| پديدهی مرگ مغزی و امکان بهرهگيری از آن در پيوند اعضا اگرچه اميدهای تازهای در نجات جان گروهی از بيماران بهوجود آورده، مسائل فرهنگی، حقوقی و اخلاقی متعددی نيز بههمراه داشته است. در کشور ژاپن، پيشتازی پزشکان در انجام پيوند قلب از مرگ مغزی در سال 1968 ميلادی موجب گرديد تا بحث پيرامون اين مسأله، چه در بين مجامع علمی و چه در سطح عموم جامعه در اين کشور، از حدود سه دهه قبل آغاز و هماينک نيز ادامه داشته باشد. رويکرد ژاپنیها نسبت به اين مسأله به اقتضاء پيشينهی فرهنگی خاص خود متفاوت از ساير ملل بوده است، بهگونهای که میتوان واگذاری تصميمگيری به خود افراد در مورد پذيرش مرگ مغزی بهعنوان مرگ انسان، ممنوعيت برداشت عضو از افراد با سن کمتر از 15 سال، ضرورت وجود موافقت مکتوب خود فرد و همچنين خانوادهی او در مورد اهدای عضو و وجود افتراق بين تشخيص بالينی مرگ مغزی از تشخيص قانونی آن را بهعنوان نمونهای از ويژگیهای قانون پيوند اعضا از مرگ مغزی در اين کشور ذکر نمود. هماينک با وجود گذشت 10سال از تصويب اين قانون، جامعهی ژاپن به دليل مسائل فرهنگی و باورهای اجتماعی آنچنان که بايد از اين مسأله استقبال ننموده و اين امر سبب شده است تا بين توان بالای علمی تخصصی در انجام پيوند اعضا با آمار اندک پيوندهای انجام شده در اين کشور فاصلهی زيادی وجود داشته باشد. |