متخصصان، موارد اطلاعات فردی، اطلاعات بالینی، مدیریت بیماری، گزارشگیری و نکات آموزشی تعیین شد. که پس از طراحی جهت استفاده و ارزیابی در اختیار بیماران قرارگرفت. درپایان پژوهش، نتایج حاصل از ارزیابی قابلیت استفاده و میزان رضایتمندی از برنامه کاربردی نشان داد که از دیدگاه بیماران، برنامه کاربردی با میانگین امتیاز ۸/۱(از ۱۰ امتیاز) در سطح خوب قرار گرفته است.
نتیجهگیری: از برنامهی کاربردی خودمراقبتی طراحیشده میتوان در جهت افزایش آگاهیبخشی، کمک به مدیریت بیماری، افزایش سطج کیفیت زندگی و کاهش عوارض بیماری و کاهش بار بیماری برای بیماران مبتلا به انسداد مزمن ریوی استفاده نمود.
سمیه ذاکرعباسعلی، فرناز صالحیان،
دوره 18، شماره 3 - ( 5-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: امروزه داشبوردهای اطلاعاتی، ابزار اصلی برای درک و استخراج دانش از مجموعه دادههای بزرگ هستند و میتوانند در اشکال گوناگون توسط ارایهدهندگان خدمات مراقبت سلامت، استفاده شوند. همزمان با اپیدمی کووید ۱۹، داشبوردهای اطلاعاتی متعددی طراحی و توسعه یافتند؛ اما بهدلیل سرعت انتشار این ویروس فرصت ارزیابی آنها وجود نداشت. این پژوهش با هدف ارزیابی کاربردپذیری داشبورد مدیریت کووید ۱۹ انجام شد.
روشبررسی: این مطالعه توصیفی-مقطعی بوده و بر روی داشبورد مدیریتی کووید ۱۹ دانشگاه علوم پزشکی شیراز انجام شد. داشبورد به روش ارزیابی اکتشافی و با مشارکت سه نفر از متخصصان انفورماتیک پزشکی ارزیابی گردید. هریک از ارزیابان بهصورت مستقل و با استفاده از چکلیست اصول سیزدهگانه، سامانه را ارزیابی و مشکلات سامانه را شناسایی نمودند. سپس با حضور کلیه ارزیابان، لیست مشکلات شناسایی شده ترکیب و مشکلات تکراری از لیست حذف و یک لیست واحد تهیه گردید. در این جلسه مشترک هرگونه اختلاف نظر در مورد مشکلات یافت شده توسط ارزیابان بحث و بررسی گردید و به یک نظر مشترک رسیدند. در نهایت، ارزیابان درجهی شدت مشکلات را تعیین و گزارش نمودند.
یافتهها: در این ارزیابی، در مجموع ۷۹ مشکل کاربردپذیری شناسایی شد. بیشترین تعداد مشکلات مربوط به ویژگی«راهنما و مستندسازی»(۱۲ مشکل) و کمترین تعداد مشکلات مربوط به ویژگیهای«جنبههای زیبا شناختی و طراحی ساده »(۲ مشکل) و«حریم خصوصی»(۱ مشکل) بود. ۴۵/۵۸% مشکلات شناسایی شده در رده مشکلات بزرگ بودند. میانگین درجهی شدت مشکلات از ۲/۰۵(مسئله کوچک) مربوط به ویژگی«تعامل و احترام به کاربر» تا ۲/۹۹(مشکل بزرگ) مربوط به ویژگی«آزادی عمل کاربر و تسلط بر سیستم» بود. همچنین میانگین شدت مشکلات در مجموع ۲/۵ محاسبه شد که در محدودهی مشکلات کوچک دستهبندی گردید.
نتیجهگیری: روش ارزیابی اکتشافی، مشکلات رابط کاربری سیستمهای اطلاعاتی و داشبوردها را با استفاده از استانداردهای از پیش تعیینشده شناسایی میکند. درصورتیکه این مشکلات برطرف نشوند، موجب هدر رفتن زمان کاربران، افزایش خطا، کاهش کیفیت اطلاعات، نارضایتی و سردرگمی کاربران میشوند.
فاطمه عباسی قلعه تکی، مریم کازرانی، اعظم شاهبداغی،
دوره 19، شماره 1 - ( 2-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: خدمات کتابخانههای بیمارستانی جزو زیرساختهای اساسی جهت ارتقای آمادگی سلامت الکترونیک هستند. این پژوهش به ارزیابی مؤلفههای آمادگی سلامت الکترونیک در کتابخانههای بیمارستانی اصفهان پرداخته است.
روش بررسی: پیمایش توصیفی از نوع کاربردی است. جامعه آماری ۱۰ کتابخانه بیمارستانی دولتی شهر اصفهان و تکمیلکنندگان پرسشنامه، مدیران کتابخانههای یادشده هستند. ابزار پژوهش، پرسشنامهی محقق ساخته است که با مرور عمیق و جامع متون مرتبط تهیه شد. پرسشنامهی ۶۱ سوالی بر اساس مقیاس لیکرت تنظیم شده است و چهار بخش دارد: آمادگی یادگیری (R۱)، آمادگی اصلی (R۲)، آمادگی اجتماعی (R۳) و آمادگی فناوری (R۴). برای تعیین روایی محتوایی پرسشنامه از نظرات استادان و متخصصان و کارشناسان خبره استفاده شد که روایی آن تأیید شد و پایایی آن با استفاده از آلفای کرونباخ ۰/۸۳ تأیید گردید. از آمار توصیفی برای بررسی دادهها استفاده شد.
یافتهها: کتابخانههای بیمارستانی اصفهان از نظر آمادگی یادگیری با امتیاز ۳/۷۷ در وضعیت خوب، از نظر آمادگی اصلی با امتیاز ۳/۴۹ در وضعیت متوسط و از نظر آمادگی اجتماعی با امتیاز ۲/۴۷ و آمادگی فناوری با امتیاز ۲/۴۸ در وضعیت ضعیف قرار دارند. شاخص«سطح سواد فناوری و خدمات مرتبط با مراقبتهای بهداشتی» با امتیاز ۲/۹ از مؤلفهی آمادگی اصلی، شاخص«سیاستهای مربوط به بازپرداخت» با امتیاز ۱ از مؤلفهی آمادگی اجتماعی، شاخص«آموزش منابع اطلاعاتی» با امتیاز ۱/۸ از مؤلفهی آمادگی یادگیری، شاخص«دسترسی سازمان به آموزش فناوری اطلاعات و ارتباطات» با امتیاز ۱/۳۵ از مؤلفهی آمادگی فناوری جزو شاخصهای ضعیف شناسایی شدند. بهصورت کلی با توجه به میانگین امتیازات دریافت شده همه کتابخانههای بیمارستانی دولتی شهر اصفهان از نظر آمادگی سلامت الکترونیک در وضعیت متوسط قرار دارند.
نتیجهگیری: کتابخانههای بیمارستانی برای پیوستن به مقولهی سلامت الکترونیک با چالشهای متنوعی از جمله کمبود آمادگی در بخش فناوری روبهرو هستند. نبود سیاستگذاریهای مناسب برای پیادهسازی سلامت الکترونیک در کتابخانهها، عدممهارت کاربران در کاربرد فناوری اطلاعات و ارتباطات، ناآگاهی کاربران از خدمات سلامت الکترونیک مورد نیاز در کتابخانه، کمبود نیروی انسانی حرفهای و نبود آموزشهای مرتبط با سلامت الکترونیک برای کاربران از چالشهای پیشرو در کتابخانههای بیمارستانی در بخش آمادگی سلامت الکترونیک شده است که انتظار میرود در جهت ارتقای آمادگی سلامت الکترونیک مورد توجه قرار گیرد.