کاربران عمومی فقط به فهرست مقالات منتشر شده دسترسی دارند.
9 نتیجه برای موضوع مقاله:
کورش کمالی، کاظم محمد، حمید رضا خرم خورشید، آرش میراب زاده، اکبر فتوحی،
دوره 6، شماره 3 - ( 11-1387 )
چکیده
زمینه و هدف : بسیاری از شواهد و مستندات در حوزه سلامت از مطالعات مورد- شاهدی، بدست می آید. کفایت و اعتبار این گونه مطالعه ها در شباهت (توزیع مشابه) دوگروه مورد و شاهد برحسب مخدوش کننده ها می باشد. همسان سازی روشی است که برای کنترل یا حذف اثر مخدوش کننده های مهم بکار می رود؛ همسان سازی بر اساس نمرهPropensity روشی است که برای تصحیح اثر مخدوشکنندههای مهم و متعدد معرفی شده است.
روش کار : روش همسان سازی بر اساس نمرهPropensity در یک مطالعه از انواع Genetic Association Study بمنظور بررسی اثر ژنهای دخیل در بیماری آلزایمر اسپورادیک در جمعیت ایرانی مورد استفاده قرار گرفت. این مطالعه بصورت مورد-شاهدی طراحی شد. تعداد کل 300 نفر در دو گروه بیمار و سالم برای بررسی برآورد گردید. برای محاسبه نمره Propensity فاکتورهای سن ، جنس، میزان تحصیلات، شغل و قومیت در مدل وارد شدند. برای محاسبه نمره پروپنسیتی از نرم افزار STATA.8 استفاده شد.
نتایج: از تعداد کل 173 نمونه بیمار و 212 نمونه شاهد، پس از مراحل استخراج DNAدرگروه بیمار 155 ودر گروه شاهد 161 نمونه بدست آمد. مدل محاسبهPropensityبه لحاظ آماری دارای کفایت بود. از تعداد کل 316 نفر واجد شرایط ، 302 نفر در دو گروه بیمار و سالم مطابق با نمرهPropensity همسان گردیدند. در همسان سازی انفرادی با روش معمول، فقط 28 نفر در دو گروه قابل همسان شدن بودند.
نتیجه گیری: انجام همسان سازی بر اساس نمره Propensity و استفاده از این روش منجر به تسهیل روند انتخاب افراد برای گروه کنترل گردید. از این روش می توان برای انتخاب افراد در گروه کنترل بخصوص در شرایطی که محدودیت و مشکل انتخاب نمونه وجود دارد، سود جست و در عین حال از توزیع مشابه مخدوش کننده ها در دو گروه اطمینان داشت.
عادل مظلومی، مصطفی حمزئیان زیارانی، اصغر دادخواه، مهدی جهانگیری، مریم مقصودی پور، پریسا محدثی، مهدی قاسمی،
دوره 8، شماره 4 - ( 12-1389 )
چکیده
زمینه و هدف : امروزه در بسیاری از محیطهای شغلی نظیر صنایع هستهای، نظامی و شیمیایی بروز یک خطای انسانی میتواند به حادثه ای فاجعه بار منتهی شود. ویژگی عمومی سامانه های بزرگ فن آوری این است که مقادیر عظیمی از مواد بالقوه خطرناک در یک واحد متمرکز هستند و توسط چند کاربر ، کنترل میشوند. اتاق کنترل به عنوان قلب تپنده یک سامانه میباشد و هر گونه خطا در وظایف کاربرها میتواند پیامدهای جبران ناپذیری را به همراه داشته باشد. بنابراین، مطالعه ی حاضر با هدف شناسایی و ارزیابی خطاهای انسانی در اتاق کنترل یکی از صنایع پتروشیمی با استفاده از روش Cognitive Reliability Error Analysis Method (CREAM) به انجام رسید.
روش کار: مطالعه حاضر، یک مطالعه مورد پژوهی توصیفی- تحلیلی می باشد که در اتاق کنترل یکی از صنایع پتروشیمی که دارای 39 نفر شاغل میباشد، اجرا گردید. در ابتدا با روش تجزیه و تحلیل سلسله مراتبی (HTA) وظایف شغلی تحلیل گشته و سپس با استفاده از روش اولیه و گسترده CREAM، کنترلهای محتمل کاربر و خطاهای احتمالی شناختی برای وظایف شغلی تحلیل شده تعیین گردید.
نتایج: بر اساس نتایج روش اولیه CREAM، برای وظایف اقدام، بردمن[HB1] و سرپرست نوبت کارنوبت کار، نوع سبک کنترلی لحظه ای و برای وظیفه نوبت کار ارشد اتاق کنترل، نوع سبک کنترلی تاکتیکی تعیین گردید و بر اساس نتایج روش گسترده CREAM، از تعداد کل خطاهای شناسایی شده، خطای اجرا (70/51 %)، خطای تفسیر (55/19%)، خطای برنامه ریزی (94/14%) و خطای مشاهده (81/13 %) بدست آمد.
نتیجه گیری: مطابق با روش اولیه CREAM عواملی CPCs مرتبط با کاهش اطمینان عملکرد شامل، انجام دو یا چند کار بطور همزمان، زمان انجام کار (ریتم سیرکادین) و کیفیت آموزشهای موجود و تجربیات کاری می باشد که باعث ایجاد سبک کنترلی لحظه ای میگردد. و مطابق با روش گسترده CREAM بیشترین خطاهای شناختی شامل خطای اجرا و مهمترین فعالیتهای شناختی مرتبط با فرایند کنترلی در این اتاق کنترل، فعالیت ارتباط، اجرا، تشخیص، پایش و برنامه ریزی بوده که توجه به تهیه و تدوین دستورالعملهای کاری، برگزاری دوره های آموزشی، برنامه نوبت کاری، بهینه سازی سامانه ارتباطی و ایجاد تغییرات لازم در نرمافزار کنترلی ضروری میباشد.
عزیز کسانی، محمودرضا گوهری، میرطاهر موسوی، محسن اسدی لاری،
دوره 10، شماره 2 - ( 8-1391 )
چکیده
زمینه و هدف: سرمایه ی اجتماعی مجموعه ای از شبکه ها، هنجارها و ارزش ها می باشد، که همکاری درون گروهی و بین گروهی را جهت کسب منافع متقابل و رسیدن به اهداف مشترک تسهیل می کند. سرمایه ی اجتماعی سود سرمایه گذاری در زمینه سرمایه ی فیزیکی و سرمایه ی انسانی را افزایش میدهد. در جامعهای که از نعمت سرمایه ی اجتماعی بیشتری برخوردار است، همکاری آسان تر می باشد. در این مطالعه روایی و پایایی پرسشنامه سرمایه اجتماعی در یک مطالعه وسیع مبتنی بر جمعیت از طریق تحلیل عاملی مورد تجزیه و تحلیل قرار می گیرد.
روش کار: در انجام این مطالعه از داده های مطالعه سنجش عدالت در شهر تهران(Urban HEART-1) استفاده شده است. تحلیل عاملی روشی است که با کشف ساختار یک مجموعه از متغیرها و کاهش آنها به تعداد محدود متغیرهای اساسی تر یعنی عامل ها می پردازد. روایی سوالات پرسشنامه استفاده شده در این مطالعه با تحلیل عاملی بررسی و مولفه های سرمایه اجتماعی مشخص گردید.
نتایج: با توجه به تحلیل عاملی انجام شده سه مولفه اصلی پرسشنامه سرمایه اجتماعی شامل اعتماد فردی، همبستگی- حمایت اجتماعی و اعتماد اجتماعی- روابط انجمنی به دست آمد که این سه مولفه 14/66 درصد واریانس کلی سرمایه اجتماعی را تبیین می کنند. همچنین ضریب آلفای کرونباخ کلی 88/0 به دست آمد که نشان دهنده پایایی مناسب پرسشنامه سرمایه اجتماعی می باشد.
نتیجه گیری: پرسشنامه سرمایه اجتماعی استفاده شده در مطالعه بررسی عدالت شهری در تهران از پایایی و روایی مناسبی برخوردار است و مؤلفه های عمده از چارچوب مفهومی سرمایه اجتماعی را پوشش می دهد و می تواند در تحقیقات و پیمایش های بعدی برای سنجش سرمایه اجتماعی و ابعاد آن استفاده گردد.
معصومه دژمان، مروئه وامقی، فاطمه دژمان، پیام روشنفکر، حسن رفیعی، آمنه ستاره فروزان، مجید رضازاده، پریسا فاضلی،
دوره 12، شماره 3 - ( 10-1393 )
چکیده
زمینه و هدف: کودکانی که در خیابان کار و زندگی می کنند از جمله گروه های در معرض خطر ابتلا به ایدز در سراسر جهان هستند. جمعیت قابل توجه کودکان خیابانی و ضعف برنامه های موجود برای این گروه از تهدیدهای وضعیت ایدز در ایران به شمار می رود . در این مقاله وضعیت مصرف مواد در کودکان خیابانی بررسی شده است.
روش کار: این مقاله بخشی از پژوهشی گسترده تر از نوع ارزیابی سریع و پاسخ ( RAR ) در خصوص کودکان خیابانی می باشد که طی سال 92- 1391در شهر تهران انجام گرفت. داده های پژوهش با استفاده از پرسشنامه و به شیوه پرسشگری از 289 کودک خیابانی که به روش نمونه گیری مبتنی بر زمان و مکان انتخاب شدند جمع آوری شده است.
نتایج: نتایج این مطالعه نشان داد که از مجموع کودکان خیابانی 6/25% سابقه مصرف سیگار و/یا مواد مخدر و/یا الکل داشته اند. بیشتر این مصرف کنندگان پسر و در رده سنی 18-15 سال بوده اند. شیوع مصرف سیگار و/ یا قلیان در شش ماه قبل از مطالعه در کل کودکان 1/12%، الکل و یا مشروب11%، مصرف مواد مخدر 9/6% بوده است. طبق یافته های این مطالعه مصرف الکل و مواد مخدر رابطه معناداری با سن، نوع کار و سابقه ترک خانه دارد. بیشترین فراوانی دلیل مصرف مواد در کودکان مربوط به کنجکاوی (6/56%) و در مراتب بعدی لذت (6/39%)، تفریح (8/35%) بوده است.
نتیجه گیری: با توجه به بالا بودن معنی داری رابطه مصرف مواد مخدر با مصرف سیگار، الکل، جنسیت، سن، و ترک خانه توصیه
میشود برنامههای پیشگیری از مصرف مواد، از سنین پایین تر برای همه کودکان با تاکید بیشتری در مورد پسران آغاز گردد. همچنین مداخلات خانواده ها از نوع نارانان (برای مصرف مواد) و الانان (برای مصرف الکل) و تلاش برای بهبود شرایط زندگی کودکان به منظور پیشگیری از ترک خانه راهبرد اصلی برای کاهش مصرف مواد خواهد بود.
محسن روشن پژوه، رکسانا میرکاظمی، مهرداد احترامی، هومان نارنجی ها، حسین ملک افضلی، حمیدرضا صرامی، مجید رضازاده، فاطمه عباسی، سعید نوروزی،
دوره 16، شماره 4 - ( 12-1397 )
چکیده
زمینه و هدف: سوءمصرف مواد یکی از مشکلات دیرپای اجتماعی و سلامتی ایران محسوب میگردد. به منظور برنامهریزی و سیاستگذاری برای پیشگیری، درمان و کاهش آسیب سوء مصرف مواد، دستیابی به اطلاعات دقیق، قابل اعتماد و روزآمد در ارتباط با این اختلال، ضروری است. هدف از این مطالعه، دستیابی به دادههایی دقیق در مورد شیوع و الگوی مصرف مواد در جمعیت تهران بود.
روش کار: پژوهش از نوع مقطعی و پیمایش خانوار بر روی حجم نمونه 6024 نفری از ساکنین 15 تا 64 ساله شهر تهران انجام گرفت. ابزار جمعآوری دادهها، فرم محقق ساختهای بود که اطلاعات دموگرافیک و اطلاعات مربوط به مصرف انواع مواد در هفته، ماه و سال گذشته و در طول عمر را جمعآوری کرد.
نتایج: 5646 نفر در مطالعه شرکت نمودند. شیوع مصرف در طول عمر در استان تهران برای سیگار، 9/21% ، برای قلیان، 8/26%، برای مشروبات الکلی، 1/12% و برای مواد، 3/7% بود. این میزان در هفته گذشته برای سیگار، 9/12% ، برای قلیان 5/10%، برای مشروبات الکلی 8/1% و برای مواد، 2/2% بود.
نتیجه گیری: شیوع مصرف سیگار، قلیان، مشروبات الکلی و مواد در استان تهران بالا است. این آمار برای مصرف الکل، قلیان و سیگار در طول عمر، بالاتر از آمارهای کشوری و برای مصرف مواد در طول عمر، کمتر از شیوع در کشور است.
حمیرا سلیمان نژاد، حمید پورشریفی، جهانشا محمدزاده، کورش سایه میری،
دوره 17، شماره 1 - ( 3-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: نگرش به خودکشی در نوجوانان یکی از مشکلات عمدۀ سلامت روانی محسوب میشود. لذا انجام پژوهشهایی از این دست حائز اهمیت میباشد. از این رو هدف از پژوهش حاضر اثربخشی پروتکل یکپارچهنگر در کاهش نگرش منفی به حل مسأله به عنوان تعیینکننده گرایش به خودکشی در نوجونان و جوانان 15 تا 24 ساله میباشد.
روش کار: در یک طرح نیمه آزمایشی به شیوه پیشآزمون- پسآزمون با گروه کنترل تعداد 40 نفر از نوجوانان و جوانان 15 تا 24 ساله شهر ایلام به روش نمونهگیری خوشهای تصادفی انتخاب شدند. همه آنها پرسشنامههای نگرش به خودکشی و نگرش منفی به حل مسأله را تکمیل کردهاند. پس از اجرا و جمعآوری اطلاعات، دادهها با روش تحلیل کواریانس چندمتغیری MANCOVA به کمک نرمافزار SPSSV19 تحلیل شدهاند.
نتایج: نتایج آزمون تحلیل واریانس چندمتغیری نشان داد تفاوت معنی داری در نمرات دو گروه وجود دارد (01/0p<، 748/10 =F، 506/0= اثر لاندای ویلکز). در همه مؤلفههای نگرش منفی به حل مسأله بین دو گروه آزمایش و کنترل تفاوت معنیداری مشاهده شد. آموزش مهارتهای مبتنی بر رویکرد یکپارچهنگری بر نگرش منفی به حل مسأله افراد نمونه اثربخش بوده و نمرات پسآزمون گروه آزمایش در متغیرهای گرایش-اجتناب به مسائل و کنترل شخصی کاهش یافته و در متغیر اعتماد به حل مسائل افزایش یافته است.
نتیجهگیری: در نهایت میتوان گفت آموزش مبتنی بر رویکرد التقاطی (یکپارچهنگری) در نگرش منفی به حل مسأله نوجوانان و جوانان 15 تا 24 ساله که گرایش به خودکشی داشتهاند، مؤثر بود. از این رو آموزش برنامههایی از قبیل حلمساله، تنظیم هیجان، ذهنآگاهی و مواردی از این قبیل به روانشناسان، والدین، نوجوانان، متخصصان حوزه سلامت و آسیبشناسی اجتماعی جهت کاهش و جلوگیری از خودکشی نوجوانان میتواند اثربخش واقع شود.
فرحناز محمدی شاهبلاغی، طاهره رمضانی، داریوش پناهی زاده، شعله هزاریان، رضا فدای وطن،
دوره 19، شماره 4 - ( 12-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: ارائه خدمات سلامتی به سالمندان از جمله مسئولیتهای مهم ﻧﻈﺎﻡﻫﺎﻱ ﻣﺮﺍﻗﺒﺖ ﺑﻬﺪﺍﺷﺘﻲ هر کشوری است. سازمان تأمین اجتماعی در جهت بهبود ارائه خدمات سلامت به جمعیت سالمندان تحت پوشش خود، این پژوهش را با هدف طراحی، اجرا و ارزشیابی الگوی مراقبت سرپایی به سالمندان تحت پوشش سازمان تأمین اجتماعی استان تهران به اجرا در آورد.
روش کار: پژوهش حاضر از نوع ترکیبی متوالی-اکتشافی است. در این مطالعه، الگوی اولیه با استفاده از روش مرور یکپارچه و الگوی نهایی با اجرای تکنیک دلفی و بحث گروهی با متخصصان، تدوین و اعتباربخشی شد. سپس برنامه آموزشی برای تیم سلامت تدوین و اجرا شد. ارزیابی اثربخشی این برنامه آموزشی با پرسشنامه محققساخته دانش و نگرش نسبت به اجرای الگوی تدوینشده، با آزمون قبل و بعد انجام شد. در ادامه، الگوی تدوینشده در درمانگاه خاندان حکیم اجرا شد. برای سنجش اثربخشی اجرای الگو، از تحلیل محتوای کیفیِ مصاحبه با سالمندان و تحلیل محتوای کیفیِ نظرات تیم سلامت استفاده شد.
نتایج: الگوی مراقبت سرپایی سالمندان دربرگیرنده فرآیند بالینی سازمانیافته متشکل از 6 مرحله بود. میانگین سن اعضای تیم سلامت 11/15±7/45 سال بود. اختلاف میانگین نمرات کل رضایت تیم سلامت قبل و بعد از شرکت در برنامه آموزشی معنیدار بود (05/0p≤). همچنین طبقات اصلی حاصل از مصاحبه با سالمندان شامل "ارزیابی عملکرد شناختی، خلق و خو و رفتار"، "ارزیابی جسمی"، "بها دادن به سلامت و شأن سالمند" و "رضایت سالمند و همراهان" بود. نتایج حاصل از تحلیل نظرات تیم سلامت، بیانگر رضایت آنها از اجرای الگو بود.
نتیجهگیری: الگوی معرفیشده، میتواند موجب شناخت سریع مشکلات سلامتی و مداخله بهموقع در سالمندان شود. چرا که با اجرای آن، امکان پیشگیری در سطوح مختلف فراهم میشود و از بروز بیماریها و عوارض آنها جلوگیری به عمل خواهد آمد. نتایج این مطالعه میتواند ارائهکنندگان خدمات را در ارائه بهتر مراقبت و خدمات سلامت به سالمندان یاری نماید.
سیده مریم پور موسوی، ضحی حاجیها، محمد معرفت، ایمان زاغیان، حامد مصلحی،
دوره 21، شماره 4 - ( 12-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: هدف از پژوهش حاضر مروری نظام مند و انتقادی به بسته های خدمات موجود در دفتر سلامت روانی اجتماعی و اعتیاد وزارت بهداشت در حوزه مواد، الکل و دخانیات بوده که در حال حاضر در نظام مراقبت های بهداشتی اولیه مورد استفاده است. این پژوهش با روش مرور و ارزیابی نقادانه، انجام شد.
روش کار: در ابتدا 1362 صفحه اطلاعات در قالب 47 فایل از سوی دفتر سلامت روانی، اجتماعی و اعتیاد جهت بررسی به پژوهشگران ارسال شد. فایل های ارسالی طبقه بندی، موارد اضافی، نامرتبط و تکراری حذف و نهایتاً 840 صفحه در 29 فایل مطالعه و مورد بررسی دقیق گرفت. سپس جهت نقد بر بسته ها از 7 متخصص حیطه اعتیاد استفاده شد. از روش تحلیل محتوا جهت استخراج نقدهای متخصصین استفاده گردید.
نتایج: بررسی های انجام شده نشان داد که اطلاعات جامعی در مورد اعتیاد به مواد مخدر، الکل و دخانیات به مراجعه کنندگان ارائه می شود. اما، در طی نگاه نقادانه و مروری بر بسته های موجود 4 نقد اصلی استخراج شد. نقد به منابع، اپیدمولوژی، عدم تناسب فرهنگ ایرانی-اسلامی و مسائل فنی-تخصصی 4 حیطه نقد اصلی وارده بر بسته های موجود بود. تعداد فایل ها و تنوع مداخلات، اشکالات ویرایشی و نگارشی، مداخلات و بحث هایی با منابع درون متنی نامناسب، منابع بعضاً قدیمی و مربوط به سال های 2013 و 2014، مداخلات قدیمی، عدم همخوانی مناسب با فرهنگ جامعه اسلامی ایران و ترجمه مستقیم بخش هایی از متون اصلی و اسناد مجامع بین المللی برخی از ایرادات وارده بر این خدمات بود.
نتیجه گیری: علی رغم تلاش های دفتر سلامت روانی، اجتماعی و اعتیاد جهت پوشش نیازهای اکثر افراد مراجعه کننده به نظام مراقبت های اولیه، به نظر می رسد تعداد بالای مداخلات و اطلاعات اضافی موجب سردرگمی پزشک، مراقب سلامت روان، مراقب سلامت خانواده، بهورز و دیگر افراد مرتبط خواهد شد. در نهایت پیشنهاد می شود برخی از بسته ها در یکدیگر ادغام شوند و مسائل تکراری حذف گردد و بخش های اختصاصی به آن اضافه شود و برخی از بسته ها نیز بر اساس موارد پیشنهادی مورد بازبینی اساسی قرار گیرند و بر تدوین بستههای به روز و متناسب با فرهنگ جامعه ایرانی تاکید شود.
سیده محبوبه حسینی زارع، جعفر باباپور، مریم زارع، احمد سیر صدر، سید مهدی محسن زاده، بیژن خراسانی،
دوره 22، شماره 4 - ( 12-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: شیوع کووید-19 و اثر آن بر سلامتی روان باعث به وجود آمدن چالش بزرگی برای نظامهای سلامت شد. نظامهای سلامت علاوه بر وظایفی چون تشخیص سریع، کنترل و کاهش سرعت انتشار همهگیری کووید- 19 موظف به اتخاذ استراتژیهایی برای کاهش اثرات روانی حاصل از این بیماری بر جامعه بودند .هدف این مقاله بررسی و مرور سلامت روان جامعه در همهگیری کوید 19 و استراتژهای کشورهای مختلف برای مقابله با آن است.
روش کار: کلیه مقالات منتشر شده در زمینه تأثیر همهگیری کووید- 19 بر سلامت روان در بازه زمانی فوریه تا اکتبر 2020 در چهار پایگاه دادهای و یک موتور جستجوگر مورد بررسی قرار گرفت. 394 مقاله مرتبط با رعایت معیارهای ورود و خروج و استفاده از ابزار 15 نقطهای Miton و همکاران انتخاب شدند. در نهایت، تعداد 25 مقاله مورد تحلیل قرار گرفت.
نتایج: بیشترین مشکل سلامت روان در مقالات مورد بررسی افسردگی، اضطراب و استرس بود. علاوه بر این زنان، افرادی که از قبل مشکلات سلامتی داشتند، جوانان 18 تا 29 سال، کارکنان خط مقدم نظام سلامت وافراد بدون درآمد به عنوان گروههای آسیب پذیر و پرخطر شناخته شدند.
نتیجهگیری: با وجود استراتژیهایهای گوناگون، اکثریت مردم از مشکلات سلامت روان ناشی از کووید- 19 رنج میبردند. در صورت بروز همهگیری همکاری متولیان نظام سلامت و رسانهها در اطلاعرسانی صحیح و مؤثر و ارائه راههایی برای پیشگیری از همهگیری میتواند زمینه ساز بهبود سلامت روان در جامعه باشد. توجه نظام های سلامت به زیرساختهای بهداشت روان و طراحی استراتژیهای جامع برای مواجهه با بحرانهای آینده ضروری میباشد.