رضا صفدری، نیلوفر محمدزاده، نسیم شکوهی، عزیزه فرزین مهر، مهرشاد مختاران، شهربانو پهلوانی نژاد، مهناز میرصانع،
دوره 13، شماره 5 - ( 10-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: اختلالات کف لگن بیماری شایعی است که با درجات مختلفی از شدت، باعث اختلال در زندگی روزمره و همچنین کاهش کیفیت زندگی فرد میگردد. این بیماری تا حدود زیادی با تغییر سبک زندگی و آموزشهای خودمراقبتی قابل درمان میباشد. از طرفی امروزه گوشیهای هوشمند به بستر مناسبی جهت ارایه خدمات بهداشتی و مداخلات درمانی تبدیل شدهاند. این مطالعه با هدف شناسایی مؤلفههای اطلاعاتی و آموزشی جهت تهیه برنامهی کاربردی خودمراقبتی زنان مبتلا به اختلالات کف لگن انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه از نوع توصیفی بوده و در بیمارستان یاس وابسته به دانشگاه علوم پزشکی تهران صورت پذیرفت. در این پژوهش طبق جدول مورگان 30 نفر پزشک زنان که بهطور تصادفی انتخاب شده بودند، وارد مطالعه شدند. ابزار گردآوری اطلاعات، پرسشنامهی محقق ساخته بود که روایی و پایایی آن مورد تایید قرارگرفت(0/85=α) و محتوای آن با مرور متون علمی تهیه گردید.
یافته ها: نتایج حاصل از تحلیلها نشان داد که از نظر متخصصان بخش مداخلهای شامل یادآورها، ثبت روزانه فعالیتها و هدفگذاری با میانگین امتیازی 4/41 بیشترین اهمیت را داشته است و بخش کاربردی و خودمراقبتی با کسب میانگین امتیازی 4/36 در اولویت بعدی قرار دارد .
نتیجه گیری: طبقنظرسنجی از متخصصان که نقش اصلی را در مدیریت بیماری ایفا مینمایند، مولفههای ضروری این برنامه کاربردی در سه بخش اصلی پرونده الکترونیک، بخش کاربردی و خودمراقبتی و بخش مداخلهای و زیرمحورهای فرعی تعیین گردید.
ترانه مهاجری، طلعت خدیوزاده، فاطمه هادی زاده طلاساز، زهرا هادی زاده طلاساز، نگار سنگ سفیدی،
دوره 19، شماره 4 - ( 8-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: کمبود آگاهی و شناخت ناکافی نسبت به اختلال عملکرد کف لگن (PFD)، ماهیت آن، عوارض، پیشگیری و درمانهای موجود منجر به افزایش اضطراب، تشدید علایم بیماری و کاهش کیفیت زندگی میشود. با توجه به شیوع بالای اختلالات کف لگن این مطالعه با هدف تعیین دانش اختلالات کف لگن در زنان مراجعهکننده به درمانگاههای بیمارستانهای آموزشی دانشگاه علوم پزشکی مشهد انجام شد.
روش بررسی: مطالعهی توصیفی- مقطعی حاضر در بازه زمانی مرداد تا دی سال ۱۴۰۳ در درمانگاههای زنان بیمارستانهای آموزشی دانشگاه علوم پزشکی مشهد انجام شد. ۲۰۵ نفر به روش نمونهگیری در دسترس با داشتن معیارهای ورود وارد مطالعه شدند. معیارهای ورود شامل افراد بالای ۱۸ سال ایرانی فارسی زبان و دارای توانایی خواندن و نوشتن بود که رضایت جهت شرکت در مطالعه داشتند. افرادی که پرسشنامهها را ناقص تکمیل کردند(بیش از ۲۰% سوالات بیپاسخ) از مطالعه حذف شدند. ابزار جمعآوری اطلاعات از طریق پرسشنامهی دموگرافیک و دانش پرولاپس و بیاختیاری (PIKQ) بود. تجزیه و تحلیل دادهها با استفاده از SPSS پس از بررسی نرمالیته با کولموگروف اسمیرنوف انجام شد.
یافتهها: میانه سنی افراد شرکتکننده ۴۱ بود. میانه دانش در زمینهی افتادگی اعضای لگن ۹(محدوده نمره از ۰ تا ۱۲) و در زمینهی بیاختیاری ادرار ۸(محدوده نمره از ۰ تا ۱۲) و میانه نمرهی کلی پرسشنامه ۱۷(محدوده نمره از ۰ تا ۲۴) و دامنه میان چارکی ۷ بود. ۹۸ نفر(۴۷/۸%) از زنان اطلاعات ضعیف و متوسط و ۱۰۷ نفر(۵۲/۲%) اطلاعات خوبی داشتند. بیشترین آگاهی مربوط به حوزه اتیولوژی و کمترین مربوط به تشخیص بود. بررسی ارتباط متغیرهای دموگرافیک با نمرهی دانش نشان داد که بین سن(۰/۶۰=P)، سابقهی داشتن یا نداشتن اختلالات کف لگن(۰/۷۳=P) تعداد زایمان(۰/۶۷=P) و نوع زایمان(۰/۳۷=P) با نمرهی دانش اختلالات کف لگن بهطور کلی ارتباط معنادار وجود نداشت. ۱۰۶ نفر(۵۱/۷ درصد) اطلاعات بهداشتی مورد نیاز خود را از پزشک، ماما یا مراقبان بهداشتی دریافت میکردند.
نتیجهگیری: نتایج این مطالعه نشان داد که تقریباً نیمی از افراد، سطح دانش ضعیف و متوسطی داشتند و پایینترین سطح دانش شرکتکنندگان در هر دو اختلال، مربوط به حیطهی تشخیص و درمان بود. توصیه میشود که برنامههای آموزشی، طراحی و اجرا شوند تا آگاهی زنان جامعه در مورد اختلالات کف لگن افزایش یابد. همچنین استفاده از پرسشنامهی دانش اختلالات کف لگن میتواند به پزشکان در نظارت بر مداخلات آموزشی و درمانی برای بیماران کمک کند و اطمینان حاصل کند که آنها اطلاعات مورد نیاز برای مدیریت مؤثر شرایط خود را دریافت میکنند.