جستجو در مقالات منتشر شده


3 نتیجه برای جامعه

محمد توکل، محسن ناصری راد،
دوره 6، شماره 1 - ( 2-1391 )
چکیده

زمینه و هدف: سرمایه اجتماعی یکی از تعیین کننده‌های اجتماعی سلامت است که ممکن است نقش بسزایی در نابرابری‌های سلامت داشته باشد. میزان سرمایه اجتماعی که افراد بدست می‌آورند نسبت به موقعیت‌های اجتماعی متفاوت است و همه افراد نمی‌توانند از منابع اجتماعی سرمایه اجتماعی به طور یکسان برخوردار باشند. هدف این پژوهش، مطالعه تأثیر ابعاد سرمایه اجتماعی بر ابتلاء  به سرطان در مراجعه کنندگان به انستیتو کانسر دانشگاه علوم پزشکی تهران می‌باشد.

روش بررسی: این پژوهش، مطالعه‌ای توصیفی- تحلیلی است. جامعه آماری شامل بیماران مبتلا به سرطان‌های معده، کلون و پستان بالاتر از 14 سال مراجعه کننده به انستیتو کانسر تهران در شش ماهه اول سال 1388 است. حجم نمونه برابر با 106 نفر است که با روش نمونه‌گیری احتمالی طبقه بندی شده متناسب انتخاب گردیده‌اند. سرمایه اجتماعی بر دو بعد ساختاری و شناختی تأکید دارد. علاوه بر این، بر سرمایه اجتماعی شخصی تأکید شده است.

یافته‌ها: یافته‌ها نشان می‌دهد که سرطان نمی‌تواند صرفاً بر حسب عوامل مستقیم آن شناخته شود. نابرابری‌های سلامت و سرطان حاصل تعامل توأمان مؤلفه‌های مختلف سرمایه اجتماعی با فاکتورهای رفتاری/روانشناختی و بیولوژیک است. افرادی که در زندگی از سرمایه اجتماعی مشابهی برخوردارند، استرس و رفتارهای ناسالم مرتبط با سرطان را به وجوه متفاوتی تجربه می‌کنند.

نتیجهگیری: افزایش یا کاهش برخورداری از هر یک از مؤلفه‌های سرمایه اجتماعی، بعنوان بخشی از سیاست‌های اجتماعی، می‌تواند به تغییر در میزان ابتلاء به سرطان بیانجامد.


فاطمه حامی کارگر، نرگس نیکخواه، محمد گنجی،
دوره 18، شماره 4 - ( 7-1403 )
چکیده

زمینه و هدف: درمان سرطان پستان با تغییراتی در بدن زنان همراه است. تغییراتی که علاوه بر جنبه‌ی ظاهری با زنانگی آنان در ارتباط است و می‌تواند بخشی از هویت زنان که در ارتباط با بدن آنان است را با چالش‌هایی مواجه سازد. این پژوهش به فرایند تغییرات هویت‌بدنی زنان در بستر فرهنگ و اجتماع می‌پردازد.
روش بررسی: از روش کیفی برای انجام پژوهش استفاده شده است و بدین‌منظور مصاحبه‌هایی عمیق و نیمه ساختاریافته با ۱۵ زن تهرانی مبتلا به سرطان پستان که مراحل درمان را طی کرده بودند، ۵ نفر از همراهان که در مراحل بیماری در کنار زنان مبتلا بودند و ۳ پزشک جراح انجام گرفت. در مصاحبه‌ها به تجربیات زنان، احساسات و اقدامات آنان در مواجهه با تغییرات بدنی پرداخته شد. نمونه‌گیری به‌صورت نمونه‌گیری هدفمند و گلوله‌برفی انجام شد. جهت تحلیل مصاحبه‌ها از تکنیک تحلیل تماتیک Braun و Clarke استفاده گردید.
یافته‌ها: زنان مشارکت‌کننده ۲۷ تا ۶۵ ساله بودند که ۸ نفر از آنان مدرک کارشناسی و بالاتر داشتند. ۷ زن خانه‌دار و ۸ زن شاغل بودند و ۱۳ زن ماستکتومی انجام داده بودند. مضامین اصلی به‌دست آمده شامل تغییر در بدن زنانه، چالش با جامعه، اختلال در هویت‌بدنی، حمایت و همراهی، تنگنای اقتصادی و بازتعریف هویت‌بدنی است. این مضامین فرایند مواجهه‌ی زنان با تغییرات بدنی را توضیح می‌دهد. زنان پس از تغییرات بدنی، چالش‌هایی با جامعه دارند. جامعه بدن زنان را پس از تغییرات قضاوت می‌کند و نگاه منفی به آن دارد. از سوی دیگر زنان از بدن خود احساس نارضایتی دارند و بدن خود را برای انجام وظایف زنانه و ایفای نقش همسری و مادری ناکارآمد می‌دانند. اما با گذشت زمان، زنان با پذیرش تغییرات و مدیریت بدن، تلاش می‌کنند تا هویت‌بدنی خود را مجدداً بازسازی نمایند. علاوه بر این وضعیت اقتصادی زنان و همراهی و حمایت اطرافیان که به‌صورت تأیید تغییرات بدن زن و همراهی و حمایت عاطفی است، می‌تواند پذیرش تغییرات بدنی را برای زنان امکان‌پذیرتر نماید.
نتیجه‌گیری: با توجه به اهمیت بدن در تعریف زنانگی، زنان پس از ابتلا به سرطان پستان علاوه بر رنج بیماری با چالش‌های هویتی نیز مواجه هستند. پس درمان سرطان پستان در کنار اقدامات بالینی، نیازمند آگاهی جامعه از نحوه‌ی مواجهه با زنان بیمار است.

حجت رحمانی، صادق مرادی، نایب فدائی ده چشمه،
دوره 18، شماره 4 - ( 7-1403 )
چکیده

زمینه و هدف: برخورداری از سلامت، اساسی­‌ترین حق و ارزشمندترین سرمایه‌ی همه‌ی اقشار و طبقات اجتماع است. افرادی که کوچ­‌نشین هستند برای دسترسی به خدمات ضروری با دامنه‌­ای از موانع جغرافیایی، اجتماعی، فرهنگی و زبانی مواجه می‌­باشند. ماهیت زندگی عشایری ارایه خدمات بهداشتی و درمانی را به یک مسئله بغرنج و پیچیده تبدیل کرده است. هدف این مطالعه آسیب شناسی ارایه خدمات سلامت به جمعیت عشایری استان خوزستان بود.
روش بررسی: رویکرد این مطالعه کیفی است. جامعه پژوهش مطالعه، ۱۷ نفر شامل مدیران و کارکنان مراکز خدمات جامع سلامت وابسته ­به دانشگاه علوم پزشکی اهواز بود. رویکرد جمع‌­آوری داده‌ها، استقرایی بود. داده‌ها از طریق مصاحبه‌های انفرادی جمع‌آوری و نظرات شفاهی شرکت‌کنندگان ثبت شد. با استفاده از روش تحلیل محتوای عرفی(قراردادی) با رویکرد ترکیبی(قیاسی و استقرایی)، داده‌ها تحلیل شدند. اعتبار و کیفیت داده‌ها با روش Guba و Linkoln ارزیابی شد.
یافته‌­ها: چالش‌ها و موانع ارایه خدمات بهداشتی در عشایر در ۹ مقوله و سه تم شناسایی شدند. تم‌ها شامل ماهیت و مختصات جامعه عشایری، نظام ارایه خدمات بهداشتی و درمانی و مسئولیت‌های سایر بخش‌ها بود. ماهیت و مختصات جامعه در پنج مقوله‌­ی جمعیتی، فرهنگی، اقلیمی- جغرافیایی، اجتماع قومی- قبیله‌ای و شیوه­‌ی زیست مبتنی بر کوچ، دسته‌­بندی شدند. نظام ارایه خدمات سلامت شامل دو مقوله­‌ی ساختاری و فرایندی بود و وظایف و مسئولیت‌های سایر بخش‌های توسعه نیز در دو مقوله­‌ی زیر‌ساخت‌ها و همکاری‌های بین بخشی طبقه‌­بندی گردید. نتایج نشان داد که عشایر برای دریافت خدمات با موانع مرتبط با ویژگی­‌های ذاتی و خاص عشایر، نظام ارایه خدمات سلامت و عملکرد سایر سازمان­‌های اجرایی مواجه می­‌باشند. ثابت نبودن جمعیت، تنوع فرهنگی، پراکندگی جمعیت و شیوه زندگی قومی و مبتنی بر کوچ از جمله خصیصه‌های ذاتی هستند که بر ارایه خدمات تأثیر می­‌گذارد.
نتیجه­‌گیری: ارایه خدمات بهداشتی و درمانی به عشایر از ویژگی‌ها و شرایط دریافت‌کنندگان و تأمین­‌کنندگان خدمات تأثیر می‌‌پذیرد. تصمیم­‌گیران و مدیران ضمن لحاظ کردن شرایط خاص زندگی عشایری در طراحی و اجرای برنامه‌های سلامت باید به تقویت شبکه‌های بهداشتی و درمانی در مناطق عشایری اهتمام ورزند. با توجه به کمبود منابع و ضعف زیرساخت‌ها در محل اسکان عشایر، همکاری بین بخشی و توسعه­‌ی منابع و زیرساخت‌ها به‌­کارگیری رویکرد One Health از ضرورت و اهمیت ویژه‌­ای برخوردار است.


صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به پیاورد سلامت می باشد.

طراحی و برنامه نویسی: یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by : Yektaweb