جستجو در مقالات منتشر شده


34 نتیجه برای خود

جواد شجاع فرد، حیدر ندریان، محمد حسین باقیانی مقدم، سید سعید مظلومی محمود آباد، حمید رضا صنعتی، محسن عسگرشاهی،
دوره 2، شماره 4 - ( 12-1387 )
چکیده

زمینه و هدف: بیماریهای قلبی عروقی اولین عامل مرگ ومیر در ایران شناخته شده که می‌تواند بار بهداشتی، اجتماعی و اقتصادی عظیمی را بر جامعه تحمیل کند. خودمراقبتی، یکی از جنبه های مهم درمان دربیماران مبتلا به نارسایی قلبی است. لازم است که آموزش خودمراقبتی غیر دارویی، قسمتی از برنامه درمانی روزانه این بیماران  در بیمارستانها و مراکز بهداشتی درمانی  باشد. لذا مطالعه حاضر با هدف تعیین تاثیر مداخله آموزشی بر رفتار خود مراقبتی و موانع و منافع انجام آن در بیماران مبتلا به نارسایی قلبی در شهر تهران انجام شد.
روش بررسی: در این مطالعه مداخله ای، تعداد 180 نمونه از بیماران مبتلا به نارسایی قلبی مراجعه کننده به بیمارستان قلب شهید رجایی شهر تهران انتخاب شد که در دو گروه آزمون(90n=)و شاهد(90n=) قرار گرفتند. بیماران مورد بررسی به مدت 1 ماه توسط یک گروه آموزشی تحت آموزش قرار گرفتند. داده‌ها با استفاده از پرسشنامه و طی مصاحبه با بیماران قبل و بعد از مداخله جمع آوری گردید. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS و با بکار گیری آمار توصیفی و آزمون‌های کای اسکوئر، تی مستقل و زوج شده، آنالیز واریانس و توکی تجزیه وتحلیل شد.
یافته ها: پس از مداخله میزان انجام رفتارهای خودمراقبتی (5/74%) و منافع درک شده انجام این رفتارها(35/19%) در گروه مداخله بطور معنی داری افزایش(001/0P<) و موانع درک شده انجام این رفتارها(76/27%) نیز بطور معنی دار کاهش(001/0P<) یافت. هیچ تغییر قابل توجهی در این متغیرها در گروه شاهد مشاهده نشد.
بحث و نتیجه گیری: مداخله برای ارتقاء رفتارهای خودمراقبتی در بیماران مبتلا به نارسایی قلبی ضروری است. برنامه آموزشی اجرا شده در مطالعه حاضر در بهبود رفتارهای خودمراقبتی این بیماران و مثبت نمودن درک آنها از منافع و موانع انجام این رفتارها مؤثر واقع شده است. ارائه دهندگان مراقبتهای بهداشتی و پرستاران می توانند با بکارگیری چنین برنامه‌های آموزشی نقش بسیار مؤثرتری در بهبود رفتارهای خودمراقبتی و نهایتاً کیفیت زندگی این بیماران داشته باشند.


آرزو فلاحی، محمد علی مروتی شریف آباد،
دوره 3، شماره 2 - ( 6-1388 )
چکیده

زمینه و هدف: بیماریهای دهان و دندان  اثرات زیانباری را در دوران کودکی و سنین بالا دارند و10-5 درصد از کل هزینه‌های مراقبت بهداشتی را شامل می‌شود. الگوی فرانظریه ای چگونگی و زمان مراحل تغییر رفتار را پیش بینی می‌کند. مطالعه حاضر با هدف تعیین مراحل رفتار تمیزکردن بین دندانها  بر اساس الگوی فرانظریه ای  در دانش آموزان دختر و پسر مقطع پیش دانشگاهی شهر یزد انجام شد.
روش بررسی: پژوهش حاضر مطالعه ای مقطعی است که بر روی 361  نفر از دانش آموزان مقطع  پیش دانشگاهی  شهر یزد که طی نمونه گیری خوشه ای از8 مدرسه انتخاب شدند، انجام شد. ابزار گردآوری اطلاعات پرسشنامه‌ای بود که روایی و پایایی آن تأییدشده و شامل مشخصات دموگرافیک، سوالات خودکارآمدی، موازنه تصمیم گیری (فواید درک شده و موانع درک شده) و مراحل تغییر رفتار تمیزکردن بین دندان بودکه به صورت خودگزارشی تکمیل و اطلاعات از طریق نرم افزارآماری SPSS تجزیه و تحلیل گردید.
یافته ها: 8/54% دختر و2/45% پسر با میانگین سنی آنها 55/.±53/17سال در این مطالعه شرکت کردند.86/49 %( 179 نفر) درمرحله پیش تفکر،3/5% (19 نفر) در تفکر، 1/24% (87نفر) آمادگی، 8/6 % (31 نفر) عمل  و 5/12%(5 نفر ) در مرحله نگهداری رفتارتمیزکردن بین دندان بودند. مراحل تغییر با خودکارآمدی(33/.r=) و فواید درک شده(19/.r=) ارتباط مثبت و معنادار و با موانع درک شده همبستگی معکوس و معناداری (19/.r= -) داشت. سازه های خودکارآمدی، موانع و فواید درک شده رویهم رفته15% درصد از واریانس مراحل تغییر رفتار را پیش بینی کردند که در این میان خودکارآمدی (212/0=β) قویترین پیش بینی کننده بود.
بحث و نتیجه گیری: یافته ها نشان داد که اکثر دانش آموزان در مرحله پیش تفکر بودند و احتمالاً در آینده در معرض پوسیدگی دندان بیشتری قرار دارند. می‌توان از الگوی فرانظریه ای جهت تعیین استراتژیهای مربوط به هر یک از مراحل تغییر رفتارخود مراقبتی دهان و دندان به منظور پیشرفت و نگهداری رفتار درمداخلات و برنامه های آموزشی استفاده کرد


سید جواد قاضی میرسعید، مرتضی همت، حسین درگاهی، جیران خوانساری،
دوره 4، شماره 3 - ( 12-1389 )
چکیده

زمینه و هدف: استفاده از شاخص هرش به عنوان ابزاری مهم برای توصیف برونداد علمی پژوهشگران سبب شده که بعضی از نویسندگان برای افزایش تصنعی شاخص خود، میزان استناد به خود را افزایش دهند. بنابراین لازم است میزان تاثیر خوداستنادی بر شاخص هرش هر نویسنده بررسی شود تا بهتر بتوان کیفیت تولیدات علمی پژوهشگران را سنجید.

روش بررسی: این پژوهش از نوع توصیفی است و از روش تحلیل استنادی به طور کلی و تحلیل خوداستنادی به طور اخص استفاده می­کند. جامعه پژوهش، نویسندگان پرکار ایرانی در حوزه پزشکی هستند که در فاصله سال‌های 2004 تا 2006 حداقل 30 مدرک نمایه شده در پایگاه Web of Science دارند. پیگیری استنادها تا دسامبر 2010 میلادی مورد بررسی قرار گرفته است. نتایج با استفاده از نرم‌افزار اکسل مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است.

یافته­ها: به طور متوسط 89/25درصد خوداستنادی بین نویسندگان پرکار حوزه پزشکی مشاهده شد. شاخص هرشِ 77/30درصد نویسندگان تغییر قابل ملاحضه داشت. رتبه­بندی نویسندگان بر اساس شاخص هرش بعد از حذف خوداستنادی­ها صورت گرفت که 46/38درصد نویسندگان به رتبه پایین­تر نزول کردند.

نتیجه­گیری: با توجه به اینکه میزان 10 تا 30درصد خوداستنادی می­تواند معمولی و قابل­توجیه باشد، به‌طور کلی وضعیت خوداستنادی نویسندگان پرکار حوزه پزشکی کشورمان مطلوب است. همچنین پایین ­بودن میزان خوداستنادی این نویسندگان سبب می­شود که شاخص هرش تاثیر زیادی از آن نپذیرد.


هیوا عبدخدا، علیرضا نوروزی، مسعود محمدی،
دوره 5، شماره 3 - ( 8-1390 )
چکیده

زمینه و هدف: خوداستنادی به عنوان یکی از محدودیت‌های تحلیل استنادی مطرح است بطوریکه به طرز غیر‌متعارفی بر شاخص‌های تحلیل استنادی و رتبه مجله‌ها تاثیر می‌گذارد. این پژوهش با هدف بررسی میزان همبستگی خوداستنادی و شاخص‌آنی مجله‌های علمی- پژوهشی انگلیسی زبان ایرانی حوزه پزشکی نمایه شده در نمایه‌نامه استنادی اسکوپوس، در فاصله سال‌های 2005-2009 انجام شده است.

روش بررسی: روش پژوهش پیمایشی از نوع توصیفی است که در آن از تحلیل استنادی استفاده شد. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه مجله‌های علمی-پژوهشی انگلیسی زبان ایرانی حوزه پزشکی است که تا تاریخ انجام این پژوهش در پایگاه استنادی اسکوپوس نمایه می‌شدند. جمع آوری داده‌ها به صورت مشاهده مستقیم و با مراجعه به پایگاه استنادی اسکوپوس انجام شد. داده‌های گردآوری شده به کمک نرم افزارهای  SPSSو روش ضریب همبستگی پیرسون تجزیه و تحلیل شد.

یافته‌ها: نشان داد که میانگین نرخ خوداستنادی در میان مجله‌های مورد بررسی 64/29 درصد است. 43/14 درصد از کل استنادها مربوط به خوداستنادی است. بطورکلی رابطه معنی‌داری از نوع مستقیم و ناقص، درسطح 01/0، بین نرخ خوداستنادی و شاخص‌آنی مجله‌ها وجود دارد(591/0p=). همچنین، ضریب همبستگی پیرسون نشان دهنده رابطه معنی‌دار، بین شاخص‌آنی مجله‌ها و شاخص‌آنی مجله‌ها بدون احتساب خوداستنادی با تعداد مقالات مجله‌ها، در فاصله سال‌های مورد بررسی بود.

نتیجه گیری: خوداستنادی بر روی شاخص‌آنی مجله‌ها مورد بررسی تاثیر مستقیم دارد بدین‌معنی که افزایش خوداستنادی باعث افزایش مصنوعی شاخص‌آنی مجله‌ها می‌شود. از سوی دیگر، شاخص‌آنی تحت کنترل حجم مقالات بود. بنابراین کاهش و یا حذف خوداستنادی به منظور قرارگرفتن مجله در جایگاه واقعی خود لازم به نظر می‌رسد.


فیروز امانی، افشین شاکر، محمد صادق سلطان محمدزاده، نگار علاف اکبری، شهره صراف اسماعیلی،
دوره 5، شماره 5 - ( 12-1390 )
چکیده

زمینه و هدف: دارو به عنوان یک کالای استراتژیک و مشمول یارانه در کشور و نیاز اساسی عامه مردم، همواره از اهمیت خاصی برخوردار بوده است. با توجه به ضرروی بودن الگوی صحیح مصرف دارو، مطالعه حاضر با هدف سنجش الگوی مصرف دارو در بین خانوارهای شهر اردبیل انجام گردید.

روش بررسی: این مطالعه از نوع توصیفی مقطعی بوده که در سال 1389 بر روی تعداد 1000 خانوار انتخابی از سطح شهر اردبیل انجام گردید. اطلاعات با مصاحبه حضوری با یکی از افراد بزرگسال خانوار جمع آوری شدند. داده های جمع آوری شده با استفاده از روشهای آمار توصیفی در نرم افزار SPSS نسخه 16 آنالیز شدند.

یافته‌ها: تعداد 485 نفر(5/48%) از پرسش شوندگان زن و بقیه مرد بودند. میانگین سنی پرسش شوندگان 6/41 سال با انحراف معیار 1/14 سال بود. 22% خانوارها به تشخیص خودشان از داروهای موجود در منزل برای درمان بیماری استفاده کرده بودند. 9/10% خانوارها به توصیه‌های غیردارویی پزشکان عمل نکرده و ترجیح داده بودند که پزشک معالج حتماً دارو تجویز کند و در صورت عدم تجویز دارو به پزشک دیگری جهت دریافت دارو مراجعه می‌کردند.

نتیجه گیری : نتایج نشان داد که رفتارهای مصرفی دارو در بین خانوارهای شهر اردبیل نادرست می‌باشد و لازم است با دادن آگاهی‌های دارویی مورد نیاز به مردم در زمینه مصرف بهینه دارو، موجبات کاهش مصرف غیرمنطقی داروها را فراهم سازیم.


فرشته فرزیان پور، سید مصطفی حسینی، سید شهاب حسینی، الهام موحدکر، محمد عامرزاده،
دوره 6، شماره 5 - ( 10-1391 )
چکیده

زمینه و هدف: خودباوری یک پندار روانشناختی است که در طول دوران رشد در وجود هرکس شکل می‌گیرد و به سادگی و سرعت قابل تغییر نیست. هدف از این مطالعه ارزشیابی خودباوری مدیران پرستاری در بیمارستانهای دانشگاه علوم پزشکی تهران و رابطه آن با رضایتمندی بیماران بود.

روش بررسی:  بر طبق یک مطالعه مقطعی، 400 نفر(شامل 200 مدیر پرستاری و 200 بیمار) از بخشهای مختلف بیمارستانهای دانشگاه علوم پزشکی تهران مورد مصاحبه قرار گرفتند. با استفاده از پرسشنامه‌های استاندارد، میزان خودباوری مدیران پرستاری و رضایت عمومی بیماران مورد بررسی قرار گرفت. داده‌ها پس از ورود به نرم افزار آماری Stata با استفاده از آزمونهای ناپارامتری آنالیز واریانس و ضریب همبستگی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت و 05/0>P بعنوان سطح معنی داری در نظر گرفته شد.

یافته‌ها: از میان 200 مدیر پرستاری مورد مطالعه،‌ 58 نفر(29%) مرد و 142 نفر(71%) زن بودند. میانگین و انحراف معیار امتیاز خودبـاوری مدیران پرستاری 8/19±9/134 بدست آمد همچنین از 200 بیمار مورد مطالعه،‌ 81(5/40%) مـرد و 118(5/59) زن بـودند. میـانگیـن و انحـراف معـیار امتیاز رضـایـت بیـماران بـرابـر 2/18± 57 بدسـت آمـد کـه سطـح تحصیـلات(005/0=P) و وضعیـت بیـمه(0001/0 

نتیجهگیری: یافته‌های این مطالعه نشان داد که مدیران پرستاری زن، نسبت به همکاران مرد خود،‌ خودباوری کمتری دارند. خودباوری مدیران پرستاری باعث کاهش رضایتمندی بیماران می‌گردد.


سید جواد قاضی میرسعید، محمدرضا قانع، نادیا معتمدی، فریدون آزاده، باقر پهلوان زاده،
دوره 6، شماره 6 - ( 12-1391 )
چکیده

زمینه و هدف: استناد یکی از نماد‏های ارزش مجلات علمی در عرضه دانش است. سهم خود-استنادی‏ها در مقایسه عملکرد مجلات براساس این شاخص، به ویژه در پایگاه‏های استنادی بین‏المللی، اهمیت دارد. هدف از این مطالعه مقایسه تاثیر خود-استنادی مجله در ضریب تاثیر مجله‏های‏ لاتین پزشکی کشورمان در وبگاه علوم(WoS) و پایگاه استنادی علوم جهان اسلام(ISC) می‏باشد.

روش بررسی: ضریب تاثیر ١٢ مجله در پایگاه WoS و ٢٦ عنوان در پایگاه ISC در سال‏های ٢٠٠٦ تا ٢٠٠٩ با نگرش به نرخ خود-استنادی‏های مجله مورد مقایسه قرارگرفت. نرخ خود-استنادی در پایگاه ISC با استفاده از جدول مجلات استناد‏کننده و استناد‏شونده محاسبه گردید. برای مقایسه نرخ خود-استنادی بین دو پایگاه از آزمـون‏های Wilcoxon و Mann-whitney استفاده شد. برای تعیین همبستگی خود-استنادی با ضریب تاثیر در وبگاه علوم از آزمون Pearson و در پایگاه استنادی علوم جهان اسلام از آزمون Spearman استفاده‏ گردید. مقایسه همبستگی مورد بررسی بین دو پایگاه با تحلیل Covariance انجام ‏شد.

یافته‌ها : نرخ خود- استنادی مجله در دو پایگاه تفاوت معنی‏داری نداشت(٠٥/٠sp٠٥/٠p>). بین رابطه خود-استنادی مجله با ضریب تاثیر در دو پایگاه تفاوت معنی‏داری وجود نداشت(٥٢٦/٠P=).

نتیجهگیری: توجه به نرخ خود-استنادی‏های مجله برای مقایسه ضریب تاثیر مجلات در داخل وبگاه علوم مهم‏تر از توجه به آن در مقایسه مجلات مورد بررسی بین دو پایگاه می‏باشد.


محمد اسحاق افکاری، مرضیه لطیفی، محمد حسین تقدیسی، کمال اعظم، فاطمه استبصاری،
دوره 7، شماره 1 - ( 2-1392 )
چکیده

زمینه و هدف : خشونت علیه زنان در تمام دنیا به عنوان پدیده‌ای شناخته شده است و سابقه‌ای به قدمت تاریخ خانواده دارد. هدف از این پژوهش تعیین میزان شاخص‌های توانمندی در زنان تحت پوشش کمیته امداد امام خمینی(ره) گرگان در پیشگیری از خشونت می‌باشد.

روش بررسی: این مطالعه از نوع توصیفی- تحلیلی است. ابزار جمع اوری اطلاعات پرسشنامه محقق ساخته آگاهی و نگرش که روایی و پایایی آن با روش آلفا کرونباخ(81/0) و آزمون مجدد ضریب همبستگی 88/0 سنجیده شده و پرسشنامه‌های استاندارد عزت نفس روزنبرگ و خودکارآمدی عمومی می‌باشد. تعداد 91 نفر از زنان همسردار تحت پوشش کمیته امداد شهر گرگان با حداقل یک فرزند، در مطالعه شرکت کردند. اطلاعات با استفاده از نسخه 16 نرم افزار آماری spss و آزمونهای توصیفی و استنباطی(کااسکوئر) مورد تجزیه و تحلیل قرارگرفت.

یافته‌ها : میانگین و انحراف معیار نمرات متغیرهای آگاهی، نگرش، عزت نفس و خودکارآمدی زنان به ترتیب برابر با 49/2 ± 5/6 و 22/2 ± 16/4 و 92/1 ± 25/5 و 67/1 ± 26/5 بود. میانگین نمره هر 4 سازه در مورد خشونت، متوسط و ضعیف بود و زنان بر مهارت‌های کنترل خشم و خشونت آگاهی نداشتند.

نتیجه گیری: با توجه به یافته‌های بدست آمده بنظر می‌رسد، زنان باید خود را علیه خشونت توانمند کنند و برای این مهم نیاز به انجام مداخله آموزشی جهت ارتقاء آگاهی و نگرش و عزت نفس و خودکارآمدی در این گروه از زنان برای افزایش میزان توانمندی آنان لازم به نظر می‌رسد.


فاطمه مؤدب ، عاطفه قنبری، ارسلان سالاری، احسان کاظم نژاد، میترا صدقی ثابت، عزت پاریاد،
دوره 8، شماره 3 - ( 6-1393 )
چکیده

 زمینه و هدف: جنس عاملی غیرقابل تعدیل در انجام رفتارهای خودمراقبتی است. با وجود این عقیده که زنان در خودمراقبتی بهتر از مردان هستند، شواهد بسیار اندکی برای به چالش کشیدن این دیدگاه وجود دارد. هدف از این مطالعه تعیین وضعیت خودمراقبتی در مردان و زنان مبتلا به نارسایی قلبی می‌باشد.

 روش بررسی: این مطالعه مقطعی و از نوع توصیفی-تحلیلی بر روی 239 بیمار مبتلا به نارسایی قلبی صورت گرفت. برای جمع آوری اطلاعات، از پرسشنامه شاخص خودمراقبتی نارسایی قلبی ( SCHFI ) ، سنجش افسردگی اختصاصی بیماران قلبی ( CDS ) ، سنجش وضعیت عملکرد شناختی ( MMSE ) استفاده شد. جهت تجزیه و تحلیل داده‌ها از نرم افزار آماری V.19 SPSS و آزمون‌های آمار توصیفی و استنباطی(کای اسکوئر، من ویتنی، کروسکال والیس، تی تست و رگرسیون لوجستیک) استفاده شد. 

 یافته‌ها: میانگین نمره‌ی خودمراقبتی در زنان 88/9 ± 71/39 و در مردان 05/12 ± 60/44 از 100 بود. در مدل رگرسیونی، جنسیت در همه حیطه‌های خودمراقبتی به عنوان پیش بینی کننده‌ی مهم خودمراقبتی مطرح نشد، فقط در حیطه‌ی اعتماد به خود معنی دار شد که نشان داد زنان نسبت به مردان از لحاظ وضعیت اعتماد به خود در زمینه‌ی خودمراقبتی از شانس کمتری برخوردار بودند.

 نتیجه‌گیری: با توجه به اینکه در تمامی ابعاد، زنان وضعیت خودمراقبتی بدتری داشتند، پیشنهاد می‌شود که در شناسایی این نوع بیماران در معرض خطر خود مراقبتی ضعیف و طراحی برنامه‌های درمانی و مراقبتی آنان، با توجه به آسیب پذیری و اثرات روحی-روانی بیشتر بیماری بر زنان، به جنس به عنوان یک عامل پیش بینی کننده توجه شود.


ماریتا محمدشاهی، ابوالقاسم پوررضا، ابوعلی ودادهیر، پروانه حیدری ارجلو، محمود محمودی، فیض الله اکبری،
دوره 10، شماره 3 - ( 4-1395 )
چکیده

زمینه و هدف: طی دو دهه گذشته عمل جراحی زیبایی بینی افزایش یافته­ و به یک فرایند پزشکی‌شده(Medicalized)، تبدیل شده ­است. مطالعه با هدف تعیین پیامد­های جراحی زیبایی بینی بر روی کیفیت زندگی و هزینه رسیدن به چنین نتایجی انجام شد.

روش بررسی: پژوهش حاضر، مطالعه­ای توصیفی-تحلیلی از نوع مقطعی می­باشد، که در میان 110 نفر از مراجعه­ کنندگان به 25 مطب­ جراحی پلاستیک در تهران در سال 91-90 انجام شده­ است. شرکت­ کنند­گان به روش نمونه­ گیری چند مرحله­ ای انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده­ ها دو پرسشنامه(کیفیت زندگی و تخمین هزینه) بوده است و داده­ ها با استفاده از نرم­ افزار SPSS تحلیل شدند.

یافته ­ها: میانگین نمره کیفیت زندگی قبل و بعد از عمل دارای اختلاف معنی ­داری بود. در ابعاد کیفیت زندگی میانگین بعد "خودآگاهی کلی­" بعد از عمل افزایش پیدا کرده بود اما دو بعد "­حمایت اجتماعی­" و "­سلامت جسمانی­" کاهش یافته بودند. مهمترین عامل انگیزشی محرک­ های خارجی بود. بین کیفیت زندگی بعد از عمل و مدت زمان بعد از عمل، همبستگی مثبت مشاهده گردید. همچنین، متوسط هزینه کل عمل افزایش یافته بود.

نتیجه­ گیری: کیفیت زندگی بعد از عمل زیبایی بینی کاهش پیدا کرده بود، که می­تواند به علت شیوع عمل­ های غیر­ضروری، خطاهای پزشکی و غیره باشد. کاهش میانگین نمره حمایت اجتماعی بعد از عمل، می­تواند به علت عدم تطابق انتظار افراد با واقعیت باشد، به علاوه کاهش نمره سلامت جسمانی بعد از عمل، ممکن است ناشی از بی توجهی به وضعیت دستگاه تنفسی توسط جراحان باشد و می­توان گفت این عمل­ ها پیامد­های با تأخیر دارند.


بدری رازقی، هائیده صابری،
دوره 11، شماره 1 - ( 2-1396 )
چکیده

زمینه و هدف: یادگیری الکترونیکی یکی از روش هایی است که می تواند در خودنظم دهی دانشجویان موثر بوده و انگیزه و پویایی آنها را بیفزاید. در این طرح، خود نظم دهی و پیشرفت تحصیلی دو گروه دانشجویان کارشناسی ارشد در دو سیستم یادگیری الکترونیکی و حضوری بررسی و مقایسه شده است.
روش بررسی: این پژوهش از نوع علمی-مقایسه ای است و در بین ۴۹ دانشجوی حضوری و مجازی کارشناسی ارشد دانشگاه علوم پزشکی تهران با روش سرشماری در سال ۱۳۹۴ انجام شده است. برای سنجش خودنظم دهی تحصیلی از پرسشنامه O Nil & Hong  که قبلاً در ایران روا و پایا شده و برای سنجش پیشرفت تحصیلی از معدل استفاده شده است. در نهایت اطلاعات جمع آوری شده با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه ۲۱ تجزیه و تحلیل شده است.
یافته ها: ۴۷ دانشجو در مطالعه شرکت کردند. سن، جنس و معدل بین دو گروه دانشجویان سیستم های یادگیری الکترونیکی و حضوری تفاوت معنی دار نداشت. بین دو گروه دانشجویان فوق در عوامل برنامه ریزی، تلاش و خودکارآمدی، اختلاف معنی داری مشاهده نشد ولی در عامل خودارزیابی، این تفاوت معنی دار بود(۰/۰۵۰=P-Value).  

نتیجه گیری: نتایج این تحقیق نشان می دهد که آموزش مجازی می تواند به اندازه آموزش حضوری در پیشرفت تحصیلی دانشجویان موثر باشد. از طرفی در مواردی تاثیر بیشتری بر بعضی مولفه های خود نظم دهی تحصیلی دارد. لذا با توجه به مزایای آموزش مجازی می توان از این نوع آموزش به عنوان جایگزین قابل قبولی استفاده کرد.


رحمت اله مرزوقی، الهام حیدری،
دوره 11، شماره 2 - ( 4-1396 )
چکیده

زمینه و هدف: نظام سلامت برای تحقق ماموریت خود نیازمند اصلاح و تحول در بخش های مختلف از جمله حوزه های نظارتی است. چراکه کیفیت نظارت می تواند پیامدهای گوناگونی مانند افزایش یا کاهش خودکارآمدی نوآورانه به واسطه تاثیر عوامل مختلف داشته باشد. لذا هدف کلی پژوهش تبیین نقش واسطه گری ادراک از عدالت سازمانی در روابط بین تعدّی نظارتی و خودکارآمدی نوآورانه کارکنان دانشگاه علوم پزشکی شیراز بوده است. 
روش بررسی: روش پژوهش توصیفی- تحلیلی از نوع همبستگی است. نمونه ی تحقیق شامل ۲۲۵ نفر از کارکنان دانشگاه علوم پزشکی شیراز بود، که با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی، انتخاب شدند. ابزارهای این پژوهش شامل پرسشنامه های تعدّی نظارتی، رفتارهای نوآورانه ی کارکنان و ادراک از عدالت سازمانی بود که پس از محاسبه ی روایی و پایایی آن‌ها، بین نمونه توزیع گردید. 
یافته ها: یافته ها نشان داد که تعدّی نظارتی تاثیر منفی و معناداری بر ادراک از عدالت سازمانی و خودکارآمدی نوآورانه ی کارکنان دارد. به علاوه ادراک از عدالت توزیعی بر خودکارآمدی نوآورانه ی کارکنان تاثیر مثبت و معنادار دارد، و سهم واسطه گری در روابط بین تعدّی نظارتی و خودکارآمدی نوآورانه ی کارکنان ندارد. 
نتیجه گیری: سازمان های سلامت- محور به منظور برخورداری از مزایای نوآوری در سازمان خود باید تعدّی های نظارتی را در رفتار مدیران و ناظران خود کاهش دهند، تا بتوانند با افزایش احساس خودکارآمدی نوآورانه ی کارکنان منجر به تحقق ماموریت این سازمان ها گردند. 


رضا صفدری، هاجر حسن نژاد اصل، شراره رستم نیاکان کلهری، بهرام نیک منش،
دوره 12، شماره 3 - ( 6-1397 )
چکیده

زمینه و هدف: در عصر جدید، بیماری سل علت عمده­ی ناخوشی و مرگ و میرهایی است که از بیماری های عفونی ناشی می شود. در حقیقت، یکی از دلایل افزایش نرخ موارد ابتلا به سل این است که در اغلب موارد با عفونت HIV همراه است. پژوهش حاضر به منظور طراحی و ایجاد سامانه­ی خود مراقبتی مبتنی بر موبایل برای کنترل بیماری سل انجام شده است.
روش بررسی: نیازسنجی عناصر اطلاعاتی در دو مرحله صورت گرفت: ابتدا داده های مورد نیاز در این پژوهش جهت نیاز سنجی اطلاعاتی و طراحی برنامه کاربردی با جستجو در منابع کتابخانه ای گردآوری شد و سپس به منظور اعتبارسنجی و تعیین میزان اهمیت این عناصر، پرسشنامه نیازسنجی اطلاعاتی در اختیار پزشکان قرار گرفت. سپس براساس عناصر اطلاعاتی استخراج شده و اپلیکیشن خودمراقبتی در محیط اندروید استودیو طراحی شد.
یافته‌ها: عناصر اطلاعاتی و قابلیت های عملکردی مورد نیاز برنامه تعیین و مشخص گردید. سرویس های مبتنی بر وب به عنوان واسط سامانه، علاوه بر برقراری ارتباط میان بیمار و ارایه دهنده­ی مراقبت، امکان پایش بیمار و کنترل روند بیماری را نیز فراهم نمودند. سپس ارزیابی کارایی و عملکرد برنامه توسط پزشکان و خبرگان نرم افزار صورت گرفت. یافته ها، حاکی از رضایت کاربران از اپلیکیشن بود.
نتیجه گیری: نظارت بر درمان به صورت الکترونیکی امکان پایش بیمار را با هزینه­ی کمتر فراهم می نماید. در این پژوهش به ارایه نمونه اولیه از برقراری ارتباط میان اپلیکیشن خود مراقبتی و پورتال و مزایای بالقوه­ی آن پرداخته شده که امکان استفاده در مطالعات آتی، بهبود و اضافه کردن قابلیت های جدید را فراهم می نماید.

رضا صفدری، مژگان رحمانیان، شهربانو پهلوانی نژاد،
دوره 12، شماره 6 - ( 12-1397 )
چکیده

زمینه و هدف: پره‌اکلامپسی، ‌یکی از‌ جدی‌ترین موارد بارداری‌های ‌پرخطر ‌است که سلامت ‌زنان در سطح‌ جهان به خصوص در کشورهای در حال توسعه را به ‌مخاطره می‌اندازد. ‌پره‌اکلامپسی در ایران،‌ با 14 درصد شیوع دومین علت‌ شایع مرگ‌‌ومیر مادران است. هدف از این پژوهش شناسایی الزامات‌ اطلاعاتی برنامه‌ کاربردی ‌خود‌مراقبتی‌ پره‌اکلامپسی‌مبتنی‌ بر ‌اندروید می‌باشد.
روش بررسی: این مطالعه‌ از نوع توصیفی بوده و سال 1397 در بیمارستان امیرالمومنین‌(ع) وابسته به دانشگاه علوم پزشکی سمنان در دو ‌مرحله‌ی مرور‌ منابع و نیازسنجی عناصر‌اطلاعاتی انجام شد.‌ در مرحله‌ی مروری‌،‌ پس از مطالعه‌ی مقالات و پژوهش‌های مرتبط با ‌موضوع مطالعه،‌ الزامات اطلاعاتی و ‌فاکتورهای تاثیر‌گذار بر ‌شیوع و ‌بروز پره‌اکلامپسی شناسایی و سپس نظر‌سنجی از پزشکان صاحب‌نظر با طراحی پرسش‌نامه‌ای پژوهشگر ‌ساخته با پایایی ضریب آلفای کرونباخ 92
/4% انجام شد.
یافته‌ها: 63/9% از پرسش‌شوندگان به عناصر یافته‌های دموگرافیک اهمیت زیادی اختصاص داده‌اند. 75/9% عناصر اطلاعاتی مطرح ‌شده در ‌سابقه بهداشتی را بسیار پر‌اهمیت شناسایی کرده‌اند.‌ 77/85% از جامعه‌ی پژوهش، عناصر‌ بخش سبک‌ زندگی را  دارای بالاترین درجه اهمیت دانسته‌اند.‌ عناصر بخش امکان ‌یادآوری در برنامه ضروری تشخیص داده ‌شد.‌ 33/33% از پرسش‌شوندگان آموزش ورزش را در پایین‌ترین و 45/24% از آنان بالاترین درجه اهمیت دانسته و عناصر ‌اطلاعاتی ‌گزارش‌گیری را با اهمیت ‌5 نمره دهی نموده‌اند.
نتیجه‌گیری: الزامات ‌اطلاعاتی ‌این برنامه در ‌6 گروه سابقه ‌بهداشتی، نکات‌ آموزشی، سبک ‌زندگی، یادآور ‌مراجعه، گزارش‌گیری و اطلاع‌رسانی تعیین ‌شد. این برنامه می‌تواند به مادران کمک ‌کند ‌تا با‌ رعایت ‌تغذیه مناسب و ‌اصول ‌درمانی بیماری خود را کنترل کنند و‌ عوارض بیماری‌ خود را به‌ حداقل برسانند.

کاوه نوحی بزنجانی، حمدالله منظری توکلی، سنجر سلاجقه، ایوب شیخی،
دوره 13، شماره 1 - ( 2-1398 )
چکیده

زمینه و هدف: با توجه به اهمیت روزافزون اخلاق در ارایه مراقبت پرستاری و نقش هوش اخلاقی پرستاران در کیفیت مراقبت، این مطالعه‌ به انجام رسید و نقش رهبری اصیل در ارتقای هوش اخلاقی پرستاران بیمارستان‌های دانشگاه علوم پزشکی کرمان بررسی گردید.
روش بررسی: این پژوهش به روش ترکیبی انجام شد و در آن پس از تبیین مدل هوش اخلاقی پرستاران به روش کیفی، رابطه‌ی رهبری اصیل با هوش اخلاقی پرستاران به روش کمی آزموده شد. برای بررسی رهبری اصیل از پرسش‌نامه‌ی استاندارد رهبری اصیل Walumbwa و همکاران(2008) با پایایی(0/917) و برای هوش اخلاقی از پرسش‌نامه‌ی محقق ساخت با روایی کلی(%81) و پایایی(0/961) استفاد گردید. جامعه‌ی آماری پژوهش را 400 نفر از پرستاران بیمارستان‌های دانشگاه علوم پزشکی کرمان که به روش نمونه‌گیری طبقه‌ای انتخاب شده بودند، تشکیل می‌دادند. در بررسی فرضیه‌های پژوهش از نرم افزارهای SPSS و Amos 24 و روش‌های آماری تحلیل عاملی اکتشافی و تاییدی و مدل سازی معادلات ساختاری استفاده گردید. 
یافته ها: نتایج حاکی از رابطه‌ی مثبت و معنی‌دار رهبری اصیل با هوش اخلاقی پرستاران(0/575) بود. به‌علاوه تمامی مولفه‌های رهبری اصیل؛ خودآگاهی(0/322)، دیدگاه اخلاق درونی(0/360)، شفافیت رابطه(0/408) و پردازش متوازن اطلاعات(0/394) نیز رابطه‌ی مثبت و معنی‌داری را با هوش اخلاقی نشان دادند. 
نتیجه گیری: به‌کارگیری استراتژی‌های مناسب برای افزایش هوش اخلاقی پرستاران در راستای ارتقا و بهبود کیفیت خدمات پرستاری می‌تواند تأثیر مثبتی در روند بهبود بیماران بستری در بیمارستان داشته باشد. رهبری اصیل در سیستم پرستاری بیمارستان‌ها، یکی از مناسب‌ترین شیوه‌ها جهت افزایش و توسعه‌ی هوش اخلاقی پرستاران می‌باشد. 

رضا عباسی، لیلا احمدیان، سیده راضیه فرهی،
دوره 13، شماره 4 - ( 8-1398 )
چکیده

زمینه و هدف: شبکه­ های اجتماعی آنلاین به­‌عنوان منبع جدید و گسترده ­ای از اطلاعات توانسته ­اند دسترسی افراد به اطلاعات سلامت را تسهیل نمایند. مطالعه­‌ی حاضر با هدف تعیین میزان استفاده­‌ی زنان باردار از شبکه­ های اجتماعی آنلاین و نقش این شبکه ها در اشتراک­ گذاری و استفاده از اطلاعات انجام شد.
روش­ بررسی: این مطالعه­ ی توصیفی_تحلیلی در زمستان سال 1396 در شهر کرمان انجام شد. زنان باردار مراجعه کننده به 21 مطب خصوصی پزشکان زنان و زایمان در سطح شهر کرمان در این مطالعه، مشارکت نمودند. جمع آوری داده­ ها با استفاده از پرسش ­نامه پژوهشگر ساخته انجام شد. روایی این پرسش ­نامه، توسط دو متخصص انفورماتیک پزشکی و دو متخصص مدیریت اطلاعات سلامت بررسی و تایید شد. ضریب پایایی آلفای کرونباخ آن نیز 71% محاسبه گردید. تحلیل داده­ها با استفاده از آمار توصیفی و آزمونهای تحلیلی و از طریق نرم ­افزار SPSS انجام شد.
یافته­ ها: در این مطالعه 89% از زنان باردار از شبکه­ های اجتماعی آنلاین استفاده می­کردند که استفاده­ ی بیش از 80% آنها به ­صورت روزانه بود. بیش از 57% آنها از اطلاعات مرتبط با سلامت و مراقبتهای دوران بارداری به اشتراک گذاشته شده در این شبکه­ ها استفاده نموده و تقریبا 68% زنان باردار استفاده از این شبکه­ ها را مفید دانستند.
نتیجه ­گیری: بر اساس نتایج این مطالعه، میزان نفوذ شبکه­ های اجتماعی آنلاین در میان زنان باردار شهر کرمان زیاد است. در صورتی­ که اطلاعات صحیح، مناسب و قابل اعتماد در شبکه­ های اجتماعی آنلاین به اشتراک گذاشته شود، این شبکه­ ها می­توانند بستر مناسبی برای بهبود سطح آگاهی، دانش و سواد سلامت زنان باردار و تبادل اطلاعات و تجربیات میان آنها را فراهم آورند.

مهرداد آزادی، ملیکه بهشتی فر،
دوره 13، شماره 4 - ( 8-1398 )
چکیده

زمینه و هدف: فشار روانی شغلی یکی از دلایل ترک کار و انگیزه­‌ی پایین است و تقلیل آن می‌تواند پیامدهای مثبتی برای سازمان داشته باشد. طبق مطالعات، بهسازی کارکنان و خودپنداره­ی مثبت آنها نسبت به محیط کار می­تواند از فشارهای روانی شغلی بکاهد. هدف این پژوهش، بررسی تاثیر بهسازی نیروی انسانی بر فشارهای روانی شغلی با توجه به نقش میانجی خودپنداره کارکنان دانشگاه علوم پزشکی شهر شیراز می‌باشد.
روش بررسی: مطالعه­‌ی حاضر توصیفی، از نوع همبستگی است. جامعه‌­ی پژوهش شامل 584 نفر از کارکنان ستادی دانشگاه علوم پزشکی شهر شیراز در سال 1397 بود که 234 نفر با استفاده از جدول مورگان به عنوان نمونه انتخاب گردیدند. جمع‌آوری داده‌ها با استفاده از سه پرسش‌­نامه­‌ی استاندارد انجام شد که روایی محتوایی و پایایی آنها تایید گردید. برای تحلیل آماری، از مدل­‌سازی معادلات ساختاری و نرم‌ افزار Amos و SPSS استفاده شد.
یافته­ها: نتایج نشان داد که بهسازی نیروی انسانی بر فشارهای روانی شغلی کارکنان(ضریب مسیر 0/778-) تاثیر معکوس داشت. بهسازی نیروی انسانی بر خودپنداره‌­ی کارکنان(ضریب مسیر
0/843) تاثیر مستقیم داشت، اما خودپنداره­‌ی کارکنان بر فشار روانی شغلی(ضریب مسیر 0/166) تاثیر نداشت. از آنجاکه مسیر بهسازی نیروی انسانی-خودپنداره و خودپنداره–فشارهای روانی شغلی معنی دار نبود، لذا بهسازی نیروی انسانی بر فشارهای روانی شغلی از طریق متغیر میانجی خودپنداره در سطح اطمینان 0/95 تاثیر نداشت.
نتیجه گیری: طبق نتیجه­‌ی پژوهش، بر اجرای بهسازی مستمر کارکنان در جهت ارتقای مهارت­ها و توانایی­‌های آنها برای کاهش فشارهای روانی شغلی تاکید می شود.

رضا صفدری، حمید چوبینه، مژگان صداقت زاده،
دوره 13، شماره 4 - ( 8-1398 )
چکیده

زمینه و هدف: ناباروری یک بیماری مزمن با سیر درمان طولانی است و خودمراقبتی باعث افزایش سطح دانش و آگاهی راجع ­به بیماری می­شود. ازآنجایی­که گوشی­‌های هوشمند باعث دسترسی به اطلاعات در هر زمان و مکانی می­‌شوند، بنابراین برنامه­‌ی کاربردی خودمراقبتی درمان ناباروری با استفاده از تکنولوژی ­های کمکی تولیدمثلی مبتنی بر موبایل می­ تواند انتخاب خوبی جهت کمک به افراد برای پیشبرد درمان و کسب آگاهی باشد.
روش بررسی: با بررسی منابع کتابخانه­ای و برنامه­ های کاربردی مرتبط و مشابه، اقلام داده ­ای و بخش ­های موردنیاز برنامه­ ی کاربردی مشخص شد. برای بررسی اهمیت آن­ها، یک نظرسنجی از اعضای مرکز تخصصی و فوق تخصصی درمان ناباروری هلال ایران انجام گرفت. از 35 نفر افراد جامعه، 20 نفر تصادفا برای پاسخگویی انتخاب شدند. پرسش‌نامه­ در سه بخش و مجموع 32 پرسش تنظیم شد. در نظرسنجی، چارچوب مدل داده­ای به تایید گذاشته شد. به­ دلیل طراحی مدل داده ­ای طبق رفرنس، اساس چارچوب ابزار، نیازی به تایید روایی و پایایی نداشت. با جمع ­بندی پاسخ­ ها، اقلام داده ­ای و بخش ­های مشخص شده در طراحی برنامه به کار گرفته شد.
یافته ­ها: بررسی میانگین امتیازات نشان داد که پاسخ ­دهندگان، اکثر آیتم­ ها را ضروری تشخیص دادند. نظرسنجی دارای سه محور اصلی بود. میانگین امتیازات محورهای اطلاعات مربوط به بیمار، مربوط به آموزش بیمار و ابزارهای مدیریت بیماری به­ ترتیب 4/205، 4/402 و 4/275 است. قرارگرفتن میانگین امتیازات در محدوده ­ی 4 به بالا، نشان­دهنده­ ی اثرگذاری خیلی زیاد آنهاست.
نتیجه ­گیری:با توجه به نتایج نظرسنجی، برنامه ­ی کاربردی طراحی شده می­‌تواند برای بیماران مفید باشد.

رضا صفدری، نیلوفر محمدزاده، نسیم شکوهی، عزیزه فرزین مهر، مهرشاد مختاران، شهربانو پهلوانی نژاد، مهناز میرصانع،
دوره 13، شماره 5 - ( 10-1398 )
چکیده

زمینه و هدف: اختلالات کف لگن بیماری شایعی است که با درجات مختلفی از شدت، باعث اختلال در زندگی روزمره و همچنین کاهش کیفیت زندگی فرد می­گردد. این بیماری تا حدود زیادی با تغییر سبک زندگی و آموزشهای خودمراقبتی قابل درمان می­باشد. از طرفی امروزه گوشی­‌های هوشمند به بستر مناسبی جهت ارایه خدمات بهداشتی و مداخلات درمانی تبدیل شده‌­اند. این مطالعه با هدف شناسایی مؤلفه‌­های اطلاعاتی و آموزشی جهت تهیه برنامه­‌ی کاربردی خودمراقبتی زنان مبتلا به اختلالات کف لگن انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه از نوع توصیفی بوده و در بیمارستان یاس وابسته به دانشگاه علوم پزشکی تهران صورت پذیرفت. در این پژوهش طبق جدول مورگان 30 نفر پزشک زنان که به­طور تصادفی انتخاب شده بودند، وارد مطالعه شدند. ابزار گردآوری اطلاعات، پرسش­نامه­ی محقق ساخته بود که روایی و پایایی آن مورد تایید قرارگرفت(0/85=α) و محتوای آن با مرور متون علمی تهیه گردید.
یافته­ ها: نتایج حاصل از تحلیلها نشان داد که از نظر متخصصان بخش ‌مداخله­‌ای شامل یادآورها، ثبت روزانه فعالیتها و هدف­‌گذاری با میانگین امتیازی 4/41 بیشترین اهمیت را داشته است و بخش کاربردی و خودمراقبتی با کسب میانگین امتیازی 4/36 در اولویت بعدی قرار دارد .
نتیجه­ گیری: طبقنظرسنجی از متخصصان که نقش اصلی را در مدیریت بیماری ایفا می­‌نمایند، مولفه‌­های ضروری این برنامه کاربردی در سه بخش اصلی پرونده الکترونیک، بخش کاربردی و خودمراقبتی و بخش مداخله‌­ای و زیرمحورهای فرعی تعیین گردید.

لیا میرصفایی، حسن کاویانی،
دوره 13، شماره 6 - ( 12-1398 )
چکیده

زمینه و هدف: باتوجه به سیر صعودی پژوهش­های انجام شده، پژوهش حاضر با هدف تببین روند اثربخشی این آموزش و عوامل موثر بر آن انجام گرفت.
روش بررسی: پژوهش حاضر، ترکیبی و از نوع طرح­های تبیینی است. در مرحله­ی اول برای به­ دست آوردن میزان اثربخشی آموزش خودمراقبتی از روش کمی فراتحلیل و در مرحله­ی دوم جهت بررسی عوامل موثر آن از روش کیفی موردپژوهی استفاده شد. جامعه­ ی آماری مرحله­ ی اول، شامل کلیه پژوهش­ های مرتبط داخلی و در مرحله­ ی دوم، شامل کلیه متخصصان قلب و عروق در استان اصفهان بود. ابزار جمع آوری اطلاعات در مرحله­ی اول، چک لیست محقق ساخته و برای مرحله ­ی دوم، استفاده از روش مصاحبه ­ی نیمه ساختار یافته بود. جهت تحلیل داده­‌های مرحله­ ی اول از نرم افزار جامع فراتحلیل آماری CMA نسخه دوم و برای مرحله دوم از روش­های کدگذاری استفاده شد.
یافته­ها: نتایج نشان داد که مداخلات آموزش خودمراقبتی در بیماران قلبی در حد زیاد اثربخش بوده است(۱/۶۱۶ES=، ۰/۰۵P<)؛ به­عبارت دیگر میانگین اثربخشی آموزش خودمراقبتی در(گروه­ های آزمایش) ۹۴ درصد اثربخش­تر از گروه­ های کنترل بود. از سوی دیگر نتایج مرحله دوم نشان داد که عوامل موثر بر اثربخشی شامل هفت عامل: آموزش پذیری؛ کنترل فردی؛ فعالیت بدنی؛ تغذیه؛ کنترل هیجانات؛ خوش بینی و پیگیری مستمر می­شود.
نتیجه گیری: خودمراقبتی بیماران قلبی بر اساس عوامل ذکر شده، به عنوان موثرترین عامل جهت کنترل و بهبود بیماری­های قلبی می­باشد که منجر به افزایش طول عمر و بهبود کیفیت زندگی بیماران قلبی خواهد شد.


صفحه 1 از 2    
اولین
قبلی
1
 

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به پیاورد سلامت می باشد.

طراحی و برنامه نویسی: یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by : Yektaweb