| چکیده فارسی مقاله |
مقدمه: ديابت نوع 2 به عنوان يک مشکل عمده بهداشت عمومی مطرح است. اجزاء رژيم غذايی DASH (Dietary Approaches to Stop Hypertension) ممکن است باعث کنترل عوامل خطرابتلا به ديابت نوع 2 از جمله مقاومت به انسولين و هيپرگلايسمی گردد، شواهد موجود در اين زمينه همسو نمیباشد، هدف از مطالعه حاضر يک مرور سيستماتيک و متاآناليز بر روی کارآزمايیهای بالينی تصادفی میباشد که به بررسی تاثير رژيم غذايی DASH بر روی شاخصهای کنترل قند خون (قند خون ناشتا، انسولين، HOMA-IR (Homeostatic Model Assessment insulin resistance)) پرداختهاند. روشها: با استفاده از موتورهای جستجوی ISI Web of Science PubMed, EMBASE, Science direct, وgoogle scholar کليه مطالعات چاپ شده از ژانويه 1960 تا جولای 2012، مورد بررسی قرار گرفتند. در نهايت 9، 7 و 4 مقاله که به ترتيب به بررسی اثر رژيم غذايی DASH بر قند خون ناشتا، انسولين ناشتا و HOMA-IR پرداخته بودند، برای متاآناليز انتخاب شدند. يافتهها: تجزيه و تحليل آماری نشان داد که رژيم غذايی DASH میتواند باعث کاهش معنیدار غلظت انسولين ناشتا شود. (Mean difference=-0.15, 95%, CI=-0.22,-0.08, P value<0.001). پيروی از رژيم غذايی DASH اثر معنیداری برکاهش قند خون ناشتا [Mean difference:-0.26; 95%CI:-0.56, 0.05, P value =0.1] و HOMA-IR ندارد. (Mean difference:-0.26; 95%CI:-0.56, 0.05, P value =0.1). نتيجهگيری: الگوی غذايی DASH میتواند منجر به بهبود حساسيت به انسولين شود. مطالعات بيشتر در زمينه ارتباط بين رژيم غذايی DASH و خطرات ناشی از ديابت نوع 2 لازم است. |