عذرا دائی، محمدرضا سلیمانی، حسن اشرفی ریزی،
دوره 17، شماره 6 - ( 11-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: نقش اطلاعات در ارتقای سلامت جامعه و کاهش هزینههای بهداشت و درمان انکارناپذیر است ولی در عمل اطلاعات کافی و کاملی در بین عاملان بهداشت و درمانی وجود ندارد. نبود اطلاعات کافی و کامل در بین بازیگران بازار، موجب ناکارایی و نارسایی در عملکرد بازار میشود. هدف اصلی پژوهش حاضر، پرداختن به عدم تقارن اطلاعات سلامت و نارسایی در بازار اطلاعات سلامت است.
روش بررسی: مقالهی حاضر از نوع مروری نقلی و غیرنظاممند است. محتوای لازم برای نگارش از طریق جستجو در پایگاههای اطلاعاتی Scopus، PubMed، Web of Knowledge، Sid، Magiran و Google Scholar و با استفاده از کلیدواژههای نارسایی اطلاعات سلامت، عدم تقارن اطلاعات سلامت در فیلدهای عنوان مقاله، چکیده و کلیدواژهها انجام پذیرفت. در نهایت، منابع مرتبط با توجه به هدف مطالعه، توسط محققان انتخاب و خلاصهای از نتایج آنها در این مطالعه ارایه شد.
یافتهها: 18 مقاله وارد این پژوهش گردید و به صورت اختصاصی به نارساییهای موجود در سه بخش بیماران، پزشکان و بیمهها پرداخته شد. در انتهای هر بخش به راههای برطرف نمودن این نارساییهایی اشاره شد. یافتهها نشان داد بیماران با پدیدهی بیعدالتی در دسترسی به اطلاعات سلامت مواجه بودند که تداوم این بیعدالتی منجر به فقر اطلاعات سلامت میشود و به دلیل عدمدسترسی مناسب به اطلاعات سلامت، عدم تقارن اطلاعات بین پزشک و بیمار به وجود میآید. پزشکان در دسترسی به اطلاعات روزآمد و مبتنی بر شواهد برای درمان بیماران با موانعی روبرو بودند که به دلیل اطلاعات نامتقارن، میتوانند از این حالت استفاده صحیح نکرده و از تقاضای القایی استفاده کنند. بیمهها با مشکلات انتخاب نامناسب، مخاطرات اخلاقی و القای تقاضا توسط عرضهکننده و یا مصرفکننده مواجه بودند.
نتیجهگیری: عدم تقارن اطلاعات در حوزهی سلامت به صورت جدی نفوذ کرده است و سطح بالایی از عدماطمینان و قطعیت در آن وجود دارد. یکی از راههای غلبه بر عدم تقارن اطلاعات سلامت و نارسایی بازار اطلاعات سلامت، دسترسی همهی ذینفعان به اطلاعات است.
احمد نگهبان، اعظم صالح زاده، سیده راضیه فرهی، علیرضا نوروزی، سینا توکلی،
دوره 19، شماره 6 - ( 12-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: با دیجیتالی شدن خدمات سلامت، سیستمهای اطلاعات بیمارستانی حجم زیادی از دادههای حساس را پردازش و مدیریت میکنند؛ بنابراین حفاظت از این اطلاعات امری بسیار حیاتی است. این مطالعه با هدف ارزیابی میزان انطباق سسیستم اطلاعات بیمارستانی در بیمارستانهای دانشگاه علوم پزشکی بیرجند با استانداردهای حفاظت فیزیکی و فنی قانون قابلیت انتقال و پاسخگویی بیمههای سلامت (HIPAA) در سال ۱۴۰۳ انجام شد.
روش بررسی: این، مطالعهای توصیفی- مقطعی بود که در ۱۵ بیمارستان آموزشی و غیرآموزشی تابعه دانشگاه علوم پزشکی بیرجند انجام گرفت. جامعه پژوهش، مدیران واحد فناوری اطلاعات بیمارستان بودند که بهروش تمامشماری(۱۵ نفر) انتخاب شدند. ابزار پژوهش، چکلیستی محققساخته شامل ۵۶ گویه بر اساس استاندارد فیزیکی و فنی HIPAA بود که روایی صوری چکلیست با بررسی ۵ نفر متخصص مدیریت اطلاعات سلامت، انفورماتیک پزشکی و سیاستگذاری سلامت تأیید و پایایی آن با آلفای کرونباخ ۰/۸۴ تأیید گردید. دادهها با نرمافزار SPSS و با استفاده از آمار توصیفی(فراوانی، درصد، میانگین و انحرافمعیار) تحلیل شدند.
یافتهها: در مجموع ۱۵ نفر از مدیران واحد فناوری اطلاعات(۱۴ مرد و ۱ زن) از ۸ بیمارستان آموزشی و ۷ بیمارستان غیرآموزشی در مطالعه شرکت نمودند. یافتهها نشان داد که میزان انطباق سیستم اطلاعات بیمارستانهای دانشگاه علوم پزشکی بیرجند با استانداردهای حفاظت فیزیکی و فنی HIPAA بهترتیب ۸۱/۷ و ۸۶/۷ درصد بود. در حوزه حفاظت فیزیکی، استاندارد امنیت ایستگاه کاری با میانگین ۸۹/۳ درصد بالاترین میزان انطباق را داشت و در برخی شاخصها، از جمله وجود رویههای دسترسی اضطراری به تأسیسات و روشهای کنترل دسترسی فیزیکی، انطباق کامل(۱۰۰ درصد) مشاهده شد. در مقابل، کمترین میزان انطباق در این حوزه مربوط به استاندارد کنترلهای دستگاه و رسانه با میانگین ۷۴/۹ درصد بود، بهویژه در زمینه شناسایی و ردیابی سختافزارها و رسانههای الکترونیکی. در حوزه حفاظت فنی، میانگین انطباق کلی ۸۶/۷ درصد بهدست آمد؛ بهگونهای که استاندارد احراز هویت با انطباق کامل(۱۰۰ درصد) بالاترین وضعیت را داشت. همچنین، استانداردهای کنترل دسترسی(۹۳/۳ درصد)، کنترلهای حسابرسی(۸۶/۷ درصد) و امنیت انتقال اطلاعات(۸۵/۳ درصد) در سطح مطلوبی قرار داشتند. با اینحال، کمترین میزان انطباق مربوط به استاندارد یکپارچگی با ۵۰ درصد بود که بیانگر ضرورت تقویت زیرساختهای فنی و بهکارگیری سازوکارهای الکترونیکی پیشرفتهتر برای تضمین صحت و یکپارچگی دادهها است.
نتیجهگیری: اگرچه سطح کلی انطباق در بیمارستانهای مورد مطالعه در حد مطلوبی قرار دارد، اما شکافهای قابلتوجهی بهویژه در حوزههای کنترل دستگاهها و رسانهها و همچنین یکپارچگی دادهها مشاهده میشود. این کاستیها میتواند به نقض حریم خصوصی بیماران و خدشهدار شدن اعتماد عمومی به نظام سلامت بینجامد. توصیه میشود مدیران ارشد بیمارستانها و سیاستگذاران حوزه سلامت با تدوین و اجرای دستورالعملهای دقیق داخلی، سرمایهگذاری در فناوریهای پشتیبان و برگزاری دورههای آموزشی مستمر و هدفمند برای کلیه پرسنل، نسبت به رفع این نواقص اقدام کنند. همچنین پایش دورهای انطباق برای تضمین بهبود مستمر ضروری است.