کاربران عمومی فقط به فهرست مقالات منتشر شده دسترسی دارند.
13 نتیجه برای موضوع مقاله:
مرجان فقیه نصیری، جواد رضائی، محمد توکلی بغدادآباد،
دوره 7، شماره 3 - ( 7-1388 )
چکیده
زمینه و هدف : براساس تعاریف مختلف، نسبت خروجی به ورودی هر بنگاه را کارآیی آن بنگاه گویند. بطور کلی به منظور ارزیابی کارآیی دو دسته روش وجود دارد که عبارتند از: روشهای پارامتری و روشهای ناپارامتری، در این مطالعه با توجه به روشهای ناپارامتری که برپایه تکنیک های برنامه ریزی خطی استوار است، و به طور خاص از روش تحلیل پوششی داه ها که جزو این دسته از روشها به شمار می آید به ارزیابی کارآیی کارگاههای خدمات بهداشت و درمان کشور پرداخته شده است. مزیت عمده روش تحلیل پوششی داده ها نسبت به سایر روشهای موجود برای ارزیابی کارآیی بنگاهها، این است که می توان به وسیله آن کارآیی بنگاه های که دارای چند ورودی و چند خروجی می باشند را ارزیابی نمود.
روش کار : بر این اساس با استفاده از روش تحلیل پوششی دادهها (برنامهریزی خطی) و در نظر گرفتن ورودیها و خروجیهای کارگاههای خدمات بهداشت و درمان در طی سال 1385، ارزیابی کارآیی آنها با دو فرض بازدهی ثابت نسبت به مقیاس و بازدهی متغیر نسبت به مقیاس ارایه می گردد.
نتایج : نتایج نشان میدهد که با فرض اول، استانهای: بوشهر، فارس، کرمان، مازندران و یزد از بیشترین کارآیی برخوردار بوده و متوسط کارآیی تحت این فرض 80/0 می باشد، لذا عملاٌ کارگاه های بهداشتی کشور 20 درصد زیر ظرفیت عمل می نماید. با در نظر داشتن فرض دوم، استانهای: ایلام، چهارمحال و بختیاری، سمنان و کهکیلویه و بویراحمد نیز به جمع استانهای کارآ میپیوندند که متوسط کارآیی تحت این فرض 85/0 می شود، که در این حالت ظرفیت بلا استفاده کارگاه های بهداشتی کشور 15 درصد خواهد بود.
نتیجه گیری : در مجموع می توان بیان داشت براساس یافته های این تحقیق کارگاههای خدمات بهداشت و درمان در استانهای کشور برای ارتقاء کارآیی خود و استفاده حداکثر از ظرفیتهای موجود باید عملکرد استان چهارمحال و بختیاری را الگوی خود قرار دهند.
هاشم محمدیان، سید غلامعباس موسوی، حسن افتخار اردبیلی، جعفر کرد زنگنه،
دوره 12، شماره 4 - ( 12-1393 )
چکیده
زمینه و هدف: با توجه به تأثیر رفتار فردی بر سلامت، مطالعه حاضر با هدف بررسی سبک زندگی و عوامل مؤثر برآن در دانشجویان دانشگاه های دولتی و آزاد شهر کاشان انجام شد.
روش کار: یک مطالعه مقطعی بر روی 520 دانشجوی غیر علوم پزشکی کاشانی در سال تحصیلی 93-1392 با روش نمونه گیری در دسترس انجام شد. داده های پرسشنامه حاوی سؤالات جمعیت شناختی و سؤالات مربوط به پرسشنامه استاندارد رفتارهای ارتقا دهنده سلامتی پندر بودند. ابتدا از طریق آزمون کولموگروف – اسمیرنف به بررسی نرمال بودن توزیع داده ها پرداخته شد. از آزمون آماری تی تست مستقل و از آزمون آماری من ویتنی جهت مقایسه میانگین مقیاس ها در دو جامعه استفاده شد.
نتایج: میانگین سنی دانشجویان 5/2 ± 75/21 سال بود. نمره کلی سبک زندگی دانشجویان 38/0 ± 43/2 بود. نمره کلی سبک زندگی به همراه نمره های تغذیه ، رشد معنوی ، مسئولیت در قبال سلامت و کنترل تنش دانشجویان حادثه دیده نسبت به دانشجویان حادثه ندیده کمتر گزارش شد .بین جنسیت دانشجویان با نمره فعالیت جسمانی تفاوت معنی داری مشاهده شد( 000/0 p = ) . دانشجویان متاهل و مجرد به لحاظ وضعیت تغذیه ای تفاوت معنی داری داشتند( 032/0 p = ) . دانشجویان شاغل و غیر شاغل از نظر رشد معنوی اختلاف معنی داری داشتند( 014/0 p = ) .
نتیجه گیری: نتایج این مطالعه نشان داد که تجربه حوادث تنش زا زمینه را برای بروز رفتارهای مخاطره آمیز در دانشجویان فراهم آورد. لذا ، دانشگاهها می بایست برنامه هایی جهت ارتقای سطح سلامت و سبک زندگی دانشجویان حادثه دیده طراحی نمایند .
مسعود کیماسی، اوژن کریمی، حسین راستیان اردستانی،
دوره 12، شماره 4 - ( 12-1393 )
چکیده
زمینه وهدف : هدف از این پژوهش، ارزیابی ادراکات مراجعان از کیفیت خدمات در آزمایشگاههای تشخیص طبی می باشد.
روش کار : در این تحقیق با استفاده از مدل سروایمپرف، ابعاد کیفیت خدمات از نظر عملکرد (وضعیت موجود) واهمیت (وزن) هر یک از ابعاد، بوسیله ابزار پرسشنامه از 328 نفر از مراجعان آزمایشگاه های تشخیص طبی تهران با روش نمونه گیری طبقه ای-تصادفی مورد ارزیابی قرار گرفت.
نتایج : در ارزیابی وضعیت(عملکرد) ابعاد کیفیت، ادراکات مراجعان از کیفیت خدمات و ابعاد آن بالاتر از حد متوسط بوده است و بعد، قابلیت اعتماد با میانگین49/3 بیشتر از سایر ابعاد و بعد همدلی با میانگین73/2 کمتر از سایر ابعاد مطلوب ارزیابی شده اند. در ارزیابی اهمیت(وزن) ابعاد کیفیت، ادراکات مراجعان در بعد اطمینان خاطر با میانگین45/4 بیشتر از سایر ابعاد و در بعد عوامل ملموس با میانگین 98/3کمتر از سایر ابعاد دارای اهمیت می باشند.
نتیجه گیری : نتیجه اینکه مشتریان از ابعاد مختلف کیفیت خدمات درک یکسانی ندارند و اهمیتی یکسان نیز به آن نمی دهند. لذا در برنامه های ارتقاء کیفیت خدمات این تفاوتها را باید در نظر داشت و اولویت ها را بر اساس آنها تعیین نمود . همچنین به نظر می رسد بعد اطمینان خاطر در ادراک کیفیت خدمات بهداشتی درمانی از نظر مراجعان از سایر ابعاد کیفیت خدمات اهمیت بیشتری دارد.
فاطمه فلاح مدواری، هاله صدرزاده یگانه، فریدون سیاسی، گیتی ستوده، سید مصطفی حسینی، سید وحید مهدوی راد،
دوره 12، شماره 4 - ( 12-1393 )
چکیده
زمینه و هدف: ناامنی غذایی مشکل عمدهی سلامت عمومی در کشورهای در حال توسعه و توسعه یافته می باشد که زمینه ساز مشکلات تکاملی، روانی، کمبود مواد مغذی و بیماری های مزمن می باشد. مطالعه حاضر با هدف تعیین شیوع ناامنی غذایی و عوامل مرتبط با آن در خانوارهای دارای کودک 5-4 سال تحت پوشش مراکز بهداشتی درمانی شهری و خانه های بهداشت شهرستان مهریز طراحی و اجرا شد.
روش کار: این بررسی در سال1392به صورت مقطعی بر روی500 خانوار دارای کودک 5-4 سال تحت پوشش مراکز بهداشتی درمانی شهری و خانه های بهداشت شهرستان مهریز انجام شد. نمونه ها به روش خوشه ای دو مرحله ای انتخاب شدند. برای تعیین وضعیت امنیت غذایی خانوار پرسشنامهی امنیت غذایی 18 گویه ای USDA استفاده شد. وضعیت اقتصادی و خصوصیات اجتماعی و فرهنگی توسط پرسشنامه اطلاعات عمومی بررسی شد. آزمون مجذور کای، t مستقل و رگرسیون لجستیک چندگانه برای تجزیه و تحلیل داده ها مورد استفاده قرار گرفت.
نتایج: شیوع ناامنی غذایی در خانوارهای مورد بررسی 6/39% بود (ناامنی غذایی بدون گرسنگی 2/23%، ناامنی غذایی با گرسنگی متوسط و شدید به ترتیب15و 4/1%). بین ناامنی غذایی و تحصیلات والدین، جایگاه شغلی والدین، درآمد ماهیانه خانوار و قد مادر ارتباط آماری معکوسی مشاهده شد (008/0= p ). همچنین ناامنی غذایی با سن مادر و بعد خانوار ارتباط مستقیم معنی داری نشان داد (004/0= p ). براساس نتایج رگرسیون لجستیک چند متغیره، سطح تحصیلات و شغل پدر عوامل پیش بینی کننده ناامنی غذایی بودند.
نتیجه گیری: شیوع ناامنی غذایی در جامعه مورد بررسی بالا می باشد. با توجه به نتایج حاصل از این بررسی، ارتقای تحصیلات افراد خانوار، ارتقای شغلی و اقتصادی خانوارها و کنترل تعداد افراد خانواده جهت بهبود وضعیت امنیت غذایی خانوارها ضروری می باشد.
فضه محمدحسنی، علیرضا اسفندیاری نژاد، محمدرضا اسد، افشار جعفری،
دوره 13، شماره 1 - ( 3-1394 )
چکیده
زمینه و هدف : با توجه به ابهامات مرتبط با ارکسین A و چاقی، پژوهش حاضر به منظور تعیین تأثیر هشت هفته تمرین استقامتی و High Intensity Interval Training ( HIIT) بر سطوح پلاسمایی ارکسین A و برخی شاخص های تن سنجی در پسران نوجوان چاق انجام شد.
روش کار: در قالب طرح نیمه تجربی، 35 پسر چاق سالم و غیر فعال (میانگین سنی 69 /0 ± 5/15، صدک BMI مساوی یا بالاتر از 95%، نمایه توده بدن 20/2 ± 72/28 ) به طور تصادفی در سه گروه همگن تمرین استقامتی، HIIT و کنترل جایگزین شدند. گروه تمرین استقامتی، در هشت هفته دویدن(40-25 دقیقه در روز با شدت 85-65 % ضربان قلب ذخیره) و گروه تمرین HIIT در هشت هفته تمرین تناوبی ( 7-4 دوره دویدن 30 ثانیه ای با شدت 95-90 % ضربان قلب ذخیره و دو دقیقه فواصل استراحتی شامل دویدن با شدت ۵5 - 50 % ضربان قلب ذخیره)، سه جلسه در هفته شرکت کردند. سطوح پلاسمایی ارکسین A ، شاخص های تن سنجی و اکسیژن مصرفی بیشینه، قبل و 48 ساعت بعد از آخرین جلسه تمرین اندازه گیری شدند. داده ها بصورت میانگین ± انحراف استاندارد و با استفاده از آزمون تحلیل واریانس برای اندازه گیری های تکرار شونده ، در سطح معنی داری 05/0> p بررسی شد.
نتایج: با وجود روند کاهشی ارکسین A در گروه کنترل و HIIT و روند افزایشی در گروه تمرین استقامتی، در سطوح پلاسمایی ارکسین A گروه های کنترل و تمرین، تفاوت معنی داری مشاهده نگردید (05/0< p ). با این حال، انجام تمرین های استقامتی و HIIT ، ضمن کاهش معنی دار شاخص های تن سنجی مانند درصد چربی به ترتیب (7/9%،7/8% کاهش)، نمایه توده بدن (9/1%، 6/1% کاهش) و نسبت محیط کمر به لگن (9/2%، 7/2% کاهش) ، افزایش معنی دار VO2max ( 9/10%، 7/6% افزایش) را به همراه داشت (05/0> p ).
نتیجه گیری: تمرین استقامتی موثرتر از تمرین HIIT در بهبود ترکیب بدن پسران نوجوان چاق نقش دارد. اگرچه این تغییرات ممکن است با تغییرات ارکسین A همسو نباشد. بنابراین پیشنهاد می شود مشابه این تحقیق با کنترل خواب و تغذیه و تغییرات ناشی از بلوغ در مدت زمان تمرین بیشتری تکرار شود.
هاشم محمدیان، جعفر کردزنگنه، پروانه کیانی، فرزانه شریفات،
دوره 14، شماره 4 - ( 12-1395 )
چکیده
زمینه و هدف: کودکان، آسیب پذیرترین گروهها در جوامع هستند. کودک آزاری پدیده ای پیچیده است. هدف از این مطالعه، تحلیل عامل تأییدی ابزار کودک آزاری در کودکان اهوازی است.
روش کار: این مطالعه توصیفی - تحلیلی است. جامعه آماری پژوهش حاضر، تمامی دانش آموزان 8 -13 ساله شهر اهواز بود که در سال تحصیلی 1395-1394 در مقطع ابتدایی مشغول تحصیل بودند. حجم نمونه آماری بر اساس تعداد سؤال ها تعیین شد. از شاخص های میانگین واریانس استخراج شده و پایایی مرکب برای انجام الگوی معادلات ساختاری در قالب دو رویکرد تحلیل عاملی تاییدی مرتبه اول و دوم استفاده شد.
نتایج: یافته های تحلیل عاملی تأییدی نشان داد الگوی فرم کوتاه سه عاملی سازه کودک آزاری، شامل حیطه های روانشناختی، بدنی و غفلت دارای برازندگی مناسبی بود. همچنین، الگوی تحلیل عامل تاییدی مرتبه اول نسبت به تحلیل عامل تاییدی مرتبه دوم از وضعیت مطلوب تری برخوردار بود.
نتیجه گیری: نتایج نشان داد نسخه اهوازی پرسشنامه کودک آزاری از روان سنجی قابل قبولی برخوردار است.لازم است تفاوت دیدگاه والدین و کودکان در مطالعات آینده مد نظر قرار گیرد.
ابوالفضل فراهانی، معصومه حسینی، راضیه مرادی،
دوره 15، شماره 1 - ( 3-1396 )
چکیده
زمینه و هدف: این پژوهش به منظور شناسایی موانع پیش روی بانوان در انجام فعالیتهای ورزشی استان البرز انجام شده است.
روش کار: این مطالعه از نوع توصیفی و از شاخه تحقیقات میدانی بوده است. جامعه آماری تحقیق را کلیه زنان شاغل استان البرز تشکیل میدهند که به صورت تقریبی 100000 نفر می باشد. نمونه تحقیق بصورت تصادفی و با استفاده از جدول مورگان 384 نفر بدست آمد. ابزار گردآوری اطلاعات، پرسشنامه استانداردی بوده که از طریق 31 گویه 5 ارزشی سنجیده شده و پایایی آن با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ 90% تعیین گردید. عوامل بازدارنده مشارکت ورزشی در شش حوزه: 1) فرهنگی و اجتماعی، 2) اقتصادی، 3) نیروی متخصص، 4) نگرش خانواده، 5) تجهیزات و امکانات، 6) تبلیغات و رسانهها بررسی شد. از طریق نرمافزار SPSS در ابتدا اطلاعات جمعیت شناختی آزمودنیها (سن و رشته تحصیلی) با استفاده از آمار توصیفی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت و در ادامه به منظور اولویت بندی عوامل پرسشنامه و مقایسه اولویتبندی در گروههای سنی مختلف از آزمونهای ناپارامتری فریدمن و کروسکال والیس استفاده شد.
نتایج: زندگی سازمانی با فشارهای روانی، استرس و خستگی ناشی از کار همراه است. اما زنان در سازمانها برای مشارکت در بسیاری از زمینهها به ویژه در برنامه ها و فعالیتهای ورزشی با محدودیتهایی مواجهاند. به عبارت دیگر، عدم تحرک جسمانی دختران و بانوان یعنی محروم شدن بخش مهم جامعه از سلامت و بهداشت جسمانی و روانی، شادابی و کارایی لازم که بیشک لطمههای جبرانناپذیری را برای کل جامعه به دنبال خواهد داشت.
نتیجه گیری: نشان داد که عوامل بازدارندهی اقتصادی و تجهیزات و امکانات جزء مهمترین عوامل بازدارنده مشارکت در فعالیتهای ورزشی زنان شاغل استان البرز میباشد و عامل مربوط به نگرش خانواده در اولویت آخر قرار دارد.
حسن رامشینی، اعظم السادات مقدسی،
دوره 16، شماره 2 - ( 6-1397 )
چکیده
زمینه و هدف: تجمع پروتئینها باعث اختلال در عملکرد سلولی و بیماریهای متعدد از جمله آلزایمر می گردد. درمانهای رایج این بیماریها به دلیل عدم عبور آنها از سد مغزی-عروقی موفقیت آمیز نبوده است. توانایی تاثیر نانو ذرات روی تجمع پروتئینها از این نظر که ممکن است پتانسیل درمانی برای بیماریهای مربوط به تجمع پروتئینها داشته باشند جالب به نظر می رسد. در مطالعه حاضر اثر نانو ذرات نقره روی تجمع آمیلوئیدی لیزوزیم سفیده تخم مرغ مورد بررسی قرار گرفت.
روش کار: پروتئین لیزوزیم به میزان 2 میلی گرم بر میلی لیتر در50 میلی مولار بافر گلایسین، 5/2 pH=، در دمای 57 درجه سانتی گراد و در حال همزدن آرام به آمیلوئید تبدیل شد. اثر نانو ذره نقره روی تجمع آمیلوئیدی لیزوزیم با تکنیکهای مختلفی مورد بررسی قرار گرفت. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از آزمون آماری تی مستقل و با نرم افزار SPSS16 انجام گرفت.
نتایج: انکوباسیون لیزوزیم با نانو ذرات نقره در دامنه غلظتی بین 3 تا 60 میکرو گرم بر میلی لیتر، پروسه تجمع آمیلوئیدی را مهار کرد (5/0>p). بطور جالب توجهی این نانو ذره در غلظت پایین یعنی3 میکروگرم بر میلی لیتر بهترین اثر را داشت. در این غلظت زمان تاخیر طولانی شد و فاز فیبری شدن بطرز چشمگیری کاهش و سمیت تجمعات آمیلوئیدی روی کشت سلولی نیز کاهش یافت.
نتیجه گیری: در مجموع نتایج ما نشان داد که سطوح نانو ذرات نقره مثل یک نانو چاپرون عمل کرده و باعث مهار تشکیل فیبرهای آمیلوئیدی لیزوزیم شده و بنابراین احتمال استفاده دارویی برای درمان بیماری آلزایمر وجود دارد.
جعفر کردزنگنه، هاشم محمدیان،
دوره 17، شماره 1 - ( 3-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: تأخیر در فرزند آوری علاوه بر داشتن مخاطرات بهداشتی برای مادر و کودک ممکن است منجر به بیفرزندی دائمی نیز شود. این مطالعه با هدف روان سنجی نسخه فارسی ابزار نگرش به باروری و فرزند آوری در زنان بدون سابقهی بارداری انجام شد.
روش کار: در این پژوهش 235 نفر از زنان بدون سابقه بارداری مناطق جنوب کشور به شیوه نمونهگیری چندمرحلهای انتخاب و پرسشنامه نگرش به باروری و فرزندآوری در بین آنها اجرا شد. جهت تعیین روایی و پایایی پرسشنامه، از آزمون آلفای کرونباخ و تحلیل عامل اکتشافی از نرمافزار SPSS نسخه 16 استفاده شد.
نتایج: میانگین سنی زنان 1/4 ± 47/24 سال بود. ضریب کلی آلفای کرونباخ معادل 88/0 بود. مقدار آزمون کیزر میر اولکین پرسشنامه 890/0 و مقدار آزمـون کرویـت بارتلـت در سطح معنیدار قرار داشت (001/0 p ≤). در این مطالعه علاوه بر مؤلفههای اصلی ابزار، مؤلفهی موکول کردن به آینده استخراج گردید که درمجموع 63% از واریانس نگرش به باروری و فرزند آوری را تبیین کردند.
نتیجهگیری: نسخه فارسی پرسشنامه نگرش به باروری و فرزند آوری 4 مؤلفهای دارای ویژگیهای روان سنجی قابلقبولی بود. پیشنهاد میشود در مطالعات آتی این ابزار 4 مؤلفهای نگرش به باروری و فرزند آوری مدنظر محققین جهت انجام مداخلات و برنامهریزیهای بهداشتی - جمعیتی در زنان بدون سابقهی بارداری قرار گیرد.
انسیه بابایی، فرشته بخشیان، آرام کریمیان، سید رضا سعادت مهر،
دوره 17، شماره 3 - ( 9-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: با توجه به شکل گیری هویت در دوره نوجوانی و اهمیت این موضوع در این دوره و عوامل بسیاری که در این زمینه نقش مهمی را ایفا می کنند، پژوهش حاضر با هدف تعیین عوامل مرتبط با هویت یابی دانش آموزان دوره متوسطه استان مازندران انجام شد.
روش کار: این مطالعه از نوع مقطعی، توصیفی- تحلیلی می باشد. نمونه پژوهش شامل 394 نفر از دانش آموزان دوره متوسطه استان مازندران بود که با روش خوشه ای نسبتی تصادفی انتخاب شدند. برای جمع آوری دادهها، پرسشنامه حالات هویت بنیون و آدامز (EOM-EIS-2)، پرسشنامه عوامل موثر در هویت یابی و پرسشنامه جمعیت شناختی مورد استفاده قرار گرفت. به منظور تحلیل دادهها از شاخص همبستگی اسپیرمن و رگرسیون خطی استفاده شد.
نتایج: بر اساس یافته های پژوهش، 8/51% از نمونهها دختران و 2/48% پسران بوده اند. نتایج تحلیل رگرسیون نشان می دهد که عوامل مورد بررسی (خانواده، شخصیت، مدرسه، جامعه و فرهنگ و رسانه) توانستند 7/22% از واریانس هویت آشفته، 2/11% از واریانس هویت زود شکل گرفته، 5/10% از واریانس هویت به تعویق افتاده و 2/21% از واریانس هویت پیشرفته را تبیین کنند.
نتیجه گیری: با توجه به نتایج پژوهش، برگزاری دوره های آموزشی برای والدین و دانش آموزان، تجهیز و غنی سازی مدارس و در نظر گرفتن فعالیت های فوق برنامه جهت کمک به هویت یابی آسان دانشآموزان پیشنهاد می گردد.
فاطمه معارفی، عبدالنبی شریفی،
دوره 19، شماره 1 - ( 3-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: این پژوهش با هدف بررسی تأثیر بهزیستی ذهنی بر اشتیاق در کار با نقش متغیر میانجی حمایت سازمانی درک شده در دانشگاه پیام نور استان خوزستان انجام شد.
روش کار: جامعه آماری این پژوهش کاربردی کارکنان دانشگاه پیام نور استان خوزستان میباشند. نمونهگیری این تحقیق به شیوه تصادفی طبقهای انجام شد و حجم نمونه با توجه به فرمول کوکران 228 نفر بود. برای جمعآوری اطلاعات از پرسشنامه استاندارد استفاده شد. نمره گذاری پرسشنامهها بر اساس طیف5 گزینه ای لیکرت و تحلیل دادهها با کمک نرم افزارهایSPSS 21 و Amosانجام شد. روایی پرسشنامهها با تأیید خبرگان و تحلیل عاملی تأییدی تعیین و پایایی سازهها با محاسبه آلفای کرونباخ به دست آمد که در همه موارد بالاتر از 7/0 بود.
نتایج: در این پژوهش تأثیر بهزیستی ذهنی بر اشتیاق در کار و حمایت سازمانی درک شده و نیز تأثیر حمایت سازمانی درک شده بر اشتیاق در کار به ترتیب با ضرائب 76/0 و 48/0 و 23/0 تأیید شدند.
نتیجه گیری: نتایج پژوهش بیانگر تأثیر مثبت و معنادار بهزیستی ذهنی بر اشتیاق در کار و حمایت سازمانی درک شده است همچنین اثر میانجی حمایت سازمانی درک شده تأیید شد.
اکبر بهمنی، الهه ملایی، صبا بابایی،
دوره 19، شماره 3 - ( 12-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: پژوهش حاضر با موضوع بررسی ارتباط استرس شغلی با خستگی احساسی با توجه به نقش میانجی تابآوری به انجام رسیده است.
روش کار: مطالعه حاضر از نظر هدف، جزء تحقیقات کاربردی و از لحاظ روش گردآوری دادهها، توصیفی و از نوع پیمایشی میباشد. در پژوهش حاضر جامعه آماری عبارت است از کلیه کارکنان بیمارستان شهید مدرس شهرستان ساوه که تعداد آنها 360 نفر است و جهت تعیین حجم نمونه با استفاده از جدول کرجسی و مورگان و با روش تصادفی ساده 186 نفر بهعنوان حجم نمونه در نظر گرفته شد. برای گردآوری دادهای میدانی از پرسشنامه استاندارد استفاده شد.
نتایج: تحلیل داده نشان داد استرس شغلی با خستگی احساسی با ضریب (514/0) رابطه مثبت و معناداری دارد، همچنین استرس شغلی روی تابآوری با ضریب (503/0-) و تابآوری روی خستگی احساسی با ضریب (395/0-) رابطه منفی دارد. همچنین یافتهها نشان داد در رابطه بین استرس شغلی و تأثیر آن بر خستگی احساسی، تابآوری نقش میانجی ایفا میکند.
نتیجهگیری: نتایج پژوهش نشان می دهد که استرس شغلی ارتباط مثبت و مستقیم با خستگی احساسی و رابطه معکوس با تاب آوری دارد، تاب آوری نیز رابطه معکوس با استرس شغلی در میان کارکنان دارد
صدیقه رستمی، حمزه اکبری، حسن عبدالله زاده،
دوره 21، شماره 1 - ( 8-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: رفتارهای خودمراقبتی شایعترین پاسخ رفتاری پیشگیریکننده از استرس ناشی از بحران ویروس کرونا در بیماران دیابتی است. لذا پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی آموزش مهارتهای مثبت اندیشی و آموزش فعالسازی رفتاری بر خودمراقبتی و استرس کرونا در بیماران دیابتی انجام گرفت.
روش کار: روش تحقیق در این پژوهش نیمهآزمایشی از نوع پیشآزمون- پسآزمون- پیگیری با گروههای آزمایش و کنترل بود. جامعه آماری شامل تمامی بیماران دیابتی مراجعه کننده به کلینیک دیابت ونوشه شهرستان قائمشهر در سال 1400-1399 بود. از بین آنها تعداد 45 بیمار مبتلا به دیابت بر اساس ملاکهای ورود و خروج و به شیوه نمونهگیری در دسترس گزینش شده و به صورت تصادفی در سه گروه (15 نفری) آموزش مهارتهای مثبتاندیشی، آموزش فعالسازی رفتاری و گروه کنترل گمارده شدند. گروه آزمایشی اول تحت آموزش مهارتهای مثبتاندیشی در 6 جلسه غیرحضوری 60 دقیقهای قرار گرفتند؛ گروه آزمایشی دوم فعالسازی رفتاری را در 8 جلسه غیرحضوری 70 دقیقهای آموزش دیدند؛ و گروه کنترل در فهرست انتظار بودند. ابزار پژوهش شامل مقیاس استرس کرونا (CSS-18) و مقیاس کوتاه فعالیتهای خودمراقبتی دیابت (SDSCA) بود. دادهها با استفاده از روش تحلیل واریانس با اندازهگیری مکرر و آزمون تعقیبی بنفرنی در نرمافزار SPSS22 تجزیه و تحلیل شدند.
نتایج: نتایج نشان داد بین گروههای آزمایش و گروه کنترل تفاوت معنیدار وجود داشت و هر دو مداخله مهارتهای مثبتاندیشی و آموزش فعالسازی رفتاری باعث کاهش استرس کرونا (73/15=F) و افزایش خودمراقبتی (17/16=F) بیماران دیابتی شده و تاثیر این مداخلات درمانی در مرحله پیگیری نیز پایدار بوده است (05/0p<). همچنین، نتایج آزمون تعقیبی بنفرنی حاکی از آن بود که میزان اثربخشی مداخله مهارتهای مثبتاندیشی بر بهبود استرس کرونا (02/9 =IJ) بیشتر از فعالسازی رفتاری بود؛ و میزان اثربخشی مداخله فعالسازی رفتاری بر بهبود خودمراقبتی (93/12 =IJ) بیشتر از مهارتهای مثبتاندیشی بود (05/0p<).
نتیجهگیری: با توجه به یافتههای پژوهش میتوان نتیجه گرفت که مداخلات مهارتهای مثبتاندیشی و آموزش فعالسازی رفتاری میتوانند برای بهبود خودمراقبتی و استرس کرونا در بیماران دیابتی کارآمد باشند، و توصیه میگردد که درمانگران و مشاوران در راستای بهبود خودمراقبتی و استرس کرونا بیماران مبتلا در کنار سایر مداخلات درمانی از این شیوه ها استفاده کنند.