27 نتیجه برای سرطان
سعید علیتاجر، پریسا مستقیمی،
دوره 10، شماره 3 - ( 4-1395 )
چکیده
زمینه و هدف: بیماران مبتلا به سرطان دچار مشکلات جسمی، روانی و اجتماعی زیادی می شوند که این مشکلات باعث اختلال در روند طبیعی زندگی و کیفیت آن می گردد. به همین منظور مطالعه حاضر با هدف تعیین رابطه بین محیط فیزیکی بیمارستان و کیفیت زندگی در بیماران سرطانی صورت گرفته است.
روش بررسی: این مطالعه از نوع ترکیبی(کیفی، کمی) می باشد، که در آن کیفیت زندگی، در نتیجه وجود تصاویر گیاهان داخلی و وجود عناصر گیاهی در خارج، مورد بررسی قرار گرفته است. جامعه آماری شامل بیماران سرطانی مراجعه کننده به بخش های بستری بیمارستان های امام خمینی اردبیل و شهید بهشتی همدان در سال 1392 بوده و ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه کیفیت زندگی SL-36 و پرسشنامه پژوهشگر ساخته بوده است که در محل با مشاهده و مصاحبه تکمیل گردیده است. داده ها با استفاده ازآمار توصیفی، ضریب همبستگی پیرسون و آزمون تحلیل واریانس یکطرفه(Anova)، در نرم افزار SPSSتجزیه وتحلیل شدند، سوالات کیفی نیز دسته بندی شده، مورد تحلیل قرارگرفتند.
یافته ها: تحلیل ها تأیید کردند که تصاویر صحنه های طبیعی و گیاهان مصنوعی در اتاق های بستری بیمارستان و مشاهده عناصر گیاهی حتی در خارج از اتاق های بستری باعث افزایش کیفیت زندگی بیماران سرطانی می شود.
نتیجه گیری: این مطالعه خواص عناصر طبیعی بر افزایش کیفیت زندگی در محیط های مراقبت بهداشتی ساخته شده را تأیید می کند.
نسترن میرفرهادی، عاطفه قنبری، عباس رحیمی،
دوره 11، شماره 1 - ( 2-1396 )
چکیده
زمینه و هدف: تشخیص به موقع، یک اصل مهم در سرطان است که درمان زود هنگام با انتظار بهبود نتایج را ممکن می سازد. هدف این مطالعه تعیین ارتباط ویژگی های فردی و نشانه های بالینی بیماران با سرطان پستان بود.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی تحلیلی به صورت مقطعی، تعداد ۲۳۲ بیمار زن با تشخیص قطعی سرطان پستان را که به بیمارستان رازی شهر رشت مراجعه کرده بودند، با استفاده از پرسشنامه محقق ساخت شامل اطلاعات دموگرافیک و نشانه های بالینی بررسی کرده است. داده های مربوط به نتایج ماموگرافی، سایز تومور و مرحله ی آسیب شناسی تومور از پرونده پزشکی بیماران استخراج گردید. تحلیل داده های جمع آوری شده توسط نرم افزار SPSS نسخه ۱۹ انجام شد و جهت توصیف داده ها از میانگین و انحراف معیار و جهت آمار استنباطی از آزمون Fisher در سطح معنی داری ۰/۰۵=p استفاده شد.
یافته ها: میانگین سنی واحدهای مورد پژوهش ۱۰/۲۷±۴۹/۸۰ سال بود. ۴۴ نفر(۱۴%) از بیماران سابقه ی انجام ماموگرافی منظم قبل از بیماری را داشتند. ۱۰۴ نفر(%۴۴/۸) در اولین مراجعه به جراح مراجعه کرده بودند. ۱۳۶ نفر(۵۸%) زنان در مرحله ۳ بیماری قرار داشتند. ۱۲۹ نفر(۶۰%) بیماران در زمان تشخیص اندازه ی تومور بیشتر از ۵ سانتی متر و ۱۰۶ نفر(۴۶%) درگیری غدد لنفاوی داشتند. بیماران با سرطان پیشرفته ی پستان به طور معنی داری سطح تحصیلات(۰/۰۴=p) و درآمد پایین تر(۰/۰۱=p) بودند.
نتیجه گیری: شناسایی عوامل فردی و بالینی مرتبط با سرطان پستان می تواند اطلاعات اساسی جهت تدوین برنامه های آموزش سلامت، غربالگری و ارائه راه کارهای مناسب جهت رفع موانع درمانی و مراقبتی فراهم آورد.
سید عباس محمودی، کمال میرزائی، سید مصطفی محمودی،
دوره 11، شماره 3 - ( 6-1396 )
چکیده
زمینه و هدف: سرطان معده دومین علت مرگ ناشی از سرطان در جهان است. با توجه به اینکه این بیماری جزو کشنده ترین بیماری ها در کشور ماست بررسی و شناخت عوامل تاثیرگذار در ایجاد این بیماری، بسیار اهمیت دارد. در این پژوهش از دو تکنیک داده کاوی یعنی الگوریتم Apriori و الگوریتم ID۳ به منظور بررسی عوامل موثر در بروز سرطان معده استفاده شده است.
روش بررسی: مجموعه داده های این پژوهش از ۴۹۰ بیمار شامل ۲۲۰ نمونه ی مبتلا به سرطان و۲۷۰ نمونه ی سالم مراجعه کننده به بیمارستان امام رضای تبریز جمع آوری شد. با استفاده از الگوریتم Apriori و پیاده سازی آن در نرم افزار متلب، بهترین قوانین حاکم بر روی این مجموعه داده، استخراج شده است. همچنین از الگوریتم ID۳ نیز جهت بررسی این عوامل استفاده شد.
یافتهها: نتایج داده کاوی نشان می دهد که داشتن سابقه رفلاکس معده بیشترین تأثیر را در بروز این بیماری دارد. با استفاده از الگوریتم Apriori قوانینی به دست آمد که می تواند به عنوان الگویی برای پیش بینی وضعیت بیماران و احتمال بروز این بیماری و بررسی عوامل تاثیرگذار در ایجاد این بیماری استفاده شود. همچنین دقت پیش بینی به دست آمده از الگوریتم ID۳ برابر ۸۵/۵۶ به دست آمد که نتیجه ی بسیار خوبی در پیش بینی سرطان معده است.
نتیجه گیری: استفاده از داده کاوی به خصوص در داده های پزشکی با توجه به حجم بالای داده ها و وجود روابط ناشناخته بین ویژگی های سیستمیک، شخصی و رفتاری بیماران بسیار مفید است. نتایج حاصل از این پژوهش می تواند به پزشکان در شناسایی عوامل موثر در بروز این بیماری و نیز پیش بینی بروز این بیماری کمک فراوانی کند.
علی اکبر خاصه، شعله زکیانی، فرامرز سهیلی،
دوره 12، شماره 3 - ( 6-1397 )
چکیده
زمینه و هدف: مطالعات علم سنجی یکی از کارامدترین روش های ارزشیابی علمی در پایگاه های اطلاعاتی معتبر است. هدف از این پژوهش بررسی پژوهش های سرطان پستان در ایران طی سال های 2000 تا 2016 است.
روش بررسی: این تحقیق دارای رویکرد کاربردی بوده و با استفاده از شاخص های علم سنجی انجام شد. جامعه ی آماری، مقالات نمایه شده مرتبط با سرطان پستان بین سال های 2000 تا 2016 توسط پژوهشگران ایران در وبگاه علوم بود.
یافتهها: پژوهشگران ایران در بازه ی زمانی 2000 تا 2016 تعداد 2198 مقاله در حوزه ی سرطان پستان منتشر کرده اند که حاکی از سیر صعودی و مستمر مطالعات انجام شده در این حوزه است. نتایج تحقیق نشان داد که قادری پرتولیدترین پژوهشگر حوزه سرطان پستان از نظر تعداد مقالات در ایران به شمار می رود، ابراهیمی و منتظری در رتبه های دوم و سوم قرار دارند. بالاترین شاخص اچ نیز به ترتیب به منتظری، قادری و ابراهیمی تعلق دارد. پژوهشگران ایران در حوزه ی سرطان پستان با پژوهشگران 65 کشور جهان و بیشتر با آمریکا و کانادا مشارکت علمی داشته اند. بیشترین همکاری داخلی بین پژوهشگران تهران و تبریز رُخ داده است. تحلیل کلیدواژه های به کار رفته در پژوهش های سرطان پستان در قالب ابرکلمه نشان داد که کلیدواژه های Apoptosis ،Iran و Polymorphism بیشترین فراوانی را در کلیدواژه های آثار مورد مطالعه داشته اند.
نتیجهگیری: سیر صعودی پژوهش های سرطان پستان نشانگر اهمیت روزافزون این حوزه در ایران می باشد. با توجه به رشد جهانی پژوهش های سرطان پستان و اهمیت مشارکت تحقیقاتی بین المللی، پژوهشگران ایرانی باید بیش از پیش به همکاری علمی با همتایان خود در خارج از کشور اقدام نمایند.
مریم ولی زاده، لیلا روحی، سید حسین حجازی،
دوره 12، شماره 3 - ( 6-1397 )
چکیده
زمینه و هدف: سرطان پستان یکی از شایعترین انواع سرطان ها و دومین علت مرگ ناشی از سرطان در زنان میباشد. در سال های اخیر بسیاری از مطالعات علمی و پزشکی نشان می دهند که چای سبز دارای اثرات ضدتکثیری، آنتی موتاژنیک، آنتیاکسیدانی، ضدباکتری و ضدویروسی میباشد. برخی از پلی فنولهای چای سبز دارای فعالیت ضد سرطانی هستند. در مطالعه ی حاضر تاثیر عصاره ی چای سبز بر سلول سرطان پستان ردهSKBR3 ، در مقایسه با سلول های فیبروبلاست نرمال (HU-02) بررسی شد.
روش بررسی: رده ی سلول های SKBR3 و HU-02 برای مدت زمان 24، 48 و 72 ساعت در غلظت های مختلف 50، 100، 200، 400 و 800 میکروگرم/میلی لیتر عصاره چای سبز انکوبه شدند، سپس توان زیستی با روش رنگ سنجی MTS و میزان القا آپوپتوز به وسیله دستگاه فلوسیتومتری با کیت آنکسین-پروپیدیوم یدید (Annexin-PI) طبق دستورالعمل کیت بررسی گردید.
یافته ها: با افزایش غلظت عصاره چای سبز به صورت وابسته به دوز و زمان، توان زیستی سلول ها نسبت به گروه کنترل کاهش را نشان داد. افزایش وقوع آپوپتوز نیز در سایر گروه های آزمایشی نسبت به گروه کنترل چشمگیر بود، حال آنکه غلظت 800 میکروگرم/میلی لیتر عصاره چای سبز در سلول های SKBR3 موثرتر بود. چای سبز اثر معنی داری در سلول های HU-02 نشان نداد.
نتیجه گیری: از آنجاکه تکثیر سلولی و اختلال در وقوع آپوپتوز یکی از ویژگی های اصلی سلول های سرطانی است، چای سبز میتواند از طریق کاهش تکثیر سلولی و افزایش وقوع آپوپتوز در پیشگیری و درمان سرطان پستان استفاده شود.
آزیتا یزدانی، علی اصغر صفایی، رضا صفدری، مریم زحمت کشان،
دوره 13، شماره 3 - ( 6-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: سرطان پستان شایعترین سرطان و اصلیترین علت مرگ ناشی از سرطان در زنان سراسر جهان بهشمار میرود. تکنولوژیهایی مثل داده کاوی، به متخصصان این حوزه، امکان بهبود تصمیمگیری را در زمینهی تشخیص زودهنگام فراهم آوردهاند. هدف از این پژوهش توسعهی مدل تشخیص خودکار سرطان پستان با بهکارگیری روشهای داده کاوی و انتخاب مدل بومی ویژه بیماران استان فارس با بالاترین دقت تشخیص میباشد.
روش بررسی: در این مطالعه، تعداد 654 پرونده در دسترس از بیماران کلینیک تخصصی سرطان پستان مطهری شیراز بهعنوان نمونه مورد استفاده قرار گرفت که بعد از عملیات پیش پردازش این تعداد به 621 پرونده کاهش یافت. برای هر کدام از نمونهها دارای 22 ویژگی در پرونده پزشکی ثبت شده بود که در نهایت 10 ویژگی تاثیرگذار در ساخت مدل استفاده شد. از سه روش درخت تصمیم، بیز ساده و شبکه عصبی مصنوعی بهمنظور تشخیص ابتلا به سرطان پستان و روش 10-fold cross-validation برای ساخت و ارزیابی مدل بر روی مجموعه دادهی جمعآوری شده بهره گرفته شد.
یافتهها: نتایج بهدست آمده از سه تکنیک ذکر شده نشان داد که هر سه مدل، نتایج امیدبخشی در تشخیص این سرطان دارند. در نهایت، شبکه عصبی مصنوعی، بالاترین دقت 94/49%(حساسیت 96/19%، ویژگی 86/36%)، در تشخیص ابتلا به سرطان پستان به خود اختصاص داد.
نتیجه گیری: بر طبق نتایج حاصل از درخت تصمیم ایجاد شده، ریسک فاکتورهایی چون سن، وزن، سن شروع قاعدگی، یائسگی، مدت زمان مصرف OCP و سن اولین بارداری از جمله عوامل موثر در ابتلای زنان به سرطان پستان در استان فارس شناخته شدند.
ساناز نوروزی، رحیم احمدی، مینو ایرانشاهی،
دوره 14، شماره 2 - ( 3-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: مطالعات نشان دادهاند که داروهای ضدالتهابی غیراستروئیدی بر تکثیر سلولهای سرطانی سیستم گوارشی تاثیرگذارند؛ گرچه مکانیسم سلولی و مولکولی اثرات داروهای ضدالتهابی غیراستروئیدی بر تکثیر سلولهای سرطانی سیستم گوارشی در موارد زیادی واضح و آشکار نیست. هدف از این مطالعه، بررسی اثر غلظت سیتوتوکسیک تولمتین بر بیان ژنهای BAX و BCl2 در سلولهای سرطانی معده (AGS) میباشد.
روش بررسی: در این مطالعهی تجربی-آزمایشگاهی سلولهای AGS از بانک انستیتوپاستور تهیه گردید و به گروههای شاهد و در مواجهه با غلظتهای مختلف تولمتین تقسیمبندی شدند. اثرات سیتوتوکسیک تولمتین از طریق سنجش MTT اندازهگیری گردید. با استفاده از واکنش چند زنجیره ای در زمان واقعی (Real-time PCR: Poly Chain Reaction) بیان نسبی ژنهای BAX و BCL2 نیز ارزیابی گردید. دادهها با استفاده از روش آماری آزمون واریانس یکطرفه بین گروهها مقایسه شدند.
یافته ها: سطح بیان نسبی ژن ضد آپوپتوزی BCL2 در مقایسه با ژن آپوپتوزی BAX در سلولهای AGS دریافتکننده غلظت IC50 تولمتین دچار کاهش بیشتری شد.
نتیجه گیری: نتایج این تحقیق نشان داد که تولمتین میتواند با کاهش بیان ژن ضدآپوپتوزی BCL2 سبب القای مرگ سلولی در سلولهای AGS گردد. بر این اساس در نظر گرفتن تولمتین در درمان سرطان معده ممکن است حایز اهمیت باشد.
رئوف نوپور، محمد شیرخدا، شراره رستم نیاکان کلهری،
دوره 14، شماره 2 - ( 3-1399 )
چکیده
زمینه و هدف:سرطان کولورکتال از شایعترین سرطانهای دستگاه گوارش در انسان و مهمترین عامل مرگ و میر در جهان محسوب میشود. استفاده از برنامه ی غربالگری مناسب بر اساس میزان خطر ابتلا به سرطان کولورکتال در افراد، میتواند در پیشگیری از این بیماری مناسب باشد. بنابراین، هدف این پژوهش طراحی مدلی برای غربالگری سرطان کولورکتال بر اساس ریسک فاکتورها بود تا بتوان از یک سو میزان بقای این بیماری را در سطح جامعه افزایش داد و از سوی دیگر میزان مرگ و میر کاهش یابد.
روش بررسی: ابتدا با مرور مقالات و بررسی اطلاعات موجود در پرونده بیماران، ۳۸ ریسک فاکتور کشف شدند، برای تعیین مهمترین ریسک فاکتورها از بعد بالینی، ازcontent validity ratio (CVR) و از نظر آماری و با توجه به مجموعه داده گردآوری شده از روشهای آماری ضریب همبستگی اسپیرمن و تحلیل رگرسیون لجیستیک استفاده گردید. سپس از چهار الگوریتم تولید قوانین J-۴۸، J-RIP، PART و REP-Tree برای دادهکاوی استفاده شد و مناسبترین مدل بر اساس مقایسه میزان عملکرد الگوریتمها بهدست آمد.
یافتهها: پس از مقایسه عملکرد الگوریتمها، الگوریتم دادهکاوی J-۴۸ با میزان F-Measure ۰/۸۸۹، عملکرد بالاتری نسبت به سایر الگوریتمها داشته است.
نتیجهگیری: نتایج حاصل از ارزیابی عملکرد الگوریتم دادهکاوی J-۴۸ نشان داد که این الگوریتم میتواند به عنوان مناسبترین مدل تعیین خطر ابتلا به سرطان کولورکتال در نظر گرفته شود.
سعید میرزائیان، خلیل خاشعی ورنامخواستی،
دوره 15، شماره 2 - ( 3-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: سرطان پستان به منزلهی یکی از شایعترین انواع سرطان و دومین علت شایع مرگ ناشی از سرطان در زنان است. در مطالعه حاضر، اثر لیگوستیلید (ماده مؤثر کلوس) بر روی ردهی سلولهای سرطان پستان MCF-7 در مقایسه با ردهی سلولهای طبیعی فیبروبلاست انسانی HDF1BOM مورد بررسی و ارزیابی قرار گرفت.
روش بررسی: سلولهای ردهی MCF-7 و HDF1BOM پس از کشت، با غلظتهای مختلف لیگوستیلید (Z)-3-butylidene-4,5-dihydrophthalide (Z-Ligustilide) (0، 50، 100، 150 و 200 میلیگرم/ میلیلیتر) به مدت 48 و 72 ساعت تیمار شدند. سپس توانایی زیستی با استفاده از دستگاه الایزا ریدر با روش رنگسنجی MTT و میزان وقوع آپوپتوز با استفاده از دستگاه فلوسیتومتری و کیت انکسین-پروپیدیوم یدید (Annexin-PI) در دو زمان بررسی گردید. تحلیل آماری با استفاده از نرمافزارهای SPSS و FlowJo و آزمونهای ANOVA و Huynh-Feldt انجام شد.
یافتهها: نتایج آزمون MTT برای رده سلولی MCF-7 کاهش درصد توانایی زیستی در همه غلظتها را نشان داد(در تیمار 48 ساعته؛ از 70/60% (mg/ml 50) به 6/80 % (mg/ml 200)، در تیمار 72 ساعته؛ از 61/95% (mg/ml 50) به 5/84% (mg/ml 200)). همچنین نتایج آزمون Annexin نشان داد که میزان القای آپوپتوز وابسته به زمان و غلظت نبوده و در بیشتر گروهها افزایشیافته است. بیشترین درصد آپوپتوز در تیمار 48 ساعته؛ 98/3% (mg/ml 50) و در تیمار 72 ساعته؛ 97/4% (mg/ml 100) بود. نتایج آزمون MTT برای رده سلولی HDF1BOM کاهش درصد توانایی زیستی در هر دو زمان نسبت به گروه کنترل را نشان داد(در تیمار 48 ساعته؛ از 97/24% (mg/ml 50) به 5/97% (mg/ml 200 )، در تیمار 72 ساعته؛ از 90/93% (mg/ml 50) به 5/26% (mg/ml 200)). همچنین طبق نتایج آزمون Annexin سلولهایی که در مرحله ابتدایی آپوپتوز قرار دارند درصد بیشتری را نشان میدهد(در تیمار 48 ساعته؛ 4/21% (mg/ml 150)، در تیمار 72 ساعته؛ 1/67% (mg/ml 200)). لیگوستیلید سمیّت سلولی قابلتوجهی را در سلولهای HDF1BOM نشان نداد.
نتیجه گیری: با توجه به اینکه لیگوستیلید از طریق القای آپوپتوز اثر مهاری بر رشد، تکثیر و تهاجم سلولهای سرطانی دارد؛ به نظر میرسد آن میتواند برای کاهش تکثیر سلولی در سرطان پستان استفاده شود.
وحید چنگیزی، مریم محمدی، سمانه برادران، مهران طاهری،
دوره 15، شماره 4 - ( 7-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: در رادیوگرافی پانورکس اندامهای حساسی از جمله تیروئید، در معرض تابش قرار میگیرند. سرطان تیروئید از سرطانهای شایع در ایران است. بنابراین در این مطالعه دز موثر و ریسک سرطان تیروئید در رادیوگرافی پانورکس برآورد شد.
روش بررسی: جهت برآورد دز جذبی تیروئید از ۷۰ عدد دزیمتر ترمولومینسانس GR۲۰۰ استفاده شد. دزیمترها کالیبره شده و در حین انجام رادیوگرافی، روی گردن بیماران قرار داده شدند. پس از قرائت دزیمترها، میانگین دز جذبی و دز موثر تیروئید در سه گروه با شرایط پرتودهی مختلف، محاسبه شد. ریسک ابتلا به سرطان تیروئید در طول زندگی (Lifetime Attributable Risk (LAR با استفاده از گزارش BEIR VII برآورد گردید. از نرمافزار آماری GraphPad Prism جهت تحلیل دادهها استفاده شد.
یافتهها: میانگین دزجذبی لوب های تیروئید در گروههای M ,L ,XL (بر اساس اندازه فک) بهترتیب ۰/۰۱±۰/۱۱۶، ۰/۰۴±۰/۱۲۳ و ۰/۰۳±۰/۱۳۴ میلیگری برآورد شد که لوب راست تیروئید در گروه XL با دز جذبی ۰/۰۵±۰/۱۴۳ میلیگری، بالاترین و لوب چپ در گروه M با دز جذبی ۰/۰۳±۰/۱۰۶ میلیگری کمترین دز جذبی را داشتند. اختلاف دز جذبی لوب راست و چپ تیروئید در هیچ یک از سه گروه از نظر آماری معنادار نبود. دزهای جذبی تیروئید در این سه گروه، از نظر آماری اختلاف معناداری با هم نداشتند. بالاترین ریسک سرطان تیروئید در بازه سنی ۶۰-۱۵ سال مربوط به سن ۱۵ سال بود، که در زنان ۰/۲۳۸ و در مردان ۲۴% در هر ۱۰۰,۰۰۰ نفر برآورد شد.
نتیجهگیری: ریسک سرطان تیروئید در سنین پایین و در خانمها بیش از مردان است. بهدلیل عدم امکان محدود کردن پرتوگیری تیروئید در رادیوگرافی پانورکس با گردنبند سربی به دلیل ایجاد آرتیفکت فلزی، باید تا حد امکان تعداد رادیوگرافیهای پانورکس را مخصوصا در سنین پایین کاهش دهیم.
کسری دولت خواهی، عادل آذر، تورج کریمی، محمد هادیزاده،
دوره 15، شماره 4 - ( 7-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: سرطان و بهطور جزیی سرطان پستان در زمره بیماریهایی بهشمار میروند که در ایران پس از بیماریهای قلبی بیشترین آمار مرگ ومیر را به خود اختصاص داده است. پیشبینی صحیح سرطان پستان دارای اهمیت است و وجود علایم و ویژگیهای مختلف این بیماری، تشخیص را برای پزشکان دشوار میکند. هدف این پژوهش، شناسایی عوامل موثر بر سرطان پستان و تشخیص احتمال ابتلا به سرطان پستان است.
روش بررسی: در مطالعهی حاضر، ابتدا به روش تحلیل محتوا و مطالعات کتابخانهای، عوامل تاثیرگذار در ابتلا به سرطان پستان شناسایی شده سپس با همراهی تیم خبرگان مشتمل بر پزشکان متخصص و یا دارای فوقتخصص سرطانشناسی و جراحی پستان با کمک روش دلفی، تعدیل گردیده و ۲۶ عامل نهایی که بهصورت عددی صحیح و رشتهای بودند براساس شرایط بومی و اقلیمی تایید شدند. در ادامه و با توجه به عوامل نهایی و براساس پرونده پزشکی ۵۲۰۸ بیمار در مرکز تحقیقات سرطان دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی شهیدبهشتی به منظور تشخیص ابتلا به سرطان از روشهای درخت تصمیم (Decision Tree)، جنگل تصادفی (Random Forest) و ماشینبردار پشتیبان (Support Vector Machine) بهعنوان روشهای یادگیری ماشین بهره گرفته شد.
یافتهها: در گام نخست و با روش تحلیل محتوا، ۲۹ عامل تاثیرگذار در ابتلا به سرطان پستان شناسایی شد. در ادامه و با در نظر گرفتن شرایط بومی و اقلیمی و با استفاده از روش دلفی و با بهرهگیری از نظرات ۱۸ خبره در طی سه دوره، ۲۶ عامل تعدیل و نهایی شد. در گام نهایی و با استفاده از پرونده پزشکی مراجعهکنندگان که در طی ۳ سال گردآوری شده و معیارهای استخراجشده از سه روش ذکر شده، جنگل تصادفی، بیشترین دقت به میزان ۹۴/۷۵% و صحت ۹۷/۲۶% را در تشخیص ابتلا به سرطان پستان به خود اختصاص داد، که این میزان در قیاس با سایر پژوهشهای مشابه که از پایگاههای داده بومی بهره گرفتهاند، دقتهای بهدست آمده بسیار نزدیک به کارهای پیشین بوده و در بعضی موارد نیز دقت بهتری داشته است.
نتیجهگیری: با استفاده از روش جنگل تصادفی و با بهرهگیری از عوامل تاثیرگذار بر سرطان پستان، قابلیت تشخیص ابتلا به سرطان با بیشترین دقت فراهم شده است.
سکینه عباسی، شهرزاد شریف پور واجاری،
دوره 15، شماره 5 - ( 11-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: سرطان دهانهی رحم چهارمین علت اصلی مرگ و میر در میان زنان بوده و سالانه حدود نیم میلیون مورد جدید در کشور های توسعه یافته شناسایی میشود. بر اساس بررسیهای انکلوژیک، HPV به دو دستهی پر خطر (high risk) و کم خطر (low risk) طبقه بندی شده و بیشتر موارد ابتلا مرتبط به نوع پرخطر ویروس پاپیلومای انسانی هستند. پاپیلومای نوع 16 و نوع 18 از انواع پرخطر در این سرطان به شمار میروند. پاپیلوما ویروس انسانی، گروه کوچکی از ویروسهای بدون پوشش با DNA دو رشته ای هستند که جزو خانواده پاپیلوما ویریده (papilloma viridae) میباشند.
روش بررسی: در این مطالعهی مروری بیش از 200 مقالهی مرتبط با ویروس پاپیلومای انسانی و عملکرد سیستم ایمنی در برابر این ویروس از پایگاههای Google Scholar، Scopus و Pubmed از سال 2015 تا 2020 بررسی گردید که در نهایت از میان آنها 34 مقاله در رابطه با مارکرها و سایتوکاین ها درسرطان دهانه رحم، انتخاب شدند.
یافته ها: یکی از این روشهای In-vitro در شناسایی مارکرها، استفاده از وکتور برای آلودهسازی سلولهای دندریتیک جهت ارایه آنتیژن، افزایش بیان مارکرها و بلوغ سلول T بکر (Native T cell) میباشد که منجر به شناسایی انواعی از مارکرها و سایتوکاینهایی مانند PD ،PDL ،CD ،MHC ،FASL ،IFN ،IL ،TLR در ارتباط با سرطان دهانهی رحم شده است.
نتیجهگیری: پیشگیری از سرطان رحم میتواند بار اقتصادی و همچنین بار اجتماعی ناشی از ابتلا به این بیماری را در جامعه کاهش دهد. از سایتوکاینهای مهم و اصلی بیان شده در هنگام مواجهه با HPV میتوان به 6-IL و 8-IL اشاره کرد. چندین اپی توپ آگونیست با قدرت اتصالی بهبود یافته به آلل آنتی ژن لکوسیت انسانی (HLA-A2) A2 کلاس I برای تقویت پاسخهای لنفوسیت T سیتوتوکسیک و استفاده در ساخت واکسنهای موثر علیه HPV توصیف شده است؛ زیرا از قبل مشخص شده بود که اپیتوپهای مختلف از 16 HPV مانند E6 و E7، قادر به برانگیختن پاسخهای لنفوسیت T سیتوتوکسیک (CTL) انسانی از طریق اتصال به HLA-A2 هستند.
مصطفی شنبه زاده، هادی کاظمی آرپناهی، رئوف نوپور،
دوره 16، شماره 2 - ( 3-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: سرطان پستان یکی از رایجترین و تهاجمیترین بدخیمیها در خانمها میباشد. تشخیص بهموقع سرطان پستان نقش مهمی در جلوگیری از پیشرفت این بیماری، اقدامات درمانی بهموقع و در نتیجه کاهش میزان مرگومیر این بیماران دارد. یادگیری ماشین، قابلیت بالایی در تشخیص سریع و هزینه اثربخش بیماریها دارد. هدف این مطالعه، طراحی سیستم تصمیمیار بالین (CDSS) Clinical Decision Support System بر اساس قوانین استخراجشده از الگوریتم منتخب درخت تصمیم با بهترین عملکرد بهمنظور تشخیص بهموقع و مؤثر سرطان پستان است.
روش بررسی: دادههای ۵۹۷ فرد مشکوک به سرطان پستان(۲۵۵ بیمار مبتلا و ۳۴۲ فرد سالم) بهصورت گذشتهنگر از پایگاه داده الکترونیکی بیمارستان آیتالله طالقانی شهر آبادان در قالب ۲۴ ویژگی عمدتاً سبک زندگی و سوابق پزشکی استخراج شد. پس از انتخاب مهمترین متغیرها از طریق کای دو پیرسون و تحلیل واریانس یکطرفه(۰/۰۵>P)، عملکرد الگوریتمهای منتخب دادهکاوی شامل (Random Forest (RF)، J-۴۸، Decision Stump (DS)، Rep-Tree (RT و XG-Boost برای تشخیص سرطان پستان در بستر نرمافزار ۳.۴ Weka تحلیل شد. در نهایت سیستم تشخیصی سرطان پستان بر اساس بهترین مدل و از طریق زبان برنامهنویسی سی شارپ و چارچوب ۳.۵.۴ Dot Net Framework طراحی گردید.
یافتهها: ۱۴ متغیر شامل سابقهی فردی سرطان پستان، سابقهی نمونهبرداری از سینه، سابقهی رادیوگرافی از قفسهی سینه، سابقهی فشارخون، افزایش کلسترول خون LDL (low-density lipoprotein)، وجود توده در ربع فوقانی داخلی سینه، هورموندرمانی با استروژن، هورموندرمانی با استروژن-پروژسترون، سابقهی خانوادگی سرطان پستان، سن، سابقهی سرطانهای دیگر، نسبت اندازهی دور کمر به دور باسن و مصرف میوه و سبزی ارتباط معناداری را باکلاس خروجی در سطح ۰۵/۰>P نشان دادند. بر اساس نتایج حاصل از ارزیابی عملکرد الگوریتمهای منتخب، مدل RF با میزان حساسیت، ویژگی، صحت و اندازه F بهترتیب برابر با ۰/۹۷، ۰/۹۹، ۰/۹۸ و ۰/۹۷۴ و ۰/۹۳۶ =(Area Under the Receiver Operator Characteristics (ROC) Curve (AUC عملکرد بالاتری نسبت به سایر الگوریتمهای منتخب داشته است و بهعنوان مدل برتر برای تشخیص سرطان پستان پیشنهاد شد.
نتیجهگیری: بهنظر میرسد که استفاده از متغیرهای تعدیلپذیر مانند سبک زندگی و ویژگیهای هورمونی-تولیدمثلی بهعنوان ورودی الگوریتم RF برای طراحی CDSS بتواند با صحت بهینه موارد سرطان پستان را تشخیص دهد. بهعلاوه سیستم پیشنهادی بهطور مؤثر در محیطهای واقعی بالینی برای تشخیص سریع و مؤثر بیماری قابل اقتباس باشد.
سامان محمدپور، رضا ربیعی، الهام شاه بهرامی، کامیار فتحی سالاری، مریم خاکزاد، مصطفی لنگری زاده،
دوره 16، شماره 2 - ( 3-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: سرطان دومین عامل مرگومیر در جهان است که سالانه منجر به مرگ بیش از ۱۰ میلیون نفر در دنیا میشود. تشخیص زودرس، مدیریت و درمان صحیح این بیماری نقش مهمی در کاهش عوارض و مرگومیر دارد. یکی از ابزارهای حمایتی در تشخیص زودرس، مدیریت و درمان این بیماری، سیستمهای تصمیمیار بالینی هستند که به دو دسته قاعدهمحور و غیرقاعدهمحور تقسیمبندی میشوند. سیستمهای تصمیمیار قاعدهمحور برپایه راهنماهای بالینی ایجاد میشوند، درحالیکه سیستمهای تصمیمیار غیرقاعدهمحور از یادگیری ماشین بهره میگیرند. در این پژوهش اثرات سیستمهای تصمیمیار به تفکیک قاعدهمحور و غیرقاعدهمحور، بر تشخیص، درمان و مدیریت سرطان سنجیده شد.
روش بررسی: مطالعهی حاضر بهروش مروری نظامیافته انجام شد که با جستجو در پایگاههای داده Web of Science، Scopus، IEEE Xplore و PubMED تا تاریخ ۲۰۲۱.۱۲.۳۱ صورت گرفت. پس از حذف موارد تکراری و ارزیابی یافتهها براساس معیار ورود و خروج، مطالعات مرتبط با هدف پژوهش انتخاب شدند. نحوهی انتخاب مقالات براساس عنوان، چکیده و متن کامل بود. ابزار گرداوری داده فرم استخراج داده شامل سال انجام مطالعه، نوع مطالعه، سیستم درگیر در بدن، اندام درگیر در بدن، خدمت ارایه شده توسط سیستم تصمیمیار، نوع سیستم تصمیمیار، اثر مورد بررسی، شاخص مورد ارزیابی اثر و نمره حاصل از ارزیابی اثر بود. برای تحلیل دادهها از روش سنتز روایتی (Narrative synthesis) استفاده شد.
یافتهها: از مجموع ۷۶۸ مقاله، ۱۶ مقاله مرتبط با اهداف مطالعه شناسایی شد. اثرات مورد ارزیابی در دسته سیستمهای تصمیمیار بالینی قاعدهمحور بر تنظیم دوز، شدت علایم سرطان، پیروی از راهنمایدرمانی، زمان مراقبت، میزان کشیدنسیگار، میزان نیاز به شیمیدرمانی و مدیریتدرد بودند که این اثرات به جز مدیریت درد، در همه موارد معنیدار و مثبت گزارش شده بودند. اثرات مورد ارزیابی در دسته سیستمهای تصمیمیار بالینی غیرقاعدهمحور بر تصمیمات تشخیصیودرمانی، غربالگری، کنترل نوتروپنیتبدار (Neutropenic Fever) بودند که این اثرات به جز کنترل نوتروپنیتبدار، در همهی موارد معنیدار و مثبت گزارش شده بودند.
نتیجهگیری: نتایج بهدست آمده برای اثربخشی هر دونوع سیستمهای تصمیمیار قاعدهمحور و غیرقاعدهمحور حاکی از اثرات مثبت و متفاوت این دو دسته بود. بنابراین استفاده از ترکیب آنها در حیطهی سرطان میتواند نتایج بسیار مفیدی بهبار بیاورد.
کیهان فاتحی، فریماه رحیمی، رضا رضایتمند،
دوره 17، شماره 1 - ( 1-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: سرطان کولورکتال یکی از شایعترین انواع سرطان است که بروز و شیوع آن و همچنین مرگومیرهای ناشی از آن در سراسر جهان افزایش یافته است. این مطالعه با انجام یک مرور حیطهای بار اقتصادی سرطان کولورکتال را از جوانب مختلف بررسی نموده است.
روش بررسی: در این مطالعهی مروری حیطهای، مقالاتی که در ده سال منتهی به ۲۰۲۰ در پایگاههای اطلاعاتی Scopus، PubMed، Embase، Cochrane، Web of Science به محاسبهی هزینههای بیماری سرطان کولورکتال پرداخته بودند، جستجو گردید. در این مطالعه هزینههای ارایهشده در مطالعات بازیابی شده، دستهبندی شدند و همچنین بهمنظور ایجاد امکان مقایسه مطالعات، هزینهی سرانهی تعدیلشده با قدرت خرید آن کشور نیز محاسبه گردید.
یافتهها: از ۲۹ مطالعه بررسی شده، در دو مطالعه هزینههای غیرمستقیم سرطان کولورکتال و در ۴ مطالعه هم هزینههای مستقیم و هم هزینههای غیرمستقیم بررسی شده بودند. در سایر مطالعات، تنها هزینههای مستقیم این سرطان تجزیه و تحلیل شده بود. نزدیک به ۴۰ درصد از مطالعات از دیدگاه ارایهدهنده، هزینهها را محاسبه کرده بودند. بیشترین هزینهی گزارششده در مقالات ۱۷۵.۰۲۰ دلار(تعدیل شده با شاخص برابری قدرت خرید) از دیدگاه ارایه دهنده در آمریکا می باشد که مربوط به هزینهی سالانهی بیماران مبتلا به سرطان کولورکتال متاستاتیک در فاز ۴ می باشد. کمترین هزینهی گزارششده در مقالات ۹۵۴ دلار(تعدیل شده با شاخص برابری قدرت خرید) از دیدگاه ارایه کننده در برزیل بود که در آن صرفاً هزینهی بستری بیماران در نظر گرفته شده است.
نتیجهگیری: اگر چه مقایسهی بار اقتصادی بیماریها بسته بهویژگیهای مطالعه(دیدگاه، نوع هزینههای وارد شده و جمعیت مورد بررسی) و نیز وضعیت سیستمهای مراقبت از سلامت در کشورها بسیار دشوار است، ولی اطلاع از گزارشهای مختلف بار اقتصادی سرطان کولورکتال در دنیا میتواند هم برای پژوهشگران و هم سیاستگذاران بهخصوص در طراحی برنامههای مداخلهای بسیار مفید باشد.
شیما درخشان، نگار یاوری طهرانی فرد، ناهید ابوطالب، مریم ناصرالاسلامی،
دوره 17، شماره 2 - ( 3-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: امروزه میتوان از ترکیبات طبیعی مانند پپتیدها و پروبیوتیکها بهعنوان مکمل درمان بیماریهایی چون سرطان نام برد. این ترکیبات با اثر بر برخی مسیرهای مولکولی از جمله التهاب، ممکن است در جلوگیری از پیشرفت و یا درمان سرطان موثر باشند. هدف از این مطالعه بررسی اثر دیپپتید-B و لایزت پروبیوتیک بیفیدوباکتریوم بیفیدوم بر بیان ژنهای TNF-α و ۱-IL در سلولهای سرطانی معده ردهی سلولی AGS بود.
روش بررسی: در این مطالعه، سلولهای AGS و HEK در محیط کشت DMEM با ۱۰ درصد سرم جنین گاوی کشت داده شدند. سلولها با غلظتهای مختلف دیپپتید-B و لایزت باکتری بیفیدوباکتریوم بیفیدوم تیمار شدند و برای مدت ۲۴ساعت انکوبه گردیدند. درصد زندهمانی سلولی با روش رنگسنجی MTT بررسی شد. بهمنظور بررسیهای مولکولی پس از استخراج RNA و سنتز cDNA با استفاده از واکنش تشخیص مولکولی PCR (Real time PCR) بیان نسبی ژنهای TNF-α و ۱-IL ارزیابی گردید و دادهها با استفاده از روش آماری آزمون واریانس یکطرفه بین گروهها مقایسه شدند.
یافتهها: نتایج MTT نشان داد که تیمار سلولها با دیپپتید-B و لایزت باکتری بیفیدوباکتریوم بیفیدوم سبب کاهش زندهمانی سلولهای سرطانی AGS نسبت به سلول کنترل HEK گردید(IC۵۰) و سطح بیان نسبی ژنهای TNF-α و ۱-IL در سلولهای سرطانی معده که با دیپپتید-B، لایزت باکتری و همچنین هردو ماده بهطور همزمان تیمار شدهاند نسبت به نمونه کنترل دارای افزایش معنادار بود(۰/۰۵≥P). میزان افزایش بیان معنادار در ژن ۱-IL بهترتیب برای پپتید ۳۰۰%(۴ برابر)، باکتری ۱۰۰%(۲ برابر)، پپتید همراه باکتری ۶۵۰%(۷ و نیم برابر) و در ژن TNF-α بهترتیب برای پپتید ۳۵۰%(۴ و نیم برابر)، باکتری۱۰۰%(۲ برابر)، پپتید همراه باکتری۵۲۰%(۶/۲ برابر) بود. بنابراین احتمالاً این ترکیبات با تاثیر بر دیگر مسیرهای مولکولی موجب مرگ سلولهای سرطانی شدهاند.
نتیجهگیری: باتوجه به اینکه دیپپتید-B و لایزت باکتری روی سلولهای ردهی سلولی سالم HEK سمیت معنیداری نداشتند و سبب کاهش زندهمانی سلولهای سرطانی AGS بهصورت معناداری شدند که این سمیت وابسته به دوز بود، در نظر گرفتن این ترکیبات طبیعی در درمان سرطان معده ممکن است حائز اهمیت باشد.
سیده نسیم میربهاری، سینا سالاری، شبنم شاهرخ، محمدرضا زالی، مهدی توتونچی،
دوره 18، شماره 1 - ( 1-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: ویروسهای انکولایتیک، به عنوان ابزارهای نوین و پیشرفته در زمینه درمان انواع مختلف سرطان، نقش بسیار مهمی را در تحولات پزشکی ایفا کردهاند. اصطلاح «انکولایتیک» به معنای توانایی این ویروسها برای تخریب و آسیب به سلولهای سرطانی، در عین حفظ سلولهای سالم اطراف آنها، اشاره دارد.
روش بررسی: برای انجام این مطالعه، از طریق جستجو در پایگاههای اطلاعاتی PubMed، Scopus و Google Scholar از سال ۲۰۱۲ تا ۲۰۲۴، ۲۷۰ نتیجه اول، جمعآوری شد. ۶۸ مقالهی مرتبط توسط محقق اصلی، بررسی و در نهایت، مطالب استخراج و یافتههای نهایی جمعبندی شدند.
یافتهها: در نهایت، یافتهها در این مطالعهی مروری نشان داد که سلولهای سرطانی دارای ویژگیهای متمایزی هستند که آنها را از سلولهای نرمال متمایز میکند؛ از جمله سیگنالهای رشد مداوم، عدم پاسخ به پیامرسانیهای ضد رشد، فرار از آپوپتوز، افزایش آنژیوژنز و تهاجم به قسمتهای دیگر بدن. ویروسهای انکولایتیک از این ویژگیهای متمایز برای ورود اختصاصی به سلولهای سرطانی استفاده میکنند تا بهطور انتخابی به آنها متصل شده و آنها را آلوده کنند. بیشتر ویروسهای انکولایتیک به طور مستقیم سلولهای تومور میزبان را از بین میبرند که در نتیجهی تکثیر ویروسی و القای عناصر پاسخ ضد ویروسی سلول میزبان است. همچنین، این ویروسها میتوانند با تولید پروتئینهای خاص، سلولهای سرطانی را نابود کنند. پتانسیل کشندگی ویروسهای انکولایتیک به نوع ویروس، دستورزی ژنتیکی، تعداد ویروس مناسب برای تزریق، تمایل ویروسی طبیعی و القایی و حساسیت سلول سرطانی به اشکال مختلف مرگ سلولی بستگی دارد. مکانیسمی که باعث تکثیر اختصاصی ویروسهای انکولایتیک در سلولهای سرطانی میشود، احتمالا به نقص مسیرهای پیامرسانی در سلولهای توموری مرتبط است همچنین تحقیقات انجام شده در فاز سوم کارآزمایی بالینی با استفاده از ویروسهایH۱۰۱ (Oncorine)، T-Vec، ۷-ECHO و (Teserpaturev (Delytact در درمان سرطانهای مختلف از جمله سرطان سر و گردن، ملانوما، گلیوبلاستوما و سرطان مثانه بهبود معنیداری در نتایج درمانی را نشان داده است.
نتیجهگیری: ویروسهای انکولایتیک از انواع مختلف ویروسها ساخته میشوند و در حال حاضر در مراحل آزمایشگاهی، پیش بالینی و بالینی مورد ارزیابی قرار میگیرند. استفاده از این ویروسها برای درمان سلولهای سرطانی به عنوان یک روش جدید و هدفمند مطرح شده است که نیازمند بررسی و دستیابی به مکانیسمهای دقیقتر برای عملکرد بهتر آنها میباشد.
فاطمه میرشکاری، الهام مسرت،
دوره 18، شماره 2 - ( 3-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: با توجه بهروند رو به رشد سرطان در ایران، توسعه و پیادهسازی سامانههای سواد سلامت دیجیتال توانمندیهای سلامت دیجیتالی و روند خود مدیریتی بیماران را سرعت میبخشد. سواد سلامت دیجیتال به معنای توانایی استفاده مؤثر و آگاهانه از فناوریهای دیجیتال برای دسترسی به اطلاعات و خدمات مربوط به سلامت است. این مهارت نقش مهمی در دسترسی به اطلاعات پزشکی، مدیریت بیماری، بهبود کیفیت زندگی افراد، بهویژه بیماران مبتلا به سرطان، ایفا میکند. سواد سلامت دیجیتال بهعنوان یکی از کلیدیترین فاکتورهای دستیابی برابر به اطلاعات سلامت دیجیتال محسوب میگردد. هدف از مطالعهی حاضر تدوین الزامات سامانهی سواد سلامت دیجیتال با محوریت سرطان است.
روش بررسی: مطالعهی حاضر در دو فاز مرور متون و بررسی روایی و پایایی الزامات در سال ۱۴۰۲ انجام شد. در مرحله اول مرور متون با واژههایکلیدی سواد سلامت دیجیتال، سرطان، الزامات، سامانه و برنامه کاربردی در پایگاههایی از جمله پابمد، اسکوپوس، گوگل اسکالر، پایگاه اطلاعات علمی جهاد دانشگاهی و وبسایتهای تخصصی انجام شد. جهت بررسی روایی محتوایی نظرسنجی، از ۶۲ متخصص نظرسنجی و CVI و CVR محاسبه شد.
یافتهها: ۱۲۷ مؤلفهی عملکردی و غیرعملکردی تأیید گردید. الزامات در بخش عملکردی در شش بعد اصلی ماژول سواد اطلاعاتی(۸ مؤلفه عملکردی)، ماژول سواد فناوری اطلاعات و ارتباطات(۱۸ مؤلفه عملکردی)، سواد رسانه(۵ مؤلفه عملکردی)، ماژول سواد سلامت عمومی، تخصصی و جمعیتمحور(۴۷ مؤلفه عملکردی)، ماژول سواد سلامت دیجیتال(۲۸ مؤلفه عملکردی)، ماژول سواد سلامت دیجیتال در سرطان(۶ مؤلفه عملکردی) تقسیمبندی شدند. در بخش سواد سلامت دیجیتال در سرطان مؤلفههای اصلی ارزیابی نیازها، آموزش سواد سلامت دیجیتال، ارزیابی و پایش اثربخشی مداخلات دیجیتال و مهارتهای جستجوی اطلاعات تأیید گردید. ۱۵ مؤلفه غیرعملکردی هم تأیید شد. در این مطالعه، صرفاًً پیشنهاد اصلاح املایی مؤلفههای عملکردی و غیرعملکردی توسط متخصصان ارایه شد و تمامی گویهها تأیید شد. ضریبآلفای کرونباخ به دست آمده(۹۲%) نشاندهندهی ثبات پایایی و قابلیت تکرارپذیری بالا بود.
نتیجهگیری: سامانههای سواد سلامت دیجیتال میتواند تسهیلگر خدمات درمانی باشد. با توجه بهروایی و پایایی قابلقبول مورد مطالعه، الزامات تعریف شده میتواند برای پیادهسازی سامانههای سواد سلامت دیجیتال با محوریت سرطان استفاده گردد.
فاطمه حامی کارگر، نرگس نیکخواه، محمد گنجی،
دوره 18، شماره 4 - ( 7-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: درمان سرطان پستان با تغییراتی در بدن زنان همراه است. تغییراتی که علاوه بر جنبهی ظاهری با زنانگی آنان در ارتباط است و میتواند بخشی از هویت زنان که در ارتباط با بدن آنان است را با چالشهایی مواجه سازد. این پژوهش به فرایند تغییرات هویتبدنی زنان در بستر فرهنگ و اجتماع میپردازد.
روش بررسی: از روش کیفی برای انجام پژوهش استفاده شده است و بدینمنظور مصاحبههایی عمیق و نیمه ساختاریافته با ۱۵ زن تهرانی مبتلا به سرطان پستان که مراحل درمان را طی کرده بودند، ۵ نفر از همراهان که در مراحل بیماری در کنار زنان مبتلا بودند و ۳ پزشک جراح انجام گرفت. در مصاحبهها به تجربیات زنان، احساسات و اقدامات آنان در مواجهه با تغییرات بدنی پرداخته شد. نمونهگیری بهصورت نمونهگیری هدفمند و گلولهبرفی انجام شد. جهت تحلیل مصاحبهها از تکنیک تحلیل تماتیک Braun و Clarke استفاده گردید.
یافتهها: زنان مشارکتکننده ۲۷ تا ۶۵ ساله بودند که ۸ نفر از آنان مدرک کارشناسی و بالاتر داشتند. ۷ زن خانهدار و ۸ زن شاغل بودند و ۱۳ زن ماستکتومی انجام داده بودند. مضامین اصلی بهدست آمده شامل تغییر در بدن زنانه، چالش با جامعه، اختلال در هویتبدنی، حمایت و همراهی، تنگنای اقتصادی و بازتعریف هویتبدنی است. این مضامین فرایند مواجههی زنان با تغییرات بدنی را توضیح میدهد. زنان پس از تغییرات بدنی، چالشهایی با جامعه دارند. جامعه بدن زنان را پس از تغییرات قضاوت میکند و نگاه منفی به آن دارد. از سوی دیگر زنان از بدن خود احساس نارضایتی دارند و بدن خود را برای انجام وظایف زنانه و ایفای نقش همسری و مادری ناکارآمد میدانند. اما با گذشت زمان، زنان با پذیرش تغییرات و مدیریت بدن، تلاش میکنند تا هویتبدنی خود را مجدداً بازسازی نمایند. علاوه بر این وضعیت اقتصادی زنان و همراهی و حمایت اطرافیان که بهصورت تأیید تغییرات بدن زن و همراهی و حمایت عاطفی است، میتواند پذیرش تغییرات بدنی را برای زنان امکانپذیرتر نماید.
نتیجهگیری: با توجه به اهمیت بدن در تعریف زنانگی، زنان پس از ابتلا به سرطان پستان علاوه بر رنج بیماری با چالشهای هویتی نیز مواجه هستند. پس درمان سرطان پستان در کنار اقدامات بالینی، نیازمند آگاهی جامعه از نحوهی مواجهه با زنان بیمار است.
صابر یزدانی دماوندی، طیبه بنی اسدی، محمدعلی مولوی، فرید خرمی،
دوره 19، شماره 5 - ( 10-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: سرطان بهعنوان دومین عامل مرگو میر کودکان در سالهای اخیر شناخته شده است. باتوجه به افزایش دادههای مراقبتهای بهداشتی بیماران مبتلا به سرطان و نیازمندی متخصصان سلامت به ابزاری جهت پایش بیماران و مداخلهی فوری بر روی آنها، داشبورد مدیریت اطلاعات بهعنوان ابزاری هوشمند و پویا، قابلیت گردآوری و نمایش دادهها در قالب نمودار و جداول را برای متخصصان سلامت فراهم میکند. در پژوهش حاضر، داشبورد مدیریتی برای بخش انکولوژی بیمارستان کودکان طراحی شد و کاربردپذیری آن ارزیابی گردید.
روش بررسی: پژوهش حاضر از نوع توسعه-کاربردی بود که در سال ۱۴۰۳ در مرکز آموزشی، درمانی و پژوهشی کودکان بندرعباس انجام شد. بهمنظور ایجاد داشبورد مدیریت بخش انکولوژی بیمارستان کودکان، سه مرحله اجرا شد. ابتدا در مرحلهی اول کلیه عناصر اطلاعاتی مورد نیاز جهت نمایش در داشبورد براساس بررسی متون و مستندات بخش انکولوژی بیمارستان کودکان بندرعباس استخراج گردیده و با استفاده از روش دلفی به تأیید خبرگان رسید. سپس در مرحلهی دوم نمونه اولیه داشبورد مدیریت بخش انکولوژی در نرمافزار Power BI Desktop طراحی گردید. در نهایت، کاربردپذیری آن با استفاده از پرسشنامهی قابلیت استفادهی سیستم توسط ۲۰ کاربر ارزیابی گردید. دادهها با استفاده از آمار توصیفی و به وسیله نرمافزار SPSS تجزیه و تحلیل گردید.
یافتهها: در فرآیند شناسایی شاخصها، پس از غربالگری ۳۴۳۵ رکورد اولیه و بررسی ۲۲ مقاله و ۳۸ پرونده بیمار، در مجموع ۱۰۴ شاخص مدیریتی و ۶۷ شاخص بالینی اولیه استخراج گردید. این شاخصها طی فرآیند دلفی دو مرحلهای با مشارکت ۱۲ خبره اعتبارسنجی شدند که منجر به تأیید نهایی ۱۰۵ شاخص مدیریتی و ۷۱ شاخص بالینی برای گنجاندن در داشبورد شد. بر اساس این شاخصها، یک داشبورد مدیریتی دهصفحهای طراحی گردید که شاخصهای کلیدی را نمایش میدهد. ارزیابی کاربردپذیری با استفاده از مقیاس SUS میانگین نمره ۷۵/۸۷ را نشان داد که بر اساس معیار Bangor در محدوده«قابلقبول» و در رتبه«بسیار خوب» قرار گرفت. بازخورد کاربران نیز منجر به اصلاحات نهایی در نمایش دادهها و رابط کاربری داشبورد شد. در مجموع، داشبورد طراحیشده بهعنوان ابزاری کارآمد و کاربرپسند برای پایش و مدیریت اطلاعات بخش انکولوژی کودکان معرفی میشود.
نتیجهگیری: داشبورد مدیریت بخش انکولوژی کودکان سبب یکپارچگی و خلاصهسازی دادههای ضروری برای ارایهدهندگان مراقبتهای بهداشتی شده و در نتیجه به آنها در انجام تشخیص و اقدامات فوری برای کودکان مبتلا به سرطان کمک میکند. همچنین داشبورد حاضر با داشتن کاربردپذیری مناسب، سبب درک بهتر کاربران از اطلاعات سلامت شده و منجر به تصمیمگیری درستی از سوی آنها میشود.