7 نتیجه برای بخشی
lمحمودرضا گوهری، پریسا مختاری حصاری، زینب مقدمی فرد، رضا خدابخشی،
دوره 12، شماره 1 - ( 2-1393 )
چکیده
زمینه و هدف : شناخت عوامل موثر بر وقوع متاستاز در بیماران اهمیت بالایی در فرآیند شناخت و درمان بیماری سرطان دارا می باشد. بروز متاستاز به عنوان عاملی برای شکننده تر شدن بیمار، سبب در معرض خطر قرار گرفتن بیشتر بیمار و کاهش طول عمر بیمار می شود. همچنین کیفیت زندگی وی را در ابعاد جسمی و روانی کاهش میدهد. هدف این مطالعه بررسی عوامل پیش آگهی دهنده بروز متاستاز در بیماران سرطان پستان توسط مدل رگرسیونی شرطی برای داده های بازگردنده است.
روشکار: داده های مورد استفاده در این مطالعه از پرونده بیمارستانی 246 زن مبتلا به سرطان پستان که برای عمل جراحی و درمان به بیمارستان فیاض بخش تهران مراجعه نمودند استخراج گردید. بیماران تا اریبهشت 1391 مورد پیگیری قرار گرفته و آخرین وضعیت آنان ثبت گردید. برآورد زمان بدون بقای متاستاز به روش کاپلان مایر برآورد گردید. برای تعیین عوامل پیش آگهی دهنده متاستاز مدل شرطی چندگانه به داده ها برازش شد. تحلیل داده ها در نرم افزار R انجام شد.
نتایج: 202 بیمار (1/82%) تا پایان مطالعه زنده ماندند و 44 بیمار (9/17%) فوت کردند. 54 بیمار متاستاز داشتند و 11 نفر (7/4%) دو متاستاز را تجربه کردند. بیشتر متاستازها در استخوان، کبد، ریه و مغز مشاهده شد. میانه بقای بدون متاستاز 64 ماه برآورد گردید. نرخ یکساله، دو ساله و سه ساله بقای بدون متاستاز به ترتیب 88، 1/80، 6/76درصد بود. تعداد گره های لنفی درگیر(016/0 p< ) و فاکتور رشد اپیدرمی انسانی( HER2 ) (048/0 p< ) پیش آگهی دهنده متاستاز تعیین شدند و متغیرهای سن، گیرنده استروژن، گیرنده پروستروژن، درجه بدخیمی تومور و اندازه تومور معنی دار نشدند(05/0 p> ) .
نتیجهگیری: این مطالعه نشان داد که عامل پیشآگهی دهنده معنیدار تعداد گرههای لنفی درگیر بیشتر، به عنوان عاملی شناخته می شود که سبب افزایش مخاطره بروز متاستاز و کاهش بقای بیمار، در نتیجه فوت وی میشود. همچنین تشخیص و درمان بیماری در مراحل اولیه بیماری سبب افزایش بقای بیماران میگردد. بنابراین ایجاد زمینه برای غربالگریهای سرطان پستان و دادن آگاهی به زنان در مورد اهمیت معاینات دورهای و تشخیص زود هنگام بیماری می تواند عامل مهمی جهت درمان بیماری و پیشگیری از بروز متاستاز بیماران سرطان پستان می باشد.
شبنم هاشمی بخشی، زهرا جلیلی، محمود محمودی مجدآبادی فراهانی،
دوره 16، شماره 1 - ( 3-1397 )
چکیده
زمینه و هدف: امروزه لزوم آگاهی دادن به کودکان و نوجوانان در سنین مختلف، درباره مسائل جنسی، بیشتر از زمان های گذشته احساس می شود. آموزش و مراقبت جنسی؛ مانند هر آموزش اصیل دیگر؛ باید به جا و به موقع انجام گیرد. از طرف دیگر، این آموزش بایستی بر اساس برنامه نظام مند و مدل های آموزشی صورت پذیرد تا نتایج مطلوب حاصل گردد. پژوهش حاضر با هدف تعیین تأثیر مداخله آموزشی براساس مدل بزنف بر مهارت مادران در خصوص مراقبت جنسی از کودکانشان، تهران 96 – 1395 انجام گردید.
روش کار: در این مطالعه که به صورت مداخله ای- نیمه تجربی با گروه غیر مداخله انجام شد 96 مادر دارای کودک پیش دبستانی
( 6-5 ساله) از پیش دبستانی های شهر تهران انتخاب و مورد بررسی قرار گرفتند. مادران به صورت تصادفی، به دوگروه مداخله و گروه غیر مداخله تقسیم شدند.ابزار بررسی پرسشنامه ای محقق ساخته بر اساس مدل بزنف شامل دو بخش (سوالات دموگرافیک) و سازه های (نگرش، هنجارهای انتزاعی، عوامل قادرکننده، قصد رفتاری و رفتار) بود که روایی و پایایی آن مورد تایید قرار گرفت. پس از انجام پیش آزمون بر اساس نیازهای آموزشی، برنامه و محتوای آموزشی مبتنی بر مدل بزنف تهیه و در گروه مداخله به اجرا در آمد. تجزیه و تحلیل داده ها با کمک نرم افزار SPSS 23 و آزمون های پارامتری t و آزمون ناپارامتری من-ویتنی وآزمون کای-دو صورت گرفت.
نتایج: میانگین نمره نگرش، هنجارهای انتزاعی، قصد رفتاری و رفتار در هر دو گروه قبل از مداخله اختلاف معنی داری نداشت. اما نتایج بعد از آموزش اختلاف معنی داری را در میانگین نمره نگرش، هنجارهای انتزاعی، قصد رفتاری و رفتار نشان داد (001/0>p). عوامل قادر کننده در هر دو گروه قبل و بعد از مداخله تفاوت معنی داری را نشان نداد.
نتیجه گیری: نتایج این مطالعه بیانگر آن است که مداخله آموزشی بر اساس مدل بزنف بر مهارت مادران در خصوص مراقبت جنسی از کودکانشان میتواند بر نگرش، هنجارهای انتزاعی، قصد رفتاری و رفتار مادران تأثیرگذار باشد.
محمد خمرنیا، آرزو علینژاد رنجبر، مهدیه بخشی،
دوره 17، شماره 2 - ( 6-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: اﻋﺘﺒﺎرﺑﺨﺸﻲ ﻳﻜﻲ از اقدامات ﻣﻬﻢ در ارزﺷﻴﺎﺑﻲ ﺧﺪﻣﺎت ﺑﻬﺪاﺷﺘﻲ و درﻣـﺎﻧﻲ ﻣـﻲﺑﺎﺷـﺪ. اﻣﺮوزه ﻣﻮﺿﻮع اﻋﺘﺒﺎرﺑﺨﺸﻲ ﺑﺎ ﻫﺪف اﻳﺠﺎد و ارﺗﻘﺎی ﻓﺮﻫﻨﮓ اﻳﻤﻨﻲ و ﻛﻴﻔﻴﺖ ﻣﺮاﻗﺒﺖ از ﺑﻴﻤﺎر ﺟﺎﻳﮕﺎه ویژه ای ﻳﺎﻓﺘﻪ اﺳﺖ. لذا پژوهش حاضر با هدف تعیین تاثیر اعتباربخشی بر شاخص های کلیدی و عملکردی بیمارستان های دولتی شهر زاهدان قبل و بعد از اجرای آن انجام گردید.
روش کار: این مطالعه مقطعی به صورت توصیفی-تحلیلی و با هدف کاربردی در سال 1396 در بیمارستان های دولتی دانشگاه علوم پزشکی زاهدان (خاتم الانبیا و علی ابن ابیطالب) صورت گرفت. کلیه شاخص های کلیدی عملکرد بیمارستان دو سال قبل از اجرای اعتباربخشی (سال های١۳۹2-١۳۹1) و دو سال بعد از اجرای اعتباربخشی (سال های ١۳۹5-١۳۹4) در بیمارستان های مذکور بررسی شد. جهت جمع آوری داده ها از فرم طراحی شده مرتبط با اهداف مطالعه استفاده شد. برای ترسیم اطلاعات از آماره توصیفی، جداول و نمودارهای توصیفی استفاده شد.
نتایج: بر اساس نتایج مطالعه مدت اقامت بیماران پس از اجرای طرح اعتباربخشی در بیمارستان ها تاحدودی بهبود یافته و با کاهش ٥/۰روز به ٤ روز در سال ١۳۹٥رسیده است. میزان سزارین از ۲/٤۹% در سال ١۳۹١به ۸/٥۶ در سال ١۳۹٥رسیده است. درصد اشغال تخت به بالای ۹۰% در سال ١۳۹٥رسیده است. فاصله چرخش تخت ۳١/١% کاهش یافته و ترخیص با میل شخصی در سال ١۳۹٥ با کاهش ۹% نسبت به سال ١۳۹٤همراه بوده است. همچنین شاخص ترخیص با میل شخصی از اورژانس با کاهش ۷% همراه بوده است. قابل ذکر است که قبل و بعد از اعتبار بخشی تغییری در شاخص مرگ و میر خالص مشاهد نشد.
نتیجه گیری: اعتبار بخشی تاثیر نسبی مطلوبی بر شاخصهای عملکردی بیمارستان ها داشته است. البته ممکن است اجرای طرح تحول نظام سلامت نیز در این تاثیرگذاری نقش داشته باشد. در مجموع اجرای اعتباربخشی در بیمارستان های کشور می تواند موجب کاهش مشکلات در این بخش و ارائه خدمات با کیفیت بیشتر به مراجعین شود. همچنین برای اجرای بهتر این برنامه تاکید بر شاخص های مرگ و میر و میزان سزارین می تواند منجر به ارتقای عملکرد بیمارستان ها شود.
لیلا افضلی، سوگند قاسم زاده، مریم هاشمی بخشی،
دوره 17، شماره 3 - ( 9-1398 )
چکیده
زمینه وهدف: این پژوهش با هدف تعیین اثربخشی مداخلات خانوادهمحور بر نشانگان بالینی و مهارتهای اجتماعی کودکان بیشفعال انجام شده است. پژوهش حاضر از نوع شبهآزمایشی با مراحل پیشآزمون-پسآزمون بود. برای این منظور پژوهش تعداد 28 نفر از دانشآموزان دارای اختلال بیشفعالی مراجعهکننده به یک مرکز خدمات روانشناسی و مشاوره به همراه پدران و مادرانشان با استفاده از روش نمونهگیری در دسترس، به عنوان نمونۀ اصلی پژوهش انتخاب شدند و سپس در دو گروه مساوی چهارده نفری قرار گرفتند. گروه آزمایشی در برنامۀ خانواده درمانی قرار گرفتند و گروه کنترل هیچ مداخلهای دریافت نکردند.
روش کار: ابزارهای پژوهش، پرسشنامه مهارتهای اجتماعی نوجوانان ایندربیتزن و فوستر(۱۹۹۲) و پرسشنامه کانرز والدین(1999) بودند. برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش تحلیل کوواریانس چند متغیره استفاده شد.
نتایج: نتایج نشان داد که مداخلات خانوادهمحور منجر به افزایش مهارتهای اجتماعی و کاهش نشانههای بالینی کودکان دارای اختلال بیش فعالی میشود.
نتیجه گیری: بنابراین میتوان نتیجه گرفت که مداخله پژوهش حاضر برای افزایش مهارت اجتماعی و کاهش نشانههای بالینی کودکان مبتلا به اختلال کاستی توجه و بیشفعالی مفید است.
انسیه بابایی، فرشته بخشیان، آرام کریمیان، سید رضا سعادت مهر،
دوره 17، شماره 3 - ( 9-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: با توجه به شکل گیری هویت در دوره نوجوانی و اهمیت این موضوع در این دوره و عوامل بسیاری که در این زمینه نقش مهمی را ایفا می کنند، پژوهش حاضر با هدف تعیین عوامل مرتبط با هویت یابی دانش آموزان دوره متوسطه استان مازندران انجام شد.
روش کار: این مطالعه از نوع مقطعی، توصیفی- تحلیلی می باشد. نمونه پژوهش شامل 394 نفر از دانش آموزان دوره متوسطه استان مازندران بود که با روش خوشه ای نسبتی تصادفی انتخاب شدند. برای جمع آوری دادهها، پرسشنامه حالات هویت بنیون و آدامز (EOM-EIS-2)، پرسشنامه عوامل موثر در هویت یابی و پرسشنامه جمعیت شناختی مورد استفاده قرار گرفت. به منظور تحلیل دادهها از شاخص همبستگی اسپیرمن و رگرسیون خطی استفاده شد.
نتایج: بر اساس یافته های پژوهش، 8/51% از نمونهها دختران و 2/48% پسران بوده اند. نتایج تحلیل رگرسیون نشان می دهد که عوامل مورد بررسی (خانواده، شخصیت، مدرسه، جامعه و فرهنگ و رسانه) توانستند 7/22% از واریانس هویت آشفته، 2/11% از واریانس هویت زود شکل گرفته، 5/10% از واریانس هویت به تعویق افتاده و 2/21% از واریانس هویت پیشرفته را تبیین کنند.
نتیجه گیری: با توجه به نتایج پژوهش، برگزاری دوره های آموزشی برای والدین و دانش آموزان، تجهیز و غنی سازی مدارس و در نظر گرفتن فعالیت های فوق برنامه جهت کمک به هویت یابی آسان دانشآموزان پیشنهاد می گردد.
رمضان ابراهیمی نیا، یاسر بخشی، صابر صادقی،
دوره 18، شماره 4 - ( 12-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: حشرات مرتبط با لاشه گونههای بسیار متنوعی را شامل میشوند که در تجزیه و بازیافت اجساد موجودات اهمیت فراوان دارند. در این مطالعه گوناگونی این گروه از حشرات در منطقهی مارگون (استان کهگیلویه و بویراحمد) مورد بررسی قرار گرفته است.
روش کار: حشرات جلب شده به لاشههای مختلف، مربوط به مرغ خانگی، بز و موش صحرایی بودند در فصول مختلف سال بررسی و جمع آوری گردید.
نتایج: در مجموع، تعداد 21 گونه از حشرات مرتبط با مردار جانوران مورد شناسایی قرار گرفتند که شامل 13 گونه از نوع لاشهخوار، 3 گونه از نوع شکارگر، 3 گونه از نوع همهچیزخوار و 2 گونهی گذری یا اتفاقی میباشند.
نتیجه گیری: بر اساس نتایج بهدست آمده، در میان راستههای مختلف جمعآوری شده، قاببالان دارای بیشترین تعداد گونه بودند و بیشترین شمار گونهها نیز در فصل بهار مشاهده شد و دو گونهی Thanatophilus rugosus و Saprinus maculatus بعنوان رکوردهای جدید از جنوب غرب ایران گزارش شدند. مطالعه حاضر همچنین نشان داد که حشرات مرتبط با لاشه جانوران در منطقهی مورد مطالعه دارای گوناگونی نسبتاً بالایی هستند.
کیمیا قنبری، مجید محمود علیلو، عباس بخشی پور رودسری،
دوره 22، شماره 3 - ( 1-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: سبکهای دلبستگی (ایمن، اجتنابی و دوسوگرا) تفاوتهای اساسی در بازنماییهای ذهنی عشق رمانتیک بزرگسالان میشود. پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش پیش بینی کننده سبک های دلبستگی در طلاق عاطفی و رضایت زناشویی در زوجین مراجعه کننده به مراکز خدمات جامع سلامت شهرستان بندرعباس انجام گرفت.
روش کار: مطالعه حاضر یک طرح توصیفی- تحلیلی از نوع همبستگی است. جامعه آماری زنان و مردان مراجعه کننده به مراکز بهداشت و پایگاههای سلامت شهر بندرعباس بود. با استفاده از روش نمونهگیری در دسترس که محدود کننده تعمیم پذیری نتایج را رقم میزند، 150 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار پژوهش در این مطالعه مقیاسهای سبک دلبستگی هازن و شیور، طلاق عاطفی فیل و رضایت زناشویی انریچ بود. تجزیه و تحلیل دادهها با روش همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه با نرم افزار SPSS-23 انجام شد.
نتایج: نتایج نشان داد که بین سبکهای دلبستگی و رضایت زناشویی همبستگی معناداری وجود داشت. بین سبک دلبستگی ایمن با طلاق عاطفی رابطه منفی معنادار وجود داشت (01/0 > p). بین سبک دلبستگی ناایمن (اضطرابی و دوسوگرا) با طلاق عاطفی رابطه مثبت معناداری وجود داشت. تحلیل رگرسیون چندگانه گام به گام و همزمان برای پیشبینی رضایت زناشویی و طلاق عاطفی از طریق سبکهای دلبستگی نشان داد که سبکهای دلبستگی سهم معناداری در پیشبینی رضایت زناشویی و طلاق عاطفی داشتند. از بین سبکهای دلبستگی، سبک دلبستگی ایمن در پیشبینی رضایتزناشویی از توان بالاتری برخوردار بودند (01/0 > p).
نتیجهگیری: در نتیجه، به نظر میرسد که سبک دلبستگی ایمن میتواند از جمله عوامل پیشبینیکننده برای بروز نشانههای نارضایتی زناشویی و طلاق عاطفی باشد.