روش کار: این مطالعه یک بررسی توصیفی تحلیلی است که با هدف بررسی پاسخگویی و عدالت سازمانی در 8 بیمارستان اصفهان (4دولتی و 4خصوصی) انجام گردید. جامعه مطالعاتی را بیماران و پرستاران تشکیل می دادند تعداد نمونه 320 نفر (160 بیمار و160 پرستار) بود که با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای از هر بیمارستان انتخاب شدند. ابزار مطالعه دو پرسشنامه بود. پرسشنامه عدالت از بیوکر و پرسشنامه پاسخگویی WHO که بر اساس شرایط بیمارستانها تعدیل شد و روایی و پایایی آن اندازه گیری شد. پرسشنامه عدالت را پرستاران و پرسشنامه پاسخگویی را بیماران و پرستاران تکمیل نمودند. داده ها با استفاده ازنرم افزار SPSS تحلیل گردید.
نتایج: نتایج حاصل از این مطالعه نشان داد که در مقیاس کلی نمره عدالت سازمانی از دیدگاه پرستاران در بیمارستانهای مورد مطالعه در حد77/0± 9/1 (از حداکثر نمره 4)می باشد. میانگین نمره پاسخگویی بیمارستانها از دیدگاه پرستاران 54/0± 32/2 و از دیدگاه بیماران 58/0± 48/2 بود. بین نطرات آنها در مورد میزان پاسخگویی تفاوت معناداری وجود نداشت. از دیدگاه پرستاران بین عدالت سازمانی و پاسخگویی به صورت مستقیم و معناداری ارتباط وجود داشت.
نتیجه گیری: این مطالعه نشان داد متغیرهای مورد بررسی در بیمارستانهای مورد مطالعه در سطح متوسط ارزیابی گردیده اند و تفاوت معناداری بین بیمارستانهای مختلف وجود ندارد. اما میزان پاسخگویی بیمارستانهای خصوصی بیشتر از بیمارستانهای دولتی بود. این واقعیت لزوم توجه بیشتر مسئولین را به اهمیت سرمایه های انسانی بخش سلامت و توجه به انگیزاننده ها و مکانیزم هایی برای پاسخگویی بهتر و ارائه خدمات با کیفیت تربه ویژه در بخش دولتی می طلبد.
زمینه و هدف: وجود خطرات و تهدیدات مرتبط با فرآیند مراقبت موضوع غیر قابل اجتناب در محیطهای ارایه خدمات مراقبت سلامت است. پذیرفتن این امر به معنای رها نمودن و وقوع ریسک و جایز شمردن خطاهای پزشکی و پرستاری نیست بلکه به معنای پذیرفتن مشکل به منظور ارایه راهکارهای اجرایی در به حداقل رسانیدن ریسکها در فضای ارایه مراقبتهای سلامت است. سازمان دهی و سیاستهای سازمان عنصر مهم و اولیه در فرآیند مدیریت خطرات بالینی به شمار میرود. بدیهی است عملیاتی شدن فعالیتهای مدیریت خطر و نهادینه ساختن اصول ایمنی در سازمان از طریق ایجاد تشکیلات سازمانی و تاکید و توجه بر خط مشیها و سیاستهای سازمانی امکان پذیر است. این مطالعه به منظورشناسایی عامل سازمان دهی و سیاست گذاری و متغیرهای اثرگذار آن در الگوی مدیریت خطرات بالینی در بیمارستانهای ایران تنظیم گردیده است.
روشکار: به منظور تدوین الگوی مدیریت خطرات بالینی از مرور و بررسی متون معتبر مدیریت خطر در بخش سلامت استفاده شد . مدلهای مذکور به طور دقیق بررسی و در قالب جداول تطبیقی با یکدیگر مقایسه و منطبق شدند و حدود 62 متغیر اولیه استخراج شد و در قالب یک پرسشنامه با یک گروه 20 نفره متشکل از پرستاران و پزشکان اعتباریابی شد. پرسشنامه نهایی با 40 متغیر مورد تایید گروه مذکور قرار گرفت. تایید نهایی الگو از طریق توزیع ابزار مطالعه در بین جامعه مطالعاتی در قالب نمونهای 215 نفری که با استفاده از روش خوشهای و تصادفی انتخاب شده بودند و همچنین استفاده از روش تحلیل عاملی اکتشافی انجام شد.
نتایج: در این بررسی در بین عوامل مختلف الگوی استقرار مدیریت ریسکهای بالینی، تحلیل عاملی اکتشافی سوالها با چرخش واریماکس عامل سازمان دهی و سیاست گذاری را با نوزده آیتم نشان داد. این عامل در الگوی مدیریت خطرات بالینی در مجموع 3/25% از واریانس ها را تبیین نمود. بار عاملی متغیرها ی این عامل در دامنه مطلوبی از 7/0تا5/0 قرارداشت که نشان دهنده تناسب مطلوبیت این متغیرها از دیدگاه جامعه مطالعاتی بوده است.
نتیجه گیری: مهمترین متغیر در عامل سازمان دهی و سیاست گذاری" بهترین مراقبت از بیمار به عنوان یک چشم انداز مشترک در سازمان پذیرفته شود" با بار عاملی 739/0 و کم اهمیتترین متغیر" تاثیرگذاری نحوه عملکرد بالینی تیم درمان در پرداختهای مالی به آنان" با بار عاملی548/0 بود. براین اساس برای عملیاتی شدن سازماندهی وسیاستگذاری مدیریت خطرات درفضای مراقبت های سلامت مسئولین باید قبل از هرچیز به نهادینه سازی موازینی به منظور ارائه بهترین وبا کیفبت ترین مراقبت ازبیمار در بیمارستان بپردازند.
زمینه و هدف: مالاریا از قدیم به عنوان یکی ازمسائل بهداشتی مهم کشورتلقی شده است. نظام مراقبت مالاریا یکی از قدیمی ترین و منسجم ترین نظام های مراقبت بیماریها در کشور است. برنامه کنترل مالاریا از ابتدای سال1390 از کنترل به حذف تغییر یافت.
بنابراین بررسی کیفیت نظام مراقبت مالاریا در این برهه از اهمیت زیادی برخوردار است. مطالعه حاضر به منظور بررسی تاثیر برنامه حذف بر روی کیفیت نظام مراقبت مالاریا طراحی شده است.
روش کار: این مطالعه یک مطالعه توصیفی تحلیلی از نوع مقایسه ای میباشد که در چهار دانشگاه علوم پزشکی واقع در استانهای مالاریاخیز کشور که انتقال محلی مالاریا در آنها جریان دارد، به منظور ارزیابی کامل بودن و صحت نظام مراقبت مالاریا در دو مقطع قبل و بعد از شروع برنامه حذف مالاریا در کشور، صورت پذیرفته است. در این مطالعه کلیه فرم های مربوط به موارد مثبت مالاریا در طی سال های 1389 تا 1391 که از مراکز بهداشتی درمانی منتخب در استانهای مالاریاخیز به سطح شهرستان فرستاده شده بود از نظر کیفیت مورد بررسی قرار گرفت و کامل بودن و صحت داده ها ارزیابی گردید و در دو مقطع دوسال قبل و دو سال بعد از شروع برنامه حذف مالاریا با هم مقایسه شد.
نتایج: تعداد 1927 فرم، 1036 فرم(8/53%) برای سالهای 88 و 89 (قبل از برنامه حذف) و 891 فرم(2/46%) برای سال های90 و 91 (بعد از برنامه حذف) مورد بررسی قرار گرفت. بررسی شاخص کامل بودن اطلاعات به تقکیک دانشگاه های علوم پزشکی مورد مطالعه نشان داد برای مجموع دو فرم 3و 4، بیشترین و کمترین درصد کامل بودن را به ترتیب دانشگاههای علوم پزشکی ایرانشهر و هرمزگان(با 8/94% و 30/17%) دارا بودند. بیشترین درصد کامل بودن فرم شماره3 مربوط به دانشگاه علوم پزشکی زاهدان با 78% و بیشترین درصد کامل بودن فرم شماره4 مربوط به دانشگاه علوم پزشکی ایرانشهر با 97% بوده است. مقدار کامل بودن فرم های مورد مطالعه برای کل سالهای مورد بررسی 3/84% بود. شاخص کامل بودن برای مجموع دو فرم 3 و 4 در طی سالهای 88و 89 (سالهای قبل از برنامه حذف مالاریا) برابر 7/83% بود و این مقدار با اندکی افزایش برای سالهای بعد از برنامه حذف مالاریا (90 و 91)، به 85% رسیده بود. نتایج آزمون آماری برای بررسی اختلاف کامل بودن فرم های گزارش دهی، معنی دار نبود.
نتیجه گیری: نتایج این مطالعه نشان داد که فرم های گزارش دهی موارد، در کل 84% کامل بودند که این مقدار برای سالهای قبل از شروع برنامه حذف برابر 7/83% و برای سالهای بعد از شروع برنامه حذف برابر85% بود. برنامه حذف مالاریا شاخص کامل بودن اطلاعات را با مقایسه فرم های 3 و 4 گزارش دهی موارد در دو مقطع زمانی قبل (سالهای 88 و 89) و بعد (سالهای 90 و 91)اندکی افزایش داده است. افزایش در شاخص کامل بودن اطلاعات برای فرم شماره 4 گزارش دهی موارد با 4% افزایش همراه بود و برخلاف انتظار بهبود کیفیت و کامل بودن برای فرم 3 گزارش دهی، کاهشی 3 درصدی داشت. بنابراین شروع برنامه حذف تاثیر چندان زیادی بر کامل شدن و افزایش کیفیت کامل بودن داده های فرمهای گزارش دهی موارد نداشته است.
زمینه و هدف: مالاریای بدون علامت به عنوان یکی از معضلات و چالش های مهم در برنامه های کنترل، حذف و ریشه کنی مالاریا در مناطق آندمیک بشمار می رود. موارد عفونت های بدون علامت باعث پایداری و بقای مالاریا می گردد، این افراد به دلیل عدم بروز علائم بالینی، درمان نمی شوند و درحکم مخزنی برای آلودگی پشه های ناقل و ابقای بیماری در منطقه می باشند . بنابراین شناسایی افراد مثبت بدون علامت و تعیین عوامل ایجاد کننده آن بسیار مهم است. مطالعه حاضر با هدف کمک به تدوین راهبرد های حذف بیماری مالاریا در منطقه آلوده شهرستان جاسک استان هرمزگان طی سالهای 1392-1391 صورت گرفت.
روش کار: تعداد 200 نفر از جمعیت تحت پوشش مراکز بهداشتی درمانی شهرستان جاسک بطور تصادفی انتخاب ودر سه نوبت از آنان لام تهیه شد. نمونه های تهیه شده در هر نوبت به سه روش میکروسکوپی، RDTs و مولکولی( PCR ) با دقت مورد بررسی قرار گرفتند.
نتایج: از تعداد 600 لام که به روش میکروسکوپی بررسی شدند هیچ مورد مثبتی یافت نشد. همچنین در آزمایش های RDTs و Nested-PCR که برروی نمونه های جمع آوری شده انجام گردید، مورد مثبت ملاحظه نشد.
نتیجه گیری : نتایج بدست آمده نشاندهنده اجرای موفق برنامههای کنترلی و پیش حذف مالاریا در مناطق مورد مطالعه است، لذا اجرای برنامه حذف مالاریا در این منطقه در حال حاضر قابل اجرا است.
زمینه و هدف: مالاریا درایران بعنوان یکی از مشکلات مهم بهداشتی تلقی گردیده است و هیچ بیماری انگلی دیگری تا این اندازه زیانهای مالی و جانی جبران ناپذیر به بار نیاورده است، استانهای دارای مشکل در کشور، عبارتند از سیستان و بلوچستان، هرمزگان و کرمان که در مجموع 96% از کل موارد را بخود اختصاص می دهند. در این مطالعه فراوانی و توزیع گونه های پلاسمودیوم انسانی و میزان پارازیتمی در مبتلایان به مالاریا دراستان کرمان مورد بررسی قرار گرفته است.
روش کار: طی دو سال تعداد 92798 لام از خون محیطی افراد مشکوک به مالاریا شامل گسترش های نازک و ضخیم تهیه و به روش استاندارد سازمان جهانی بهداشت (WHO) تحت بررسی قرار گرفتند. لام های مثبت مالاریا از نظر تعداد انگل شمارش شده و درصد پارازیتمی تعیین گردید. سرانجام اطلاعات جمع آوری شده با استفاده از "آنالیز آماری کای دو" بررسی و نتایج بدست آمده مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند .
نتایج: تعداد 571 نمونه از نظر وجود گونه های پلاسمودیوم انسانی ،شامل 523 مورد پلاسمودیوم ویواکس، 44 مورد پلاسمودیوم فالسیپارم و4 مورد میکس، مثبت تشخیص داده شدند. نتایج سال 1388 نسبت به سال قبل نشان داد که موارد ویواکس 96/33% کاهش داشته است. بیشترین میزان پارازیتمی با تعداد 77240 انگل در هر میکرو لیتر خون و مربوط به یک بیمارمبتلا به پلاسمودیوم فالسیپاروم و کمترین شمارش انگل با تعداد 48 انگل در هر میکرو لیتر خون و در بیمار مبتلا به پلاسمودیوم ویواکس ملاحظه شد. طبق بررسی آماری از طریق آزمون کای دو متغیرهای ملیت، محل سکونت، جنس، موارد مثبت و منفی از نظر آماری معنی دار و دارای p-value کمتر از 05/0 می باشد. استفاده از Mann-Whitney Test برای مقایسه داده ها نشان داد که 464/0= p میباشد و اختلاف معنیداری بین میانگین شمارش انگل P.vivax وP.falciparum وجود ندارد.
نتیجه گیری: با توجه به برنامه حذف مالاریا در ایران، بیماریابی و تشخیص سریع و بهنگام بیماری از اهمیت خاصی برخوردار است. همواره بررسی به موقع موارد وارده از کشورهای پاکستان و افغانستان می تواند استقرار و تداوم برنامه حذف مالاریا در ایران را تسهیل بخشد.
| صفحه 1 از 1 |
کلیه حقوق این وب سایت متعلق به فصلنامه دانشکده بهداشت و انستیتو تحقیقات بهداشتی می باشد.
طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق
© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0
Designed & Developed by : Yektaweb

