جستجو در مقالات منتشر شده


۱۲ نتیجه برای سرطان پستان

علیرضا صالحی نوده، شهروز غفوری، سید علیرضا رضوی، سید عباس میرشفیعی،
دوره ۲، شماره ۱ - ( ۶-۱۳۸۷ )
چکیده

زمینه و هدف  : بیماری مهلک سرطان پس از بیماری های قلبی عروقی مهم ترین علت مرگ و میر در بسیاری از کشورهای در حال توسعه منجمله ایران است. در این میان سرطان پستان شایع ترین نوع سرطان در میان زنان است. تومور مارکر TPS  یا Tissue  Polypeptide specific Antigen یکی از انواع تومور مارکرهایی است که به سبب ویژگی های منحصر به فرد فیزیولوژیک خود مانند سهولت در اندازه گیری مقدار آن در سرم مبتلایان به انواع سرطان ها مورد توجه خاص قرار گرفته است. این تحقیق به منظور ارزیابی  تومور مارکر  TPS در پیش آگهی، کنترل درمان و پیگیری سیر بیماری در مبتلایان به سرطان پستان صورت گرفت.
روش بررسی : اندازه گیری میزان TPS بر روی ۳۴ نفر انجام گردید، از این تعداد ۲۸ فرد سالم و ۶ بیمار مبتلا به سرطان پستان بودند. نمونه گیری به طور معمول در سه نوبت و بسته به روش درمان انجام گرفت. نمونه ها، شامل دو تا سه میلی لیتر از سرم بیماران و افراد سالم بود که به روش ELISA میزان TPS در آنها اندازه گیری شد.
یافته ها : نتایج این تحقیق در مبتلایان به انواع سرطان سینه نشان داد که اندازه گیری میزان TPS در سرم نه تنها می تواند جنبه پیش آگهی بیماری را داشته باشد بلکه می تواند در کنترل درمان و پیگیری بیماری نیز پزشک معالج را یاری دهد.
بحث و نتیجه گیری  :  تولید پلی کلونال آنتی بادی برعلیه آنتی ژن های خانواده TPS و با طراحی الگویی مناسب جهت به کارگیری این آنتی بادی می توان آزمایشات سرولوژیکی لازم را جهت تشخیص و ارزیابی روند سرطان پستان راه اندازی نمود.


سید مجید حسینی آغوزی، فریبا نباتچیان، علیرضا مردادی، فاطمه خداوردی،
دوره ۸، شماره ۵ - ( ۱۰-۱۳۹۳ )
چکیده

زمینه و هدف: سرطان پستان شایعترین نوع سرطان در میان زنان است. ایزوفلاون‌ها زیرمجموعه‌ای از فیتواستروژن‌ها هستند که دارای خواصی شبیه استروژن پستانداران می‌باشند. گیاه یونجه دارای ایزوفلاون بالایی است. هدف مطالعه‌ی حاضر تعیین اثر ایزوفلاون‌های گیاه یونجه روی سرطان پستان و پروفیل لیپید در این بیماران است.

روش بررسی: ۳۰ رأس موش آزمایشگاهی BALB-C انتخاب و به چهار گروه دسته‌بندی شدند. گروه اول و دوم به روش کاشت سلولی به سرطان پستان مبتلا گشتند. گروه سوم و چهارم سالم ماندند. عصاره‌ی یونجه به روش تقطیر در خلأ تهیه شد و گروه‌های اول و سوم عصاره‌ی یونجه را دریافت نمودند. گروه دوم و چهارم(شاهد) هیچ دارویی دریافت نکردند. بعد از ۶ هفته از خون تمامی موش‌ها سرم تهیه گردید. غلظت استرادیول، LDL - کلسترول، HDL - کلسترول و کلسترول تام در سرم اندازه‌گیری شد. آنالیز آماری داده‌ها با آزمون t-student و برنامه آماری Graphpad انجام شد. سطح معنی‌داری برابر ۰/۰۵ =P بود. 

یافته‌ها: میزان استرادیول در گروه اول نسبت به دوم کاهش معنی‌داری پیدا کرد(۰/۰۰ =P). میزان کلسترول تام در گروه اول نسبت به دوم کاهش معنی‌داری پیدا نمود(۰/۰۰=LDL  .   (P - کلسترول در گروه اول نسبت به دوم کاهش معنی‌داری نشان داد(۰/۰۰=HDL . (P- کلسترول در گروه اول نسبت به دوم افزایش نشان داد که این مقدار، معنی‌دار نبود(۰/۰۹ =P).

نتیجه‌گیری: عصاره‌ی یونجه با اثر بر روی میزان استرادیول و پروفیل لیپید در موشهای مبتلا به سرطان پستان می‌تواند در بهبود شرایط بیماری مفید باشد.


سکینه عباسی، پتیما اسماعیل، سیروس عظیمی، فریبا نباتچیان، سمیرا کلباسی،
دوره ۸، شماره ۶ - ( ۱۲-۱۳۹۳ )
چکیده

 زمینه و هدف: تغییرات مسیر سیگنالینگ استروژن، مانند تغییر در ژن گیرنده استروژن  ،(ESR۱)a در روند بیماری سرطان پستان به ویژه در سفیدپوستان سهم بسزایی دارد. بنابراین، داده‌های ژنومی ESR۱ در تصمیم گیری‌های بالینی از ارزش بسیاری برخوردار است. لذا در این پژوهش به تعیین پلی مورفیسم rs۲۲۲۸۴۸۰ در ژن ESR۱ و خطر ابتلا به سرطان پستان پرداخته شد.

 روش بررسی: این تحقیق یک مطالعه‌ی مورد- شاهدی است که به منظور ایجاد پایگاه اطلاعاتی از پلی مورفیسم ژن ESR۱ در جمعیت ایران انجام شد. گوناگونی ژنتیکی با استفاده از روش PCR-SSCP و تعیین توالی مستقیم برای اگزون ۸ در ۱۵۰ بیمار مبتلا به سرطان پستان و در ۱۴۷ نفر افراد سالم بررسی شد.

 یافته‌ها: فراوانی ژنوتیپ هتروزیگوت ACA/ACG در بیماران مبتلا به سرطان پستان ۴۸% در مقایسه با افراد شاهد(۴۱%) بود. همچنین، فراوانی آلل جهش یافته ACA در بیماران مبتلا به سرطان پستان با سن شروع قاعدگی زیر ۱۲ سال(۴۰,۸%) نسبت به کسانی که سن شروع قاعدگی آنها بالای ۱۲ سال(۲۳.۹%) است، به طور قابل توجهی بالاتر بود. مطالعه آلل جهش یافته ACA نشان داد که هر چه فراوانی این آلل بیشتر باشد، احتمال متاستاز غدد لنفاوی در بیمار کمتر است.

 نتیجه‌گیری: پلی مورفیسم کدان ۵۹۴ در ژن ESR۱ با جنبه‌های مختلف سرطان پستان در ایران در ارتباط بوده و در ارزیابی‌های قبل از عمل جراحی به عنوان یک نشانگر در پیش بینی روند متاستاز سرطان پستان در جمعیت ایرانی نقش مهمی دارد.


فریبا نباتچیان، مجتبی آشتیانی، علی نوروزی،
دوره ۱۰، شماره ۲ - ( ۲-۱۳۹۵ )
چکیده

زمینه و هدف: سرطان پستان مسئله مهم اپیدمیولوژیک و بیشترین علت مرگ و میر زنان می‌باشد. استرس‌ اکسیداتیو نقش مهمی در این بیماری ایفا می‌کند. آنتی‌اکسیدانها مانند بعضی از ویتامینها،  توجه بسیاری از دانشمندان را برای مقابله با استرس‌ اکسیداتیو به خود جلب کرده است. هدف این تحقیق، تعیین تأثیر مکمل ویتامینی در کاهش استرس‌ اکسیداتیو در سرطان پستان است.

روش بررسی: در مطالعه حاضر، ۳۸ موش BALB-C مورد استفاده قرارگرفت و در آن ها سرطان پستان به روش کاشت سلول ایجاد شد. موش‌ها به ۴ گروه تقسیم شدند: ۴ موش به مدت ۱ ماه مکمل ویتامینی، ۴ موش ویتامین A، ۴ موش ویتامین E و ۴ موش ویتامین D دریافت کردند. بعد از یک ماه موش ها به سرطان پستان مبتلا شدند. در گروه دوم موش‌ها بدون مکمل ویتامینی، مبتلا شدند. در گروه سوم، موش‌ها با مکمل ویتامینی به بیماری مبتلا نشدند. در سرم خون موش‌ها، میزان کاتالاز، سوپراکسید دیسموتاز و ظرفیت تام آنتی اکسیدانی به روش الایزا اندازه‌گیری شد.

یافته‌ها: کاتالاز در موش‌هایی که مکمل ویتامینی دریافت کرده بودند و به بیماری مبتلا شدند، بطور معنی‌داری افزایش یافت(۰/۰۴۹=P). اما افزایش آن با ویتامین D معنی دار نبود(۰/۲۸۷P=). همچنین، سوپراکسید دیسموتار نیز در موش‌هایی که مکمل ویتامینی دریافت کرده و به بیماری مبتلا شدند، بطور معنی‌داری افزایش داشت(۰/۰۲۴۹=P). اگرچه، این افزایش با ویتامین D معنی‌دار نبود(۰/۲۴=P). هم چنین، میزان ظرفیت تام آنتی اکسیدانی در موش‌هایی که مکمل ویتامینی دریافت نموده و به بیماری مبتلا شدند بطور معنی‌داری افزایش یافت(۰/۰۰۰۱P<).

نتیجه‌گیری: استفاده از مکمل ویتامینی با میزان کاتالاز، سوپراکسیددیسموتاز و ظرفیت تام آنتی اکسیدانی ارتباط معنی‌دار دارد و می‌تواند مارکرهای آنتی اکسیدان را افزایش دهد.


نسترن میرفرهادی، عاطفه قنبری، عباس رحیمی،
دوره ۱۱، شماره ۱ - ( ۲-۱۳۹۶ )
چکیده

زمینه و هدف: تشخیص به موقع، یک اصل مهم در سرطان است که درمان زود هنگام با انتظار بهبود نتایج را ممکن می سازد. هدف این مطالعه تعیین ارتباط ویژگی های فردی و نشانه های بالینی بیماران با سرطان پستان بود.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی تحلیلی به صورت مقطعی، تعداد ۲۳۲ بیمار زن با تشخیص قطعی سرطان پستان را که به بیمارستان رازی شهر رشت مراجعه کرده بودند، با استفاده از پرسشنامه محقق ساخت شامل اطلاعات دموگرافیک و نشانه های بالینی بررسی کرده است. داده های مربوط به نتایج ماموگرافی، سایز تومور و مرحله ی آسیب شناسی تومور از پرونده پزشکی بیماران استخراج گردید. تحلیل داده های جمع آوری شده توسط نرم افزار SPSS نسخه ۱۹ انجام شد و جهت توصیف داده ها از میانگین و انحراف معیار و جهت آمار استنباطی از آزمون Fisher  در سطح معنی داری ۰/۰۵=p استفاده شد. 
یافته ها: میانگین سنی واحدهای مورد پژوهش ۱۰/۲۷±۴۹/۸۰ سال بود. ۴۴ نفر(۱۴%) از بیماران سابقه ی انجام ماموگرافی منظم قبل از بیماری را داشتند. ۱۰۴ نفر(%۴۴/۸) در اولین مراجعه به جراح مراجعه کرده بودند. ۱۳۶ نفر(۵۸%) زنان در مرحله ۳ بیماری قرار داشتند. ۱۲۹ نفر(۶۰%) بیماران در زمان تشخیص اندازه ی تومور بیشتر از ۵ سانتی متر و ۱۰۶ نفر(۴۶%) درگیری غدد لنفاوی داشتند. بیماران با سرطان پیشرفته ی پستان به طور معنی داری سطح تحصیلات(۰/۰۴=p) و درآمد پایین تر(۰/۰۱=p) بودند. 
نتیجه گیری: شناسایی عوامل فردی و بالینی مرتبط با سرطان پستان می تواند اطلاعات اساسی جهت تدوین برنامه های آموزش سلامت، غربالگری و ارائه راه کارهای مناسب جهت رفع موانع درمانی و مراقبتی فراهم آورد.


علی اکبر خاصه، شعله زکیانی، فرامرز سهیلی،
دوره ۱۲، شماره ۳ - ( ۶-۱۳۹۷ )
چکیده

زمینه و هدف: مطالعات علم سنجی یکی از کارامدترین روش های ارزشیابی علمی در پایگاه های اطلاعاتی معتبر است. هدف از این پژوهش بررسی پژوهش های سرطان پستان در ایران طی سال های ۲۰۰۰ تا ۲۰۱۶ است.
روش بررسی: این تحقیق دارای رویکرد کاربردی بوده و با استفاده از شاخص های علم سنجی انجام شد. جامعه ی آماری، مقالات نمایه شده مرتبط با سرطان پستان بین سال های ۲۰۰۰ تا ۲۰۱۶ توسط پژوهشگران ایران در وبگاه علوم بود.
یافته‌ها: پژوهشگران ایران در بازه ی زمانی ۲۰۰۰ تا ۲۰۱۶ تعداد ۲۱۹۸ مقاله در حوزه ی سرطان پستان منتشر کرده اند که حاکی از سیر صعودی و مستمر مطالعات انجام شده در این حوزه است. نتایج تحقیق نشان داد که قادری پرتولیدترین پژوهشگر حوزه سرطان پستان از نظر تعداد مقالات در ایران به شمار می رود، ابراهیمی و منتظری در رتبه های دوم و سوم قرار دارند. بالاترین شاخص اچ نیز به ترتیب به منتظری، قادری و ابراهیمی تعلق دارد. پژوهشگران ایران در حوزه ی سرطان پستان با پژوهشگران ۶۵ کشور جهان و بیشتر با آمریکا و کانادا مشارکت علمی داشته اند. بیشترین همکاری داخلی بین پژوهشگران تهران و تبریز رُخ داده است. تحلیل کلیدواژه های به کار رفته در پژوهش های سرطان پستان در قالب ابرکلمه نشان داد که کلیدواژه های Apoptosis ،Iran و Polymorphism بیشترین فراوانی را در کلیدواژه های آثار مورد مطالعه داشته اند. 
نتیجه‌گیری: سیر صعودی پژوهش های سرطان پستان نشانگر اهمیت روزافزون این حوزه در ایران می باشد. با توجه به رشد جهانی پژوهش های سرطان پستان و اهمیت مشارکت تحقیقاتی بین المللی، پژوهشگران ایرانی باید بیش از پیش به همکاری علمی با همتایان خود در خارج از کشور اقدام نمایند.

مریم ولی زاده، لیلا روحی، سید حسین حجازی،
دوره ۱۲، شماره ۳ - ( ۶-۱۳۹۷ )
چکیده

زمینه و هدف: سرطان پستان یکی از شایع‌ترین انواع سرطان­ ها و دومین علت مرگ ناشی از سرطان در زنان می­باشد. در سال­ های اخیر بسیاری از مطالعات علمی و پزشکی نشان می­ دهند که چای سبز دارای اثرات ضدتکثیری، آنتی موتاژنیک، آنتی­اکسیدانی، ضدباکتری و ضدویروسی می­باشد. برخی از پلی­ فنول­های چای سبز دارای فعالیت ضد سرطانی هستند. در مطالعه ی حاضر تاثیر عصاره ­ی چای سبز بر سلول سرطان پستان ردهSKBR۳ ، در مقایسه با سلول­ های فیبروبلاست نرمال (HU-۰۲) بررسی شد.
روش بررسی: رده­ ی سلول­ های SKBR۳ و HU-۰۲ برای مدت زمان ۲۴، ۴۸ و ۷۲ ساعت در غلظت­ های مختلف ۵۰، ۱۰۰، ۲۰۰، ۴۰۰ و ۸۰۰ میکروگرم/میلی لیتر عصاره چای سبز انکوبه شدند، سپس توان زیستی با روش رنگ سنجی MTS و میزان القا آپوپتوز به وسیله دستگاه فلوسیتومتری با کیت آنکسین-پروپیدیوم یدید (Annexin-PI) طبق دستورالعمل کیت بررسی گردید.
یافته­ ها: با افزایش غلظت عصاره چای سبز به صورت وابسته به دوز و زمان، توان زیستی سلول­ ها نسبت به گروه کنترل کاهش را نشان داد. افزایش وقوع آپوپتوز نیز در سایر گروه­ های آزمایشی نسبت به گروه کنترل چشمگیر بود، حال آنکه غلظت ۸۰۰ میکروگرم/میلی­ لیتر عصاره چای سبز در سلول­ های SKBR۳ موثرتر بود. چای سبز اثر معنی­ داری در سلول­ های HU-۰۲ نشان نداد.
نتیجه گیری: از آنجاکه تکثیر سلولی و اختلال در وقوع آپوپتوز یکی از ویژگی­ های اصلی سلول­ های سرطانی است، چای سبز می­تواند از طریق کاهش تکثیر سلولی و افزایش وقوع آپوپتوز در پیشگیری و درمان سرطان پستان استفاده شود.

آزیتا یزدانی، علی اصغر صفایی، رضا صفدری، مریم زحمت کشان،
دوره ۱۳، شماره ۳ - ( ۶-۱۳۹۸ )
چکیده

زمینه و هدف: سرطان پستان شایع‌‌ترین سرطان و اصلی‌ترین علت مرگ ناشی از سرطان در زنان سراسر جهان به­‌شمار می‌رود. تکنولوژی‌هایی مثل داده کاوی، به متخصصان این حوزه، امکان بهبود تصمیم‌گیری را در زمینه­ی تشخیص زودهنگام فراهم آورده‌اند. هدف از این پژوهش توسعه­‌ی مدل تشخیص‌ خودکار سرطان پستان با به­‌کارگیری روش‌های داده کاوی و انتخاب مدل بومی ویژه بیماران استان فارس با بالا‌ترین دقت تشخیص می‌باشد.
روش بررسی: در این مطالعه، تعداد ۶۵۴ پرونده در دسترس از بیماران کلینیک تخصصی سرطان پستان مطهری شیراز به­‌عنوان نمونه مورد استفاده قرار گرفت که بعد از عملیات پیش پردازش این تعداد به ۶۲۱ پرونده کاهش یافت. برای هر کدام از نمونه­‌ها دارای ۲۲ ویژگی در پرونده پزشکی ثبت شده بود که در نهایت ۱۰ ویژگی تاثیر‌گذار در ساخت مدل استفاده شد. از سه روش درخت تصمیم، بیز ساده و شبکه عصبی مصنوعی به­‌منظور تشخیص ابتلا به سرطان پستان و روش ۱۰-fold cross-validation برای ساخت و ارزیابی مدل بر روی مجموعه داده­‌ی جمع‌­آوری شده بهره گرفته شد.
 یافته‌ها: نتایج به­‌دست آمده از سه تکنیک ذکر شده نشان داد که هر سه مدل، نتایج امیدبخشی در تشخیص این سرطان دارند. در نهایت، شبکه عصبی مصنوعی، بالا‌ترین دقت ۹۴/۴۹%(حساسیت ۹۶/۱۹%، ویژگی ۸۶/۳۶%)، در تشخیص ابتلا به سرطان پستان به خود اختصاص داد.
نتیجه گیری: بر طبق نتایج حاصل از درخت تصمیم ایجاد شده، ریسک فاکتورهایی چون سن، وزن، سن شروع قاعدگی، یائسگی، مدت زمان مصرف OCP و سن اولین بارداری از جمله عوامل موثر در ابتلای زنان به سرطان پستان در استان فارس شناخته شدند.

سعید میرزائیان، خلیل خاشعی ورنامخواستی،
دوره ۱۵، شماره ۲ - ( ۳-۱۴۰۰ )
چکیده

زمینه و هدف: سرطان پستان به ‌منزله‌‌ی یکی از شایع‌ترین انواع سرطان و دومین علت شایع مرگ ناشی از سرطان در زنان است. در مطالعه حاضر، اثر لیگوستیلید (ماده مؤثر کلوس) بر روی رده‌‌ی سلول‌های سرطان پستان MCF-۷ در مقایسه با رده‌‌ی سلول‌های طبیعی فیبروبلاست انسانی HDF۱BOM مورد بررسی و ارزیابی قرار گرفت.
روش بررسی: سلول‌های رده‌‌ی MCF-۷ و HDF۱BOM پس از کشت، با غلظت‌های مختلف لیگوستیلید (Z)-۳-butylidene-۴,۵-dihydrophthalide (Z-Ligustilide) (۰، ۵۰، ۱۰۰، ۱۵۰ و ۲۰۰ میلی‌گرم/ میلی‌لیتر) به مدت ۴۸ و ۷۲ ساعت تیمار شدند. سپس توانایی زیستی با استفاده از دستگاه الایزا ریدر با روش رنگ‌‌سنجی MTT و میزان وقوع آپوپتوز با استفاده از دستگاه فلوسیتومتری و کیت انکسین-پروپیدیوم یدید (Annexin-PI) در دو زمان بررسی گردید. تحلیل آماری با استفاده از نرم‌‌افزارهای SPSS و FlowJo و آزمون‌‌های ANOVA و Huynh-Feldt انجام شد.
یافته‌‌ها: نتایج آزمون MTT برای رده سلولی MCF-۷ کاهش درصد توانایی زیستی در همه غلظت‌ها را نشان داد(در تیمار ۴۸ ساعته؛ از ۷۰/۶۰% (mg/ml  ۵۰) به ۶/۸۰ % (mg/ml ۲۰۰)، در تیمار ۷۲ ساعته؛ از ۶۱/۹۵% (mg/ml ۵۰) به ۵/۸۴% (mg/ml ۲۰۰)). همچنین نتایج آزمون Annexin نشان داد که میزان القای آپوپتوز وابسته به زمان و غلظت نبوده و در بیشتر گروه‌ها افزایش‌یافته است. بیشترین درصد آپوپتوز در تیمار ۴۸ ساعته؛ ۹۸/۳% (mg/ml ۵۰) و در تیمار ۷۲ ساعته؛ ۹۷/۴% (mg/ml ۱۰۰) بود. نتایج آزمون MTT برای رده سلولی HDF۱BOM کاهش درصد توانایی زیستی در هر دو زمان نسبت به گروه کنترل را نشان داد(در تیمار ۴۸ ساعته؛ از ۹۷/۲۴% (mg/ml ۵۰) به ۵/۹۷% (mg/ml ۲۰۰ )، در تیمار ۷۲ ساعته؛ از ۹۰/۹۳% (mg/ml ۵۰) به ۵/۲۶% (mg/ml ۲۰۰)). همچنین طبق نتایج آزمون Annexin سلول‌هایی که در مرحله ابتدایی آپوپتوز قرار دارند درصد بیشتری را نشان می‌دهد(در تیمار ۴۸ ساعته؛ ۴/۲۱% (mg/ml ۱۵۰)، در تیمار ۷۲ ساعته؛ ۱/۶۷% (mg/ml ۲۰۰)). لیگوستیلید سمیّت سلولی قابل‌توجهی را در سلول‌های HDF۱BOM نشان نداد.
نتیجه‏ گیری: با توجه به اینکه لیگوستیلید از طریق القای آپوپتوز اثر مهاری بر رشد، تکثیر و تهاجم سلول‌های سرطانی دارد؛ به نظر می‌رسد آن می‌‌تواند برای کاهش تکثیر سلولی در سرطان پستان استفاده شود.

کسری دولت خواهی، عادل آذر، تورج کریمی، محمد هادیزاده،
دوره ۱۵، شماره ۴ - ( ۷-۱۴۰۰ )
چکیده

زمینه و هدف: سرطان و به‌طور جزیی سرطان پستان در زمره بیماری‌هایی به‌شمار می‌روند که در ایران پس از بیماری‌های قلبی بیش‌ترین آمار مرگ ومیر را به خود اختصاص داده است. پیش‌بینی صحیح سرطان پستان دارای اهمیت است و وجود علایم و ویژگی‌های مختلف این بیماری، تشخیص را برای پزشکان دشوار می‌کند. هدف این پژوهش، شناسایی عوامل موثر بر سرطان پستان و تشخیص احتمال ابتلا به سرطان پستان است.
روش بررسی: در مطالعه‌ی حاضر، ابتدا به روش تحلیل محتوا و مطالعات کتابخانه‌ای، عوامل تاثیرگذار در ابتلا به سرطان پستان شناسایی شده سپس با همراهی تیم خبرگان مشتمل بر پزشکان متخصص و یا دارای فوق‌تخصص سرطان‌شناسی و جراحی پستان با کمک روش دلفی، تعدیل گردیده و ۲۶ عامل نهایی که به‌صورت عددی صحیح و رشته‌ای بودند براساس شرایط بومی و اقلیمی تایید شدند. در ادامه و با توجه به عوامل نهایی و براساس پرونده پزشکی ۵۲۰۸ بیمار در مرکز تحقیقات سرطان دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی شهید‌بهشتی به منظور تشخیص ابتلا به سرطان از روش‌های درخت تصمیم (Decision Tree)، جنگل تصادفی (Random Forest) و ماشین‌بردار پشتیبان (Support Vector Machine) به‌عنوان روش‌های یادگیری ماشین بهره گرفته شد.
یافته‌ها: در گام نخست و با روش تحلیل محتوا، ۲۹ عامل تاثیرگذار در ابتلا به سرطان پستان شناسایی شد. در ادامه و با در نظر گرفتن شرایط بومی و اقلیمی و با استفاده از روش دلفی و با بهره‌گیری از نظرات ۱۸ خبره در طی سه دوره، ۲۶ عامل تعدیل و نهایی شد. در گام نهایی و با استفاده از پرونده پزشکی مراجعه‌کنندگان که در طی ۳ سال گردآوری شده و معیارهای استخراج‌شده از سه روش ذکر شده، جنگل تصادفی، بیشترین دقت به میزان ۹۴/۷۵% و صحت ۹۷/۲۶% را در تشخیص ابتلا به سرطان پستان به خود اختصاص داد، که این میزان در قیاس با سایر پژوهش‌های مشابه که از پایگاه‌‌های داده بومی بهره گرفته‌اند، دقت‌های به‌دست آمده بسیار نزدیک به کارهای پیشین بوده و در بعضی موارد نیز دقت بهتری داشته است.
نتیجه‌گیری: با استفاده از روش جنگل تصادفی و با بهره‌گیری از عوامل تاثیرگذار بر سرطان پستان، قابلیت تشخیص ابتلا به سرطان با بیشترین دقت فراهم شده است.

مصطفی شنبه زاده، هادی کاظمی آرپناهی، رئوف نوپور،
دوره ۱۶، شماره ۲ - ( ۳-۱۴۰۱ )
چکیده

زمینه و هدف: سرطان پستان یکی از رایج‌ترین و تهاجمی‌ترین بدخیمی‌ها در خانم‌ها می‌باشد. تشخیص به‌موقع سرطان پستان نقش مهمی در جلوگیری از پیشرفت این بیماری، اقدامات درمانی به‌موقع و در نتیجه کاهش میزان مرگ‌ومیر این بیماران دارد. یادگیری ماشین، قابلیت بالایی در تشخیص سریع و هزینه اثربخش بیماری‌ها دارد. هدف این مطالعه، طراحی سیستم تصمیم‌یار بالین (CDSS) Clinical Decision Support System بر اساس قوانین استخراج‌شده از الگوریتم منتخب درخت تصمیم با بهترین عملکرد به‌منظور تشخیص به‌موقع و مؤثر سرطان پستان است.
روش بررسی: داده‌های ۵۹۷ فرد مشکوک به سرطان پستان(۲۵۵ بیمار مبتلا و ۳۴۲ فرد سالم) به‌صورت گذشته‌نگر از پایگاه داده الکترونیکی بیمارستان آیت‌الله طالقانی شهر آبادان در قالب ۲۴ ویژگی عمدتاً سبک زندگی و سوابق پزشکی استخراج شد. پس از انتخاب مهم‌ترین متغیرها از طریق کای دو پیرسون و تحلیل واریانس یک‌طرفه(۰/۰۵>P)، عملکرد الگوریتم‌های منتخب داده‌کاوی شامل (Random Forest (RF)، J-۴۸، Decision Stump (DS)، Rep-Tree (RT و XG-Boost برای تشخیص سرطان پستان در بستر نرم‌افزار ۳.۴ Weka تحلیل شد. در نهایت سیستم تشخیصی سرطان پستان بر اساس بهترین مدل و از طریق زبان برنامه‌نویسی سی شارپ و چارچوب ۳.۵.۴ Dot Net Framework طراحی گردید.
یافته‌ها: ۱۴ متغیر شامل سابقه‌ی فردی سرطان پستان، سابقه‌ی نمونه‌برداری از سینه، سابقه‌ی رادیوگرافی از قفسه‌ی سینه، سابقه‌ی فشارخون، افزایش کلسترول خون LDL (low-density lipoprotein)، وجود توده در ربع فوقانی داخلی سینه، هورمون‌درمانی با استروژن، هورمون‌درمانی با استروژن-پروژسترون، سابقه‌ی خانوادگی سرطان پستان، سن، سابقه‌ی سرطان‌های دیگر، نسبت اندازه‌ی دور کمر به دور باسن و مصرف میوه و سبزی ارتباط معناداری را باکلاس خروجی در سطح ۰۵/۰>P نشان دادند. بر اساس نتایج حاصل از ارزیابی عملکرد الگوریتم‌های منتخب، مدل RF با میزان حساسیت، ویژگی، صحت و اندازه F به‌ترتیب برابر با ۰/۹۷، ۰/۹۹، ۰/۹۸ و ۰/۹۷۴ و ۰/۹۳۶ =(Area Under the Receiver Operator Characteristics (ROC) Curve (AUC عملکرد بالاتری نسبت به سایر الگوریتم‌های منتخب داشته است و به‌عنوان مدل برتر برای تشخیص سرطان پستان پیشنهاد شد.
نتیجه‌گیری: به‌نظر می‌رسد که استفاده از متغیرهای تعدیل‌پذیر مانند سبک زندگی و ویژگی‌های هورمونی-تولیدمثلی به‌عنوان ورودی الگوریتم RF برای طراحی CDSS بتواند با صحت بهینه موارد سرطان پستان را تشخیص دهد. به‌علاوه سیستم پیشنهادی به‌طور مؤثر در محیط‌های واقعی بالینی برای تشخیص سریع و مؤثر بیماری قابل اقتباس باشد.

فاطمه حامی کارگر، نرگس نیکخواه، محمد گنجی،
دوره ۱۸، شماره ۴ - ( ۷-۱۴۰۳ )
چکیده

زمینه و هدف: درمان سرطان پستان با تغییراتی در بدن زنان همراه است. تغییراتی که علاوه بر جنبه‌ی ظاهری با زنانگی آنان در ارتباط است و می‌تواند بخشی از هویت زنان که در ارتباط با بدن آنان است را با چالش‌هایی مواجه سازد. این پژوهش به فرایند تغییرات هویت‌بدنی زنان در بستر فرهنگ و اجتماع می‌پردازد.
روش بررسی: از روش کیفی برای انجام پژوهش استفاده شده است و بدین‌منظور مصاحبه‌هایی عمیق و نیمه ساختاریافته با ۱۵ زن تهرانی مبتلا به سرطان پستان که مراحل درمان را طی کرده بودند، ۵ نفر از همراهان که در مراحل بیماری در کنار زنان مبتلا بودند و ۳ پزشک جراح انجام گرفت. در مصاحبه‌ها به تجربیات زنان، احساسات و اقدامات آنان در مواجهه با تغییرات بدنی پرداخته شد. نمونه‌گیری به‌صورت نمونه‌گیری هدفمند و گلوله‌برفی انجام شد. جهت تحلیل مصاحبه‌ها از تکنیک تحلیل تماتیک Braun و Clarke استفاده گردید.
یافته‌ها: زنان مشارکت‌کننده ۲۷ تا ۶۵ ساله بودند که ۸ نفر از آنان مدرک کارشناسی و بالاتر داشتند. ۷ زن خانه‌دار و ۸ زن شاغل بودند و ۱۳ زن ماستکتومی انجام داده بودند. مضامین اصلی به‌دست آمده شامل تغییر در بدن زنانه، چالش با جامعه، اختلال در هویت‌بدنی، حمایت و همراهی، تنگنای اقتصادی و بازتعریف هویت‌بدنی است. این مضامین فرایند مواجهه‌ی زنان با تغییرات بدنی را توضیح می‌دهد. زنان پس از تغییرات بدنی، چالش‌هایی با جامعه دارند. جامعه بدن زنان را پس از تغییرات قضاوت می‌کند و نگاه منفی به آن دارد. از سوی دیگر زنان از بدن خود احساس نارضایتی دارند و بدن خود را برای انجام وظایف زنانه و ایفای نقش همسری و مادری ناکارآمد می‌دانند. اما با گذشت زمان، زنان با پذیرش تغییرات و مدیریت بدن، تلاش می‌کنند تا هویت‌بدنی خود را مجدداً بازسازی نمایند. علاوه بر این وضعیت اقتصادی زنان و همراهی و حمایت اطرافیان که به‌صورت تأیید تغییرات بدن زن و همراهی و حمایت عاطفی است، می‌تواند پذیرش تغییرات بدنی را برای زنان امکان‌پذیرتر نماید.
نتیجه‌گیری: با توجه به اهمیت بدن در تعریف زنانگی، زنان پس از ابتلا به سرطان پستان علاوه بر رنج بیماری با چالش‌های هویتی نیز مواجه هستند. پس درمان سرطان پستان در کنار اقدامات بالینی، نیازمند آگاهی جامعه از نحوه‌ی مواجهه با زنان بیمار است.


صفحه ۱ از ۱     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به پیاورد سلامت می باشد.

طراحی و برنامه نویسی: یکتاوب افزار شرق

© 2025 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by : Yektaweb