17 نتیجه برای دانشجویان
حسین درگاهی، پژمان حموزاده، جمیل صادقی فر، مهدی رعد آبادی، محمد روشنی، محمد سلیمی، پری ناز سلطان زاده،
دوره 4، شماره 3 - ( 12-1389 )
چکیده
زمینه و هدف: شناسایی معیارهای یک استاد توانمند و تلاش در جهت تقویت و بکارگیری آنها در امر تدریس توسط استادان ، موجب افزایش ارتقاء فرآیند یادگیری خواهد شد. یکی از مهمترین روشهای تعیین معیارهای یک استاد توانمند، نظرخواهی از دانشجویان است. این پژوهش با هدف ارزیابی معیارهای مزبور از دیدگاه دانشجویان دانشکده پیراپزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران در سال 1389 به انجام رسید.
روش بررسی: در این مطالعه توصیفی تحلیلی، تعداد 200 نفر از دانشجویان دانشکده پیراپزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران در مقطع کارشناسی با روش نمونهگیری تصادفی ساده انتخاب و مورد مطالعه قرار گرفتند. ابزار گردآوری دادهها پرسشنامه محقق ساختهای بود که روایی آن با نظر متخصصین و پایایی آن با محاسبه ضریب آلفای کرونباخ (85/0α=) تأیید شد. تجزیه و تحلیل دادهها با نرمافزار SPSS و به کمک آزمون آماری t انجام شد.
یافتهها: معیارهایی از قبیل، تسلط بر موضوع درسی(8/86%)، قدرت بیان و انتقال مطالب آموزشی(2/86%)، حفظ شخصیت دانشجو و احترام به وی(6/85%)، داشتن سعه صدر و حسن خلق(85%) و وجدان کاری و حس مسئولیت(4/84%) به عنوان مهمترین معیارهای یک استاد توانمند شناخته شدند. ارتباط معناداری بین جنسیت و رشته تحصیلی با حیطههای چهارگانه انتخاب یک استاد توانمند مشاهده نشد(05/0p>).
نتیجهگیری: حیطه تواناییهای حین تدریس ، دارای بیشترین اهمیت از دیدگاه دانشجویان مورد مطالعه بود. لذا ، پیشنهاد میشود توجه بیشتری در برنامه ارزشیابی استادان به مولفه های این حیطه معطوف شود.
سکینه عباسی، ناهید عین اللهی، میترا قریب، فریبا نباتچیان، نسرین دشتی، میترا زارع بوانی،
دوره 6، شماره 5 - ( 10-1391 )
چکیده
زمینه و هدف: ارزشیابی مبنی بر اهداف پیشرفت تحصیلی بخش مهمی از فرآیند برنامه ریزی آموزشی محسوب میشود، که در آن هم فراگیران در فرایند آموزشی متمایز میگردند و هم به مدرس در ارزیابی عملکرد خود کمک می کند. هدف از این تحقیق تعیین روشهای ارزشیابی دانشجویان کارشناسی علوم آزمایشگاهی توسط مدرسین خود در دانشگاه علوم پزشکی تهران دریک سال تحصیلی بود.
روش بررسی: در این مطالعه توصیفی- مقطعی، جامعه هدف، اعضا هیات علمی بودند که مدرسین دانشجویان دوره کارشناسی رشته علوم آزمایشگاهی در سال تحصیلی 1389-1388 میباشند. ابزار جمع آوری اطلاعات پرسشنامه محقق ساخته بود که پس از جمع آوری اطلاعات با استفاده از جداول و تعیین فراوانیهای لازم نسبت به توصیف انواع ارزشیابیها اقدام شد و سپس نتایج حاصل با مصوبات شورای عالی برنامه ریزی علوم پزشکی مورد مقایسه قرار گرفت.
بحث : نتایج نشان میدهد که امتحان میان ترم در 35% کل دروس نظری و عملی جهت ارزشیابی دانشجویان استفاده میشود و در میان روشهای ارزشیابی روش سئوالات چند گزینهای با 70% در میان روشهای متداول رتبه اول را داراست.
نتیجهگیری: چنانچه نتایج حاصل نشان میدهد ارزشیابی دانشجویان کارشناسی اعم از پیوسته و ناپیوسته علوم آزمایشگاهی در دانشکده پیراپزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران نه تنها بر طبق مصوبات شورای عالی برنامه ریزی علوم پزشکی مندرج در سرفصل دروس میباشد، بلکه با انسجام و گستردگی موثرتر در سال تحصیلی 1389-1388 انجام پذیرفته است.
زهره سهرابی، زهرا مجیدی،
دوره 7، شماره 5 - ( 10-1392 )
چکیده
زمینه و هدف: اولین گام اساسی در تدوین برنامههای ارتقای کیفیت، شناخت ادراکات و انتظارات مشتریان خدمت از کیفیت خدمات، تعیین شکاف و اتخاذ راهکارهایی برای رفع این شکاف است. پژوهش حاضر با هدف تعیین شکاف کیفیت خدمات آموزشی از دیدگاه مدیران آموزشی، اعضای هیأت علمی و دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی تهران انجام شد.
روش بررسی: این پژوهش توصیفی مقطعی در میان دانشجویان، اعضای هیأت علمی و مدیران آموزشی دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران انجام شد. 384 نفر دانشجو، 384 نفر استاد و 83 مدیر با روش نمونه گیری طبقهای تصادفی انتخاب شدند. ابزار گردآوری دادهها، پرسشنامه پنج بعدی SERVQUAL بود. با استفاده از این پرسشنامه ادراک پاسخگویان از وضع موجود و انتظارات آنها از وضع مطلوب کیفیت خدمات آموزشی تعیین شد. تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS18 و آزمونهای آنالیز واریانس یکطرفه صورت گرفت.
یافتهها : در هر پنج بعد خدمت و ابعاد، شکاف کیفیت وجود دارد. در میان هر سه گروه دانشجویان، استادان و مدیران بیشترین میانگین شکاف کیفیت مربوط به بعد پاسخگویی بترتیب(1/42-، 1/17-، 1/09-) و کمترین میانگین شکاف مربوط به بعد اطمینان بترتیب(1/07-، 0/87-، 0/77-) بود.
نتیجهگیری: انتظارات دانشجویان ، استادان و مدیران فراتر از ادراک آنها از وضعیت موجود است و در هیچکدام از ابعاد خدمت، انتظارات آنها برآورده نشده است . برنامه ریزی بهتر در خدمترسانی و افزایش مهارتها، بعنوان راهکارهایی برای کاهش شکاف کیفیت خدمات آموزشی پیشنهاد میشود.
فرزاد فرجی خیاوی ، منصور ظهیری، کامبیز احمدی انگالی، بهاره میرزایی، محمد ویسی، مرجان عرب رحمتی پور،
دوره 8، شماره 2 - ( 4-1393 )
چکیده
زمینه و هدف: سواد
اطلاعاتی مجموعهای از مهارتها برای شناسایی منابع درست اطلاعاتی و نیز دسترسی به
آنها است. این مهارتها توان استفادهی هدفمند از منابع اطلاعاتی را تقویت میکند.
هدف پژوهش حاضر تعیین میزان توانمندی دانشجویان کارشناسی مدیریت خدمات بهداشتی و
درمانی از نظر سواد اطلاعاتی بر اساس الگوی «هفت ستونی اسکانل» بود.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی
تحلیلی و مقطعی
با استفاده از پرسش نامهای مبتنی بر الگوی هفت ستونی اسکانل انجام شد. روایی پرسش
نامهی فوق با استفاده از تحلیل محتوا از سوی استادان تخصصی تأیید و آلفای کرونباخ آن 93/0
محاسبه شد. جامعهی پژوهش شامل 95 دانشجوی کارشناسی مدیریت خدمات بهداشتی و درمانی
بود که در سال 1391 در دانشگاه علوم پزشکی جندی شاپور اهواز تحصیل مینمودند.
تعداد نمونه 40 نفر محاسبه شد که به صورت تصادفی انتخاب
شدند. برای تحلیل دادهها از آمار توصیفی و آزمونهای آماری ناپارامتری Man Whitney و Cochran در محیط SPSS استفاده شد.
یافتهها: میانگین
امتیاز مهارتهای سواد اطلاعاتی جامعهی مورد
مطالعه، نسبتاً خوب برآورد شد(میانگین 43/0±5/0). سواد اطلاعاتی دانشجویان سال
اول اختلاف معنیداری با سایر دانشجویان داشت(03/0P<).
دانشجویانی که واحدهای درسی مبانی کامپیوتر و روش تحقیق را گذرانده بودند از نظر
مدیریت اطلاعات با سایر دانشجویان اختلاف معناداری داشتند(01/0P<).
نتیجهگیری: با
توجه به توسعهی روزافزون فنآوری
اطلاعات، نیاز به گسترش مهارتهای سواد اطلاعاتی بویژه در افرادی که با بخش سلامت
در ارتباط خواهند بود بسیار محسوس است. اگر چه میانگین سواد اطلاعاتی دانشجویان
نسبتاً خوب برآورد شد، لازم است تدابیری برای بهبود مؤلفههای سواد اطلاعاتی ایشان
اتخاذ گردد.
لیلا گودرزی، اصلان نظری، قاسم رجبی واسوکلایی، محمد سلیمی، مهدی رعدآبادی،
دوره 8، شماره 4 - ( 8-1393 )
چکیده
زمینه و هدف : دانشجویان به دلیل شرایط خاص دانشجویی از جمله دوری از خانواده، وارد شدن به مجموعه ای بزرگ و پرتنش، مشکلات اقتصادی و نداشتن درآمد کافی مستعد از دست دادن سلامت روانی هستند. این مطالعه با هدف تعیین وضعیت سبک و شیوه ی زندگی دانشجویان دانشکده پیراپزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران انجام گرفت.
روش بررسی: در این مطالعه ی توصیفی- مقطعی که در دانشکده پیراپزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران صورت گرفت، 120 نفر از دانشجویان مشغول به تحصیل با استفاده از روش نمونه گیری ساده وارد مطالعه شدند. ابزار گردآوری اطلاعات شامل دو بخش مشخصات دموگرافیک دانشجویان و سوالات شیوه ی زندگی بود. اطلاعات با استفاده از نرم افزار SPSS.18 و به کمک آزمون های آماری تی تست و آنوا تحلیل شد.
یافتهها: نمره ی آزمون شیوه ی زندگی دانشجویان مورد مطالعه، در محدوده ی متوسط قرار داشته و با وضعیت خوب فاصله دارد. آزمون تی زوج دو نمونه ای رابطه معناداری بین جنسیت و وضعیت تاهل و نمره ی شیوه ی زندگی دانشجویان نشان نداد(05/0 < P ). آزمون آماری آنوا نیز رابطه معناداری بین سن، مقطع تحصیلی، معدل و سال ورودی دانشجویان با مولفه شیوه ی زندگی نداشت.
نتیجهگیری: نمره ی آزمون شیوه ی زندگی دانشجویان مورد مطالعه در محدوده ی متوسط قرار داشت . لازم است برنامه های مداخله ای و آموزشی استاندارد به منظور تغییر سبک زندگی دانشجویان طراحی شود. سیست م های حمایتی ، تغذیه ای و ورزشی، برنامه های آموزشی، فرهنگی و تفریحی م ی تواند دغدغه های تحصیلی و مشغله ی این گروه جمعیتی را کم رنگ سازد.
مصطفی ربیعیان، علیرضا دررودی، نادر بهمن، عارفه احمدی، نگین بشری،
دوره 9، شماره 2 - ( 4-1394 )
چکیده
زمینه و هدف: کار آفرینی در عصر حاضر از نظر برخی اقتصاددانان و صاحب نظرا ن، موتور حرکت و پیشرفت اقتصادی
است . توسعه کارآفرینی ، نیازمند داشتن روحی هی بالای کارآفرینی است و در دانشگاهها، دانشجویان به عنوان پای ههای اصلی
کارآفرینی محسوب می گردند . لذا در این پژوهش به ارزیابی و تعیین روحیه ی کارآفرینی دانشجویان دانشکده پیراپزشکی
دانشگاه علوم پزشکی تهران در سال 92 پرداخته شد.
روش بررسی: مطالعه حاضر یک مطالعه توصیفی– تحلیلی بود که به صورت مقطعی انجام شد. جامعه آماری شامل کلیه
دانشجویان دانشکده پیراپزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران ورودی های مهرماه 1390 و 1391 در مقطع کارشناسی بودند
که بر اساس روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای متناسب با حجم جامعه، تعداد 216 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار
پژوهش پرسش نامه ای استاندارد شده شامل دو بخش دموگرافیک و اطلاعات مربوط به مولفه های کارآفرینی بود. تجزیه و
تحلیل داده ها با استفاده از آزمون های آمار توصیفی و استنباطی شامل آزمون تی تک نمونه ای و تی مستقل، انجام گرفت.
20 سال بود. درصد امتیاز کسب شده روحیه کارآفرینی کلیه /44±1/ یافته ها: میانگین و انحراف معیار سنی دانشجویان 09
59 بود که بالاتر از حد میانگین درصد امتیاز کسب شده( 50 ) بود. / دانشجویان 90
نتیجه گیری: دانشجویان مورد مطالعه، از روحی هی کارآفرینی بالاتر از میانگین برخوردارند و این مساله م یتواند زمینه ای
مساعد برای اجرا و پیشبرد برنام ههای مربوط به توسعه و آموزش های کارآفرینی در دانشکده پیراپزشکی ایجاد کند
میثم داستانی ، حامد محمدی،
دوره 9، شماره 3 - ( 6-1394 )
چکیده
زمینه و هدف: اینترنت و وب از مهم ترین ابزارهای دسترسی به اطلاعات در عصر حاضر هستند و تعیین کیفیت
اطلاعات دریافت شده از این ابزار، از اهمیت بالایی برخوردار است. لذا هدف از این مطالعه، تعیین میزان کاربرد معیارهای
کیفیت اطلاعات وب در دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی گناباد می باشد.
1391 در دانشگاه علوم پزشکی گناباد انجام شد. جامعه ی این - روش بررسی: این پژوهش پیمایشی در سال تحصیلی 92
پژوهش، کلیه دانشجویان مقطع کارشناسی بودند. به همین منظور، تعداد 235 نمونه از دانشجویان انتخاب شدند. جهت
جمع آوری اطلاعات از پرسش نامه با مقیاس لیکرت استفاده شد که پایایی و روایی آن در مطالعات مشابه تعیین شده بود.
نسخه 20 و با استفاده از آمار توصیفی، داده های جمع آوری شده بررسی شد. SPSS با استفاده از نرم افزار
59 درصد) توجه زیادی / یافته ها: نتایج این پژوهش حاکی از آن است که بیشترین تعداد دانشجویان به ربط اطلاعات( 1
44 ) در اولویت بعدی بیشترین میزان توجه / 47 درصد) و قابلیت فهم بودن( 7 / می کنند، و همچنین معیارهای ارزش افزوده( 7
12 درصد) نیز کمترین میزان توجه و کاربرد را در بین / 19 درصد) و اعتبار( 8 / دانشجویان قرار دارند. معیار یکدستی( 1
دانشجویان داشتند.
نتیجه گیری: یافته های به دست آمده نشان می دهد که دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی گناباد به تمامی معیارهای کیفیت
اطلاعات در وب توجه نم یکنند و به هنگام جستجوی اطلاعات در وب، به مربوط بودن اطلاعات و تکراری نبودن، تازه و
نوآورانه بودن و قابل فهم بودن اطلاعات دریافتی از وب بیشترین میزان توجه را دارند
اسداله خواهنده کارنما، عامر دهقان نجم آبادی، مهدی تاج پور،
دوره 11، شماره 2 - ( 4-1396 )
چکیده
زمینه و هدف: مطالعه ی ارتباط گرایش کارآفرینانه با عملکرد شغلی کارکنان در مرکز بهداشت و درمان دانشگاه تهران، منجربه بهبود عملکرد رقابتی سازمان ها می گردد. هدف پژوهش حاضر، تبیین و تعیین ارتباط گرایش کارآفرینانه با عملکرد شغلی کارکنان مرکز بهداشت و درمان دانشجویان دانشگاه تهران است.
روش بررسی: پژوهش حاضر از لحاظ نحوه گردآوری داده ها از نوع توصیفی-تحلیلی کاربردی است. همچنین داده های جمع آوری شده از نوع روش تحقیق کمی که از پرسشنامه ی استاندارد گرایش کارآفرینانه ی لامپکین و دس و پرسشنامه ی استاندارد عملکرد شغلی بایرن و کن وای استفاده شده است. کارکنان مرکز بهداشت و درمان دانشگاه تهران، جامعه ی آماری پژوهش را تشکیل دادند که با استفاده از روش نمونه گیری طبقه ای تصادفی، تعداد ۱۰۸ نفر به عنوان نمونه آماری انتخاب گردیدند. تجزیه و تحلیل اطلاعات با استفاده از نرم افزار SPSS وSMART PLS در دو بخش مدل اندازه گیری و بخش ساختاری انجام پذیرفت.
یافته ها: نتایج پژوهش، حاکی از ارتباط مثبت و معنادار گرایش کارآفرینانه و ابعاد آن شامل نوآوری، ریسک پذیری و پیشگامی بر عملکرد شغلی کارکنان است. همچنین ابعاد گرایش کارآفرینانه، هرچند از همبستگی بالایی با یکدیگر برخوردارند، لیکن تاثیر یکسانی بر عملکرد شغلی ندارند. پیشنهاد می شود مدیران مرکز باتوجه به اهمیت هرکدام از ابعاد گرایش کارآفرینانه، فعالیت هایی را تعریف نمایند که باعث افزایش عملکرد شغلی کارکنان مرکز گردد.
نتیجه گیری: باتوجه به نتایج این مطالعه، اندیشیدن تدابیری جهت افزایش فعالیت های کارآفرینانه ی کارکنان در مراکز بهداشت و درمان، می تواند منجربه افزایش عملکرد شغلی کارکنان در این مراکز شود.
ابوالفضل طاهری، فریدون آزاده، محمد مردای جو، امید یوسفیان زاده،
دوره 11، شماره 3 - ( 4-1396 )
چکیده
زمینه و هدف: در علوم پزشکی، آینده ی شغلی دانشجویان، نیازمند توانایی حل مسئله و تصمیمگیری در مورد مشکلات بیمار برای ارائه ی یک مراقبت مناسب میباشد. مطالعه ی حاضر در راستای تعیین وضعیت گرایش به تفکر نقاد در دانشجویان ترم اول و آخر دانشکده پیراپزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران در سال تحصیلی ۹۲-۹۱ انجام شد.
روش بررسی: در این مطالعه توصیفی پیمایشی، ۲۵۰ تن از دانشجویان دانشکده پیراپزشکی از طریق نمونهگیری تصادفی مورد پژوهش قرار گرفتهاند. ابزار مورد استفاده، پرسشنامه "مقیاس گرایش به تفکر نقاد ریکتس(۲۰۰۳)"، حاوی ۳۳ سوال ۵ گزینهای بود. دادهها توسط نرم افزار spss و با استفاده از آزمون های t-test و ANOVA تجزیه و تحلیل گردید.
یافته ها: میانگین سطح گرایش به تفکر نقاد دانشجویان ۳/۵۴ است و نیز نتایج نشان از وضعیت متوسط میزان تفکر نقاد در دانشجویان دارد. همچنین نتایج آزمون t نشان داد که بین دانشجویان ترم اول و آخر در زمینه گرایش به تفکر نقاد تفاوت وجود دارد. بر این اساس، میزان گرایش به تفکر نقاد در دانشجویان ترم آخر بیشتر از دانشجویان ترم اول میباشد. در زمینه ی مقایسه ی گرایش به تفکر نقاد در بین رشتههای مختلف، تفاوت معنی داری مشاهده نشد.
نتیجهگیری: علی رغم بالا بودن سطح گرایش به تفکر نقاد در دانشجویان ترم آخر و هدایت یکسان در زمینه افزایش سطح گرایش به تفکر نقاد برای کلیه رشتهها، اما میزان این متغیر در حد ایدهآل و مطلوبی قرار ندارد. بنابراین ضروری است میزان این متغیر با استفاده از تمهیداتی در برنامههای آموزشی بالاتر رود تا بتوان به حد مطلوب نزدیک شد.
علی دررودی، علیرضا دررودی، حمیده رشیدیان، رجبعلی درودی،
دوره 12، شماره 1 - ( 2-1397 )
چکیده
زمینه و هدف: یکی از مهمترین تصمیمات دانشجویان مقطع تحصیلات تکمیلی انتخاب موضوع پایان نامه است و عوامل زیادی در این تصمیم اثر میگذارند. بدین منظور این مطالعه با هدف اولویتبندی معیارهای انتخاب موضوع پایان نامه از دید دانشجویان دکتری با استفاده از روش AHP و رتبه بندی انجام گرفت.
روش بررسی: مطالعه ی تحلیلی حاضر در سال 1394 بر روی دانشجویان دکتری تخصصی دانشکده بهداشت دانشگاه علوم پزشکی تهران که در زمان انجام مطالعه در مرحله ی انتخاب موضوع پایان نامه بودند، انجام گرفت. ابزار پژوهش، پرسش نامهی طراحی شده شامل سه بخش: سؤالات دموگرافیک، سوالات مقایسه زوجی معیارها و در نهایت رتبه بندی معیارهای تاثیرگذار بر انتخاب موضوع پایان نامه بود. تجزیه و تحلیل دادهها با استفاده از روش AHP، آمار توصیفی و استنباطی شامل آزمون
Mann-Whitney، انجام گرفت.
یافته ها: تعداد 80 نفر از دانشجویان در این مطالعه شرکت کردند که 43 نفر(53/8 درصد) از آنها مرد بودند. بر اساس روش AHP، مهمترین معیار برای انتخاب موضوع پایان نامه، تازگی موضوع و کم اهمیتترین آن محدود نبودن مکان اجرا به محل تحصیل بود. مهمترین معیار بر اساس روش رتبهای علاقه به موضوع و کم اهمیتترین آن محدود نبودن مکان اجرا به محل تحصیل بود.
نتیجهگیری: اگرچه بین دو روش استفاده شده برای اولویت بندی معیارهای موثر در انتخاب موضوع پایان نامه تا حدودی تفاوت وجود داشت، با این حال بر اساس هر دو روش مهمترین معیارهای انتخاب موضوع پایان نامه از دید دانشجویان دکتری دانشکده بهداشت شامل تازگی موضوع، تسلط استاد راهنما به موضوع، دسترسی به امکانات و علاقه به موضوع بود.
محمدحسین رونقی،
دوره 13، شماره 4 - ( 8-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: موک به معنای دورههای برخط گسترده، رویکردی آموزشی است که امکان دسترسی دانشجویان مختلف را به دوره های برخط در سراسر دنیا فراهم میکند و معمولا رایگان است. روند رشد مستمر و سریع موکها توجه جوامع آموزشی را به خود جلب کرده است و محبوبیت فراوانی را در بسیاری از دانشگاهها به دست آورده است. از همین رو پژوهشی کاربردی، بر مبنای نظری پذیرش و مدل استفاده از فناوری، جهت تحقق پذیرش و استفاده دانشجویان علوم پزشکی از موکها انجام شده است.
روش بررسی: روش پژوهش، پیمایشی-توصیفی است که در سال 1398 انجام شده است. نمونه آماری شامل 367 نفر از دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی شیراز است که بر اساس روش نمونهگیری ساده تصادفی انتخاب شدهاند. ابزار جمعآوری اطلاعات پرسشنامه است که روایی و پایایی آن تایید شده است. دادهها با استفاده از نرم افزار 8/8LISREL و SPSS تجزیه و تحلیل شدند.
یافتهها: بخش مهمی از یافتههای پژوهش نشان میدهد که رابطه مثبت و معناداری بین مولفههای انتظار عملکرد و قصد رفتاری، انتظار تلاش و قصد رفتاری، شرایط تسهیلگر و استفاده از سامانه و قصد رفتاری و استفاده از سامانه وجود دارد.
نتیجهگیری: با توجه به نتایج مطالعهی حاضر، انگیزهی مدیران موک جهت پیادهسازی موثر سامانه به شدت در گرو قصد رفتاری کاربران به خصوص تمایل دانشجویان علوم پزشکی در جهت پذیرش و استفاده از سامانه است.
کبری ناخدا، محمدعلی حسینی، کامران محمدخانی، نادر قلی قورچیان،
دوره 14، شماره 4 - ( 7-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: رضایت دانشجوی خارجی به عنوان عنصر حیاتی در دانشگاههای بین المللی و یکی از روشهای ارتقا در رتبهبندی جهانی، و به عنوان یک فاکتور رقابتی به شمار میآید؛ از این رو پژوهش حاضر با هدف ارایه مدلی برای ارتقای رضایتمندی دانشجویان خارجی علوم پزشکی در شهر تهران انجام پذیرفت.
روش بررسی: روش پژوهش، آمیخته(کمی-کیفی) از نوع اکتشافی-تأییدی است. جامعه آماری شامل خبرگان، مدیران بخش بین الملل و دانشجوی خارجی به تعداد(۱۳۵۲ نفر) در سه دانشگاه علوم پزشکی تهران، شهید بهشتی و ایران است. روش نمونهگیری در بخش کیفی، هدفمند و حجم نمونه تعداد ۲۱ نفر از استادان می باشند. در بخش کمی از روش خوشه ای چند مرحله ای تعداد ۴۵۰ نفر از دانشجویان خارجی انتخاب شدند. ابزار پژوهش در بخش کیفی مصاحبه نیمه ساختار یافته و در بخش کمی پرسش نامه ی محقق ساخته است که روایی صوری و محتوایی با استفاده از نظرات متخصصان مورد تأیید و پایایی آن با روش آلفای کرونباخ ۰/۹۲ به دست آمد.
یافته ها: بر اساس نتایج پژوهش، بیشترین عامل تاثیرگذار در مدل رضایتمندی دانشجویان خارجی شامل خدمات مجازی(۰/۸۴)، وفاداری(۰/۸۱)، میزان شهرت و رتبه دانشگاه(۰/۷۸)، فرایند پذیرش و جذب(۰/۷۵)، خدمات پژوهشی(۰/۷۲)، خدمات کارکنان و مدیریت(۰/۷۱)، خدمات بین المللی(۰/۷۰)، خدمات آموزشی(۰/۶۸)، خدمات سلامت(۰/۶۷)، خدمات رفاهی(۰/۶۵)، تسهیلات امور مالی(۰/۶۴)، زیرساخت دانشگاه(۰/۶۳) و خدمات فرهنگی(۰/۶۱) است.
نتیجه گیری: دانشگاه ها برای جذب منابع مالی، رقابت بینالمللی، بهبود رتبه منطقه ای و جهانی باید برای ارتقای سطح رضایتمندی دانشجویان خارجی اولویت های مدل رضایتمندی ارایه شده را در نظر گرفته و برای آن برنامه ریزی داشته باشند.
آرمان بهاری، بهنوش مودی،
دوره 15، شماره 4 - ( 7-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: افزایش استفاده از تلفنهای هوشمند، بهبود وضعیت شبکه اینترنت جهانی و همچنین نیاز به انعطافپذیری در فرایند آموزش، پیادهسازی یادگیری الکترونیک را در جامعه بشری امری اجتنابناپذیر نموده که محدودیتهای زمانی و مکانی را از بین برده و آموزش برابر را فراهم نموده است. با وجود این، سرعت ایجاد و توسعهی آن مخصوصاً در دانشگاهها و مراکز آموزش عالی در کشورهای در حال توسعه همچون ایران آهسته و بسیار کم است. ازاینرو در پژوهش حاضر به بررسی عوامل موثر بر ایجاد و توسعهی یادگیری الکترونیک از دیدگاه دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی زاهدان پرداخته شده است.
روش بررسی: این پژوهش کاربردی و بهصورت توصیفی-پیمایشی انجام شده است. نمونه آماری شامل ۳۱۳ نفر از دانشجویان در حال تحصیل در دانشگاه علوم پزشکی زاهدان در سال تحصیلی ۱۳۹۶-۱۳۹۵ میباشد که به روش تصادفی ساده انتخاب شدند. دادهها با استفاده از پرسشنامهی محققساخته، جمعآوری و با استفاده از آزمونهای آماری و نرمافزار SPSS تجزیه و تحلیل گردید.
یافتهها: یافتهها نشاندهندهی آن است که ۶ شاخص منتخب این پژوهش از نظر دانشجویان بر ایجاد و توسعهی یادگیری الکترونیک در دانشگاه علوم پزشکی زاهدان موثر بوده و عوامل به ترتیب از بیشترین به کمترین تاثیر عبارتند از: کیفیت اطلاعات و محتوا(۴/۲۵)، تمایل فراگیران(۴/۱۱)، کیفیت سیستم(۴/۱۰)، عوامل تسهیلکننده(۴/۰۵)، تعامل دانشجو و استاد(۳/۹۸) و کیفیت استاد(۳/۸۴).
نتیجهگیری: با توجه به یافتههای مطالعهی حاضر، میتوان نتیجه گرفت که سیاستگذاران و مدیران دانشگاه با توجه به اهمیت هرکدام از عوامل به سرمایهگذاری و توسعهی یادگیری الکترونیک برای ارایه خدمات بهتر به دانشجویان و استادان دانشگاه بپردازند.
اشرف دهقانی، مریم قنبری خشنود، سمیه امینی سرتشنیزی، آرزو فرهادی،
دوره 17، شماره 1 - ( 1-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: پیدایش و تداوم کرونا، دانشگاهها و مراکز آموزش عالی را بر آن داشت تا با تغییر در راهبرد آموزشی خود بتوانند اقدام مناسب و همسو با این شرایط را برای پیشبرد اهداف خود به انجام رسانند. بهدلیل اهمیت آموزش و یادگیری الکترونیکی در پاسخ به این شرایط، پژوهش حاضر با هدف واکاوی تجربه زیسته دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی همدان از یادگیری الکترونیکی در بحران کووید-19 انجام شد.
روش بررسی: این پژوهش کیفی و با رویکرد پدیدارشناسی تفسیری است. روش نمونهگیری بهصورت هدفمند انجام شد. برای گردآوری دادهها از مصاحبهی نیمهساختاریافته استفاده شد. پس از مصاحبهی سیزدهم، اشباع نظری دادهها حاصل شد و فرایند مصاحبه با نفر شانزدهم پایان یافت. بهمنظور تجزیه و تحلیل متن مصاحبهها از روش کلایزی استفاده گردید.
یافتهها: از تحلیل دادههای بهدست آمده، سه مضمون اصلی: «ارتباط و تعامل» با پنج مضمون فرعی(عدم تعامل مناسب بین دانشجو/ استاد و دانشجو/ دانشجو، سلب انگیزه، امنیت و سلامت روان، اشتراک دانش و صرفهجویی در زمان و هزینه)؛ «مدیریت زمان و سبک یادگیری» با شش مضمون فرعی(کیفیت پایین تدریس، استرس، دسترسی و تأمین منابع، سلامت آزمون، کسب تجربه و مهارت و فرصت یادگیری مجدد و نوآوری در آموزش) و «زیرساختها و امکانات فنی» با سه مضمون فرعی(پشتیبانی ضعیف، نادیده گرفتن برابری آموزشی و ارتقای سواد رسانهای) استخراج گردید. تعامل ضعیف بین استاد و دانشجو، افزایش سطح اضطراب و مسئولیت فردی برای موفقیت در یادگیری و ضعف زیرساختهای فنی و مدیریتی، عمدهترین چالشهای بهدست آمده از این سه مضمون بودند. فراهم کردن زمینهای برای پژوهش، خودتنظیمی و خودراهبری در یادگیری، افزایش دانش و مهارتهای فناوری اطلاعات و ارتباطات از جمله فرصتهایی است که در این مضامین گنجانده شدهاند.
نتیجهگیری: نتایج پژوهش حاضر، ضرورت توجه به رویکرد تعامل و ارتباط میان یاددهنده و فراگیر، بازنگری در شیوههای آموزش و مهارتآموزی، ارتقای کیفیت یادگیری الکترونیکی و آمادهسازی زیرساختهای مناسب برای بهرهگیری مطلوب از یادگیری الکترونیکی را ایجاب میکند.
مریم بهرامی، سمیه محمدی، مصطفی روشن زاده، سمانه دهقان ابنوی، علی تاج، فاطمه مرکی،
دوره 17، شماره 4 - ( 7-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: دانشجویان اتاق عمل به دلایل مختلف اضطراب را تجربه میکنند که بر روند آموزشی آنها مانند بخیهزدن تاثیر میگذارد. باتوجه به نقش مؤثر شبیهسازی در ارتقای آموزش دانشجویان، این مطالعه با هدف تاثیر شبیهسازی بخیهزدن پوست حیوان بر میزان مهارت و سطح اضطراب دانشجویان اتاق عمل انجام شد.
روش بررسی: مطالعهی نیمهتجربی حاضر با طرح دو گروهی قبل و بعد با ۴۰ دانشجوی اتاق عمل دانشگاه علوم پزشکی شهرکرد(شهرکرد و بروجن) سال ۱۳۹۹ انجام شد. نمونهها بهروش مبتنی بر هدف انتخاب و تصادفی به دو گروه آزمون و کنترل اختصاص یافتند. دادهها قبل و بعد از مداخله توسط ابزار اضطراب اشپیلبرگر و پرسشنامهی مهارت بخیهزدن جمعآوری و توسط نرمافزار SPSS و آزمونهای آمار توصیفی و تحلیلی(کای دو، تی تست، تی زوجی) آنالیز گردید.
یافتهها: در این مطالعه ۳۰ نفر(۷۵٪) از نمونهها در سنین ۲۵-۱۸ و ۱۰نفر(۲۵٪) از آنها ۳۵-۲۶ سن داشتند. ۱۰ نفر(۲۵٪) مرد و۳۰نفر(۷۵٪ زن) بودند. همچنین از نظر تاهل، ۷نفر(۵/۱۷٪) متاهل و ۳۳نفر(۵/۸۲٪) مجرد بودند. آزمون تیتست نشان داد که میانگین اضطراب آشکار در گروه مداخله۲۲۳۵±۳۶/۱۰) و کنترل(۱۵/۹۲±۴۱/۷) بعد از مداخله معنیدار نبود(۰/۳۴۶=P). همچنین میانگین اضطراب پنهان در گروه مداخله(۶۵/۴۷±۳۶/۱۰) و کنترل(۶۵/۱۳±۳۸/۶) تفاوت معنیداری نداشت(۰/۰۸۹= P). آزمون تیتست نشان داد که مهارت بخیهزدن بعد از مداخله در دو گروه مداخله(۲/۲۲±۲۸/۵۸) و کنترل(۳/۱۲±۲۳/۴۲) تفاوت معنیداری داشت(۰/۰۴=P).
نتیجهگیری: بافت مانکنهای بخیه نسبت به پوست انسان از نظر قوام بسیار متفاوت است و حس مشابه بخیه روی پوست طبیعی را به دانشجویان منتقل نمیکند. از طرفی ورود و خروج و حرکت سوزن و نخ در پوست گوسفند راحتتر بوده و این خود امکان انجام راحتتر بخیهزدن را برای دانشجویان فراهم میکند. از اینرو پیشنهاد میشود که برای آموزش دانشجویان اقدام به خرید و آمادهسازی پوست گوسفند نموده و آموزش بخیه را روی آن انجام دهند.
مینا شیروانی، مصطفی روشن زاده، مریم ربیعی فرادنبه، راضیه میرزاییان،
دوره 18، شماره 2 - ( 3-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: دانشجویان پرستاری در معرض استرسهای آموزشی، خانوادگی و اجتماعی هستند و عوامل مختلف میتوانند بر سلامت روانی آنان تأثیر بگذارند. لذا در راستای توجه به ابعاد مختلف سلامت انسان و جهت بررسی اثرات معنویت بر سلامت، پژوهش حاضر با هدف تعیین تأثیر روزهداری بر سلامت روان دانشجویان پرستاری دانشکده علوم پزشکی بروجن انجام شد.
روش بررسی: مطالعهی نیمهتجربی حاضر با طرح پیش آزمون-پس آزمون در سال ۱۴۰۱ در دانشگاه علوم پزشکی شهرکرد انجام شد. ۹۰ نفر از دانشجویان پرستاری دانشکده علوم پزشکی بروجن به روش در دسترس انتخاب شده و به طور تصادفی ساده به دو گروه مداخله و کنترل تخصیص یافتند. مداخله در این مطالعه شامل حداقل ۲۳ روز روزهداری در ماه رمضان بود. دادهها قبل و بعد از مداخله توسط پرسشنامهی اطلاعات جمعیتشناختی و ابزار استاندارد افسردگی، اضطراب و استرس فرم ۲۱ سوالی(DASS) جمعآوری شدند. جهت تجزیه و تحلیل دادهها از نرمافزار SPSS استفاده شد. آزمونهای آماری توصیفی شامل درصد، فراوانی، میانگین و انحرافمعیار و همچنین آزمونهای آماری استنباطی شامل تیتست، تی زوج، آنالیز واریانس و کای دو به کار برده شد.
یافتهها: میانگین کل سلامت روان در دانشجویان بین گروههای مداخله(۱۱/۶۲±۳۲/۳۲) و کنترل(۱۴/۰۹±۲۹/۸۷) قبل از مداخله تفاوت معنیداری نداشت(۰/۰۸=P). میانگین کل سلامت روان بعد از مداخله بین گروه مداخله(۵/۷۱±۲۰/۶) و کنترل(۸/۹±۲۹/۴۹) تفاوت معنیداری داشت(۰/۰۴=P). میانگین کل سلامت روان در گروه کنترل قبل (۱۴/۰۹±۲۹/۸۷) و بعد(۸/۹±۲۹/۴۹) از مداخله تفاوت معنیداری نداشت(۰/۱۵=P). در حالیکه میانگین کل سلامت روان قبل(۱۱/۶۲±۳۲/۳۲) و بعد(۵/۷۱±۲۰/۶) از مداخله در گروه مداخله تفاوت معنیدار داشت(۰/۰۰۱=P). مقایسهی ابعاد سلامت روان قبل و بعد از مداخله در گروه مداخله حاکی از آن بود که اضطراب(۰/۰۴=P) و استرس(۰/۰۰۳=P) بعد از مداخله نسبت به قبل آن کاهش معنیداری داشته است. این در حالیاست که بعد افسردگی در گروه مداخله قبل و بعد از مداخله تغییر معنیداری نداشت(۰/۰۶=P).
نتیجهگیری: با توجه به نتایج، باید گفت بررسی منظم و دورهای سطح سلامت روان در دانشجویان باید مورد توجه قرار گیرد. همچنین برنامههای آموزشی و تربیتی با موضوع روزهداری جهت ارتقای سلامت روان ترویج داده شود.
شقایق تقی زاده، شهنام صدیق معروفی، کیمیا خنکدار، عطیه سادات سجادی، علیرضا باباجانی،
دوره 19، شماره 2 - ( 4-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: سبک یادگیری، رویکرد ترجیحی هر فراگیر برای دریافت، پردازش و یادگیری اطلاعات است و بهعنوان یکی از عوامل تأثیرگذار در ارتقای فرایند آموزش و یادگیری دانشجویان شناخته میشود. مطالعهی حاضر با هدف بررسی ارتباط بین سبکهای یادگیری بر اساس مدل VARK با جنسیت، عملکرد تحصیلی و نیمسال تحصیلی دانشجویان کارشناسی هوشبری دانشگاه علوم پزشکی ایران (IUMS) انجام شد.
روش بررسی: این پژوهش از نوع توصیفی-تحلیلی(مقطعی) و در سال تحصیلی ۱۴۰۲-۱۴۰۱ با روش سرشماری بر روی ۶۵ نفر از دانشجویان کارشناسی هوشبری دانشگاه علوم پزشکی ایران که در ترمهای دوم، چهارم و ششم مشغول به تحصیل بودند، انجام گرفت. برای جمعآوری دادهها از نسخه روانسنجیشده پرسشنامهی VARK با ضریب پایایی آلفای کرونباخ ۹۸/۶ استفاده شد. دادهها با نرمافزار SPSS و با بهرهگیری از آزمونهای آماری توصیفی(میانگین و درصد فراوانی) و استنباطی(کایدو و ANOVA) تحلیل گردید. سطح معناداری ۰/۰۵>P در نظر گرفته شد.
یافتهها: از مجموع ۶۰ پرسشنامه تکمیلشده(۳۲ دانشجوی دختر و ۲۸ دانشجوی پسر)، ۸۶/۷ درصد از دانشجویان تنها از یک سبک یادگیری(تکوجهی) و ۱۳/۳ درصد از چند سبک یادگیری(چندوجهی) استفاده میکردند. سبک یادگیری غالب، سبک شنیداری با ۴۶/۷ درصد بود و سبک حرکتی با ۲۳/۳ درصد در رتبه دوم قرار گرفت، در حالیکه سبک بینایی با تنها ۵ درصد کمترین فراوانی را داشت. در میان سبکهای چندوجهی، ترکیب شنیداری–حرکتی با ۶/۷ درصد شایعترین بود. در تمام ترمهای تحصیلی(دوم، چهارم و ششم)، سبک شنیداری سبک غالب محسوب میشد و تفاوت معناداری بین ترمهای مختلف از نظر نوع سبک یادگیری مشاهده نشد(۰/۰۹۴=P). همچنین در هر دو گروه جنسیتی نیز سبک شنیداری بیشترین فراوانی را داشت و تفاوت آماری معناداری بین دختران و پسران از لحاظ سبک یادگیری وجود نداشت(۰/۲۲۹=P). نتایج آزمون ANOVA نیز نشان داد که میان سبکهای یادگیری و عملکرد تحصیلی دانشجویان(میانگین معدل ۱۷/۰۵)، ارتباط آماری معناداری وجود ندارد(۰/۳۴۵=P).
نتیجهگیری: یافتهها نشان داد بیشتر دانشجویان از یک سبک یادگیری ترجیحی، بهویژه سبک شنیداری، استفاده میکنند و تفاوت معناداری بین سبکهای یادگیری با جنسیت، ترم تحصیلی و عملکرد تحصیلی وجود نداشت. شناسایی سبکهای یادگیری و انطباق روشهای آموزشی با آنها میتواند به بهبود فرایند یاددهی-یادگیری کمک کند. پیشنهاد میشود ارزیابی سبکهای یادگیری در ابتدای دوره تحصیل انجام و در برنامهریزی آموزشی مدنظر قرار گیرد. همچنین انجام مطالعات گستردهتر و بررسی تأثیر آموزش مبتنیبر سبکهای یادگیری بر رضایت و عملکرد تحصیلی توصیه میشود.