3 نتیجه برای سیدزاده
سید مهدی سیدزاده ثانی، احمد رفیع عبدالهی،
دوره 17، شماره 2 - ( 6-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: رفتار زورگویی یکی از مشکلات روز افزون در بین نوجوانان بسیاری از مدارس در سطح جهان میباشد، که اخیراً مورد توجه پژوهشگران حوزههای روانشناسی و حتی جرمشناسی به دو صورت قلدریسنتی و سایبری قرارگرفته است. پژوهش حاضر با هدف بررسی میزان قلدریسنتی و سایبری در بین نوجوانان دختر و پسر مقطع دبیرستان مدارس شهرهرات- افغانستان در سال 1396 در سه مقطع اول، دوم و سوم انجام شد.
روش کار: این مقاله با روش کمی و با شیوه نمونهگیری تصادفی با استفاده از ابزار پرسشنامه از جمله پرسشنامههای قلدری (BS)، پاتچین وهیندوجا، ایلی نویز وآلوئوس در بخشهای قلدریسنتی و سایبری با نرم افزارspss تحلیل شدند. نمونه پژوهش360 نفر از دانشآموزان مقاطع اول، دوم و سوم دبیرستانهای شهرهرات بودند.
نتایج: آزمونهای تعقیبی (کروسکال والیس ومن ویتنی) با سطح معنیداری کمتر 05/0 و01/0 نشان داد که میزان قلدریسنتی و سایبری در بین دانشآموزان پسر نسبت به دانشآموزان دختر بیشتر است. از طرفیدیگر میان قلدری سنتی و بعد اجتماعی بین مقاطع دهم- یازدهم و یازدهم- دوازدهم تفاوت معنی داری وجود دارد، میانگین قلدری سنتیکلاس یازدهم از دوکلاس دهم و دوازدهم کمتر است.
نتیجه گیری: نتایج پژوهش بیانگر این بود که دانشآموزانی که پدران آنها کشاورز هستند قلدری بیشتری نسبت به سایر مشاغل دارند. هم چنین شیوع قلدری در دانشآموزانیکه مادران آنها خانهدارند نسبت به دانشآموزانیکه مادران آنها شاغل هستند کمتر است. تحصیلات پدر در شیوع قلدری دانشآموزان تاثیر ندارد. بعلاوه نتایج تحقیق نشان داد که شیوع قلدری سایبری در بین دانشآموزانیکه مادران آنها از تحصیلات بیشتری برخوردارند نسبت به مادران بیسواد بیشتر است.
سید مهدی سیدزاده ثانی، احمد سعید عبدالهی،
دوره 17، شماره 4 - ( 12-1398 )
چکیده
زمینه وهدف: احتمال مورد خشونت قرارگرفتن یک فرد در خانواده به مراتب بیشتر از بیرون خانواده اسـت. هـدف ایـن تحقیـق بررسی خشونت خانوادگی به ویژه خشونت علیه زنان در بین خانوادههای استان هرات افغانستان است.
روش کار: این پژوهش براساس روش نمونـهگیـری در دسترس به تعداد 130 نفر از قربانیان زن مراجعه کننده به مراکز حمایتی این افراد در شهر هرات و بـا اسـتفاده از پرسشنامه محقق ساخته انجام شده است.
نتایج: در بین مراجعان به مراکز حمایتی، خشونت روانی با 42% و خشونت جنسی و فیزیکی هر یک با 29% بیشترین فراوانی را داشته و در رتبه آخر نیز خشونت اقتصادی با 26% قرار میگیرد. سن 4/65% قربانیان زیر 30 بوده و زنان بالای 40 سال نیز مراجعهای نداشتهاند. 4/65% در 5 سال نخست ازدواج بودهاند و تنها 10%، عمر ازدواج بالای 10 سال داشتهاند. حدود 60% مراجعان بیسواد بودهاند و تنها 8/13% لیسانس داشتهاند. 3/72% قربانیان خانهدار بوده و تنها حدود 21% قربانیان دارای شغل آزاد و یا اداری بودهاند. بیش از 2/70% قربانیان نیز در کمترین سطح درآمدی قرار داشتهاند. حدود 6/76% با رضایت ازدواج کردهاند. از سوی دیگر، 5/88% همسران قربانیان زیر40 سال بودهاند. 7/57% بیسواد و 2/29% دیپلمه بودهاند. به لحاظ شغل نوعا کارمند نیستند (کارگر 8/13، کشاورز 3/22 و آزاد 8/40) 4/95% ازدواج اولشان بوده و 7/97% تک همسر هستند. 8/83% ایشان نیز معتاد نبود و 6/76% با رضایت ازدواج کردهاند.
نتیجه گیری: در بین مراجعان بیشترین فراوانی با خشونت روانی بوده است. مراجعه کنندگان نوعا زیر 40 سال و با سابقه ازدواج زیر 5 سال بودهاند. تصویر قربانی در این پژوهش، زن جوان بیسوادی است که به لحاظ مالی در مضیقه شدید بوده و دارای همسری جوان و دارای شغل آزاد و با تحصیلات کم است که برای بار نخست ازدواج کرده و جز قربانی همسر دیگری نداشته و اعتیادی هم به مواد مخدر ندارد.
سید مهدی سیدزاده، خدیجه جنگی،
دوره 20، شماره 2 - ( 6-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: خشونت خانگی از مهمترین حوزههای بزه دیدگی پنهان است که متاثر از عوامل مختلف ظهور و افزایش مییابد. هدف از پژوهش حاضر مطالعه تاثیر کرونا به عنوان یک بحران پزشکی و چندجانبه بر میزان خشونت خانگی است.
روشکار: روش پژوهش، توصیفی از نوع همبستگی بوده و از جامعه آماری زنان شهر مشهد، تعداد 250 نفر از حاشیه شهر به روش نمونهگیری در دسترس در پژوهش شرکت کردند. سوالات حاوی اطلاعاتی مربوط به نحوه رفتار زوج در بروز انواع خشونت در بازه زمانی یکسال قبل و بعد از کرونا است. جهت جمعآوری اطلاعات از پرسشنامه محقق ساخته استفاده شد. به منظور بررسی ارتباط معنایی متغیرها از روش آماری ضریب همبستگی پیرسون استفاده شد.
نتایج: دستاورد پژوهش حکایت از افزایش بروز انواع خشونت خانگی در نخستین سال پس از شیوع کرونا دارد. بیشترین سهم، مربوط به خشونت عاطفی و کلامی و کمترین آن در خشونت جنسی و جسمی خطرناک مشاهده شد. یافتهها نشاندهنده سطح بالای رابطه معناداری میان سطح درآمد و افزایش خشونت در دوران کرونا است (01/0 p<). در حالی که هیچ رابطه معناداری میان دسترسی به خدمات حمایتی و افزایش خشونت یافت نشد. همچنین از نظر پاسخدهندگان محدودیت دسترسی به دورهمیها و اجتماعات مهمترین عامل در ظهور و افزایش خشونت است.
نتیجهگیری: به نظر میرسد سیاستهای مربوط به اعمال محدودیتهای ارتباط فیزیکی، قرنطیته خانگی و آسیبهای اقتصادی ناشی از این امور را میتوان عمده عوامل رشد خشونت خانگی متاثر از کرونا ویروس دانست.