کاربران عمومی فقط به فهرست مقالات منتشر شده دسترسی دارند.
19 نتیجه برای موضوع مقاله:
مرضیه فرنیا، محمد شهبازی، قباد مرادی، سپیده علیزاده، بهمن ابراهیمی، مریم کندی کله،
دوره 11، شماره 1 - ( 5-1392 )
چکیده
زمینه و هدف: احتمالا مهمترین و جدیترین تهدید بهداشت عمومی برای بشر بعد از بیماری طاعون HIV/AIDS بوده است. زندانها با توجه به شرایط خود میتوانند بیماریهای عفونی مثل HIV/AIDS و هپاتیت را در داخل خود گسترش داده و سپس آنرا به جامعه انتقال دهند. راهبرد اصلی برای کنترل HIV/AIDS و هپاتیت در بین معتادان تزریقی اجرای برنامههای کاهش آسیب است. چند سال است که برنامههای کاهش آسیب در زندانهای ایران اجرا میشوند. هدف از این مطالعه ارزشیابی برنامههای کاهش آسیب در زندانهای ایران بر اساس نظرات مدیران و کارکنان و پزشکان زندانها است.
روشکار: 370 نفر از کارکنان زندانهای سراسر کشور طی مطالعهای مقطعی در سال 1388 برای اندازهگیری نظراتشان در زمینه برنامههای کاهش آسیب، شامل درمان نگهدارنده با متادون و توزیع سرنگ و سوزن مورد بررسی قرار گرفتند.
نتایج : 23/95 درصد کارکنان زندان ها نسبت به اجرای برنامهی درمان نگهدارنده با متادون نگرش مثبت داشتند و اجرای آن را در زندانها موفقیت آمیز میدانستند. 35/70 درصد این افراد نسبت به طرح توزیع سرنگ در زندانها نیز نگرش مثبت داشتند. نوع استخدام و سابقهی کار کارکنان بر نگرشی که این افراد نسبت به برنامهی درمان جایگزین با متادون داشتند تاثیر داشت. سن تنها عاملی بود که بر نگرش افراد نسبت به اجرای طرح توزیع سرنگ تاثیرگذار بود.
نتیجهگیری : نگرش و ارزیابی مثبت مدیران، کارکنان و پزشکان زندان ها نسبت به اجرای برنامهی درمان جایگزین با متادون نشان دهنده موافقت زیاد این افراد با برنامههای مذکور است و نشانه موفقیت اجرای این برنامه در زندانهای کشور است. اما موافقت و همراهی کاملی نسبت به برنامه توزیع سرنگ در زندانها وجود ندارد. نکتهای که در برنامه درمان جایگزین با متادون میتواند نگرانی ایجاد کند این است که5/42 درصد از افراد مورد مطالعه عقیده دارند که اجرای برنامهی درمان جایگزین با متادون در زندان ها، اگر کنترل نشود ممکن است که منجر به افزایش اعتیاد گردد.
محسن شمس، هادی نیستانی، حسن ابراهیمی پور، حبیب ا... اسماعیلی، علی وفایی نجار، ملیحه نصرتی،
دوره 12، شماره 1 - ( 2-1393 )
چکیده
زمینه و هدف: نقش ماموگرافی در تشخیص زودهنگام سرطان پستان در زنان شناخته شده و یکی از اقدامات مهم بخش سلامت ، ترغیب زنان به انجام دوره ای آن است. اقدمات آموزشی و اطلاع رسانی که تاکنون در این زمینه انجام شده ولی کمتر به موضوع به صرفه کردن انجام این آزمایش غربالگری توجه شده است. هدف این مطالعه بررسی تاثیر یک مداخله مبتنی بر الگوی بازاریابی اجتماعی برای ترغیب زنان روستایی شهرستان بجنورد به انجام ماموگرافی است.
روش کار: در این مطالعه نیمه تجربی ، دو روستای تابع شهرستان بجنورد که از نظر ویژگی های جمعیتی شبیه به هم بودند ، مشخص و به صورت تصادفی روستاهای مداخله و مقایسه نام گرفتند. کلیه زنان بالای 35 سال ساکن این دو روستا که بالغ بر 343 نفر بودند (151 نفر در گروه مداخله و 192 نفر در گروه مقایسه) شناسایی شدند. برای دستیابی به ایده اولیه مداخله و شناسایی دیدگاه ها و نظرات زنان گروه هدف درباره ماموگرافی ، پژوهش تکوینی شامل یک پیمایش کمی (با تکمیل پرسشنامه سنجش نگرش زنان بر اساس الگوی باور سلامت) و یک مطالعه کیفی (با برگزاری چهار جلسه بحث گروهی متمرکز) انجام شد. براساس نتایج پژوهش تکوینی، مداخله رفتاری با تکیه بر کاهش موانع اصلی مورد نظر مشارکت کنندگان طراحی شد و به مدت چهار هفته در گروه مداخله به اجرا درآمد . در پایان هفته اول پس از پایان مداخله ، تعداد موارد ماموگرافی زنان دو روستا مشخص و مقایسه شد .
نتایج: پیمایش کمی نشان داد که از بین سازه های الگوی باور سلامت ، میانگین امتیازات کسب شده از سؤالات وقت گیربودن ، هزینه بالا (از بین موانع درک شده) ؛ و نیز به یاد نداشتن انجام ماموگرافی ، و نگرانی از در معرض اشعه قرار گرفتن ، پایین تر از سایر موارد بود . در مطالعه کیفی نیز ، زنان بالا بودن هزینه انجام ماموگرافی و وقت گیر بودن ماموگرافی را از جمله عوامل اصلی در عدم استقبال از این آزمایش بیان کردند . پس از اجرای برنامه ، 1/48 درصد زنان واجد شرایط در گروه مداخله ، برای انجام ماموگرافی اقدام کردند در حالی که تغییری در تعداد موارد ماموگرافی در گروه مقایسه مشاهده نشد .
نتیجه گیری: مداخلات آموزشی برای ترغیب زنان به انجام ماموگرافی کافی نیست و باید به موانع و نگرانی های ذهنی افراد نیز توجه کرد . یکی از راهکارهای اثربخش برای ترویج ایده ، رفتار یا خدمات ، شناسایی دیدگاه ها و نظرات گروه هدف و طراحی مداخلات مخاطب محور بر مبنای این دیدگاه هاست . به این ترتیب، پذیرش ایده یا رفتار مقرون به صرفه خواهد بود و استقبال از آن افزایش خواهد یافت.
قباد مرادی، مینو محرز، محمد مهدی گویا، معصومه دژمان، سید احمد سید علی نقی، سحر خوش روش، حسین ملک افضلی،
دوره 12، شماره 2 - ( 7-1393 )
چکیده
زمینه و هدف : هدف مطالعه ی حاضر، بررسی دیدگاه سیاست گذاران و افراد کلیدی در خصوص سیاست های مبارزه با ایدز در کشور بود. روش کار: در این مطالعه ی کیفی از روش نمونه گیری هدفمند استفاده گردید. جمع آوری داده ها ازطریق مصاحبه فردی و اخذ دیدگاه سیاست گذاران و افراد کلیدی در زمینه ی ایدز صورت گرفت. برای تحلیل داده ها از روش تحلیل چارچوبی استفاده شد.
نتایج: نتایج این مطالعه در سه دسته کلی شامل نقاط قوت و ضعف در سیاست گذاری و سیاست های موجود در ایران، نقاط قوت و ضعف اجرای سیاست ها و عملکرد سازمان ها، و پیشنهادات در خصوص بهبود طراحی و اجرا و اعمال سیاست های جدید مبارزه با ایدز جمع بندی و ارائه شد. این مطالعه نشان داد در سیاست گذاری ها، اجرای سیاست های موجود، عملکرد سازمان ها و طراحی سیاست های جدید در زمینه ی مبارزه با بیماری ایدز، علاوه بر نقاط قوت، نقاط ضعف چشمگیری نیز وجود دارد.
نتیجه گیری: جهت دستیابی به اهداف توسعه ی هزاره ( MDGS ) در زمینه ی مبارزه با ایدز در کشور ایران لازم است سیاست ها و اقدامات مطلوب تری در دستور کار دولت و سیاست گذاران حوزه ی سلامت کشور و دست اندرکاران مبارزه با ایدز قرار گیرد.
معصومه دژمان، مروئه وامقی، فاطمه دژمان، پیام روشنفکر، حسن رفیعی، آمنه ستاره فروزان، مجید رضازاده، پریسا فاضلی،
دوره 12، شماره 3 - ( 10-1393 )
چکیده
زمینه و هدف: کودکانی که در خیابان کار و زندگی می کنند از جمله گروه های در معرض خطر ابتلا به ایدز در سراسر جهان هستند. جمعیت قابل توجه کودکان خیابانی و ضعف برنامه های موجود برای این گروه از تهدیدهای وضعیت ایدز در ایران به شمار می رود . در این مقاله وضعیت مصرف مواد در کودکان خیابانی بررسی شده است.
روش کار: این مقاله بخشی از پژوهشی گسترده تر از نوع ارزیابی سریع و پاسخ ( RAR ) در خصوص کودکان خیابانی می باشد که طی سال 92- 1391در شهر تهران انجام گرفت. داده های پژوهش با استفاده از پرسشنامه و به شیوه پرسشگری از 289 کودک خیابانی که به روش نمونه گیری مبتنی بر زمان و مکان انتخاب شدند جمع آوری شده است.
نتایج: نتایج این مطالعه نشان داد که از مجموع کودکان خیابانی 6/25% سابقه مصرف سیگار و/یا مواد مخدر و/یا الکل داشته اند. بیشتر این مصرف کنندگان پسر و در رده سنی 18-15 سال بوده اند. شیوع مصرف سیگار و/ یا قلیان در شش ماه قبل از مطالعه در کل کودکان 1/12%، الکل و یا مشروب11%، مصرف مواد مخدر 9/6% بوده است. طبق یافته های این مطالعه مصرف الکل و مواد مخدر رابطه معناداری با سن، نوع کار و سابقه ترک خانه دارد. بیشترین فراوانی دلیل مصرف مواد در کودکان مربوط به کنجکاوی (6/56%) و در مراتب بعدی لذت (6/39%)، تفریح (8/35%) بوده است.
نتیجه گیری: با توجه به بالا بودن معنی داری رابطه مصرف مواد مخدر با مصرف سیگار، الکل، جنسیت، سن، و ترک خانه توصیه
میشود برنامههای پیشگیری از مصرف مواد، از سنین پایین تر برای همه کودکان با تاکید بیشتری در مورد پسران آغاز گردد. همچنین مداخلات خانواده ها از نوع نارانان (برای مصرف مواد) و الانان (برای مصرف الکل) و تلاش برای بهبود شرایط زندگی کودکان به منظور پیشگیری از ترک خانه راهبرد اصلی برای کاهش مصرف مواد خواهد بود.
آرزو فلاحی، اسمعیل قهرمانی، پرستو فلاحی، یدالله زارع زاده،
دوره 13، شماره 4 - ( 12-1394 )
چکیده
زمینه و هدف: دانشجویان بهداشت عمومی جهت موفقیت در تحصیل و ارائه خدمت به افراد جامعه نیاز مبرم به آموزش معنویات و کسب مهارتهای مرتبط با آن دارند. مطالعه حاضر با هدف شناسایی نیازهای معنوی و مهارتهای مرتبط با آن در دانشجویان رشته بهداشت عمومی دانشگاه علوم پزشکی کردستان انجام گرفت.
روش کار: این بررسی کیفی با استفاده از رویکرد آنالیز محتوا در سال 1393 انجام شد. از طریق نمونه گیری هدفمند دیدگاهها و نیازهای 15 دانشجوی رشته بهداشت عمومی دانشگاه علوم پزشکی کردستان بررسی شدند. معیارهای ورود شامل تمایل جهت شرکت در مطالعه، دانشجوی رشته بهداشت عمومی و توانایی صحبت کردن به شیوه روان و سلیس بود. داده ها از طریق مصاحبهی فردی و گروهی عمیق نیمه ساختار، مشاهده و یاداشت برداری و بحث گروهی جمع آوری شدند. مصاحبه ها ضبط و تایپ شده و داده ها به روش آنالیز محتوا تجزیه و تحلیل گردید. معیارهای اعتبار، ثبات، تأیید و انتقال جهت صحت و استحکام داده استفاده شد.
نتایج: از تجزیه و تحلیل داده ها 4 طبقه ی "تعامل فرد با وجود متعالی"، " تعامل فرد با محیط پیرامونش"، " تقویت ویژگی های فردی" و "بهبود تحصیلی" استخراج شد.
نتیجه گیری: نتایج مطالعه نشان داد که دانشجویان نیاز مبرمی به کسب مهارتهای معنوی و مهارتهای زندگی دارند. کسب این مهارتها فردی نبوده بلکه چند عاملی و مرتبط به سازمانهای آموزش و پرورش، وزارت خانه ها، دانشگاه ها و خانواده ها می باشد.
زهرا حسین خانی، مریم صباغیان، ارسلان فولادوند، نرگس شمس گیلانی، زهرا فتاحی، مرتضی مطهری فرد،
دوره 14، شماره 1 - ( 3-1395 )
چکیده
زمینه و هدف: کیفیت زندگی بهورزان به علت ارتباط شغلی ایشان با مردم در ارایه خدمات بهداشتی از اهمیت خاصی برخوردار است. هدف از این مطالعه تعیین کیفیت زندگی بهورزان می باشد.
روش کار: در مطالعه مقطعی حاضر تعداد 406 نفر از بهورزان زن و مرد شاغل در خانه های بهداشت استان قزوین مشارکت داشتند. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه کیفیت زندگی سازمان جهانی بهداشت (WHOQOL-BREF) بود که در جلسات بازآموزی ماهیانه بهورزان به صورت خود ایفا تکمیل شد. تحلیل داده ها با استفاده از آزمون های آماری در نرم افزار SPSS 17 انجام شد.
نتایج: میانگین و انحراف معیار سنی شرکت کنندگان 3/6 ± 4/35 سال بود. میانگین امتیازات کیفیت زندگی در دامنه های سلامت جسمانی، روانی، اجتماعی و محیطی به ترتیب 81/50 ،53 ،96/53 ،7/35 درصد بدست آمد. در هر چهار حیطه، امتیاز کیفیت زندگی بهورزان با تحصیلات بالاتر به طور معنی داری بیشتر از سایرین بود (001/0>p). وضعیت تأهل بجز در حیطه سلامت محیط (16/0=p) در سایر حیطه ها با کیفیت زندگی رابطه معنی داری نشان داد (001/0> p).
نتیجه گیری: نتایج مطالعه حاضر نشان داد کیفیت زندگی بهورزان در حد متوسط است، لذا با توجه به اهمیت شغل ایشان در خدمت رسانی به مردم محروم و نیازمند جامعه توجه به این مساله ضروری می باشد.
حسین ملک افضلی، پیام روشنفکر،
دوره 14، شماره 2 - ( 6-1395 )
چکیده
زمینه و هدف: مشارکت اجتماع و والدین در طرح های تکامل همه جانبه کودکی (ECD) مورد تاکید قرار گرفته است. این مقاله به درس آموخته های طرح مزدک برای درگیر کردن اجتماع در برنامه ی پایش و ارتقاء تکامل کودکان می پردازد.
روش کار: پژوهش مشارکتی مبتنی برجامعه (CBPR) از نوع تحقیقات نظام سلامت(HSR) است. خانوارهای ساکن در غرب محله ایوانک جامعه هدف طرح بوده و300 نفر از کودکان تحت پوشش قرار گرفته اند. کلیه مراحل طرح با مشارکت گروهی10 نفره از خانمهای داوطلب محلی (رضاکاران) که هریک 30 نفر تحت پوشش دارند، انجام شد. پس از 9 ماه از اجرای طرح طی دو بحث گروهی متمرکز (FGD) و یک ارزیابی تلفنی با 50 نفر از والدین موانع و چالشهای مشارکت مردم بررسی شد.
نتایج: سه سطح درگیر کردن مشارکت اجتماع محلی در این طرح صورت گرفته است: 1) ادغام و پیوند دادن خدمات و برنامه های موجود در سازمانهای اجتماع 2) ایجاد سازماندهی واسطی از مردم برای تسهیل درگیرکردن اعضای جامعه (رضاکاران) 3) درگیر کردن خود والدین در فرایند پایش و ارتقاء تکامل کودکان. موانع مشارکت فعالانه تر والدین عبارتند از: اشتغال مادران؛ تعدد فرزندان؛ ممانعت پدر یا دیگر اعضای خانواده؛ تعطیلات و بدی هوا؛ زیاد بودن افراد تحت پوشش هر رضاکار و عدم امکان شناخت و ارتباط عمیقتر با مادران؛ نامنظم بودن پیگیری، و اختلافات سنی و تحصیلی داوطلبان با افراد تحت پوشش؛ تعویض و ناپایداری رضاکاران.
نتیجه گیری: اعتمادسازی، جلب مشارکت و توانمندسازی مردم و سازمانهای دولتی/غیردولتی از مهمترین چالشهای اینگونه اقدامات است. این تجربه نشان میدهد میتوان از طریق انتخاب برنامه مورد علاقه و اولویت مردم و استفاده از ابزاری که بکارگیری آن برای آنها ساده و دلپذیر است (آلبوم تکامل)، استفاده از تکنولوژی های روز برای تسهیل ارتباطات و انتخاب داوطلبین سازگار با شرایط اجتماعی مردم و نهایتا ارتقاء انگیزه داوطلبان برای پایداری فعالیتها شانس موفقیت را افزایش داد.
افسانه بهروزپور، محسن شمس، معصومه موسوی، رحیم استوار، مصطفی ملکی،
دوره 14، شماره 3 - ( 9-1395 )
چکیده
زمینه و هدف: خوددرمانی، به عنوان یک رفتار مخاطره آمیز سلامت شایع در ایران، باعث هزینههای مادی و غیرمادی زیادی برای ایرانیان میشود. این مطالعه با هدف تعیین وضعیت خود درمانی در زنان ساکن شهر یاسوج و عوامل مؤثر بر آن انجام شد.
روش کار: این مطالعه مقطعی بر روی ۱۹۲ نفر از زنان تحت پوشش مراکز بهداشتی درمانی شهری شهر یاسوج انجام شد و شرکت کنندگان با روش نمونه گیری تصادفی ساده از بین پروندههای تحت پوشش هر مرکز انتخاب شدند. برای گردآوری اطلاعات از پرسشنامه استاندارد سازه های الگوی باورسلامت استفاده شد. داده ها با استفاده از نرم افزار آماریSPSS 16 تجزیه و تحلیل شدند.
نتایج: شایع ترین بیماری برای خود درمانی سرماخوردگی گزارش شد. داروهای سرماخوردگی از گروه داروهای بدون نیاز به نسخه پزشک و داروهای آنتی بیوتیک از گروه داروهای نیازمند نسخه پزشک، بیشترین مصرف جهت خود درمانی را داشتند. نتایج بررسی سازههای الگوی باور سلامت نشان داد که سازه حساسیت درک شده با میانگین امتیاز 46/3 ± 63/17 اصلی ترین سازه مرتبط با خود درمانی در زنان بود.
نتیجه گیری: بعد از مشخص شدن علل خود درمانی و ارتباط آن با سازههای الگوی باور سلامت، طراحی و اجرای برنامههای آموزشی به منظور افزایش درک خطر مصرف خودسرانه دارو در بین اقشار مختلف جامعه به خصوص زنان ضروری به نظرمیرسد.
بهجت مرزبانی، پروانه تیموری، بیژن نوری،
دوره 15، شماره 1 - ( 3-1396 )
چکیده
زمینه و هدف: بروز سرطان پستان در زنان طی دهههای آتی در کشورما به شدت در حال افزایش است. هدف از این مطالعه تعیین عوامل خطر سرطان پستان در زنان زیر 50 سال در طی سالهای 1392 تا 1394 در کرمانشاه میباشد.
روش کار: این مطالعه مورد- شاهدی در بیمارستان امام رضا و مطب خصوصی پزشکان فوق تخصص آنکولوژی کرمانشاه (سه مطب) و با شرکت 202 بیمار مبتلا به سرطان پستان و 398 خانم غیرمبتلا به این بیماری انجام شد. گروه مورد از طریق بخشهای آنکولوژی، پرتودرمانی، شیمیدرمانی بیمارستان امام رضا و گروه شاهد از بین مراجعین سرپایی در درمانگاههای تخصصی و فوق تخصصی(سونوگرافی، درمانگاه سرپایی چشم و زنان، ENT و نازایی) همین مرکز و مطبها انتخاب شدند. گروهها از نظر متغیر سن همسانسازی شدند. جمعآوری دادهها با استفاده از پرسشنامه استاندارد گیل و از طریق مصاحبهحضوری و اطلاعات موجود در پرونده بیماران انجام گرفت. تجزیه و تحلیل دادهها با استفاده از نرمافزار Stataنسخه 12 و با بکارگیری نسبتشانس و حدود اطمینان 95% و نیز مدل رگرسیونلجستیک شرطی انجام گرفت.
نتایج: متغیرهای سابقه فامیلی سرطان پستان در بستگان درجهدو، سن اولین زایمان 18 تا 35 سالگی و سابقه توده خوشخیم در پستان به عنوان عوامل خطر مهم برای ابتلای به سرطان پستان در زنان زیر 50 سال شناخته شدند.
نتیجه گیری: لزوم انجام مطالعات مشابه با درنظرگرفتن سایر عوامل خطر تاثیرگذار بر سرطان پستان همچنین آموزش در مورد خودآزمایی پستان و اهمیت انجام معاینات دورهای در زنان توصیه میگردد.
مصطفی ملکی، علی موسوی زاده، سعادت پرهیزکار، محسن شمس،
دوره 15، شماره 2 - ( 6-1396 )
چکیده
زمینه و هدف: 48% از زایمان ها در ایران به روش سزارین انجام می شود که بسیار بالاتر از مقدار توصیه شده سازمان بهداشت جهانی است. این مطالعه با هدف بررسی تاثیر مداخله مبتنی بر الگوی بازاریابی اجتماعی در کاهش قصد سزارین زنان باردار شکم اول انجام شد.
روش کار: مطالعه حاضر از نوع کارآزمایی در عرصه بود که گروه هدف آن 39 نفر از زنان باردار شکم اولی بود که قصد سزارین داشتند و در شروع مطالعه در ماه حاملگی سوم و چهارم بودند. برای دستیابی به اجزای آمیزه بازاریابی اجتماعی پژوهش تکوینی انجام شد. بر اساس نتایج حاصل از آن مداخله طراحی و در زنان گروه هدف پیش آزمون و اصلاحات لازم انجام شد. مداخله به مدت یک ماه اجرا شد و اثربخشی آن حداقل یک ماه بعد بر اساس آزمون نسبت یک دامنه ارزیابی شد.
نتایج: میانگین سنی زنان باردار 82/25 سال بود. 5/38% از زنان مورد مطالعه دارای تحصیلات دیپلم و پایین تر و 5/61% دارای تحصیلات دانشگاهی بودند. یک ماه بعد از اجرای مداخله قصد 30 نفر از زنان باردار به طور معنی دار تغییر کرد (01/0p=).
نتیجه گیری: الگوی مخاطب محور بازاریابی اجتماعی یک چارچوب علمی و اثربخش را در طراحی، اجرا و ارزشیابی مداخلات کاهش قصد سزارین فراهم می کند.
معصومه مجدپور، محسن شمس، سعادت پرهیزکار، علی موسوی زاده، زهرا رحیمی،
دوره 15، شماره 3 - ( 9-1396 )
چکیده
زمینه و هدف: آموزش مسایل جنسی یکی از نیازهای آموزشی نوجوانان است و مادران می توانند نقش کلیدی در آموزش این مسایل به دختران خود داشته باشند. این مطالعه با هدف طراحی، اجرا و ارزیابی یک برنامه مهارت آموزی برای مادران با هدف آموزش مسایل جنسی به دختران نوجوان خود در شهر ماهشهر انجام شده است.
روشکار: این کارآزمایی میدانی از شهریور تا اسفند 1393 بر روی 140 نفر مادر دارای دختر نوجوان 12 تا 18 ساله انجام شد. برای جمع آوری دادههای مورد نیاز از دو پرسشنامه محقق ساخته روا و پایا شده استفاده شد. پرسشنامه اول با پرسش از دختران نوجوان مهارت های ارتباطی مادران را می سنجید و پرسشنامه دوم با پرسش از مادران سطح آگاهی و نگرش آنان درباره مسایل جنسی و مهارت های ارتباطی آنها را ارزیابی می کرد. براساس نتایج حاصل از تحلیل داده ها، مداخله آموزشی برای مادران به صورت سه جلسه آموزش حضوری طراحی و اجرا شد و داده های قبل و سه ماه بعد از مداخله با هم مقایسه گردید.
نتایج: مقایسه قبل و سه ماه بعد از مداخله نشان داد که تفاوت معناداری در میانگین امتیازات آگاهی و (01/0>p) و نگرش (01/0>p) مادران ایجاد شد ولی مهارتهای ارتباطی تفاوت معناداری نداشت (37/0=p).
نتیجه گیری: نتایج نشان داد که مداخله آموزشی طراحی شده بر بهبود آگاهی و نگرش موثر بود، ولی ارتقاء مهارت های ارتباطی به عنوان عامل مهم در مهارت آموزی مادران برای آموزش مسایل جنسی به دختران خود، نیاز به جلسات آموزشی پیوسته، منظم و همراه با تجربه و تمرین دارد.
لیلا الله قلی، اعظم رحمانی، رضا قانعی قشلاق، آرزو فلاحی، معصومه هاشمیان، حامد فلاحی، بابک نعمت شهربابکی،
دوره 17، شماره 3 - ( 9-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: فرسودگی شغلی در بین آموزش دهندگان سلامت رو به افزایش بوده و پیامدهای ناگوار جسمی، روانی و اجتماعی را به همراه دارد. هدف از مطالعه حاضر تبیین علل فرسودگی شغلی از دیدگاه آموزش دهندگان سلامت و شناسایی نیازهای آنان برای کاهش آن بود.
روش کار: این مطالعه کیفی در پایگاههای خدمات جامع سلامت شهر سنندج در غرب ایران در سال 1396 انجام گرفت. با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند 15 آموزش دهنده سلامت وارد مطالعه شدند. داده ها از طریق مصاحبه های فردی و بحث گروهی نیمه ساختار یافته، مشاهده و یاداشت در عرصه جمع آوری و با استفاده از رویکرد تحلیل محتوای قرار دادی تجزیه و تحلیل گردید. جهت حمایت از صحت و استحکام دادهها، معیار مقبولیت، تأیید پذیری و انتقال پذیری لحاظ شد.
نتایج: دلایل فرسودگی شغلی در 5 طبقه شامل "مسائل مربوط به پایگاههای خدمات جامع سلامت"، "چالشهای فردی کارمندان"، "ضعف مدیریتی"، "چالشهای سیستم اجرایی" و "مسائل مربوط به مراجعه کنندهگان" قرار گرفت. مشارکت کنندگان جهت کاهش فرسودگی شغلی به تقویت مهارتهای فردی، ارزشیابی اثربخش و حمایتهای مدیریتی، فراهم نمودن امکانات تفریحی و رفاهی، کاهش فشار شغلی و تقویت روابط درون بخشی و برون بخشی تأکید داشتند.
نتیجه گیری: نتایج مطالعه نشان داد که عوامل متعددی در ایجاد فرسودگی شغلی آموزش دهندگان سلامت نقش دارند. بهبود در شیوه مدیریت و قوانین و امکانات رفاهی نه تنها سبب کاهش فرسودگی شغلی می گردد بلکه موجب افزایش کارایی برنامه های آموزش سلامت خواهد شد.
لیلا دهقانکار، مرضیه حاجی کریم بابا، رحمن پناهی،
دوره 17، شماره 3 - ( 9-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: نظر به نقش محوری سواد سلامت در تعیین نابرابریهای سلامتی و رشد قابل ملاحظه جمعیت دانشجویی، این مطالعه با هدف تعیین سواد سلامت و عوامل مرتبط با آن در دانشجویان انجام گردید.
روش کار: پژوهش حاضر مقطعی، توصیفی- تحلیلی میباشد. 375 نفر از دانشجویان دختر دانشگاه بینالمللی امام خمینی شهر قزوین در سال تحصیلی 1398 به روش نمونهگیری تصادفی طبقهای وارد مطالعه شدند. ابزار گردآوری اطلاعات، پرسشنامه مشخصات دموگرافیک و زمینهای و پرسشنامه سنجش سواد سلامت بزرگسالان ایرانی بود. پس از گردآوری، دادهها وارد نرمافزارSPSS 23 شدند و با استفاده از آزمونهای توصیفی و رگرسیون لجستیک، مورد آنالیز قرار گرفتند.
نتایج: نتایج نشان داد 17 نفر (5/4%) سواد سلامت ناکافی، 112 نفر (9/29%) سواد سلامت نهچندان کافی، 188 نفر (1/50%) سواد سلامت کافی و 58 نفر (5/15%) سواد سلامت عالی داشتند. همچنین میانگین (انحراف معیار) نمره سواد سلامت (49/12) 80/70 بود. نتایج آزمون رگرسیون لجستیک نشان داد سواد سلامت با انجام فعالیت جسمانی رابطه معنیدار داشت (039/0=p) بهطوری که شانس داشتن سواد سلامت مطلوب در دانشجویان دارای فعالیت جسمانی در بیشتر روزها، 097/2 برابر دانشجویان دارای فعالیت جسمانی بهصورت هر روزه بود. همچنین سواد سلامت با اشتغال رابطه معنیدار داشت (042/0=p)، بهطوری که شانس داشتن سواد سلامت مطلوب در دانشجویان دارای اشتغال، 534/0 برابر دانشجویان بدون اشتغال بود.
نتیجهگیری: نظر به پایینبودن سواد سلامت در بین دانشجویان با فعالیت جسمانی کمتر و دارای اشتغال، پیشنهاد میشود در طراحی برنامههای آموزشی جهت ارتقای سواد سلامت دانشجویان، به دانشجویان فوق توجه بیشتری مبذول گردد.
رحمن پناهی، لیلا دهقانکار، محیا شفایی، علی رزاق پور،
دوره 17، شماره 4 - ( 12-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: سواد سلامت با بالابردن فهم، درک و ارزیابی مزایای رفتارهای تشخیصی و پیشگیرانه میتواند یکی از مهمترین عوامل تاثیرگذار در اتخاذ رفتارهای پیشگیریکننده از پوکی استخوان باشد. این مطالعه با هدف تعیین مهارتهای مؤثر سواد سلامت در پیشگویی اتخاد رفتارهای پیشگیریکننده از پوکی استخوان در دانشآموزان انجام گردید.
روش کار: پژوهش حاضر از نوع توصیفی- مقطعی است. تعداد 375 نفر از دانشآموزان دبیرستانهای دخترانه شهر قزوین بهروش نمونهگیری چندمرحلهای انتخاب شدند. دادهها با استفاده از پرسشنامه استاندارد سواد سلامت نوجوانان و پرسشنامه سنجش رفتارهای پیشگیریکننده از پوکی استخوان گردآوری و با استفاده از نرم افزار23 SPSS و با بهکارگیری آمارهای توصیفی و ضریب همبستگی اسپیرمن و آزمون رگرسیون چندگانه، تحلیل شدند.
نتایج: در میان ابعاد هشتگانه سواد سلامت، بیشترین میانگین نمره به دو بعد درک و ارتباط و کمترین میانگین نمره به دو بعد استفاده از اطلاعات سلامت و محاسبه، اختصاص داشت. میانگین و انحراف معیار نمره کلی سواد سلامت و اتخاذ رفتارهای پیشگیریکننده از پوکی استخوان به ترتیب 58/12±84/70 از 100 و 60/5± 43/22 از 36 بود. آزمون رگرسیون چندگانه نشان داد که ابعاد سواد سلامت، 4/38% از تغییرات اتخاذ رفتار پیشگیریکننده از پوکی استخوان را پیشگویی کردند (384/0=R2). از میان ابعاد مورد بررسی، فقط بعد استفاده از اطلاعات سلامت (001/0=p ،044/0=β) بهطور معنیدار پیشگوییکننده اتخاذ رفتار بود.
نتیجهگیری: نظر به نتایج مطالعه لازم است در طراحی برنامههای آموزشی جهت پیشگیری از پوکی استخوان، به نقش سواد سلامت بهطور کلی و خصوصا تاثیر بعد استفاده از اطلاعات سلامت در میان نوجوانان توجه ویژهای مبذول گردد.
احمد مهری، علی اکبر حسن پور، اکرم رباط جزی، مهرالسادات مهدی زاده،
دوره 19، شماره 2 - ( 6-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: سرمایه اجتماعی از مولفه های اجتماعی تاثیرگذار بر پیامدهای سلامتی است که به عنوان یکی از عوامل مهم نابرابریهای سلامت در میان جوامع مطرح است و از نگرانیهای عمده نظام سلامت در حاشیه شهرهاست. هدف این مطالعه تعیین سرمایه اجتماعی و ارتباط آن با عوامل جمعیت شناختی و وضعیت سلامت درک شده در ساکنین حاشیه شهر مشهد در سال 99 بود.
روش کار: این مطالعه توصیفی تحلیلی با شرکت 300 نفر از ساکنین حاشیه شهر مشهد انجام شد که با روش نمونه گیری خوشه ای انتخاب شدند. ابزار جمع آوری داده ها؛ سوالات دموگرافیک، وضعیت سلامت درک شده، و پرسشنامه سرمایه اجتماعی اونیکس و بولن بود. تجزیه و تحلیل دادهها با استفاده از آزمون های آماری تی مستقل، ضریب همبستگی پیرسون، تحلیل واریانس یک طرفه و رگرسیون خطی چندگانه با استفاده از نرم افزار SPSS 24 انجام شد.
نتایج: میانگین سن افراد 11± 6/34 سال و نمره سرمایه اجتماعی شرکت کنندگان 52/10± 63/53 بود. در بین حیطههای هشت گانه سرمایه اجتماعی، به ترتیب ارزش زندگی 7/17± 91/57 و مشارکت در جامعه محلی 28/15±28/44 بیشترین و کمترین میانگین نمره را کسب کردند. نتایج نشان داد جنسیت، تحصیلات و وضعیت سلامت درک شده، 23% از تغییرات سرمایه اجتماعی کل را پیش بینی میکنند (001/0>p).
نتیجه گیری: در این مطالعه سطح سرمایه اجتماعی شرکت کنندگان مطالعه پایین بود و عوامل جمعیت شناختی و وضعیت سلامت با سرمایه اجتماعی ارتباط داشتند. ضروری است سیاستگذاران و برنامه ریزان سلامت به نقش این عوامل نوجه داشته باشند و مداخلات جامعه محور طراحی و اجرا کنند.
محمد مرادی جو، علی اکبری ساری، مریم سیدنژاد، سید منصور رایگانی، علیرضا اولیایی منش،
دوره 20، شماره 3 - ( 9-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: راهنماهای طبابت بالینی حاوی توصیههایی برای بهینهسازی مراقبت از بیمار هستند که با مرور نظاممند شواهد و ارزیابی مزایا و معایب گزینههای جایگزین انجام میگیرند. راهنماها نقش مهمی در بهبود کیفیت خدمات، کاهش تنوع روشهای درمانی، کاهش خطاهای پزشکی، مدیریت هزینههای سلامت و افزایش ایمنی بیمار دارند. این مطالعه با هدف تحلیل تصمیمها، پیامدها و روندهای سیاستی بکارگیری راهنماهای طبابت بالینی در ایران طی سالهای 1380 الی 1400 انجام گرفت.
روش کار: این پژوهش از نوع تحلیل سیاستگذاری سلامت بوده که با استفاده از رویکرد تحلیل از فرایند سیاست (Analysis of the policy process) انجام گرفت. برای جمع آوری داده ها از روش بررسی اسناد سیاستی (تعداد=79) و مصاحبه کیفی (تعداد=27) استفاده گردید. تحلیل اسناد سیاستی به روش تحلیل محتوا و با استفاده از نرم افزار Excel انجام گرفت. تحلیل مصاحبه ها به روش تحلیل چارچوبی و با استفاده از نرمافزار MAXQDA10 انجام گرفت.
نتایج: سیاست بکارگیری راهنماهای طبابت بالینی در ایران از سال 1380 شروع و طی دو دهه گذشته تکامل یافته است. طی سالهای 1395 الی 1400 تعداد 836 راهنمای طبابت بالینی (محصولات دانشی) ابلاغ شده است، اما به گفته مشارکت کنندگان بسیاری از این راهنماهای کیفیت لازم را نداشتهاند و مورد استفاده پزشکان قرار نگرفتهاند. یافته های مطالعه نشان داد که در ایران زمینه مناسبی جهت بکارگیری راهنماهای طبابت بالینی وجود دارد و سیاستهای بکارگیری راهنماهای طبابت بالینی از محتوای مناسبی برخوردار هستند، اما در توسعه (تدوین و بومیسازی) و اجرای راهنماهای طبابت بالینی شکاف عمیقی وجود دارد.
نتیجه گیری: هرچند روند بکارگیری راهنماهای طبابت بالینی در ایران بهبود یافته است، اما اجرای راهنماهای طبابت بالینی در کشور با چالشهایی مواجهه است و به طور کامل اجرا نشدهاند. بنابراین نیاز به اتخاذ روشها و رویکردهای استاندارد و جدید برای بهبود کیفیت و قابلیت اطمینان از راهنماهای بالینی وجود دارد. همچنین حمایت دولت، وزارت بهداشت، جامعه پزشکی، سازمانهای بیمه گر و سایر ذینفعان، همراه با همکاری و تلاش در زمینه سیاستگذاریها ضروری است.
عابدین ایرانپور، نوذر نخعی، علی بهرام نژاد، علی کارآموزیان، طاهره یزدی نژاد،
دوره 22، شماره 2 - ( 6-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: یکی از مهمترین پیش بینی کننده های تمایل و اقدام به سوء مصرف مواد میزان تاب آوری افراد است. این پژوهش با هدف تعیین ارتباط بین تابآوری و سوءمصرف مواد (ATOD) در میان جوانان 18 تا 29 سال شهر کرمان در سال 1401 انجام شده است.
روش کار: این مطالعه مقطعی به روش نمونه گیری چند مرحله ای بر روی 407 نفر از جوانان 18 تا 29 سال شهر کرمان از بهار تا زمستان 1401 انجام شد. در هر منطقه شهرداری شهر کرمان پنج آرایشگاه زنانه و پنج آرایشگاه مردانه و همچنین چهار مرکز درمان نگهدارنده با متادون نیز در همان مناطق انتخاب و از آنها نمونهگیری بهعمل آمد. ابزار های اندازه گیری در این پژوهش، پرسشنامه های فرم کوتاهمقیاس تابآوری RS-14، مقیاس تجارب دوران کودکی ACE-8 ، پرسشنامه سنجش سوء مصرف مواد به انضمام متغیرهای زمینه ای بودند که از طریق مصاحبه حضوری تکمیل شدند.
نتایج: با افزایش سن، جنسیت مرد، سابقه خشونت خانگی و همچنین تحصیلات پایین میزان سوء مصرف مواد و احتمال مراجعه به مراکز درمان نگهدارنده با متادون افزایش مییابد و هرچه میزان تابآوری بالاتر باشد، شانس سوء مصرف مواد و مراجعه به این مراکز جهت درمان کاهش مییابد( 05/0 (p ≤ .
نتیجه گیری: این یافتهها اهمیت ایجاد برنامههای مؤثر بهمنظور افزایش تابآوری برای جوانان را نشان داده که با کاهش خطر سوءمصرف مواد همراه است و از نتایج حاصل از این پژوهش میتوان برای برنامهریزیهای مناسب بهمنظور تنظیم راهکارهای پشتیبانی از سلامت جوانان استفاده کرد.
سید علیرضا احمدی، محسن مومنی، مینا دانایی،
دوره 22، شماره 3 - ( 1-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: سرطان معده به دلیل شیوع و بروز بالا و میزان مرگ و میر قابل توجه در ایران از اهمیت ویژه ای برخوردار است. این مطالعه با هدف ارزیابی وضعیت عوامل خطر رفتاری سرطان معده در بزرگسالان مراجعه کننده به مراکز بهداشتی درمانی شهر کرمان در سال 1402 انجام شد.
روش کار: این مطالعه مقطعی از نوع توصیفی تحلیلی بر 410 نفر از افراد بزرگسال مراجعهکننده به مراکز جامع سلامت شهر کرمان در سال 1402 و با استفاده از روش نمونهگیری سهمیه ای انجام شد. در این مطالعه جهت جمع آوری اطلاعات از پرسشنامه ای شامل اطلاعات جمعیت شناختی و عوامل خطر رفتاری مرتبط با سرطان معده استفاده گردید. همچنین جهت تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون های تی مستقل، آنالیز واریانس تک متغیره و آزمون همبستگی پیرسون استفاده گردید. سطح معنی داری کمتر از 05/0 درنظر گرفته شد.
نتایج: میانگین نمره کل عوامل خطر رفتاری ابتلا به سرطان معده 54/49 بود. میانگین نمره کل با افزایش سن، کاهش (007/0>p) و با افزایش نمایه توده بدنی افزایش (006/0>p) پیدا کرد. مردها به شکل معناداری میانگین بالاتری از زنها داشتند (001/0>p). میانگین نمره کل براساس شغل تفاوت معنا داری داشت (001/0>p).
نتیجهگیری: یافتههای این مطالعه، بر اهمیت توجه به عوامل خطر قابل تغییر سرطان معده به ویژه در افراد دارای خطربالاتر، تأکید دارد.
سیده محبوبه حسینی زارع، جعفر باباپور، مریم زارع، احمد سیر صدر، سید مهدی محسن زاده، بیژن خراسانی،
دوره 22، شماره 4 - ( 12-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: شیوع کووید-19 و اثر آن بر سلامتی روان باعث به وجود آمدن چالش بزرگی برای نظامهای سلامت شد. نظامهای سلامت علاوه بر وظایفی چون تشخیص سریع، کنترل و کاهش سرعت انتشار همهگیری کووید- 19 موظف به اتخاذ استراتژیهایی برای کاهش اثرات روانی حاصل از این بیماری بر جامعه بودند .هدف این مقاله بررسی و مرور سلامت روان جامعه در همهگیری کوید 19 و استراتژهای کشورهای مختلف برای مقابله با آن است.
روش کار: کلیه مقالات منتشر شده در زمینه تأثیر همهگیری کووید- 19 بر سلامت روان در بازه زمانی فوریه تا اکتبر 2020 در چهار پایگاه دادهای و یک موتور جستجوگر مورد بررسی قرار گرفت. 394 مقاله مرتبط با رعایت معیارهای ورود و خروج و استفاده از ابزار 15 نقطهای Miton و همکاران انتخاب شدند. در نهایت، تعداد 25 مقاله مورد تحلیل قرار گرفت.
نتایج: بیشترین مشکل سلامت روان در مقالات مورد بررسی افسردگی، اضطراب و استرس بود. علاوه بر این زنان، افرادی که از قبل مشکلات سلامتی داشتند، جوانان 18 تا 29 سال، کارکنان خط مقدم نظام سلامت وافراد بدون درآمد به عنوان گروههای آسیب پذیر و پرخطر شناخته شدند.
نتیجهگیری: با وجود استراتژیهایهای گوناگون، اکثریت مردم از مشکلات سلامت روان ناشی از کووید- 19 رنج میبردند. در صورت بروز همهگیری همکاری متولیان نظام سلامت و رسانهها در اطلاعرسانی صحیح و مؤثر و ارائه راههایی برای پیشگیری از همهگیری میتواند زمینه ساز بهبود سلامت روان در جامعه باشد. توجه نظام های سلامت به زیرساختهای بهداشت روان و طراحی استراتژیهای جامع برای مواجهه با بحرانهای آینده ضروری میباشد.