جستجو در مقالات منتشر شده


کاربران عمومی فقط به فهرست مقالات منتشر شده دسترسی دارند.
43 نتیجه برای موضوع مقاله:

فیروزه حسینی اصفهانی، ابوالقاسم جزایری، پروین میرمیران، یدالله محرابی، فریدون عزیزی،
دوره 6، شماره 1 - ( 3-1387 )
چکیده

زمینه و هدف: هدف از این مطالعه تعیین الگوهای غذایی در بین بزرگسالان 75-18 سال منطقه 13 تهران و شناخت ارتباط آن با عوامل اجتماعی - جمعیت شناختی و شیوه زندگی می باشد.
روش کار: این مطالعه مقطعی بر روی 343 مرد و 453 زن 65-18 سال ( زیر گروه جمعیت شرکت کننده در مطالعه قند و لیپید تهران) انجام شد. دریافت مواد غذایی با استفاده از پرسشنامه بسامد خوراک ارزیابی شد. الگوهای غذایی به روش تحلیل عاملی بر پایه 24 گروه از پیش تعریف شدهف بر مبنای تشابه مواد مغذی آنها مشخص شدند. سه الگوی غذایی غربی، سالم و سنتی شناسایی شد. امتیاز هر فرد برای هر الگوی غذایی با محاسبه ترکیب خطی مقادیر استاندارد شده گروههای غذایی ضرب در ضریب حاصل از آنالیز تحلیل عاملی بدست آمد. خصوصیات جمعیت شناختی و شیوه زندگی با استفاده از پرسشنامه از پیش آزمون شده جمع آوری گردید. تجزیه و تحلیل رگرسیون خطی چند گانه بصورت جداگانه برای مردان و زنان به منظور تحلیل روابط انجام شد.
نتایج: میانگین سنی مردان و زنان به ترتیب 1340 و 1236 بود. الگوی غذایی غربی (با مصرف بالای غلات تصفیه شده، گوشتهای فرآوری شده، میان وعده های شور و شورها، انواع سس های چرب و نوشیدنی های شیرین صنعتی، شیرینی ها و با مصرف کم مرغ و ماهی)، سالم (با مصرف بالای گوشتهای کم چرب قرمز و سفید، حبوبات، سبزیها و میوه ها، لبنیات و روغنهای مایع و زیتون با مصرف کم شیرینی ها) و سنتی (با مصرف بالای غلات کامل، سیب زمینی، روغنهای جامد، مربا و کمپوت ، امعاء و احشاء) تعریف شد. الگوی غذایی غربی بیشترین سهم واریانس را به خود اختصاص داد و میانگین امتیاز الگوی غذایی سالم در زنان پس از تعدیل اثر سن و انرژی دریافتی بالاتر از مردان بود(05/0p<) . درصد افراد متاهل در چارک چهارم امتیاز الگوی غذایی سالم نسبت به سایر چارکها بالاتر بود (01/0p<) . مردان متاهل تابعیت کمتری از الگوی غذایی غربی داشتند (25/0-β ، 01/0p<) . تابعیت از الگوهای غذایی غربی با افزایش سن در مردان (46/0-= β) و زنان (43/0-= β)، 001/0p< ، رابطه معکوس داشت.
نتیجه گیری: در مجموع یافته های مطالعه سه الگوی غذایی سالم، غربی و سنتی را در جامعه بزرگسال منطقه 13 تهران شناسایی و تعریف کرد. افراد جوانتر و غیر متاهل تابعیت بیشتری از الگوی غذایی غربی و زنان امتیاز بالاتری در الگوی غذایی سالم داشتند.


روح الله رستمی، امیر نبئی، اکبر اسلامی، حسین نجفی صالح،
دوره 7، شماره 2 - ( 7-1388 )
چکیده

زمینه و هدف: پیش از تغذیه کرم ها با موادآلی زباله، به جهت اینکه مرحله گرماخواهی تجزیه مواد آلی  سپری شده و آسیبی به کرم ها که به درجه حرارت بالا حساس هستند وارد نشود و روند تولید کود نیز سریعتر پیش رود، همچنین برخی آلودگی های زیست شناختی نیز از بین برود، مواد آلی را برای مدتی بدون حضور کرم ها کمپوست می کنند. طول مدت این آماده سازی به لحاظ کیفیت کمپوست حاصله، چگونگی انجام فرآیند ورمی کمپوست و نیز فضا و امکانات مورد نیاز برای آماده سازی، حائز اهمیت می باشد. هدف از این مطالعه بررسی تاثیر مدت زمان آماده سازی پسماندهای غذایی بدون اصلاح اولیه و بدون هوادهی پیوسته بر روی فرآیند ورمی کمپوست بود.

روش کار: در این مطالعه چهار مدت زمان شامل 0، 6، 12و 18 روز آماده سازی پسماندها مورد بررسی قرار گرفت و پارامترهای pH ، درصد C (C%)،  درصد  N( N%)، نسبت C/N و سرعت فرآیند در طول انجام فرآیند مورد پایش  قرار گرفتند. در این مطالعه از  کرم های گونه Eisenia Foetida برای انجام فرآیند استفاده شد.

نتایج: کمترین مقدار نهایی نسبت C/N در 6روز آماده سازی مشاهده می شود و بیشترین مقدار آن نیز مربوط به 18 روز آماده سازی است. همچنین بیشترین مقدار کاهش در نسبت C/N نیز در 6 روز آماده سازی و به میزان 93/64 و کمترین مقدار کاهش این نسبت نیز در 18روز آماده سازی و به میزان 56/36 به دست آمد.

نتیجه گیری: نتایج حاصله نشان داد که تفاوت در نسبت C/N در بین زمانهای مختلف آماده سازی  معنی دار است(01/0 p<) و مدت زمان آماده سازی بر نسبت C/N موثر است.  مدت 6-12 روز نیز مناسب ترین زمان برای آماده سازی پسماند ها بدون اصلاح اولیه به دست آمد.


ابوالقاسم پوررضا، غلامرضا گودرزی، هرمز آزادی،
دوره 7، شماره 4 - ( 12-1388 )
چکیده

زمینه و هدف: بیمارستان به عنوان بزرگترین و پرهزینه ترین واحد عملیاتی نظام بهداشت و درمان شناخته شده بنابراین توجه کامل به کارآیی هزینه های آن از اهمیت ویژه ای برخوردار می باشد. هدف این مطالعه بررسی کارآیی بیمارستان های دانشگاه علوم پزشکی تهران با استفاده از روش تحلیل فراگیر داده ها می باشد.

روش کار: در این مقاله کارآیی فنی بیمارستان های دانشگاه علوم پزشکی تهران از روش تحلیل فراگیر داده ها طی سال های 1385-1375 مورد بررسی و تحلیل قرار گرفته است. برای این منظور از فرم پوششی نهاده - مدار روش تحلیل فراگیر داده ها با فرض بازدهی متغیر نسبت به مقیاس استفاده شده و از چهار ستانده یعنی پذیرش سرپایی، روز- بستری، تخت روزاشغالی وتعداد عمل جراحی و چهار نهاده یعنی تعداد تخت، کادر پرستاری، کادر پزشکی و سایر پرسنل برای بررسی استفاده گردید. جهت تحلیل داده ها از نرم افزار  استفاده گردیده است.لازم به ذکر است که اطلاعات بوسیله فرم های طراحی شده توسط نویسنده از بیمارستان های مورد مطالعه گردآوری شده است.

نتایج: نتایج حاصل از روش تحلیل فراگیر داده ها نشان می دهد1- ظرفیت ارتقای کارآیی فنی در بیمارستان های مورد بررسی به میزان 3 درصد( میانگین کارآیی فنی بیمارستان ها 972/0 می باشد)وجود دارد2- بازدهی ثابت نسبت به مقیاس بر فرآیند تولید حاکم می باشد. به عبارت دیگر تولید بیمارستان های مذکور در وضعیت بهینه می باشد 3- علاوه بر آن وجود عوامل تولید مازاد به ویژه کادر پرستاری در بیمارستان های دانشگاه مشهود است.

نتیجه گیری: حذف نیروی انسانی مازاد در قالب یک برنامه ریزی جامع و بر اساس نتایج روش تحلیل فراگیر داده ها نقش عمده ای در کاهش هزینه های بیمارستان و بخش بهداشت و درمان ایفا می نماید. نهایتاٌ پیشنهاد می شود که اثرات عواملی از قبیل کیفیت ارائه خدمات و رضایت مندی بیماران بر کارآیی فنی بیمارستان های مذکور مورد ارزیابی قرار گیرد.


معصومه سیمبر،
دوره 8، شماره 1 - ( 3-1389 )
چکیده

رمینه و هدف: رشد سریع جمعیت پس از سر شماری سال 1368 مورد توجه قرار گرفت و کنترل رشد و جمعیت برنامه تنظیم خانواده  به عنوان یک اولویت در نظر گرفته شد. استراتژی­ها ی این برنامه تنظیم خانواده به کاهش سریع جمعیت و شاخص­های باروری انجامید و میزان مصرف روش های پیشگیری از بارداری از 49 درصد در سال 1367 به 8/73 درصد در سال 1386 رسید.این مقاله با هدف مرور برنامه تنظیم خانواده در ایران در طول چهار دهه گذشته وبحث در خصوص دلایل این موفقیت میپردازد تا الگویی برای ترویج سایر جوانب بهداشت باروری باشد.

روش کار: مرور سیستماتیک از مقالات ایندکس شده در مدلاین و پایگاه اطلاعات علمی جهاد دانشگاهی، سر شماری دموگرافیک و سلامت و مطالعات آگاهی، نگرش و عملکرد وزارت بهداشت، سر شماری های ملی جمعیت سازمان آمار.

نتایج: برنامه تنظیم خانواده در ایران از سال 1345 شروع شد و با موفقیت های محدودی روبرو بود. بعد از سرشماری سال 1365 کنترل جمعیت به عنوان سیاست عمومی کشور قرار داده شد و توسط رهبران جامعه مورد حمایت قرار گرفت. محیطی حامی برای برنامه توسط وسایل ارتباط جمعی ایجاد شد و با تشکیل بخش جمعیت و تنظیم خانواده در وزارت بهداشت  و افزایش سطح پوشش خدمات بهداشتی اولیه، آموزش کارکنان ماهر و ارائه خدمات مجانی، این خدمات باز سازی شد، برای تقویت فعالیت های جامعه از داوطلبان و سازمان های غیر دولتی استفاده شد. برای ایجاد مهارت های فردی علاوه بر آموزش تنظیم خانواده در مراکز بهداشتی، آموزش درمدارس، دانشگاه ها و محل های کار، ارتش و کلاس های قبل از ازدواج نیز انجام شد و مشارکت مردان با ارایه روش­های مردانه مانند وازکتومی  یا کاندوم ترویج شد.

نتیجه گیری:  اصول ترویج بهداشت مبین دستاوردهای برنامه تنظیم خانواده در ایران هستند. اصولی که برای موفقیت در ترویج سایر برنامه های بهداشت باروری می بایست در نظر گرفته شوند.


آویشا نوروزی لرکی، مینو خلخالی زاویه، عباس رحیمی، صدیقه سادات نعیمی، سید مهدی طباطبایی،
دوره 9، شماره 1 - ( 5-1390 )
چکیده

زمینه و هدف: پوشیدن کفش های پاشنه بلند ارتفاع مرکز ثقل را بیشتر کرده و خط ثقل بدن نیز از مرکز سطح اتکا دور می گردد؛ لذا می توان گفت تعادل بدن در معرض خطر قرار خواهد گرفت. در این پژوهش اثر چند ارتفاع پاشنه ی کفش بر روی ثبات ایستا و پویا در افراد جوان مورد بررسی قرارگرفته است.

روش کار: در این مطالعه شبه تجربی به روش اندازه گیری مکرر، در 36 دختر سالم شاخص های ثبات پویا به وسیله دستگاه ثبات سنج بایودکس و ثبات ایستا به وسیله آزمون Clinical Test of Sensory Interaction and Balance تغییر یافته ارزیابی شد. اندازه گیری ها به طور تصادفی در چهار وضعیت پابرهنه و پوشیدن کفش های پاشنه 3، 5 و 7 سانتیمتری انجام گرفت.

نتایج: میانگین شاخص ثبات ایستا در حالت های مختلف آزمون در مقایسه هر سه وضعیت کفشی با وضعیت پابرهنه تفاوت معنی دار آماری داشت و در حالتهای چشم بسته پاشنه 7 سانتی ناپایدارترین بود. از نظر ثبات پویا نیز پاشنه 7 سانتیمتری ناپایدارترین در بین وضعیت های آزمون بود.

نتیجه گیری: نتایج این مطالعه افزایش بی ثباتی با بالارفتن ارتفاع پاشنه را مورد تایید قرار می دهد. در مجموع می توان پاشنه 3 سانتیمتری را به عنوان پاشنه ی بهینه از نظر ثبات در هر دو شرایط ایستا و پویا معرفی نمود.


زهره شاه حسینی، معصومه سیمبر، علی رمضانخانی، حمید علوی مجد،
دوره 9، شماره 1 - ( 5-1390 )
چکیده

زمینه و هدف: هیچ یک از ابزارهای کمّی طراحی شده برای بررسی نیازهای سلامت دختران نوجوان متناسب با شرایط فرهنگی و اجتماعی نوجوانان ایرانی نمی باشد. در این پژوهش، طراحی ابزاری روا و پایا برای بررسی نیازهای سلامت دختران نوجوان مورد نظر می باشد.

روش کار: این پژوهش روش شناسی در دو بخش کیفی و کمی انجام شد.در بخش کیفی برای تبیین مفهوم نیازهای سلامت و طراحی گویه های ابزار، مصاحبه های گروهی متمرکز با 67نوجوان18-12ساله(8گروه بحث متمرکز10-6نفره) ومصاحبه های فردی نیمه ساختاریافته با 11فرد کلیدی آگاه انجام پذیرفت.نمونه گیری مبتنی بر هدف و با حداکثر تنوع از افراد ساکن در شهرستان ساری صورت گرفت.در بخش کمی، روایی محتوا، روایی صوری، روایی سازه(تحلیل عاملی)، روایی ملاکی به همراه همسانی درونی وثبات ابزار مورد بررسی قرار گرفت.

نتایج: تحلیل محتوای داده های حاصل از مصاحبه های انجام شده به تبیین مفهوم نیازهای سلامت دختران نوجوان در5 درونمایه ی اصلی: نیازهای سلامت روانی- عاطفی،  نیازهای سلامت اجتماعی،  نیازهای سلامت جسمی، نیازهای آموزشی و اعتقادات منجر شد. متوسط شاخص روایی محتوای ابزار92/0 بود.تحلیل عاملی اکتشافی نشان دهنده 5عاملی بودن ابزار طراحی شده بود.همبستگی نمره پرسشنامه نیازهای سلامت دختران نوجوان با پرسشنامه کیفیت زندگی نوجوانان 66/0 بود (001/0p<).اندازه گیری همسانی درونی، ضریب آلفای کرونباخ پرسشنامه را90/0 واندازه گیری ثبات ابزار،  شاخص همبستگی درون خوشه­ای رادر فاصله زمانی دوهفته) 001/0p< ,984/0 (ICC= نشان داد.

نتیجه گیری: پرسشنامه طراحی شده، ابزاری روا و پایا و مطابق با شرایط فرهنگی جامعه ایرانی، برای بررسی نیازهای سلامت دختران نوجوان می باشد.


زهره کشاورز، معصومه سیمبر، علی رمضانخانی، حمید علوی مجد،
دوره 9، شماره 3 - ( 12-1390 )
چکیده

زمینه و هدف: غربالگـری سرطان پستان و دهانه­ی رحـم یک رفتار ارتقاء دهنده سلامت محسوب می­گردند، و رفتار تحت تاثیر عوامل پیچیده­ای قرار دارد. نظریه­ی رفتار برنامه­ریزی شده چارچوب مفیدی برای پیش­بینی و درک رفتار بهداشتی و طراحی مداخلات آموزشی فراهم می­نماید و تلفیق این نظریه­ با سازه خود کارآمدی قابلیت پیشگویی نظریه­ را افزایش می­دهد. لذا تحقیق حاضر با هدف درک عوامل موثر بر رفتار غربالگری سرطان پستان و دهانه­ی رحم در زنان کارگر به عنوان پایه­ای برای برنامه­ریزی­های آموزشی انجام گرفت.

روش ­کار: این مطالعه یک رویکرد کیفی بر پایه "مدل تلفیقی رفتار برنامه­ریزی شده و خودکارآمدی" است. در این تحقیق 70 نفر از زنان کارگر 20 تا 45 ساله شاغل در کارخانجات شهرک صنعتی عباس­آباد پاکدشت در قالب ده گروه هفت نفره با حضور در جلسات مصاحبه بحث گروهی متمرکز، تجارب خود را پیرامون عوامل تاثیرگذار بر رفتار غربالگری پستان و دهانه­ی رحم بیان نمودند. نمونه­گیری مبتنی بر هدف و با حداکثر تنوع از بین زنان کارگر صورت پذیرفت.

نتایج: سطح آگاهی و نگرش زنان کارگر نسبت به روش­های غربالگری سرطان­های پستان و دهانه­ ی رحم پایین است. ترجیح و اهمیت به نظرات خانواده خصوصاً همسر و ترجیح درمان بیماری­ها نسبت به پیشگیری در جامعه، هنجارهای ذهنی زنان کارگر را تشکیل می­دادند. ­مهم­ترین موانع مشارکت زنان کارگر در غربالگری سرطان­های پستان و دهانه­ی رحم عبارت بودند از: عدم آگاهی، افسردگی و بی­حوصلگی، خستگی، خجالت از معاینات، ترس از معاینات و ترس از بیمار بودن، کیفیت نامناسب ارائه خدمات و عدم توجه به حریم خصوصی افراد، محدودیت اطلاع رسانی، دسترسی محدود زمانی و مکانی زنان کارگر به مراکز انجام غربالگری­ها و هزینه انجام غربالگری­ها.

نتیجه­ گیری: پیشنهـاد می­شود با طراحـی آموزش­هایی مختص زنان کارگر در محل کار جهت افزایش میزان آگاهی و ایجاد نگرش­های مثبت نسبت به غربالگری سرطان پستان و دهانه رحم، و نیز آموزش­هایی مختص خانواده­ها و کارفرمایان و برنامه­ریزان به جهت تشویق زنان و ایجاد امکانات و تسهیل دسترسی­های زنان در محل شهرک­های صنعتی گامی به سوی توانمند ساختن زنان کارگر در مشارکت در انجام غربالگری سرطان پستان و دهانه­ی رحم برداشت.


ناریا ابوالقاسمی، عفت السادات مرقاتی خویی،
دوره 9، شماره 4 - ( 12-1390 )
چکیده

زمینه وهدف: متغیرهای جمعیت‌شناختی، فیزیکی، اجتماعی و روانی پدیده شیردهی و مداومت تغذیه با شیر مادر را پیچیده می‌سازد. با وجود گستردگی برنامه‌های آموزشی و ترویج تغذیه با شیر مادر، هنوز این سؤال که چرا برنامه‌ها پیشرفت چشمگیری نداشته بی‌جواب مانده است. شیردهی پدیده‌ای در آمیخته با فرهنگ و بستر نظریه های بومی است بنابراین شناسایی عوامل موثر آن از دیدگاه عوامل کلیدی می‌تواند در پاسخ به سؤالات سیستم بهداشتی ضروری باشد.

روش کار: در این مطالعه کیفی با استفاده از مصاحبه گروهی داده‌ها از 35 نفر از پرسنل بهداشت و درمان در طول مدت 4 روز به کمک یک راهنمای مصاحبه با سری سوالات باز جمع‌آوری شد. نمونه‌ها به روش هدفمند از پرسنل بهداشتی درمانی شرکت کننده در کارگاه ترویج تغذیه با شیر مادر انتخاب شدند.

نتایج: تعیین‌کننده‌های ترویج تغذیه با شیر مادر در دو حیطه اصلی: 1- ادراکات مردمی از پدیده شیردهی2- روش های ترویج، دسته‌بندی شد. مفاهیم اصلی که ساختار این دو حیطه و چگونگی ارتباط آن‌ها را توصیف می‌کنند عبارتند از: ادراکات مردمی که با  اعتقادات، دموگرافی، پایه های نظری بومی و متغیرهای اجتماعی توصیف شد و روش‌های ترویج که با عملکرد در بستر فرهنگی- اجتماعی، سیاست‌ها، تعاملات و مهارت‌ها توصیف شد.

نتیجه‌گیری: از دیدگاه شرکت کنندگان ادراکات مردمی به علت ساختار مبتنی بر کج فهمی‌ها می‌تواند یکی از مهم‌ترین تعیین‌کننده‌ها در موفقیت یا شکست ترویج شیر مادر باشد. یافته‌های این مطالعه تأیید می‌کند که ادراکات مردمی عمیقاً تحت تأثیر دموگرافی، نظریه‌های بومی و متغیرهای اجتماعی است. این یافته‌ها در حیطه روش‌های ترویج، موانع تأثیرگذار در ترویج شیر مادر را در بستر فرهنگی اجتماعی توصیف می‌کند. این بستر بر روی اعتقادات، باورها و نظریه‌های بومی ساخته شده است. شرکت‌کنندگان عوامل کمک‌کننده در این بستر برای ترویج یا منع شیردهی را تعیین کردند، این تعیین‌کننده ها بر اثرات سیاست‌گذاری در حوزه شیردهی، عملکرد کارکنان بهداشتی مبتنی بر مهارت‌های آن‌ها در ترویج و برقراری ارتباط صحیح و مؤثر با مادران تأکید دارد. یافته های ما باورهای غلط، بیماری‌های مادر و کودک، سزارین، شاغل بودن مادر را از عوامل بازدارنده ترویج تغذیه با شیر مادر در جامعه دانسته و پزشکان اطفال و متخصصین زنان، کارکنان بهداشت و درمان را از عوامل کلیدی تأثیرگذار بر این بستر می‌داند. در جهت دیگر مطالعات، یافته‌های این مطالعه پیشنهاد می‌کند که امر شیردهی و مداومت در تغذیه با شیر مادر پدیده ای مبتنی بر تنوع فرهنگ ها و ساختار اجتماعی است که علاوه بر اجرای برنامه‌های ارتقا شیردهی نیاز به استخراج متغیرها و تعیین‌کننده‌های بومی دارد.


شهره شاه محمودی، سید محسن زهرایی، محمد مهدی گویا، طه موسوی، سید مسعود حسینی، مرجان استوار اسفند آبادی، محمود محمودی، حمیده طباطبایی، سیده مریم یوسفی، یعقوب ملایی کندلوسی، سحر عباسی، رخشنده ناطق،
دوره 10، شماره 1 - ( 4-1391 )
چکیده

زمینه و هدف: آزمایشگاه فلج اطفال ایران به عنوان یک آزمایشگاه کشوری و عضوی از مجموعه آزمایشگاه­های پولیوی سازمان جهانی بهداشت دریافت کننده نمونه بیماران مبتلا به فلج شل حاد از سراسر ایران است تا ویروس پولیو را در این نمونه ها شناسایی نماید. علاوه بر ویروس پولیو، این آزمایشگاه انتروویروس­های غیرپولیویی Non Polio Enteroviruses (NPEVs) را نیز در این نمونه ها شناسایی    می کند. از آنجا که NPEVs در سالهای اخیر به عنوان یکی از مهمترین عوامل ایجاد کننده فلج شل حاد پس از ویروس وحشی پولیو در نظر گرفته شده اند، در این مطالعه فراوانی سروتایپ های  مختلف NPEVs که در سالهای پیش از  ریشه کنی ویروس پولیوی وحشی (2000-1995) در ایران از بیماران فلج شل حاد جدا شده اند مورد بررسی قرار گرفت.

روش­ کار: نمونه­های مدفوع بیماران فلج شل حاد طبق دستورالعمل استاندارد سازمان بهداشت جهانی جع­آوری شده و مورد آزمایش قرار گرفتند.

نتایج: در طی سال­های 2000- 1995، 2180 نمونه مدفوع از بیماران مبتلا به فلج شل حاد دریافت شد. کوکساکی ویروس B و اکو
ویـروس­های 6، 11، 7 و 13 بیشترین فراوانی را در بیماران فلج شل حاد داشتند و به ترتیب 7/23 درصد، 4/14 درصد، 7/12درصد، 11درصد و 2/10 درصد، انتروویروس­های جداشده از این بیماران را تشکیل دادند. چهار مورد اکوویروس 20 در این بیماران شناسایی شد که در دو مورد آن بیمار فوت کرده و یک مورد دچار فلج دایمی شده است. تاکنون موارد مرگ و میر و فلج باقیمانده (باقیماندن فلج پس از 60 روز) از اکووویروس 20 گزارش نشده است.

نتیجه­ گیری:  با توجه به اینکه حدود 10 سال است که ویروس وحشی پولیو در کشور ما ریشه کن شده ولی تعداد موارد فلج شل حاد نه تنها کم نشده بلکه افزایش نیز یافته است، بهتر است مطالعاتی جهت بررسی فراوانی و تعیین سروتایپ NPEVs‌ در سال­های پس از ریشه کنی ویروس وحشی پولیو (2000 به بعد) نیز در کشور ما انجام شود و ارتباط سروتایپ­های  شناسایی شده و فلج باقیمانده تعیین گردد.


بهاره حاجی زاده، فاطمه صداقت، بهرام رشیدخانی، سهیلا میرزاییان، سید مجید معاشری، آناهیتا هوشیار راد، مصطفی میرقطبی،
دوره 10، شماره 1 - ( 4-1391 )
چکیده

زمینه و هدف: مطالعه حاضر به منظور بررسی رابطه عوامل تغذیه­ای با سرطان سلول­های سنگفرشی مری squamous-cell) carcinoma)  در استان کردستان انجام شد.

روش ­کار: در این مطالعه مورد- شاهدی، 47 بیمار مبتلا به سرطان سلول­های سنگفرشی مری (مورد) و 96 بیمار فاقد سرطان مری (شاهد) شرکت کردند. اطلاعات تغذیه­ای از طریق یک پرسشنامه معتبر نیمه کمی  مورد ارزیابی قرار گرفت.  برای تخمین  نسبت برتری (Odds Ratio) و فاصله اطمینان 95 درصد از رگرسیون لجستیک استفاده شد.

نتایج: میانگین نمای توده بدنی (3/25 در برابر 4/20) و سطح تحصیلات در گروه شاهد بالاتر بود. حال آنکه سابقه علائم رفلاکس و مصرف سیگار در گروه مورد بالاتر بود. در سهک (Tertile) سوم مصرف میوه­ها اثر محافظتی علیه سرطان سلول­های سنگفرشی مری مشاهده شد ( نسبت برتری 13/0 با فاصله اطمینان 95 درصد: 04/0 تا 45/0 و 001/0=p). در گروه میوه­ها، برای موز، کیوی و پرتغال ارتباط معکوسی مشاهده شد (pروند به ترتیب 03/0 ،02/0 و 01/0). اثر مصرف سبزی­ها روی سرطان سلول­های سنگفرشی مری معنی­دار نبود، ( نسبت برتری 66/0 با فاصله اطمینان 95درصد : 23/0 تا 87/1) گرچه در سهک سوم مصرف سبزی­ها کاهش خطر این نوع سرطان مشاهده شد. در مورد بقیه مواد غذایی رابطه معنی­داری مشاهده نشد.

نتیجه گیری: نتایج مطالعه حاضر ارتباط معکوس منحصراً بین مصرف میوه­ها و سرطان سلول­های سنگفرشی مری را نشان داد.


داود پورمرزی، شهناز ریماز، عفت السادات مرقاتی خویی، مسعود سلیمانی دودران، علی اصغر موسوی مهربان، سارا صفری،
دوره 10، شماره 1 - ( 4-1391 )
چکیده

زمینه وهدف: دسترسی به اطلاعات و خدمات بهداشت باروری از حقوق جوانان است. در بهداشت باروری فقدان محتوای جامع آموزشی و عدم توجه به نیازهای گروه هدف اثر بخشی برنامه­های آموزشی را می­کاهد. هدف این پژوهش گزارش نیازهای آموزشی مرتبط با بهداشت باروری جوانان قبل از ازدواج می­باشد.

روش­ کار: در یک مطالعه توصیفی تحلیلی450 نفر از همسران شرکت­کننده در برنامه آموزشی قبل از ازدواج در تهران به روش  نمونه­ گیری  طبقه­ای تصادفی شده انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده­ها، "پرسشنامه خودایفا" بود که میزان نیاز به آموزش بهداشت باروری را با مقیاس پنج درجه­ای لیکرت مورد بررسی قرار می­­داد. برای تجزیه و تحلیل داده­ها از نرم افزارSPSS15  و آمار توصیفی و آزمون­ها آماری تی تست، آنالیز واریانس یک طرفه و کای دو استفاده شد.

نتایج: میزان نیاز به آموزش حیطه بهداشت باروری بیش از متوسط (نمره 3) بود، زنان به طور معنی­داری بیش از مردان احساس نیاز  می­کردند (05/0p<). بیشترین میزان نیاز به آموزش در هر دو گروه جنسی مربوط به زمینه آموزشی سلامت در روابط جنسی بود. تفاوت میزان نیاز در گروه های متغیرهای اجتماعی-دموگرافیک در زنان و مردان معنی­دار نبود.

نتیجه­ گیری: بنظر می­رسد محتوای موجود برای آموزش در کلاس­های مشاوره قبل ازازدواج کافی نیست. لازم است اطلاعات جامعی در حیطه بهداشت باروری با تاکید بیشتر در زمینه روابط جنسی وارد محتوای آموزشی موجود شود تا همسران زندگی زناشویی با کیفیت و سالم تری را آغاز نمایند.


نسیم بهرامی، معصومه سیمبر، محمدعلی سلیمانی،
دوره 10، شماره 4 - ( 12-1391 )
چکیده

زمینه و هدف: تبدیل شدن به فرد بالغی که از نظر جنسی سالم باشد یکی از فعالیت­های تکاملی کلیدی در نوجوانان است. سلامت جنسی شامل تکامل جنسی و بهداشت باروری و همچنین توانایی ایجاد و حفظ روابط درست بین فردی، ارزش قائل بودن برای بدن خویش، تعامل محترمانه با هر دو جنس به روش صحیح و اظهار تمایل، عشق و صمیمیت بر اساس ارزش­های پایدار فردی و اجتماعی است.
روش کار: در این مطالعه با استفاده از کلمات کلیدی نوجوانی، رفتار جنسی، روابط جنسی، رفتار پرخطر و بهداشت جنسی و همسالان مطالعات مرتبط از سال 1370 تا 1390 در IranMedex، Irandoc، Medlib، SID و google scholar مورد بررسی قرار گرفت.
نتایج: عوامل و چالش­های مرتبط با بهداشت جنسی نوجوانان را می­توان در چهار طبقه ­اصلی( دوازده زیر طبقه) شامل اعتقادات مذهبی و معنویت(خویشتنداری جنسی)؛ فقدان آموزش­های جنسی(باورها و دانسته­های غلط در مورد عملکرد جنسی، نگرش نوجوان نسبت به رفتارهای پرخطر و روابط جنسی، منابع اطلاعاتی نوجوانان، مهارت "نه گفتن")، جامعه و مسائل نوجوانان( تفاوتهای جنسیتی، ارتباط با همسالان، نظارت و کنترل توسط خانواده­ها، چالش­های ارتباطی نوجوان با والدین، عوامل اجتماعی اقتصادی و مراکز ارائه خدمات بهداشت باروری به نوجوانان) و پیامدهای رفتار جنسی در نوجوانان( احتمال ابتلا به بیماری­های مقاربتی) عنوان کرد.
نتیجه­ گیری: در برخی حیطه ­ها از جمله روابط والدین با فرزندان، تفاوت­های جنسیتی و بررسی میزان دانش، نگرش و رفتارهای جنسی و نیز تأثیر همسالان مطالعات خوبی در ایران انجام شده است اما در زمینه­ هایی از قبیل تأثیر معنویت و اعتقادات مذهبی، خویشتنداری، شیوع بیماری­های مقاربتی و ایدز، بررسی مهارت­های زندگی در نوجوانان و نیز انجام راهکارهای مداخله­ای برای ارتقای سلامت جنسی نوجوانان جای خالی زیادی وجود دارد.
فریده دهقان منشادی، زینب قنبری، زهرا جباری، الهه سادات میری،
دوره 11، شماره 2 - ( 8-1392 )
چکیده

  زمینه وهدف : بی اختیاری ادراری یکی از انواع اختلالات کف لگن و عارضه­ای بهداشتی است که کیفیت زندگی فرد مبتلا را تحت الشعاع قرار می­دهد . بارداری و زایمان طبیعی به عنوان مهمترین عوامل خطرزای آن مطرح شده اند ولی کمتر به سایر اختلالات همراه آن از جمله بی­اختیاری آنال و ارتباط این اختلالات با سطح عملکر د عضلات کف لگن پرداخته شده است. هدف این پژوهش بررسی وضعیت سایر اختلالات کف لگن همراه با بی اختیاری ادراری و عوامل خطرزای آنها در زنان بود.

  روش کار : در مجموع 256 نفر (166زن مبتلا به بی­اختیاری ادراری و90 زن بدون این عارضه به ترتیب با دامنه سنی 70-26 و 64-20 سال) با روش نمونه گیری غیرتصادفی متوالی در این مطالعه مقطعی توصیفی- تحلیلی شرکت کردند. پس از اخذ اطلاعات جمعیت شناختی و تکمیل پرسشنامه مربوط به اختلالات همراه، بررسی بالینی شامل ارزیابی میزان سفتی واژن ، قدرت و استقامت عضلات کف لگن و اندازه گیری طول جسم پرینه انجام شد. از نرم افزار آماری SPSS 16 و آزمون­های کولموگروف – اسمیرنف، تی مستقل ،مجذور کای وپیرسون برای تحلیل داده­ها استفاده و مقادیر 05/0 p< به عنوان سطح معنی­دار پذیرفته شد .

  نتایج: میانگین سن، تعداد زایمان ، شاخص توده بدنی، شیوع بی­اختیاری مقعدی و یبوست در گروه زنان مبتلا به بی اختیاری ادراری بیش از گروه زنان بدون این عارضه بود ولی سن اولین زایمان در گروه بیماران کمتر از گروه زنان بدون بی­اختیاری ادراری بود ( 05/0 p< ). میزان سفتی واژن، قدرت و استقامت عضلات کف لگن در بیماران از گروه زنان بدون بی­اختیاری ادراری کمتر بود ( 05/0 p< ).

  نتیجه­گیری: با توجه به شیوع بالای سایر اختلالات کف لگن از جمله یبوست در زنان مبتلا به بی­اختیاری ادراری، ضمن توصیه بر انجام مطالعات اپیدمیولوژیک و سبب شناسی، بر اتخاذ نگرش چند تخصصی در ارایه خدمات بهداشتی – درمانی به این بیماران تاکید می­شود..


مریم بهروز، زهره حسینی، فاطمه صداقت، مهسا صوفی، بهرام رشیدخانی،
دوره 11، شماره 3 - ( 10-1392 )
چکیده

  زمینه و هدف : تغذیه یکی از عوامل احتمالی در سبب شناسی بیماری ام اس است. مطالعه ی مورد- شاهدی حاضر، با هدف بررسی رابطه بین هر یک از گروه های غذایی با بیماری ام اس در شهر تهران صورت گرفت.

  روش کار: در این مطالعه مورد-شاهدی مبتنی بر بیمارستان، اطلاعات اجتماعی-اقتصادی، عوامل سبک زندگی و دریافت های غذایی 70 بیمار مبتلا به ام اس و 140 شاهد که از لحاظ سن و جنس با گروه مورد همسان شده بودند، از طریق مصاحبه و تکمیل پرسشنامه جمع آوری گردید. تمام آزمون های آماری با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 16 انجام شد. برای محاسبه نسبت برتری (OR) از رگرسیون لجستیک استفاده شد.

  نتایج: پس از تعدیل اثر متغیر های مخدوش کننده، افراد در بالاترین سهک مصرف گروه میوه ها، گوجه فرنگی، سایر سبزیجات و روغن های مایع به طور معنی داری و به ترتیب: 68%(نسبت برتری=32/0 با فاصله اطمینان 95 %:79/0-13/0)، 82% (نسبت برتری= 18/0 با فاصله اطمینان 95%:65/0-05/0)، 61% (نسبت برتری=39/0 با فاصله اطمینان 95%:93/0- 16/0) و 94%(نسبت برتری=06/0 با فاصله اطمینان 95%: 58/0-08/0) شانس کمتری برای ابتلا به بیماری ام اس داشتند. از طرف دیگر، افرادی که در بالاترین سهک مصرف روغن جامد و نوشابه قرار داشتند، به طور معنی داری و به ترتیب 58/1 برابر و 87/1 برابر شانس بیشتری برای ابتلا به بیماری ام اس داشتند (05/0 > p ).

  نتیجه گیری: نتایج حاصل از این مطالعه از نقش احتمالی تغذیه در پیشگیری از بیماری ام اس حمایت می نماید .


حمیدرضا صفا بخش، غریب کریمی، حسین حاتمی،
دوره 11، شماره 4 - ( 12-1392 )
چکیده

  زمینه و هدف: ویروس لنفوتروپیک سلول T انسانی( HTLV-I ) عامل دو بیماری مهم لوسمی ـ لنفومای سلول T بالغین (ATL) و بیماری پاراپارزی اسپاستیک تروپیکال ( HAM/TSP ) می ‌ باشد. راه­های انتقال آن از مادر به فرزند، تماس جنسی و انتقال خون می­باشد. تامین سلامت خون از وظایف اصلی سازمان انتقال خون می­باشد. با توجه به اینکه مشهد در منطقه آندمیک آلودگی قرار دارد، بررسی پیوسته میزان شیوع آلودگی به این ویروس در اهداکنندگان و پایش مداوم تغییرات آن اهمیت دارد.

  روش کار: در این مطالعه توصیفی- مقطعی کلیه اهداکنندگان پایگاه انتقال خون در شهر مشهد در سال­های 1388 و 1389 مورد مطالعه قرار گرفتند. اهداکنندگانی که به طریق الایزا و تایید با روش وسترن بلات از نظر آلودگی به HTLV-I سرم مثبت بودند به عنوان افراد آلوده و گروهی از اهداکنندگان سالم به عنوان گروه شاهد در نظر گرفته شدند. یافته­ها وارد نرم افزار SPSS17 شد و آنالیز گردید.

  نتایج: از تعداد 165860 اهداکننده خون، 432 نفر براساس پاسخ نهایی وسترن بلات، آلوده به ویروس HTLV-I بودند. شیوع کلی آلودگی در سالهای 88 و 89 به ترتیب 25/0% و 26/0% محاسبه شد. همچنین بین متغیرهای سن، جنس، وضعیت تاهل، دفعات اهدای خون و سطح تحصیلات با مثبت بودن سرم اختلاف معنی دار وجود داشت.

  نتیجه گیری: بهبود روش­های انتخاب اهداکنندگان و غربالگری آزمایشگاهی باعث روند نزولی میزان شیوع آلودگی در اهداکنندگان شده است. با توجه به فراوانی کمتر آلودگی در اهداکنندگان مستمر، افراد با سن پایین تر و دارای تحصیلات بالاتر، انتخاب اهداکنندگان خون ازمیان این گروههای جمعیتی تاکید می شود.


فاطمه رحمانیان، معصومه سیمبر، علی رمضانخانی، فرید زایری،
دوره 12، شماره 1 - ( 2-1393 )
چکیده

  زمینه و هدف: عفونت‏های مقاربتی یکی از شایع‏ترین عفونت‏ها در دنیا است که بیماری‏زایی قابل توجهی را ایجاد می‏کند. در سال­های اخیر در کشور ایران تعداد موارد بیماری افزایش نشان داده در نتیجه توسعه و اجرای برنامه‏های کنترل بیماری‏های مقاربتی به عنوان یک اولویت در نظر گرفته می‏شود. در حالیکه نقش قدرت وابسته به جنس در سلامت جنسی در سال های اخیر قابل توجه است، اما در حوزه پیشگیری از بیماری‏های مقاربتی توجه عملی به آن نشده است. این مطالعه به منظورتبیین مفهوم و ابعاد خدمات پیشگیری از بیماری‏های مقاربتی حساس به جنسیت انجام شد.

  روش کار: این مطالعه کیفی با روش تحلیل محتوا انجام گردید. مشارکت کنندگان در این پژوهش 37 نفر از مدیران و ارائه دهندگان خدمات بهداشت باروری- جنسی واجد شرایط پژوهش بودند که با روش هدفمند در ابتدا و سپس روش گلوله برفی انتخاب و مورد مصاحبه عمیق فردی قرار گرفتند. جهت جمع آوری اطلاعات از راهنمای سوال اولیه استفاده گردید. اطلاعات حاصل از 37 مصاحبه ضبط و تایپ گردید و با روش تحلیل محتوا، تجزیه و تحلیل گردید.

  نتایج: تحلیل محتوای یافته ها دو طبقه اصلی 1) ساختار خدمات حساس به جنسیت در سه بعد مدیریت، تسهیلات و کارکنان، و 2) فرآیندهای حساس به جنسیت شامل فرایندهای مراقبتی و آموزشی را آشکار ساخت.

  نتیجه گیری: ارائه خدمات پیشگیری از بیماری­های مقاربتی نیازمند مدیریت، تسهیلات و کارکنان حساس به جنسیت، و برنامه­ریزی برای مراقبت­ها و آموزش­ها ی حساس به جنسیت است.


زهرا ملایری خواه لنگرودی، آفرین رحیمی موقر، شهناز دلبرپور احمدی، معصومه امین اسماعیلی،
دوره 12، شماره 2 - ( 7-1393 )
چکیده

زمینه و هدف: شیوع اچ.آی.وی (HIV)، در زنان تن فروش در کشور به مرز اپیدمی نزدیک می­شود، ولی هنوز میزان استفاده منظم از کاندوم در این گروه پائین است. این مطالعه کیفی با هدف بررسی موانع استفاده از کاندوم در زنان تن فروش انجام شده است.

روش کار: مطالعه با انجام مصاحبه­های فردی عمیق با 40 زن تن فروش از چهار گروه مختلف از نظر وضعیت اقتصادی اجتماعی و مصرف مواد و 12 شریک جنسی مرد آنها در سال 1389 در شهر تهران انجام شد.

نتایج: اکثریت قریب به اتفاق زنان تن فروش در دوره زمانی شش ماه قبل از مصاحبه، استفاده ی مداوم از کاندوم نداشتند. دلایل عمده­ی عدم استفاده از کاندوم در شرکت کنندگان، عدم آگاهی از بعضی از راه­های انتقال و روند بیماری ایدز، شک داشتن به نقش کاندوم در پیشگیری از ابتلا به بیماری­های مقاربتی و ایدز، ترس از ابراز خشونت یا طرد شدن توسط مشتریان مرد و عدم تمایل شرکای جنسی به استفاده از کاندوم به دلیل کاهش لذت جنسی و اطمینان از سالم بودن برخی از شرکای جنسی بیان شد.

نتیجه گیری: آگاه سازی زنان آسیب پذیر از طریق آموزش در خصوص HIV، روش­های پیشگیری از این بیماری و توانمندسازی زنان  در خصوص مهارت چانه زنی برای استفاده از کاندوم، به عنوان بخشی از برنامه های کاهش آسیب توصیه می شود.


مریم کروشاوی، مریم بهروز، بهرام رشیدخانی، نفیسه بهادری، آزیتا حکمت دوست،
دوره 12، شماره 3 - ( 10-1393 )
چکیده

  زمینه و هدف: نقش کیفیت تغذیه ای رژیم غذایی در بروز و سیر بیماری مالتیپل اسکلروزیس (MS) همچنان نامعلوم است. هدف این مطالعه تعیین رابطه بین شاخص کیفیت تغذیه ای (INQ) مواد مغذی و بیماری MS بود.

  روش کار: برای شرکت در این مطالعه مورد - شاهدی، 70 بیمار دارای تشخیص قطعی MS در یک سال اخیر و 140 شاهد بیمارستانی همسان شده از نظر فراوانی از میان بیماران 50-20 ساله مراجعه کننده به بیمارستان های سینا و لولاگر تهران انتخاب شدند. دریافت های غذایی افراد با استفاده از یک پرسشنامه بسامد خوراک نیمه کمی معتبر و قابل اطمینان ارزیابی شد. سپس، INQ مواد مغذی برای هر یک از شرکت کنندگان محاسبه و آنالیز رگرسیون لجستیک جهت محاسبه نسبت های شانس ابتلا به MS در ارتباط با INQ هر یک از مواد مغذی به کار برده شد.

  نتایج: پس از تعدیل اثر مخدوشگرهای احتمالی، افرادی که INQ بالاتری از مواد مغذی اسید آلفا لینولنیک، ویتامین های A ، D ، K ، B1 ، B2 ، B5 ، B6 ، فولات، B12 و C و املاح کلسیم، فسفر، روی و پتاسیم داشتند، نسبت به افرادی که INQ پایین تری از این مواد مغذی داشتند، از شانس کمتری برای ابتلا به MS برخوردار بودند ( p<0/05 ) .

  نتیجه گیری: نتایج این پژوهش نشان دهنده ارتباط معکوس INQ بسیاری از مواد مغذی با خطر ابتلا به MS بود. بنابراین، به نظر می رسد که بهبود کلی کیفیت تغذیه ای رژیم غذایی می تواند رویکردی مناسب جهت پیشگیری از ابتلا به این بیماری باشد.


نسترن کشاورز محمدی، فرح بحرینی، صفورا دژپسند،
دوره 12، شماره 4 - ( 12-1393 )
چکیده

  زمینه و هدف: برنامه ارتقای سلامت اجتماع به معنای انجام اقداماتی است که هدفش توانمند سازی افراد، سازمان ها و جوامع برای ارتقای رفتارها و ایجاد محیط سالم ترمی باشد. در مورد ارتقای سلامت اجتماع و نیز ارتقای سلامت اجتماع محور در ایران تجارب بسیاری وجود دارد که البته بصورت پراکنده و ناقص ثبت شده اند.

  روش کار: این مقاله به گزارش بخشی از یافته های وضعیت سنجی مداخلات ارتقای سلامت اجتماع محور در ایران می پردازد. این مقاله به توصیف کمی و کیفی و به عبارتی نوع شناسی مداخلات اجتماع محور ارتقای سلامت و تحلیل چالش­ها، تهدیدها و فرصت های برای بهبود وضعیت مداخلات اجتماع محور ارتقای سلامت در ایران می پردازد. جامعه مورد مطالعه شامل کلیه گزارشات، اسناد و اطلاعات و مقالات قابل دسترسی مربوط به مداخلات ارتقای سلامت اجتماع محور در ایران بود.

  نتایج: اکثر مداخلات ارتقای سلامت بدون احتساب برنامه کشوری رابطین و بهورزان و فلج اطفال در سه گروه بزرگ به شرح زیر طبقه بندی شدند: 1- ابتکارات اجتماع محور 2-تحقیقات مشارکتی اجتماع محور 3-پیشگیری از اعتیاد اجتماع محور. اکثر این برنامه های به معنای واقعی اجتماع محور نبوده اند.

  نتیجه گیری: بررسی مداخلات اجتماع محور در ایران نشان می­دهد که بر خلاف بسیاری از کشورها، اکثر مداخلات اجتماع محور ارتقای سلامت در ایران در سطح کشوری پیشنهاد و انجام می شوند و با حمایت سازمانی زیادی مواجه هستند. گرچه بستر انجام این برنامه ها در ایران مهیاست اما به نظر می­رسد استفاده کافی از این فرصت­ها به عمل نیامده است.


سهیلا نظرپور، معصومه سیمبر، فهیمه رمضانی تهرانی، حمید علوی مجد،
دوره 13، شماره 1 - ( 3-1394 )
چکیده

  زمینه و هدف: عملکرد جنسی می­تواند تحت تأثیر عوامل مختلفی قرار گیرد. هدف از مطالعه، بررسی همبستگی ورزش و عملکرد جنسی در زنان یائسه می­باشد.

  روش کار: بررسی حاضر یک مطالعه توصیفی – تحلیلی مبتنی بر جامعه می­باشد که بر روی 405 زن یائسه 40 تا 65 ساله انجام گرفت. نمونه­گیری به صورت تصادفی چندمرحله­ای طبقاتی بود. داده­ها از طریق مصاحبه و با استفاده از پرسشنامه FSFI و یک پرسشنامه محقق ساخته بدست آمد و با بکارگیری آزمون­های توصیفی و تحلیلی مانند مدل رگرسیون خطی چندگانه و رگرسیون لجستیک تحلیل شد.

  نتایج: شایعترین نوع ورزش، پیاده­روی (8/79%) بود. 61% از زنان یائسه دارای اختلال عملکرد جنسی بودند. نمره حیطه درد در افرادی که ورزش می­کردند، به­طور معنی­داری کمتر (نامطلوب­تر) بود (013/0= p ). نمره کلی FSFI و نمرات حیطه­های لغزنده­سازی و درد در گروهی که سایر ورزش­ها به جز پیاده­روی را انجام می­دادند، نسبت به گروهی که ورزش نمی­کردند و یا فقط پیاده­روی می­کردند، به­طور معنی­داری کمتر بود. دفعات ورزش در هفته با نمره حیطه لغزنده­سازی (014/0= ,p 18/0= r ) و ارگاسم (045/0= ,p 15/0= r ) همبستگی معنی­دار مثبت داشت. اما در بررسی عوامل پیشگویی کننده نمره کلی FSFI و نمر ات حیطه­ها، نتایج رگرسیون چندگانه معنی­دار نبود. رگرسیون لجستیک نشان داد با افزایش یکبار به تعداد دفعات ورزش در هفته، شانس کاهش تمایلات جنسی 2/80 % کم می­شود.

  نتیجه گیری: به نظر می­رسد در زنان یائسه تحت مطالعه، انجام ورزش می­تواند راهی برای جبران مشکلات کاهش روابط و تمایلات جنسی و نارضایتی­های ناشی از آن باشد. آنچه که می­تواند در بهبود عملکرد جنسی زنان یائسه اثرات مثبتی داشته باشد، انجام ورزش به تعداد هفتگی بیشتر است.



صفحه 1 از 3    
اولین
قبلی
1
 

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به فصلنامه دانشکده بهداشت و انستیتو تحقیقات بهداشتی می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by : Yektaweb