بحث و نتیجه گیری: مدیریت کیفیت جامع یک دیدگاه جدیدی است که برای ادامه بقای سازمان کاملاً حیاتی است بخصوص در محیطهای حساسی چون بیمارستانها که با جان انسانها سروکار دارند و کیفیت یک فرآیند مستمر است و با توجه به یافتهها نشان میدهند مدیران حداکثر دانش و نگرش را نداشتند اما با آموزش مداوم میتوان زمینه این امر حیاتی را در آینده مهیا نمود تا سطح سلامت آحاد جامعه بهبود یابد.
روش بررسی: پژوهش حاضر یک مطالعه کاربردی به روش توصیفی میباشد که با هدف تعیین فرایند سیستم اطلاعات بالینی بیمارستانهای عمومی دانشگاه علوم پزشکی تهران براساس سیستم اطلاعات بالینی کشورهای منتخب انجام گرفته است. دادههای مورد نیاز با استفاده از پرسشنامهای پایا و روا جمع آوری شد و تحلیل دادهها با استفاده از آمار توصیفی صورت گرفت.
یافته ها: با درنظر گرفتن وضعیت موجود و اهمیت بررسی فرایند سیستم اطلاعات بالینی در بیمارستانهای مورد مطالعه، پژوهشگر الگوی موردنظر در بیمارستانهای عمومی را با مطالعه نظام مربوطه در کشورهای امریکا، استرالیا و انگلستان و براساس نیاز کشور در قالب فرایندهای سیستم اطلاعات بالینی ارائه نمود که به بررسی محورهایی از جمله فرایندهای سیستم اطلاعات بالینی در واحد پذیرش، واحد ذخیره و بازیابی اطلاعات، واحد آمار و واحد کدگذاری و همچنین بررسی فرایندهای سیستم اطلاعات بالینی برنامه های نرم افزاری در این 4 واحد و در نهایت کاربرد آنها پرداخته شده است که نتایج حاصله در قالب جداولی که هر یک معرف پارهای از فرایندهای سیستم اطلاعات بالینی است، آورده شده است.
بحث و نتیجه گیری: با توجه به جایگاه نظام اطلاعات در هر سازمان و نقش اساسی آن در اتخاذ سیاستهای درست، ایجاد نظام اطلاعات بالینی هماهنگ و یکپارچه اطلاعات بالینی و توانمندسازی کارشناسان در زمینه استفاده صحیح از دادهها از اولویتهای ضروری به شمار میرود. با توجه به بررسی فرایندهای سیستم اطلاعات بالینی بخش اطلاعات بالینی بیمارستانهای عمومی دانشگاه علوم پزشکی تهران مشخص گردید که فراوانی نسبی وجود فرایندهای سیستم اطلاعات بالینی در این بخش در عناصر مورد بررسی بالای 60% به خود اختصاص داده است و بررسی فراوانی نسبی وجود فرایندهای سیستم اطلاعات بالینی برنامههای نرم افزاری بخش اطلاعات بالینی بیمارستانهای عمومی دانشگاه علوم پزشکی تهران نشان داد که عناصر مورد بررسی به استثنای واحد پذیرش با میزان 75% و کاربرد سیستم با میزان 58.62%، مابقی محورها بین 37-35% میباشد.
روش بررسی: این بررسی مقطعی با تکمیل پرسشنامه توسط 120 تن از بیماران بستری در بیمارستانهای دانشگاه علوم پزشکی تهران با نمونهگیری تصادفی ساده و بر اساس فرمول محاسبه حجم نمونه انجام شد. در پرسشنامه مشخصات دموگرافیک، شغلی و وضعیت بیمهای بیماران و نیز ابعاد رضایتمندی آنها از خدمات بالینی، تغذیه، محیط و امکانات بیمارستان مطرح گردید.
یافتهها: محدوده سنی شرکت کنندگان در این مطالعه 11 تا 80 سال است که 61.9% آنها را زنان و 38.1% را مردان تشکیل دادهاند. 78.1% بیماران در این مطالعه بطور کلی از وضعیت موجود در بیمارستان رضایت داشتند و در موارد مربوط به محیط و امکانات بیمارستان، خدمات ارائه شده از سوی پرسنل بالینی و وضعیت تغذیه، میان رضایتمندی بیماران بستری در سه بیمارستان تحت مطالعه تفاوت معنادار مشاهده شد.
بحث و نتیجهگیری: همبستگی مثبت و قوی میان شاخص محیط بیمارستان و رضایت بیماران مشاهده شد که با برنامهریزی در جهت بهبود وضعیت بیمارستان میتوان به افزایش رضایت بیماران اقدام نمود. همچنین همبستگی مثبت و قوی میان رضایت بیماران و احساس سلامت وجود دارد که نقش بسزای کادر درمانی را در جلب رضایت و اعتماد بیماران نشان میدهد. بنابراین مسئولین بیمارستانها بایستی نسبت به رفع نارضایتیهای موجود و بهبود کیفیت خدمات ارائه شده در بیمارستانها اقدام نمایند.
روش بررسی : این مطالعه بصورت مقطعی و از نوع توصیفی- تحلیلی در طول سالهای 88-1387 انجام شد. نمونه پژوهش را تعداد 15 نفر مدیران اجرایی کلیه بیمارستانهای دانشگاه علوم پزشکی تهران تشکیل میدادند که با روش سرشماری تعیین شدند. جهت گردآوری دادهها از یک پرسشنامه حاوی اطلاعات دموگرافیک و تعداد30 سوال در رابطه با ده مولفه فرهنگ سازمانی الگوهای ارتباطی در قالب الگوی «استیفن رابینز» پس از انجام پایایی و روایی استفاده شد. از مدیران اجرایی خواسته شد تا دیدگاه خود را در ارتباط با وضعیت موجود و مطلوب فرهنگ سازمانی با توجه به مولفههای بالا در بیمارستانهای مورد مطالعه بیان نمایند. دادههای بدست آمده در نرم افزار SPSS V-15 جمع آوری و برای تحلیل دادهها از آزمونهای «کای دو»، «پیرسون» و «تی» استفاده شد.
یافته ها : بیشترین مقدار میانگین در وضعیت موجود فرهنگ سازمانی مربوط به امکان ارتباط مستقیم کارکنان با سرپرستان و در وضعیت مطلوب نیز بیشترین میزان میانگین مربوط به اعطای پاداش بر اساس شایستگی است. بیشترین اختلاف میانگین میان وضعیت موجود و مطلوب عناصر فرهنگ سازمانی مربوط به احساس مباهات کارکنان از عضویت در بیمارستان است.
بحث و نتیجه گیری : نتایج بدست آمده نشان داد از دیدگاه مدیران اجرایی به جز مؤلفه نظارت یا کنترل و الگوهای ارتباطی به دلیل تبادل موثر اطلاعات و وجود الگوهای ارتباطی، بقیه مولفههای فرهنگ سازمانی در بیمارستانهای مورد مطالعه در وضعیت موجود پایینتر از وضعیت مطلوب قرار دارند. از دیدگاه مدیران اجرایی، بین مولفههای فرهنگ سازمانی در وضعیت موجود با وضعیت مطلوب در بیمارستانهای دانشگاه علوم پزشکی تهران اختلاف معنیداری وجود دارد که این امر میتواند در نظام اداره بیمارستانها اختلال ایجاد کند. لذا، پیشنهاد میشود مدیران اجرایی مطلوب سازی فرهنگ سازمانی را در بیمارستانهای مورد مطالعه در اولویت راهبردی خود قرار دهند.
روش بررسی: مطالعه حاضر یک مطالعه مقطعی میباشد . اطلاعات این مطالعه با استفاده از پرسشنامه و با مصاحبه حضوری بدست آمده است و پس از تکمیل پرسشنامهها براساس تعداد نمونه مورد نیاز مطالعه، اطلاعات جمع آوری، وارد کامپیوتر و نهایتاً مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. جامعه آماری مطالعه 320 بیمار بستری شده درتمامی بخشهای مختلف بیمارستان در شش ماهه دوم سال 1387 میباشد که به صورت نمونه گیری تصادفی ساده مورد مطالعه قرار گرفتند. برای سنجش میزان رضایت بیماران از خدمات ارائه شده از پرسشنامه رضایت مندی بیماران حاوی 6 سؤال دموگرافیک و 20 عبارت سنجش رضایت مندی استفاده شد. پرسشنامه توسط پرسش گر آموزش دیده (افراد غیر کادر درمان)، در آخرین جلسه درمانی در اختیار بیماران بستری قرارگرفت تا حتی الامکان خود بیمار آن را تکمیل کند. در مورد بیماران کم سن، پرسشنامه توسط همراه بیمار و در موارد وجود بی سوادی و یا کم سوادی، پرسشنامه به کمک پرسش گر تکمیل میگردید.
یافته ها: سطوح رضایتمندی از خدمات شامل رضایتمندی از سیستم سرمایش و گرمایش (8/44%)، رضایتمندی از نظر امکانات و تسهیلات (3/48%)، رضایتمندی از کیفیت غذا (8/44%)، رضایتمندی از نظر تعویض روزانه لباس و ملحفه (4/41%)، رضایتمندی از بهداشت و نظافت (3/48%)، رضایتمندی از روشنایی اتاق (58%)، رضایتمندی از سرعت تشکیل پرونده (6/58%)، رضایتمندی از رفتار و برخورد پرستار (2/55%)، رضایتمندی از حضور به موقع پرستار بر بالین بیمار (6/58%) و رضایتمندی از نظر میزان همکاری کارکنان بخش با همراهان بیمار (2/55% ) میباشد. بیشترین سطح رضایتمندی بیماران به ترتیب مربوط به موارد زیر میباشد: رضایتمندی از حضور به موقع پرستار بر بالین بیمار (6/58%)، رضایتمندی از سرعت تشکیل پرونده و راهنماییهای مسئول پذیرش (6/58%)و رضایتمندی از نظر روشنایی اتاق (58%) میباشد.
بحث و نتیجه گیری: بیشترین درصد نارضایتی بیماران از امکانات و تسهیلات اتاق، کیفیت غذا و تعویض روزانه لباس و ملحفه (1/24%) میباشد.سطوح نارضایتی از میزان همکاری کارکنان بخش (2/17% )، نحوه بهداشت و نظافت بخش (8/13 % ) ، سیستم سرمایش و گرمایش (8/13 % ) و میزان دسترسی به پزشک (8/13 % ) میباشد.
روش بررسی: مطالعه توصیفی تحلیلی حاضر به صورت مقطعی در سال 1389 انجام گرفت. مدیران بیمارستانهای شهر اصفهان جامعه آماری این بررسی را تشکیل دادند(21=n). ابزار جمع آوری دادهها پرسشنامه محقق ساختهای بود که روایی محتوایی و پایایی آن به ترتیب با استفاده از نظرات استادان و کارشناسان متخصص و محاسبه ضریب آلفاکرونباخ (95/0) تأیید شد. تحلیل دادهها با استفاده از بسته آماری SPSS ویرایش 16 و آزمون فرضیه ها با آزمون های t مستقل، ANOVA و ضریب اتا انجام گردید. بیشترین میانگین امتیاز 100 بود.
یافتهها: میانگین امتیاز مسئولیت پذیری اجتماعی بیمارستانهای موردمطالعه 6/68 به دست آمد. میانگین امتیاز بعد رهبری و فرایندهای درونی 2/72، بازار 70، جامعه و کشور 8/67، محیط زیست 4/67 و محیط کار 2/66 بود. بین میزان مسئولیت پذیری اجتماعی و نوع مالکیت و فعالیت بیمارستان رابطه معنی داری وجود نداشت (05/0
نتیجه گیری: میزان مسئولیت پذیری اجتماعی بیمارستانها در حد متوسط بود. پیشنهاد میشود به منظور افزایش این میزان، بیمارستانها بهبود شرایط و محیط کاری کارکنان و توجه بیشتر به مسائل و موضوعات محیط زیست را مدنظر قرار دهند.
روش بررسی: این پژوهش از نوع توصیفی- تحلیلی بود. جامعه مورد پژوهش 90 نفر از متخصصین بالینی را شامل میشد. برای بررسی دیدگاه متخصصین از پرسشنامهای حاوی 16 سوال استفاده گردید. برای تعیین پایایی ابزار اندازه گیری پس از گردآوری دادهها از روش آلفای کرونباخ استفاده شد. ضریب آلفای محاسبه شده برابر با 85/0 شد که در سطح قابل قبول بود. برای تعیین روایی ابزار اندازه گیری نیز از نظرات اساتید صاحب نظر استفاده گردید.
یافتهها: نتایج حاصل از تحلیل دادهها نشان میدهند که 4/95% از متخصصین بالینی دیدگاه مثبتی روی میزان ضرورت اجرای این طرح داشتند و 3/94% از متخصصین مایل به اجرای این سیستم بودند.
نتیجه گیری: با توجه به اهمیت موضوع و ابراز نیاز به آن از سوی متخصصین، لازم است روی پیشگیری از تداخل غذا و دارو سرمایه گذاری بیشتری صورت پذیرد. تجهیز بیمارستانها به نظام مدیریت اطلاعات تطبیق یافته با این موضوع یکی از اصلی ترین راهکارهای موجود به نظر میرسد. قطعاً کاهش و جلوگیری از قرار گرفتن بیماران در معرض تداخلات دارو و غذا در کاهش خطاهای پزشکی و بهبود کیفیت مراقبت های درمانی خواهد بود.
روش بررسی: پژوهش حاضر بصورت توصیفی- مقطعی در سال 1388 در بیمارستانهای آموزشی دانشگاه علوم پزشکی تهران انجام شد. گزارشات کسورات بیمههای خدمات درمانی و تامین اجتماعی سال 1387 با مراجعه به واحد درآمد بیمارستانها جمع آوری شد. مبالغ کسور هر بیمارستان به تفکیک نوع کسور استخراج و بصورت جداول مقایسهای سازماندهی گردید. جهت تحلیل دادهها از آمار توصیفی و برنامه Excel استفاده شد و به تعیین میزان(درصد)، نوع و علل کسور سالانه هر بیمارستان اقدام گردید.
یافتهها: بیشترین کسور اعمال شده در اسناد بستری به ترتیب به آزمایش، لوازم، دارو، اقامت، حق العمل و بیهوشی و در اسناد سرپایی به ویزیت، آزمایش و دارو مربوط میباشد که بخش عمده آن ناشی از نقص مستندسازی است.
نتیجهگیری: بخش عمده کسورات در اثر آشنا نبودن کادر درمانی با الزامات مستندسازی سازمانهای بیمهای ایجاد میشود. لذا جهت کاهش کسورات بکارگیری مکانیسمی چند جانبه شامل آموزش اصول مستندسازی به کادر درمانی، نظارت بر حسن اجرای کنترل پروندهها در واحد مدارک پزشکی و تشکیل کمیتهای از سوی دانشگاه به منظور تبیین و اجرای مستمر فعالیتهای مربوطه ضروری میباشد.
روش بررسی: این مطالعه یک بررسی مقطعی گذشته نگر میباشد. جامعه مورد مطالعه، کلیه پروندههای درمانگاه ژنتیک بیمارستان امام خمینی(ره) در طی1383-1374 بود. بدین منظور پرسشنامهای تنظیم و اطلاعات موجود در پرسشنامه ضبط شده و با استفاده از نرم افزارهای SPSS موردآنالیز قرار گرفت.
یافتهها: نسبت زوجین مراجعه کننده یکی از مهمترین متغیرهای این مطالعه بود. بیشترین فراوانی در ازدواجهای فامیلی با وابستگی از طرف خانواده مادری(3/45%) و کمترین فراوانی در ازدواجهای با نسبت غریبه(4/6%) بود. همچنین ابتلاء به بیماریهای ژنتیکی فرزندان زوجین مراجعه کننده نشان داد که بیشترین فراوانی بیماریهای ژنتیکی(8/84%) مربوط به ازدواجهای پسر عمو و دختر عمو بوده است.
نتیجهگیری: به نظر میرسد که میزان آگاهی از ژنتیک در سطح جامعه بسیار پائین است. لذا با توجه به اهداف برنامه توسعه سلامت، مشاوره ژنتیک، بخصوص قبل از عقد، بصورت اجباری، باید در برنامههای ارتقای سلامت جامعه مدنظر قرار گیرد.
روش بررسی: این مطالعه از نوع توصیفی- تحلیلی و بصورت مقطعی میباشد که در بیمارستان شهید نمازی شیراز در سال 1388 انجام گرفت. تعداد 160 نفر از کارکنان بخشهای مختلف این بیمارستان بر اساس فرمول کوکران و با روش نمونهگیری طبقهای تصادفی ساده وارد مطالعه شدند. جمع آوری دادهها با استفاده از یک چک لیست محقق ساخته به انجام رسید. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS و به کمک آمار توصیفی و آزمون های آماری Chi-Square و t انجام گرفت.
یافتهها: از مجموع 160 فرد شرکت کننده در پژوهش، 159 نفر چک لیست را تکمیل و برگشت دادند. حادثه بریدگی با اشیاء تیز و نوکدار کمترین عدم مواجهه 35 نفر(22%) و حادثه مسمومیت ناشی از کارکردن با حلال ها بیشترین عدم مواجهه 131 نفر(82%) را به خود اختصاص دادند. بین جنسیت، نوبت کاری، پست سازمانی و سابقه خدمت با وقوع برخی از حوادث شغلی رابطه آماری معناداری مشاهده شد.
نتیجه گیری: با توجه به نتایج، بین فراوانی غیبت از کار و فراوانی هر یک از حوادث شغلی رابطه مشخصی وجود نداشت. توصیه میشود ضمن در نظر گرفتن دفاتری برای ثبت دقیق آسیبهای شغلی در بیمارستان ها، اقدامات لازم از جمله برگزاری دورههای آموزشی مورد نیاز برای کارکنان در اولویت قرار داده شود.
روش بررسی: پژوهش حاضر از نوع مطالعات کاربردی بود که به صورت توصیفی- مقطعی بر روی 242 بیمار سرپایی مراجعه کننده به بیمارستانهای مورد مطالعه شهر تهران در سال 1388 با استفاده از پرسشنامه استاندارد سروکوال(1988) که روایی و پایایی آن مورد تأیید بوده است، انجام گرفت. در پایان از آزمونt، آزمون tزوجی و آزمون فریدمن با کمک نرم افزار(SPSS) به منظور تحلیل دادههای جمعآوری شده، استفاده شد.
یافتهها: نتایج نشان داد تفاوت معنی داری میان ادراک و انتظار بیماران پیرامون ابعاد پنجگانه کیفیت خدمات(عوامل محسوس، قابلیت اطمینان، تضمین، پاسخگویی و همدلی) در بیمارستانهای مورد مطالعه وجود داشت. بیماران مراجعه کننده به درمانگاهها، بعد تضمین را با 41/4 امتیاز مهمترین و پاسخگویی کارکنان را با 21/2 امتیاز به عنوان کم اهمیتترین بعد رتبه بندی نمودند.
نتیجهگیری: نتایج پژوهش حاکی از آن است که با بکارگیری الگوی سروکوآل، مدیران بیمارستانها قادر به ارزیابی کیفیت خدمات از دید بیماران به عنوان مهمترین مشتری سازمان شده و با برنامهریزی صحیح، اصلاح نابسامانیها و نهایتاً بهبود کیفیت خدمات، ممکن خواهد شد.
روش بررسی: این مطالعه مقطعی در پاییز سال 1389 در شهر تهران انجام شد. تعداد نمونههای مطالعه 983 بیمار بستری شده در هشت بیمارستان خصوصی شهر تهران بود. برای ارزیابی کیفیت خدمات از پرسشنامه استاندارد SERVQUAL استفاده شد. برای تحلیل دادهها از آزمونهای ویلکاکسون، کروسکال والیس و تی تست استفاده شد.
یافتهها : میانگین نمره کلی ادراک از کیفیت 02/4 و میانگین نمره کلی انتظار از کیفیت 92/4 بود. بالاترین انتظارات و ادراک مربوط به بعد عوامل محسوس و پایینترین انتظارات و ادراک نیز مربوط به بعد همدلی بود. شکاف کیفیت در هر 22 گویه، 5 بُعد و همچنین کیفیت کلی معنی دار بود(001/0p<).
نتیجه گیری: SERVQUAL به عنوان یک ابزار استاندارد اندازه گیری کیفیت، در محیط بیمارستانی دارای روایی و پایایی است. بر اساس نتایج این مطالعه حوزههایی که بیشتر نیازمند اقدامات بهبود کیفیت هستند، مشخص شد. سنجش نظرات بیماران میتواند ارائه خدمات بیمارستانی را تسهیل کند، مطلوبیت خدمات ارائه شده را افزایش دهد و کیفیت خدمات و رضایت بیمار را بهبود بخشد.
روش بررسی: این پژوهش از نوع مطالعات توصیفی- تحلیلی بوده که به روش مقطعی در سال 1389 انجام گردید. دادههای مورد نیاز تحقیق با استفاده از پرسشنامه دنیسون(نسخه 2006) که روایی آن توسط صاحب نظران و پایایی آن از طریق آزمون آلفای کرونباخ(864/0=α) مورد تایید قرار گرفته بود، بدست آمد. جامعه آماری پژوهش شامل کارکنان اداری و درمانی بیمارستان امام خمینی(ره) تهران(2023 نفر) که از این جامعه، حجم نمونه آماری با سطح اطمینان 95%، به تعداد 114 نفر و به روش تصادفی انتخاب گردید. دادهها با استفاده از نرم افزار Spss17 و روشهای آمار توصیفی مانند تعیین میانگین و نیز آمار استنباطی مانند آزمون همبستگی پیرسون تجزیه و تحلیل گردید.
یافتهها: نتایج نشان داد که میزان مشارکت سازمانی 44/53% و میزان انطباق پذیری سازمانی 37/52% بوده و بین مشارکت سازمانی و انطباق پذیری سازمانی و همچنین زیرمتغیرهای آنها رابطه مثبت و معناداری(743/0 , r=01/0p<) وجود داشت.
نتیجهگیری: با توجه به یافتههای پژوهش میتوان نتیجه گیری نمود که افزایش میزان مشارکت سازمانی و متغیرهای آن میتواند افزایش انطباق پذیری سازمانی و متغیرهای آن را به دنبال داشته باشد.
روش بررسی: در این مطالعه از صفحه کلید تمامی کامپیوترهای بخشهای مختلف بیمارستان ولی عصر(عج) به تعداد 24 عدد نمونهگیری شده و به آزمایشگاه تحقیقات میکروبشناسی دانشگاه علوم پزشکی بیرجند منتقل گردید. در آزمایشگاه نمونهها برروی محیط کشت بلادآگار، مانیتول سالت آگار وEMB کشت داده شدند. سپس بر اساس خصوصیات ظاهری کلونی و ویژگیهای بیوشیمیایی باکتریها تشخیص صورت گرفت.
یافتهها: در مجموع 26 نمونه از 24 صفحه کلید کامپیوترهای مختلف موجود در 16 بخش بستری مختلف بیمارستان تهیه گردید. تنها صفحه کلیدهای دو بخش عفونی و اعصاب به صورت روتین گندزدایی شدند. در تمامی نمونههای تهیه شده(100%) آلودگی میکروبی وجود داشت. از مجموع نمونههای اخذ شده بیشترین آلودگی در صفحه کلید کامپیوتر بخش داخلی زنان مشاهده گردید. در مجموع 13 گونه باکتری مختلف از نمونههای مورد آزمایش جدا سازی گردید که در بین باکتریهای مختلف انترو باکتریاسه با شیوع 5/61% و در درجه بعد باسیل گرم مثبت اسپوردار با شیوع 7/30% بیشترین فراوانی را داشتهاند.
نتیجهگیری: براساس یافتههای این پژوهش تمامی صفحه کلیدهای مورد آزمایش حداقل به یک گونه باکتری آلودگی داشتهاند. با توجه به این یافته به نظر میرسد لازم است توجه بیشتری به گندزدایی صفحه کلیدهای کامپیوترها در بیمارستان صورت پذیرد.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی به صورت مقطعی در سال 1389 در بیمارستان شهید رجایی قزوین انجام شد. ابزار گردآوری دادهها، پرسشنامه استاندارد الگوی تعالی سازمانی EFQM بود که توسط کلیه مدیران مرکز تکمیل شد. روایی پرسشنامه بر اساس نظر خبرگان و پایایی آن با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ آزمون شده که 97/0 به دست آمد. یافتهها با استفاده از آمار توصیفی تجزیه و تحلیل شدند.
یافتهها: بیمارستان مورد مطالعه در توانمندسازها در مجموع 99/183 امتیاز از 500(88/36 درصد از امتیاز مطلوب) را کسب کرد. در نتایج در مجموع 71/183 امتیاز از 500(75/36 درصد از امتیاز مطلوب) را کسب کرده و در کل، 7/366 امتیاز از 1000 امتیاز موجود در الگو را برای ارزیابی عملکرد، در سال 1389 کسب نموده است.
نتیجهگیری: یافتههای این مطالعه نشان داد که این بیمارستان از نظر معیارهای الگوی سرآمدی در وضعیت متوسطی قرار دارد. داشتن دیدگاه سیستماتیک قوی، توجه به مدیریت مبتنی بر فرآیندهای سازمانی و نتیجه گرایی، استفاده از این مدل، برای بیمارستانهای ایرانی که معمولاً در این حوزهها با مشکلات جدی روبرو هستند بسیار آموزنده و اجرایی است.
روش بررسی: در این مطالعه توصیفی که به روش مقطعی در کلیه بیمارستانهای آموزشی شهر شیراز انجام گرفت، وضعیت ایمنی بیمارستانها به روش ممیزی ایمنی مورد بررسی قرار گرفت. به این منظور چک لیستهای ممیزی تهیه و اطلاعات مورد نیاز از طریق مشاهده، مصاحبه با مدیران و مسئولین بخشهای مختلف و نیز بررسی مستندات گردآوری گردید. در نهایت وضعیت ایمنی بیمارستانها بر حسب میزان تحقق الزامات ایمنی در سه سطح ضعیف(کمتر از 50 درصد)، متوسط(75-50 درصد) و مطلوب(100-75 درصد)، طبقه بندی شد.
یافتهها: میانگین درصد تحقق الزامات ایمنی در کل بیمارستانهای مورد بررسی 58 درصد بود. بیشترین و کمترین میزان تحقق الزامات ایمنی به ترتیب مربوط به ایمنی پرتوها و مدیریت ایمنی بود. وضعیت ایمنی 25 درصد از بیمارستانهای مورد مطالعه ضعیف و 75 درصد مابقی متوسط ارزیابی شد.
نتیجهگیری: وضعیت ایمنی بیمارستانهای مورد بررسی به ویژه در موضوعات مدیریت ایمنی، برنامه واکنش در شرایط اضطراری و ایمنی حریق در سطح نسبتاً ضعیفی بود. مهمترین دلیل این موضوع مشخص نبودن مسئولیتها و نبود ساختار سازمانی در زمینه مسائل ایمنی و بهداشت حرفهای بود که جهت ارتقاء آن لازم است بیمارستانها نسبت به استقرار سیستم مدیریت ایمنی و بهداشت حرفه ای(OHSAS 18001) اقدام نمایند.
کلیه حقوق این وب سایت متعلق به پیاورد سلامت می باشد.
طراحی و برنامه نویسی: یکتاوب افزار شرق
© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0
Designed & Developed by : Yektaweb

