جستجو در مقالات منتشر شده


13 نتیجه برای علی اکبر

علی اکبر کریمی زارچی، کوروش هلاکویی نائینی،
دوره 1، شماره 4 - ( 4-1382 )
چکیده

سولفورموستارد فراوانترین عامل شیمیایی بود که ارتش عراق در جنگ علیه ایران استفاده کرد. هدف از انجام این تحقیق تعیین میزان های بروز عوارض ریوی و خطر نسبی عوامل موثر بر آن می باشد. به همین منظور یک مطالعه کوهورت تاریخی بر روی 1337 نفر از مصدومین شیمیایی که حداقل یکبار با گاز خردل مواجهه یافته بودند صورت گرفت. برای برآورد میزان بروز تجمعی، میزان بروز سالیانه، خطر نسبی بترتیب از الگوی پیشنهادی زکلو (Szklo)، برسلو (Breslow) و کاهن (Kahn) استفاده گردید. میانگین سن مصدومین هنگام مواجهه 25.5 سال (9.1± سال) بود. 1264 نفر از مصدومین (94.5%) یک نوبت با گاز شیمیایی مواجهه داشته و اکثر افراد مصدوم (96.2%) از وسایل محافظتی استنشاقی جهت مقابله با حملات شیمیایی استفاده کرده بودند. از بین مصدومین 15.1% عادت به سیگار داشتند. میزان بروز تجمعی عوارض ریوی 31.6% بود. کمترین میزان بروز سالیانه عوارض ریوی در سال اول پیگیری (7.5 در ده هزار) و بیشترین میزان بروز سالیانه در سال هفتم پیگیری (769 در ده هزار) مشاهده گردید. خطر نسبی بروز عوارض ریوی با فاصله اطمینان 95% در گروه های سنی 21 تا 25 سال، 30-26 سال، 35-31 سال، 36 سال و بالاتر نسبت به گروه سنی 20 سال و پایین تر بترتیب 1.12 (0.88-1.46) و 1.49 (1.10-2.01)، 1.70 (1.20-2.40) و 2.09 (1.57-2.77) محاسبه گردید. همچنین خطر نسبی با فاصله اطمینان 95% مواجهه بیش از یک بار نسبت به یک بار، وسیله محافظتی استنشاقی و سیگار در بروز عوارض ریوی بترتیب 0.69 (0.42-1.12)، 3.04 (4.20-2.20) و 1.08 (1.45-0.80) تعیین گردید. این مطالعه نشان داد که گروه های سنی 25 سال به بالا و همچنین عدم استفاده از وسایل محافظتی استنشاقی در افزایش خطر بروز عوارض ریوی نقش دارند. ینایراین توصیه می گردد، در مواقعی که احتمال بکارگیری سلاح های شیمیایی می رود بایستی دستورالعمل بکارگیری وسایل محافظتی (بویژه وسایل محافظتی استنشاقی) مورد توجه کامل قرار گیرد. همچنین به گروه سنی رزمندگان در میدان های رزم شیمیایی توجه شود.


رضا رادگودرزی ، ونداد شریفی ، آفرین رحیمی موقر ، علی فرهودیان ، ایزدیان الهه سهیمی ، محمدرضا محمدی ، نغمه منصوری ، علی اکبر نجاتی صفا ،
دوره 4، شماره 3 - ( 3-1385 )
چکیده

زمینه و هدف: بررسی و تحلیل روند مقالات پژوهشی بهداشت روان کشور منتشره در سالهای 1352- 1381.

روش کار: کلیه مقالات پژوهشی داخلی و خارجی در حوزه علوم روان پزشکی، روان شناسی و علوم عصب پایه در ایران، در شش دوره پنج ساله متوالی (از 1352 تا 1381)، با استفاده از بانک اطلاعات بهداشت روان کشور (IranPsych) مورد بررسی قرار گرفتند. در این مطالعه، روند مقالات در زمینه های زیر بررسی شد: اطلاعات مقاله نگاری، حوزه های اصلی، موضوعات، روش، محل پژوهش، منبع حمایت مالی و همکاری بین نویسندگان.

نتایج:3031 مقاله بررسی شد و تعداد کل مقالات در هر دوره و هر حوزه، روندی رو به افزایش داشته است. از نظر سهم هر یک از حوزه ها (فراوانی نسبی)، حوزه عصب پایه در سه دوره آخر رشد چشمگیرتری داشته است. در حوزه اپیدمیولوژی، روند، فرودی در دوره سوم داشته و سپس افزایش یافته است. حوزه های روانشناختی و بالینی با وجود نوساناتی، روند نسبتا ثابتی داشته اند. حوزه خدمات بهداشتی، سهم کمتری نسبت به سایر حیطه ها داشته است. از نظر روان شناسی پژوهش، نسبت مطالعات مروری، کاهش و مطالعات مشاهده ای مقطعی و کارآزمایی بالینی، افزایش داشته است.

نتیجه گیری: افت سهم تحقیقات خدمات بهداشتی از یافته های مهمی است که توجه مسوولان بهداشت روان کشور را می طلبد. شناخت روند پژوهش های انجام شده در بهداشت روان کشور می تواند مبنایی برای سیاستگذاری و برنامه ریزی پژوهش های بهداشت روان قرار گیرد.


علیرضا باهنر ، حسین رشیدی ، سوسن سیمانی ، احمد فیاض ، علی اکبر حق دوست ، مجید رضایی نسب ، محمدعلی راد ،
دوره 5، شماره 1 - ( 1-1386 )
چکیده

زمینه و هدف: هاری از جمله زئونوزهای مهمی است که در ایران از دیرباز وجود داشته است و شیوع آن بویژه در حیات وحش همواره باعث ابتلای سایر حیوانات از جمله نشخوارکنندگان، سگ ها و گربه هایی که در تماس بیشتری با انسان هستند شده است. با توجه به بروز و تنوع اقلیمی هاری در استان کرمان، در زمینه اپیدمیولوژی این بیماری در جمعیت های حیوانی استان، مطالعه ای به انجام رسید.

روش کار: طی سال های 1372 تا 1382 (11 سال)، تمام موارد حیوانی که مشکوک به هاری بودند و نمونه ای از مغز آنها از طریق شبکه ها و اداره کل دامپزشکی استان کرمان جهت بررسی و تشخیص سرولوژی آزمایش Rapid Fluorescent Focus Inhibition test (RFFIT) و پاتولوژی (آزمایش اجسام نگری) به انستیتوپاستور ایران ارسال شده بود، شناسایی و نتیجه آزمایش آنها بررسی شد. سایر داده ها نظیر: گونه دام، شهرستان فرستنده نمونه، فصل، میزان بارندگی و دما به عنوان متغیرهای مستقل جمع آوری گردید و پس از ورود به نرم افزار SPSS، با آزمون های مجذور کای، دقیق فیشر، آزمون t، کولموگروف اسمیرنوف و محاسبه ضریب همبستگی پیرسون، تجزیه و تحلیل آماری انجام شد.

نتایج: از مجموع 362 نمونه مغز حیوانات مشکوک به هاری، 301 مورد (%83.15) مثبت بوده است. تغییرات سالانه تعداد نمونه های حیوانی مشکوک به هاری و تعداد نمونه های تایید شده هاری طی سال های مورد مطالعه، روند صعودی را نشان می دهد؛ که این روند از سال 1379 تا 1382 محسوس تر است. در کل استان کرمان، شهرستان جیرفت (با 119 نمونه تایید شده) بیشترین و شهرستان بم (با 4 نمونه تایید شده) کمترین موارد هاری را در حیوانات داشته اند. لذا، بیشترین و کمترین مقدار ارزش اخباری مثبت (Positive predictive value) بر مبنای تشخیص کلینیکی هاری حیوانات، به ترتیب در شهرستان بردسیر با %95.8 و در شهرستان بم با %57.1 بوده است. گاو و گوسفند در بین حیوانات اهلی، بیشترین و نوعی جونده به نام خدنگ (Mongoose) در میان حیوانات وحشی، کمترین فراوانی ابتلا به هاری را در استان داشته اند. شیوع بیماری در حدود 50% از نمونه های روباه، 40% از سگ ها، 70% از گرگ ها و 3% از شغال ها ثبت شده است. با کاهش بارندگی و افزایش متوسط دما موارد مشکوک و موارد تایید شده حیوانی تا حدودی افزایش یافته است.

نتیجه گیری: افزایش جمعیت سگ های ولگرد و روی آوردن این حیوان و حیات وحش به علت تغییرات اکولوژی به سمت شهرها و روستاها می تواند از عوامل گسترش هاری در حیوانات منطقه باشد. به علاوه یافتن این نکته که در بین حیوانات مهاجم، روباه بیشترین نقش را دارد، اهمیت این حیوان را در انتقال بیماری بیش از پیش نشان می دهد و لزوم مطالعات بیشتر در زمینه اکواپیدمیولوژی بیماری را گوشزد می نماید.


محتبی سپندی، کورش هلاکوئی نائینی، شهین یاراحمدی، علی اکبر حق دوست، سحرناز نجات، مریم تقدیر،
دوره 7، شماره 1 - ( 6-1388 )
چکیده

زمینه وهدف: کم کاری تیرویید مادرزادی نوزادان (CH) یکی ازشایعترین علل مهم قابل پیشگیری عقب افتادگی ذهنی در نوزادان می‌باشد که بروز آن در کشور ایران بالاتر از متوسط جهانی می باشد. این مطالعه با هدف شناسایی ارتباط عوامل خطر CH در استان فارس انجام شد.
روش کار: این مطالعه یک مطالعه مورد- شاهدی می باشد که روی نوزادان تحت پو شش برنامه کشوری غربالگری CH به دنیا آمده بین سالهای 1382-1385 انجام شد. برای 126 مورد ، 401 کنترل انتخاب شد. آنالیز در دو مرحله تک متغیره و چند متغیره، انجام شد.
نتایج: رابطه معنی دار بین نسبت فامیلی والدین و CH بانسبت شانس (9/2 OR=) فاصله اطمینان 95% ( 8/4-8/1) در آنالیز چند متغیره مشاهده شد. همچنین در آنالیز چند متغیره ارتباط متغیر های نقایص مادرزادی بغیر از CH( 6/4-1)2/2 OR= ، نقایص مادر زادی در بستگان درجه اول والدین( 8/4-6/1)7/4 OR=،جنسیت مونث (3-1/1)9/1 OR= ، و دوقلویی( 7/9-8/1)4 OR=، با بیماری که در مطالعات دیگر به آن اشاره شده است، تایید شد.
نتیجه گیری: نتایج این مطالعه نقش احتمالی عوامل خطر فوق را در سبب شناسی بیماری نشان داد و بر چند علیتی بودن بیماری و نقش توام عوامل محیطی و ژنتیک تاکید دارد.


محمدحسن افتخاری، نیاز محمدزاده هنرور، عبدالرضا رجایی فرد، علی اکبر اوجی،
دوره 9، شماره 4 - ( 12-1390 )
چکیده

زمینه و هدف: با توجه به نقش استرس اکسیداتیودر پاتوژنز دیابت و اهمیت آنتی اکسیدان ها در رویکرد درمانی و جلوگیری از گسترش عوارض این بیماری و در نظر گرفتن خواص آنتی دیابتیک ایزوفلاون های سویا در این مطالعه اثرجنیستئین، به عنوان یکی از ایزوفلاون موجود در سویا بر سطح گلوکز، پروفایل لیپدی و فعالیت آنزیم پاراکسناز در موشهای دیابتی مورد بررسی قرار گرفت.

روش کار: 36 موش صحرایی نر نژاد Sprague-Dawley به صورت تصادفی به سه گروه تقسیم و با تزریق وریدی یک دوز 60 میلی گرمی استرپتوزوتوسین به ازاء هر کیلو گرم وزن بدن که در 05/0 مول به ازاء هر لیتر بافر سیترات حل شده بود در دو گروه از موشها دیابت القاء گردید و سطح گلوکز بالای 250 میلی گرم به ازاء دسی لیتر معیار دیابت در نظر گرفته شد. تغذیه موشها در طی 3 هفته مطالعه از غذای استاندارد پایه انجام شد که تنها در یک گروه از موشهای دیابتیک ایزوفلاون جنیستئین با درجه خلوص 95 درصد در میزان 600 میلی گرم به هر کیلو گرم غذا اضافه گردید. به منظور تعیین مقدار قند خون، شاخص های لیپیدی و فعالیت آنزیم پاراکسناز در حالت ناشتا از ورید دمی قبل از شروع مطالعه و در انتهای مطالعه نمونه خون تهیه گردید. با استفاده تست آماری ANOVA یک طرفه شاخص های بیوشیمیایی اندازه گیری شده در سه گروه مورد مقایسه و تجزیه و تحلیل قرار گرفت.

نتایج: مکمل یاری با جنیستئین تاثیر معنی داری بر سطح گلوکز خون ناشتا نداشت، اما کاهش معنی­داری در سطح تری گلیسیرید و کلسترول، LDL وHDL در گروه مکمل یاری شده دیده شد. جنیستئین تاثیر معنی داری بر عملکرد آنزیم پاراکسناز نداشت.

نتیجه گیری: جنیستئین می تواند نقش مفیدی در تصحیح آشفتگی ایجاد شده در پروفایل لیپیدی ناشی از دیابت ایفاء نماید.


یوسف محمدیان، سید جمال الدین شاه طاهری، علی اکبر صبور یراقی، حسین کاکویی، محمد حاج آقازاده،
دوره 10، شماره 4 - ( 12-1391 )
چکیده

زمینه و هدف : در این مطالعه سمیت سلولی کربن نانوتیوب تک جداره و چند جداره و کریزوتایل بر روی سلولهای اپیتلیال ریه انسان با استفاده از شاخص های سم شناسی :  No Observable  Adverse  Effect Concentration (NOAEC) و Inhibitory  Concentration 50 (IC50) و Total  Lethal Concentration (TLC) مقایسه شد.

روش کار: سلولهای اپیتلیال ریه انسان در مواجهه با غلظت های مختلف ( 1 تا 1500 میکروگرم بر میلی لیتر) کربن نانوتیوبها وکریزوتایل  به مدت 6 و24 ساعت قرار داده شدند و با استفاده از آزمون MTT سمیت سلولی بررسی شد. مقادیر شاخص های IC50، NOAEC و TLC با استفاده از آنالیز پروبیت بدست آمد.

نتایج : نتایج مطالعه نشان داد بین سمیت سلولی و غلظت مواجهه برای هر سه ماده از لحاظ آماری همبستگی معنی داری وجود دارد (001/0p<).  کربن نانوتیوب چند جداره کمترین مقدار شاخص NOAEC و IC50 را در مقایسه با کربن نانوتیوب تک جداره و کریزوتایل داشت. میزان شاخص TLC  کربن نانوتیوب  تک جداره کمتر از کربن نانوتیوب چند جداره و کریزوتایل بود.

نتیجه گیری : سمیت سلولی کربن نانوتیوب چند جداره در غلظت های کم نسبت به کربن نانوتیوب تک جداره و کریزوتایل بیشتر می باشد و با توجه به اینکه مواجهه با این مواد عمدتا در غلظت های کم صورت می پذیرد، بنابرین سمیت سلولی کربن نانوتیوب چند جداره از اهمیت بالایی برخوردار است و باید مدنظر افرادی که در مواجهه با این ذرات  هستند قرار بگیرد.  با توجه به بررسی ها ی صورت گرفته می توان نتیجه گیری کرد که کربن نانوتیوب ها همانند الیاف کریزوتایل سمیت سلولی قابل ملاحظه ای بر سلولهای اپیتلیال ریه انسان دارند.


ناصر هاشمی نژاد، علیرضا چوبینه، علی اکبر حقدوست، مصطفی محمدیان،
دوره 11، شماره 3 - ( 10-1392 )
چکیده

  زمینه و هدف: اندازه گیری و مقایسه نیروی چنگش دست با دامنه طبیعی نیروی چنگش یک روش معتبر تشخیص شدت آسیب های متعدد دست است. همچنین مقایسه کردن نیروی چنگش افراد مناطق مختلف می تواند برخی حقایق نهفته ناشی از عوامل ژنتیک و محیطی را نمایان سازد. بنابراین مطالعه حاضر با هدف مقایسه نیروی چنگش قدرتی و سه نوع چنگش ظریف ( Tip, Key and Palmar ) افراد سالم ساکن در پنج شهر ایران، و نیز تعیین دامنه طبیعی نیروهای چنگش شهروندان این شهرها انجام شد .

  روش کار: پژوهش حاضر یک مطالعه کاربردی و از نوع مقطعی است. جمعیت مورد مطالعه را 1008 نفر (526 مرد و 482 زن) از افراد سالم بزرگسال قومیت فارس پنج شهر ایران (مشهد، اصفهان، شیراز، کرمان و یزد) تشکیل دادند. برای اندازه گیری نیروی چنگش از توصیه های انجمن درمانگران دست آمریکا( ASHT )پیروی گردید. برای اندازه گیری نیروهای چنگش قدرتی از دینامومتر جامار و چنگش ظریف از پینچ گیج سیهان استفاده شد. همچنین تأثیر شاخص توده بدن ( BMI ) و ابعاد تن سنجی (طول دست، قد و وزن) بر نیروهای چنگش سنجیده شد.

  نتایج: در مطالعه حاضر اختلاف معنی داری بین نیروهای چنگش قدرتی و ظریف افراد بزرگسال پنج شهر مورد بررسی به دست نیامد. همچنین دامنه طبیعی این نیروها در شهرهای مورد بررسی تعیین گردید. نتایج نشان داد که از بین پارامترهای مورد بررسی، قد و طول دست بیشترین تأثیر را بر نیروهای چنگش دارند .

  نتیجه گیری: نتایج نشان داد که جمعیت های با قومیت یکسان، علیرغم سکونت در مناطق جغرافیایی متفاوت، دارای نیروی چنگش برابری هستند. همچنین اطلاعات دامنه طبیعی نیروی چنگش حاصل از این مطالعه، برای ارگونومیست ها جهت بهینه سازی برنامه های کاری و طراحی ابزارها و برای درمانگران در رسیدن به اهداف درمان، بررسی پاسخ بدن به درمانهای پزشکی و تشخیص صحّت عملکرد اندامهای فوقانی اهمیت دارند .



بهزاد دماری، عباس وثوق مقدم، کامل شادپور، علی اکبر زینالو،
دوره 11، شماره 4 - ( 12-1392 )
چکیده

  زمینه و هدف: از آنجائیکه سلامت موضوعی همه جانبه بوده و عوامل زیادی بر آن موثر است شکل گیری ساختاری که بتواند این عوامل را در استان مدیریت نماید کاری دشوار ولی ممکن است. تحلیل وضعیت تولیت در نظام سلامت نشان داده است که بستر موثری برای عملیاتی­سازی سیاست ها در استان ها فراهم نیست و لازم بود تا الگویی برای هماهنگی فرایند های سیاست گذاری و برنامه ریزی سلامت برای سطح استان ارایه شود.

  روش کار: این مطالعه توصیفی و تحلیلی بوده و از روش طراحی سیستم استفاده شده است. اطلاعات لازم از مرور متون علمی منتشر شده در زمینه سامانه های سیاست گذاری سلامت، تحلیل محتوای اسناد مرتبط به ساختارهای برنامه ریزی و سیاست گذاری در دانشگاه­های علوم پزشکی کشور و نظرخواهی کتبی از روسای دانشگاه های علوم پزشکی جمع آوری شده است. پس از تحلیل ذی نفعان کمیته راهبری تشکیل و اطلاعات طبقه بندی شده به آنها ارایه گردید و اصول و الزامات برای طراحی توافق شد. بر اساس این اصول «آیین نامه دبیرخانه سیاست گذاری سلامت استان» شامل اهداف، شیوه مدیریت، ساختار، فرایند- روال- استاندارد و منابع پیش نویس و طی چند جلسه بحث گروهی متمرکز با خبرگان منتخب در نظام سلامت تلفیق و تکمیل و بانظر کمیته راهبری نهایی شد.

  نتایج: پراکندگی مراکز سیاست ساز و تصمیم گیر در دانشگاه علوم پزشکی، ضعف در پایش و ارزشیابی سیاست ها و برنامه های سلامت استان، ضعف هماهنگی سیاست های آموزشی، پژوهشی و ارائه خدمات سلامت در سطح دانشگاه، ضعف نظام تصمیم گیری و سیاست گذاری مبتنی بر شواهد در هر سه سطح دانشگاه، هیات امنا، کارگروه تخصصی سلامت و امنیت غذایی استان، ضعف و یا کمی حضور ذینفعان کلیدی دانشگاه در تدوین سیاست های دانشگاهی و سلامت از جمله مهمترین نقاط قابل بهبود نظام سیاست گذاری و برنامه ریزی سلامت در استان است. دبیرخانه سیاست گذاری سلامت استان با توجه به خلاء های موجود می تواند نقش میانجی، نظارتی و مراقبتی رئیس دانشگاه (قائم مقام وزیر بهداشت درمان و آموزش پزشکی در استان) را عملیاتی کرده و از حصول سه جریان مطمئن شود: رعایت استانداردهای مشارکت جمعی دانشگاهیان و مردم، مبتنی بر شواهد بودن سیاست ها و برنامه ها و پایش پیشرفت برنامه ها و سیاست های ارتقای شاخص های سلامت در بین دستگاه های اجرایی استان.

  نتیجه گیری: واحد های متعدد سیاست گذاری و برنامه ریزی موثر بر سلامت در استان نیازمند «هماهنگی» است. ساختار پیشنهادی در این مطالعه نه تنها از ایجاد واحدهای موازی جلوگیری می کند بلکه سعی می نماید عملکرد واحدهای مشابه دیگر را نیز ارتقا دهد. استقرار ساختار در نمودار سازمانی و تشکیلاتی دانشگاه های علوم پزشکی و توانمندسازی کارشناسان آن به توسعه سیاست گذاری و برنامه ریزی یکپارچه کمک کرده و دستیابی به شاخص های برتر در سلامت استان و کل کشور را تسریع و تسهیل می کند.


زهرا پنجعلی، علی اکبر اصغری نژاد، حمیرا ابراهیم زاده، مهدی رضوانی، رسول یاراحمدی، سید جمال الدین شاهطاهری،
دوره 13، شماره 1 - ( 3-1394 )
چکیده

  زمینه و هدف: مواجهه با فلزات ‌ سنگین همواره باعث ایجاد صدماتی در شاغلان صنایع گردیده است. فلزات ‌ سنگین قادرند با ایجاد اختلال در عملکرد آنزیم ‌ های بدن و یا تجمع در بافت ‌ های مختلف باعث اختلال در سلامت انسان شوند. کادمیوم یکی از فلزات سنگین سمی است که در بیشتر صنایع مورد استفاده قرار می ‌ گیرد و کارگران صنایع فلزی، دراغلب موارد به عنوان یک ناخالصی با آن مواجه می ‌ شوند.

  روش کار: در این مطالعه یک جاذب ‌ پلیمر ‌ قالب ‌ یونی ‌ مغناطیسی ساخته شد و عوامل موثر بر استخراج و واجذب (بازیافت ≥ 95%) آن بهینه شد. پس از تائید اعتبار و ساختار فیزیکی، جاذب جهت تعیین کادمیوم ادرار به کار گرفته ‌ شد.

  نتایج: در این مطالعه شرایط بهینه عوامل استخراج؛ pH نمونه (7)، زمان ‌ استخراج( min 5)، میزان ‌ جاذب ( mg 10) بوده و عوامل ‌ واجذب، زمان ( min 5)، حجم ( mL 6) و غلظت حلال شویش ( mol.L-1 2) تعیین گردید. به دلیل عملکرد اختصاصی جاذب و نانوذره بودن آن حد آشکارسازی کادمیوم ppb 6/0تعیین و صحت و اعتبار روش بالا ارزیابی گردید (3% CV< ).

  نتیجه گیری: روش نانو جاذب ‌ های مغناطیسی قادراست مقادیر جزیی کادمیوم ادرار را با در اختیار داشتن امکانات در دسترس آزمایشگاهی همانند دستگاه FAAS به راحتی اندازه ‌ گیری کند. این روش علاوه بر صرفه ‌ جویی در هزینه ‌ ها و با حذف مراحل فیلتراسیون و سانتریفیوژ روند تجزیه را سرعت بخشیده و کار آنالیست ‌ ها را بسیار ساده نموده است.


سجاد مرادی، لیلا خرمی نژاد، فاطمه زارع، سیما علی اکبر، ژیلا مقبولی، خدیجه میرزایی،
دوره 14، شماره 4 - ( 12-1395 )
چکیده

مقدمه:در مطالعات امروزی نقش فعالیت بدنی در پیشگیری از بیماری­های غیرواگیر امری ثابت شده است. هدف از انجام این پژوهش بررسی ارتباط فعالیت جسمانی با میزان تراکم معدنی استخوان بر اساس مدت زمان شروع یائسگی می باشد.

روش کار: در این پژوهش مقطعی 254 خانم یائسه در سنین 46 تا 78 سال مورد بررسی قرار گرفتند. ارزیابی های تن سنجی با استفاده از روش BIA تعیین گردید. اندازه­گیری تراکم معدنی استخوان به روش DEXA و فعالیت بدنی با پرسشنامه بین المللی فعالیت بدنی (IPAQ) بررسی شد.

نتایج: توزیع سطوح فعالیت بدنی در زنان یائسه به ترتیب 7/39% غیرفعال، 6/47% با فعالیت متوسط و 5/12% با فعالیت بالا بود. همچنین نتایج بدست آمده بیانگر ارتباط مثبت میزان فعالیت بدنی در سنین اولیه یائسگی (55 سال سن و کمتر) با تراکم معدنی استخوان (03/0p=) و (05/0p=) T-score در ناحیه ستون مهره­ها می­باشد. این در حالی است که این ارتباط در ناحیه لگن مشاهده نشد (05/0> p).

نتیجه گیری: به نظر می رسد که می توان از سطوح فعالیت بدنی زنان در سنین اولیه یائسگی به عنوان یک عامل پیش بینی کننده میزان تراکم معدنی استخوان در ناحیه ستون مهره ها استفاده کرد.


ایمان حاتمی، نرگس خانجانی، محسن علی اکبرپور، عزیزاله دهقان،
دوره 16، شماره 1 - ( 3-1397 )
چکیده

زمینه و هدف:  با توجه به اهمیت لیشمانیوز پوستی در ایران، در این مقاله خصوصیات اپیدمیولوژیک مبتلایان به لیشمانیوز و روند زمانی و نقشه سازی بیماری در شهرستانهای تحت پوشش دانشگاه علوم پزشکی شیراز به منظور فراهم شدن زمینه تحقیقات بیشتر و ارائه راهکارهای موثر در جهت پیشگیری و کنترل بیماری مورد بررسی قرار گرفت.
روش کار:  داده ها به روش سرشماری با استفاده از آمارهای موجود در معاونت بهداشتی دانشگاه علوم پزشکی شیراز و شبکه بهداشت و درمان شهرستان­ها از سال 1384 تا 1393 جمع آوری شد و با استفاده از  نرم افزارهای اکسل و SPSS نسخه 19 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. برای مقایسه ها از آزمون کای مربع و رگرسیون پوآسون استفاده شد.
نتایج: میزان بروز بیماری از 109 مورد در صد هزار نفر در سال84 به 218 مورد در سال 87 افزایش و در سال 93 به 110مورد کاهش داشت. گروه سنی 9- 0 سال بیشترین گروه سنی آسیب پذیر و زنان خانه دار بیشترین گروه شغلی درگیر بود. بیشتر مبتلایان زخم مرطوب داشتند. دست ها بیشترین عضو مبتلا بود. بیشترین بروز بیماری در فصل پاییز بود. لیشمانیوز پوستی روستایی نوع غالب بود. سهم بیماری در سالهای انتهایی مطالعه در مناطق شمالی استان بیشتر از مناطق جنوبی بود.
نتیجه گیری: در سال­های انتهایی مطالعه برعکس سال­های ابتدایی، سهم بیماری در مناطق شمالی استان بیشتر از مناطق جنوبی بوده است. این یافته می تواند زنگ خطری مبنی بر احتمال جابجایی بیماری و گسترش آن در مناطقی که بیماری قبلا اندمیک نبوده است، باشد.
 
علی احمد رفیعی راد، علی اکبر حق دوست، حمید شریفی،
دوره 16، شماره 4 - ( 12-1397 )
چکیده

زمینه و هدف: استفاده از کاندوم در روابط آزاد جنسی یک ابزار اصلی است و هر دو شریک جنسی را از ابتلا به بیماری­های آمیزشی محافظت می­کند. لذا ضرورت دارد به صورت پیوسته، موضوع بررسی شود. پژوهش حاضر به بررسی وضعیت و دلایل استفاده و عدم استفاده جوانان ایرانی از کاندوم در روابط آزاد جنسی و مسایل فرهنگی مرتبط پرداخته است.
روش کار: مطالعه حاضر یک پیمایش ملی بوده است که به صورت مقطعی در سال 1393 از طریق نمونه­گیری خوشه­ای چند مرحله­ای در  13 استان کشور انجام شده است. ابزار مطالعه پرسشنامه و جامعه آماری جوانان 19تا29 ساله ایرانی بوده­اند.
نتایج: از میان نمونه آماری 3246 نفری مورد مطالعه 49% زن و 51% مرد بوده­اند. در میان نمونه 5/19% تجربه روابط آزاد جنسی داشته­اند (7/31% مردان و 9/6% زنان). از میان افراد دارای روابط آزاد 7/21% «هر بار»، 4/15% «تقریباً هر بار» 3/35% «بعضی اوقات» از کاندوم استفاده کرده­اند و 6/27% «هرگز» استفاده نکرده­اند. دلایل عدم استفاده منظم از کاندوم در دسترس نبودن، دوست نداشتن و گرانی کاندوم، لازم نبودن و استفاده از وسایل دیگر بوده است.
نتیجه­گیری: بخش عمده­ای از دلایل عدم استفاده از کاندوم ریشه های فرهنگی داشته و یا وابسته به ذایقه و ترجیحات فرهنگی بوده و لذا اصلاح آن نیازمند سیاستگذاری فرهنگی متناسب است.
احمد مهری، علی اکبر حسن پور، اکرم رباط جزی، مهرالسادات مهدی زاده،
دوره 19، شماره 2 - ( 6-1400 )
چکیده

زمینه و هدف: سرمایه اجتماعی از مولفه های اجتماعی تاثیرگذار بر پیامدهای سلامتی است که به عنوان یکی از عوامل مهم نابرابری‌های سلامت در میان جوامع مطرح است و از نگرانی‌های عمده نظام سلامت در حاشیه شهرهاست. هدف این مطالعه تعیین سرمایه اجتماعی و ارتباط آن با عوامل جمعیت شناختی و وضعیت سلامت درک شده در ساکنین حاشیه شهر مشهد در سال 99 بود.
روش کار: این مطالعه توصیفی تحلیلی با شرکت 300 نفر از ساکنین حاشیه شهر مشهد انجام شد که با روش نمونه گیری خوشه ای انتخاب شدند. ابزار جمع آوری داده ها؛ سوالات دموگرافیک، وضعیت سلامت درک شده، و پرسشنامه سرمایه اجتماعی اونیکس و بولن بود. تجزیه و تحلیل داده‌ها با استفاده از آزمون های آماری تی مستقل، ضریب همبستگی پیرسون، تحلیل واریانس یک طرفه و رگرسیون خطی چندگانه با استفاده از نرم افزار SPSS 24  انجام شد.
نتایج: میانگین سن افراد 11± 6/34 سال و نمره سرمایه اجتماعی شرکت کنندگان 52/10± 63/53 بود. در بین حیطه‌های هشت گانه سرمایه اجتماعی، به ترتیب ارزش زندگی 7/17± 91/57 و مشارکت در جامعه محلی 28/15±28/44 بیشترین و کمترین میانگین نمره را کسب کردند. نتایج نشان داد جنسیت، تحصیلات و وضعیت سلامت درک شده، 23% از تغییرات سرمایه اجتماعی کل را پیش بینی می‌کنند (001/0>p).  
نتیجه گیری: در این مطالعه سطح سرمایه اجتماعی شرکت کنندگان مطالعه پایین بود و عوامل جمعیت شناختی و وضعیت سلامت با سرمایه اجتماعی ارتباط داشتند. ضروری است سیاستگذاران و برنامه ریزان سلامت به نقش این عوامل نوجه داشته باشند و مداخلات جامعه محور طراحی و اجرا کنند.

صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به فصلنامه دانشکده بهداشت و انستیتو تحقیقات بهداشتی می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by : Yektaweb