| مقدمه: پيلونفريت حاد يکی از شايعترين عفونت های باکتريال در کودکان است که ممکن است منجر به صدمه کليوی شود. ريفلاکس وزيکواورترال يک فاکتور مهم آسيب نسج کليه است ولی تنها عامل نيست. مواد و روش ها: اين مطالعه، بمنظور تعيين رابطه بين يافته های اسکن DMSA و VCUG که يک تا دو هفته پس از اتمام درمان انجام شده بود و در صورتيکه اسکن اول يافته مثبتی داشت، اسکن دوم شش ماه بعد انجام شده بود، صورت پذيرفت. درجه ريفلاکس براساس طبقه بندی جهانی ريفلاکس تعيين گرديد (گريد I تا V). وجود يک يا چند نقطه کاهش جذب ماده راديواکتيو توسط قشر کليه در اسکن DMSA يافته مثبت تلقی شد (نقص کورتيکال). درصورتيکه اين کاهش جذب در اسکن دوم نيز باقی مانده بود به آن اسکار گفته شد. يافته ها: نقص کورتيکال و ريفلاکس بترتيب در 42 واحد کليه (42%) و 26 واحد کليه (26%) مشاهده شد. از 26 واحد کليه دارای ريفلاکس 14 واحد نقص کورتيکال در اسکن اول داشتند (54%) و 12 واحد ديگر اسکن طبيعی داشتند. از 74 واحد کليه بدون ريفلاکس 28 واحد نقص کورتيکال داشتند (38%) و 46 واحد اسکن طبيعی داشتند (P=0.15). اسکار در 25 واحد کليه (از 42 واحد کليه که در اسکن اول نقص کورتيکال داشتند) مشاهده شد (62%). نتيجه گيری و توصيه ها: بنابراين بنظر می رسد انجام VCUG بتنهايی نمی تواند برای ارزيابی کليه های در معرض خطر اسکار بدنبال پيلونفريت حاد کافی باشد و اسکن DMSA ممکن است اطلاعات تکميلی در اين زمينه فراهم سازد. |