جستجو در مقالات منتشر شده


8 نتیجه برای ثبت

محمد هیوا عبدخدا، علیرضا نوروزی، سامان راوند،
دوره 5، شماره 5 - ( 12-1390 )
چکیده

زمینه و هدف: پروانه‏های ‌ثبت اختراع به عنوان سنجه‌ای مناسب برای بررسی میزان پیشرفت علم و فناوری، کشف پتانسیل لازم در کارهای پژوهشی و ترسیم نقشه‌های دانش مدنظر هستند. هدف از پژوهش حاضر تحلیل موضوعی پروانه‌های ثبت اختراع مخترعان ایرانی در پایگاه های بین‌المللی ثبت اختراع در فاصله سال‌های 1976 تا 2011 بود.

روش بررسی: روش پژوهش توصیفی- تحلیلی بود که به روش علم‏سنجی انجام گرفت. جامعه مورد پژوهش عبارت بود از کلیه پروانه‌های ثبت اختراعی که در فاصله سال‌های 1976 تا 2011 توسط مخترعان ایرانی در پایگاه‌های بین‌المللی ثبت اختراع به ثبت رسیده بودند. ابزار گردآوری داده‌ها لیست کنترلی بود. داده‌ها با استفاده از روش‌های جستجوی خاص هر پایگاه  بازیابی شده، سپس با توجه به پرسش‏های پژوهش تجزیه و تحلیل نهایی بر روی آن‌ها صورت گرفت.

یافته‌ها: یافته‏ها نشان داد که 212 پروانه ثبت اختراع از مخترعان ایرانی در این پایگاه‌ها به ثبت رسیده است. میانگین پروانه‌های ثبت اختراع ایران در این پایگاه‌ها به ازای هر سال، تقریباً 6 مورد بوده است. بیشترین پروانه‌های ثبت اختراع در حوزه موضوعی «شیمی، متالوژی» و کم‏ترین در حوزه «منسوجات، کاغذ» بوده‌اند.

نتیجه گیری : در مجموع، سهم پروانه‌های ثبت اختراع ایرانی از کل پروانه‌های به ثبت رسیده در این پایگاه‌ها کم است. در فاصله سال های مورد بررسی تعداد پروانه‌های ثبت اختراع ایران در حال رشد بوده است. پروانه‌های ثبت اختراع ایران ثبت شده از لحاظ موضوعی دارای تمرکز قابل ملاحظه‌ای بودند. پتانسیل کارهای پژوهشی برای ثبت اختراع و نوآوری در حوزه‌های موضوعی «شیمی، متالوژی» بیش‏تر از سایر حوزه‌ها بوده است. 


امیر اشکان نصیری پور، پوران رئیسی، فرهاد غفاری، محمدرضا ملکی، مهرنوش جعفری،
دوره 8، شماره 1 - ( 2-1393 )
چکیده

 

زمینه و هدف: فرایندهای بهداشت و درمان مسبب خطرات زیاد بیماران شده­اند و افزایش بروز خطاهای پزشکی یکی از مهمترین پیامدهای این فرایندهاست. پژوهش حاضر با هدف کاهش خطاهای پزشکی از طریق ارائه مدلی برای کنترل خطاهای پزشکی انجام شد.

 

روش بررسی: در این پژوهش ترکیبی(کمی- کیفی)، با استفاده از فن مثلث­سازی عوامل اثرگذار بر کنترل خطاهای پزشکی در سه بعد افشاسازی، ثبت و گزارش­دهی شناسایی و تعیین شدند. مدل مفهومی پژوهش از طریق مرور ادبیات و اجرای مصاحبه تدوین گردید. سپس پرسش نامه پژوهشگر­ساخته بر مبنای مدل مفهومی، تدوین و بین یک نمونه آماری 252 نفری که به صورت هدفمند از جامعه آماری شامل(افراد مرتبط و دست اندرکار در مقوله خطاهای پزشکی بیمارستانهای دانشگاه علوم پزشکی تهران) انتخاب شد، توزیع گردید. داده­های جمع­آوری شده با استفاده از شاخصهای آمار توصیفی و استنباطی تحلیل شد و مدل نهایی پژوهش ارائه گردید.

 

یافته‌ها: افراد منتخب 9 عامل(فرهنگ، عوامل مرتبط با بیمار، عوامل مرتبط با ارائه­دهنده، عوامل مرتبط با خطا، موقعیت افشاسازی، عوامل ساختاری، عوامل فردی مرتبط با گزارش­دهی، عوامل سازمانی مرتبط با گزارش­دهی، ثبت) را در کنترل خطاهای پزشکی موثر دانسته­اند. 9 عامل، زیر مجموعه‌ی سه عامل اصلی­تر افشاسازی، گزارش­دهی، ثبت خطاها قرار دارند که 46/57 درصد از کل واریانس داده­ها را تبیین می­نمایند. بیشترین قدرت تبیین مربوط به افشاسازی 737/0 و کمترین مربوط به ساختار 053/0 می­باشد.

 

نتیجه‌گیری: برای کنترل خطاهای پزشکی در بیمارستانها، توجه به دو عامل افشاسازی و ثبت خطاها حائز اهمیت است.

 


مرجان قاضی سعیدی، لیلا شاهمرادی، صفیه ایلاتی خانقلی، مهدی حبیبی کولایی،
دوره 10، شماره 3 - ( 4-1395 )
چکیده

زمینه و هدف: نظام رایانه‌ای ثبت دستورات پزشک، فرایند ثبت دستورات به صورت الکترونیکی می‌باشد که جایگزین نظام دستی بوده و به‌عنوان بخشی از یک نظام اطلاعات بالینی محسوب می‌شود. طراحی مناسب این نظام موجب افزایش قابلیت های آن، تضمین دقیق و جامع دستورات و ارسال سریع آن به بخش های مختلف می‌شود؛ درنتیجه زمان انتقال و یا خطای مربوط به مسیر اشتباه و سوء برداشت‌ها حذف می‌گردد که درنهایت باعث افزایش کارایی می‌شود. مقاله حاضر با هدف ارائه ی دیدگاه های مختلف در زمینه اصول طراحی نظام ثبت ‌رایانه‌ای دستورات پزشک برای ذینفعان تهیه شده است.

روش بررسی: پژوهش حاضر در قالب مطالعات مروری برمبنای جستجو در پایگاه‌های داده علمی از جمله PubMed، Web of Science و Scopus درزمینه بررسی اصول طراحی نظام ثبت رایانه‌ای دستورات پزشک مورد جستجو قرار گرفت.

یافته ها: براساس مطالعات صورت گرفته طراحی نامناسب در زمینه واسط‌ها، صفحه نمایش، محتوای مجموعه دستورات، پایگاه ‌داده دارویی، ساختار محیط دستور، قوانین، فرمتها، مکانیسم گزارش‌گیری خطاها و درنهایت نظام حمایت از تصمیم‌گیری بالینی دراین نظام منجربه کاهش عملکرد پزشکان، افزایش خطاهای جدید و کاهش امنیت بیمار شده است. براساس نتایج به دست آمده محتوا و ساختار مجموعه دستورات، صفحه نمایش و پایگاه‌داده دارویی تاثیر بسزایی در افزایش کارآمدی این نظام دارند.

نتیجه گیری: از آنجاکه با طراحی نامناسب، خطاهای جدید پس از پیاده‌سازی این نظام افزایش می‌یابد، بنابراین طراحی مناسب و اصولی این نظام می‌تواند منجر به بهبود عملکرد پزشکان، کاهش خطاهای تجویزی و عوارض جانبی دارویی، کاهش هزینه‌‌‌ها، افزایش کارایی و در نهایت بهبود کیفیت امر درمان شود.


مریم امامی، نصرت ریاحی نیا، فرامرز سهیلی،
دوره 12، شماره 6 - ( 12-1397 )
چکیده

زمینه و هدف: پژوهش حاضر با هدف تحلیل هم ­رخدادی واژگان پروانه ­های ثبت اختراع حوزه تجهیزات پزشکی و آزمایشگاهی طی سال­های 1984 تا 2014  میلادی در پایگاه اداره ثبت اختراع و علایم تجاری آمریکا انجام شد.
روش بررسی: این پژوهش از نوع مطالعات کاربردی و با تکنیک علم ­سنجی و تحلیل هم­ واژگانی انجام شده است. جامعه آماری پژوهش حاضر، کلیه پروانه­ های ثبت اختراع حوزه تجهیزات پزشکی و آزمایشگاهی است که در پایگاه اداره ثبت اختراع و علایم تجاری آمریکا در بازه زمانی 1984 تا 2014 میلادی ثبت شده بود. در نتیجه­ ی این جستجو، 13424 پروانه ثبت اختراع بازیابی شد.
یافته ­ها: یافته­ های پژوهش نشان داد که از نظر فراوانی، کلیدواژه­ ی"مایع قاعدگی" و از نظر هم­ رخدادی دو کلیدواژه­ ی"مایع قاعدگی- تجهیزات تصویر رزونانس مغناطیسی" بیشترین فراوانی را در پژوهش­های حوزه تجهیزات پزشکی و آزمایشگاهی داشته­ اند. یافته­ های مربوط به خوشه ­بندی سلسله مراتبی به روش"وارد" منجر به شکل­ گیری هشت خوشه در این حوزه شد که این خوشه­ ها بدین شرح بودند: تجهیزات عمومی، تجهیزات توانبخشی، تجهیزات دندانپزشکی، تجهیزات درمانی، تجهیزات اورژانس، تجهیزات آزمایشگاهی، تجهیزات تشخیصی، لوازم مصرفی پزشکی.
نتیجه­ گیری: تحلیل هم ­رخدادی واژگان به خوبی ساختار علمی حوزه تجهیزات پزشکی و آزمایشگاهی را نشان داده است و بر این اساس موضوعات علمی استخراج و ارتباط میان آن­ها کشف شد. نقشه­ های هم­واژگانی، تغییرات و پایداری­ها در مفاهیم و واژه­ های مرتبط با این حوزه­ ی علمی را نشان داده است.

محمد حسینی کسنویه، مهسا محمودی نژاد، محمد ویسی، پویا هدایتی شهیدانی، علی طهماسبی،
دوره 16، شماره 5 - ( 9-1401 )
چکیده

زمینه و هدف: این مطالعه با هدف بررسی اثر حضور پزشک در خطای ثبت کدهای جراحی توسط دستیاران جراحی و اثرات مالی ناشی از آن در بیمارستان رسول اکرم انجام شد.
روش بررسی: مطالعه­ ی حاضر از نوع توصیفی-تحلیلی و آینده­ نگر بوده و در بازه زمانی سه ماهه­ ی زمستان ۱۴۰۰ و از طریق جمع آوری داده­ ها در بیمارستان انجام شد. به جهت مقایسه­ ی کسورات با توجه به حضور یا عدم‌حضور پزشک، کارشناسی در اتاق عمل مستقر شد که اطلاعات را در فرم­ های مخصوص وارد کند و بدین­ صورت انواع کسورات برای هریک از وضعیت­ های مذکور مشخص شد. از آزمونT-Test  برای تجزیه و تحلیل بین دو گروه(حضور و عدم­ حضور پزشک) استفاده شد و داده ­ها با استفاده از نرم ­افزارهای اکسل و SPSS تجزیه و تحلیل گردید.
یافته ­ها: تعداد ۳۰۱ پرونده در زمان حضور پزشک جراح و ۳۰۰ پرونده در زمان عدم‌حضور پزشک جراح بر اساس فرمول نمونه­ گیری کوکران بررسی گردید. تفاوت درصد کسورات پنهان در زمان حضور و عدم‌حضور پزشک جراح معنادار نبوده است(۰/۰۷۸P-value=). با وجود این، تفاوت درصد کسورات آشکار در زمان حضور و عدم‌حضور پزشک جراح معنادار بوده است(۰/۰۲۴P-value=). همچنین تفاوت هزینه ­ی کسورات آشکار در گروه­ های جراحی معنادار بوده است(۰/۰۰۱P-value<) اما تفاوت هزینه­  های کسور پنهان در صورت وجود یا نبود پزشک، معنادار نبوده است(۰/۴۳۵P-value=).
نتیجه­ گیری: حضور یا عدم‌حضور پزشک جراح در میزان خطا در ثبت کدهای جراحی توسط کمک جراح و در نتیجه در درصد و هزینه­ های کسورات اعمال جراحی و خصوصاً در کسورات آشکار حق ­العمل جراح اثر دارد. ازاین­رو برنامه ­ریزی برای حضور پزشک در مواقعی که خطای ثبت کدها توسط کمک جراح منجر به کسورات آشکار می­ شود، می ­تواند به مستندسازی دقیق­تر و در نتیجه کسورات کمتر ناشی از خطای ثبت کدها کمک کند.

رسول بیدل نیکو، شیلا حسن‌زاده، محمد جبرائیلی، ناصر مسعودی، بهلول رحیمی، فرشاد فقی سلوک،
دوره 17، شماره 6 - ( 11-1402 )
چکیده

مقدمه و هدف: حوادث ترافیکی در ایران یکی از علل اصلی مرگ و میر و ناتوانی محسوب می شود، شناسایی عوامل مرتبط با این حوادث، می تواند در پیشگیری و مدیریت مناسب حوادث ترافیکی مفید باشد. هدف از انجام این مطالعه تعیین اپیدمیولوژی ترومای ناشی از حوادث ترافیکی در بیمارستان امام خمینی(ره) ارومیه طی سالهای ۱۴۰۱- ۱۳۹۶ انجام گرفت.
مواد و روش: پژوهش حاضر یک مطالعه توصیفی- مقطعی بوده که بر روی بیماران بستری ناشی از حوادث ترافیکی در بیمارستان امام خمینی (ره) ارومیه، به مدت پنج سال انجام گرفت. داده های مورد نیاز شامل مشخصات دموگرافیک و اطلاعات مصدوم (نقش مصدوم، زمان وقوع تصادف، مکان وقوع تصادف، نوع وسیله نقلیه، ناحیه آسیب دیده و وضعیت مصدوم هنگام ترخیص) بود که از سیستم ثبت ترومای دانشگاه علوم پزشکی ارومیه استخراج گردید. داده‌­ها پس از جمع آوری وارد نرم افزار
SPSS  شده و از طریق جدول توزیع فراوانی و شاخصهای مرکزی و پراکندگی توصیف گردید.
یافته ها: در این مطالعه از ۲۰۸۶ مورد مصدوم،۷۴/۴۰% (۱۵۵۲ نفر) مذکر بودند. میانگین سنی مصدومین ۱۸/۴۷± ۳۴/۴۹ سال بود. نوع وسیله نقلیه تصادفی اکثر مصدومین با ۵۶/۷۰% (۹۹۸ مورد) موتورسیکلت بود. بیشترین مصدومین ۵۲/۷۳ % (۱۱۰۰ مورد) راننده و از این بین  ۵۷/۴۵ % (۶۳۲ مورد) راکب موتورسیکلت بودند. ۳۴/۰۸%  (۷۱۱ مورد) آسیب­های وارده به اندامهای بدن در قسمت سر،گردن و صورت بود.
نتیجه گیری: نتایج این پژوهش نشان داد که اکثر مصدومین حوادث ترافیکی را رانندگان جوان موتورسیکلت تشکیل می­دهند و همچنین بیشترین آسیب مربوط به ناحیه سر و گردن بود. بنابراین، ضروری است با شناخت عوامل خطر و تاثیر هر یک از آنها بر پیامد سوانح جاده­ای، به انجام مداخلات مناسب جهت پیشگیری از رفتارهای پرخطر رانندگان جوان و فرهنگ سازی رعایت نکات ایمنی پرداخته شود. همچنین در نظام سلامت نیز، آمادگی های لازم از لحاظ نیروی انسانی و تجهزات پزشکی جهت مدیریت درمان آسیب های ناشی از حوادث ترافیکی ایجاد گردد.
 

پریسا مرادی مجد، شهنام صدیق معروفی، شقایق تقی‌زاده، جمیله ابوالقاسمی، علیرضا باباجانی،
دوره 18، شماره 1 - ( 1-1403 )
چکیده

زمینه و هدف: یکی از اصول اساسی در ایمنی دارودرمانی برای بیماران در اتاق‌عمل، ثبت و برچسب‌گذاری صحیح داروهای بیهوشی می‌باشد که می‌تواند موجب کاهش خطاهای دارویی، افزایش ایمنی دارو و بیمار، کاهش اتلاف دارو و آلودگی محیط زیست و بهینه‌سازی هزینه‌های بیمارستانی شود.
روش بررسی: این پژوهش توصیفی-تحلیلی و مقطعی در بهمن ماه سال ۱۴۰۱ در اتاق‌های‌عمل بیمارستان‌های دانشگاه علوم پزشکی ایران انجام شد. شرکت‌کنندگان شامل ۱۷۷ نفر از کارشناسان هوشبری شاغل در اتاق‌عمل‌ بیمارستان‌های مذکور بودند که به روش سرشماری وارد مطالعه شدند. داده‌ها با استفاده از چک‌لیست محقق‌ساخته، ارزیابی دستورالعمل‌های ثبت و برچسب‌گذاری داروهای بیهوشی جمع‌آوری شد و با استفاده از نرم‌افزار SPSS و آزمون‌های آماری One- way ANOVA، فیشر و ضریب همبستگی پیرسون تحلیل گشت و سطح معناداری ۰/۰۵>P-Value در نظر گرفته شد.
یافته‌ها: میانگین رعایت دستورالعمل‌های ثبت و برچسب‌گذاری داروهای بیهوشی در کلیه بیمارستان‌ها ۳/۵۵۹ از نمره  کل ۱۶(تعداد گویه‌ها)، به دست آمد. میانگین رعایت دستورالعمل‌ها در هشت بیمارستان با یکدیگر تفاوت معناداری داشت(۰/۰۰۱>P). بیش‌ترین میزان رعایت دستورالعمل با میانگین ۳۳۳ /۱۰ از ۱۶ به بیمارستان‌ حضرت علی‌اصغر اختصاص داشت. بیمارستان‌های فیروزگر و شهید اکبرآبادی به ترتیب با میانگین ۱۰/۱۱ و ۶/۶۵ در رده‌های بعدی قرار داشتند. بین میزان رعایت دستورالعمل‌ها و میانگین سابقه‌کاری و سنی کارشناسان، همبستگی منفی و معنادار وجود داشت‌(۰/۰۱۷=P)، اما جنسیت با میزان رعایت دستورالعمل‌ها همبستگی معناداری نداشت( ۰/۵۹۶ = P).
نتیجه‌گیری: با توجه به نتایج به دست‌آمده، میزان رعایت دستورالعمل‌های ثبت و برچسب‌گذاری داروهای بیهوشی در اکثر بیمارستان‌ها ضعیف و در سطح نامطلوب ارزیابی گردید. با توجه به اهمیت این موضوع در کاهش خطاهای دارویی و افزایش ایمنی بیمار، به‌کارگیری دوره‌های توانمندسازی و آموزشی برای کارشناسان هوشبری طبق آخرین دستورالعمل‌های ارایه شده ضروررت دارد.

عباس شیخ طاهری، الهه جمشیدی، علی محمدی، وحید فیض الهی،
دوره 19، شماره 5 - ( 10-1404 )
چکیده

زمینه و هدف: پارگی رباط زانو از آسیب‌های شایع زانو به‌ویژه در ورزشکاران است. باتوجه به اهمیت کیفیت درمان در بین جمعیت آسیب‌دیده، نیاز به جمع‌آوری داده‌های باکیفیت و استاندارد در سطح ملی ضروری است؛ که این امر از طریق ایجاد مجموعه‌ی حداقل داده امکان‌پذیر است. هدف پژوهش حاضر، طراحی مجموعه‌ی حداقل داده برای نظام ثبت جراحی بازسازی پارگی رباط زانو در ورزشکاران بود.
روش بررسی: پژوهش حاضر از نوع کاربردی است که به روش کمی(توصیفی-تطبیقی و دلفی) در سه مرحله در سال ۱۴۰۳ انجام گرفت. در مرحله اول با روش توصیفی مقایسه‌ای، عناصر داده‌ی مورد نیاز نظام ثبت ملی کشورهای منتخب(نروژ، سوئد، دانمارک، انگلیس) استخراج و در جداول تطبیقی، تحلیل شد. در مرحله دوم عناصر داده‌ی ثبت شده‌ی پرونده بیماران تحت جراحی بازسازی پارگی رباط زانو در ایران با استفاده از فرم گردآوری داده به روش توصیفی شناسایی شد. در مرحله سوم، با استفاده از یافته‌های مراحل اول و دوم مجموعه‌ی حداقل داده‌ی اولیه در قالب پرسش‌نامه‌ی طراحی و اعتبارسنجی آن با روش دلفی در دو دور توسط خبرگان(دور اول ۲۴ نفر، دور دوم ۱۸ نفر) سنجیده شد. درنهایت، مواردی که توافق جمعی ۷۵ درصد و بیشتر را کسب کردند، در مجموعه حداقل داده‌ی نهایی لحاظ شدند. 
یافته‌ها: در بررسی انجام‌شده بر نظام‌های ثبت کشورهای منتخب شامل نروژ، سوئد، دانمارک و انگلستان، ابتدا عناصر داده‌ای ثبت‌شده در این نظام‌ها استخراج شد. سپس، در مرحله نخست پژوهش، عناصر داده استخراج‌شده در دو بخش مدیریتی و بالینی دسته‌بندی شدند و یافته‌های این مرحله از طریق مقایسه در جداول تطبیقی به‌دست آمد. یافته‌های مرحله دوم پژوهش شامل عناصر داده‌ای استخراج‌شده از پرونده بیماران تحت جراحی بازسازی پارگی رباط زانو در ایران بود. در مرحله سوم پژوهش، با بهره‌گیری از یافته‌های مراحل اول و دوم و همچنین نظرات خبرگان، مجموعه حداقل داده نهایی برای بیماران تحت جراحی بازسازی پارگی رباط زانو تدوین شد. این مجموعه شامل ۷۸ عنصر داده بود که در دو بخش مدیریتی(۹ عنصر داده) و بالینی(۶۹ عنصر داده) قرار گرفت. در بخش مدیریتی، کلاس‌های داده‌ای در سه دسته جمعیت‌شناختی، اقتصادی‌–‌اجتماعی و مراجعه طبقه‌بندی شدند. در بخش بالینی نیز کلاس‌های داده‌ای تشخیصی، تن‌سنجی، جراحی، پیگیری و پیامد مورد دسته‌بندی قرار گرفتند.
نتیجه‌گیری: مجموعه‌ی حداقل داده برای جراحی بازسازی پارگی رباط زانو به‌منظور گردآوری داده‌های یکپارچه و با کیفیت، می‌تواند نقش مهمی در جمع‌آوری داده‌های باکیفیت، ارزیابی و مدیریت کیفیت درمان و پیامد، برنامه‌ریزی و سیاست‌گذاری در این زمینه داشته باشد.


صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به پیاورد سلامت می باشد.

طراحی و برنامه نویسی: یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by : Yektaweb