جستجو در مقالات منتشر شده


27 نتیجه برای سرطان

سامان محمدپور، رضا ربیعی، الهام شاه بهرامی، کامیار فتحی سالاری، مریم خاکزاد، مصطفی لنگری زاده،
دوره 16، شماره 2 - ( 3-1401 )
چکیده

زمینه و هدف: سرطان دومین عامل مرگ‌ومیر در جهان است که سالانه منجر به مرگ بیش از ۱۰ میلیون نفر در دنیا می‌شود. تشخیص زودرس، مدیریت و درمان صحیح این بیماری نقش مهمی در کاهش عوارض و مرگ‌ومیر دارد. یکی از ابزارهای حمایتی در تشخیص زودرس، مدیریت و درمان این بیماری، سیستم‌های تصمیم‌یار بالینی هستند که به دو دسته قاعده‌محور و غیرقاعده‌محور تقسیم‌بندی میشوند. سیستم‌های تصمیم‌یار قاعده‌محور برپایه راهنماهای بالینی ایجاد می‌شوند، درحالی‌که سیستم‌های تصمیم‌یار غیرقاعده‌محور از یادگیری ماشین بهره می‌گیرند. در این پژوهش اثرات سیستم‌های تصمیم‌یار به تفکیک قاعده‌محور و غیرقاعده‌محور، بر تشخیص، درمان و مدیریت سرطان سنجیده شد.
روش بررسی: مطالعه‌ی حاضر به‌روش مروری نظام‌یافته انجام شد که با جستجو در پایگاه‌های داده Web of Science، Scopus، IEEE Xplore و PubMED تا تاریخ ۲۰۲۱.۱۲.۳۱ صورت گرفت. پس از حذف موارد تکراری و ارزیابی یافتهها براساس معیار ورود و خروج، مطالعات مرتبط با هدف پژوهش انتخاب شدند. نحوه‌ی انتخاب مقالات براساس عنوان، چکیده و متن کامل بود. ابزار گرداوری داده فرم استخراج داده شامل سال انجام مطالعه، نوع مطالعه، سیستم درگیر در بدن، اندام  درگیر در بدن، خدمت ارایه شده توسط سیستم تصمیم‌یار، نوع سیستم تصمیم‌یار، اثر مورد بررسی، شاخص مورد ارزیابی اثر و نمره حاصل از ارزیابی اثر بود. برای تحلیل داده‌ها از روش سنتز روایتی (Narrative synthesis) استفاده شد.
یافته‌ها: از مجموع ۷۶۸ مقاله، ۱۶ مقاله مرتبط با اهداف مطالعه شناسایی شد. اثرات مورد ارزیابی در دسته سیستم‌های تصمیم‌یار بالینی قاعده‌محور بر تنظیم دوز، شدت علایم سرطان، پیروی از راهنمای‌درمانی، زمان مراقبت، میزان کشیدن‌سیگار، میزان نیاز به شیمی‌درمانی و مدیریت‌درد بودند که این اثرات به جز مدیریت درد، در همه موارد معنی‌دار و مثبت گزارش شده بودند. اثرات مورد ارزیابی در دسته سیستم‌های تصمیم‌یار بالینی غیرقاعده‌محور بر تصمیمات تشخیصی‌ودرمانی، غربالگری، کنترل نوتروپنی‌تب‌دار (Neutropenic Fever) بودند که این اثرات به جز کنترل نوتروپنی‌تب‌دار، در همه‌ی موارد معنی‌دار و مثبت گزارش شده بودند.
نتیجه‌گیری: نتایج به‌دست آمده برای اثربخشی هر دونوع  سیستم‌های تصمیم‌یار قاعده‌محور و غیرقاعده‌محور حاکی از اثرات مثبت و متفاوت این دو دسته بود. بنابراین استفاده از ترکیب آن‌ها در حیطه‌ی سرطان می‌تواند نتایج بسیار مفیدی به‌بار بیاورد.

کیهان فاتحی، فریماه رحیمی، رضا رضایتمند،
دوره 17، شماره 1 - ( 1-1402 )
چکیده

زمینه و هدف: سرطان کولورکتال یکی از شایع‌ترین  انواع سرطان است که بروز و شیوع آن و همچنین مرگ‌ومیرهای ناشی از آن در سراسر جهان افزایش یافته است. این مطالعه با انجام یک مرور حیطه‌ای بار اقتصادی سرطان کولورکتال را از جوانب مختلف بررسی نموده است.
روش بررسی: در این مطالعه‌ی مروری حیطه‌ای، مقالاتی که در ده سال منتهی به ۲۰۲۰ در پایگاه‌های اطلاعاتی Scopus، PubMed، Embase، Cochrane، Web of Science به محاسبه‌ی هزینه‌های بیماری سرطان کولورکتال پرداخته بودند، جستجو گردید. در این مطالعه هزینه‌های ارایه‌شده در مطالعات بازیابی شده، دسته‌بندی شدند و همچنین به‌منظور ایجاد امکان مقایسه مطالعات، هزینه‌ی سرانه‌ی تعدیل‌شده با قدرت خرید آن کشور نیز محاسبه گردید.
یافته‌ها: از ۲۹ مطالعه بررسی شده، در دو مطالعه هزینه‌های غیرمستقیم سرطان کولورکتال و در ۴ مطالعه هم هزینه‌های مستقیم و هم هزینه‌های غیرمستقیم بررسی شده بودند. در سایر مطالعات، تنها هزینه‌های مستقیم این سرطان تجزیه و تحلیل شده بود. نزدیک به ۴۰ درصد از مطالعات از دیدگاه ارایه‌دهنده، هزینه‌ها را محاسبه کرده بودند. بیشترین هزینه‌ی گزارش‌شده در مقالات ۱۷۵.۰۲۰ دلار(تعدیل شده با شاخص برابری قدرت خرید) از دیدگاه ارایه دهنده در آمریکا می باشد که مربوط به هزینه‌ی سالانه‌ی بیماران مبتلا به سرطان کولورکتال متاستاتیک در فاز ۴ می باشد. کمترین هزینه‌ی گزارش‌شده در مقالات ۹۵۴ دلار(تعدیل شده با شاخص برابری قدرت خرید) از دیدگاه ارایه کننده در برزیل بود که در آن صرفاً هزینه‌ی بستری بیماران در نظر گرفته شده است.
نتیجه‌گیری: اگر چه مقایسه‌ی بار اقتصادی بیماری‌ها بسته به‌ویژگی‌های مطالعه(دیدگاه، نوع هزینه‌های وارد شده و جمعیت مورد بررسی) و نیز وضعیت سیستم‌های مراقبت از سلامت در کشورها بسیار دشوار است، ولی اطلاع از گزارش‌های مختلف بار اقتصادی سرطان کولورکتال در دنیا می‌تواند هم برای پژوهشگران و هم سیاست‌گذاران به‌خصوص در طراحی برنامه‌های مداخله‌ای بسیار مفید باشد.

شیما درخشان، نگار یاوری طهرانی فرد، ناهید ابوطالب، مریم ناصرالاسلامی،
دوره 17، شماره 2 - ( 3-1402 )
چکیده

زمینه و هدف: امروزه می‌توان از ترکیبات طبیعی مانند پپتیدها و پروبیوتیک‌ها به‌عنوان مکمل درمان بیماری‌هایی چون سرطان نام برد. این ترکیبات با اثر بر برخی مسیرهای مولکولی از جمله التهاب، ممکن است در جلوگیری از پیشرفت و یا درمان سرطان موثر باشند. هدف از این مطالعه بررسی اثر دیپپتید-B و لایزت پروبیوتیک بیفیدوباکتریوم بیفیدوم بر بیان ژن‌های TNF-α و ۱-IL در سلول‌های سرطانی معده رده‌ی سلولی AGS بود.
روش بررسی: در این مطالعه، سلول‌های AGS و HEK در محیط کشت DMEM با ۱۰ درصد سرم جنین گاوی کشت داده شدند. سلول‌ها با غلظت‌های مختلف دیپپتید-B و لایزت باکتری بیفیدوباکتریوم بیفیدوم تیمار شدند و برای مدت ۲۴ساعت انکوبه گردیدند. درصد زنده‌مانی سلولی با روش رنگ‌سنجی MTT بررسی شد. به‌منظور بررسی‌های مولکولی پس از استخراج RNA و سنتز cDNA با استفاده از واکنش تشخیص مولکولی PCR (Real time PCR) بیان نسبی ژن‌های TNF-α و ۱-IL ارزیابی گردید و داده‌ها با استفاده از روش آماری آزمون واریانس یک‌طرفه بین گروه‌ها مقایسه شدند.
یافته‌ها: نتایج MTT نشان داد که تیمار سلول‌ها با دیپپتید-B و لایزت باکتری بیفیدوباکتریوم بیفیدوم سبب کاهش زنده‌مانی سلول‌های سرطانی AGS نسبت به سلول کنترل HEK گردید(IC۵۰) و سطح بیان نسبی ژن‌های TNF-α و ۱-IL در سلول‌های سرطانی معده که با دیپپتید-B، لایزت باکتری و همچنین هردو ماده به‌طور هم‌زمان تیمار شده‌اند نسبت به نمونه کنترل دارای افزایش معنادار بود(۰/۰۵≥P). میزان افزایش بیان معنادار در ژن ۱-IL به‌ترتیب برای پپتید ۳۰۰%(۴ برابر)، باکتری ۱۰۰%(۲ برابر)، پپتید همراه باکتری ۶۵۰%(۷ و نیم برابر) و در ژن TNF-α به‌ترتیب برای پپتید ۳۵۰%(۴ و نیم برابر)، باکتری۱۰۰%(۲ برابر)، پپتید همراه باکتری۵۲۰%(۶/۲ برابر) بود. بنابراین احتمالاً این ترکیبات با تاثیر بر دیگر مسیرهای مولکولی موجب مرگ سلول‌های سرطانی شده‌اند.
نتیجه‌گیری: باتوجه به این‌که دیپپتید-B و لایزت باکتری روی سلول‌های رده‌ی سلولی سالم HEK سمیت معنی‌داری نداشتند و سبب کاهش زنده‌مانی سلول‌های سرطانی AGS به‌صورت معناداری شدند که این سمیت وابسته به دوز بود، در نظر گرفتن این ترکیبات طبیعی در درمان سرطان معده ممکن است حائز اهمیت باشد.

سیده نسیم میربهاری، سینا سالاری، شبنم شاهرخ، محمدرضا زالی، مهدی توتونچی،
دوره 18، شماره 1 - ( 1-1403 )
چکیده

زمینه و هدف: ویروس‌های انکولایتیک، به عنوان ابزارهای نوین و پیشرفته در زمینه درمان انواع مختلف سرطان، نقش بسیار مهمی را در تحولات پزشکی ایفا کرده‌اند. اصطلاح «انکولایتیک» به معنای توانایی این ویروس‌ها برای تخریب و آسیب به سلول‌های سرطانی، در عین حفظ سلول‌های سالم اطراف آن‌ها، اشاره دارد.
روش بررسی: برای انجام این مطالعه، از طریق جستجو در پایگاه‌های اطلاعاتی PubMed، Scopus و Google Scholar از سال ۲۰۱۲ تا ۲۰۲۴،  ۲۷۰ نتیجه اول، جمع‌آوری شد. ۶۸ مقاله‌ی مرتبط توسط محقق اصلی، بررسی و در نهایت، مطالب استخراج و یافته‌های نهایی جمع‌بندی شدند.
یافته‌ها: در نهایت، یافته‌ها در این مطالعه‌ی مروری نشان داد که سلول‌های سرطانی دارای ویژگی‌های متمایزی هستند که آن‌ها را از سلول‌های نرمال متمایز می‌کند؛ از جمله سیگنال‌های رشد مداوم، عدم پاسخ به پیام‌رسانی‌های ضد رشد، فرار از آپوپتوز، افزایش آنژیوژنز و تهاجم به قسمت‌های دیگر بدن. ویروس‌های انکولایتیک از این ویژگی‌های متمایز برای ورود اختصاصی به سلول‌های سرطانی استفاده می‌کنند تا به‌طور انتخابی به آن‌ها متصل شده و آن‌ها را آلوده کنند. بیش‌تر ویروس‌های انکولایتیک به طور مستقیم سلول‌های تومور میزبان را از بین می‌برند که در نتیجه‌ی تکثیر ویروسی و القای عناصر پاسخ ضد ویروسی سلول میزبان است. همچنین، این ویروس‌ها می‌توانند با تولید پروتئین‌های خاص، سلول‌های سرطانی را نابود کنند. پتانسیل کشندگی ویروس‌های انکولایتیک به نوع ویروس، دست‌ورزی ژنتیکی، تعداد ویروس مناسب برای تزریق، تمایل ویروسی طبیعی و القایی و حساسیت سلول سرطانی به اشکال مختلف مرگ سلولی بستگی دارد. مکانیسمی که باعث تکثیر اختصاصی ویروس‌های انکولایتیک در سلول‌های سرطانی می‌شود، احتمالا به نقص مسیرهای پیام‌رسانی در سلول‌های توموری مرتبط است همچنین تحقیقات انجام شده در فاز سوم کارآزمایی بالینی با استفاده از ویروس‌هایH۱۰۱ (Oncorine)، T-Vec، ۷-ECHO و (Teserpaturev (Delytact در درمان سرطان‌های مختلف از جمله سرطان سر و گردن، ملانوما، گلیوبلاستوما و سرطان مثانه بهبود معنی‌داری در نتایج درمانی را نشان داده است.
نتیجه‌گیری: ویروس‌های انکولایتیک از انواع مختلف ویروس‌ها ساخته می‌شوند و در حال حاضر در مراحل آزمایشگاهی، پیش بالینی و بالینی مورد ارزیابی قرار می‌گیرند. استفاده از این ویروس‌ها برای درمان سلول‌های سرطانی به عنوان یک روش جدید و هدفمند مطرح شده است که نیازمند بررسی و دست‌یابی به مکانیسم‌های دقیق‌تر برای عملکرد بهتر آن‌ها می‌باشد.

فاطمه میرشکاری، الهام مسرت،
دوره 18، شماره 2 - ( 3-1403 )
چکیده

زمینه و هدف: با توجه به‌روند رو به رشد سرطان‌ در ایران، توسعه و پیاده‌سازی سامانه‌های سواد سلامت دیجیتال توانمندی‌های سلامت دیجیتالی و روند خود مدیریتی بیماران را سرعت می‌بخشد. سواد سلامت دیجیتال به معنای توانایی استفاده مؤثر و آگاهانه از فناوری‌های دیجیتال برای دسترسی به اطلاعات و خدمات مربوط به سلامت است. این مهارت نقش مهمی در دسترسی به اطلاعات پزشکی، مدیریت بیماری، بهبود کیفیت زندگی افراد، به‌ویژه بیماران مبتلا به سرطان، ایفا می‌کند. سواد سلامت دیجیتال به‌عنوان یکی از کلیدی‌ترین فاکتورهای دستیابی برابر به اطلاعات سلامت دیجیتال محسوب می‌گردد. هدف از مطالعه‌ی حاضر تدوین الزامات سامانه‌ی سواد سلامت دیجیتال با محوریت سرطان است.
روش بررسی: مطالعه‌ی حاضر در دو فاز مرور متون و بررسی روایی و پایایی الزامات در سال ۱۴۰۲ انجام شد. در مرحله اول مرور متون با واژه‌های‌کلیدی سواد سلامت دیجیتال، سرطان، الزامات، سامانه و برنامه کاربردی در پایگاه‌هایی از جمله پاب‌مد، اسکوپوس، گوگل اسکالر، پایگاه اطلاعات علمی جهاد دانشگاهی و وب‌سایت‌های تخصصی انجام شد. جهت بررسی روایی محتوایی نظرسنجی، از ۶۲ متخصص نظرسنجی و CVI و CVR محاسبه شد. 
یافته‌ها: ۱۲۷ مؤلفه‌ی عملکردی و غیرعملکردی تأیید گردید. الزامات در بخش عملکردی در شش بعد اصلی ماژول سواد اطلاعاتی(۸ مؤلفه عملکردی)، ماژول سواد فناوری اطلاعات و ارتباطات(۱۸ مؤلفه عملکردی)، سواد رسانه(۵ مؤلفه عملکردی)، ماژول سواد سلامت عمومی، تخصصی و جمعیت‌محور(۴۷ مؤلفه عملکردی)، ماژول سواد سلامت دیجیتال(۲۸ مؤلفه عملکردی)، ماژول سواد سلامت دیجیتال در سرطان(۶ مؤلفه عملکردی) تقسیم‌بندی شدند. در بخش سواد سلامت دیجیتال در سرطان مؤلفه‌های اصلی ارزیابی نیازها، آموزش سواد سلامت دیجیتال، ارزیابی و پایش اثربخشی مداخلات دیجیتال و مهارت‌های جستجوی اطلاعات تأیید گردید. ۱۵ مؤلفه غیرعملکردی هم تأیید شد. در این مطالعه، صرفاًً پیشنهاد اصلاح املایی مؤلفه‌های عملکردی و غیرعملکردی توسط متخصصان ارایه شد و تمامی گویه‌ها تأیید شد. ضریب‌آلفای کرونباخ به دست آمده(۹۲%) نشان‌دهنده‌ی ثبات پایایی و قابلیت تکرارپذیری بالا بود.
نتیجه‌گیری: سامانه‌های سواد سلامت دیجیتال می‌تواند تسهیلگر خدمات درمانی باشد. با توجه به‌روایی و پایایی قابل‌قبول مورد مطالعه، الزامات تعریف شده می‌تواند برای پیاده‌سازی سامانه‌های سواد سلامت دیجیتال با محوریت سرطان استفاده گردد.


فاطمه حامی کارگر، نرگس نیکخواه، محمد گنجی،
دوره 18، شماره 4 - ( 7-1403 )
چکیده

زمینه و هدف: درمان سرطان پستان با تغییراتی در بدن زنان همراه است. تغییراتی که علاوه بر جنبه‌ی ظاهری با زنانگی آنان در ارتباط است و می‌تواند بخشی از هویت زنان که در ارتباط با بدن آنان است را با چالش‌هایی مواجه سازد. این پژوهش به فرایند تغییرات هویت‌بدنی زنان در بستر فرهنگ و اجتماع می‌پردازد.
روش بررسی: از روش کیفی برای انجام پژوهش استفاده شده است و بدین‌منظور مصاحبه‌هایی عمیق و نیمه ساختاریافته با ۱۵ زن تهرانی مبتلا به سرطان پستان که مراحل درمان را طی کرده بودند، ۵ نفر از همراهان که در مراحل بیماری در کنار زنان مبتلا بودند و ۳ پزشک جراح انجام گرفت. در مصاحبه‌ها به تجربیات زنان، احساسات و اقدامات آنان در مواجهه با تغییرات بدنی پرداخته شد. نمونه‌گیری به‌صورت نمونه‌گیری هدفمند و گلوله‌برفی انجام شد. جهت تحلیل مصاحبه‌ها از تکنیک تحلیل تماتیک Braun و Clarke استفاده گردید.
یافته‌ها: زنان مشارکت‌کننده ۲۷ تا ۶۵ ساله بودند که ۸ نفر از آنان مدرک کارشناسی و بالاتر داشتند. ۷ زن خانه‌دار و ۸ زن شاغل بودند و ۱۳ زن ماستکتومی انجام داده بودند. مضامین اصلی به‌دست آمده شامل تغییر در بدن زنانه، چالش با جامعه، اختلال در هویت‌بدنی، حمایت و همراهی، تنگنای اقتصادی و بازتعریف هویت‌بدنی است. این مضامین فرایند مواجهه‌ی زنان با تغییرات بدنی را توضیح می‌دهد. زنان پس از تغییرات بدنی، چالش‌هایی با جامعه دارند. جامعه بدن زنان را پس از تغییرات قضاوت می‌کند و نگاه منفی به آن دارد. از سوی دیگر زنان از بدن خود احساس نارضایتی دارند و بدن خود را برای انجام وظایف زنانه و ایفای نقش همسری و مادری ناکارآمد می‌دانند. اما با گذشت زمان، زنان با پذیرش تغییرات و مدیریت بدن، تلاش می‌کنند تا هویت‌بدنی خود را مجدداً بازسازی نمایند. علاوه بر این وضعیت اقتصادی زنان و همراهی و حمایت اطرافیان که به‌صورت تأیید تغییرات بدن زن و همراهی و حمایت عاطفی است، می‌تواند پذیرش تغییرات بدنی را برای زنان امکان‌پذیرتر نماید.
نتیجه‌گیری: با توجه به اهمیت بدن در تعریف زنانگی، زنان پس از ابتلا به سرطان پستان علاوه بر رنج بیماری با چالش‌های هویتی نیز مواجه هستند. پس درمان سرطان پستان در کنار اقدامات بالینی، نیازمند آگاهی جامعه از نحوه‌ی مواجهه با زنان بیمار است.

صابر یزدانی دماوندی، طیبه بنی اسدی، محمدعلی مولوی، فرید خرمی،
دوره 19، شماره 5 - ( 10-1404 )
چکیده

زمینه و هدف: سرطان به‌عنوان دومین عامل مرگ‌و میر کودکان در سال‌های اخیر شناخته شده است. باتوجه به افزایش داده‌های مراقبت‌های بهداشتی بیماران مبتلا به سرطان و نیازمندی متخصصان سلامت به ابزاری جهت پایش بیماران و مداخله‌ی فوری بر روی آن‌ها، داشبورد مدیریت اطلاعات به‌عنوان ابزاری هوشمند و پویا، قابلیت گردآوری و نمایش داده‌ها در قالب نمودار و جداول را برای متخصصان سلامت فراهم می‌کند. در پژوهش حاضر، داشبورد مدیریتی برای بخش انکولوژی بیمارستان کودکان طراحی شد و کاربردپذیری آن ارزیابی گردید.
روش‌ بررسی: پژوهش حاضر از نوع توسعه-کاربردی بود که در سال ۱۴۰۳ در مرکز آموزشی، درمانی و پژوهشی کودکان بندرعباس انجام شد. به‌منظور ایجاد داشبورد مدیریت بخش انکولوژی بیمارستان کودکان، سه مرحله اجرا شد. ابتدا در مرحله‌ی اول کلیه عناصر اطلاعاتی مورد نیاز جهت نمایش در داشبورد براساس بررسی متون و مستندات بخش انکولوژی بیمارستان کودکان بندرعباس استخراج گردیده و با استفاده از روش دلفی به تأیید خبرگان رسید. سپس در مرحله‌ی دوم نمونه اولیه داشبورد مدیریت بخش انکولوژی در نرم‌افزار Power BI Desktop طراحی گردید. در نهایت، کاربردپذیری آن با استفاده از پرسش‌نامه‌ی قابلیت استفاده‌ی سیستم توسط ۲۰ کاربر ارزیابی گردید. داده‌ها با استفاده از آمار توصیفی و به وسیله نرم‌افزار SPSS تجزیه و تحلیل گردید.
یافته‌ها: در فرآیند شناسایی شاخص‌ها، پس از غربالگری ۳۴۳۵ رکورد اولیه و بررسی ۲۲ مقاله و ۳۸ پرونده بیمار، در مجموع ۱۰۴ شاخص مدیریتی و ۶۷ شاخص بالینی اولیه استخراج گردید. این شاخص‌ها طی فرآیند دلفی دو مرحله‌ای با مشارکت ۱۲ خبره اعتبارسنجی شدند که منجر به تأیید نهایی ۱۰۵ شاخص مدیریتی و ۷۱ شاخص بالینی برای گنجاندن در داشبورد شد. بر اساس این شاخص‌ها، یک داشبورد مدیریتی ده‌صفحه‌ای طراحی گردید که شاخص‌های کلیدی را نمایش می‌دهد. ارزیابی کاربردپذیری با استفاده از مقیاس SUS میانگین نمره ۷۵/۸۷ را نشان داد که بر اساس معیار Bangor در محدوده«قابل‌قبول» و در رتبه«بسیار خوب» قرار گرفت. بازخورد کاربران نیز منجر به اصلاحات نهایی در نمایش داده‌ها و رابط کاربری داشبورد شد. در مجموع، داشبورد طراحی‌شده به‌عنوان ابزاری کارآمد و کاربرپسند برای پایش و مدیریت اطلاعات بخش انکولوژی کودکان معرفی می‌شود.
نتیجه‌گیری: داشبورد مدیریت بخش انکولوژی کودکان سبب یکپارچگی و خلاصه‌سازی داده‌های ضروری برای ارایه‌دهندگان مراقبت‌های بهداشتی شده و در نتیجه به آن‌ها در انجام تشخیص و اقدامات فوری برای کودکان مبتلا به سرطان کمک می‌کند. همچنین داشبورد حاضر با داشتن کاربردپذیری مناسب، سبب درک بهتر کاربران از اطلاعات سلامت شده و منجر به تصمیم‌گیری درستی از سوی آن‌ها می‌شود.


صفحه 2 از 2    
2
بعدی
آخرین
 

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به پیاورد سلامت می باشد.

طراحی و برنامه نویسی: یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by : Yektaweb