14 نتیجه برای خودمراقبتی
جواد شجاع فرد، حیدر ندریان، محمد حسین باقیانی مقدم، سید سعید مظلومی محمود آباد، حمید رضا صنعتی، محسن عسگرشاهی،
دوره 2، شماره 4 - ( 12-1387 )
چکیده
زمینه و هدف: بیماریهای قلبی عروقی اولین عامل مرگ ومیر در ایران شناخته شده که میتواند بار بهداشتی، اجتماعی و اقتصادی عظیمی را بر جامعه تحمیل کند. خودمراقبتی، یکی از جنبه های مهم درمان دربیماران مبتلا به نارسایی قلبی است. لازم است که آموزش خودمراقبتی غیر دارویی، قسمتی از برنامه درمانی روزانه این بیماران در بیمارستانها و مراکز بهداشتی درمانی باشد. لذا مطالعه حاضر با هدف تعیین تاثیر مداخله آموزشی بر رفتار خود مراقبتی و موانع و منافع انجام آن در بیماران مبتلا به نارسایی قلبی در شهر تهران انجام شد.
روش بررسی: در این مطالعه مداخله ای، تعداد 180 نمونه از بیماران مبتلا به نارسایی قلبی مراجعه کننده به بیمارستان قلب شهید رجایی شهر تهران انتخاب شد که در دو گروه آزمون(90n=)و شاهد(90n=) قرار گرفتند. بیماران مورد بررسی به مدت 1 ماه توسط یک گروه آموزشی تحت آموزش قرار گرفتند. دادهها با استفاده از پرسشنامه و طی مصاحبه با بیماران قبل و بعد از مداخله جمع آوری گردید. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS و با بکار گیری آمار توصیفی و آزمونهای کای اسکوئر، تی مستقل و زوج شده، آنالیز واریانس و توکی تجزیه وتحلیل شد.
یافته ها: پس از مداخله میزان انجام رفتارهای خودمراقبتی (5/74%) و منافع درک شده انجام این رفتارها(35/19%) در گروه مداخله بطور معنی داری افزایش(001/0P<) و موانع درک شده انجام این رفتارها(76/27%) نیز بطور معنی دار کاهش(001/0P<) یافت. هیچ تغییر قابل توجهی در این متغیرها در گروه شاهد مشاهده نشد.
بحث و نتیجه گیری: مداخله برای ارتقاء رفتارهای خودمراقبتی در بیماران مبتلا به نارسایی قلبی ضروری است. برنامه آموزشی اجرا شده در مطالعه حاضر در بهبود رفتارهای خودمراقبتی این بیماران و مثبت نمودن درک آنها از منافع و موانع انجام این رفتارها مؤثر واقع شده است. ارائه دهندگان مراقبتهای بهداشتی و پرستاران می توانند با بکارگیری چنین برنامههای آموزشی نقش بسیار مؤثرتری در بهبود رفتارهای خودمراقبتی و نهایتاً کیفیت زندگی این بیماران داشته باشند.
فاطمه مؤدب ، عاطفه قنبری، ارسلان سالاری، احسان کاظم نژاد، میترا صدقی ثابت، عزت پاریاد،
دوره 8، شماره 3 - ( 6-1393 )
چکیده
زمینه و هدف: جنس عاملی غیرقابل تعدیل در انجام رفتارهای خودمراقبتی است. با وجود این عقیده که زنان در خودمراقبتی بهتر از مردان هستند، شواهد بسیار اندکی برای به چالش کشیدن این دیدگاه وجود دارد. هدف از این مطالعه تعیین وضعیت خودمراقبتی در مردان و زنان مبتلا به نارسایی قلبی میباشد.
روش بررسی: این مطالعه مقطعی و از نوع توصیفی-تحلیلی بر روی 239 بیمار مبتلا به نارسایی قلبی صورت گرفت. برای جمع آوری اطلاعات، از پرسشنامه شاخص خودمراقبتی نارسایی قلبی ( SCHFI ) ، سنجش افسردگی اختصاصی بیماران قلبی ( CDS ) ، سنجش وضعیت عملکرد شناختی ( MMSE ) استفاده شد. جهت تجزیه و تحلیل دادهها از نرم افزار آماری V.19 SPSS و آزمونهای آمار توصیفی و استنباطی(کای اسکوئر، من ویتنی، کروسکال والیس، تی تست و رگرسیون لوجستیک) استفاده شد.
یافتهها: میانگین نمرهی خودمراقبتی در زنان 88/9 ± 71/39 و در مردان 05/12 ± 60/44 از 100 بود. در مدل رگرسیونی، جنسیت در همه حیطههای خودمراقبتی به عنوان پیش بینی کنندهی مهم خودمراقبتی مطرح نشد، فقط در حیطهی اعتماد به خود معنی دار شد که نشان داد زنان نسبت به مردان از لحاظ وضعیت اعتماد به خود در زمینهی خودمراقبتی از شانس کمتری برخوردار بودند.
نتیجهگیری: با توجه به اینکه در تمامی ابعاد، زنان وضعیت خودمراقبتی بدتری داشتند، پیشنهاد میشود که در شناسایی این نوع بیماران در معرض خطر خود مراقبتی ضعیف و طراحی برنامههای درمانی و مراقبتی آنان، با توجه به آسیب پذیری و اثرات روحی-روانی بیشتر بیماری بر زنان، به جنس به عنوان یک عامل پیش بینی کننده توجه شود.
رضا صفدری، مژگان رحمانیان، شهربانو پهلوانی نژاد،
دوره 12، شماره 6 - ( 12-1397 )
چکیده
زمینه و هدف: پرهاکلامپسی، یکی از جدیترین موارد بارداریهای پرخطر است که سلامت زنان در سطح جهان به خصوص در کشورهای در حال توسعه را به مخاطره میاندازد. پرهاکلامپسی در ایران، با 14 درصد شیوع دومین علت شایع مرگومیر مادران است. هدف از این پژوهش شناسایی الزامات اطلاعاتی برنامه کاربردی خودمراقبتی پرهاکلامپسیمبتنی بر اندروید میباشد.
روش بررسی: این مطالعه از نوع توصیفی بوده و سال 1397 در بیمارستان امیرالمومنین(ع) وابسته به دانشگاه علوم پزشکی سمنان در دو مرحلهی مرور منابع و نیازسنجی عناصراطلاعاتی انجام شد. در مرحلهی مروری، پس از مطالعهی مقالات و پژوهشهای مرتبط با موضوع مطالعه، الزامات اطلاعاتی و فاکتورهای تاثیرگذار بر شیوع و بروز پرهاکلامپسی شناسایی و سپس نظرسنجی از پزشکان صاحبنظر با طراحی پرسشنامهای پژوهشگر ساخته با پایایی ضریب آلفای کرونباخ 92/4% انجام شد.
یافتهها: 63/9% از پرسششوندگان به عناصر یافتههای دموگرافیک اهمیت زیادی اختصاص دادهاند. 75/9% عناصر اطلاعاتی مطرح شده در سابقه بهداشتی را بسیار پراهمیت شناسایی کردهاند. 77/85% از جامعهی پژوهش، عناصر بخش سبک زندگی را دارای بالاترین درجه اهمیت دانستهاند. عناصر بخش امکان یادآوری در برنامه ضروری تشخیص داده شد. 33/33% از پرسششوندگان آموزش ورزش را در پایینترین و 45/24% از آنان بالاترین درجه اهمیت دانسته و عناصر اطلاعاتی گزارشگیری را با اهمیت 5 نمره دهی نمودهاند.
نتیجهگیری: الزامات اطلاعاتی این برنامه در 6 گروه سابقه بهداشتی، نکات آموزشی، سبک زندگی، یادآور مراجعه، گزارشگیری و اطلاعرسانی تعیین شد. این برنامه میتواند به مادران کمک کند تا با رعایت تغذیه مناسب و اصول درمانی بیماری خود را کنترل کنند و عوارض بیماری خود را به حداقل برسانند.
رضا عباسی، لیلا احمدیان، سیده راضیه فرهی،
دوره 13، شماره 4 - ( 8-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: شبکه های اجتماعی آنلاین بهعنوان منبع جدید و گسترده ای از اطلاعات توانسته اند دسترسی افراد به اطلاعات سلامت را تسهیل نمایند. مطالعهی حاضر با هدف تعیین میزان استفادهی زنان باردار از شبکه های اجتماعی آنلاین و نقش این شبکه ها در اشتراک گذاری و استفاده از اطلاعات انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه ی توصیفی_تحلیلی در زمستان سال 1396 در شهر کرمان انجام شد. زنان باردار مراجعه کننده به 21 مطب خصوصی پزشکان زنان و زایمان در سطح شهر کرمان در این مطالعه، مشارکت نمودند. جمع آوری داده ها با استفاده از پرسش نامه پژوهشگر ساخته انجام شد. روایی این پرسش نامه، توسط دو متخصص انفورماتیک پزشکی و دو متخصص مدیریت اطلاعات سلامت بررسی و تایید شد. ضریب پایایی آلفای کرونباخ آن نیز 71% محاسبه گردید. تحلیل دادهها با استفاده از آمار توصیفی و آزمونهای تحلیلی و از طریق نرم افزار SPSS انجام شد.
یافته ها: در این مطالعه 89% از زنان باردار از شبکه های اجتماعی آنلاین استفاده میکردند که استفاده ی بیش از 80% آنها به صورت روزانه بود. بیش از 57% آنها از اطلاعات مرتبط با سلامت و مراقبتهای دوران بارداری به اشتراک گذاشته شده در این شبکه ها استفاده نموده و تقریبا 68% زنان باردار استفاده از این شبکه ها را مفید دانستند.
نتیجه گیری: بر اساس نتایج این مطالعه، میزان نفوذ شبکه های اجتماعی آنلاین در میان زنان باردار شهر کرمان زیاد است. در صورتی که اطلاعات صحیح، مناسب و قابل اعتماد در شبکه های اجتماعی آنلاین به اشتراک گذاشته شود، این شبکه ها میتوانند بستر مناسبی برای بهبود سطح آگاهی، دانش و سواد سلامت زنان باردار و تبادل اطلاعات و تجربیات میان آنها را فراهم آورند.
رضا صفدری، حمید چوبینه، مژگان صداقت زاده،
دوره 13، شماره 4 - ( 8-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: ناباروری یک بیماری مزمن با سیر درمان طولانی است و خودمراقبتی باعث افزایش سطح دانش و آگاهی راجع به بیماری میشود. ازآنجاییکه گوشیهای هوشمند باعث دسترسی به اطلاعات در هر زمان و مکانی میشوند، بنابراین برنامهی کاربردی خودمراقبتی درمان ناباروری با استفاده از تکنولوژی های کمکی تولیدمثلی مبتنی بر موبایل می تواند انتخاب خوبی جهت کمک به افراد برای پیشبرد درمان و کسب آگاهی باشد.
روش بررسی: با بررسی منابع کتابخانهای و برنامه های کاربردی مرتبط و مشابه، اقلام داده ای و بخش های موردنیاز برنامه ی کاربردی مشخص شد. برای بررسی اهمیت آنها، یک نظرسنجی از اعضای مرکز تخصصی و فوق تخصصی درمان ناباروری هلال ایران انجام گرفت. از 35 نفر افراد جامعه، 20 نفر تصادفا برای پاسخگویی انتخاب شدند. پرسشنامه در سه بخش و مجموع 32 پرسش تنظیم شد. در نظرسنجی، چارچوب مدل دادهای به تایید گذاشته شد. به دلیل طراحی مدل داده ای طبق رفرنس، اساس چارچوب ابزار، نیازی به تایید روایی و پایایی نداشت. با جمع بندی پاسخ ها، اقلام داده ای و بخش های مشخص شده در طراحی برنامه به کار گرفته شد.
یافته ها: بررسی میانگین امتیازات نشان داد که پاسخ دهندگان، اکثر آیتم ها را ضروری تشخیص دادند. نظرسنجی دارای سه محور اصلی بود. میانگین امتیازات محورهای اطلاعات مربوط به بیمار، مربوط به آموزش بیمار و ابزارهای مدیریت بیماری به ترتیب 4/205، 4/402 و 4/275 است. قرارگرفتن میانگین امتیازات در محدوده ی 4 به بالا، نشاندهنده ی اثرگذاری خیلی زیاد آنهاست.
نتیجه گیری:با توجه به نتایج نظرسنجی، برنامه ی کاربردی طراحی شده میتواند برای بیماران مفید باشد.
رضا صفدری، نیلوفر محمدزاده، نسیم شکوهی، عزیزه فرزین مهر، مهرشاد مختاران، شهربانو پهلوانی نژاد، مهناز میرصانع،
دوره 13، شماره 5 - ( 10-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: اختلالات کف لگن بیماری شایعی است که با درجات مختلفی از شدت، باعث اختلال در زندگی روزمره و همچنین کاهش کیفیت زندگی فرد میگردد. این بیماری تا حدود زیادی با تغییر سبک زندگی و آموزشهای خودمراقبتی قابل درمان میباشد. از طرفی امروزه گوشیهای هوشمند به بستر مناسبی جهت ارایه خدمات بهداشتی و مداخلات درمانی تبدیل شدهاند. این مطالعه با هدف شناسایی مؤلفههای اطلاعاتی و آموزشی جهت تهیه برنامهی کاربردی خودمراقبتی زنان مبتلا به اختلالات کف لگن انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه از نوع توصیفی بوده و در بیمارستان یاس وابسته به دانشگاه علوم پزشکی تهران صورت پذیرفت. در این پژوهش طبق جدول مورگان 30 نفر پزشک زنان که بهطور تصادفی انتخاب شده بودند، وارد مطالعه شدند. ابزار گردآوری اطلاعات، پرسشنامهی محقق ساخته بود که روایی و پایایی آن مورد تایید قرارگرفت(0/85=α) و محتوای آن با مرور متون علمی تهیه گردید.
یافته ها: نتایج حاصل از تحلیلها نشان داد که از نظر متخصصان بخش مداخلهای شامل یادآورها، ثبت روزانه فعالیتها و هدفگذاری با میانگین امتیازی 4/41 بیشترین اهمیت را داشته است و بخش کاربردی و خودمراقبتی با کسب میانگین امتیازی 4/36 در اولویت بعدی قرار دارد .
نتیجه گیری: طبقنظرسنجی از متخصصان که نقش اصلی را در مدیریت بیماری ایفا مینمایند، مولفههای ضروری این برنامه کاربردی در سه بخش اصلی پرونده الکترونیک، بخش کاربردی و خودمراقبتی و بخش مداخلهای و زیرمحورهای فرعی تعیین گردید.
لیا میرصفایی، حسن کاویانی،
دوره 13، شماره 6 - ( 12-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: باتوجه به سیر صعودی پژوهشهای انجام شده، پژوهش حاضر با هدف تببین روند اثربخشی این آموزش و عوامل موثر بر آن انجام گرفت.
روش بررسی: پژوهش حاضر، ترکیبی و از نوع طرحهای تبیینی است. در مرحلهی اول برای به دست آوردن میزان اثربخشی آموزش خودمراقبتی از روش کمی فراتحلیل و در مرحلهی دوم جهت بررسی عوامل موثر آن از روش کیفی موردپژوهی استفاده شد. جامعه ی آماری مرحله ی اول، شامل کلیه پژوهش های مرتبط داخلی و در مرحله ی دوم، شامل کلیه متخصصان قلب و عروق در استان اصفهان بود. ابزار جمع آوری اطلاعات در مرحلهی اول، چک لیست محقق ساخته و برای مرحله ی دوم، استفاده از روش مصاحبه ی نیمه ساختار یافته بود. جهت تحلیل دادههای مرحله ی اول از نرم افزار جامع فراتحلیل آماری CMA نسخه دوم و برای مرحله دوم از روشهای کدگذاری استفاده شد.
یافتهها: نتایج نشان داد که مداخلات آموزش خودمراقبتی در بیماران قلبی در حد زیاد اثربخش بوده است(۱/۶۱۶ES=، ۰/۰۵P<)؛ بهعبارت دیگر میانگین اثربخشی آموزش خودمراقبتی در(گروه های آزمایش) ۹۴ درصد اثربخشتر از گروه های کنترل بود. از سوی دیگر نتایج مرحله دوم نشان داد که عوامل موثر بر اثربخشی شامل هفت عامل: آموزش پذیری؛ کنترل فردی؛ فعالیت بدنی؛ تغذیه؛ کنترل هیجانات؛ خوش بینی و پیگیری مستمر میشود.
نتیجه گیری: خودمراقبتی بیماران قلبی بر اساس عوامل ذکر شده، به عنوان موثرترین عامل جهت کنترل و بهبود بیماریهای قلبی میباشد که منجر به افزایش طول عمر و بهبود کیفیت زندگی بیماران قلبی خواهد شد.
رقیه خشا، محمدمهدی سپهری، نسرین طاهرخانی،
دوره 14، شماره 3 - ( 5-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: آسم یک بیماری مزمنِ غیرقابل درمان، اما قابل کنترل است که پزشکان جهت دستیابی به سطح مطلوب کنترل بیماری، نظارت مداوم بر علایم و همچنین تنظیم یک برنامه درمانی مبتنی بر خودمراقبتی را پیشنهاد می نمایند. ارایه این برنامه، مطابق با سطح کنترلی که بیمار در آن قرار دارد، تنظیم میگردد. لذا ارزیابی و دسته بندی دقیق سطح کنترل آسم، می تواند در ارایه برنامه درمانی موثر به بیمار حایز اهمیت بوده و موجب بهبود خودمراقبتی و توسعه ی مداخلات پیشگیرانه جهت کاهش علایم آسم شود.
روش بررسی: در این مقاله، داده های ۹۶ بیمار آسمی شامل اطلاعات دموگرافیک، متغیرهای بالینی و سوابق پزشکی بیمار، دادههای زیست محیطی موثر بر آسم، معیارهای عملکرد ریه و گروه محرک مبتنی بر پرسش نامه های کنترل آسم، در یک دوره زمانی ۹ ماهه از یک بیمارستان تخصصی بیماریهای ریوی تهران جمع آوری و در یک پایگاه داده چندمتغیره و چندکلاسه تجمیع شده و سپس سطح کنترل آسم با کمک یک مدل تلفیقی مبتنی بر خوشه بندی فازی و الگوریتمهای با نظارت در یادگیری ماشین دسته بندی شده است.
یافته ها: مدل پیشنهادی برای ارزیابی سطح کنترل آسم که حاصلِ عملیات متوازن سازی، خوشه بندی فازی و انتخاب مشخصه بر روی داده هاست، دقتی به میزان ۸۸% ارایه نموده است.
نتیجه گیری: مدل حاضر، علاوه بر کمک به پزشکان برای شناسایی دقیق تر سطح کنترل آسم، می تواند در سیستم های الکترونیکی خودمراقبتی به منظور ارایه هشدارهای شخصی شده در مورد احتمال تضعیف کنترل آسم به کار رود. این چنین ابزارهایی می توانند مراقبت از آسم را از رویکرد مراقبتی واکنشی به یک رویکرد پیشگیرانه ارتقا دهند که در آن تصمیم ها و اقدام های درمانی از سوی پزشک ناشی از سطح کنترل آسم مزمن و پیشگیری از آسم حاد باشد.
سمیرا گوهری نژاد، شراره رستم نیاکان کلهری، راحله سالاری، مهدی ابراهیمی،
دوره 15، شماره 5 - ( 11-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: دیابت نوع دو نوعی اختلال متابولیک مزمن است که شیوع آن در سراسر جهان به طور مداوم در حال افزایش است؛ خودمراقبتی مهمترین راهکار مدیریت بیماری دیابت است. پژوهش حاضر با هدف طراحی و اعتبارسنجی ابزار سنجش سطح خودمراقبتی بیماران دیابت نوع دو انجام شده است.
روش بررسی: این پژوهش یک مطالعهی مقطعی بود که برای انجام این مطالعه، ابتدا بر اساس مرور متون و بررسی پرسشنامههای موجود آیتمهای پیشنهادی تهیه و با حذف و ادغام موارد مشابه به یک پرسشنامه در ۴ حیطهی مرتبط با رژیم غذایی، پایش قندخون، فعالیت بدنی، مصرف دارو با ۱۵ سوال طراحی گردید. ۳۰ بیمار مبتلا به دیابت نوع دو مراجعهکننده به درمانگاه غدد پرسشنامه را تکمیل کردند. پایایی پرسشنامه با استفاده از آلفای کرونباخ انجام شد و روایی پرسشنامه به شیوه روایی محتوا (CVR) بررسی گردید. دادهها با نرمافزار SPSS تجزیه و تحلیل شد.
یافتهها: نتایج مطالعه نشان داد که میانگین و انحراف معیار سن واحدهای مورد پژوهش ۱۲/۵۱±۵۲/۴ سال بود که ۵۰ درصد آنها زن و ۵۰ درصد دیگر مرد بودند. ۵۶ درصد آنها کمتر از ۵ سال به دیابت نوع دو مبتلا بودند. همچنین افرادی که دارای تحصیلات بالاتر هستند کنترل متابولیکی نسبتا بهتری در مدیریت دیابت داشتند و پاسخ بیماران به سوال ۶ دارای بیشترین میانگین بود که توجه بیماران به کنترل قند خون را نشان میدهد. برای تعیین پایایی پرسشنامه ضریب آلفایکرونباخ برای کل سوالات ۰/۷۷۳ بود، با حذف سوال ۹ به ۰/۷۹۶ افزایش یافت جهت تعیین روایی پرسشنامه با استفاده از دیدگاه صاحبنظران ضریب روایی برای تمام سوالات بالای ۰/۹۹ بود و فقط دو سوال روایی آنها ۰/۶۶ و ۰/۱۶ شد که از آزمون حذف شدند، ضریب همبستگی پیرسون برای هر سوال محاسبه گردید.
نتیجهگیری: نتایج این مطالعه نشان داد که پرسشنامهی مورد بررسی از روایی و پایایی لازم برخوردار است. با این ابزار میتوان توصیههای مناسب به بیماران مبتلا به دیابت نوع دو در زمینه لازم برای خودمراقبتی اعم از رژیم غذایی، مصرف دارو، فعالیتهای فیزیکی و کنترل قند خون برای جلوگیری از پیشرفت بیماری و عوارض ناشی از آن ارایه کرد.
رضا صفدری، سید فرشاد علامه، فریبا شعبانی،
دوره 15، شماره 6 - ( 12-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: عوامل خطر بسیاری در ایجاد بیماریهای سیستم صفراوی نقش دارند. ازاینرو، این دسته از بیماریها جزو بیماریهای شایع محسوب میگردند. مشارکت فعال بیمار در مدیریت بیماری، بهبود خودمراقبتی و پیامدهای بالینی بسیار مهم است. برنامه کاربردی تلفن همراه دارای پتانسیل بالایی در پشتیبانی از خودمدیریتی بیماران است. به همین جهت این مطالعه، با هدف شناسایی و تعیین عناصر دادهای برای ایجاد برنامه کاربردی خودمراقبتی بیماران صفراوی انجام شد.
روش بررسی: مطالعهی توصیفی حاضر، در دو مرحلهی بررسی منابع و نیازسنجی عناصر دادهای انجام گردید. در مرحلهی اول، جهت تعیین عناصر دادهای مورد نیاز برای ایجاد برنامه کاربردی خودمراقبتی بیماران صفراوی از مقالات علمی موجود در پایگاههای اطلاعاتی استفاده شد و چکلیستی از عناصر دادهای تهیه شد. در مرحلهی دوم بر اساس چکلیست تهیه شده، پرسشنامهای محققساخته ایجاد شد که روایی صوری و محتوایی آن مورد تایید تیم پژوهش و پایایی آن با ضریب آلفای کرونباخ ۸۷/۲% محاسبه شد. پرسشنامهی مذکور در اختیار پزشکان فوقتخصص گوارش مجتمع بیمارستانی امام خمینی(ره) قرار گرفت و بدینترتیب عناصر دادهای منتخب شناسایی گردید.
یافتهها: عناصر دادهای این برنامه در هفت بخش اطلاعات دموگرافیک، اطلاعات بالینی، اطلاعات مربوط به بیماریهای سیستم صفراوی، اطلاعات مربوط به سبک زندگی پس از جراحی بیماران صفراوی، یادآورها، مدیریت بیماری و اطلاعرسانی دستهبندی شدند. ۶۰/۵% پاسخدهندگان پرسشنامه، به عناصر دادهای بخش اطلاعات دموگرافیک و اطلاعات بالینی بیشترین میزان اهمیت را اختصاص دادند. ۵۴/۲% از آنها، عناصر دادهای بخش آموزش بیماران را با اهمیت بالایی برشمردند. ۴۳/۸% پاسخدهندگان پرسشنامه، به عناصر دادهای بخشهای مداخلهای برنامه، بیشترین میزان اهمیت را اختصاص دادند و تنها ۴/۲% از آنها عناصر دادهای این بخش را با کمترین میزان اهمیت در نظر گرفتند.
نتیجهگیری: بر مبنای عناصر دادهای تعیین شده، برنامه کاربردی خودمراقبتی طراحی و ایجاد شد و میتواند به عنوان مکملی در جهت مراقبت تخصصی به بیماران صفراوی مورد استفاده قرار گیرد.
شهربانو پهلوانی نژاد، رضا صفدری، مژگان رحمانیان، محمدصالح صفری،
دوره 16، شماره 1 - ( 1-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: پرهاکلامپسی، یکی از جدیترین موارد بارداریهای پرخطر است که سلامت زنان را در سطح جهان به خصوص در کشورهای در حال توسعه به مخاطره میاندازد. پرهاکلامپسی یک سندرم خاص بارداری با میزان شیوع حدود ۱۴-۷ درصد است که یکی از سه علت اصلی مرگ زنان باردار است. پرهاکلامپسی در ایران، دومین علت شایع مرگ و میر مادران است و ۱۴ درصد از موارد مرگ و میر مادران را به خود اختصاص داده است. پژوهش حاضر به منظور طراحی مدل مفهومی و ارزیابی برنامهی خودمراقبتی پرهاکلامپسی؛ مبتنی بر اندروید انجام شده است.
روش بررسی: این پژوهش در چهار مرحله جهت نیازسنجی عناصر اطلاعاتی، طراحی، ایجاد و ارزیابی برنامه کاربردی خودمراقبتی پرهاکلامپسی انجام شد. در این نیازسنجی، ۴۲ نفر از پزشکان متخصص، دستیاران و پرسنل مرتبط با موضوع شاغل در مرکز آموزشی، پژوهشی و درمانی امیرالمومنین(ع) وابسته به دانشگاه علوم پزشکی سمنان مشارکت کردند. سپس برنامه توسط ۷ نفر از پزشکان مورد ارزیابی اولیه قرار گرفته و در نهایت پیشنهادهای ارایه شده توسط کاربران در طراحی برنامه، اعمال شده و نسخه نهایی برنامه تکمیل شد. اپلیکیشن در محیط اندروید استودیو طراحی شده و سپس با استفاده از نظرات ۲۰ مادر و با ابزار QUIS کاربردپذیری آن ارزیابی گردید.
یافتهها: عناصر اطلاعاتی و قابلیتهای عملکردی موردنیاز برنامه تعیین و برنامه علاوه بر برقراری ارتباط میان بیمار و ارایهدهنده، امکان مدیریت مراقبت و کنترل روند بیماری را نیز فراهم نمود. ارزیابی عملکرد برنامه توسط پزشکان و خبرگان صورت گرفته و سپس توسط مادران باردار از نظر کاربردپذیری ارزیابی گردید که یافتهها حاکی از رضایت کاربران از اپلیکیشن بود.
نتیجهگیری: استفاده از برنامههای کاربردی مبتنی برموبایل راهکار مفیدی برای افزایش دانش و ارتقای سلامت مادران باردار و تسهیل دسترسی آنان به اطلاعات درمانی و کسب مهارت های لازم در بیماریشان است. این برنامه به مادران باردار مبتلا به پرهاکلامپسی کمک میکند تا با رعایت تغذیهی مناسب و اصول درمانی، بیماری خود را کنترل نموده تا عوارض بیماری خود را به حداقل برسانند.
مرجان قاضی سعیدی، محمدامین عباسی اسلاملو، کبری دارابیان، الهام عطایی،
دوره 17، شماره 3 - ( 5-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: با وجود پیشرفت مداوم در پزشکی، Chronic Obstructive Pulmonary Disease (انسداد مزمن ریوی (COPD)) همچنان یک بیماری تنفسی پیشرو، غیرقابل درمان و مزمن است که عملکرد بیماران را از ابعاد مختلف محدود کرده و کیفیت زندگی آنها را به میزان قابل توجهی کاهش میدهد. در این مسیر خودمراقبتی بیماران و بهکارگیری ابزارهای مرتبط با آن در کنترل و درمان بیماری اثر قابل توجهی دارد. هدف این پژوهش، طراحی و ایجاد برنامهی کاربردی جهت خودمراقبتی انسداد مزمن ریوی مبتنی بر اندروید بود.
روش بررسی: این پژوهش از نوع توصیفی-توسعهای با رویکرد کاربردی بود. در گام اول بر اساس مطالعهی منابع کتابخانهای و گایدلاینها و بررسی پروندههای بیماران بستری مبتلا به COPD در بیمارستان فیروزآبادی، پرسشنامهای با هدف نیازسنجی اطلاعاتی و تعیین اقلام دادهای و قابلیتهای موردنیاز در برنامهی کاربردی طراحی گردید. آنگاه بر اساس نمونهای ۱۰ نفره (بهروش تصادفی و در دسترس) از پزشکان متخصص داخلی و فوقتخصص ریه در بیمارستانهای فیروزآبادی و حضرت رسول، وابسته به دانشگاه علوم پزشکی ایران، بررسی و تکمیل گردید. دادهها با استفاده از آمار توصیفی، تحلیل و سپس جداول سناریو و نمودارهای موردکاربرد جهت نمایش جریان کلی برنامه کاربردی ترسیم شد. برنامه کاربردی با استفاده از زبان برنامه نویسی جاوا در محیط نرمافزار اندروید استودیو ۲۰۲۱ طراحی و ایجاد گردید. پس از نصب برنامهی کاربردی بر روی تلفن همراه ده نفر از بیماران مبتلا به COPD مراجعهکننده به درمانگاه تخصصی داخلی و ریه بیمارستان فیروزآبادی شهرری و استفاده از آن بهمدت یک هفته، نظرات بیماران درمورد کاربردپذیری برنامه کاربردی از طریق پرسشنامه QUIS جمعآوری و تحلیل شد.
یافته ها: بخشهای برنامه کاربردی، متعاقب نظرسنجی متخصصان، موارد اطلاعات فردی، اطلاعات بالینی، مدیریت بیماری، گزارشگیری و نکات آموزشی تعیین شد. که پس از طراحی جهت استفاده و ارزیابی در اختیار بیماران قرارگرفت. درپایان پژوهش، نتایج حاصل از ارزیابی قابلیت استفاده و میزان رضایتمندی از برنامه کاربردی نشان داد که از دیدگاه بیماران، برنامه کاربردی با میانگین امتیاز ۸/۱(از ۱۰ امتیاز) در سطح خوب قرار گرفته است.
نتیجهگیری: از برنامهی کاربردی خودمراقبتی طراحیشده میتوان در جهت افزایش آگاهیبخشی، کمک به مدیریت بیماری، افزایش سطج کیفیت زندگی و کاهش عوارض بیماری و کاهش بار بیماری برای بیماران مبتلا به انسداد مزمن ریوی استفاده نمود.
فرزین حلب چی، رضا صفدری، شهربانو پهلوانی نژاد، صهبا کاظمی پور،
دوره 19، شماره 2 - ( 4-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: سازمان بهداشت جهانی میزان فعالیت بدنی کمتر از ۱۵۰ دقیقه با شدت متوسط یا ۷۵ دقیقه با شدت شدید در هفته برای بزرگسالان را بهعنوان کمتحرکی و فعالیت بدنی کم تعریف میکند که یک چالش جهانی جدی شناخته میشود و پیامدهای خطرناکی برای سلامت عمومی بههمراه دارد. آمار جهانی نشانمیدهد که این مشکل در میان بانوان بارزتر است؛ بهطوریکه در ایران، ۶۱/۹ درصد از بانوان بهاندازهی کافی فعالیت بدنی ندارند. پذیرش و گسترش فناوریهای سلامت همراه نشاندهندهی پتانسیل بالای این فناوریها در پشتیبانی از خودمراقبتی است و هدف این پژوهش تعیین عناصر دادهای لازم برای طراحی یک برنامه کاربردی خودمراقبتی شخصیسازی شدهی تناسباندام برای بانوان است.
روش بررسی: مطالعهی توصیفی حاضر، در دو مرحلهی بررسی منابع و نیازسنجی عناصر دادهای انجام گردید. در مرحلهی اول، جهت تعیین عناصر دادهای مورد نیاز برای ایجاد برنامه کاربردی خودمراقبتی شخصی سازی شده تناسباندام برای بانوان از مقالات علمی موجود در پایگاههای اطلاعاتی و منابع کتابخانهای استفاده و چکلیستی از عناصر دادهای تهیه شد. در مرحلهی دوم بر اساس چکلیست تهیه شده، پرسشنامهی طراحیشده توسط پژوهشگر ایجاد شد که روایی آن مورد تأیید تیم پژوهش بود و پایایی آن با ضریب آلفا کرونباخ ۹۱/۳% محاسبه شد.
یافتهها: پرسشنامهی مذکور در اختیار ۲۰ پزشک گروه پزشکی ورزشی کلینیک مهدی مجتمع بیمارستانی امامخمینی(ره) تهران قرارگرفت تا عناصر دادهای پیشنهادی از نظر اهمیت، قابلیت اندازهگیری و مرتبطبودنشان مورد بررسی دقیق قرارگیرند. در مجموع ۴۹ عنصر دادهای در ۷ بخش اطلاعات دموگرافیک، اطلاعات بهداشتی، اطلاعات بیماری، عادات رفتاری نامناسب، دادههای تنسنجی، گزارشها و سبک زندگی شناسایی شد. از این تعداد ۴ عنصر به دلیل عدم تطابق با اهداف پژوهش و نمرات پایین اهمیت از مجموعه حذف گردیدند. همچنین، برای تسهیل تحلیلهای آتی، عناصر باقیمانده در ۶ گروه مجدداً دستهبندی شدند.
نتیجهگیری: در این مطالعه، عناصر کلیدی دادهای مورد نیاز برای طراحی و ارایه برنامههای ورزشی ویژه بانوان شناسایی و تعیین گردید. این فرایند با هدف ارتقای سطح فعالیت بدنی و پاسخگویی به نیازهای ویژه بانوان انجام شد تا مبنایی علمی و دقیق برای توسعه برنامههایی متناسب با ویژگیهای جسمانی و روانی این گروه فراهم شود.
افضل شمسی، فاطمه شیخ شعاعی، پریا امیری،
دوره 19، شماره 6 - ( 12-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: جنگ یک پدیده جداییناپذیر از تاریخ بشر است که مشکلات و معضلات فراوانی را در پی دارد. خودمراقبتی مصدومان نقش اصلی در کاهش عوارض و مرگومیر دارد. هدف از این مطالعه«آشنایی با خودمراقبتی مصدومان جنگی بلافاصله پس از صدمه» است.
روش بررسی: در این پژوهش روایتی، از مرور منابع کتابخانهای و جستجوی پایگاههای اطلاعاتی داخلی و خارجی مرتبط با هدف مطالعه استفاده شد، سپس مقالات، کتابها، پایان نامهها و سایر منابع علمی مرتبط با موضوع بررسی گردید.
یافتهها: در شرایط جنگی مجموعهای از مشکلات بالینی باعث وخامت حال مصدومین میشود. یکی از مهمترین عوامل مؤثر بر خودمراقبتی در زمان بروز جنگها، داشتن آگاهی و دانش کافی در زمینهی کمکهای اولیه است که نیازمند توسعهی رویکردهای یکپارچه برای محتوای اقدامات کمکهای اولیه میباشد. از سایر عوامل میتوان به تعیین و حذف عوامل تهدیدکننده؛ توقف سریع عامل آسیبرسان؛ تماس فوری با امدادرسانها؛ بازبودن راه هوایی؛ خودارزیابی عمومی و قطع موقت خونریزی خارجی؛ بررسی دقیقتر برای شناسایی علایم آسیب و شرایطی که زندگی مصدوم را تهدید میکند؛ نظارت بر وضعیت(هوشیاری، تنفس، گردش خون) و خودحمایتی روانی؛ و همچنین انتقال با آمبولانس به مراکز درمانی اشاره نمود.
نتیجهگیری: برای داشتن برنامهی خودمراقبتی موفق و مؤثر در مصدومان جنگی باید آموزش کمکهای اولیه ویژه بحرانهای جنگی به افراد جامعه ارایه نمود. کنترل خونریزی گسترده، محافظت از راه هوایی، پانسمان زخمها، کنترل درد و خودحمایتی روانی باید در برنامههای خودمراقبتی گنجانده شوند. براین اساس برنامهریزی اساسی توسط مسئولان مربوط خصوصاً نظام سلامت در جهت افزایش سطح آگاهی و دانش خودمراقبتی افراد جامعه در بحرانهای جنگی توصیه میشود.