کاربران عمومی فقط به فهرست مقالات منتشر شده دسترسی دارند.
3 نتیجه برای موضوع مقاله:
یوسف خنیا، محمد نریمانی، سیف اله آقاجانی، نادر حاجلو،
دوره 19، شماره 4 - ( 12-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: یکی ازهیجان هایی که در سلامت همه افراد نقش مهمی دارد، هیجان خشم است. خشم یکی از هیجان های اساسی است. هدف پژوهش حاضر مقایسه تاثیر آموزش تنظیم هیجان و تاب آوری با میانجیگری مکان کنترل بر روی کنترل خشم دانشجویان رشته پزشکی بود.
روش کار: مطالعه به روش آزمایشی انجام شد. جامعه آماری شامل کلیه دانشجویان پزشکی شاغل به تحصیل بود که با نمونه گیری تصادفی خوشه ای چند مرحله ای و ساده 90 دانشجوی پزشکی انتخاب و بصورت تصادفی در سه گروه 30 نفری جایگزین شدند. آزمودنیهای یکی از گروههای آزمایشی 8 جلسه آموزش تنظیم هیجان و گروه دیگر 8 جلسه آموزش تاب آوری دریافت نمودند. پرسشنامههای مکان کنترل راتر و خشم حالت و صفت اسپیلبرگر بر روی تمامی آزمودنیها اجرا شد. داده ها با استفاده از تحلیل واریانس اندازه گیری مکرر و دو عاملی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
نتایج: نتایج نشان داد که بین گروه آموزش تنظیم هیجان و تاب آوری در کنترل خشم تفاوت معنی داری است. تفاوت بین دو گروه افراد با مکان کنترل درونی و بیرونی در کنترل خشم و خرده مقیاسهای آن معنی دار شد.
نتیجه گیری: آموزش مهارت های تنظیم هیجان و تاب آوری مانند سایر مهارتها می تواند دانشجویان را در برابر چالشهای این دوران واکسینه نماید.
جواد سیاه مشتهء، محمود زیوری رحمان، نیلوفر میکائیلی،
دوره 22، شماره 4 - ( 12-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: بیماران مبتلا به سرطان با تنش های روانی و جسمی متعددی مواجه هستند که متغیرهای مختلفی از انواع روانشناختی، اجتماعی، اقتصادی و پزشکی در آن دخیل هستند. هدف پژوهش حاضر بررسی مدل مفهومیِ تأثیر طرحوارههای ناسازگار اولیه بر راهبردهای مقابلهای با در نظر گرفتن نقش میانجی سواد سلامت در بیماران مبتلا به سرطان بود.
روش کار: این پژوهش توصیفی- همبستگی مبتنی بر روش مدلسازی معادلات ساختاری است. جامعه آماری شامل بیماران 20 تا 60 ساله مبتلا به سرطان مراجعه کننده به مراکز درمانی خصوصی شهر تهران از 1 اردیبهشت تا 30 شهریور سال 1403 بوده؛ که 665 نفر با روش نمونهگیری در دسترس به عنوان نمونه انتخاب شدهاند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامههای طرحواره های ناسازگار اولیه (1998)، سواد سلامت بزرگسالان (1401) و مقابله با شرایط پراسترس (1990) استفاده شده است. تحلیل داده ها در سطح معناداری 05/0 با روش مدسازی معادلات ساختاری، در نرمافزارهای SPSS25 و Amos24 انجام شد.
نتایج: طرحواره های ناسازگار اولیه رابطه منفی معناداری با سواد سلامت دارند(001/0 P<، 84/0-β =)، و با راهبردهای مقابله ای رابطه مثبت معنادار (001/0 P< ، 25/0β =) همچنین سواد سلامت با راهبردهای مقابله ای رابطه منفی معنادار داشت (001/0 P< ، 83/0-β =) و نقش میانجی معناداری در ارتباط میان طرحواره های ناسازگار اولیه و راهبردهای مقابله ایفا کرد (001/0>P، 25/0 β =). شاخص های برازش مدل ( 916/0=GFI، 91/0=IFI، 909/0=CFI و 078/0 RMSEA=) نشان دهنده انطباق مطلوب مدل با داده ها بود .
نتیجهگیری: طرحوارههای ناسازگار اولیه با تضعیف سواد سلامت و شکلگیری راهبردهای مقابلهای غیرسازگارانه در بیماران مبتلا به سرطان مرتبط هستند. ارتقای سواد سلامت میتواند بهعنوان متغیرمیانجی در تعدیل اثرات منفی این طرحوارهها، نقش مهمی در بهبود راهبردهای مقابلهای ایفا کند. استفاده از مداخلات آموزشی برای افزایش سواد سلامت میتواند در فرآیند رواندرمانی و توانبخشی این بیماران مفید واقع شود.
زهرا اخوی ثمرین، شیرین احمدی، معرفت اله بیگدلی، شهرام طهماسبی،
دوره 23، شماره 2 - ( 6-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: قلدری در مدرسه همچنان یکی از چالشهای اصلی جامعه آموزشوپرورش است. پژوهش حاضر با هدف بررسی پیشبینی قلدری در مدرسه بر اساس جو عاطفی خانواده با میانجیگری حس تعلق به مدرسه در دانشآموزان انجام گرفت.
روش کار: روش پژوهش حاضر از نوع توصیفی ـ همبستگی با رویکرد معادلات ساختاری بود. جامعه آماری شامل کلیه دانشآموزان پسر دوره دوم متوسطه مدارس دولتی شهرستان اردبیل در سال تحصیلی ۱۴۰۲ بود. از میان این جامعه، نمونهای متشکل از ۲۰۰ نفر به روش نمونهگیری در دسترس انتخاب شد. شرکتکنندگان به پرسشنامههای استاندارد قلدری در مدرسه پاتچین و همکاران (۲۰۱۱؛ آلفای کرونباخ =94/0)، پرسشنامه جو عاطفی خانواده هیلبرن (۱۹۶۴؛ آلفای کرونباخ = 86/0) و پرسشنامه حس تعلق به مدرسه موتون و همکاران (۱۹۹۳؛ آلفای کرونباخ = 89/0) پاسخ دادند. دادهها با استفاده از شاخصهای آمار توصیفی و مدلیابی معادلات ساختاری از طریق نرمافزارهای SPSS-25 و SmartPLS-4 تحلیل شدند.
نتایج: نتایج مدل معادلات ساختاری نشان داد که جو عاطفی خانواده (61/-0=β،001/0>p) و حس تعلق به مدرسه (57/0-=β،001/0>p) اثرمستقیم و منفی بر قلدری در مدرسه دارند. جو عاطفی خانواده (17/0-=β،05/0>p) با میانجیگری حس تعلق به مدرسه بر قلدری در مدرسه اثرغیرمستقیم دارد. شاخصهای برازش مدل (93/0=NFI، 07/0= SRMR) نشان دهنده انطباق مطلوب مدل با داده ها بود.
نتیجه گیری: از لحاظ کاربردی در راستای نتایج به دست آمده، برگزاری کارگاههای آموزشی مبتنی بر روانشناسی تقویت روابط خانواده و آموزش رفتار اجتماعی مثبت در جهت ارتقای جو عاطفی خانواده و حس تعلق به مدرسه توسط روانشناسان و مشاوران مدارس پیشنهاد میشود.