189 نتیجه برای As
محمد مهدی سلطان دلال، سعید واحدی، حجت زراعتی، مریم صلصالی، حمیده نوروز بابایی، تاج الملوک کفاشی، مهشید آراسته،
دوره 1، شماره 1 - ( 9-1386 )
چکیده
زمینه و هدف: علی رغم پیشرفت در پیشگیری وکنترل بیماریهای منتقله از غذا هنوز هم در بسیاری از کشورها از معضلات سلامت جامعه و نگرانیهای مسئـولان بهــداشتی، مسمومیتها وبیمـاریهای منتقله از مصرف غذای ناسالم می باشد. هدف از این مطالعه بررسی آلودگی میکروبی کباب و همبرگر (خام و پخته شده) عرضه شده می باشد.
روش برسی: در طی یک سال سیصد و نود نمونه شامل 195 نمونه خام کباب و همبرگر و 195 نمونه پخته کباب و همبرگر از همان واحد در یک زمان و به تصادفی نمونه برداری شد و به آ زمایشگاه ارسال گردید. روش انجام آزمون بر اساس استاندارد ایران به شماره های 356و2394 می باشد.
یافته ها: با توجه به آزمونهای انجام شده میکروبی ،تمامی نمونه های پخته شده از نظر آلودگی باکتریایی در حد استاندارد بوده و لذا قابل مصرف تشخیص داده شدند . از 165 نمونه کباب خام، نود نمونه برابر 5/54% قابل مصرف و 75 نمونه معادل 5/45% غیر قابل مصرف و از سی نمونه همبرگر خام 22 نمونه برابر 3/73 % قابل مصرف و هشت نمونه معادل 7/26 % غیر قابل مصرف بودند. در بررسیهای سرولوژی انجام شده سروتایپ تامپسون در نمونه های کباب و همبرگر بالاترین فراوانی را داشت.
نتیجه گیری : نتایج مطالعه حاضر نشان می دهد که مصرف کباب و همبرگر پخته شده نگرانی برای مصرف کننده ندارد.
الهه جزایری قره باغ، منیر عباس زاده قنواتی،
دوره 1، شماره 2 - ( 12-1386 )
چکیده
زمینه و هدف: با توجه به مطالعات انجام یافته و گزارش شیوع بیماریهای تاریکخانهای در بین شاغلین بخشهای رادیولوژی بیمارستانها تصمیم گرفته شد شیوع این عوارض بین تکنولوژیستهای رادیولوژی بیمارستانهای دانشگاه علوم پزشکی تهران (13 بیمارستان) جهت وجود هر گونه ارتباط بین وقوع این عوارض و استفاده از مواد شیمیایی ظهور و ثبوت فیلمهای رادیولوژی مورد بررسی قرار گیرد.
روش بررسی: از کل پرسنل بخشهای رادیولوژی، تعداد 69 نفر از تکنولوژیستهای رادیولوژی و 72 نفر از فیزیوتراپهای شاغل در این بیمارستانها به صورت گروه مواجهه و کنترل مورد بررسی قرار گرفتند. با مقایسه دو گروه، پیامدهای مورد نظر از قبیل التهابات پوستی، آلرژی، سوزش چشم و گلو، ناراحتیهای تنفسی، و غیره بررسی شد.
یافتهها: اطلاعات فراهم آمده نشان داد عوارضی مانند عارضه تنفـس سطـحی درمردان (045/0 = P) و کل گروه (013/0= P) و حالت تهوع در مردان (049/0 = P) در گروه رادیولوژی نسبت به گروه کنترل تفاوت معنی داری را نشان میدهد. در گروه کنترل عارضه زکام در بین مردان و هم چنین در کل گروه (044/0 = P و 046/0 = P به ترتیب) و عارضه درد مفاصل در مردان گروه (04/0= P) نسبت به گروه مواجهه بیشتر بوده و تفاوت معنی دار است.
نتیجه گیری: به نظر می رسد استفاده از مواد شیمیایی ظهور و ثبوت در بخش رادیولوژی سبب شیوع عوارض تنفس سطحی و حالت تهوع در میان تکنولوژیستهای رادیولوژی شده است ( 05/0 < P). هم چنین احتمال ارتباط بین وجود عارضه التهابات پوستی و سابقه این بیماری وجود دارد.
حسین عاشری، علی واشقانی فراهانی، وحید ضیائی، رضا علیزاده، علیرضا امیربیگلو،
دوره 2، شماره 1 - ( 6-1387 )
چکیده
زمینه و هدف: مرگهای ناگهانی در ورزشکاران معمولاً به علت بیماریهای قلب و عروق که قبلاً شناخته نشده بود به وجود میآید. این موضوع سبب گردیده تا طرحها و برنامههای متعددی در دنیا برای غربالگری ورزشکاران پیشنهاد گردد. همواره معاینۀ سیستم قلب و عروق پایۀ این بررسیها را تشکیل میداده است. هدف از این مطالعه بررسی عوامل خطر بیماریهای عروق کرونر در کشتی گیران پیشکسوت رده ملی ایران بود.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی به روش مقطعی و به صورت سرشماری در زمان برپایی اردوی آمادگی کشتیگیران پیشکسوت جهت شرکت در مسابقات جهانی تهران درسال 1384 انجام شد. کلیۀ کشتیگیران حاضر در این اردو جهت شرکت در طرح دعوت شدند.کلیۀ شرکتکنندگان ابتدا توسط یک متخصص تحت معاینۀ بالینی قرار گرفتند و پرسشنامهای شامل سوابق بیماری، سابقۀ داروهای مصرفی و ریسک فاکتور عروق کرونر تکمیل شد و در مرحلۀ دوم نوار قلب از افراد گرفته شده و سپس تست ورزش انجام شد. دادهها وارد نرمافزار SPSS 14 گردید و برای تفسیر دادهها از آمارههای میانگین، انحراف معیار و نسبت استفاده شد.
یافته ها: تعداد 60 نفر مورد مطالعه قرار گرفتند که میانگین سنی آنان 65/54 (±75/8) سال بود. این افراد بطور متوسط 8/37 سال سابقۀ کشتی داشتند. در 7/66% آنها یک یا چند ریسک فاکتور در شرح حال کشتیگیران به دست آمد. و با در نظر گرفتن معاینۀ بالینی 1/75% کشتیگیران حداقل یک فاکتور خطر داشتند. در تست ورزش انجام شده 6/8% کشتیگیران قویاً مثبت ، و 2/5% مثبت و بقیۀ موارد منفی بودند.
نتیجهگیری: برای یافتن عوامل خطر بیماریهای عروق کرونر شرح حال و یک معاینه بالینی کامل قلب و عروق برای غربالگری صورت گیرد و در مواردی که حداقل یک مورد عامل خطر یافت شد انجامECG و تست ورزش انجام شود.
علی امینی، سید حمید الله غفاری، یوسف مرتضوی، ناهید عین اللهی، کامران علی مقدم، شهربانو رستمی، یونس جهانی، اردشیر قوام زاده،
دوره 2، شماره 1 - ( 6-1387 )
چکیده
زمینه و هدف : لوسمی میلوژن مزمن (CML) یک بیماری کلونال سلول بنیادی خون ساز است که با جابجایی متقابل کروموزوم های 9 و 22 (کروموزوم فیلادلفیا) مشخص می شود. تلومراز آنزیمی است که با اضافه کردن توالی های تکراری تلومریک به انتهای کروموزوم ها باعث حفظ انسجام و یکپارچگی کروموزوم ها می گردد. نشان داده شده است که بیان زیر واحد کاتالیتیکی این آنزیم (hTERT) در اکثر سلولهای سرطانی و نئوپلازی ها افزایش بیان دارد. از این روی در این مطالعه به بررسی بیان ژن hTERT در فازهای مختلف بیماری CML پرداخته شد.
روش بررسی : مطالعه انجام شده از نوع بررسی مقطعی (Cross sectional) بود. 52 نمونه به صورت تصادفی از 26 بیمار CML در فاز مزمن قبل از درمان (26 نمونه) و فواصل زمانی 3 ماه پس از درمان (26 نمونه)، 9 بیمار در فاز شتاب گیرنده و 12 بیمار در فاز بلاستیک که به بخش خون بیمارستان شریعتی تهران مراجعه کرده بودند، مورد مطالعه قرار گرفتند. بیان ژن hTERT در 73 نمونه بیماران فوق با روش RT-PCR (Reverse Transcriptase- Polymerase Chain Reaction) مورد بررسی و مقایسه قرار گرفت. جهت تحلیل نتایج نرم افزار SPSS 15 استفاده شد.
یافته ها : از 45 بیمار مطالعه شده 33 نفر(73%) مرد و 12 نفر(27%) زن بودند. بیماران مورد مطالعه در 3 گروه سنی 29-17، 40-30 و 75-41 ساله تقسیم بندی شدند. بطور کلی از 73 نمونه بررسی شده، 43 نمونه(9/58%) از نظر RT-PCR ژن hTERT مثبت و 30 نمونه(1/41%) منفی شدند. در فاز مزمن 2/69%، پس از درمان 5/38%، فاز شتاب گیرنده 6/55% و فاز بلاستیک 3/83% از نتایج مثبت بودند؛ که این اختلاف از نظر آماری معنی دار بود (p<0.05).
نتیجه گیری : تفاوت معنی دار بیان ژن hTERT بین فازهای مزمن، پس از درمان و بلاستیک می تواند نشانگر مولکولی مناسبی در پیگیری درمان و عامل پیش آگهی دهنده در سیر بیماری باشد.
علیرضا صالحی نوده، شهروز غفوری، سید علیرضا رضوی، سید عباس میرشفیعی،
دوره 2، شماره 1 - ( 6-1387 )
چکیده
زمینه و هدف : بیماری مهلک سرطان پس از بیماری های قلبی عروقی مهم ترین علت مرگ و میر در بسیاری از کشورهای در حال توسعه منجمله ایران است. در این میان سرطان پستان شایع ترین نوع سرطان در میان زنان است. تومور مارکر TPS یا Tissue Polypeptide specific Antigen یکی از انواع تومور مارکرهایی است که به سبب ویژگی های منحصر به فرد فیزیولوژیک خود مانند سهولت در اندازه گیری مقدار آن در سرم مبتلایان به انواع سرطان ها مورد توجه خاص قرار گرفته است. این تحقیق به منظور ارزیابی تومور مارکر TPS در پیش آگهی، کنترل درمان و پیگیری سیر بیماری در مبتلایان به سرطان پستان صورت گرفت.
روش بررسی : اندازه گیری میزان TPS بر روی 34 نفر انجام گردید، از این تعداد 28 فرد سالم و 6 بیمار مبتلا به سرطان پستان بودند. نمونه گیری به طور معمول در سه نوبت و بسته به روش درمان انجام گرفت. نمونه ها، شامل دو تا سه میلی لیتر از سرم بیماران و افراد سالم بود که به روش ELISA میزان TPS در آنها اندازه گیری شد.
یافته ها : نتایج این تحقیق در مبتلایان به انواع سرطان سینه نشان داد که اندازه گیری میزان TPS در سرم نه تنها می تواند جنبه پیش آگهی بیماری را داشته باشد بلکه می تواند در کنترل درمان و پیگیری بیماری نیز پزشک معالج را یاری دهد.
بحث و نتیجه گیری : تولید پلی کلونال آنتی بادی برعلیه آنتی ژن های خانواده TPS و با طراحی الگویی مناسب جهت به کارگیری این آنتی بادی می توان آزمایشات سرولوژیکی لازم را جهت تشخیص و ارزیابی روند سرطان پستان راه اندازی نمود.
منیر عباس زاده قنواتی، عباس ربانی، سید حسین احمدی، الهه جزایری،
دوره 2، شماره 3 - ( 9-1387 )
چکیده
زمینه وهدف: سکته مغزی (stroke) علت مهم عارضه مرگ و میر بیماران تحت عمل جراحی گرافت شریان کرونری
هست. بجز بیماری های شریان کرونری، مکانیسم های مختلفی می تواند باعث سکته های پیرامون عمل CABG شود. هدف از انجام این مطالعه، ارزیابی تاثیر انسداد شریان کاروتید داخلی در میزان سکته و مرگ و میر در بیماران تحت عمل جراحی گرافت شریان کرونری هست.
روش بررسی: در یک مطالعه همگروهی تاریخی، کلیه بیماران تحت عمل جراحی CABG بین فروردین 1380 تا پایان اسفند 1384 در مرکز قلب تهران بررسی شدند. بیمارانی که تعویض دریچه داشتند یا عمل جراحی آن ها غیر از گرافت شریان کرونر بود ازمطالعه حذف شدند. قبل از عمل جراحی برای همه بیماران سونوگرافی کاروتید دابلکس انجام شد. در سونو گرافی سرعت جریان خون اندازه گیری شد تا درجه انسداد شریان کاروتید مشخص شود. تنگی قطر شریان کاروتید داخلی بر اساس تنگی غیر مشخص کمتر از60%، گروه (A)و تنگی مشخص بین 60 تا 99%، گروه (B) و بیمارانی که هیچ جریان خونی در کاروتید نداشتند به عنوان انسداد شریان کاروتید داخلی، گروه (C) طبقه بندی شدند. در پایان برای ارزیابی میزان سکته و مرگ و میر در بیماران مبتلا به تنگی یا انسداد شریان کاروتید داخلی تحت عمل جراحی گرافت شریان کرونری کلیه اطلاعات در یک پرسشنامه استاندارد جمع آوری گردید. آنالیز آماری با استفاده از تستهای آماری X2، فیشر و T انجام شد.
یافته ها: با توجه به آزمون های انجام شده، میزان سکته پیرامون عمل در گروه A ، 8/0در صد بیماران ( 15نفر)، 7/46 درصد (14نفر) در گروه B و90 درصد (9نفر) در گروه C قرار داشتند (P=./0001). همچنین میزان مرگ و میر گروههای C ,B ,A به ترتیب 1/0 درصد (2 نفر)، 7/16 درصد (5 نفر) و 70 درصد (7 نفر) بود (P=./0001).
نتیجه گیری: وجـود انسداد شریان کاروتید داخـلی، میزان مـرگ و میر و عوارض جـانبی بیماران تـحت عمل جراحـی CABG را افزایش می دهد.
فاطمه نادعلی، شیرین فردوسی، بهرام چاردولی، غلام رضا توگه، ناهید عین اللهی، سید اسد اله موسوی، کامران علی مقدم، اردشیر قوام زاده، سید حمیداله غفاری،
دوره 2، شماره 3 - ( 9-1387 )
چکیده
زمینه و هدف: نئوپلاسم های میلوپرولیفراتیو (MPNs) یک گروه هتروژن از بیماریهایی هستند که در آنها یک اختلال کلونال اولیه در سطح سلول بنیادی خونساز منجر به افزایش تولید در یک یا چند رده سلول خونی می شود. اخیرا جهش اکتسابی JAK2 V617F در تعداد زیادی از این بیماران شناسایی شده است. این جهش ناشی از تغییر G به T در نوکلئوتید 1849 در اگزون 12 از ژن JAK2 واقع بر روی کروموزوم 9 است که منجر به جایگزینی اسیدآمینه فنیل آلانین به جای والین در موقعیت 617 از پروتئین JAK2 می گردد .مطالعه حاضر به منظور تعیین این جهش انجام شد.
روش بررسی : مطالعه انجام شده از نوع تجربی بود. در این مطالعه جهش JAK2 V617F با روش نمونه گیری تصادفی ساده، در 58 بیمار با تشخیص جدید یا در حال درمان مبتلا به بدخیمی های میلوپرولیفراتیو با روش سیستم تکثیر متزلزل جهش ها (ARMS-PCR ) مورد ارزیابی قرار گرفت. روش ARMS-PCR یک تست سریع و آسان است. به علاوه، امکان افتراق ما بین افراد هموزیگوت و هتروزیگوت دارای جهشJAK2 V617F را فراهم می سازد. برای تایید نتایج، سه نمونه از بیماران موردsequencing قرار گرفتند.
یافته ها : میزان جهش ژن JAK2 در گروه مطالعه، قابل مقایسه با نتایج گزارش شده قبلی هست. بنابراین روش ARMS-PCR می تواند به عنوان یک تست تشخیص افتراقی در بیماران مشکوک به نئوپلاسم های میلوپرولیفراتیو BCR-ABL منفی (MPNs) استفاده شود.
نتیجه گیری :جهش در 6/86 درصد (30/26) بیماران پلی سیتمی ورا، 6/46 درصد (15/7) بیماران ترومبوسیتمی اولیه، و 5/61 درصد (13/8) بیماران میلوفیبروز اولیه شناسایی شد. بیماران جهش مثبت پلی سیتمی ورا، میزان گلبولهای سفید بالاتری داشتند(p=0.03). به علاوه 16 بیمار از 26 بیمار پلی سیتمی ورا JAK2 مثبت، زن بودند. در سایر گروهها تفاوت قابل توجهی یافت نشد. وجود جهش توسط روش sequencing مورد تایید قرارگرفت.
منیر عباس زاده قنواتی، عباس ربانی، محمد حسین ماندگار، الهه جزایری،
دوره 2، شماره 3 - ( 9-1387 )
چکیده
زمینه و هدف: تصمیم در قطع مصرف آسپیرین قبل ازا عمال جراحی قلب به دلیل احتمال خونریزی و مرگ ومیر هست. هدف از اجرای این مطالعه تاثیر مصرف آسپیرین بر روی میزان مرگ و میر در این گونه اعمال جراحی است.
روش بررسی: در یک مطالعه همگروهی تاریخی 2252 بیمار در فاصله زمانی فروردین 1374 تا پایان اسفند 1382 در بیمارستان شریعتی برای اعمال جراحی گرافت شریان کرونر تحت بیهوشی عمومی مورد بررسی قرار گرفتند. بیماران به دو گروه بررسی (دریافت آسپیرین) و گروه شاهد(بدون دریافت آسپیرین) تقسیم شدند. این دو گروه در شرایط کاملاً مشابه و در طی یک دوره زمانی معین به منظور تعیین پیامد مواجهه، مورد بررسی و پیگیری قرار گرفتند. مصرف آسپیرین طی 7 روز قبل از عمل تعریف گردید.
یافته ها: بیماران تحت عمل جراحی گرافت شریان کرونر که آسپیرین مصرف کرده اند در مقایسه با گروهی که آسپیرین دریافت نکرده بودند خونریزی کمتری داشتند (P=./0001) و تفاوت معنی داری در دریافت فرآورده های خونی و عمل جراحی مجدد بیماران به دلیل خونریزی، در بین افرادی که آسپیرین مصرف نموده نسبت به آنهایی که آسپیرین دریافت نکرده بودند دیده شده است (P=./0001).
با استفاده از آنالیز چند متغیره رگراسیون [ Odds Ratio = 0.12, CI=95% ( 0.05, 0.28)] مرگ و میر در بیماران تحت عمل جراحی گرافت شریان کرونر که آسپیرین دریافت کرده بودند، در مقایسه با بیمارانی که آسپیرین مصرف نکرده بودند کمتر بوده است (P=./0001).
نتیجه گیری : مصرف آسپیرین قبل از عمل در بیماران تحت عمل جراحی گرافت شریان کرونر سبب افزایش خونریزی و دریافت خون بیشتر نمی شود و کاهش قابل توجه ای در میزان مرگ و میر بیماران تحت عمل جراحی CABG دیده شده است
رضا غلام نژاد، محمد رضا خرمی زاده، علیرضا رضوی، علیرضا صالحی نوده، محمد مهدی امیری، وحید ملاکاظمی ها، سید عباس میر شفیعی،
دوره 2، شماره 4 - ( 12-1387 )
چکیده
زمینه و هدف: امروزه بسیاری از بیماریهای التهابی نظیر آرتریت روماتوئید(RA) و مالتیپل اسکلروزیس((MS و خیلی از بیماریهای التهابی خود ایمن دیگر گریبان گیر افراد جوامع مختلف شده است و تا کنون درمان قطعی برای آنها ارائه نشده است. بسیاری از ضایعات جبران ناپذیر در این گونه بیماریهای التهابی در اثر فعالیت بیش از حد و مزمن سلولهای التهابی و اثر تخریبی آنزیمهای پروتئولایتکی مانند ماتریکس متالوپروتئینازها(MMPs) است. از این رو در این مطالعه به بررسی اثرداروی4- آمینو پیریدین(4-AP) برروند پیشرفت التهاب دریک واکنش التهابی در مدل تجربی پرداخته شد.
روش بررسی: Out bred از نژادSprague Dawely همگی ماده با وزن حدود 200-150 گرم و سنین 6 تا 8 هفتگی و سالم برای القای یک واکنش التهابی تجربی [ توسط آلبومین سرم گاوی(BSA) +ادجوانت کامل فروند(CFA)] مورد استفاده قرار گرفتند. رات ها در6 گروه 8 تائی شامل:گروه نرمال،گروه بیمار،گروههای و Treatment-2 وگروههای و Prevention-2 قرارگرفتند.داروی 4-AP در غلظتهای مختلف(400و800 میکروگرم) به گروههای و Prevention-1,2 به میزان( 1/0 میکرولیتر) تزریق گردید و 48تا72 ساعت بعد از تزریق دوز یادآور(فقطBSA) شدت التهاب مورد بررسی و مقایسه قرار گرفت.
یافته ها: از 48 راتی که مورد مطالعه قرار گرفتند، هیچ گونه علائم التهابی، هیستوپاتولوژی و یا تولید آنتی بادی ضد BSA را نشان ندادند و این همان گروه نرمال ما بودند. 8 رات(66/16%) علائم شدید و واضح التهاب را نشان دادند که گروه بیمار ما بودند. تعداد 32 رات(66/66%) علائم خفیفتری از التهاب را نسبت به گروه بیمار ما نشان دادند که همان گروههای Treatment-1,2 و Prevention-1,2 بودند که غلظتهای مختلفی از4-AP را دریافت کرده بودند.
بحث و نتیجه گیری: تفاوت شدت التهاب و انفیلتراسیون سلولهای التهابی دربررسیهای کلینیکی، رادیولوژی، هیستوپاتولوژی وتولید آنتی بادی ضد BSA نشان میدهد که داروی4-AP باعث کاهش شدت التهاب در گروههای دریافت کننده دارونسبت به گروههای نرمال و بیمار شده بود که این اختلاف از نظر آماری معنی داربود(
p<0.05).اگرچه آنالیزهای آماری، نشان ازعدم تاثیرداروی4-AP برمیزان تولید MMPs درسل لاین فیبروسارکوماWhi-164 داشت و اختلاف از نظر آماری معنی دار نبود.
محمد طاهر حجتی، فریبا نباتچیان، ناهید عین الهی، علی پور فتح الله، محمدرضا مهدوی،
دوره 2، شماره 4 - ( 12-1387 )
چکیده
زمینه و هدف: تالاسمی یک بیماری ژنتیکی است که بصورت کمبود نسبی یا کامل زنجیرههای آلفا یا بتا گلوبین میباشد. بیماران مبتلا در فرم متوسط و شدید خود از اوایل زندگی احتیاج به تزریق خونهای متعدد پیدا میکنند. وقوع آلوایمونیزاسیون در برابر آنتی ژنهای گروههای خونی در مبتلایان به تالاسمی نسبتا بالاست و ممکن است مشکلات زیادی را در درمانهای طولانی مدت و تزریقات بوجود بیاورد. بوجود آمدن آلوآنتی بادی ضد این گروههای خونی موجب پیدایش مشکلات عدیده منجمله آماده کردن خون سازگار برای تزریق میشود. لذا تعیین دقیق آنتی ژنهای گلبولهای قرمز این بیماران در کاهش آلوایمیونیزاسیون، امری ضروری بنظر میرسد.
روش بررسی: در این مطالعه، بصورت تصادفی از 40 نفر از بیماران تالاسمی، قبل از اقدام به تزریق خون، 4 سی سی خون محیطی در لوله های حاوی EDTA گرفته شد. همچنین از 10 نفر از افراد سالم که سابقه هیچ تزریق خون نداشتند هم بعنوان کنترل نتایج سرولوژیکی (آگلوتیناسیون) و مولکولی وارد مطالعه شدند. تعیین فنوتیپ بیماران و گروه کنترل بوسیله گلبولهای قرمز بیماران بروش آگلوتیناسون لولهای طبق دستور بوسیله آنتی بادی های تجاری صورت گرفت. جهت انجام آزمایش مولکولی آزمون Allele Specific Oligonucleotide (ASO)PCR برای هر یک از آنتی ژنهای مورد نظر در میکروتیوب های جداگانه انجام شد.
یافتهها : در این مطالعه با استفاده از اللهای اختصاصی هر الل در شرایط دمایی یکسان هر چهار ژن مورد بررسی تکثیر شد. بعلاوه مقایسه نتایج بدست آمده از دو روش مولکولی و آگلوتیناسیون نشان داد که در گروه شاهد که سابقه هیچگونه تزریق خونی را نداشتند، نتایج مشابهی در دو روش فوتیپی و ژنوتیپی دیده شد، اما در گروه بیماران نتیجه بر خلاف گروه شاهد بود و نتایج این دو روش در بسیاری از نمونهها تفاوت داشت.
بحث و نتیجه گیری: مزیت این روش نسبت به روشهای دیگر مثل PCR-RFLP اینست که هر چهار ژن در یک شرایط دمایی و غلظت، قابلیت تکثیر را داشته و بلا فاصله با انجام الکتروفورز تعیین پروفایل آنتی ژنی فرد انجام میشود و از طرفی دیگر هزینه و زمان زیادی که در روش PCR-RFLP که در آن پس از تکثیر ژن، محصولات را در مدت خاصی تحت تاثیر آنزیم قرار میدهند را ندارد. لذا روش فوق بعلت سادگی روش و ارزانی نسبت به سایر روشها به مراکز درمانی و تحقیقاتی پیشنهاد میگردد.
رضا صفدری، نیلوفر ماسوری، امید امینیان، سمیه داودی،
دوره 2، شماره 4 - ( 12-1387 )
چکیده
زمینه و هدف : بیماریهای شغلی بیماریهایی هستند که منحصرا به علت اشتغال به یک شغل و تحت تاثیر شرایط موجود در آن بوجود می آیند. عوامل مختلفی در وقوع، شدت و عوارض بیماریهای شغلی موثر هستند. کشورهای مختلف نشان داده اند که یک نظام اطلاعات بیماریهای شغلی که دارای اهداف و ساختار مناسبی باشد، نقش موثری در کاهش وقوع بیماریها، هزینه های اقتصادی و تحصیل بهینه منابع دارد. ارتقاء سلامت به عنوان اولین هدف نظام سلامت، نیازمند وجود نظام اطلاعات جامع، کامل و یکپارچه بیماریهای شغلی می باشد.
روش بررسی: در یک مطالعه توصیفی تطبیقی در سال 1387 نظام اطلاعات کشورهای امریکا، فنلاند، فرانسه و ایران براساس اهداف و ساختار مورد بررسی قرار گرفت. ابزار پژوهش مقالات، کتب، مجلات و سایت های معتبر اینترنتی انگلیسی زبان بود. سپس اطلاعات گردآوری شده پس از طبقه بندی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافته ها: هر سه کشور منتخب دارای نظام اطلاعات الکترونیکی و پایگاه دادههای بیماریهای شغلی میباشند. در فنلاند اطلاعات بیماریها و صدمات در پایگاه های مجزا نگهداری میشوند. در امریکا نظام جامع وجود ندارد و سیستم های بیشماری به صورت پراکنده موجودند. در فرانسه نظارت و کنترل از اولویت اول برخوردار می باشد. در ایران نظام جامع، مدون و مشخصی برای ثبت بیماریهای شغلی وجود ندارد.
بحث و نتیجه گیری: اهداف نظام اطلاعات بیماریهای شغلی در تمام کشورهای مورد مطالعه در این پژوهش همراستا می باشند. ساختار نظام اطلاعات بیماریهای شغلی فنلاند از جامعیت بیشتری برخوردار است. کشور ایران فاقد نظام جامعی در این زمینه است و باتوجه به اهمیت بیماریهای شغلی و پیشگیری از آن استفاده از تجربیات سایر کشورها و تنظیم نظام الکترونیک جامع بیماریهای شغلی برای ایران توصیه می شود.
آرزو فلاحی، حیدر ندریان، سهیلا محمدی، محمد حسین باقیانی مقدم،
دوره 3، شماره 2 - ( 6-1388 )
چکیده
زمینه و هدف: در بیماری اولسر پپتیک (PUD) که به زخم معده یا دوازدهه اطلاق میشود و در بیشتر موارد مزمن و عود کننده است، خطر پایین آمدن کیفیت زندگی افزایش مییابد. مشخص نمودن عوامل مرتبط با کیفیت زندگی بیماران PUD میتواند بعنوان راهنمایی برای طرح ریزی برنامههای آموزشی برای این بیماران و انجام مداخلههای صحیح و مناسب جهت ارتقاء کیفیت زندگی آنها عمل کند. لذا این مطالعه با هدف تعیین عوامل مرتبط با کیفیت زندگی بیماران مبتلا به اولسر پپتیک بر اساس مدل پرسید در شهر سنندج طراحی و اجرا گردید.
روش بررسی: این مطالعه تحلیلی- مقطعی بر روی 120 بیمار مراجعه کننده به درمانگاه بیمارستان بعثت شهر سنندج که طی نمونه گیری تصادفی ساده بدست آمدند انجام شد. ابزار جمع آوری اطلاعات پرسشنامه ای بود که بر اساس سازههای مدل پرسید تدوین گردیده و مشتمل بر سازه های کیفیت زندگی، وضعیت سلامت، عوامل مستعد کننده (آگاهی و نگرش)، قادرکننده و تقویت کننده همراه با رفتارهای خود مدیریتی بیماری اولسر پپتیک بود و بصورت مصاحبه تکمیل گردید. پایایی و روایی پرسشنامهها تأیید گردید. دادهها با استفاده از نرم افزار SPSS و با بکار گیری آزمونهای ضریب همبستگی پیرسون، ANOVA ، t-test و همچنین تحلیل رگرسیون تجزیه و تحلیل شد.
یافته ها: همبستگی مثبت و معنی داری بین کیفیت زندگی و متغیرهای وضعیت سلامت (01/0> P)، آگاهی(05/0>P) و عوامل قادر کننده (05/0> P) و تقویت کننده (01/0> P) وجود داشت. رفتارهای خود مدیریتی نیز با متغیرهای وضعیت سلامت (05/0> P) و عوامل تقویت کننده (01/0> P) همبستگی معنی دار داشت. در مجموع متغیرهای مدل پرسید 9/68% از واریانس کیفیت زندگی را پیش بینی نمودند و از میان این عوامل، وضعیت سلامت قویترین پیش بینی کننده (649/0=β) بود.
بحث و نتیجه گیری: با توجه به توان بالاتر وضعیت سلامت در پیش بینی کیفیت زندگی و توانایی پیش بینی وضعیت سلامت توسط رفتارهای خود مدیریتی، ارائه یک برنامه آموزشی خود مدیریتی برای بیماران مبتلا به PUD و خانوادههای آنها که تأکید بیشتری روی حمایت اجتماعی بعنوان عوامل تقویت کننده داشته باشد، توصیه میشود. با توجه به اینکه الگوی پرسید در اصل یک مدل جهت برنامهریزی است، میتوان این الگو را در ایران به عنوان چارچوبی جهت برنامهریزی مداخلات در جهت بهبود و ارتقاء رفتارهای خود مدیریتی و نهایتاً کیفیت زندگی بیماران مبتلا به PUD به کار گرفت.
رضا صفدری، مجید ملکی، ولی اله قربانی،
دوره 3، شماره 2 - ( 6-1388 )
چکیده
زمینه و هدف: امروزه بیماریهای قلب و عروق مهمترین چالش نظام سلامت در جهان است. پیشگیری و مدیریت بیماریهای قلب و عروق نیاز به یک سامانه فراگیر و جامع برای ثبت دادهها دارد. اطلاعات موجود در پرونده بیمار یکی از مهمترین دادههایی است که باید در راستای سهولت و تسریع فرایند درمان طبقهبندی شود. هدف از این پژوهش مقایسه سامانه طبقهبندی بیماریهای قلب و عروق در کشورهای توسعه یافته با ایران برای بهبود سیاستهای بهداشت و درمان در جهت مبارزه با بیماریهای قلب و عروق در ایران است.
روش بررسی: پژوهش حاضر به روش مروری- مقایسهای در سال87-1386 انجام شده است. جامعه پژوهش سامانههای طبقهبندی بیماریهای قلب و عروق در کشورهای امریکا، استرالیا، انگلیس و کانادا بوده است. ابزار گردآوری دادهها در این بررسی از طریق جستجو در کتابها، نشریات، اینترنت و همچنین مکاتبه با کشورهای توسعه یافته بود. تحلیل این سامانهها با استفاده از اطلاعات موجود در جداول مقایسهای انجام شد. در این پژوهش فصول و مباحث مربوط به بیماریهای قلب و عروق در سامانه طبقهبندی بیماریها در کشور ایران نیز بررسی شد.
یافتهها: در کلیه کشورهای توسعه یافته سامانه طبقهبندی بیماریها بصورت ملی در آمده است تا نیازهای بهداشتی آن کشور را برای طبقهبندی بیماریهای قلب و عروق برآورده کند. در کشورهای توسعه یافته به استثنای انگلیس از یک مدل طبقه بندی چند محوری استفاده شده است. در این مدل استفاده از استانداردهای مراقبت بهداشت، آموزش از راه دور، برنامههای آموزش سالیانه و مشاوره با متخصصین قلب و عروق دیده شد. ایران فاقد سامانه ملی طبقهبندی بیماریهای قلب و عروق بود.
بحث و نتیجهگیری: در راستای بهبود مدیریت و پیشگیری از بیماریهای قلب و عروق در ایران ایجاد سامانه ملی طبقهبندی بیماریهای قلب و عروق نقش موثری خواهد داشت.
رضا صفدری، محمد رضا اکبری، شهرام توفیقی، مهدیه معین الغربایی، غلامرضا کرمی،
دوره 3، شماره 2 - ( 6-1388 )
چکیده
زمینه و هدف: امروزه بیماریهای روانی مانند بسیاری از بیماریها ، تاریخی به قدمت انسان دارند. نظام اطلاعات بالینی بیماریهای روانی ناشی از جنگ به عنوان بخشی از نظام مدیریت اطلاعات بیماریهای روانی است که به واسطه مدیریت دادههای بیماران روانی ناشی از جنگ ، مدیریت این بیماریها را میسر میسازد. پژوهش حاضر با هدف مطالعه این نظام در کشورهای آمریکا، استرالیا و انگلیس و ارائه راهکارهای عملی برای ایران انجام شده است.
روش بررسی: پژوهش حاضر از دسته ی مطالعات توصیفی - مقطعی است. ابتدا وضعیت موجود این نظام در مراکز روانپزشکی بوستان اهواز و صدر و سعادت آباد تهران با استفاده از پرسشنامه در دوره زمانی 88- 1387 بررسی گردید. سپس به بررسی این نظام در کشورهای منتخب پرداخته شد و براساس نیاز کشورمان، راهکارهای عملی برای ایران پیشنهاد گردید. تحلیل اطلاعات براساس مقایسه ویژگی های نظام پیشگفته در کشورهای مورد مطالعه به صورت تحلیل توصیفی - نظری صورت گرفت.
یافته ها: در طول تحلیل وضعیت موجود این نظام در بیمارستانهای مورد مطالعه و نبود این نظام، براساس مطالعه،وجود اشتراک و افتراق نظام اطلاعات بالینی بیماریهای روانی ناشی از جنگ در کشورهای منتخب، در قالب 4 محور(اهداف، ساختار محتوایی، عناصر اطلاعاتی، معیارهای ثبت اطلاعات) بررسی گردید.
بحث و نتیجه گیری: طراحی و اجرای چنین نظامی در مراکز روانپزشکی بنیاد شهید، جهت مدیریت این بیماریها، که دو هدف متعالی نظامهای بهداشتی، یعنی کنترل کیفیت و کنترل هزینهها را به همراه دارد، توصیه میشود
حمیداله غفاری، پریسا کریم زاده، بهرام چهاردولی، کامران علی مقدم، اردشیر قوام زاده، حسین درگاهی، بابک بهار، غلام رضا توگه، فاطمه نادعلی،
دوره 3، شماره 2 - ( 6-1388 )
چکیده
زمینه و هدف: جهش اکتسابی JAK2V617F درغالب نئوپلاسمهای میلوپرولیفراتیو مزمن BCR-ABL منفی دیده میشود که شامل پلی سیتمی ورا، ترومبوسیتمی اولیه و میلوفیبروز اولیه میباشد.
در سـال 2005 ارتبـاط مـا بیـن نئوپلاسـمهـای Polycythemia vera, (PV)Essential Thrombocythemia (ET)PMF(Primary myelofibrosis) از طریق شناسایی یک جهش اکتسابی تیروزین کیناز JAK2V617Fبیشتر مشخص شد. در این جهش جانشینی گوانین با تیمیدین در نوکلئوتید موقعیت 1849 منجر به جایگزینی والین با فنیل آلانین در اسید آمینه 617 میشود، که در دومن پسود و کیناز JH2(from JAK- Homology-2) در اگزون 12 از ژن JAK2 بر روی کروموزم 9 قرار گرفته است. این جهش در سلولهای اجدادی خونساز سبب افزایش حساسیت به فاکتورهای رشد و سیتوکینها شده و ایجاد ناهنجاری در پروتئین تیروزین کیناز و فسفاتاز میکند.
روش بررسی: این مطالعه روی 58 بیمار صورت گرفت که 15 نفر ET ، 13 نفر PMF و 30 نفر مبتلا به PV بودند. گزارش جهش بوسیله روش اختصاصی- آلل AS-RT-PCR رویRNA استخراج شده از گلبولهای سفید و تعیین توالی ژن صورت گرفت. دادههای مربوط به 58 بیمار وارد SPSS شد و مورد تجزیه و تحلیل آماری به روش Mann-Whitney Test قرار گرفت.
یافته ها: این مطالعه روی 58 بیمارMPN(Myeloproliferative neoplasm) abl-bcr منفی صورت گرفت که نتایج حاصل از آن شامل 6/86 % (30/26) بیمار پلی سیتمی ورا، 53% (15/8 ) بیمار ترومبوسیتمی اولیه و 5/61% (13/8) بیمار میلوفیبروز اولیه میباشد.
در این مطالعه بیماران پلی سیتمی ورا که دارای جهش JAK2 بودند. شمارش گلبول سفید بیشتری را نشان دادند و بعلاوه تعداد زنان JAK2 مثبت (P=0.03) در پلی سیتمی بیشتر از مردان بود که نشان دهنده ارتباط این جهش با جنس میباشد و در سایر گروهها تفاوتی مشاهده نشد.
بحث و نتیجه گیری: شناسایی این جهش در تشخیص افتراقی نئوپلاسم از میلوپرولیفراسیون واکنشی و همچنین تعیین پیش آگهی و پیش بینی پاسخ به درمان مفید بوده و یک هدف بالقوه برای درمان میباشد. بعلاوه طی مقایسه حساسیت چند روش برای تشخیص جهشJAK2 ، نشان داده شده است که روشAS-RT PCR در مقایسه با دیگر روشها مثل RFLP، pyrosequencing وARMS-PCR دارای حساسیت بیشتری است. در هر صورت این جهش راههای جدیدی برای تحقیقات بالینی وبنیادی باز کرده و در تشخیص و طبقه بندی MPN تاثیر داشته است.
ابوالفضل اکبری، محمد رضا پورمند، محمد کاظم شریفی یزدی، مصطفی حسینی، محمد مهدی سلطان دلال،
دوره 3، شماره 3 - ( 12-1388 )
چکیده
زمینه وهدف: بیماری قلبی عروفی اولین عامل مرگ و میر در بزرگسالان بوده و افزایش کلسترول خون زمینه ساز ابتلاء به این بیماریهاست. هدف اصلی این مطالعه بررسی میزان شیوع هیپرکلسترولمی و ارتباط آن با الگوی تغذیهای، شیوه زندگی و شاخصهای تن سنجی است.
زمینه و هدف: سویههای اشریشیاکلی مهاجم (Enteroinvasive Escherichia coli EIEC) دستهای از پاتوتایپ های اشریشیاکلی مولد اسهال(DEC) بوده و به عنوان عامل اسهال خونی شبه شیگلا در کودکان و بالغین شناخته شده اند. این سویهها به سروتایپهای محدودی تعلق داشته و آنتی ژن های سوماتیک (O) آنها مشابه آنتی ژن های شیگلاها می باشند. سویههای EIEC را میتوان با بررسی وجود ژن آنتی ژن تهاجمی پلاسمیدی (invasive plasmid antigen H ipaH) با آزمون مولکولی واکنش زنجیرهای پلیمراز (PCR) مورد شناسایی قرار داد.از آنجایی که در کشور ما مطالعات چندانی در رابطه با تعیین فراوانی این سویهها و بررسی اهمیت آنها صورت نگرفته است، هدف از این مطالعه شناسایی این سویهها با آزمون PCR در اسهال کودکان زیر 5 سال شهر تهران بود.
روش بررسی: طی یک مطالعه توصیفی، 300 نمونه مدفوع اسهالی مربوط به کودکان زیر 5 سال از بیمارستان علی اصغر(ع) و مرکز طبی کودکان شهر تهران جمع آوری شده و پس از ارسال به آزمایشگاه میکروب شناسی، سویههای اشریشیاکلی با کشت برروی محیط کشت هکتون انتریک آگار و انجام تست های بیوشیمیایی افتراقی جداسازی شدند. وجود ژن آنتی ژن تهاجمی پلاسمیدی( invasive plasmid antigen H ipaH) در موارد کلنیهای تایید شده سویههای اشریشیاکلی با تکنیک واکنش زنجیره ای پلیمراز( PCR) مورد بررسی قرار گرفت.
یافته ها: از میان 300 نمونه اسهالی مورد بررسی با استفاده از روش کشت و آزمون های بیوشیمیایی افتراقی، 39 مورد(13%) سویه اشریشیاکلی مولد اسهال(DEC)جدا سازی شدند.از بین 39 مورد مذکور، 7 سویه(3/2%) اشریشیاکلی حاوی ژن ipaH (EIEC) با استفاده از تکنیک واکنش زنجیرهای پلیمراز(PCR) شناسایی شدند.
بحث و نتیجه گیری: جداسازی سویه های اشریشیاکلی مهاجم (EIEC) در این مطالعه حاکی از نقش آنها به عنوان یکی از عوامل باکتریایی در ایجاد اسهال بویژه در کودکان زیر یک سال در کشور ما میباشد. برای شناسایی دقیق آنها باید از تکنیک های نوین مولکولی بهره گرفت.
ناهید خداکرمی، مژگان میرزاعلیزاده، علی حقیقی، حمید علوی مجد،
دوره 3، شماره 3 - ( 12-1388 )
چکیده
زمینه و هدف: روشهای غیر تهاجمی برای تشخیص گنوره و کلامیدیا با استفاده از تستهای اداراری و بدون استفاده از معاینات واژینال، با استفاده از اسپکولوم در دسترس میباشد. هدف از این مطالعه ارزیابی نتایج دو روش نمونه گیری از ترشحات واژن با و بدون استفاده از اسپکولوم در تشخیص عفونت تریکومونایی است.
روش بررسی: مطالعه حاضر یک مطالعه کار آزمایی بالینی از نوع مقایسه آزمونها است. نمونه مورد پژوهش 100 خانم 49-18 ساله، با شکایت از ترشحات واژینال و سایر علائم واژینیت، مراجعه به درمانگاه زنان مرکز آموزشی- درمانی طالقانی بودند که به روش نمونهگیری آسان انتخاب شدند که جهت تشخیص نوع عفونت از ترشحات واژینال بیماران یکبار قبل از معاینه با اسپکولوم و بار دیگر در طی معاینه با اسپکولوم نمونه تهیه شد و جهت تشخیص عفونت تریکومونیازیس مورد بررسی قرار گرفت. جهت تجزیه و تحلیل داده ها در این پژوهش از نرم افزار کامپیوتری 14 SPSS و آزمونهای ناپارامتری مک نمار و ضریب کاپا استفاده شد. فاصله اطمینان %95 و سطح معنی داری در این پژوهش 05/0در نظر گرفته شد.
یافته ها: نتایج نشان داد که حساسیت روش نمونه گیری از ترشحات واژن با اسپکولوم در تشخیص تریکومونیاز %69 بود. حساسیت روش نمونه گیری از ترشحات واژن بدون اسپکولوم در تشخیص تریکومونیاز %5/62 بود. آزمون آماری مک نمار اختلاف آماری معنی داری بین حساسیت دو روش نمونهگیری از ترشحات واژن با و بدون استفاده از اسپکولوم در تشخیص این عفونت نشان نداد (P= NS). میزان توافق به دست آمده بین دو روش نمونهگیری از ترشحات واژن با و بدون اسپکولوم در تشخیص این عفونت 85/0 بود.
بحث و نتیجه گیری: تشخیص عفونت تریکومونایی میتواند بدون انجام معاینه با اسپکولوم صورت پذیرد. این روش میتواند در زنانی که به علت ترس از معاینه با اسپکولوم با تاخیر مراجعه میکنند، سودمند باشد.
بتول احمدی، مریم زیودار، سیما رفیعی،
دوره 4، شماره 2 - ( 6-1389 )
چکیده
زمینه و هدف: در ارزشیابی بیمارستانها بایستی به نیازهای بیماران توجه شود تا بیمارستانها بتوانند در راستای تحقق اهداف خود پاسخگوی هزینههای هنگفت صرفشده در این بخش باشند. مطالعه حاضر به ارزیابی رضایت بیماران در حیطههایی پرداخته که در برنامه ارزشیابی بیمارستانها به عنوان عاملی کلیدی مدنظر قرار میگیرد.
روش بررسی: این بررسی مقطعی با تکمیل پرسشنامه توسط 120 تن از بیماران بستری در بیمارستانهای دانشگاه علوم پزشکی تهران با نمونهگیری تصادفی ساده و بر اساس فرمول محاسبه حجم نمونه انجام شد. در پرسشنامه مشخصات دموگرافیک، شغلی و وضعیت بیمهای بیماران و نیز ابعاد رضایتمندی آنها از خدمات بالینی، تغذیه، محیط و امکانات بیمارستان مطرح گردید.
یافتهها: محدوده سنی شرکت کنندگان در این مطالعه 11 تا 80 سال است که 61.9% آنها را زنان و 38.1% را مردان تشکیل دادهاند. 78.1% بیماران در این مطالعه بطور کلی از وضعیت موجود در بیمارستان رضایت داشتند و در موارد مربوط به محیط و امکانات بیمارستان، خدمات ارائه شده از سوی پرسنل بالینی و وضعیت تغذیه، میان رضایتمندی بیماران بستری در سه بیمارستان تحت مطالعه تفاوت معنادار مشاهده شد.
بحث و نتیجهگیری: همبستگی مثبت و قوی میان شاخص محیط بیمارستان و رضایت بیماران مشاهده شد که با برنامهریزی در جهت بهبود وضعیت بیمارستان میتوان به افزایش رضایت بیماران اقدام نمود. همچنین همبستگی مثبت و قوی میان رضایت بیماران و احساس سلامت وجود دارد که نقش بسزای کادر درمانی را در جلب رضایت و اعتماد بیماران نشان میدهد. بنابراین مسئولین بیمارستانها بایستی نسبت به رفع نارضایتیهای موجود و بهبود کیفیت خدمات ارائه شده در بیمارستانها اقدام نمایند.
منیر عباس زاده قنواتی، فریبرز مهرانی، سید حسین احمدی، الهه جزایری قره باغ،
دوره 4، شماره 2 - ( 6-1389 )
چکیده
زمینه وهدف: نیاز به دریافت خون در اعمال جراحی زنان با میزان کم هماتوکریت قبل از عمل قابل توجیه است، اما سایر فاکتورهای موثر بر دریافت خون نیز مطرح هستند. هدف از این مطالعه تعیین فاکتورهای موثر در نیاز به تزریق خون در اعمال جراحی پیوند شریان کرونردر رابطه با جنس میباشد.
روش بررسی: در یک مطالعه، آینده نگر و مقطعی500 بیمار ( 306 مرد و 194 زن ) با وضعیت فیزیکی Iو II برای عمل جراحی انتخابی پیوند شریان کرونر تحت بیهوشی عمومی در مدت یک سال در بیمارستان قلب تهران مورد بررسی قرار گرفتند. اطلاعات هر بیمار براساس دریافت خون کامل، پلاسمای تازه یخ زده ( FFP) و پلاکت در ضمن عمل و بعد ازآن و فاکتور هایی چون جنس، سن، وزن، قد، سطح بدن ( (BSA، طول مدت عمل جراحی، هماتوکریت قبل و بعد از عمل، حجم خون قبل از عمل، در بیمارستان ثبت شد. نتایج با استفاده از تستهای آماری t و X2 و رگرسیون خطی مورد ارزیابی قرار گرفتند. مقدارP کمتر از05/0 از نظر آماری معنی دار در نظر گرفته شد.
یافتهها: 2/57 درصدزنان ( 111 نفر) و 9/39 درصد مردان (121 نفر) خون دریافت کردند. میانگین مجموع خون دریافت شده در زنان 6/1 واحد در ضمن عمل جراحی و 6/2 واحد در طول مدت بستری در بیمارستان و در مردان 1/1 واحد در ضمن عمل و 8/1 واحد در طول مدت بستری بود. با توجه به متغیرهایی مانند، سن، سطح بدن، طول مدت عمل جراحی، میزان هماتوکریت قبل و بعد از عمل، حجم خون قبل از عمل، زمان پمپ و تعداد عروق پیوند شده که مورد بررسی قرار گرفتند، در مجموع در ضمن عمل جراحی و مدت بستری در بیمارستان زنان خون بیشتری دریافت کردند(P<0.05).
بحث و نتیجه گیری: میزان دریافت خون در بیماران زن تحت عمل جراحی پیوند شریان کرونر تحت تاثیر عواملی چون، سن، سطح بدن، هماتوکریت بعد از عمل و در بیماران مرد تحت تاثیر متغیرهایی چون افزایش طول مدت جراحی کاهش حجم خون و هماتوکریت قبل از عمل می باشد.
فریبا نباتچیان، ناهید عین اللهی، نسرین دشتی، عبدالفتاح صراف نژاد، غلامرضا وطنی،
دوره 4، شماره 3 - ( 12-1389 )
چکیده
زمینه و هدف: توازن بین تولید گونه های اکسیژن واکنشگر و فعالیت آنتی اکسیدانی در ایجاد بیماریهای مربوط به استرس اکسیداتیو دارای اهمیت هستند. در این مطالعه، توازن پرواکسیدان - آنتی اکسیدان و همبستگی آن با میزان چربیها و اسید اوریک موجود در سرم بررسی گردید. هدف این تحقیق بررسی توازن پرواکسیدان - آنتی اکسیدان بعنوان یک عامل پیش تشخیصی در بیماران مبتلا به بیماری شریان کرونر بود.
روش بررسی: هفتاد و دو بیمار و شصت و هشت فرد سالم انتخاب شدند. میزان توازن پرواکسیدان - آنتی اکسیدان با بکارگیری محلولهای استاندارد و با کمک روش ELISA تدوین شد. اندازه گیری تری گلیسرید ، کلسترول تام ، LDL - کلسترول ، HDL - کلسترول و اسید - اوریک به روش آنزیمی انجام شد.
یافته ها: مقادیر توازن پرواکسیدان - آنتی اکسیدان (PAB) در بیماران 26/2 ± 01/70 (واحد HK ) و در افراد سالم 84/2 ±40/66 (واحد HK) تعیین شد. بین میانگین مقادیر PAB در دو گروه اختلاف معنی داری مشاهده نشد (41/0 = P). میانگین مقادیر اسید اوریک در دو گروه ، بیماران و افراد سالم تفاوت معنی داری نداشت (46/0 = P). همبستگی معنی داری بین مقادیر اسید اوریک و PAB در بیماران و افراد سالم وجود داشت (01/0) > P همبستگی معنی داری بین مقادیر تری گلیسرید ، HDL/ کلسترول ، LDL/HDL و میزان PAB در بیماران و افراد سالم وجود داشت (05/0
نتیجه گیری: این مطالعه نشان می دهد ، استرس اکسیداتیو می تواند عامل پیش تشخیصی مهمی در روند بیماری شریان کرونر باشد.