جستجو در مقالات منتشر شده


7 نتیجه برای رنجبر

منیژه صداقت ، سلمه سلطان درانی ، محمدرضا پورشفیع ، مهناز سیفی ، رضا رنجبر ،
دوره 4، شماره 3 - ( 3-1385 )
چکیده

زمینه و هدف: ویبریوکلرا التور، عامل بیماری وبا همواره باعث مشکلات متعدد اجتماعی و اقتصادی است. لذا بررسی مقاومت در این باکتری نسبت به آنتی بیوتیک های متعدد، همچنین بررسی ژنتیکی عوامل بیماریزای آن در جهت بهبود و سلامت جامعه، موثر و لازم می باشد.

روش کار: ژن hly A به عنوان عامل ایجاد همولیز و سیتولیز سلولی شناخته شده و نقش مهمی در گاستروآنتریت های وبایی دارد. 100 سویه جمع آوری شده از بیماران مبتلا به وبا که از چند شهر مختلف ایران، شامل: تهران، کاشان، کرمانشاه و اهواز بودند، مورد بررسی قرار گرفت. با استفاده از آزمون های بیوشیمیایی سرولوژیک استاندارد، ایزوله ها تعیین هویت گردیدند و با تکنیک واکنش زنجیره ای پلیمراز (PCR)، ژن بیماریزای hly A در سویه های جدا شده مورد بررسی قرار گرفت.

نتایج: 74% از سویه ها، سروتیپ اوگاوا و 13% NON Agglutination (NAG) و 3% اینابا بودند. از نظر الگویی مقاومت آنتی بیوتیکی، تمامی سویه ها به سیپروفلوکسازین، جنتامایسین و داکسی سیکلین حساسیت نشان دادند، در حالی که 74% سویه ها به کوتریموکسازول، 64% به اریترومایسین و 53% به تتراسیکلین مقاوم بودند. همچنین 100% سویه ها از نظر وجود ژن hly A، مثبت بودند در حالی که 95% سویه ها، فنوتیپ همولیز بتا را بر روی بلاد آگار نشان داده و 5% آنها فاقد همولیز بودند.

نتیجه گیری: در این مطالعه توصیفی، با الگوی مقاومتی بالایی از باکتری مواجه شدیم و بر این اساس، تتراسیکلین که تاکنون به عنوان داروی انتخابی جهت درمان وبا پیشنهاد می شد از رده خارج می گردد و با بررسی مولکولی ژن hly A، می توان به شناخت بهتر موارد مشکوک به وبا دست یافت.


بتول احمدی، سیمین ناصری، معصومه علی محمدیان، محسن شمس، زینب رنجبر، مامک شریعت، عزیزه ابراهیم پور، ابوالقاسم پوررضا، محمود محمودی، مسعود یونسیان،
دوره 6، شماره 2 - ( 5-1387 )
چکیده

زمینه و هدف: خشونت خانگی علیه زنان علاوه بر جنبه های انسانی و حقوق بشری، یک مشکل عمده سلامتی به حساب می آید و عواقب جسمی، روانی و اجتماعی آن می تواند سلامت زنان ، خانواده و جامعه را به خطر اندازد. این پدیده اختصاص به یک منطقه جغرافیایی و یا طبقه خاص اجتماعی ندارد و در همه جوامع و تمام لایه های اجتماعی قابل ردیابی است، هرچند میزان شیوع، نوع، شدت، عواقب و عوامل خطر آن متفاوت است. در این مقاله عوامل زمینه ساز بروز خشونت خانگی علیه زنان در ایران و راهکارهای پیشگیری از آن از دیدگاه زنان و مردان تهرانی و صاحبنظران ارائه شده است.
روش کار: در این پژوهش کیفی، ابتدا جلسات بحث گروهی متمرکز با حضور 50 زوج از مناطق مختلف شهر تهران در 8 گروه و در ط ی دو روز انجام شد. از جنسیت، سطح سواد و سابقه خشونت خانگی به عنوان ملاک های تقسیم افراد به گروه های هشت گانه استفاده گردی د و نتایج حاصل از بحث ها دسته بندی و تحلیل شد. سپس با تشکیل نشست کارشناسی با حضور 50 نفر از صاحبنظران و متخصصا ن علمی و اجرایی رشته های مختلف از بخش های دانشگاهی و تحقیقاتی, سازمان های سیاست گذاری و اجرایی زیرمجموعه سه قوه مققنه , قضاییه و مجریه و مراکز زنان در سه گروه آموزش عمومی و اطلاع رسانی به جامعه، نقش نظام بهداشتی و نظام قضایی کشور به بحث و تب ادل نظر پرداخته و نتایج در نشست عمومی نهایی شد.
نتایج: عوامل زمینه ساز از نظر زوج ها و صاحبنظران در چهار گروه عوامل فرهنگی اجتماعی، عوامل اقتصادی، عوامل قانونی وحقوقی، و عوامل پزشکی، و راهکارهای پیشگیری و کنترل در سه دسته راهکارهای آموزشی، قانونی و حمایتی ارائه گردید.
نتیجه گیری: آموزش و اطلاع رسانی مناسب برای زوجین وجامعه ، تأکید برمسئولیت نظام سلامت و توانمندسازی پرسنل و پزشکان برای کمک به آسیب دیدگان و زنان در معرض خشونت ، شفاف سازی ، اصلاح و رفع خلأهای قانونی و تقویت ضمانت اجرایی قوانین، تاسیس مرکز ملی پژوهش و برنامه ریزی، احداث مراکز امن برای زنان آسیب دیده از راهکارهای ضروری است.
محمد رنجبر عزت آبادی، محمد عرب، حجت زراعتی، علی اکبری ساری، حسین درگاهی،
دوره 7، شماره 3 - ( 7-1388 )
چکیده

زمینه و هدف: انسانهای سازمانی در عصر حاضر با عوامل تنش زای مختلفی روبرو شده و به طورمداوم شخصیت و جسم و روان آنها تحت تأثیر این تنش ها قرار گرفته، به تدریج فرسوده می شوند. این تنش ها به راحتی قابل سنجش و درمان نیست و بدین لحاظ آثار نا مطلوبی در فرسودگی نیروی انسانی پرورش یافته سازمانی بویژه مدیرانی که یکی از مهمترین عوامل در حیات، رشد و بالندگی و یا مرگ سازمان ها هستند دارند. پژوهش حاضر با هدف بررسی عوامل تنش زا و تأثیر تنش بر عملکرد مدیران بخشهای مختلف بیمارستانهای دانشگاه علوم پزشکی تهران انجام شده است.

روش کار: این مطالعه به روش توصیفی - تحلیلی و به صورت مقطعی در سال 1387 انجام گرفت که 220 نفر از مدیران بخشهای مختلف بیمارستانهای تحت پوشش دانشگاه علوم پزشکی تهران در این مطالعه شرکت نمودند. به منظور جمع آوری اطلاعات مورد نیاز در این پژوهش از پرسشنامه استاندارد لوتانز که مشتمل بر 70 سؤال در چهار قسمت می‌باشد، استفاده شد.

نتایج: یافته های پژوهش نشان داد2/68 درصد از مدیران زن، 8/72درصد متأهل و7/47درصد دارای سابقه کار بین10تا20سال بودند 4/93 درصد مدیران طی 2 سال اخیر با تنش شدید مواجه شده بودند. همچنین محیط کار با میزان 5/84 درصد پرفشار کارترین محیط برای مدیران بوده و زیادبودن حجم کار و انتطارات مسئولین بالاتر بیشترین شدت تنش زایی را برای آنها داشته­اند و بیشترین تأثیر تنش بر عملکرد مدیران نیز از بین رفتن تمرکز فکری آنها جهت تصمیم گیری مؤثر بوده است. بین عوامل خانوادگی تنش زا و وضعیت تأهل رابطه معنی داری وجود داشت (05/0p =)، همچنین بین مدرک تحصیلی و عوامل تنش زا رابطه معنی داری مشاهده شد (01/0p =) و تأثیر تنش بر عملکرد نیز با سابقه کار رابطه معکوس و معنی داری داشت (01/0p =) و (17/0- r =).

نتیجه گیری: از آنجا که در رتبه بندی عوامل چهارگانه تنش زا، عوامل مربوط به محیط کار و از جمله زیاد بودن حجم کار در رأس قرار داشتند بنابراین پیشنهاد می گردد مسؤولان دانشگاه و مدیران ارشد بیمارستانها تمهیداتی بیندیشند تا عوامل تنش زا در محیط کار تا اندازه ای کاهش یابد و از طریق اعمال مدیریت منابع انسانی صحیح و حمایت های اجتماعی از پرسنل و بهبود شرایط کار و اصلاح محیط کار از طریق برنامه ریزی اصولی و افزایش امکانات، تا حدی عوامل تنش زا در محیط کار را کاهش دهند. همچنین ضرورت طراحی مجدد مشاغل و تفویض اختیار بیشتر به زیردستان و استفاده از برنامه های مدیریت زمان می تواند تا حد زیادی از میزان تنش مدیران در محیط کار بکاهد.


طاهره رضی، محسن شمسی، محبوبه خرسندی، نسرین روزبهانی، مهدی رنجبران،
دوره 13، شماره 3 - ( 9-1394 )
چکیده

زمینه و هدف: با توجه به عدم وجود پرسشنامه استاندارد در زمینه مراقبت مادران از نشانه های خطر در کودکان بر اساس الگوهای رفتاری، پژوهش حاضر با هدف طراحی و روان سنجی ابزار مراقبت از نشانه های خطر کودکان کمتر از پنج سال بر اساس مدل اعتقاد بهداشتی صورت پذیرفته است.

روش کار: در این مطالعه مقطعی که بر روی 350 نفر از مادران شهر اراک انجام شد، پس از بررسی متون، ابزار لازم طراحی، و روایی و پایایی آن بر اساس کسب نظر پانل خبرگان، محاسبه نسبت روایی محتوی، شاخص روایی محتوی، روایی صوری و نیز تعیین اعتماد ابزار با روش همسانی درونی انجام گرفت. کلیه تحلیل ها با استفاده از نرم افزار SPSS انجام شد.

نتایج: روایی 81 آیتم با شاخص نسبت روایی محتوای بالاتر از 79/0 و شاخص روایی بالاتر از 62/0 ارزیابی و در 7 عامل دستهبندی شدند. پایایی کلی ابزار تحقیق با محاسبه آلفا کرونباخ برابر 86/0 تایید شد. پایایی پرسشنامه آگاهی 66/0، حساسیت درک شده 65/0، شدت درک شده 83/0، منافع درک شده 90/0، موانع درک شده 68/0، راهنماهای عمل 56/0، خودکارآمدی 63/0 و چک لیست عملکرد با 99% تعیین گردید.

نتیجه گیری: نتایج حاصل از انجام این فرایند روان سنجی ایجاد ابزاری پایا و روا در خصوص سنجش رفتارهای مراقبت از نشانه‌های خطر در گروه آسیب پذیر کودکان بر اساس سازههای مدل اعتقاد بهداشتی می باشد که در تحقیقات علوم بهداشتی و کمک به حفظ سلامت کودکان جامعه موثر می باشد.


کورش هلاکویی نائینی، محمد علی منصور نیا، فرزاد خدامرادی، زهرا حسین خانی، مهدی رنجبران، زهره فروزان فر، یوسف علی محمدی، سولماز فرخ زاد،
دوره 16، شماره 2 - ( 6-1397 )
چکیده

زمینه و هدف: بیماری دیابت یکی از مشکلات مهم سلامتی بوده و در جهان از شیوع بالایی برخوردار است. با توجه به  شیوع بالای سندروم متابولیک در این افراد و تاثیر بالقوه اجزای سندروم متالبولیک بر میزان (Hemoglobin Alc) در این بیماران، مطالعه حاضر با هدف تاثیر اجزای سندروم متابولیک بر میزان HbA1C در بیماران مبتلا به دیابت نوع دو  انجام گرفت.
روش کار: در مطالعه حاضر که به صورت کوهورت گذشته نگر انجام شد، تعداد 157 نفر از مبتلایان به دیابت نوع دو که در سال 93 مراجعات متوالی و منظم به مرکز منتخب کنترل دیابت شهرستان قزوین داشتند و اطلاعات مربوط به اجزای سندرم متابولیک و میزان  HbA1C آنها به طور کامل ثبت شده بود مورد استفاده قرار گرفت. برای آنالیز از رگرسیون خطی چندگانه استفاده شد. تمام آنالیزها با در نظر گرفتن 05/0 :α به عنوان سطح معنی داری صورت پذیرفت.
نتایج: در مدل رگرسیون تاثیر سن، (High density cholesterol) و (Fasting Blood Sugar) (قند خون) بر HbA1C از نظر آماری معنی دار بدست آمد و تاثیر سایر متغیرها بر HbA1C غیر معنی دار بدست آمد.مقدار ضریب تعیین برای متغیر های وارد شده جهت پیش گویی HbA1C، 45%:  R2  بدست آمد.
نتیجه گیری: با توجه به ارتباط معنی دار برخی اجزای سندروم متابولیک همانند HDL-C و قتد خون ناشتا بر HbA1C لازم است تمهیدات لازم جهت کاهش HbA1C  در بیماران مبتلا به دیابت انجام گیرد.
 
محمد خمرنیا، آرزو علینژاد رنجبر، مهدیه بخشی،
دوره 17، شماره 2 - ( 6-1398 )
چکیده

زمینه و هدف: اﻋﺘﺒﺎرﺑﺨﺸﻲ ﻳﻜﻲ از اقدامات ﻣﻬﻢ در ارزﺷﻴﺎﺑﻲ ﺧﺪﻣﺎت ﺑﻬﺪاﺷﺘﻲ و درﻣـﺎﻧﻲ ﻣـﻲﺑﺎﺷـﺪ. اﻣﺮوزه ﻣﻮﺿﻮع اﻋﺘﺒﺎرﺑﺨﺸﻲ ﺑﺎ ﻫﺪف اﻳﺠﺎد و ارﺗﻘﺎی ﻓﺮﻫﻨﮓ اﻳﻤﻨﻲ و ﻛﻴﻔﻴﺖ ﻣﺮاﻗﺒﺖ از ﺑﻴﻤﺎر ﺟﺎﻳﮕﺎه ویژه ای ﻳﺎﻓﺘﻪ اﺳﺖ. لذا پژوهش حاضر با هدف تعیین تاثیر اعتباربخشی بر شاخص های کلیدی و عملکردی بیمارستان های دولتی شهر زاهدان قبل و بعد از اجرای آن انجام گردید.
روش کار: این مطالعه مقطعی به صورت توصیفی-تحلیلی و با هدف کاربردی در سال 1396 در بیمارستان های دولتی دانشگاه علوم پزشکی زاهدان (خاتم الانبیا و علی ابن ابیطالب) صورت گرفت. کلیه شاخص های کلیدی عملکرد بیمارستان دو سال قبل از اجرای اعتباربخشی (سال های١۳۹2-١۳۹1) و دو سال بعد از اجرای اعتباربخشی (سال های ١۳۹5-١۳۹4) در بیمارستان های مذکور بررسی شد. جهت جمع آوری داده ها از فرم طراحی شده مرتبط با اهداف مطالعه استفاده شد. برای ترسیم اطلاعات از آماره توصیفی، جداول و نمودارهای توصیفی استفاده شد.
نتایج: بر اساس نتایج مطالعه مدت اقامت بیماران پس از اجرای طرح اعتباربخشی در بیمارستان ها تاحدودی بهبود یافته و با کاهش ٥/۰روز به ٤ روز در سال ١۳۹٥رسیده است. میزان سزارین از ۲/٤۹% در سال ١۳۹١به ۸/٥۶ در سال ١۳۹٥رسیده است. درصد اشغال تخت به بالای ۹۰% در سال ١۳۹٥رسیده است. فاصله چرخش تخت ۳١/١% کاهش یافته و ترخیص با میل شخصی در سال ١۳۹٥ با کاهش ۹% نسبت به سال ١۳۹٤همراه بوده است. همچنین شاخص ترخیص با میل شخصی از اورژانس با کاهش  ۷% همراه بوده است. قابل ذکر است که قبل و بعد از اعتبار بخشی تغییری در شاخص مرگ و میر خالص مشاهد نشد.
نتیجه گیری: اعتبار بخشی تاثیر نسبی مطلوبی بر شاخص­های عملکردی بیمارستان ها داشته است. البته ممکن است اجرای طرح تحول نظام سلامت نیز در این تاثیرگذاری نقش داشته باشد. در مجموع اجرای اعتباربخشی در بیمارستان های کشور می تواند موجب کاهش مشکلات در این بخش و ارائه خدمات با کیفیت بیشتر به مراجعین شود. همچنین برای اجرای بهتر این برنامه تاکید بر شاخص های مرگ و میر و میزان سزارین می تواند منجر به ارتقای عملکرد  بیمارستان ها شود.
یاسمن طباطبایی رنجبر، شهره عالیان سماک خواه، فهیمه توریان،
دوره 20، شماره 2 - ( 6-1401 )
چکیده

زمینه و هدف: مطالعه حاضر از نوع مقطعی است که به مدت سه ماه، از مهر ماه تا آذر ماه سال 1400 در بین 170 نفر از دست اندرکاران تهیه و توزیع غذا، با هدف بررسی میزان آگاهی، نگرش و عملکرد در ارتباط با ایمنی و بهداشت مواد غذایی در رستورانهای بین راهی جاده هراز انجام شد.
روش کار: ابزار جمع آوری اطلاعات، پرسشنامه‌ای که شامل دو بخش سؤالات جمعیتشناختی محققساخته (سن، جنسیت، تحصیلات، نوع شغل در رستوران، سابقه کار، محل سکونت، سابقه شرکت در دوره‌های آموزشی) و بخش مربوط به سؤالات سنجش آگاهی، نگرش و عملکرد که استاندارد سازمان بهداشت جهانی بود.
نتایج: 1/97% افراد دارای سطح آگاهی خوب و از نظر نگرش 100% افراد دارای نگرش مثبت و عملکرد 100% افراد خوب بود. همچنین بین سطح آگاهی با سن، سطح تحصیلات و سابقه شرکت در دورههای آموزشی رابطـه آماری معنیداری وجود داشت.
نتیجه گیری: بیشترین میزان آگاهی در سن 40-25 سال و افراد دارای تحصـیلات دانشگاهی و همچنین افراد دارای سابقه شرکت در دوره‌های آموزشی دیده شد. سطح آگاهی در کلید شماره چهار (نگهداری غذا در دمای ایمن) و از نظر نگرش و عملکرد کلید شماره 3 (پخت کامل غذا) کمترین میانگین را داشتند. همچنین از آنجایی که 4/82 % از افراد سابقه شرکت در دوره‌های آموزشی را نداشتند، لزوم اجرای دوره‌های آموزشی مناسب و ایجاد انگیزه جهت افزایش بیشتر آگاهی و متعاقباً افزایش و بهبود نگرش و عملکرد توسط ارگانهای زیربط میتواند ارتقاء دهنده وضع موجود باشد.
 

صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به فصلنامه دانشکده بهداشت و انستیتو تحقیقات بهداشتی می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by : Yektaweb