34 نتیجه برای بهداشت
اسداله خواهنده کارنما، عامر دهقان نجم آبادی، مهدی تاج پور،
دوره 11، شماره 2 - ( 4-1396 )
چکیده
زمینه و هدف: مطالعه ی ارتباط گرایش کارآفرینانه با عملکرد شغلی کارکنان در مرکز بهداشت و درمان دانشگاه تهران، منجربه بهبود عملکرد رقابتی سازمان ها می گردد. هدف پژوهش حاضر، تبیین و تعیین ارتباط گرایش کارآفرینانه با عملکرد شغلی کارکنان مرکز بهداشت و درمان دانشجویان دانشگاه تهران است.
روش بررسی: پژوهش حاضر از لحاظ نحوه گردآوری داده ها از نوع توصیفی-تحلیلی کاربردی است. همچنین داده های جمع آوری شده از نوع روش تحقیق کمی که از پرسشنامه ی استاندارد گرایش کارآفرینانه ی لامپکین و دس و پرسشنامه ی استاندارد عملکرد شغلی بایرن و کن وای استفاده شده است. کارکنان مرکز بهداشت و درمان دانشگاه تهران، جامعه ی آماری پژوهش را تشکیل دادند که با استفاده از روش نمونه گیری طبقه ای تصادفی، تعداد ۱۰۸ نفر به عنوان نمونه آماری انتخاب گردیدند. تجزیه و تحلیل اطلاعات با استفاده از نرم افزار SPSS وSMART PLS در دو بخش مدل اندازه گیری و بخش ساختاری انجام پذیرفت.
یافته ها: نتایج پژوهش، حاکی از ارتباط مثبت و معنادار گرایش کارآفرینانه و ابعاد آن شامل نوآوری، ریسک پذیری و پیشگامی بر عملکرد شغلی کارکنان است. همچنین ابعاد گرایش کارآفرینانه، هرچند از همبستگی بالایی با یکدیگر برخوردارند، لیکن تاثیر یکسانی بر عملکرد شغلی ندارند. پیشنهاد می شود مدیران مرکز باتوجه به اهمیت هرکدام از ابعاد گرایش کارآفرینانه، فعالیت هایی را تعریف نمایند که باعث افزایش عملکرد شغلی کارکنان مرکز گردد.
نتیجه گیری: باتوجه به نتایج این مطالعه، اندیشیدن تدابیری جهت افزایش فعالیت های کارآفرینانه ی کارکنان در مراکز بهداشت و درمان، می تواند منجربه افزایش عملکرد شغلی کارکنان در این مراکز شود.
علی نقی کبریایی، رحیم روزبهانی، مجتبی احمدی، پریسا فرنیا، دنیا ملک شاهیان، علی اکبر ولایتی،
دوره 11، شماره 2 - ( 4-1396 )
چکیده
زمینه و هدف: سازمان بهداشت جهانی، به منظور بهبود کیفیت خدمات آزمایشگاهی نرم افزار استاندارد ISO۱۵۱۸۹ معرفی کرده است. هدف از انجام این تحقیق در مرکز تحقیقات مایکوباکتریولوژی بررسی این ابزار و تعیین میزان تطابق با استاندارد بوده است.
روش بررسی: مرحله اول با پاسخگویی به پرسشنامه استاندارد، دوازده بلوک سازمانی ارزیابی شد. مرحله دوم با پیاده سازی نرم افزار و ممیزی بررسی تکمیل گردید، نتایج به دست آمده با نرم افزار SPSS ورژن ۱۶ آنالیز شد.
یافته ها: در دوره زمانی ۲۰۱۴-۲۰۱۳ با اجرای عملکرد سیستم مدیریت کیفیت(QMS) با تمرکز در سه نقطه کانونی شناخته شده(قبل از انجام آزمایش و همزمان با انجام آزمایش و بعد از انجام آزمایش) در آزمایشگاه رفرانس سل کشوری(مرکزتحقیقات مایکوباکتریولوژی) موفق به کسب(۸۰-۱۰۰)% امتیاز گردید. درحالی که این امتیاز در سال های قبل از آن بین(۴۸-۷۹)% بوده است.
نتیجه گیری: این تحقیق اولین دانش ما از پیاده سازی گام به گام ابزار استاندارد در ایران بود. ارزشیابی داخلی استاندارد آزمایشگاه رفرانس سل کشوری در جایگاه پنج ستاره قرار دارد، ما به دنبال ارزشیابی بین المللی به منظور اعتبار بخشی آزمایشگاه رفرانس سل کشوری هستیم.
مصطفی ربیعیان، علیرضا دررودی، رجبعلی دررودی، علی دررودی، نادر بهمن،
دوره 11، شماره 3 - ( 4-1396 )
چکیده
زمینه و هدف: با توجه به محدودیت منابع و هزینههای روزافزون بخش سلامت، شناخت دقیق و کنترل هزینهها امری اجتناب ناپذیر مینماید. بدین منظور، این مطالعه با هدف تعیین قیمت تمام شده ی واحد خدمات ارائه شده در مرکز بهداشتی درمانی ابوذر انجام گرفت.
روش اجرا: این مطالعه پیمایشی - تحلیلی به صورت مقطعی بر اساس اطلاعات سال مالی ۱۳۹۱ و با استفاده از ۸ گام روش هزینهیابی برمبنای فعالیت انجام گرفته است. دادهها پس از جمعآوری با نرم افزار EXCEL تحلیل شد.
یافتهها: بخش عمده ی هزینه کل مرکز مربوط به هزینه ی نیروی انسانی به میزان ۵۹/۱۸ درصد و هزینه ی انرژی با ۱/۲۸ درصد، کمترین سهم از هزینه کل را به خود اختصاص داده بود، همچنین قیمت تمام شده ی ۵۱ خدمت در مرکز بهداشتی درمانی منتخب نشان داد که بیشترین و کمترین هزینهها مربوط به بازدید از اماکن تهیه و توزیع، واحد بهداشت محیط با ۲۹۸۴۷۵ ریال و تزریق واکسن MMR، واحد واکسیناسیون با ۳۱۹۱۹ ریال بود.
نتیجهگیری: با توجه به سهم بالای نیروی انسانی(۵۹/۱۸%) از کل هزینهها میتوان با افزایش بهرهوری نیرویکار و بهبود دسترسی مردم و همچنین ادغام واحدهای با فعالیتهای مشابه با توجه به ظرفیت پذیرش آنها، در کاهش هزینهها موثر بود.
آرش رشیدیان، عفت محمدی، ترانه یوسفی نژاد، الهام دادگر، صدیقه صلواتی، زهرابیگم سیدآقامیری،
دوره 12، شماره 5 - ( 10-1397 )
چکیده
زمینه و هدف: نقطهی آغاز هر پژوهشی مسئله یابی است و تا زمانی که مسئلهی اساسی شناسایی نشود، صرف زمان و هزینه جهت انجام پژوهش اتلاف منابع خواهد بود. لازمهی شناسایی مسایل اساسی، نیازسنجی پژوهشی است. این مطالعه با هدف تعیین اولویت های پژوهشی معاونت بهداشت دانشگاه علوم پزشکی تهران انجام گرفت.
روش بررسی: پژوهش حاضر، مطالعه ای کاربردی است که در پنج مرحله طراحی و اجرا شد: 1. برگزاری کارگاه آموزشی روش گروه اسمی، 2. انجام مصاحبههای کیفی و استخراج اولیه اولویتهای پژوهشی، 3. برگزاری دور اول جلسات گروه اسمی، 4. برگزاری دور دوم جلسات گروه اسمی، 5. نهایی نمودن عناوین اولویتدار پژوهشی. دادههای بهدستآمده در هر مرحله با استفاده از نرمافزارهای Excel و spss 19 تجزیه و تحلیل شد.
یافته ها: این مطالعه با مشارکت 38 نفر انجام شد. در مرحله اول، 258 عنوان پژوهشی اولیه استخراج شد. عناوین پژوهشی اولیه طی برگزاری 4 جلسه گروه اسمی، امتیازدهی شدند. در انتها %75 شرکتکنندگان به معیار ضرورت 21 عنوان پژوهشی نمره 9-7 دادند که بهعنوان عناوین پژوهشی معاونت در نظر گرفته شدند. عنوان"بررسی علل ریشهای مرگ مادر" بالاترین اهمیت و "بررسی میزان اثربخشی اجرای غربالگری کمکاری تیروئید" کمترین اهمیت را به خود اختصاص داد.
نتیجه گیری: یافتههای این پژوهش نشان میدهد که بین ذینفعان در خصوص اولویتهای پژوهشی که نیاز به سرمایهگذاری برای تولید اطلاعات و دانش مربوط به اهداف و سیاستهای سلامت دارند، اجماع وجود دارد. هدایت منابع پژوهشی سازمان به سمت اجرای این اولویتها، منجر به تخصیص عقلایی و شفاف اعتبارات برای تولید دانش و در نهایت ارتقای سلامت جمعیت خواهد شد.
محمدرضا شهرکی، نسترن عباسی حسن آبادی،
دوره 12، شماره 6 - ( 12-1397 )
چکیده
زمینه و هدف: یکی از ابعاد مهم دسترسی به خدمات سلامت، توزیع یکنواخت است. بررسی نحوه ی توزیع شاخص های بهداشت و درمان در مناطق مختلف، نابرابریها را آشکار میسازد تا زمینه کاهش نابرابریها فراهم گردد. هدف این پژوهش رتبه بندی شهرستانهای استان سیستان و بلوچستان از منظر دسترسی به خدمات بهداشتی و درمانی می باشد.
روش بررسی: پژوهش حاضر، توصیفی-کاربردی و از نوع مقطعی است. داده ها به روش کتابخانه ای از پایگاه اطلاعاتی مرکز آمار ایران گردآوری شد. شاخص های مورد مطالعه با روش آنتروپی شانون وزن دهی و رتبه بندی شهرستانها با روش تاپسیس صورت گرفت. نحوهی توزیع خدمات بهداشت و درمان با ضریب همبستگی اسپیرمن و کندال نمایش داده شد و توسط ضریب پراکندگی، شاخصهای برجسته در ایجاد عدم تعادل تعیین شدند.
یافته ها: نتایج روش تاپسیس اختلاف فاحشی بین سطح برخورداری از شاخصها در شهرستانها را نشان داد. شهرهای زابل و زاهدان رتبهی اول و دوم و شهرهای قصرقند، سیب سوران و فنوج به ترتیب در آخرین رتبه قرار گرفتند. در بین عواملی که موجب اختلاف سطح برخورداری شده اند، تعداد دکتری تخصصی و دکتری علوم آزمایشگاهی و مراکز توانبخشی موجب بیشترین تفاوت بین شهرستانها گردیدهاند. یافته ها نشان میدهد که منابع متناسب با جمعیت شهرستانها توزیع نشده و بین رتبه ی جمعیتی و رتبه ی دسترسی به خدمات همبستگی کمی وجود دارد.
نتیجه گیری: توجه بیشتری به شهرستانهایی که در رتبه ی پایین سطح دسترسی منابع بهداشت و درمان قرار دارند، ضروری خواهد بود. همچنین در تخصیص منابع بهداشت و درمان، این استان در اولویت قرار داده شود زیرا وضعیت بهره مندی از شاخص های بهداشت و درمان نسبت به جمعیت آن اندک می باشد.
حسین صمدی میارکلائی، حمزه صمدی میارکلائی،
دوره 13، شماره 5 - ( 10-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: امروزه کاربرد فناوری اطلاعات و ارتباطات در زندگی روزمره ما و به خصوص در سازمان ها به شدت فراگیر شده است. یکی از این پدیده ها استفاده ی کارکنان از اینترنت سازمان جهت کاربرد در اهداف شخصی بین ساعات کاری است، که از آن به عنوان سایبرلوفینگ یاد میشود. یکی از متغیرهای مهم سازمانی که میتواند از این فناوری به شدت متأثر باشد، میزان کارآفرینی در سازمان است. ازاینرو، این پژوهش به دنبال بررسی رابطه میان سایبرلوفینگ و کارآفرینی سازمانی در شبکه بهداشت و درمان شهرستان بابلسرمی باشد.
روش بررسی: پژوهش حاضر، از نوع کاربردی است. جامعه آماری تحقیق، کلیه کارکنان شبکه بهداشت و درمان شهرستان بابلسر است که با روش نمونه گیری تصادفی ساده، تعداد ۱۶۵ نفر از کارکنان به عنوان نمونه انتخاب شدند. در این پژوهش، برای اندازه گیری مقیاس های سایبرلوفینگ و کارآفرینی سازمانی از پرسش نامه های استاندارد استفاده شد. داده ها با استفاده از نرم افزارهای SPSS و LISREL تجزیه وتحلیل گردید.
یافتهها: یافته های این مطالعه نشانگر آن بود که ارتباط معنی دار و معکوسی میان کارآفرینی سازمانی و سایبرلوفینگ وجود دارد؛ همچنین این همبستگی معکوس و معنیدار بین کارآفرینی سازمانی و سایبرلوفینگ در آزمون مدل معادلات ساختاری نیز مشاهده گردید. از طرفی، مقادیر شاخصهای برازش برابر ۰/۰۲۲=RMSEA، ۰/۹۶=NFI، ۰/۹۷=GFI و ۱/۰۷= χ۲/dfاست، که این مقادیر نمایانگر مطلوبیت برازش مدل می باشد.
نتیجهگیری: نتایج این تحقیق بیانگر این امر بوده که پدیدهی سایبرلوفینگ در شبکه بهداشت و درمان شهرستان بابلسر، تأثیر نامطلوبی بر بروز کارآفرینی سازمانی دارد. باتوجه به این نتایج، پیشنهاد میشود که مدیران سازمان برای بهبود وضعیت موجود، روشهای استفادهی درست و کارآمد سایبرلوفینگ جهت توسعه ی بهره وری را به کارکنان خود آموزش دهند.
رسول علی نژاد، مهدی یوسفی، حسین ابراهیمی پور، علی تقی پور، امین محمدی،
دوره 14، شماره 2 - ( 3-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: کارایی و اثربخشی هر سازمان تا حد قابل ملاحظه ای به نحوه ی مدیریت و کاربرد صحیح و موثر منابع انسانی بستگی دارد. با توجه به اهمیت فعالیت و انگیزش پرسنل مبارزه با بیماریها و همچنین سهم بالای هزینه های پرسنلی از کل هزینه های سلامت، استفاده از روش های مناسب برای تعیین حجم کاری آنها مهم است.
روش بررسی: مطالعه ی حاضر از گروه مطالعات توصیفی و کاربردی بود، که در دو بعد کمی و کیفی انجام شد. محیط پژوهش مراکز بهداشتی شهری-روستایی شبکه ی بهداشت و درمان شهرستان سوادکوه بود. طی فرایند محاسبه ی حجم کاری مراحل: شناسایی فعالیتها، اصلاح و تایید فعالیتها، تعیین درصد بیکاری های مجاز، محاسبه ی زمان استاندارد، تعیین تعداد تکرار، محاسبه ی واحدهای کاری، تعیین حجم کاری و تعیین تعداد نیروی انسانی مورد نیاز انجام شد.
یافته ها:فعالیتهای حوزه ی مبارزه با بیماریها در قالب ۷۷ فعالیت شناسایی و سازماندهی شد. مجموع زمان این فعالیت ها در یک ماه با احتساب فراوانی هر کدام برابر با ۱۰۲۷۳ واحد کاری بود. عمده ترین فعالیتها مربوط به تزریق واکسن و ثبت مشخصات واکسینه شده در دفاتر و فرمهای مربوط به ترتیب شامل ۱۷۳ و ۱۱۵ واحد کاری بودند.
نتیجه گیری: تعیین حجم فعالیتهای حوزههای کاری مختلف بهداشتی با استفاده از روش این مطالعه توان تخمین تعداد نیروی انسانی مورد نیاز جهت ارایهی تمام خدمات پیش بینی شده را ایجاد مینماید و در صورت استفاده در ساختارهای کنونی، قابلیت کاهش تقاضای نیروی مازاد و افزایش تمایل کارکنان به انجام خدمات بیشتر را دارد
شراره میرسعیدی فراهانی، احمد ودادی، علی رضائیان،
دوره 15، شماره 2 - ( 3-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: با عنایت به اهمیت و جایگاه بخش سلامت در جامعه و با توجه به این¬که این روزها در دوران انقلاب صنعتی چهارم، از یک سو با اشاعهی فناوریهای نوین(هوشمند) درحوزههای مختلف روبرو بوده و از سویی دیگر با ادغام مراقبتهای بهداشتی-درمانی و فناوری بهعنوان یک تحول بزرگ دراین مسیر مواجه هستیم، استفاده از فناوریهای هوشمند می تواند بسیاری از محدودیتهای حوزه سلامت را برطرف سازد. هدف از انجام پژوهش حاضر، ارایه مدلی مناسب به منظور استقرار خدمات هوشمند در بخش سلامت کشور ایران می باشد.
روش بررسی: این پژوهش از نوع مطالعات کیفی و مبتنی بر رویکرد تحلیل مضمون در سال ۱۳۹۹ انجام شد، و برای استخراج دادهها، از بررسی ادبیات و پیشینه پژوهش و مصاحبه با خبرگان استفاده گردید، که در آن ۱۵ نفر از خبرگان براساس نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند و نمونهگیری تا اشباع کامل ادامه پیدا کرد. دادهها با استفاده از مصاحبهی عمیق نیمه ساختاریافته جمع آوری شد. پیاده سازی مصاحبهها در نرم افزار MAXQDA انجام شده و سپس تجزیه و تحلیل شد و در نهایت مدل کیفی ارایه گردید.
یافتهها: بر اساس یافتههای این پژوهش، ۲۰۲ کد باز استخراج شد و ۲۳ مضمون پایه(ساب تم) برای طراحی مدل استقرار خدمات هوشمند در بخش سلامت ایران شناسایی گردید که به هفت مضمون سازمان دهنده(تم اصلی) شامل «برنامه ریزی استقرار»، «مدیریت اجرا»، «سازمان کار»، «آمادگی ملی»، «فراهمسازی زمینهها»، «تمهیدات سازمانی» و «مدیریت مقاومت» دستهبندی شد. سپس با توجه به مضامین فوق مدل مضمونی ارایه گردید که از برازش مناسبی برخوردار است(۰/۹۳۴ :IFI؛ ۰/۹۵۹ :NFI؛ ۰/۰۸۰ :RMSEA).
نتیجه گیری: ارایه مدل استقرار سلامت هوشمند و بهکارگیری فناوریهای فوق به ارتقای کیفیت ارایه خدمات درمانی، بهبود دسترسی به این خدمات، کاهش هزینهها و در نتیجه ارتقای سلامت جامعه کمک چشمگیری مینماید.
معصومه عبدی تالارپشتی، قهرمان محمودی عالمی، محمد علی جهانی،
دوره 15، شماره 4 - ( 7-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: یکی از دلایل نارضایتی مراجعهکنندگان از سازمانهای بهداشتی این است که این سازمانها توقعاتی ایجاد میکنند که قادر به ارایه آنها با توجه به انتظارات مردم نیستند. پژوهش حاضر با هدف ارایه مدل برندسازی خدمات بهداشتی با رویکرد مراجعهکنندگان انجام گردید.
روش بررسی: این مطالعهی ترکیبی کمی-کیفی در سال ۱۳۹۹ انجام گردید. جامعه آماری پژوهش برای قسمت کیفی شامل خبرگان دانشگاهی و سازمانی به روش تکنیک دلفی ۲۰ نفر بود. برای قسمت کمی مراجعهکنندگان به مراکز بهداشتی۸۳۰ نفر، انتخاب شدند. روایی پرسشنامه از طریق روایی صوری، محتوا، سازهای و پایایی آن با آلفای کرونباخ ۰/۹۶ تایید گردید. دادههای کمی توسط نرمافزار سیستم معادلات ساختاری (EQS) Equations Structural System ورژن ۶/۱ با تحلیل عاملی تایید و با استفاده از معادلات ساختاری ارایه گردید.
یافتهها: با توجه به یافتههای ساختار عاملی در برندسازی خدمات بهداشتی شش محور اصلیِ جایگاه رقابتی، ارزش ویژه، قابلیت دسترسی، تثبیت برند در ذهن مراجعان و بازار، استراتژیهای برندسازی، ارتباط برند با مراجعان و بازار در برندسازی خدمات بهداشتی با ۱۹ حیطهی فرعی، انتظارات مراجعهکنندگان (RMSEA=۰/۰۹, SRMR=۰/۹ ,TLI=۰/۹, CFI=۰/۹) نشان داده شده را تایید کرد و از برازش خوبی برخوردار است. همسانی درونی آیتمها سطوح معنیداری داشتند(۰۵/P<۰).
نتیجه گیری: نتایج این مطالعه نشان میدهد که ۱۹ حیطهی فرعی، ساختار شش عاملی برندسازی خدمات بهداشتی را تایید میکنند که جزو محورهای تاثیرگذار در برندسازی از دیدگاه مراجعهکنندگان بود. ازآنجاییکه برندسازی خدمات بهداشتی موجب ارتقای کمیت و کیفیت خدمات ارایه شده در نظام سلامت میباشد، پیشنهاد میگردد با ایجاد نوآوری در کمیت و کیفیت خدمات ارایه شده، قابلیت دسترسی به خدمات سلامت، ایجاد مزیت رقابتی و توانمند نمودن کارکنان و ارتقای مهارتهای ارتباطی بتوان در برنامه ریزی برندسازی خدمات بهداشتی گام موثر برداشت.
حمزه امین طهماسبی، حسین نصیرزاده،
دوره 15، شماره 6 - ( 12-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: بیتوجهی به مدیریت پسماندهای بیمارستانی مشکلات عدیدهای را ایجاد نموده است؛ بهطوریکه پیامد بیتوجهی به مدیریت اینگونه پسماندها محیطزیست و سلامت انسان را در معرض خطر جدی قرار داده است. مراکز درمانی از جمله مؤسسات بهداشتی مهم هستند که طی سالهای اخیر ازدیاد جمعیت، افزایش اربابرجوع و عملیات سرویسدهی، رشد چشمگیر در تولید مواد زاید را در آنها به دنبال داشته است. کیفیت و کمیت پسماندهای مراکز درمانی روزبهروز مشکلساز شده و از جمله مواد سمی خطرناک بهحساب میآیند. هدف مقالهی حاضر، ارزیابی، اولویتبندی و تبیین طرح مدیریتی جهت تصفیه و دفع پسماندهای مراکز درمانی است.
روش بررسی: معیارهای مهم در انتخاب روش دفع پسماندهای مراکز درمانی از طریق مطالعهی پیشینه موضوع استخراج شد. سپس اهمیت این معیارها با استفاده از تکنیک تحلیل سلسله مراتبی فازی (Fuzzy AHP (Fuzzy Analytical Hierarchy Proses تعیین شد و در پایان بهترین روش دفع، با استفاده از تکنیک ضرب و جمع وزنی فازی (Fuzzy WASPAS (Fuzzy Weighted Aggregated Sum Product Assessment انتخاب گردید.
یافتهها: از میان معیارهای اصلی، مسایل زیستمحیطی با وزن ۰/۵۱۷ اولویت اول و معیارهای هزینه و حجم پسماندها با امتیازهای ۰/۳۱۷ و ۰/۱۶۶ بهترتیب رتبههای دوم و سوم را بهدست آوردند. همچنین از میان زیرمعیارها هم، آلایندگی هوا با وزن ۰/۲۵۶ رتبهی اول را کسب نموده است. از میان روشهای دفع، روش دفن بهداشتی با امتیاز ۰/۳۱۷ رتبهی اول و روشهای ماکروویو، سوزاندن زبالهها و اتوکلاو با امتیازهای ۰/۲۶۵، ۰/۲۵۳، ۰/۱۷۳ بهترتیب رتبههای دوم تا چهارم را کسب نمودند.
نتیجهگیری: با در نظرگرفتن نتایج بهدستآمده و اولویتبندی ارایهشده میتوان با دفع پسماندها در مراکز بهداشتی و درمانی، به خطرزدایی بیشتر، کاهش آلایندگی محیطزیست و کاهش هزینهها دست یافت. بر این اساس مناسبترین روش برای دفع پسماندهای مراکز درمانی در کشور، روش«دفن بهداشتی» است. البته میبایست دفن بهداشتی زبالهها به نحو مناسب و استاندارد صورت گیرد تا از آلوده شدن آبهای زیرزمینی و خسارت به محیط زیست جلوگیری گردد. حل مشکلات ناشی از زبالههای بیمارستانی یک مسئله پیچیده و چندبعدی است که نیاز به همکاری و همیاری و تجمیع امکانات جامعه(دولت، مؤسسات خصوصی و عمومی) دارد.
محمدرضا شهرکی، مطهره فلاح،
دوره 16، شماره 1 - ( 1-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: بخش بهداشت و درمان نقش بسزایی در توسعه یافتگی جوامع از طریق تامین سلامت افراد هر جامعه دارد و میتواند اثرات اجتماعی و اقتصادی زیادی بر زندگی افراد جامعه داشته باشد. هدف این مطالعه، تعیین توسعهیافتگی استانهای کشور براساس امکانات بهداشتی-درمانی و میزان دسترسی به این امکانات است، تا بتوان براساس آن به یافتن راهکارهایی برای کاهش اختلاف بین نقاط مختلف کشور دست پیدا نمود.
روش بررسی: این مطالعه از نوع کاربردی و با ماهیت توصیفی-تحلیلی انجام شده است. در این پژوهش ۳۱ استان کشور از نظر ۱۰ شاخص مورد بررسی قرار گرفتهاند. دادهها و اطلاعات این پژوهش از سالنامه آماری کشور استخراج و با استفاده از نرمافزار Excel با روش شاخص مرکزیت وزنی رتبه بندی شده است. سپس با استفاده از تکنیک تاکسونومی به تعیین درجهی توسعهیافتگی استانها پرداخته شده است.
یافتهها: یافته های پژوهش نشاندهندهی آن است که استان خراسان جنوبی با شاخص مرکزیت ۴۵,۶۹۲، استان یزد با شاخص مرکزیت ۴۳,۹۳۳ و استان ایلام با شاخص مرکزیت ۴۰,۶۶۸ در رتبه های اول تا سوم قرار دارند. استان آذربایجان شرقی با شاخص مرکزیت ۲۷,۳۷۵، استان قم با شاخص مرکزیت ۲۵,۴۱۷ و استان هرمزگان با شاخص مرکزیت ۲۴,۲۸۶ بهترتیب سه رتبهی آخر را به خود اختصاص دادند. درجهی توسعهیافتگی استانها بین ۰/۵۰۷ تا ۰/۹۸ قرار دارند که از لحاظ توسعهیافتگی استان یزد در رتبه یک و استان هرمزگان در رتبه آخر قرار دارد.
نتیجهگیری: یافتهها نشان میدهد که شکاف عمیقی بین استانها از لحاظ توسعهیافتگی و دسترسی به شاخصهای بهداشتی-درمانی وجود دارد و در نتیجه نیازمند توجه و سیاستگذاریها و برنامهریزیهای لازم جهت کاهش این شکاف و اختلاف خواهد بود.
رجبعلی درودی، محمود زمندی،
دوره 16، شماره 6 - ( 11-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: نقش اطلاعات صحیح در تصمیمگیریها و اجرای برنامهها، ضرورت طراحی یک سیستم هزینهیابی مناسب را برجستهتر کرده است. هدف پژوهش حاضر برآورد هزینهی تمام شدهی تربیت دانشجو در گروه علوم مدیریت و اقتصاد سلامت دانشکده بهداشت دانشگاه علوم پزشکی تهران با استفاده از روش هزینهیابی بر مبنای فعالیت میباشد.
روشبررسی: پژوهش حاضر یک مطالعهی کاربردی-توصیفی از نوع مقطعی است. در این مطالعه، کلیه اطلاعات از طریق مصاحبه با هفت نفر از مسئولان و کارکنان مالی و اداری و همچنین با استفاده از اسناد قابل دسترس در دانشکده جمعآوری شد. برای تحلیل هزینهها، قسمتهای اداری و آموزشی به سه سطح شامل مراکز فعالیت بالاسری، میانی و نهایی طبقهبندی شدند و سپس با استفاده از مبناهای مناسب و با بهکارگیری نرم افزار مایکروسافت اکسل 2013 هزینههای مراکز فعالیت بالاسری، میانی و نهایی و در نهایت هزینه تمام شده هر دانشجو محاسبه شد.
یافتهها: در این مطالعه، مجموع هزینهی تمام شدهی تربیت هر دانشجوی دکتری و ارشد در گروه علوم مدیریت و اقتصاد سلامت بهترتیب حدود 1/95 میلیارد ریال و 376 میلیون ریال برآورد شد. بهطوریکه هزینهی هر سال تحصیل دانشجوی دکتری و ارشد بهترتیب حدود 433 و 150 میلیون ریال شد. از مجموع هزینههای گروه علوم مدیریت و اقتصاد سلامت فقط 22درصد از هزینهها مربوط به مراکز فعالیت بالاسری و میانی بود و 78% درصد از هزینهها، اختصاصی گروه علوم مدیریت بود که عمدهی آن هزینهها(97%) نیز مربوط به پرسنل به ویژه اعضای هیأتعلمی بود.
نتیجهگیری: هزینهی تمام شدهی تربیت دانشجو در مقطع دکتری بهدلیل ضریب مقطع بالا و در نتیجه افزایش وزن(سهم هزینه) رشته، ارایه کمک هزینهی تحصیلی از طرف وزارت بهداشت و دورهی تحصیل طولانیتر، حدود 5 برابر کارشناسیارشد برآورد شد. وزارت بهداشت و دانشگاهها میتوانند برنامههای پژوهشی هدفمند با کمک اعضای هیأتعلمی و دانشجویان تحصیلاتتکمیلی، مخصوصاً دانشجویان دکتری برای حل مشکلات و ارتقای سطح سلامت جامعه طراحی و اجرا کنند و بدینترتیب کارایی و بهرهوری منابع را افزایش دهند.
حجت رحمانی، صادق مرادی، نایب فدائی ده چشمه،
دوره 18، شماره 4 - ( 7-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: برخورداری از سلامت، اساسیترین حق و ارزشمندترین سرمایهی همهی اقشار و طبقات اجتماع است. افرادی که کوچنشین هستند برای دسترسی به خدمات ضروری با دامنهای از موانع جغرافیایی، اجتماعی، فرهنگی و زبانی مواجه میباشند. ماهیت زندگی عشایری ارایه خدمات بهداشتی و درمانی را به یک مسئله بغرنج و پیچیده تبدیل کرده است. هدف این مطالعه آسیب شناسی ارایه خدمات سلامت به جمعیت عشایری استان خوزستان بود.
روش بررسی: رویکرد این مطالعه کیفی است. جامعه پژوهش مطالعه، ۱۷ نفر شامل مدیران و کارکنان مراکز خدمات جامع سلامت وابسته به دانشگاه علوم پزشکی اهواز بود. رویکرد جمعآوری دادهها، استقرایی بود. دادهها از طریق مصاحبههای انفرادی جمعآوری و نظرات شفاهی شرکتکنندگان ثبت شد. با استفاده از روش تحلیل محتوای عرفی(قراردادی) با رویکرد ترکیبی(قیاسی و استقرایی)، دادهها تحلیل شدند. اعتبار و کیفیت دادهها با روش Guba و Linkoln ارزیابی شد.
یافتهها: چالشها و موانع ارایه خدمات بهداشتی در عشایر در ۹ مقوله و سه تم شناسایی شدند. تمها شامل ماهیت و مختصات جامعه عشایری، نظام ارایه خدمات بهداشتی و درمانی و مسئولیتهای سایر بخشها بود. ماهیت و مختصات جامعه در پنج مقولهی جمعیتی، فرهنگی، اقلیمی- جغرافیایی، اجتماع قومی- قبیلهای و شیوهی زیست مبتنی بر کوچ، دستهبندی شدند. نظام ارایه خدمات سلامت شامل دو مقولهی ساختاری و فرایندی بود و وظایف و مسئولیتهای سایر بخشهای توسعه نیز در دو مقولهی زیرساختها و همکاریهای بین بخشی طبقهبندی گردید. نتایج نشان داد که عشایر برای دریافت خدمات با موانع مرتبط با ویژگیهای ذاتی و خاص عشایر، نظام ارایه خدمات سلامت و عملکرد سایر سازمانهای اجرایی مواجه میباشند. ثابت نبودن جمعیت، تنوع فرهنگی، پراکندگی جمعیت و شیوه زندگی قومی و مبتنی بر کوچ از جمله خصیصههای ذاتی هستند که بر ارایه خدمات تأثیر میگذارد.
نتیجهگیری: ارایه خدمات بهداشتی و درمانی به عشایر از ویژگیها و شرایط دریافتکنندگان و تأمینکنندگان خدمات تأثیر میپذیرد. تصمیمگیران و مدیران ضمن لحاظ کردن شرایط خاص زندگی عشایری در طراحی و اجرای برنامههای سلامت باید به تقویت شبکههای بهداشتی و درمانی در مناطق عشایری اهتمام ورزند. با توجه به کمبود منابع و ضعف زیرساختها در محل اسکان عشایر، همکاری بین بخشی و توسعهی منابع و زیرساختها بهکارگیری رویکرد One Health از ضرورت و اهمیت ویژهای برخوردار است.
مهناز کمانی، نوشین سلیمانی اصل، علی منصوری،
دوره 19، شماره 3 - ( 6-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: گسترش فناوری اطلاعات منجر به تولید دانش فزایندهای شده است که ممکن است بخشی از این دانش پنهان باشد؛ بنابراین برای آشکار سازی دانش، نقش مدیریت دانش بسیار مهم است. از سویی دیگر، در تحقیقات حوزهی بهداشت و سلامت که اصولاً براساس نیاز بیماران، مراقبان آنها و متخصصان انجام میشود، مدیریت دانش برای کیفیت خدمات آنها از اهمیت بالایی برخودار است. هدف پژوهش حاضر، تحلیل وضعیت بروندادهای پژوهشی حوزهی مدیریت دانش در بخش بهداشت و سلامت است.
روش بررسی: بر اساس ماهیت، پژوهش حاضر از نوع توصیفی، کمی و کاربردی است که با تکنیک علمسنجی همرخدادی واژگانی انجام شده است. جامعه پژوهش شامل ۲۴۸۷ منبع است که حاصل کلیه بروندادهای پژوهشی حوزهی مدیریت دانش در بخش بهداشت و سلامت که در پایگاه Web of Science نمایه شده است. تحلیل پرسشهای پژوهش از طریق سه نرمافزار Excel, BibExcel, VOSviewer انجام شد.
یافتهها: بر اساس یافتههای پژوهش قارههای اروپا، آسیا و آمریکای شمالی بهترتیب بیشترین مشارکت را در تولیدات پژوهشی حوزهی مدیریت دانش در بخش بهداشت و سلامت داشتند. در بین کشورها نیز، آمریکا، انگلیس و کانادا بیشترین فعالیت را در این حوزه داشتند و کشور ایران نیز در رده ۱۷ قرار گرفت. از بین اهداف توسعه پایدار سازمان ملل، به سه هدف سلامتی و تندرستی، صنعت، نوآوری و زیرساخت و آموزش باکیفیت در تولیدات پژوهشی حوزهی مدیریت دانش در بخش سلامت و بهداشت بیشترین توجه صورت گرفته است. نقشه همرخدادی واژگانی نیز نشاندهنده اهمیت کلیدواژههای مدیریت دانش، مراقبتهای بهداشتی و پروندههای الکترونیکی سلامت است. خوشههای موضوعی بهدست آمده نیز اهمیت سه حوزه عملکرد سازمانی، مدیریت اطلاعات و سیستمهای اطلاعات سلامت را نشان می دهد.
نتیجهگیری: در کشورهای توسعهیافته و سطح اول دنیا، توجه به مدیریت دانش در حوزه بهداشت و سلامت پررنگتر است. همچنین، برای دستیابی به سطح بالایی در حوزهی بهداشت و سلامت بهعنوان یک معیار مهم و اثرگذار در اکثر بخشهای توسعهای نیازمند آن است که به دیگر اهداف توسعه پایدار نیز پرداخته شود؛ بهخصوص میتوان با استقرار سیستمهای مدیریت دانش در حوزه بهداشت و سلامت به دستیابی به اهداف مهمی مانند ریشهکن کردن فقر و گرسنگی و کاهش نابرابریها کمک شایانی کرد.