جستجو در مقالات منتشر شده


8 نتیجه برای درد

محمد مهدی سپهری، سارا نادری، منصوره نادری،
دوره 11، شماره 2 - ( 4-1396 )
چکیده

زمینه و هدف: توان خدمت دهی فرایندی است که در آن به طور همزمان با افزایش خدمات قابل ارائه به بیماران، کاهش هزینه های عملیاتی را در بر دارد. هدف این پژوهش استخراج و اولویت بندی عوامل تأثیرگذار بر توان خدمت دهی در بخش اورژانس بیماران قلبی بوده است.
روش بررسی: مطالعه ی حاضر از نوع توصیفی- موردی، از طریق مصاحبه ی حضوری با خبرگان و طراحی پرسشنامه ی خبره با استفاده از معیارهای مدیریتی اورژانس های بیمارستانی وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی و تکمیل پرسشنامه توسط خبرگان یکی از بیمارستان های دانشگاهی تهران، 6 شاخص و 26 زیر شاخص استخراج و داده ها با استفاده از ابزارهای تصمیم گیری با معیارهای چند گانه، ANP و DEMATEL تحلیل گردید.
یافته‌ها: از میان 26 زیرشاخص، 6 شاخص با اولویت برتر تأثیر 72 درصدی بر روی توان خدمت دهی داشته اند. از بین 6 اولویت برتر، راهنماهای بالینی اورژانس قلب به عنوان مهمترین شاخص در بیشینه توان خدمت دهی به بیماران درد قفسه سینه در اورژانس بیمارستان مورد مطالعه استخراج گردید.
نتیجه‌گیری: حاصل این پژوهش تعیین اولویت های ارتقای توان خدمت‌دهی در بخش‌های اورژانس قلب است که به روش انتخاب مشخصه ها از طریق ترکیب روش ANP و DEMATEL برای اولین بار انجام شد و می تواند به عنوان راهگشایی در راستای ارتقای توان خدمت دهی بخش‌های مراکز درمانی به ویژه مراکز دانشگاهی برای برنامه ریزان و سیاست گذاران حوزه ی بهداشت و درمان قرار گیرد.

فخرالدین معروفی، عادل صلواتی، جلیل مارابی، فائزه فروزانفر،
دوره 11، شماره 4 - ( 9-1396 )
چکیده

زمینه و هدف: اختلالات ‌اسکلتی- عضلانی ناشی از کار درصد بالایی از مشکلات جسمی و روحی به ویژه در کارکنان درمانی را تشکیل می‌دهد. هدف این پژوهش بررسی اثربخشی آموزش اصول ارگونومی و ورزش بر میزان درد گردن پرستاران بیمارستان ‌توحید سنندج می‌باشد.
روش‌بررسی: این مطالعه نیمه تجربی و مداخله‌ای، بر روی ۶۰ نفر از پرستاران بیمارستان توحید سنندج که در طول سه ماه پایان سال ۱۳۹۴ به درد گردن مبتلا بوده و به روش نمونه‌گیری تصادفی انتخاب و به دو گروه ‌مداخله و شاهد تقسیم شدند، صورت گرفت. داده‌ها با استفاده از پرسشنامه استاندارد Modified Qswestry Neck Pain Questionnaire و مقیاس ارزیابی شدت دردNumeric Rating Scale  جمع آوری شد. پس از آموزش ارگونومی و تمرینات ورزشی به گروه مداخله، ارزیابی مجدد انجام و نتایج با گروه شاهد مقایسه شد. آنالیز داده‌ها با استفاده از نرم‌افزار Mini tab۱۶ و آمار توصیفی و تحلیلی از طریق آزمون t زوجی، ضریب ‌همبستگی و رگرسیون‌ خطی انجام شد.
یافته‌ها: میانگین سن در گروه شاهد و مداخله به ترتیب ۳۵ و ۳۳ سال، و میانگین سابقه کار به ترتیب ۱۳ و ۱۲/۹ سال بود. بین سه متغیر سن، سابقه کار و تاهل و متغیر شدت درد قبل و بعد از مداخله ارتباط معناداری وجود دارد(۰/۰۵>P-value)، اما جنسیت تاثیری بر شدت درد ندارد(۰/۱۲۸=P-value). 
نتیجه‌گیری: استانداردسازی روش‌های انجام‌ کار و اجرای تمرینات ورزشی، موجب کاهش درد گردن و افزایش توانایی جسمی کارکنان شده است که می‌تواند موجب کاهش روزهای غیبت از کار و افزایش انگیزه ی کارکنان گردد.

امیرحسین اسکندری، صدف علی پور،
دوره 13، شماره 3 - ( 6-1398 )
چکیده

زمینه و هدف: جراحی پستان یکی از اعمال بسیار شایع در جهان و ایران است. در حال حاضر تجویز داروهای مخدر شایعترین روش کنترل درد پس از جراحی می­باشد، لیکن توجه به پیامدهای ناشی از مصرف بالای آن ضرورت کاهش مصرف و جایگزینی با داروی دیگر را می­طلبد.هدف این مطالعه«تعیین تاثیر گاباپنتین در میزان مصرف مخدر و کنترل درد حاد پس از جراحی­‌های پستان» است.
روش بررسی: برای انجام این مطالعه، از طریق جستجو در پایگاه­های اطلاعاتیPubmed ، Ovid، Medline و Scopus از سال 2000 تا 2019، و Google Scholar در 350 نتیجه اول، مطالعات کارازمایی بالینی و مقالات مروری نظام مند، جمع­‌آوری شدند. 62 مقاله مرتبط توسط دو محقق، بررسی و در نهایت مطالب از 22 مقاله استخراج و وارد مطالعه گردید؛ یافته‌­های نهایی جمع بندی شدند.
یافته­‌ها: در نهایت یافته­‌ها نشان داد که گاباپنتین در کاهش درد حاد پس از جراحی پستان تاثیر بسزایی دارد. مصرف داروهای مخدر پس از جراحی با مصرف گاباپنتین قبل و یا بعد از عمل کاهش داشته است. همچنین عوارض پس از عمل مانند تهوع و استفراغ عموما با مصرف گاباپنتین کاهش یافته و یا بدون تغییر باقی می­ماند.
نتیجه‌­گیری: استفاده از گاباپنتین بر کنترل شدت درد و مصرف مخدر پس از جراحی پستان تاثیر قابل ملاحظه­‌ای دارد. لذا استفاده از این دارو در کنترل درد حاد پس از اعمال جراحی پستان توصیه می­شود.

علی اصغر شریعتی آقامحلی، معصومه حبیبیان،
دوره 15، شماره 3 - ( 5-1400 )
چکیده

زمینه و هدف: التهاب سیستمیک درجه پایین، شیوه‌­ی زندگی غیرفعال و کمبود ویتامین D، از عوامل خطرزای کمردرد مزمن غیراختصاصی محسوب می­‌شوند. هدف این مطالعه، بررسی تاثیر تمرینات منتخب ثبات­‌دهنده‌­ی کمری و مصرف ویتامین D بر سطح پروتئین واکنشی C با حساسیت زیاد (high-sensitivity C-reactive protein :hs-CRP) و وضعیت ویتامین D در زنان مبتلا به کمردرد مزمن غیراختصاصی بود.
روش بررسی: در این مطالعه­‌ی نیمه تجربی با طرح پیش و پس آزمون، ۴۸ زن دارای کمردرد مزمن در ابتدا به روش نمونه­‌گیری در دسترس انتخاب و سپس به‌­طور تصادفی به گروه­‌های کنترل، تمرین، ویتامین D و ترکیبی تقسیم شدند. تمرینات ثبات­‌دهنده­‌ی مرکزی در سطوح مختلف برای ۸ هفته انجام شد. گروه‌های ویتامین D و ترکیبی، ۵۰۰۰۰ واحد ویتامین D هفتگی دریافت نمودند. تجزیه و تحلیل داده‌ها با استفاده از آزمون‌های t زوجی، آنوا یک طرفه و کروسکال والیس در سطح معناداری کمتر از ۰۵/۰ انجام شد.
یافته­‌ها: ۲۵/۶۴% و ۷۴/۲۶% از آزمودنی­‌ها به‌­ترتیب دارای سطوح ناکافی(۲۹-۲۰ نانوگرم/میلی لیتر) و کمبود ویتامین D (کمتر از ۲۰ نانوگرم/میلی لیتر) بودند. ۸ هفته تمرینات ثبات­‌دهنده‌­ی کمری، مصرف ویتامین D و مداخله­‌ی ترکیبی به کاهش hs-CRP و افزایش ۲۵-هیدروکسی ویتامین D منجر شد. به‌­علاوه مداخله­‌ی ترکیبی تاثیر قوی‌تری در کاهش سطوح hs-CRP در مقایسه با دو مداخله­‌ی دیگر داشت. تاثیر مصرف ویتامین D و مداخله­‌ی ترکیبی بر بهبود وضعیت ویتامین D در مقایسه با تمرینات ثبات‌­دهنده کمری بیشتر بود.
نتیجه­‌گیری: روش‌های درمانی تمرینات ثبات­‌دهنده­‌ی کمری، مصرف ویتامین  Dو مداخله­‌ی ترکیبی می‌توانند منجر به بهبود التهاب سیستمیک درجه پایین در افراد مبتلا به کمردرد با سطوح پایین ویتامینD ، به‌­واسطه کاهش hs-CRP و تنظیم مثبت ۲۵-هیدروکسی ویتامین D شوند، اما مداخله­‌ی ترکیبی با اثربخشی بیشتری بر کاهش hs-CRP همراه می­‌باشد.


مهریار تقوی گیلانی، مجید رضوی، علیرضا بامشکی، آرش پیوندی یزدی،
دوره 16، شماره 6 - ( 11-1401 )
چکیده

زمینه و هدف: درمان درد حاد بعد از عمل یکی از مهم‌ترین اقدامات برای بهبود ریکاوری است که از روش‌های مختلف بی‌حسی موضعی و رژیونال، و همچنین داروهای وریدی متعدد استفاده شده است. در این مطالعه اثر بی‌دردی کتورولاک، پاراستامول و پتیدین در کنترل درد بعد از عمل‌سرپایی سنگ‌شکنی از طریق مجرا ارزیابی گردیده است. 
روش بررسی: این کارآزمایی بالینی روی ۹۶ بیمار کاندید جراحی سرپایی سنگ‌شکنی از طریق مجرا در بیمارستان امام رضا(ع) مشهد انجام شد. در این مطالعه‌ی تصادفی و دو سو کور در انتهای عمل در گروه اول کتورولاک وریدی ۳۰ میلی‌گرم، درگروه دوم پاراستامول یک گرم در نیم ساعت و در گروه سوم پتیدین ۵۰ میلی‌گرم تزریق گردید. میزان درد هر ۱۰ دقیقه تا نیم ساعت و سپس هر نیم ساعت تا ۴ ساعت بر اساس (NRS) numeric rating scale ارزیابی گردیدند. در انتها داده‌‎ها توسط نرم‌افزار SPSS تجزیه و تحلیل شدند. ارتباط بین متغیرهای کمی با تست آنالیز واریانس و رابطه بین متغیرهای کیفی توسط تست کای اسکوئر ارزیابی شدند و مقدار P کمتر از ۰/۰۵ معنی‌دار در نظر گرفته شد.
یافته‌ها: در اطلاعات دموگرافیک تفاوت معناداری بین سه گروه دیده نشد. شدت درد در ۱۰ دقیقه اول بعد از عمل بین گروه‌ها یکسان بود(۰/۳۷۲=P)، ولی شدت درد در دقایق ۲۰، ۳۰ و ۶۰ بعد از عمل در سه گروه تفاوت معناداری داشت(میزان P به‌ترتیب ۰/۰۰۵ و ۰/۰۰۶ و ۰/۰۰۱) که در گروه پتیدین کمتر بود. در ساعات دیگر بعد از عمل تفاوت معنی‌داری در کنترل درد بین سه گروه مشاهده نگردید. نیاز به مسکن اضافی در ساعت اول بعد از عمل در گروه پاراستامول از دو گروه دیگر بیشتر بود(۰/۰۲۵=P). تغییرات همودینامیک و عوارض جراحی مثل تهوع و استفراغ در دو گروه یکسان بود.
نتیجه‌گیری: مطالعه‌ی حاضر نشان داد که پتیدین نسبت به کتورولاک و پاراستامول در ساعت اول بعد از عمل جراحی، بیشتر باعث کاهش درد می‌شود ولی بعد از ۶۰ دقیقه بین این سه دارو تفاوت معناداری وجود ندارد. 

رضا سعادت مهر، آرام کریمیان، کامل عبدی، فرشته بخشیان، مهران ضرغامی،
دوره 17، شماره 1 - ( 1-1402 )
چکیده

زمینه و هدف: بیماران مبتلا به سوختگی در هنگام تعویض پانسمان، سطوح بالایی از اضطراب پیش‌بینی شده را تجربه می‌کنند. یکی از روش‌های کنترل این اضطراب، استفاده از روش‌های طب مکمل است. مطالعه‌ی حاضر با هدف مقایسه‌ی اثربخشی آرام‌سازی پیش‌رونده و تکنیک تنفس شکمی بر اضطراب درد پانسمان سوختگی انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه از نوع کارآزمایی بالینی تصادفی با گروه کنترل بود. تعداد ۴۵ بیمار مراجعه‌کننده به بیمارستان سوختگی زارع ساری به روش نمونه‌گیری در دسترس انتخاب شدند و به‌صورت تصادفی در سه گروه تقسیم شدند. گروه اول مداخله‌ی آرام‌سازی را دریافت کردند، گروه دوم مداخله‌ی تکنیک تنفسی را دریافت کردند و گروه شاهد، درمان استاندارد را دریافت کرد. جهت سنجش میزان اضطراب درد پانسمان سوختگی از ابزار اضطراب ناشی از درد پانسمان سوختگی (BSPAS: Burn Specific Pain Anxiety Scale) استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده‌ها از نرم‌افزار SPSS استفاده شد. از روش‌های آماری توصیفی و تحلیل کواریانس و آزمون تعقیبی توکی جهت تجزیه و تحلیل اطلاعات استفاده شد.
یافته‌ها: براساس نتایج، ۲۸ درصد افراد شرکت‌کننده در مطالعه مجرد و ۷۲ درصد متاهل بودند. از لحاظ سنی بیشتر افراد شرکت‌کننده بین ۳۱ تا ۴۰ سال قرار داشتند. یافته‌ها نشان داد که میانگین سطح اضطراب درد در سه گروه آماری قبل از مداخله اختلاف معنی‌داری نداشت. اما میانگین اضطراب درد پانسمان سوختگی بعد از مداخله بین گروه آرام‌سازی و گروه شاهد(۰/۰۰۱>P) و گروه تکنیک‌های تنفسی و گروه شاهد(۰/۰۰۱>P) اختلاف معناداری داشته است؛ به‌گونه‌ای‌که میانگین اضطراب درد پانسمان سوختگی در گروه آرام‌سازی ۸/۶۰ واحد نسبت به گروه شاهد و در گروه تکنیک‌های تنفسی ۱۱/۶۰ واحد نسبت به گروه شاهد کاهش یافته بود.
نتیجه‌گیری: استفاده از روش‌های آرام‌سازی پیش‌رونده و تکنیک تنفسی که جزو روش‌های غیردارویی بوده جهت کاهش اضطراب درد پانسمان در بیماران سوختگی پیشنهاد می‌شود. این روش‌ها ساده و کم هزینه بوده و می‌تواند از پیامدهای اضطراب درد پانسمان بکاهد.

اکرم همتی پور، فاطمه کریمی، اعظم جهانگیری مهر، الهام عبدالهی شهولی، مهدی مکوندی،
دوره 18، شماره 6 - ( 12-1403 )
چکیده

زمینه و هدف: یکی از مهم‌ترین معضلات پزشکی، دردهای مزمن است که هرسال میلیون‌ها نفر گرفتار آن می‌شوند و درمان مناسبی هم به آن‌ها ارایه نمی‌شود. پژوهش‌ها بیانگر این است که یکی از پیامدهای درد مزمن، واکنش‌های عاطفی مثل اضطراب، افسردگی و استرس است که به‌خاطر اثرات درازمدت درد به وجود می‌آیند. از این‌رو، هدف پژوهش حاضر بررسی تعیین اثربخشی درمان شناختی-رفتاری بر سلامت روان و سطح شدت درد بیماران مبتلا به درد مزمن است.
روش بررسی: در این مطالعه نیمه‌تجربی ۱۲۶ بیمار با داشتن درد مزمن عضلانی اسکلتی و معیارهای ورود و خروج از مراکز فیزیوتراپی زیرنظر دانشکده علوم پزشکی شهرستان شوشتر به‌صورت هدفمند انتخاب و به‌صورت تصادفی به دو گروه ۶۳ نفر مداخله و کنترل تقسیم شدند. گروه مداخله براساس درمان شناختی رفتاری به‌مدت سه ماه و ۱۲ جلسه آموزشی مداخله را دریافت نمودند. بیماران هردو گروه ابزار گردآوری اطلاعات را که شامل پرسش‌نامه‌ی عددی درد (VAS) و پرسش‌نامه‌ی سطح استرس، اضطراب و افسردگی DASS۲۱ بود، قبل از مداخله و یک هفته پس از اتمام مداخله آموزشی تکمیل نمودند. جهت تجزیه و تحلیل اطلاعات از آزمون‌های توصیفی و پارامتریک(تی زوجی و تی مستقل) و همبستگی پیرسون و آنالیز کوواریانس از نرم‌افزار   SPSS استفاده شد.
یافته‌ها: میانگین سن شرکت‌کنندگان(۲۷/۱۶±۴۶/۱۲) سال بود. اثربخشی درمان‌شناختی-رفتاری تنها در گروه مداخله با کاهش معناداری از نظر سطح استرس و اضطراب و افسردگی(۰/۰۰۱>P) همراه بوده است و این کاهش نسبت به گروه کنترل بر میزان سطح استرس(۰/۰۳۲=P) اضطراب(۰/۰۳۰=P) و افسردگی(۰/۰۱۵=P) دیده شد. کاهش شدت درد در هر دو گروه به‌طور معناداری مشاهده شد(۰/۰۰۱>P). اما این کاهش در گروه مداخله نسبت به کنترل از نظر آماری تفاوتی نداشت(۰/۰۵>P).
نتیجه‌گیری: یافته‌های مطالعه‌ی حاضر بر اهمیت به‌کارگیری درمان‌های شناختی رفتاری به روش گروهی بر درمان استرس، اضطراب و افسردگی و شدت درد بیماران مبتلا به درد مزمن عضلاتی اسکلتی تأکید دارد.

محمد قاسم بندی، سمانه دهقان ابنوی، نگین لارتی، فوزیه حموله طهماسبی، جابر ذبیحی راد،
دوره 19، شماره 1 - ( 2-1404 )
چکیده

زمینه و هدف: یکی از شایع‌ترین اختلالات اسکلتی عضلانی در بین پرستاران اتاق‌عمل کمردرد است که مطالعات متعددی علل و عوامل مؤثر بر آن را به‌خوبی تببین کرده‌اند. اما مطالعاتی با تأکید بر مشخصات و ابعاد کمردرد و ارتباط آن با عوامل مؤثر بر آن انجام نشده است. از‌این‌رو هدف از این مطالعه بررسی شیوع عارضه‌ی کمردرد و ویژگی‌های آن مانند طول مدت کمردرد و شدت کمردرد و ارتباط آن‌ها با مشخصات دموگرافیک پرستاران اتاق‌عمل می‌باشد.
روش بررسی: این مطالعه‌ی مقطعی بر روی ۳۵۰ نفر از پرستاران اتاق‌عمل در بیمارستان‌های آموزشی اهواز در ایران در سال ۱۴۰۲ انجام شد. جمع‌آوری داده‌ها با استفاده از پرسش‌نامه‌ای شامل دو بخش اطلاعات دموگرافیک و مشخصات کمردرد(نوع، شدت و طول مدت کمردرد) انجام گرفت. داده‌ها با استفاده از نرم‌افزار SPSS مورد تجزیه و تحلیل گردید.
یافته‌ها: ۶۴/۸% افراد زن، ۶۳/۵% متأهل و میانگین سنی آن‌ها ۷/۰۲±۳۳/۸۳ سال بود. شیوع کمردرد در بین آن‌ها ۷۴/۳% بود. در ۶۰/۷% مواردی که کمردرد داشتند، اولین تجربه‌ی کمردرد در ۵ سال گذشته بوده است. بیشترین تشخیص کمردرد اختلالات عضلانی(۲۹/۹%)بود. همچنین ۵۷/۳% از آن‌ها فقط درد در ناحیه کمر و ۴۲/۷% از آن‌ها مبتلا به کمردرد منتشر به پا بودند. از نظر مشخصات کمردرد بین طول‌مدت و شدت کمردرد با اطلاعات دموگرافیک ارتباط آماری معناداری مشاهده نشد(۰/۰۵>P). بین نوع کمردرد با جنسیت و سطح تحصیلات و همچنین بین طول مدت کمردرد و شدت کمردرد ارتباط آماری معناداری یافت شد(۰/۰۵>P).
نتیجه‌گیری: یافته‌های این مطالعه نشان داد که شیوع کمردرد در پرستاران اتاق‌عمل بالاست و تفاوت‌هایی در نوع کمردرد بر اساس جنسیت و سطح تحصیلات مشاهده شد که می‌تواند ناشی از تفاوت فردی باشد. همچنین، رابطه‌ی معناداری بین طول مدت کمردرد و شدت آن ممکن است نشان‌دهنده‌ی تأثیر طول دوره‌ی کمردرد بر شدت آن باشد که ارایه مشاوره‌ها و برنامه‌های درمانی برای پرستاران که در مراحل اولیه کمردرد هستند، پیشنهاد می‌گردد.
 


صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به پیاورد سلامت می باشد.

طراحی و برنامه نویسی: یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by : Yektaweb