186 نتیجه برای بیمار
محمد مهدی سلطان دلال، محمد رضا خرمی زاده، فریبا متین، سعید اشراقی، صدیقه جدیدی، آذر برهمه، روناک بختیاری، فاطمه صابرپور، سیده زهرا روحانی رانکوهی،
دوره 1، شماره 2 - ( 12-1386 )
چکیده
زمینه و هدف: یرسینیا انتروکلی تیکا یک باکتری گرم منفی است که سویه هایی از آن در ایجاد بیماری در انسان دخیل هستند . جهت افتراق انواع بیماریزای این باکتری از غیر بیماریزا، از تستهایی از قبیل جذب کنگو رد، کریستال ویوله و تست وابستگی به کلسیم استفاده می شود. این تستها بر مبنای وجود پلاسمید 75-70 کیلو دالتونی است، که به علت عدم پایداری پلاسمید گاهاً نتایج منفی کاذب حاصل می شود. لذا راه اندازی روشی بر مبنای وجود ژنهای کروموزومی عامل بیماریزایی که پایدار هستند، می تواند این مشکل را برطرف نماید. این بررسی با هدف مقایسه روشهای تشخیصی معمولی و مولکولی در شناسایی سویه های بیماریزای یرسینیا انتر و کلی تیکا انجام شده است.
روش بررسی: در این بررسی از 13 سوش میکربی شامل 3 سوش از گونه های شیگلا فلکسنری، سالمونلا تایفی، وپروتئوس میرابلیس و10 سوش یرسینیا آنتروکلی تیکا شامل 4 سوش از منابع محیطی آب و 5 سوش از نمونه مدفوع انسانی و یک سوش کنترل استفاده گردید. در این بررسی جهت تشخیص سریع و دقیق یرسینیا آنتروکلی تیکا، روش PCR با هدف قراردادن ژن کروموزومیail به کار برده شده است.
یافته ها: نتایج تمامی واکنشهای بیوشیمیایی مانند قابلیت تخمیر قند گلوکز بدون تولید گاز، حرکت مثبت در 25 درجه سانتیگراد و منفی در 37 درجه سانتیگراد، اوره مثبت، ODC مثبت، ONPG مثبت، تخمیر لاکتوز منفی و تستهایLDC , ADH , SH2 منفی، موید یرسینیاانتروکلی تیکا بودن سویه های مورد بررسی بوده است.
نتایج حاصل از PCR ژنوم باکتریهای مورد استفاده پس از ژل الکتروفورز محصولات PCR به دست آمده از سوشهای مورد استفاده در مجموع 4 سوش یرسینیا آنتروکلی تیکا انسانی، PCR مثبت داشتند . در حالی که هیچ باندی در الکتروفورز نمونه های شیگلا، سالمونلا، پروتئوس و یرسینیاهای محیطی مشاهده نگردید، علاوه بر این با نمونه بدون DNA هیچ باندی دیده نشد که نمایانگر عدم آلودگی است.
نتیجه گیری: نتایج به دست آمده نشان داد که اغلب سویه های بیماریزای یرسینیا آنتروکلی تیکا ی انسانی مورد مطالعه دارای ژن ail هستند.
الهه جزایری قره باغ، منیر عباس زاده قنواتی،
دوره 1، شماره 2 - ( 12-1386 )
چکیده
زمینه و هدف: با توجه به مطالعات انجام یافته و گزارش شیوع بیماریهای تاریکخانهای در بین شاغلین بخشهای رادیولوژی بیمارستانها تصمیم گرفته شد شیوع این عوارض بین تکنولوژیستهای رادیولوژی بیمارستانهای دانشگاه علوم پزشکی تهران (13 بیمارستان) جهت وجود هر گونه ارتباط بین وقوع این عوارض و استفاده از مواد شیمیایی ظهور و ثبوت فیلمهای رادیولوژی مورد بررسی قرار گیرد.
روش بررسی: از کل پرسنل بخشهای رادیولوژی، تعداد 69 نفر از تکنولوژیستهای رادیولوژی و 72 نفر از فیزیوتراپهای شاغل در این بیمارستانها به صورت گروه مواجهه و کنترل مورد بررسی قرار گرفتند. با مقایسه دو گروه، پیامدهای مورد نظر از قبیل التهابات پوستی، آلرژی، سوزش چشم و گلو، ناراحتیهای تنفسی، و غیره بررسی شد.
یافتهها: اطلاعات فراهم آمده نشان داد عوارضی مانند عارضه تنفـس سطـحی درمردان (045/0 = P) و کل گروه (013/0= P) و حالت تهوع در مردان (049/0 = P) در گروه رادیولوژی نسبت به گروه کنترل تفاوت معنی داری را نشان میدهد. در گروه کنترل عارضه زکام در بین مردان و هم چنین در کل گروه (044/0 = P و 046/0 = P به ترتیب) و عارضه درد مفاصل در مردان گروه (04/0= P) نسبت به گروه مواجهه بیشتر بوده و تفاوت معنی دار است.
نتیجه گیری: به نظر می رسد استفاده از مواد شیمیایی ظهور و ثبوت در بخش رادیولوژی سبب شیوع عوارض تنفس سطحی و حالت تهوع در میان تکنولوژیستهای رادیولوژی شده است ( 05/0 < P). هم چنین احتمال ارتباط بین وجود عارضه التهابات پوستی و سابقه این بیماری وجود دارد.
حسین عاشری، علی واشقانی فراهانی، وحید ضیائی، رضا علیزاده، علیرضا امیربیگلو،
دوره 2، شماره 1 - ( 6-1387 )
چکیده
زمینه و هدف: مرگهای ناگهانی در ورزشکاران معمولاً به علت بیماریهای قلب و عروق که قبلاً شناخته نشده بود به وجود میآید. این موضوع سبب گردیده تا طرحها و برنامههای متعددی در دنیا برای غربالگری ورزشکاران پیشنهاد گردد. همواره معاینۀ سیستم قلب و عروق پایۀ این بررسیها را تشکیل میداده است. هدف از این مطالعه بررسی عوامل خطر بیماریهای عروق کرونر در کشتی گیران پیشکسوت رده ملی ایران بود.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی به روش مقطعی و به صورت سرشماری در زمان برپایی اردوی آمادگی کشتیگیران پیشکسوت جهت شرکت در مسابقات جهانی تهران درسال 1384 انجام شد. کلیۀ کشتیگیران حاضر در این اردو جهت شرکت در طرح دعوت شدند.کلیۀ شرکتکنندگان ابتدا توسط یک متخصص تحت معاینۀ بالینی قرار گرفتند و پرسشنامهای شامل سوابق بیماری، سابقۀ داروهای مصرفی و ریسک فاکتور عروق کرونر تکمیل شد و در مرحلۀ دوم نوار قلب از افراد گرفته شده و سپس تست ورزش انجام شد. دادهها وارد نرمافزار SPSS 14 گردید و برای تفسیر دادهها از آمارههای میانگین، انحراف معیار و نسبت استفاده شد.
یافته ها: تعداد 60 نفر مورد مطالعه قرار گرفتند که میانگین سنی آنان 65/54 (±75/8) سال بود. این افراد بطور متوسط 8/37 سال سابقۀ کشتی داشتند. در 7/66% آنها یک یا چند ریسک فاکتور در شرح حال کشتیگیران به دست آمد. و با در نظر گرفتن معاینۀ بالینی 1/75% کشتیگیران حداقل یک فاکتور خطر داشتند. در تست ورزش انجام شده 6/8% کشتیگیران قویاً مثبت ، و 2/5% مثبت و بقیۀ موارد منفی بودند.
نتیجهگیری: برای یافتن عوامل خطر بیماریهای عروق کرونر شرح حال و یک معاینه بالینی کامل قلب و عروق برای غربالگری صورت گیرد و در مواردی که حداقل یک مورد عامل خطر یافت شد انجامECG و تست ورزش انجام شود.
الهه جزایری قره باغ، منیر عباس زاده قنواتی،
دوره 2، شماره 1 - ( 6-1387 )
چکیده
زمنیه و هدف: شیوع عوارضی مانند سردرد، سوزش گلو، آبریزش چشم و بینی، التهابات پوستی و حساسیتهای مختلف به تناوب توسط افراد شاغل در محیطهای کاری بیمارستانی و بخصوص بخش رادیولوژی گزارش گردیده است. این عوارض که به سندرم بیماری ساختمان (SBS) معروف هستند میتوانند در اثر استفاده از مواد شیمیایی و ضد عفونی کننده مانند گلوترآلدئید، فرمآلدئید در محیط بیمارستانی ایجاد شوند. هدف از این مطالعه بررسی رابطه ایجاد این عوارض در محیط کاری بیمارستانی و غیر بیمارستانی می باشد.
روش بررسی: در این مطالعه 438 نفر از گروههای شغلی مختلف شاغل در بیمارستان شامل، کارکنان بخش رادیولوژی، فیزیوتراپها و کارکنان بخش اداری به تعداد مساوی از هر گروه (73نفر) به عنوان گروه مواجهه و به همین تعداد از افراد گروههای شغلی مشابه در محیطهای درمانی خارج از بیمارستان به عنوان گروه کنترل انتخاب گردیدند. تعداد 73 پرسشنامه به هر یک از گروههای مورد مطالعه تحویل گردید که با تجزیه و تحلیل آماری آنها رابطه شیوع عوارض مورد بررسی قرار گرفت.
یافتهها: این مطالعه نشان داد که در 6 مورد از عوارض مورد مطالعه (سوزش گلو، التهابات پوستی، سوزش چشم، سردرد، آبریزش بینی و سینوزیت) اختلاف معنیداری( 05/0 < P) بین محیطهای بیمارستانی و غیر بیمارستانی وجود دارد. عارضه زکام نیز در میان فیزیوتراپهای داخل و خارج از بیمارستان با اختلاف معنی داری مشاهده شده است. همچنین این بررسی بروز عارضه التهابات پوستی را با داشتن سابقه حساسیت پوستی در محیط بیمارستانی مرتبط دانسته است ( 05/0 < P).
نتیجه گیری: مطالعه حاضر با این نظریه که مواد شیمیایی مورد استفاده در بیمارستان میتوانند سبب بروز عوارض سندرم بیماری ساختمان(SBS) شده باشند همسویی دارد.
سیدمحمد هادی موسوی، فرزاد فرجی خیاوی، رویا شریفیان، گلسا شهام،
دوره 2، شماره 4 - ( 12-1387 )
چکیده
زمینه و هدف : یکی از بخشهای اصلی بیمارستان انبار عمومی است که با ذخیره سازی مواد، منابع و لوازم مصرفی بیمارستان مسئولیت تامین به موقع اجناس را در بخشهای مختلف بعهده دارد. به جز مواد مصرفی بخشهای مختلف که در انبار نگهداری میشود، مواد خطرناک نیز در بیمارستان نگهداری شده که احتمال انفجار و آتش سوزی را مطرح میکند. بنابراین با توجه به اهمیت رعایت استانداردهای ایمنی جهت پیشگیری از حوادث ذکر شده لازم است تا رعایت اصول ایمنی از هر نظر در حداکثر میزان ممکن انجام پذیرد. این بررسی با هدف تعیین میزان رعایت استانداردهای ایمنی در بخش انبارهای عمومی بیمارستانهای دانشگاه علوم پزشکی تهران صورت گرفته است.
روش بررسی: این پژوهش از نوع توصیفی است که به روش مقطعی انجام شد. جامعه آماری آنرا انبارهای عمومی تعداد 16 بیمارستان دانشگاه علوم پزشکی تهران تشکیل میدادند. متغیرهای مورد پژوهش شامل رعایت ایمنی در انبار، رعایت استانداردهای فیزیکی، ایمنی از نظر سرقت، آتش سوزی، نگهداری اقلام فاسد شدنی، نگهداری مواد قابل انفجار و اشتعال، چیدمان صحیح کالا و استفاده از ابزار کار مناسب بود. ابزار جمع آوری اطلاعات نیز برگه مشاهده بود که برای هر یک از متغیرهای پژوهش به نسبت اولویت تعدادی سوال در نظر گرفته شد.
یافته ها: نتایج بدست آمده نشان داد که ایمنی کلی در جامعه مورد پژوهش 42/85 % است که نشاندهنده ایمنی بالای انبارها در کلیه بیمارستانهای تابعه دانشگاه میباشد ، اما از نظر فیزیکی حدود 92/87 % ، از نظر مقابله با سرقت 75/93 % ، مقابله با آتش سوزی 93/78 % ، نگهداری مواد فاسد شدنی 08/77 % ، نگهداری مواد قابل اشتعال 22/97 % ، چیدمان مناسب کالا 53/96 % و استفاده از ابزار مناسب 56/80 % موارد ایمنی برآورد شده است.
بحث و نتیجه گیری: انبار بیمارستانهای دانشگاه علوم پزشکی تهران از تمام جنبهها در وضعیت ایمن قرار دارند بجز موارد مقابله با آتش سوزی و نگهداری مواد فاسد شدنی که در شرایط نسبتاً ایمن هستند و باید در جهت ارتقاء ایمنی و رعایت بیشتر اصول انبارداری آنها سعی و تلاش کرد .
رضا صفدری، نیلوفر ماسوری، امید امینیان، سمیه داودی،
دوره 2، شماره 4 - ( 12-1387 )
چکیده
زمینه و هدف : بیماریهای شغلی بیماریهایی هستند که منحصرا به علت اشتغال به یک شغل و تحت تاثیر شرایط موجود در آن بوجود می آیند. عوامل مختلفی در وقوع، شدت و عوارض بیماریهای شغلی موثر هستند. کشورهای مختلف نشان داده اند که یک نظام اطلاعات بیماریهای شغلی که دارای اهداف و ساختار مناسبی باشد، نقش موثری در کاهش وقوع بیماریها، هزینه های اقتصادی و تحصیل بهینه منابع دارد. ارتقاء سلامت به عنوان اولین هدف نظام سلامت، نیازمند وجود نظام اطلاعات جامع، کامل و یکپارچه بیماریهای شغلی می باشد.
روش بررسی: در یک مطالعه توصیفی تطبیقی در سال 1387 نظام اطلاعات کشورهای امریکا، فنلاند، فرانسه و ایران براساس اهداف و ساختار مورد بررسی قرار گرفت. ابزار پژوهش مقالات، کتب، مجلات و سایت های معتبر اینترنتی انگلیسی زبان بود. سپس اطلاعات گردآوری شده پس از طبقه بندی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافته ها: هر سه کشور منتخب دارای نظام اطلاعات الکترونیکی و پایگاه دادههای بیماریهای شغلی میباشند. در فنلاند اطلاعات بیماریها و صدمات در پایگاه های مجزا نگهداری میشوند. در امریکا نظام جامع وجود ندارد و سیستم های بیشماری به صورت پراکنده موجودند. در فرانسه نظارت و کنترل از اولویت اول برخوردار می باشد. در ایران نظام جامع، مدون و مشخصی برای ثبت بیماریهای شغلی وجود ندارد.
بحث و نتیجه گیری: اهداف نظام اطلاعات بیماریهای شغلی در تمام کشورهای مورد مطالعه در این پژوهش همراستا می باشند. ساختار نظام اطلاعات بیماریهای شغلی فنلاند از جامعیت بیشتری برخوردار است. کشور ایران فاقد نظام جامعی در این زمینه است و باتوجه به اهمیت بیماریهای شغلی و پیشگیری از آن استفاده از تجربیات سایر کشورها و تنظیم نظام الکترونیک جامع بیماریهای شغلی برای ایران توصیه می شود.
آرزو فلاحی، حیدر ندریان، سهیلا محمدی، محمد حسین باقیانی مقدم،
دوره 3، شماره 2 - ( 6-1388 )
چکیده
زمینه و هدف: در بیماری اولسر پپتیک (PUD) که به زخم معده یا دوازدهه اطلاق میشود و در بیشتر موارد مزمن و عود کننده است، خطر پایین آمدن کیفیت زندگی افزایش مییابد. مشخص نمودن عوامل مرتبط با کیفیت زندگی بیماران PUD میتواند بعنوان راهنمایی برای طرح ریزی برنامههای آموزشی برای این بیماران و انجام مداخلههای صحیح و مناسب جهت ارتقاء کیفیت زندگی آنها عمل کند. لذا این مطالعه با هدف تعیین عوامل مرتبط با کیفیت زندگی بیماران مبتلا به اولسر پپتیک بر اساس مدل پرسید در شهر سنندج طراحی و اجرا گردید.
روش بررسی: این مطالعه تحلیلی- مقطعی بر روی 120 بیمار مراجعه کننده به درمانگاه بیمارستان بعثت شهر سنندج که طی نمونه گیری تصادفی ساده بدست آمدند انجام شد. ابزار جمع آوری اطلاعات پرسشنامه ای بود که بر اساس سازههای مدل پرسید تدوین گردیده و مشتمل بر سازه های کیفیت زندگی، وضعیت سلامت، عوامل مستعد کننده (آگاهی و نگرش)، قادرکننده و تقویت کننده همراه با رفتارهای خود مدیریتی بیماری اولسر پپتیک بود و بصورت مصاحبه تکمیل گردید. پایایی و روایی پرسشنامهها تأیید گردید. دادهها با استفاده از نرم افزار SPSS و با بکار گیری آزمونهای ضریب همبستگی پیرسون، ANOVA ، t-test و همچنین تحلیل رگرسیون تجزیه و تحلیل شد.
یافته ها: همبستگی مثبت و معنی داری بین کیفیت زندگی و متغیرهای وضعیت سلامت (01/0> P)، آگاهی(05/0>P) و عوامل قادر کننده (05/0> P) و تقویت کننده (01/0> P) وجود داشت. رفتارهای خود مدیریتی نیز با متغیرهای وضعیت سلامت (05/0> P) و عوامل تقویت کننده (01/0> P) همبستگی معنی دار داشت. در مجموع متغیرهای مدل پرسید 9/68% از واریانس کیفیت زندگی را پیش بینی نمودند و از میان این عوامل، وضعیت سلامت قویترین پیش بینی کننده (649/0=β) بود.
بحث و نتیجه گیری: با توجه به توان بالاتر وضعیت سلامت در پیش بینی کیفیت زندگی و توانایی پیش بینی وضعیت سلامت توسط رفتارهای خود مدیریتی، ارائه یک برنامه آموزشی خود مدیریتی برای بیماران مبتلا به PUD و خانوادههای آنها که تأکید بیشتری روی حمایت اجتماعی بعنوان عوامل تقویت کننده داشته باشد، توصیه میشود. با توجه به اینکه الگوی پرسید در اصل یک مدل جهت برنامهریزی است، میتوان این الگو را در ایران به عنوان چارچوبی جهت برنامهریزی مداخلات در جهت بهبود و ارتقاء رفتارهای خود مدیریتی و نهایتاً کیفیت زندگی بیماران مبتلا به PUD به کار گرفت.
رضا صفدری، مجید ملکی، ولی اله قربانی،
دوره 3، شماره 2 - ( 6-1388 )
چکیده
زمینه و هدف: امروزه بیماریهای قلب و عروق مهمترین چالش نظام سلامت در جهان است. پیشگیری و مدیریت بیماریهای قلب و عروق نیاز به یک سامانه فراگیر و جامع برای ثبت دادهها دارد. اطلاعات موجود در پرونده بیمار یکی از مهمترین دادههایی است که باید در راستای سهولت و تسریع فرایند درمان طبقهبندی شود. هدف از این پژوهش مقایسه سامانه طبقهبندی بیماریهای قلب و عروق در کشورهای توسعه یافته با ایران برای بهبود سیاستهای بهداشت و درمان در جهت مبارزه با بیماریهای قلب و عروق در ایران است.
روش بررسی: پژوهش حاضر به روش مروری- مقایسهای در سال87-1386 انجام شده است. جامعه پژوهش سامانههای طبقهبندی بیماریهای قلب و عروق در کشورهای امریکا، استرالیا، انگلیس و کانادا بوده است. ابزار گردآوری دادهها در این بررسی از طریق جستجو در کتابها، نشریات، اینترنت و همچنین مکاتبه با کشورهای توسعه یافته بود. تحلیل این سامانهها با استفاده از اطلاعات موجود در جداول مقایسهای انجام شد. در این پژوهش فصول و مباحث مربوط به بیماریهای قلب و عروق در سامانه طبقهبندی بیماریها در کشور ایران نیز بررسی شد.
یافتهها: در کلیه کشورهای توسعه یافته سامانه طبقهبندی بیماریها بصورت ملی در آمده است تا نیازهای بهداشتی آن کشور را برای طبقهبندی بیماریهای قلب و عروق برآورده کند. در کشورهای توسعه یافته به استثنای انگلیس از یک مدل طبقه بندی چند محوری استفاده شده است. در این مدل استفاده از استانداردهای مراقبت بهداشت، آموزش از راه دور، برنامههای آموزش سالیانه و مشاوره با متخصصین قلب و عروق دیده شد. ایران فاقد سامانه ملی طبقهبندی بیماریهای قلب و عروق بود.
بحث و نتیجهگیری: در راستای بهبود مدیریت و پیشگیری از بیماریهای قلب و عروق در ایران ایجاد سامانه ملی طبقهبندی بیماریهای قلب و عروق نقش موثری خواهد داشت.
رضا صفدری، محمد رضا اکبری، شهرام توفیقی، مهدیه معین الغربایی، غلامرضا کرمی،
دوره 3، شماره 2 - ( 6-1388 )
چکیده
زمینه و هدف: امروزه بیماریهای روانی مانند بسیاری از بیماریها ، تاریخی به قدمت انسان دارند. نظام اطلاعات بالینی بیماریهای روانی ناشی از جنگ به عنوان بخشی از نظام مدیریت اطلاعات بیماریهای روانی است که به واسطه مدیریت دادههای بیماران روانی ناشی از جنگ ، مدیریت این بیماریها را میسر میسازد. پژوهش حاضر با هدف مطالعه این نظام در کشورهای آمریکا، استرالیا و انگلیس و ارائه راهکارهای عملی برای ایران انجام شده است.
روش بررسی: پژوهش حاضر از دسته ی مطالعات توصیفی - مقطعی است. ابتدا وضعیت موجود این نظام در مراکز روانپزشکی بوستان اهواز و صدر و سعادت آباد تهران با استفاده از پرسشنامه در دوره زمانی 88- 1387 بررسی گردید. سپس به بررسی این نظام در کشورهای منتخب پرداخته شد و براساس نیاز کشورمان، راهکارهای عملی برای ایران پیشنهاد گردید. تحلیل اطلاعات براساس مقایسه ویژگی های نظام پیشگفته در کشورهای مورد مطالعه به صورت تحلیل توصیفی - نظری صورت گرفت.
یافته ها: در طول تحلیل وضعیت موجود این نظام در بیمارستانهای مورد مطالعه و نبود این نظام، براساس مطالعه،وجود اشتراک و افتراق نظام اطلاعات بالینی بیماریهای روانی ناشی از جنگ در کشورهای منتخب، در قالب 4 محور(اهداف، ساختار محتوایی، عناصر اطلاعاتی، معیارهای ثبت اطلاعات) بررسی گردید.
بحث و نتیجه گیری: طراحی و اجرای چنین نظامی در مراکز روانپزشکی بنیاد شهید، جهت مدیریت این بیماریها، که دو هدف متعالی نظامهای بهداشتی، یعنی کنترل کیفیت و کنترل هزینهها را به همراه دارد، توصیه میشود
قنبر روحی، سید عابدین حسینی، حمید آسایش، ناصر بهنام پور، حسین رحمانی،
دوره 3، شماره 2 - ( 6-1388 )
چکیده
زمینه و هدف : امروزه تامین خدمات بهداشتی کافی و مناسب به عوامل زیادی وابسته است. نیروهای انسانی یکی از مهمترین این عوامل میباشد. مدیران پرستاری میتوانند باشناخت دقیق ترکارکرد پرستاران از اتلاف منابع جلوگیری نمایند. ازسوی دیگریک نظام درمانی کارآ فقط از طریق ارائه خدمات مطلوب به اهداف خود میرسد. یکی از راههای موثق ارزیابی خدمات سنجش رضایت بیماران از کیفیت خدمات است. این پژوهش با هدف اندازه گیری زمان مراقبتهای پرستاری و رابطه آن با رضایت بیماران به مورد اجرا در آمده است.
روش بررسی: این مطالعه بصورت توصیفی- تحلیلی در بخش داخلی بیمارستان 5 آذرگرگان بمدت یک ماه انجام شد. جهت اندازه گیری فعالیتهای پرستاران از چک لیستی که توسط سایر محققین استفاده و اعتبار محتوایی آن نیز توسط صاحبنظران تایید شد، استفاده گردید و برای سنجش رضایتمندی بیماران نیز از پرسشنامه ای که اعتبار علمی آن را با روش اعتبار محتوای و اعتماد علمی آن با روش آزمون آلفای کرونباخ (916 = ) محاسبه گردید استفاده شد. دادهها با نرم افزار SPSS و استفاده از آزمون های آماری تجزیه و تحلیل صورت گرفت.
یافته ها: یافتهها نشان میدهد 46/46 درصد از زمان به مراقبت مستقیم ،18/15 درصد به خدمات نوشتاری ،43/7 درصد به ارزیابی بیمار و5/22 درصد به فعالیتهای توسعه فردی اختصاص دارد. همچنین 3/60 درصد از بیمارن از مراقبتها راضی و 8/24 درصد رضایت متوسط داشتند وآزمون ضریب همبستگی اسپیرمن بین زمان مراقبت با رضایت بیماران ارتباط معنی داری نشان داد که با افزایش زمان مراقبت مستقیم رضایت بیماران افزایش یافت(ضریب همبستگی برابر 272/0 و 001/0 P= ).
بحث و نتیجه گیری: ضروریست مدیران پرستاری باآشنایی با اصول علمی مدیریت، اصلاح مقررات و استفاده از تجهیزات و تکنولوژی روز آمد همچنین سپردن برخی از فعالیتها به افراد دارای تحصیلات پائینتر از مقاطع دانشگاهی موجب افزایش زمان مراقبت مستقیم شوند که موجب ارتقاء کیفیت مراقبت رضایت بیشتر بیماران شوند.
سید محمد هادی موسوی، فرزاد فرجی خیاوی، رویا شریفیان، گلسا شهام،
دوره 3، شماره 3 - ( 12-1388 )
چکیده
زمینه و هدف : در بخش رادیولوژی بیمارستان ملاحظات ایمنی خاصی برای جلوگیری از آسیب ناشی از اشعههای مضر به کار میرود. اما تاکید کمتری بر سایر جنبههای ایمنی وجود دارد. به عنوان بخشی از برنامه ایمنی لازم است بخشهای مذکور از لحاظ رعایت ملاحظات فیزیکی، طراحی ساختمان و مقابله با آتش سوزی نیز مورد بررسی قرار بگیرد. در این مطالعه هدف اصلی تعیین میزان رعایت ملاحظات ایمنی در بخشهای رادیولوژی بیمارستانهای دانشگاه علوم پزشکی تهران میباشد.
روش بررسی: این مطالعه از نوع توصیفی میباشد که به روش مقطعی صورت پذیرفته است. رعایت ایمنی بخشهای رادیولوژی بیمارستانهای دانشگاه علوم پزشکی تهران از جنبههای مختلف شامل فضای فیزیکی، مقابله با آتش سوزی، محافظت در مقابل اشعه، نگهداری مواد شیمیایی، ایمنی بیماران و ایمنی کارکنان بررسی شد. از برگه مشاهده بعنوان ابزار جمع آوری دادهها استفاده شد. در هر یک از جنبهها امتیاز 100-80 درصد بعنوان ایمنی مطلوب، 80-50 درصد ایمنی نسبتاً مطلوب و ایمنی زیر 50 درصد ایمنی غیر مطلوب شناخته شد.
یافتهها: بخشهای رادیولوژی بیمارستانها به طور کلی ایمن برآورد شدند. اگرچه از نظر ایمنی بیماران و مقابله با آتش سوزی نسبتاً ایمن بودند .
بحث و نتیجه گیری: پروتکلهای مقابله با آتش سوزی باید در بخشهای رادیولوژی مد نظر قرار بگیرد. پیشنهاد میشود برنامه ریزی و طراحی لازم برای ایمنی بیماران از زمان ورود به بخش رادیولوژی تا زمان خروج مورد ملاحظه باشد.
مونا زهاوی، ناصر صدر ممتاز، شاهین آرپناهی ایستادگی،
دوره 3، شماره 3 - ( 12-1388 )
چکیده
زمینه و هدف: هدف اساسی هر بیمارستان مانند تمام بخشهای بهداشتی و درمانی، حفظ وارتقاء سطح سلامت افراد به بالاترین حد ممکن است. با توجه به اهمیت فزایندهی نیروی انسانی در بیمارستانها از یک سو و اتخاذ تصمیمات راهبردی مناسب با تغییر و تحولات محیطی سریع و بی سابقه از سوی دیگر، نیاز به مشارکت کارکنان در اتخاذ این نوع تصمیمات را به ویژه در کارکنان پرستاری که بزرگترین بخش از ارائه دهندگان خدمات بهداشتی و درمانی را تشکیل میدهند، بیش از هر زمان دیگری احساس میشود. هدف این پژوهش تعیین میزان مشارکت کارکنان پرستاری در تصمیم گیریهای راهبردی و ارتباط آن با متغیرهای وابسته بیمارستان شریعتی میباشد.
روش بررسی: این پژوهش به شیوهی توصیفی تحلیلی انجام گرفته است. جامعهی پژوهش شامل کلیه کارکنان پرستاری بیمارستان شریعتی دانشگاه علوم پزشکی تهران (577 نفر) بوده که از این تعداد 175 نفر به صورت تصادفی انتخاب و مورد مطالعه قرار گرفتهاند. برای گردآوری اطلاعات از پرسش نامه اقتباس شده از پژوهش "دوستار" استفاده شد. این پرسش نامه شامل 35 سؤال 5 گزینهای بوده که بر مبنای مقیاس لیکرت تنظیم شده است. دادههای حاصل از پژوهش با استفاده از نرم افزار SPSS و با در نظر گرفتن سطح اطمینان95% تجزیه و تحلیل گردید و از مشخصههای آماری مثل میانگین، انحراف معیار و آزمونهای همبستگی و ناپارامتریک استفاده شد.
یافتهها: امتیاز (نمره) میانگین مشارکت کارمندان در فاصله اطمینان (67/32- 37/24)، 52/28 ، از امتیاز کامل 100، تخمین زده شد. بنابر نتایج بدست آمده بین مشارکت کارکنان در تصمیمگیریهای استراتژیک با وضعیت تأهل آنان(01/0P= )، جهت دهی تصمیمات(00/0P=)، فرهنگ مشارکتی(00/0P=)، بلوغ سازمانی(00/0P=) و تحمل مخاطره (01/0P=) رابطه معنی دار آماری وجود دارد.
بحث و نتیجه گیری: با توجه به یافتههای پژوهش میزان مشارکت کارکنان پرستاری در تصمیم گیریهای استراتژیک در بیمارستان شریعتی در حد پایین ارزیابی شده است. لذا عملکرد مدیران ارشد بخشهای این بیمارستان در ارتباط با تسری فرهنگ مشارکت به صاحبان فرآیند امری است که باید بیش از پیش بدان پرداخته شود.
علی آهنگر، سمانه صفارانی، احمد فیاض بخش،
دوره 3، شماره 3 - ( 12-1388 )
چکیده
زمینه و هدف : مدیران امروزی
، درمحیطی پویا، پرابهام ومتحول کار میکنند. نقش مدیران در ایجاد کیفیت بسیار اساسی است. امروزه پرداختن به کیفیت کالاها وخدمات در کلیه زمینهها در زمره اولویتهای اساسی هر سازمان پیشرو میباشد. در بخش بهداشت ودرمان، به لحاظ اهمیت نوع خدمات و سر و کار داشتن با سلامت وجان انسانها، اعتلای کیفیت وتضمین آن برای نظام بهداشت ودرمان ومردم بطور فزاینده و مداوم مورد توجه قرار گرفته است. مدیریت کیفیت فراگیر ( Total Quality Management) یکی از مهمترین تحولاتی است که وارد عرصه مدیریتی مراقبتهای بهداشتی شده است. هدف از این پژوهش بررسی آگاهی و نگرش مدیران ارشد و میانی بیمارستانهای دانشگاه علوم پزشکی تهران نسبت به امکان اجرای مدیریت کیفیت فراگیر (TQM) در بیمارستانهای مربوطه میباشد.
روش پژوهش: این مقاله به شکل توصیفی تحلیلی و میدانی بوده است، جامعه شامل مدیران میانی و ارشد دانشگاههای علوم پزشکی تهران بودند و مطالعه در سال 1387 انجام گرفت. حجم جامعه 50 نفر بوده و نمونهگیری صورت نگرفته است. ابزار گردآوری داده های آن پرسشنامه میباشد که شامل 46 سئوال است و روایی آن با استفاده از تیم متخصص و پایایی آن با روش زیرنمونه با اطمینان 95% اثبات شده است. روش به اینگونه بود که دادهها از طریق پرسشنامهها جمع آوری شدند، سپس دادهها با نرم افزار SPSS تجزیه و تحلیل گردیدند و در دو شکل آمار توصیفی ( شامل میانگین، میانه، نما، انحراف معیار، واریانس، دامنه تغییرات، حدپایین و حد بالا) و آمار استنباطی ( شامل آزمون Bivariate و ضریب همبستگی Pearson ( ارائه شدند.
یافته ها: به طور کلی متوسط میزان دانش مدیران ارشد و میانی در مورد مدیریت کیفیت فراگیر* برابر با 73.24 درصد است و با توجه به نحوهی امتیازدهی در گروه خوب قرار میگیرد و نیز متوسط میزان نگرش مدیران ارشد و میانی در مورد مدیریت کیفیت فراگیر برابر با 79.76 درصد است و با توجه به نحوهی امتیازدهی در گروه خوب و نزدیک به عالی قرار میگیرد. بررسی رابطه بین میزان آگاهی و نگرش مدیران ارشد و میانی نشان میدهد که ارتباط معنادار مثبتی بین این دو وجود دارد .
بحث و نتیجه گیری: مدیریت کیفیت جامع یک دیدگاه جدیدی است که برای ادامه بقای سازمان کاملاً حیاتی است بخصوص در محیطهای حساسی چون بیمارستانها که با جان انسانها سروکار دارند و کیفیت یک فرآیند مستمر است و با توجه به یافتهها نشان میدهند مدیران حداکثر دانش و نگرش را نداشتند اما با آموزش مداوم میتوان زمینه این امر حیاتی را در آینده مهیا نمود تا سطح سلامت آحاد جامعه بهبود یابد.
فرحناز صدوقی، مریم احمدی، محمود رضا گوهری، فاطمه رنگرز جدی،
دوره 3، شماره 3 - ( 12-1388 )
چکیده
زمینه وهدف: فناور یهای اطلاعاتی منبع مهمی برای انتشار اطلاعات بوده و استفاده از آنها منجر به افزایش دانش سلامت مردم میگردد. باتوجه به رویکرد سلامت متمرکز بر بیمار، این تحقیق به منظور بررسی نگرش بیماران بستری نسبت به فناور یهای اطلاعاتی صورت پذیرفت.
روش بررسی: مطالعه ای توصیفی - مقطعی در بیمارستا نهای تابعه دانشگاه علوم پزشکی کاشان بر روی 461 بیمار بستری در سال 78 که به صورت تصادفی ساده انتخاب شده بودند، صورت پذیرفت. ابزار گردآوری اطلاعات، پرسشنامه حاوی دو قسمت اطلاعات زمین های و ،( r=0/ محقق ساخته، روا(صوری و محتوائی) و پایا ( روش اسپیرمن - براون با 83 و آمار توصیفی تجزیه و SPSS اطلاعات مرتبط با اهداف مطالعه بود. داد هها توسط مصاحبه جمع آوری و با نرم افزار تحلیل گردید.
41 درصد به اینترنت دسترسی / 26 درصد با اینترنت آشنائی داشته و 9 / 42 درصد بیماران با کامپیوتر، 7 / یافت هها: 1
85 درصد / 88 درصد دریافت و ارسال سوابق، 7 / 86 درصد تمایل به دسترسی به اطلاعات پرونده پزشکی، 3 / داشتند. 3
76 درصد اخذ نوبت، 80 درصد مشاوره با پزشک معالج و 80 / دریافت جواب آزمایشات، 79 درصد تجدید نسخه داروئی، 4
درصد تمایل به دریافت اطلاعات مرتبط با رژیم غذائی را با استفاده از فناوری های اطلاعاتی داشتند.
بحث و نتیجه گیری: نگرش بیماران بستری نسبت به فناوری های اطلاعاتی نسبتاً خوب م یباشد. پیشنهاد میشود اطلاعات مورد نیاز بیماران بخصوص اطلاعات مربوط به نحوه صحیح مصرف داروها و رژیم غذائی از طریق دیسکهای فشرده و یا سایت بیمارستان در اختیار بیماران قرار گیرد و یا سای تهای مناسب به آنها معرفی گردد.
حسین درگاهی، مرجان قاضی سعیدی، رضا صفدری، مهناز حامدان،
دوره 4، شماره 2 - ( 6-1389 )
چکیده
زمینه و هدف : بهره گیری از مزایای
منحصر به مدارک پزشکی کامپیوتری و تجهیزات ارتباطی برای جمع آوری، ذخیره، پردازش، استخراج و ارتباط دادن اطلاعات مراقبتی بیمار و اطلاعات مدیریتی، اگر مطابق نیازهای مدیران و کادر مدارک پزشکی باشد، بسیاری از مشکلات نظام بهداشتی درمانی کشور را برطرف می کند. نظام های اطلاعات در سیستم عرضه سلامت با گردآوری، تحلیل و انتشار دادهها، زمینه استفاده از اطلاعات به منظور بهبود و ارتقای سلامت جامعه را فراهم میسازند. هدف از این مطالعه توصیفی تطبیقی بررسی فرایند سیستم اطلاعات بالینی بیمارستانهای عمومی دانشگاه علوم پزشکی تهران براساس سیستم اطلاعات بالینی کشورهای منتخب میباشد.
روش بررسی: پژوهش حاضر یک مطالعه کاربردی به روش توصیفی میباشد که با هدف تعیین فرایند سیستم اطلاعات بالینی بیمارستانهای عمومی دانشگاه علوم پزشکی تهران براساس سیستم اطلاعات بالینی کشورهای منتخب انجام گرفته است. دادههای مورد نیاز با استفاده از پرسشنامهای پایا و روا جمع آوری شد و تحلیل دادهها با استفاده از آمار توصیفی صورت گرفت.
یافته ها: با درنظر گرفتن وضعیت موجود و اهمیت بررسی فرایند سیستم اطلاعات بالینی در بیمارستانهای مورد مطالعه، پژوهشگر الگوی موردنظر در بیمارستانهای عمومی را با مطالعه نظام مربوطه در کشورهای امریکا، استرالیا و انگلستان و براساس نیاز کشور در قالب فرایندهای سیستم اطلاعات بالینی ارائه نمود که به بررسی محورهایی از جمله فرایندهای سیستم اطلاعات بالینی در واحد پذیرش، واحد ذخیره و بازیابی اطلاعات، واحد آمار و واحد کدگذاری و همچنین بررسی فرایندهای سیستم اطلاعات بالینی برنامه های نرم افزاری در این 4 واحد و در نهایت کاربرد آنها پرداخته شده است که نتایج حاصله در قالب جداولی که هر یک معرف پارهای از فرایندهای سیستم اطلاعات بالینی است، آورده شده است.
بحث و نتیجه گیری: با توجه به جایگاه نظام اطلاعات در هر سازمان و نقش اساسی آن در اتخاذ سیاستهای درست، ایجاد نظام اطلاعات بالینی هماهنگ و یکپارچه اطلاعات بالینی و توانمندسازی کارشناسان در زمینه استفاده صحیح از دادهها از اولویتهای ضروری به شمار میرود. با توجه به بررسی فرایندهای سیستم اطلاعات بالینی بخش اطلاعات بالینی بیمارستانهای عمومی دانشگاه علوم پزشکی تهران مشخص گردید که فراوانی نسبی وجود فرایندهای سیستم اطلاعات بالینی در این بخش در عناصر مورد بررسی بالای 60% به خود اختصاص داده است و بررسی فراوانی نسبی وجود فرایندهای سیستم اطلاعات بالینی برنامههای نرم افزاری بخش اطلاعات بالینی بیمارستانهای عمومی دانشگاه علوم پزشکی تهران نشان داد که عناصر مورد بررسی به استثنای واحد پذیرش با میزان 75% و کاربرد سیستم با میزان 58.62%، مابقی محورها بین 37-35% میباشد.
بتول احمدی، مریم زیودار، سیما رفیعی،
دوره 4، شماره 2 - ( 6-1389 )
چکیده
زمینه و هدف: در ارزشیابی بیمارستانها بایستی به نیازهای بیماران توجه شود تا بیمارستانها بتوانند در راستای تحقق اهداف خود پاسخگوی هزینههای هنگفت صرفشده در این بخش باشند. مطالعه حاضر به ارزیابی رضایت بیماران در حیطههایی پرداخته که در برنامه ارزشیابی بیمارستانها به عنوان عاملی کلیدی مدنظر قرار میگیرد.
روش بررسی: این بررسی مقطعی با تکمیل پرسشنامه توسط 120 تن از بیماران بستری در بیمارستانهای دانشگاه علوم پزشکی تهران با نمونهگیری تصادفی ساده و بر اساس فرمول محاسبه حجم نمونه انجام شد. در پرسشنامه مشخصات دموگرافیک، شغلی و وضعیت بیمهای بیماران و نیز ابعاد رضایتمندی آنها از خدمات بالینی، تغذیه، محیط و امکانات بیمارستان مطرح گردید.
یافتهها: محدوده سنی شرکت کنندگان در این مطالعه 11 تا 80 سال است که 61.9% آنها را زنان و 38.1% را مردان تشکیل دادهاند. 78.1% بیماران در این مطالعه بطور کلی از وضعیت موجود در بیمارستان رضایت داشتند و در موارد مربوط به محیط و امکانات بیمارستان، خدمات ارائه شده از سوی پرسنل بالینی و وضعیت تغذیه، میان رضایتمندی بیماران بستری در سه بیمارستان تحت مطالعه تفاوت معنادار مشاهده شد.
بحث و نتیجهگیری: همبستگی مثبت و قوی میان شاخص محیط بیمارستان و رضایت بیماران مشاهده شد که با برنامهریزی در جهت بهبود وضعیت بیمارستان میتوان به افزایش رضایت بیماران اقدام نمود. همچنین همبستگی مثبت و قوی میان رضایت بیماران و احساس سلامت وجود دارد که نقش بسزای کادر درمانی را در جلب رضایت و اعتماد بیماران نشان میدهد. بنابراین مسئولین بیمارستانها بایستی نسبت به رفع نارضایتیهای موجود و بهبود کیفیت خدمات ارائه شده در بیمارستانها اقدام نمایند.
منیر عباس زاده قنواتی، فریبرز مهرانی، سید حسین احمدی، الهه جزایری قره باغ،
دوره 4، شماره 2 - ( 6-1389 )
چکیده
زمینه وهدف: نیاز به دریافت خون در اعمال جراحی زنان با میزان کم هماتوکریت قبل از عمل قابل توجیه است، اما سایر فاکتورهای موثر بر دریافت خون نیز مطرح هستند. هدف از این مطالعه تعیین فاکتورهای موثر در نیاز به تزریق خون در اعمال جراحی پیوند شریان کرونردر رابطه با جنس میباشد.
روش بررسی: در یک مطالعه، آینده نگر و مقطعی500 بیمار ( 306 مرد و 194 زن ) با وضعیت فیزیکی Iو II برای عمل جراحی انتخابی پیوند شریان کرونر تحت بیهوشی عمومی در مدت یک سال در بیمارستان قلب تهران مورد بررسی قرار گرفتند. اطلاعات هر بیمار براساس دریافت خون کامل، پلاسمای تازه یخ زده ( FFP) و پلاکت در ضمن عمل و بعد ازآن و فاکتور هایی چون جنس، سن، وزن، قد، سطح بدن ( (BSA، طول مدت عمل جراحی، هماتوکریت قبل و بعد از عمل، حجم خون قبل از عمل، در بیمارستان ثبت شد. نتایج با استفاده از تستهای آماری t و X2 و رگرسیون خطی مورد ارزیابی قرار گرفتند. مقدارP کمتر از05/0 از نظر آماری معنی دار در نظر گرفته شد.
یافتهها: 2/57 درصدزنان ( 111 نفر) و 9/39 درصد مردان (121 نفر) خون دریافت کردند. میانگین مجموع خون دریافت شده در زنان 6/1 واحد در ضمن عمل جراحی و 6/2 واحد در طول مدت بستری در بیمارستان و در مردان 1/1 واحد در ضمن عمل و 8/1 واحد در طول مدت بستری بود. با توجه به متغیرهایی مانند، سن، سطح بدن، طول مدت عمل جراحی، میزان هماتوکریت قبل و بعد از عمل، حجم خون قبل از عمل، زمان پمپ و تعداد عروق پیوند شده که مورد بررسی قرار گرفتند، در مجموع در ضمن عمل جراحی و مدت بستری در بیمارستان زنان خون بیشتری دریافت کردند(P<0.05).
بحث و نتیجه گیری: میزان دریافت خون در بیماران زن تحت عمل جراحی پیوند شریان کرونر تحت تاثیر عواملی چون، سن، سطح بدن، هماتوکریت بعد از عمل و در بیماران مرد تحت تاثیر متغیرهایی چون افزایش طول مدت جراحی کاهش حجم خون و هماتوکریت قبل از عمل می باشد.
حسین درگاهی، مهناز اسکندری، گلسا شهام،
دوره 4، شماره 2 - ( 6-1389 )
چکیده
زمینه و هدف : یکی از مهمترین عوامل در نظام اداره بیمارستانها برخورداری از مدیریت توانمند و مسلط به فرهنگ سازمانی است. مدیران اجرایی بیمارستانها نقش ارزشمندی در توسعه، حفظ و نگهداری فرهنگ سازمانی دارند. این مقاله با هدف مقایسه فرهنگ سازمانی موجود و مطلوب از دیدگاه مدیران اجرایی در بیمارستانهای دانشگاه علوم پزشکی تهران تدوین شده است.
روش بررسی : این مطالعه بصورت مقطعی و از نوع توصیفی- تحلیلی در طول سالهای 88-1387 انجام شد. نمونه پژوهش را تعداد 15 نفر مدیران اجرایی کلیه بیمارستانهای دانشگاه علوم پزشکی تهران تشکیل میدادند که با روش سرشماری تعیین شدند. جهت گردآوری دادهها از یک پرسشنامه حاوی اطلاعات دموگرافیک و تعداد30 سوال در رابطه با ده مولفه فرهنگ سازمانی الگوهای ارتباطی در قالب الگوی «استیفن رابینز» پس از انجام پایایی و روایی استفاده شد. از مدیران اجرایی خواسته شد تا دیدگاه خود را در ارتباط با وضعیت موجود و مطلوب فرهنگ سازمانی با توجه به مولفههای بالا در بیمارستانهای مورد مطالعه بیان نمایند. دادههای بدست آمده در نرم افزار SPSS V-15 جمع آوری و برای تحلیل دادهها از آزمونهای «کای دو»، «پیرسون» و «تی» استفاده شد.
یافته ها : بیشترین مقدار میانگین در وضعیت موجود فرهنگ سازمانی مربوط به امکان ارتباط مستقیم کارکنان با سرپرستان و در وضعیت مطلوب نیز بیشترین میزان میانگین مربوط به اعطای پاداش بر اساس شایستگی است. بیشترین اختلاف میانگین میان وضعیت موجود و مطلوب عناصر فرهنگ سازمانی مربوط به احساس مباهات کارکنان از عضویت در بیمارستان است.
بحث و نتیجه گیری : نتایج بدست آمده نشان داد از دیدگاه مدیران اجرایی به جز مؤلفه نظارت یا کنترل و الگوهای ارتباطی به دلیل تبادل موثر اطلاعات و وجود الگوهای ارتباطی، بقیه مولفههای فرهنگ سازمانی در بیمارستانهای مورد مطالعه در وضعیت موجود پایینتر از وضعیت مطلوب قرار دارند. از دیدگاه مدیران اجرایی، بین مولفههای فرهنگ سازمانی در وضعیت موجود با وضعیت مطلوب در بیمارستانهای دانشگاه علوم پزشکی تهران اختلاف معنیداری وجود دارد که این امر میتواند در نظام اداره بیمارستانها اختلال ایجاد کند. لذا، پیشنهاد میشود مدیران اجرایی مطلوب سازی فرهنگ سازمانی را در بیمارستانهای مورد مطالعه در اولویت راهبردی خود قرار دهند.
محمد عارفی، نرگس طلایی،
دوره 4، شماره 2 - ( 6-1389 )
چکیده
زمینه و هدف: اهمیت توجه به سطح رضایت بیماران از خدمات بهداشتی درمانی، نقش مؤثری در برنامه ریزیهای مدیریتی دارد. این مطالعه با هدف ارزیابی سطح رضایت مندی بیماران از خدمات ارائه شده و عوامل مرتبط با آن در بیمارستان بهارلو طراحی و اجرا گردید.
روش بررسی: مطالعه حاضر یک مطالعه مقطعی میباشد . اطلاعات این مطالعه با استفاده از پرسشنامه و با مصاحبه حضوری بدست آمده است و پس از تکمیل پرسشنامهها براساس تعداد نمونه مورد نیاز مطالعه، اطلاعات جمع آوری، وارد کامپیوتر و نهایتاً مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. جامعه آماری مطالعه 320 بیمار بستری شده درتمامی بخشهای مختلف بیمارستان در شش ماهه دوم سال 1387 میباشد که به صورت نمونه گیری تصادفی ساده مورد مطالعه قرار گرفتند. برای سنجش میزان رضایت بیماران از خدمات ارائه شده از پرسشنامه رضایت مندی بیماران حاوی 6 سؤال دموگرافیک و 20 عبارت سنجش رضایت مندی استفاده شد. پرسشنامه توسط پرسش گر آموزش دیده (افراد غیر کادر درمان)، در آخرین جلسه درمانی در اختیار بیماران بستری قرارگرفت تا حتی الامکان خود بیمار آن را تکمیل کند. در مورد بیماران کم سن، پرسشنامه توسط همراه بیمار و در موارد وجود بی سوادی و یا کم سوادی، پرسشنامه به کمک پرسش گر تکمیل میگردید.
یافته ها: سطوح رضایتمندی از خدمات شامل رضایتمندی از سیستم سرمایش و گرمایش (8/44%)، رضایتمندی از نظر امکانات و تسهیلات (3/48%)، رضایتمندی از کیفیت غذا (8/44%)، رضایتمندی از نظر تعویض روزانه لباس و ملحفه (4/41%)، رضایتمندی از بهداشت و نظافت (3/48%)، رضایتمندی از روشنایی اتاق (58%)، رضایتمندی از سرعت تشکیل پرونده (6/58%)، رضایتمندی از رفتار و برخورد پرستار (2/55%)، رضایتمندی از حضور به موقع پرستار بر بالین بیمار (6/58%) و رضایتمندی از نظر میزان همکاری کارکنان بخش با همراهان بیمار (2/55% ) میباشد. بیشترین سطح رضایتمندی بیماران به ترتیب مربوط به موارد زیر میباشد: رضایتمندی از حضور به موقع پرستار بر بالین بیمار (6/58%)، رضایتمندی از سرعت تشکیل پرونده و راهنماییهای مسئول پذیرش (6/58%)و رضایتمندی از نظر روشنایی اتاق (58%) میباشد.
بحث و نتیجه گیری: بیشترین درصد نارضایتی بیماران از امکانات و تسهیلات اتاق، کیفیت غذا و تعویض روزانه لباس و ملحفه (1/24%) میباشد.سطوح نارضایتی از میزان همکاری کارکنان بخش (2/17% )، نحوه بهداشت و نظافت بخش (8/13 % ) ، سیستم سرمایش و گرمایش (8/13 % ) و میزان دسترسی به پزشک (8/13 % ) میباشد.
فریبا نباتچیان، ناهید عین اللهی، نسرین دشتی، عبدالفتاح صراف نژاد، غلامرضا وطنی،
دوره 4، شماره 3 - ( 12-1389 )
چکیده
زمینه و هدف: توازن بین تولید گونه های اکسیژن واکنشگر و فعالیت آنتی اکسیدانی در ایجاد بیماریهای مربوط به استرس اکسیداتیو دارای اهمیت هستند. در این مطالعه، توازن پرواکسیدان - آنتی اکسیدان و همبستگی آن با میزان چربیها و اسید اوریک موجود در سرم بررسی گردید. هدف این تحقیق بررسی توازن پرواکسیدان - آنتی اکسیدان بعنوان یک عامل پیش تشخیصی در بیماران مبتلا به بیماری شریان کرونر بود.
روش بررسی: هفتاد و دو بیمار و شصت و هشت فرد سالم انتخاب شدند. میزان توازن پرواکسیدان - آنتی اکسیدان با بکارگیری محلولهای استاندارد و با کمک روش ELISA تدوین شد. اندازه گیری تری گلیسرید ، کلسترول تام ، LDL - کلسترول ، HDL - کلسترول و اسید - اوریک به روش آنزیمی انجام شد.
یافته ها: مقادیر توازن پرواکسیدان - آنتی اکسیدان (PAB) در بیماران 26/2 ± 01/70 (واحد HK ) و در افراد سالم 84/2 ±40/66 (واحد HK) تعیین شد. بین میانگین مقادیر PAB در دو گروه اختلاف معنی داری مشاهده نشد (41/0 = P). میانگین مقادیر اسید اوریک در دو گروه ، بیماران و افراد سالم تفاوت معنی داری نداشت (46/0 = P). همبستگی معنی داری بین مقادیر اسید اوریک و PAB در بیماران و افراد سالم وجود داشت (01/0) > P همبستگی معنی داری بین مقادیر تری گلیسرید ، HDL/ کلسترول ، LDL/HDL و میزان PAB در بیماران و افراد سالم وجود داشت (05/0
نتیجه گیری: این مطالعه نشان می دهد ، استرس اکسیداتیو می تواند عامل پیش تشخیصی مهمی در روند بیماری شریان کرونر باشد.