جستجو در مقالات منتشر شده


کاربران عمومی فقط به فهرست مقالات منتشر شده دسترسی دارند.
5 نتیجه برای موضوع مقاله:

حسین فرخی، وحید مصطفی پور، زهرا بندار کاخکی،
دوره 16، شماره 2 - ( 6-1397 )
چکیده

زمینه و هدف: اختلالات خواب و بی‌خوابی ازجمله موضوعاتی هستند که مشکلات زیادی برای سالمندان ایجاد و سلامت روانی و جسمانی آن‌ها را تهدید می‌کند. هدف پژوهش حاضر، بررسی تأثیر درمان شناختی-رفتاری چندمولفه ای بر علائم بی‌خوابی و شاخص‌های خواب است.
روش کار: جامعه آماری، تمامی سالمندان مقیم آسایشگاه کهریزک بودند. نمونه پژوهش 30  نفر از سالمندان مبتلا به بی‌خوابی بود که با روش نمونه‌گیری هدفمند انتخاب و به‌طور تصادفی در گروه آزمایش و کنترل گمارده شدند. ابزارهای پژوهش شامل مقیاس بی‌خوابی اتنس و جدول گزارش خواب بود. پژوهشگر گروه‌درمانی شناختی-رفتاری چندمولفه ای اختلال بی‌خوابی ادینجر را در 6 جلسه 90 دقیقه‌ای برای آزمودنی‌های گروه آزمایش اجرا کرد و گروه کنترل هیچ‌گونه مداخله‌ای دریافت نکردند.
نتایج: نتایج تحلیل مانکووا، آنکووا و مقایسه‌های زوجی بونفرونی در پس‌آزمون و پیگیری نشان داد که میانگین نمره بی‌خوابی و تأخیر در شروع خواب گروه آزمایش در مقایسه با گروه کنترل کاهش و مقدار کلی خواب افزایش معنی‌دار یافته بود (001/0 p). از نظر مقدار کلی در بستر بودن در پیگیری تفاوت معنی‌داری بین گروه آزمایش و گروه کنترل مشاهده نشد.
نتیجه‌گیری: بنابراین به روانشناسان و پرستارانی که در حوزه‌ی سالمندان فعالیت می‌کنند توصیه می‌شود که از درمان شناختی-رفتاری چندمولفه ای به‌منظور بهبود کیفیت خواب سالمندان استفاده کنند.
 
سید مهدی سیدزاده ثانی، احمد رفیع عبدالهی،
دوره 17، شماره 2 - ( 6-1398 )
چکیده

زمینه و هدف: رفتار زورگویی یکی از مشکلات روز افزون در بین نوجوانان بسیاری از مدارس در سطح جهان می­باشد، که ­اخیراً مورد توجه پژوهش­گران حوزه­های روان­شناسی و حتی جرم­شناسی به دو صورت قلدری­سنتی و سایبری قرارگرفته است. پژوهش حاضر با هدف بررسی میزان ­قلدری­سنتی و ­سایبری در بین ­نوجوانان دختر و پسر مقطع دبیرستان مدارس شهرهرات- افغانستان در سال 1396 در ­سه ­مقطع ­اول، دوم ­و سوم انجام شد.
روش کار: این مقاله با روش کمی و با شیوه نمونه­گیری تصادفی با استفاده از ابزار پرسشنامه از جمله پرسشنامه­های قلدری (BS)، پاتچین وهیندوجا، ایلی نویز وآلوئوس در بخش­های قلدری­سنتی­ و سایبری با نرم افزارspss تحلیل شدند. نمونه پژوهش360 نفر از دانش­آموزان مقاطع اول، دوم و سوم دبیرستان­های شهرهرات بودند.
نتایج: آزمون­های تعقیبی (کروسکال والیس ومن ویتنی) با سطح معنی­داری کمتر 05/0 و01/0 نشان ­داد ­که میزان قلدری­سنتی و سایبری در بین دانش­آموزان پسر نسبت به دانش­آموزان دختر بیشتر است. از طرفی­دیگر میان قلدری سنتی و بعد اجتماعی بین مقاطع دهم- یازدهم و یازدهم- دوازدهم تفاوت معنی داری وجود دارد، میانگین قلدری سنتی­کلاس یازدهم از دوکلاس دهم و دوازدهم کمتر است.
نتیجه گیری: نتایج پژوهش بیانگر این بود که دانش­آموزانی ­که پدران آن­ها کشاورز هستند قلدری بیشتری نسبت به سایر مشاغل دارند. هم چنین شیوع قلدری در دانش­آموزانی­که مادران آن­ها خانه­دارند نسبت به دانش­آموزانی­که مادران آن­ها شاغل هستند کمتر است. تحصیلات پدر در شیوع قلدری دانش­آموزان تاثیر ندارد. بعلاوه نتایج تحقیق نشان داد که شیوع قلدری سایبری در بین دانش­آموزانی­که مادران آن­ها از تحصیلات بیشتری برخوردارند نسبت به مادران بیسواد بیشتر است.
سید مهدی سیدزاده ثانی، احمد سعید عبدالهی،
دوره 17، شماره 4 - ( 12-1398 )
چکیده

زمینه وهدف: احتمال مورد خشونت قرارگرفتن یک فرد در خانواده به مراتب بیشتر از بیرون خانواده اسـت. هـدف ایـن تحقیـق بررسی خشونت خانوادگی به ویژه خشونت علیه زنان در بین خانواده­های استان هرات افغانستان است.
روش کار: این پژوهش براساس روش نمونـه­گیـری در دسترس به تعداد 130 نفر از قربانیان زن مراجعه کننده به مراکز حمایتی این افراد در شهر هرات و بـا اسـتفاده از پرسشنامه محقق ساخته انجام شده است.
نتایج: در بین مراجعان به مراکز حمایتی، خشونت روانی با 42% و خشونت جنسی و فیزیکی هر یک با 29% بیشترین فراوانی را داشته و در رتبه آخر نیز خشونت اقتصادی با 26% قرار می­گیرد. سن 4/65% قربانیان زیر 30 بوده و زنان بالای 40 سال نیز مراجعه­ای نداشته­اند. 4/65% در 5 سال نخست ازدواج بوده­اند و تنها 10%، عمر ازدواج بالای 10 سال داشته­اند. حدود 60% مراجعان بیسواد بوده­اند و تنها 8/13% لیسانس داشته­اند. 3/72% قربانیان خانه­دار بوده و تنها حدود 21% قربانیان دارای شغل آزاد و یا اداری بوده­اند. بیش از 2/70% قربانیان نیز در کمترین سطح درآمدی قرار داشته­اند. حدود 6/76% با رضایت ازدواج کرده­اند. از سوی دیگر، 5/88% همسران قربانیان زیر40 سال بوده­اند. 7/57% بیسواد و 2/29% دیپلمه بوده­اند. به لحاظ شغل نوعا کارمند نیستند (کارگر 8/13، کشاورز 3/22 و آزاد 8/40) 4/95% ازدواج اولشان بوده  و 7/97% تک همسر هستند. 8/83% ایشان نیز معتاد نبود و 6/76% با رضایت ازدواج کرده­اند.
نتیجه­ گیری: در بین مراجعان بیشترین فراوانی با خشونت روانی بوده است. مراجعه کنندگان نوعا زیر 40 سال و با سابقه ازدواج زیر 5 سال بوده­اند. تصویر قربانی در این پژوهش، زن جوان بیسوادی است که به لحاظ مالی در مضیقه شدید بوده و دارای همسری جوان و دارای شغل آزاد و با تحصیلات کم است که برای بار نخست ازدواج کرده و جز قربانی همسر دیگری نداشته و اعتیادی هم به مواد مخدر ندارد.
نرگس صالح نیا، حامد مختاری ترشیزی، حسن اعمی بنده قرایی، سید محمد سیدی،
دوره 20، شماره 1 - ( 3-1401 )
چکیده

زمینه و هدف: در کنار هزینه‌های بهداشتی، نهادهای موجود در کشورها یک عامل تاثیرگذار بر گسترش سلامت، به طور مستقیم و غیرمستقیم هستند و آلودگی‌ هوا یک عامل دیگر در بهبود وضعیت سلامت است که دولت‌ها در کنترل و کاهش آلودگی هوا نقش مهم دارند. زیرا مسئول نظارت بر عملکرد صنعت؛ عامل اصلی آلودگی هوا هستند. این مقاله به طور تجربی، اثرپذیری سلامت از نهادها را با در نظر گرفتن مخارج بهداشتی و آلودگی هوا مورد بررسی قرار داده است.
روش‌ کار: از روش پانل آستانه‌ای، شاخص امید به زندگی نماینده ای از سلامت، شاخص حکمرانی خوب به عنوان کیفیت نهادها و متغیرهای توضیحی فلاکت، درآمد سرانه، هزینه‌های بهداشتی و شادی برای بررسی تاثیر نهادها بر سلامت در 38 کشورها در حال توسعه و بازه‌ 2018-2006 استفاده شده است. به کمک متغیر آستانه CO2 نمونه مورد بررسی به دو گروههمگن تقسیم ‌شده است و با بسته‌های نرم‌افزار ایویوز (10) و استاتا (15) مدل برآورد شده است.
 نتایج: یافته‌ها نشان می‌دهد، شاخص حکمرانی و شادی در دو گروه معنی‌دار و مثبت هستند. هزینه‌های بهداشتی در گروه بالا بی‌معنی، در گروه پایین تاثیر ناچیز بر سلامت دارد. درآمد در دو رژیم معنی‌دار ولی اثر آن اندک است. شاخص فلاکت معنی‌دار، اما ضریب آن در گروه پایین عکس مبانی نظری است.
نتیجه‌گیری: با توجه به نتایج بدست آماده از پژوهش حاضر نهادها در کشورهای درحال توسعه نقش مهم و زنجیره علی بین سایر بخش‌های را تشکیل می‌دهند که در بهبود و گسترش سلامت قابل توجه هستند. بنابراین به منظور افزایش سلامت در این جوامع باید سیاست‌گذاری بهبود نهادها اعمال شود.
 
سید مهدی سیدزاده، خدیجه جنگی،
دوره 20، شماره 2 - ( 6-1401 )
چکیده

زمینه و هدف: خشونت خانگی از مهم‌ترین حوزه‌های بزه‌ دیدگی پنهان است که متاثر از عوامل مختلف ظهور و افزایش می‌یابد. هدف از پژوهش حاضر مطالعه تاثیر کرونا به عنوان یک بحران پزشکی و چندجانبه بر میزان خشونت خانگی است.
روش‌کار: روش پژوهش، توصیفی از نوع همبستگی بوده و از جامعه آماری زنان شهر مشهد، تعداد 250 نفر از حاشیه شهر به روش نمونه‌گیری در دسترس در پژوهش شرکت کردند. سوالات حاوی اطلاعاتی مربوط به نحوه رفتار زوج در بروز انواع خشونت در بازه زمانی یکسال قبل و بعد از کرونا است. جهت جمع‌آوری اطلاعات از پرسشنامه محقق ساخته استفاده شد. به منظور بررسی ارتباط معنایی متغیرها از روش آماری ضریب همبستگی پیرسون استفاده شد.
نتایج: دستاورد پژوهش حکایت از افزایش بروز انواع خشونت خانگی در نخستین سال پس از شیوع کرونا دارد. بیش‌ترین سهم، مربوط به خشونت عاطفی و کلامی و کمترین آن در خشونت جنسی و جسمی خطرناک مشاهده شد. یافته‌ها نشان‌دهنده سطح بالای رابطه معناداری میان سطح درآمد و افزایش خشونت در دوران کرونا است (01/0 p<). در حالی که هیچ رابطه معناداری میان دسترسی به خدمات حمایتی و افزایش خشونت یافت نشد. همچنین از نظر پاسخ‌دهندگان محدودیت دسترسی به دورهمی‌ها و اجتماعات مهم‌ترین عامل در ظهور و افزایش خشونت است.
نتیجه‌گیری: به نظر می­رسد سیاست‌های مربوط به اعمال محدودیت‌های ارتباط فیزیکی، قرنطیته خانگی و آسیب‌های اقتصادی ناشی از این امور را میتوان عمده‌ عوامل رشد خشونت خانگی متاثر از کرونا ویروس دانست.

صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به فصلنامه دانشکده بهداشت و انستیتو تحقیقات بهداشتی می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by : Yektaweb