جستجو در مقالات منتشر شده


31 نتیجه برای فرید

پروین نصیری، فریده گلبابایی، اکبر احمدی آسور، کرامت الله نوری،
دوره 1، شماره 2 - ( 2-1382 )
چکیده

این پژوهش بمنظور ارزیابی اثرات توام صدا و حلال آلی تولوئن بر روی قدرت شنوایی کارگران، در دو کارخانه کفش سازی در تهران انجام گرفته است. از این دو کارخانه 64 کارگر انتخاب شدند که در سه گروه در معرض صدا (33 نفر)، در معرض تولوئن (5 نفر) و در معرض صدا و تولوئن (26 نفر) قرار داشتند. تراکم تولوئن در منطقه تنفسی کارگران و تراز کلی و تراز معادل نیم ساعته صدا اندازه گیری گردید. دز صدای شنیده شده توسط کارگران در طول شیفت کار محاسبه و شنوایی کارگران در فرکانس های 500 الی 4000 هرتز اندازه گیری شد و از روی نتایج شنوایی سنجی پس از تصحیح سن، میزان معلولیت توام دو گوش از راه هوایی و استخوانی محاسبه گردید. نتایج بررسی نشان داد که ارتباط معنی داری بین افت شنوایی ناشی از مواجهه با صدا و همچنین ناشی از مواجهه با صدا و تولوئن وجود دارد (P<0.05). گروهی که در معرض صدا و تولوئن بودند نسبت به گروهی که در معرض صدا بودند، افت شنوایی و معلولیت شنوایی بیشتری را نشان دادند. این بررسی نشان می دهد تولوئن با تاثیر بر سیستم شنوایی سبب افت شنوایی بیشتری در فرکانس های میانی می شود.


جبرائیل نسل سراجی، فریده صادقیان، سیدرضا مجدزاده،
دوره 1، شماره 3 - ( 3-1382 )
چکیده

این مطالعه انجام شد تا شاخص های غیبت ناشی از بیماری ها و دردهای پشت مشخص شود و سپس عوامل آسیب زایی که سبب غیبت ناشی از دردهای پشت می شود تعیین گردد. اطلاعات مورد استفاده در مرحله اول، مطالعه غیبت های بیش از سه روز متوالی ناشی از همه بیماری ها از اول دی ماه 1377 لغایت اول دی ماه 1378 در معدن زغال سنگ طزره (یکی از معادن زغال سنگ البزر شرقی) بود. تشخیص بیماری براساس مدارک پزشکی که توسط پزشک تایید شده بود، انجام گرفت. مرحله دوم مطالعه مورد شاهدی بود. گروه مورد (N=48) حداقل یک دوره غیبت بیش از سه روز متوالی ناشی از دردهای پشت را تجربه کرده بودند که مورد تایید پزشک قرار گرفته بود و گروه شاهد بطور تصادفی از جامعه مورد مطالعه از میان کسانی انتخاب شدند که چنین غیبتی را نداشتند. آنها توسط پرسشنامه مورد سوال قرار گرفتند. این سوالات درباره غیبت بیش از سه روز متوالی ناشی از دردهای پشت و درباره تماس آنها با عوامل مختلفی بود که به عنوان عوامل آسیب زای کمر در نظر گرفته شده است. فراوانی نسبی غیبت در نتیجه همه بیماری ها و دردهای پشت بترتیب 8.3% و 6% بود و برای شیوع غیبت ناشی از همه بیماری ها و دردهای پشت اعداد بترتیب 24% و 5% بودند. متوسط طول مدت غیبت برای همه بیماری ها 16.1 روز و برای دردهای پشت 9.9 روز بدست آمد. میزان روزهای غیبت در نتیجه دردهای پشت در مقایسه با همه بیماری ها 0.1 حاصل شد. درصد غیبت ناشی از بیماری ها نیز 0.14 بدست آمد. در مرحله دوم مطالعه، ارتباط معنی داری بین غیبت ناشی از دردهای پشت و حمل بار بیش از طول ساعد، (OR=10.75 و P=0.0059)، تکرار دفعات بلند کردن بار (OR=2.21 و P=0.0005)، کنتراتی بودن کار (OR=2.21 و P=0.025) و سرمای محیط کار (OR=2.54 و P=0.018) بدست آمد.


مصطفی رضائیان، فریدون باقری، شهره فرنیا، زهرا بابایی،
دوره 1، شماره 3 - ( 3-1382 )
چکیده

در عملیاتی که روی آب و خاک در منطقه کازرون طی دو سال از 1378 الی 1380 به عمل آمد، مجموعا 354 نمونه آب و خاک از رودخانه ها و دریاچه پریشان تهیه گردید که 10 مورد آمیب آکانتاموبا و 3 مورد نگلریا جداسازی شد این موارد مثبت براساس نمونه گیری های متعدد که در فصول مختلف سال و در شرایط اکولوژیک متفاوت بعمل آمد، حاصل گردید. نمونه های آبی با روش های فیلتراسیون و عبور از صافی ها برای جداسازی میکروارگانیسم ها و با کمک سانتریفوژ آماده شد و سدیمان های حاصله با مشاهده در زیر میکروسکوپ با بزرگنمایی 10 و 40 و کشت در محیط های آگار غیر مغذی که توسط اشرشیاکلی تقویت می گردید مورد بررسی قرار گرفتند. ضمن این بررسی یک مورد کراتیت آمیبی ناشی از آکانتاموبا در بین بیماران چشمی نیز جدا و مورد شناسایی قرار گرفت، بیمار دختری 22 ساله و ساکن شهرستان کازرون می باشد که جهت درمان به پزشک معالج معرفی شد.


مینا طباطبایی، احمدرضا درستی، فریدون سیاسی، عباس رحیمی،
دوره 2، شماره 1 - ( 1-1383 )
چکیده

شیوع گسترده چاقی در بزرگسالان و عوارض و مشکلات ناشی از آن برای فرد و جامعه، همواره از مسائل تغذیه ای و بهداشتی بوده است. افزایش ناگهانی شیوع چاقی کودکان در نقاط مختلف جهان در دهه گذشته توجه زیادی را به خود معطوف داشته است. اطلاعات زیادی از شیوع چاقی در کودکان نقاط مختلف ایران در دست نیست، بنابراین انجام مطالعات جهت تعیین شیوع چاقی در کودکان نقاط مختلف ایران ضروری می نماید. درعین حال وجود مرجع های مختلف برای تعیین چاقی کودکان، مشکلاتی را در مطالعه چاقی کودکان ایرانی ایجاد می نماید. هدف از مطالعه حاضر تعیین شیوع چاقی در دانش آموزان دبستانی شهر اهواز با استفاده از مرجع های حسینی و همکاران، CDC 2000 و IOTF 2000 بوده است. تعداد 3482 دانش آموز 12-6 ساله در سطح دبستان های شهر اهواز از طریق نمونه گیری خوشه ای دومرحله ای انتخاب شدند. قد و وزن اندازه گیری و BMI محاسبه گردید. دانش آموزانی که در مقایسه با مرجع های حسینی و همکاران و CDC 2000 دارای BMI بزرگتر و مساوی صدک 95 بودند بعنوان چاق تعیین گردیدند. همچنین با مقایسه BMI دانش آموزان با داده های مرجع IOTF 2000 افراد چاق مشخص شدند. یافته ها نشان داد که شیوع چاقی در دانش آموزان مورد بررسی برپایه سه مرجع ایرانی، CDC و IOTF بترتیب 10.9%، 5.2% و 3.6% می باشد. براین اساس، شیوع چاقی در دانش آموزان دبستانی اهواز بالا بوده و بررسی های بیشتر جهت تعیین عوامل مرتبط با چاقی ضروری است. همچنین، مراجع مختلف شیوع چاقی را بسیار متفاوت برآورد می نمایند.


علیرضا ابدی، کاظم محمد، محمدرضا مشکانی، انوشیروان کاظم نژاد، یدالله یدالله محرابی، فریدون عزیزی،
دوره 2، شماره 1 - ( 1-1383 )
چکیده

خطای طبقه بندی نادرست بیماری یا عوامل خطر از منابع اصلی اریبی در مطالعات می باشد. در مطالعات گذشته نگر با تقسیم بندی غلط افراد به گروه های مواجهه یافته و مواجهه نیافته این خطا در مطالعه و نتایج آن وارد می شود. هدف از این بررسی نشان دادن تاثیر این خطا در محاسبه نسبت بخت (نسبت برتری) در مطالعات گذشته نگر و ارائه روش تصحیح آن می باشد. براساس اطلاعات حاصل از اجرای مرحله اول مطالعه قند و لیپید تهران داده های مربوط به 3332 مرد بالای 30 سال برای بررسی ارتباط میان وضعیت مصرف سیگار و آنژین صدری مورد استفاده قرار گرفته است. به منظور تعیین وجود آنژین صدری از پرسشنامه استاندارد Rose استفاده شده است. باتوجه به دو تعریف مختلف از مصرف سیگار (سیگاری فعال-غیر سیگاری) و (سیگاری و ترک کرده-غیر سیگاری) به بررسی ارتباط میان متغیرها پرداخته شده است. براساس تعریف اولیه از مصرف سیگار که در بسیاری از تحقیقات پرسشگری از وضعیت کنونی مصرف سیگار است نسبت بخت ابتلا به آنژین صدری در سیگاری ها 1.09 (CI95%: 0.84-1.41) برابر غیر سیگاری هاست که اختلاف معناداری را نشان نمی دهد. پس از تصحیح داده ها باتوجه به احتمالات طبقه بندی نادرست غیر افتراقی نسبت بخت به 1.13 (CI95%: 0.89-1.43) افزایش یافته که همچنان اختلاف معناداری میان نسبت بخت آنژین صدری برای افراد سیگاری بالنسبه به افراد غیر سیگاری را نشان نمی دهد. پس از تصحیح داده ها باتوجه به احتمالات طبقه بندی نادرست افتراقی نسبت بخت به 1.46 (CI95%: 1.15-1.85) افزایش می یابد که موید اختلاف معنادار میان دو گروه است. طبقه بندی غلط از منابع اریبی است که موجب تحلیل نادرست از روابط بین متغیرها می گردد. نتایج حاصل از این مطالعه نشان می دهد که در صورت وجود احتمالات طبقه بندی نادرست افتراقی استفاده از روش های تصحیح غیر افتراقی کارایی نخواهد داشت.


فریده دهقان منشادی، مهری قاسمی، اصغر رضا سلطانی، بتول پاشایی،
دوره 2، شماره 4 - ( 4-1383 )
چکیده

زمینه و هدف: براساس آمار و اطلاعات موجود 44% از ضایعات ناشی از کار، ابتلای سیستم عضلانی-اسکلتی است که حدود 60% از آن مربوط به کمردرد است. فعالیت جسمی سنگین، بلندکردن اجسام سنگین، خم شدن، ایستادن طولانی مدت، پوسچر غیرطبیعی، حرکات ناگهانی و سریع حین انجام کار و ساختار بدنی کارگر از جمله عواملی هستند که ارتباط آنها با بروز کمردرد نشان داده شده است. هدف پژوهش حاضر، تعیین درصد شیوع کمردرد در کارگران شاغل در سالن های تولید و مونتاژ یکی از کارخانجات خودروسازی تهران و تبیین تاثیر تعدادی از عوامل فردی و شغلی برآن می باشد. این تحقیق به روش توصیفی-تحلیلی بر روی 132 کارگر با دامنه سنی 60-21 سال (7.2±32.3) انجام گرفت. این افراد به روش تصادفی و سیستماتیک و با استفاده از لیست استخدامی کارخانه انتخاب شدند و تکنیک اجرای تحقیق مصاحبه و پرسشنامه بود. برای طراحی پرسشنامه، از پرسشنامه استاندارد NORDIC و همچنین پرسشنامه بین المللی بررسی سطح فعالیت فیزیکی (IPAQ) استفاده شد. پس از جمع آوری اطلاعات و تکمیل پرسشنامه ها، از نرم افزار آماری SPSS Win/11 و روش های آمار توصیفی و آزمون مجذور کای برای تحلیل داده ها استفاده شد. شیوع کمردرد در یکسال گذشته 51.5% بود. 45% از افراد اولین بار حین کار دچار کمردرد شده بودند. 81.8% از کارگران در حین کار مجبور به بلند کردن اجسام بودند. افزایش سن و سابقه کار و همچنین داشتن سابقه گردن درد مزمن و فعالیت فیزیکی سنگین سبب افزایش میزان ابتلای به کمردرد شده بود. علاوه براین میزان شیوع کمردرد با عوامل شغلی چون هل دادن و کشیدن اجسام و چرخش و خم شدن ستون فقرات حین کار ارتباط معنادار آماری نشان داد. باتوجه به اینکه بیش از نیمی از افراد جامعه مورد مطالعه در تحقیق حاضر یعنی 51.5% در یکسال گذشته، دچار کمردرد و عوارض ناشی از آن شده بودند، لزوم توجه مسئولین واحدهای بهداشت کار کارخانه ها در جهت شناخت عوامل موثر و آموزش کارگران، همچنین بهبود شرایط انجام کار و ارتقا شاخص های روانی-اجتماعی کارگران توصیه می شود.


مهری قاسمی، فریده دهقان منشادی، اصغر رضا سلطانی، حیات الله شیخ زاده،
دوره 3، شماره 1 - ( 1-1384 )
چکیده

بررسی میزان آگاهی کارگران از اصول صحیح انجام کار و میزان عملکرد آنها مقوله ای است که در این تحقیق به آن پرداخته شده است. سایر محققان نیز کم و بیش مطالعاتی را در این زمینه انجام داده اند و به نتایجی دست یافته اند. در بعضی تحقیقات مشخص شده که پس از اجرای برنامه آموزشی افزایش آگاهی افراد گزارش شده درحالیکه تفاوت قابل توجهی در رفتار و عملکرد کارگران در مورد سلامتی کمر ایجاد نشده است. در عین حال بعضی از تحقیقات نیز، رابطه معنی داری را بین افزایش میزان آگاهی و عملکرد کارگران بدست آورده اند. برای مثال نشان داده شده که آموزش های انجام شده در جهت افزایش آگاهی و بهبود عملکرد بیماران نسبت به روش درمان معمول اثر بهتری روی درد مزمن دارد. همچنین بررسی ها نشان داده اند که Back school روش موثری برای تغییر میزان آگاهی و رفتار کارگران می باشد. تحقیق حاضر با استفاده از دو پرسشنامه که میزان آگاهی و عملکرد کارگران صنایع خودروسازی را می سنجید صورت گرفت. سوالات پرسشنامه باتوجه به منابع ارگونومی در چهار بخش با عناوین: ویژگی های بار و نحوه حمل و انتقال آن، وضعیت انجام کار و عوامل فردی، تلاش فیزیکی و ابزار و شرایط محیط کار طراحی شدند. از نظر میزان آگاهی 11% افراد آگاهی ضعیف و 57% آنها آگاهی متوسط و 32% آنها آگاهی خوب داشتند. از نظر میزان عملکرد نیز 52% در گروه ضعیف، 18% در گروه متوسط و 2% نیز در گروه عملکرد خوب و مناسب قرار داشتند. 28% افراد حتی از سطح عملکرد ضعیف نیز برخوردار نبودند. در مجموع یافته های این تحقیق حاکی از آن است که میزان آگاهی افراد در زمینه اصول صحیح کارکردن در مورد کمر در سطح مطلوبی است و این درحالیست که افراد از نظر عملکرد در سطح پایینی قرار داشتند و به این ترتیب رابطه آماری معنی داری بین میزان آگاهی و بهبود عملکرد کارگران بدست نیامد.


سید جمال الدین شاه طاهری ، فرهاد قمری ، فریده گل بابایی ، عباس رحیمی ، محسن عبدالهی ،
دوره 3، شماره 2 - ( 2-1384 )
چکیده

در این مطالعه با استفاده از مواد جاذب جامد، عوامل موثر بر تغلیظ و تخلیص ترانس، ترانس - موکونیک اسید مشتمل بر pH نمونه، غلظت نمونه، حجم و سرعت عبور نمونه از روی جاذب، نوع حلال شستشو (Washing solvent) و شویش (Elution solvent) و نوع جاذب مورد ارزیابی قرار گرفت. اسید مذکور به عنوان متابولیت بنزن می باشد که بعد از آماده سازی نمونه های آزمایشگاهی (Sample preparation)، با استفاده از دستگاه HPLC مجهز به ستون C18. 0.5µm) و (250 cm × 4.6 mm id و آشکارساز UV در طول موج 259 نانومتر و با به کارگیری فاز برنده (حامل): آب، متانول، اسید استیک v/v/v)؛(69:30:1 در سرعت جریان فاز برنده 1ml/min،تعیین گردید و راندمان بازیافت آن از فاز جامد به دست آمد. در این ارزیابی آزمایشگاهی، فاز جامد تبادل آنیونی قوی (SAX) در آماده سازی نمونه با جاذبهای غیرقطبی 8 C و C18مقایسه شد. راندمان بازیافت موکونیک اسید با نوع جاذب، نوع حلال شستشو، حجم نمونه، pH نمونه و سرعت عبور نمونه دارای ارتباط معنی داری بود (p<0.001). بهترین بازیافت در pH=7 و سرعت عبور 1ml/min و اسیداستیک 1% به عنوان حلال شستشو و اسیداستیک 10% به عنوان حلال شویش با استفاده از جاذب SAX به دست آمد. در این مطالعه بین غلظت نمونه و میزان بازیافت موکونیک اسید رابطه معنی داری وجود نداشت (P>0.05). بازیافت موکونیک اسید از نمونه های ادراری Spiked در غلظت 0.1-10 µg/ml بیش از 95% به دست آمد.حد تعیین (Limit of detection) این ماده با شرایط کروماتوگرافی ذکر شده فوق 0.01µg/ml (هفتاد مرتبه کمتر از استاندارد مواجهه بیولوژیکی) تعیین گردید. همچنین روش بهینه شده با استفاده از نمونه های Spiked در سه غلظت 0.1µg/ml و 1µg/ml و 10µg/ml معتبرسازی شد که قابلیت تکرارپذیری مناسب آن در شش روز متوالی (Day-to-day reproducibility) و در طول یک روز (Within-day reproducibility) مورد تایید قرار گرفت.


علیرضا چوبینه ، فریده گل بابایی ،
دوره 3، شماره 2 - ( 2-1384 )
چکیده

استفاده از هودهای بیولوژِیکی ایمن (BSCs) در سالهای اخیر گسترش روز افزونی یافته است. BSCs در آزمایشگاهها برای حفاظت پژوهشگران، مواد و محصولات در برابر مخاطرات بیولوژیکی مورد استفاده قرار می گیرند. کارایی و توانایی BSCs در زدودن آلودگی های میکروبی از هوا به عملکرد فیلتر هپا، فن و الگوی جریان هوا بستگی دارد. برای اطمینان از عملکرد مطلوب BSCs ضروری است آن را در فواصل زمانی معین مورد آزمایش و ارزیابی قرار داد. عدم توجه به این موضوع باعث خسارات مستقیم و غیرمستقیم می شود. مطالعه حاضر با هدف ارزیابی عملکرد هفت BSCs در یک مرکز تحقیقاتی انجام شده است. BSCsمورد آزمون در آزمایشگاههای کشت کلامیدیا، باکتریهای گوارشی، آزمایشگاه پولیو 1 (دو دستگاه BSCs)، آزمایشگاه پولیو 2، آزمایشگاه کشت سلول و آزمایشگاه کشت سلول (ایمونولوژی) مستقر بودند. ارزیابی با توجه به روش مطرح در استاندارد (1992) BS 5726 و از طریق نمونه برداری از هوای درون محفظه BSCs و اندازه گیری تراکم بیوآئروسولها انجام شده است. سرعت جریان inflow و downflow نیز اندازه گیری شدند و یکنواختی جریان هوا مورد مطالعه قرار گرفت. حداقل تراکم بیوآئروسولها در زیر BSCs برابر با 0.2 cfu/m3 و حداکثر آن 1.33 cfu/m3 تعیین گردید. اندازه گیری inflow نیز نشان داد که کمترین مقدار برابر 0.33 m/s و مربوط به BSC آزمایشگاه کشت کلامیدیا (کلاس I ساخت (Ceas schip می باشد که از مقدار توصیه شده در استاندارد (0.7 m/s) کمتر است. بیشترین inflow اندازه گیری شده (1.1 m/s) مربوط به BSC آزمایشگاه باکتریهای گوارشی است که از نوع II/A ساخت کمپانی C‏eas schip می باشد. کمترین downflow مربوط به BSC آزمایشگاه کشت سلول (کلاس II ساخت کمپانی Ceas schip) می باشد (0.09 m/s) که با مقدار استاندارد (0.25 - 0.5 m/s) فاصله دارد و بیشترین آن مربوط به BSC شماره یک آزمایشگاه کشت سلول (پولیو 1)می باشد 0.53 m/s) ). به طور کلی نتایج نشان داد که هیچ یک از هفت BSCs مورد مطالعه، شرایط استریل را در فضای زیر هود فراهم نکرده و از نظر وضعیت جریان هوا نیز به طور کامل با استاندارد BS 5726 مطابقت ندارند.


بنی اسدی محمد، بابایی غلام رضا، زراعتی حجت اله، معماری فریدون،
دوره 4، شماره 1 - ( 1-1385 )
چکیده

زمینه و هدف: ارایه فواصل اطمینان برای پارامترهای مجهول در مطالعات مختلف معمولا بر اساس پذیرش پیش فرض هایی است که از آن جمله می توان به ضرورت بزرگ بودن حجم نمونه (به اندازه کافی) اشاره داشت. هدف از انجام این تحقیق، بررسی چگونگی به کارگیری روش بوت استرپ (Bootstrap) در مدل رگرسیون لجستیک (Logistic Regression) و نشان دادن ضرورت بکارگیری روش بوت استرپ در مدل های رگرسیونی لجستیک در مواردی است که اطلاعات کافی در اختیار محقق نباشد.

روش کار: برای این منظور اطلاعات مربوط به 150 بیمار را که در فاصله سال های 1378 تا 1380 در انستیتو کانسر مجتمع بیمارستانی امام خمینی تهران به علت ابتلا به سرطان سینه مورد عمل جراحی قرار گرفته اند استخراج کردیم، سپس نمونه تصادفی 50 تایی از بین 150 بیمار استخراج گردید.

نتایج: با استفاده از روش معمول رگرسیون لجستیک، مدل مناسب و معنی داری بر اطلاعات اولیه برازش شد و برای هر یک از ضرایب مدل، فاصله اطمینان و خطای معیار محاسبه گردید. نتایج حاصل از کاربرد روش معمول و استفاده از روش بوت استرپ در نمونه های متفاوت نشان می دهد که کاربرد روش بوت استرپ در مواردی که با حجم نمونه ناکافی مواجه هستیم و شرایط مناسب برای استفاده از روش معمول رگرسیون لجستیک فراهم نیست، ضروری بوده و نتایج به دست آمده با افزایش تکرارهای بوت استرپ، به نتایج حاصل از داده های کامل نزدیک می شود.

نتیجه گیری: این امر، هم در مورد برآورد ضرایب مدل و هم در مورد فاصله اطمینان و خطای مربوط به ضرایب، صادق است.


آرام تیرگر ، فریده گل بابایی ، کرامت اله نوری ، سیدجمال الدین شاه طاهری ، محمدرضا گنجعلی ، جواد حامدی ،
دوره 4، شماره 4 - ( 4-1385 )
چکیده

زمینه و هدف: کروم شش ظرفیتی یک عامل مخاطره آمیز شغلی است که مواجهه با آن از سوی بسیاری از سازمان ها سرطانزا شناخته شده است. شدت خطر، کثرت شاغلین در معرض و پایین بودن تراکم مجاز موجب می گردد تا استفاده از دقیق ترین شیوه های نمونه برداری، تجزیه شیمیایی، و تکنیک های کنترل ضرورت یابد. بدیهی است جهت توسعه، ارزیابی و مقایسه روش های مختلف نمونه برداری، تجزیه شیمیایی و تکنیک های کنترل و همچنین بررسی عوامل موثر در تعیین تراکم آلودگی هوا به کروم، در اختیار داشتن تولید کننده میست بسیار کمک کننده است.

روش کار: با اقتباس از یک وان آبکاری کروم سخت که قسمت اعظم آن CrO3 است منبعی از تولید میست طراحی و ساخته شد. به منظور کنترل شرایط نمونه برداری محفظه ای از جنس پلکسی گلاس در بالای تولید میست نصب گردید. بر روی دیواره محفظه در مجموع 60 منفذ در سه ردیف با فاصله معین جهت نمونه برداری همزمان پیش بینی شد. با استفاده از 48 سری نمونه برداری همزمان توسط چهار نمونه بردار روبسته (Closed face filter cassette) منطبق با روش NIOSH 7600 در جایگاه های مختلف، یکنواختی تراکم درون محفظه نمونه برداری، اثر ارتفاع نمونه بردارها از سطح محلول درون وان، و فاصله هدها از هم مورد بررسی قرار گرفت.

نتایج: نتایج آنالیز واریانس (ANOVA) روی داده های نمونه برداری همزمان، گویای عدم اختلاف معنی دار آماری بین تراکم میست کروم در جایگاه های مختلف بود (P=0.802). محاسبه ضریب تغییرات تراکم (CV) در جایگاه های مختلف طی نمونه برداری های همزمان در ارتفاع های متفاوت حاکی از کمتر بودن دامنه تغییرات این ضریب در ارتفاع 50 سانتیمتر می باشد (1.04±1.89 در مقایسه با 2.12±2.2 و 1.60±(1.89. این مقایسه برای نمونه برداری هایی با فاصله کمتر از 7.5 و 15-7.5 سانتیمتر گویای پایین تر بودن دامنه تغییرات ضریب مذکور در فاصله کمتر از 7.5 سانتیمتر بود (0.92±1.65 در برابر 1.77±(1.07.

نتیجه گیری: با توجه به نتایج حداکثر یکنواختی در تولید میست در ارتفاع پنجاه سانتیمتر از سطح محلول و نمونه بردارهایی با فاصله کمتر از هفت و نیم سانتیمتر از هم، قابل ابتیاع است.


فریده گل بابایی ، سلیمان خواجی ، آرام تیرگر ، سیدجمال الدین شاه طاهری ، کرامت اله نوری جلیانی ،
دوره 5، شماره 1 - ( 1-1386 )
چکیده

زمینه و هدف: کروم شش ظرفیتی یکی از عوامل شغلی سرطانزا در انسان است که انتشار آن در هوا سلامت بسیاری از کارگران را به خطر انداخته است. کثرت افراد در معرض و جدیت خطر موجب گردیده است تا طی سال های اخیر بطور قابل ملاحظه ای از آستانه مجاز مواجهه با آن کاسته شود و همزمان روش های متعددی جهت تعیین مقدار سریعتر و دقیقتر آن توسعه یابد. نظر به نقش غیرقابل انکار ابزارهای نمونه برداری و عوامل موثر بر آن در تعیین دقیق تراکم آلودگی، هدف از این تحقیق مقایسه عملکرد نسبی نمونه بردارهای مختلف و بررسی برخی عوامل موثر شامل ارتفاع نمونه برداری، غلظت محلول درون وان، و مدت نمونه برداری بوده است.

روش کار: به منظور تولید میست از یک مولد و محفظه نمونه برداری با قابلیت اثبات شده تولید اتمسفر یکنواخت میست کروم موجود در آزمایشگاه بهداشت حرفه ای دانشکده بهداشت استفاده شد. بررسی عملکرد چهار نمونه بردار ذرات قابل تنفس IOM) و ‍CIS) و ذرات کل (روبسته و روباز) نیز از طریق نمونه برداری همزمان انجام پذیرفت. نمونه ها منطبق با روش استاندارد NIOSH 7600 توسط فیلترهای پلی وینیل کلراید (PVC) با دبی 20.1 لیتر بر دقیقه، جمع آوری و تجزیه و تحلیل شدند. همچنین اثر متغیرهای دیگری شامل: ارتفاع نمونه برداری (ارتفاع های 30 و 50 سانتی متر از سطح محلول وان)، مدت زمان نمونه برداری (مدت 30 و 90 دقیقه) و غلظت وان آبکاری (125 و 250 گرم در لیتر)، بر عملکرد نمونه بردارهای فوق مورد ارزیابی قرار گرفت. اینکار از طریق 20 سری نمونه برداری همزمان، در دامنه وسیعی از تراکم بین 2 تا 2725 میکروگرم بر متر مکعب صورت پذیرفت.

نتایج: نتایج حاصل از تحلیل بلوکی تصادفی کامل، گویای اختلاف معنی دار آماری در عملکرد نمونه بردارهای مختلف با یکدیگر بوده است (P<0.001). اختلاف آماری مذکور بین نمونه بردارها در مدت ها، ارتفاع ها، و غلظت های مختلف نیز وجود داشته است. آزمون مقایسه ای چندگانه شفه نشان داد که اختلاف موجود مابین نمونه بردارها مربوط به عملکرد متفاوت نمونه بردار IOM بوده است. ضمنا نمونه بردار IOM دارای بیشترین دقت بوده است.

نتیجه گیری: کارایی نمونه بردارهای ذرات کل و ذرات قابل تنفس در ارزیابی تراکم میست کروم شش ظرفیتی هم ارز نمی باشند و ضمنا علیرغم وجود اختلاف معنی دار آماری بین دو سطح (P<0.05)، عامل های ارتفاع نمونه برداری (4.095.56 در برابر 8.6884.8 میکروگرم بر مترمکعب)، غلظت محلول درون وان (2.734.96 در مقابل 11.887.85 میکروگرم بر مترمکعب)، و مدت نمونه برداری (6.886.34 در مقایسه با 5.908.90 میکروگرم بر مترمکعب)، این عوامل فاقد اثر تعیین کننده ای بر روی تراکم بدست آمده از نمونه بردارها بوده اند (P>0.05). همچنین نمونه بردار CIS بدلیل آسیب پذیری در نتیجه خاصیت اسیدی میست کروم، وسیله مناسبی جهت نمونه برداری از میست کرومیک اسید نمی باشد.


عباس رحیمی فروشانی، کاظم محمد، محمود محمودی، فریدون سیاسی،
دوره 5، شماره 2 - ( 2-1386 )
چکیده

زمینه و هدف : تغذیه با شیر مادر یکی از تعیین کننده های بهداشتی بسیار حساس و با اهمیت در دوران نوزادی و کودکی می باشد؛ زیرا که دراین دوران دو عامل رشد فیزیکی و تماس متقابل بین مادر و کودک می توانند قوای عقلی در دوران بزرگسالی رابرنامه ریزی نمایند. در این مطالعه هدف اصلی بررسی چگونگی حضور وماندگاری اثرتغذیه و رشد در اوان زندگی بر توانایی های عقلی در دوران بعدی زندگی بوده است.

روش کار: به منظور نشان دادن ارتباط بلند مدت فوق، یک تحقیق از نوع همگروهی توصیفی صورت گرفته است که در آن 5362 نوزاد متولد شده در یک هفته بین سوم تا نهم مارچ سال 1946 در انگلستان به عنوان نمونه و به روش نمونه گیری طبقه بندی شده بر اساس کلاس اجتماعی خانواده ها انتخاب گردیده است. داده های افراد همگروه در دوره های سنی 2، 8، 11، 15، 26، و 43 سالگی جمع آوری شده اند.این مطالعه بین سالهای 1384 و 1385در دانشکده بهداشت دانشگاه علوم پزشکی تهران و با به کارگیری مدلهای آماری برای دستگاهی از روابط با ساختار خطی که در نرم افزارLISREL 8-12 وجود دارد انجام شده که در آن اثر شیر مادر بر نمرات توانایی عقلی در مقاطع سنی مذکور ردیابی شده است.

نتایج: یافته های توصیفی این مطالعه آشکار کرد که افراد با وزن تولد طبیعی 3500 گرم یا بیشتر در سنین پایین تری راه رفتن، حرف زدن، ایستادن، و نشستن را انجام داده اند. همچنین الگوی تغییرات در نمرات آزمون عقلی در طول حیات افراد همگروه متفاوت بوده است؛ به گونه ای که نتایج آنالیز واریانس نشان داد که پس از تعدیل برای اثر متغیرهای جنس، کلاس اجتماعی، و سنین حرف زدن یا راه رفتن ملاحظه می گردد که افرادی که با شیر مادر تغذیه شده اند در سنین 8 و 15 سالگی دارای میانگین نمرات بالاتری هم در آزمونهای شفاهی و هم درآزمون های غیر شفاهی بوده اند.
یافته های آنالیز مسیری نشان داد که تغذیه با شیر مادر و وزن تولد، دو تعیین کننده می باشند که به همراه یکدیگر می توانند تاثیرات تغذیه ای و روحی، بخاطر تماس با مادر، بر قوای ذهنی داشته و در برنامه ریزی آن در دوران 2، 8، 11، 15، 26، و 43 سالگی نقش داشته باشند. به طوریکه اثر بجای مانده شیر مادر بر قوای عقلی در زمان کودکی ممکن است در سنین بزرگسالی خود را به طورمستقیم یا غیرمستقیم ظاهر کند. به عنوان مثال ضرایب استاندارد شده آنالیز مسیری که به ترتیب بیانگر میزان اثرشیر مادر برمتوسط سنین حرف زدن یا راه رفتن ، سپس اثر این سنین بر میانگین نمرات شفاهی در سنین 8 تا 15 سالگی، و به دنبال آن اثر این نمرات بر میانگین نمره آزمون عقلی در 26 سالگی، و در انتها تاثیر این نمره بر میانگین نمرات آزمون های حافظه و بینایی در سن 43 سالگی به همراه خطای معیار آنها برای زنان این همگروه به ترتیب ازچپ براست(04/0 = se) 10/0 ، (05/0 = se) 71/0 ، (02/0 = se) 05/0- ، (02/0 = se) 12/0- و در مردان همگروه به ترتیب(06/0=se) 13/0 ، (06/0=se) 75/0 ، (01/0=se) 07/0- ، (02/0=se) 01/0- برآورد شده اند.

نتیجه گیری: یافته های این مطالعه با نشان دادن روابط معنی دار بین عمل بعضی ازتعیین کننده ها که در آغاز زندگی فعال می شوند با قوای عقلی در بزرگسالی این نتیجه گیری را ایجاب می کند که در بررسی های طولی همگروهی که نحوه عمل ذهن مطالعه می شود باید به اثر تغذیه در دوران نوزادی و کودکی توجه ویژه معطوف داشت.


فریده گلبابایی، مرضیه استادی، کاظم محمد، وجیهه استادی، مسعود ریسمانچیان، آرام تیرگر، سید جمال الدین شاه طاهری،
دوره 5، شماره 3 - ( 2-1386 )
چکیده

زمینه و هدف : مواجهه با کروم شش ظرفیتی طی فرایند آبکاری کروم همواره با عوارضی مانند زخم های پوستی، سوراخ شدن تیغه بینی، سرطان ریه و آسیب کلیوی همراه است. در این مطالعه امکان استفاده از پایش های بیولوژیک به منظور بررسی میزان مواجهه کارگران آبکار با کروم شش ظرفیتی مورد تحقیق قرار گرفت. بدین منظور، میانگین تراکم کروم شش ظرفیتی در هوای تنفسی، میانگین غلظت کروم ، بتا دو میکروگلبولین ((2M وآنزیم ان استیل بتا دی گلوکز آمینیداز (NAG) در ادرار پایان شیفت کارگران آبکاری و ارتباط میان میزان مواجهه و مقادیر شاخص های بیولوژیکی بررسی شد.
روش کار: در این مطالعه 45 کارگر آبکار کروم(گروه مواجهه یافته)و40 کارگر آبکار روی(گروه مواجهه نیافته)شاغل در آبکاریهای شهر اصفهان مورد بررسی قرار گرفتند.نمونه های مورد نظر از هوای منطقه تنفسی و ادرار کارگران در پایان شیفت کاری تهیه شد. تعیین تراکم کروم شش ظرفیتی در هوای تنفسی با.استفاده از روشNIOSH7600،تعیین غلظت کروم ادراری با استفاده از دستگاه جذب اتمی مجهزبه کوره گرافیتی و تعیین مقدار بتا دومیکروگلبولین و آنزیم ان استیل بتا دی گلوکزآمینیداز توسط کیتهای تجاری مربوطه انجام پذیرفت.
نتایج: با توجه به نتایج، میانگین هندسی تراکم کروم شش ظرفیتی در هوای تنفسی آبکاران کروم(μg/m3 577/14) بطور معنی داری بیش از میانگین این فاکتور در آبکاران روی (μg/m3 862/0) بوده است (001/0(p<. همچنین میانگین غلظت کروم ادرار در کارگران آبکاری کروم (μg/g creatinine 198/9) بیش از میانگین غلظت کروم در ادرار آبکاران روی (μg/g creatinine 811/1) بود (001/0p<). بعلاوه اختلاف موجود بین میانگین غلظت آنزیمNAG در ادرار پایان شیفت آبکاران کروم (IU/g creatinine607/12) و آبکاران روی ( IU/g creatinine824/6) از اختلاف معنی دار آماری برخوردار بوده است. (001/0(p< در حالیکه میان میانگین بتا دو میکروگلبولین ادراری در گروه های مواجهه یافته و نیافته ، اختلاف معنی‌داری آماری مشاهده نشد(05/0(p<. ارزیابی ارتباط میان تراکم کروم شش ظرفیتی در هوای تنفسی و غلظت کروم در ادرار پایان شیفت آبکاران کروم (838/0 = r) , (001/0(p< و غلظت آنزیمNAG(304/0=r ( , (001/0(p< گویای همبستگی مثبت و معنی داری بین آنها بوده است.
نتیجه گیری: با توجه به عدم تفاوت معنی‌دار آماری بین میانگین غلظت بتا دو میکروگلبولین در ادرار پایان شیفت آبکاران کروم و میانگین این فاکتور در آبکاران روی می‌توان اظهار داشت که بتا دو میکروگلبولین اندیکارتور حساسی به منظور بررسی میزان مواجهه کارگران آبکار با کروم شش ظرفیتی نبوده و در مقابل با توجه به تفاوت معنی دار بین میانگین غلظت کروم و غلظت آنزیم NAG در ادرار پایان شیفت دو گروه مذکور، و همبستگی آنها با میزان مواجهه کارگران آبکار این مارکرها را میتوان اندیکاتوری حساس تر, قابل اعتمادتر و اختصاصی تر در بررسی میزان مواجهه افراد و نیز بررسی آسیبهای اولیه کلیوی ناشی از مواجهه شغلی با کروم شش ظرفیتی دانست.


مریم شکوهی، سیدعلی کشاورز، سیدرضا مجدزاده، فریدون سیاسی،
دوره 5، شماره 4 - ( 12-1386 )
چکیده

زمینه و هدف: سرطان پستان شایع‏ترین سرطان در زنان می‌باشد. میزان بروز آن دائم در حال افزایش است و با وجود پیشرفت در روشهای درمانی مرگ و میر ناشی از آن هنوز هم بالاست.
روش کار: در این مطالعه موردی - شاهدی 110 بیمارمبتلا به سرطان پستان(بین20 تا 60 سال)با 110 شاهدی که از نظر سن و جنس با هم همسان شده بودند مورد مقایسه قرار گرفتند.موردها زنانی بودند که حداکثر یکسال از تشخیص سرطان پستانشان می گذشت و گروه کنترل زنانی بودند که هیچ سابقه ای از سرطان، بیماریهای زنان، هورمونی یا گوارشی نداشتند. برای جمع آوری اطلاعات از پرسشنامه های عمومی وپرسشنامه تکرر غذای(FFQ) نیمه کمی استفاده شد. نسبت برتری(Odds Ratio) محاسبه گردید و روشهای آماری رگرسیون لجستیک و منتل - هنزل مورد استفاده قرار گرفتند.
نتایج: نسبت برتری (با 95 درصد فاصله اطمینان)برای چربی تام، اسیدهای چرب اشباع، اسیدهای چرب با یک پیوند دوگانه، اسیدهای چرب با چند پیوند دوگانه، کلسترول، پروتئین و کربوهیدرات به ترتیب 97/1(67/3-062/1)، 19/1(14/2-64/0)، 2/2(13/4-17/1)، 11/4(65/7-2/2)، 45/0(83/0-25/0)، 87/0(89/1-4/0)و91/0(87/1-44/0)بود.
نتیجه گیری: سالها طول می کشد تا عوامل رژیمی که در سبب شناسی سرطان پستان دخالت دارند نتایج بیماریزا را بر روی بافتها به جا بگذارند با وجود این، تکرر مصرف چربی در طول یکسال گذشته روش خوبی برای محاسبهعادات غذایی فرد می باشد .مطالعه حاضر نشان می دهد که چربی تام دریافتی و انواع چربی دریافتی با سرطان پستان ارتباط دارند، چنانچه چربی تام ‏(Total fat)، اسیدهای چرب غیر اشباع با یک پیوند دوگانه (MUFA)، اسیدهای چرب غیر اشباع با چند پیوند دوگانه (PUFA) ، حتی پس از تطبیق انرژی ارتباط مثبت و معنی داری را با سرطان پستان نشان دادند. در حالیکه کلسترول ارتباط معکوس معنی داری را با سرطان پستان نشان داد.


احمد درستی، زهرا کرم سلطانی، ابوالقاسم جزایری، فریدون سیاسی، محمدرضا اشراقیان،
دوره 6، شماره 1 - ( 3-1387 )
چکیده

زمینه و هدف: غذا و تغذیه از جمله نیازهای اساسی جامعه بشری بوده و تامین غذای کافی و مناسب برای همه، در مقوله " امنیت غذایی" نهفته است. یکی از آسیب پذیرترین اقشار به هنگام نا امنی غذایی خانوار، کودکان هستند. ضمناً برخی معتقدند نا امنی غذایی خانوار از شیوع چاقی نمی کاهد بلکه ممکن است موجب افزایش آن نیز گردد. بنابراین، محققان بر ضرورت بررسی ابعاد گوناگون و اثرات امنیت غذایی بر سلامتی افراد و عوامل مؤثر بر بروز ناامنی غذایی و چاقی در کودکان تاکید دارند. این مطالعه به منظور تعیین ارتباط بین چاقی و امنیت غذایی در کودکان دبستانی یزد و برخی عوامل خانوادگی مرتبط با آنها در ماههای پایانی سال 1383 انجام گردید.
روش کار: در یک نمونه گیری خوشه ای دو مرحله ای در سطح شهر یزد در سال تحصیلی 84-1383 تعداد 3245 دانش آموز 11-6 ساله (1587 پسر و 1658 دختر) جهت تعیین شیوع چاقی انتخاب و مورد بررسی قرار گرفتند. از بین آنها، تعداد 187 دانش آموز 9 تا 11 ساله دارای BMI بزرگتر یا مساوی صدرک 95، به عنوان افراد چاق (مورد) و همین تعداد دانش آموز هم سن و هم جنس غیر چاق (BMI کوچکتر از صدک 85 و بزرگتر از صدک 15) به عنوان گروه شاهد در نظر گرفته شدند. پرسشنامه امنیت غذایی خانواده (USDA) جهت تعیین وضعیت ناامنی غذایی و پرسشنامه عمومی برای کودکان چاق و شاهد پرگردید.
نتایج: بر اساس یافته ها، شیوع چاقی در بین کل دانش آموزان 3/13% و شیوع ناامنی غذایی در بین دانش آموزان گروه مورد 5/30% بود. بین امنیت غذایی و چاقی در کودکان پدران دارای سطح تحصیلات سیکل، ارتباط معنی داری وجود داشت (048/0=p). همچنین بین امنیت غذایی و چاقی در سطوح شغل آزاد پدر نیز ارتباط در مرز معنی داری مشاهده گردید (059/0=p) . بین ناامنی غذایی و چاقی با وضعیت اقتصادی خانوار در سطوح پایین و متوسط ارتباط معنی داری مشاهده شد (046/0=p) . پس از ثابت کردن بعد خانوار، تحصیلات و شغل مادر ، بین امنیت غذایی و چاقی کودکان ارتباط آماری دیده نشد.
نتیجه گیری: تحصیلات و شغل پدر و وضعیت اقتصادی به عنوان عوامل مرتبط بین چاقی و ناامنی غذایی شناخته شدند. سایر عوامل ارتباط آماری معنی داری نشان ندادند. از آنجا که اطلاعات کافی و کاملی در زمینه عوامل مرتبط با امنیت غذایی در دسترس نمی باشد بهتر است این بررسی در جاهای دیگر نیز انجام گردد.


فیروزه حسینی اصفهانی، ابوالقاسم جزایری، پروین میرمیران، یدالله محرابی، فریدون عزیزی،
دوره 6، شماره 1 - ( 3-1387 )
چکیده

زمینه و هدف: هدف از این مطالعه تعیین الگوهای غذایی در بین بزرگسالان 75-18 سال منطقه 13 تهران و شناخت ارتباط آن با عوامل اجتماعی - جمعیت شناختی و شیوه زندگی می باشد.
روش کار: این مطالعه مقطعی بر روی 343 مرد و 453 زن 65-18 سال ( زیر گروه جمعیت شرکت کننده در مطالعه قند و لیپید تهران) انجام شد. دریافت مواد غذایی با استفاده از پرسشنامه بسامد خوراک ارزیابی شد. الگوهای غذایی به روش تحلیل عاملی بر پایه 24 گروه از پیش تعریف شدهف بر مبنای تشابه مواد مغذی آنها مشخص شدند. سه الگوی غذایی غربی، سالم و سنتی شناسایی شد. امتیاز هر فرد برای هر الگوی غذایی با محاسبه ترکیب خطی مقادیر استاندارد شده گروههای غذایی ضرب در ضریب حاصل از آنالیز تحلیل عاملی بدست آمد. خصوصیات جمعیت شناختی و شیوه زندگی با استفاده از پرسشنامه از پیش آزمون شده جمع آوری گردید. تجزیه و تحلیل رگرسیون خطی چند گانه بصورت جداگانه برای مردان و زنان به منظور تحلیل روابط انجام شد.
نتایج: میانگین سنی مردان و زنان به ترتیب 1340 و 1236 بود. الگوی غذایی غربی (با مصرف بالای غلات تصفیه شده، گوشتهای فرآوری شده، میان وعده های شور و شورها، انواع سس های چرب و نوشیدنی های شیرین صنعتی، شیرینی ها و با مصرف کم مرغ و ماهی)، سالم (با مصرف بالای گوشتهای کم چرب قرمز و سفید، حبوبات، سبزیها و میوه ها، لبنیات و روغنهای مایع و زیتون با مصرف کم شیرینی ها) و سنتی (با مصرف بالای غلات کامل، سیب زمینی، روغنهای جامد، مربا و کمپوت ، امعاء و احشاء) تعریف شد. الگوی غذایی غربی بیشترین سهم واریانس را به خود اختصاص داد و میانگین امتیاز الگوی غذایی سالم در زنان پس از تعدیل اثر سن و انرژی دریافتی بالاتر از مردان بود(05/0p<) . درصد افراد متاهل در چارک چهارم امتیاز الگوی غذایی سالم نسبت به سایر چارکها بالاتر بود (01/0p<) . مردان متاهل تابعیت کمتری از الگوی غذایی غربی داشتند (25/0-β ، 01/0p<) . تابعیت از الگوهای غذایی غربی با افزایش سن در مردان (46/0-= β) و زنان (43/0-= β)، 001/0p< ، رابطه معکوس داشت.
نتیجه گیری: در مجموع یافته های مطالعه سه الگوی غذایی سالم، غربی و سنتی را در جامعه بزرگسال منطقه 13 تهران شناسایی و تعریف کرد. افراد جوانتر و غیر متاهل تابعیت بیشتری از الگوی غذایی غربی و زنان امتیاز بالاتری در الگوی غذایی سالم داشتند.


فریده گل بابائی، آرزو اسماعیل زاده، عباس رحیمی، سیدجماالدین شاه طاهری،
دوره 6، شماره 3 - ( 11-1387 )
چکیده

زمینه و هدف : هودهای آزمایشگاهی اولین لایه حفاظتی برای کارکنان آزمایشگاه در برابر عوامل شیمیایی زیان آور می باشند. با توجه به کثرت شاغلین در آزمایشگاه ها بویژه در صنایع پتروشیمی ؛ این پژوهش با هدف ارزیابی عملکرد هودهای آزمایشگاهی، با استفاده از گاز ردیاب انجام گردید. تا بتوان براساس آن عملکرد هودهای آزمایشگاهی را مورد ارزیابی قرار داد.
روش کار:
در این پروژه عملکرد 22 عدد هود در آزمایشگاه یک شرکت پتروشیمی تحت ارزیابی قرار گرفت. بدین منظور عملکرد هودها براساس آزمونهای کیفی (سرعت دهانه) با استفاده از آنمومتر حرارتی و کمی (گاز ردیاب ) با استفاده از گاز SF6 ، مطابق با استاندارد ASHRAE 110-95 انجام شد .
نتایج : میانگین سرعت دهانه هر یک از هودها در مقایسه با حداقل مقدار قابل قبول سرعت دهانه fpm) 80) نشان داد که 09/9% از هودها آزمون را با موفقیت گذرانده (001/0=p). و دارای سرعت دهانه قابل قبول می باشند. مقایسه نتایج آزمون گاز ردیاب با حداکثر قابل قبول استاندارد ppm) ASHRAE 110 1/0) نشان داد که 5/4% از هودها معیار پذیرش را کسب نمودند (001/0= p). بررسی نتایج نشان داد که تمامی هودهایی که دارای سرعت دهانه مناسب بودند (09/9% از هودها) در آزمون گازردیاب حداقل معیارهای قابل قبول را نداشتند و هودهایی که از این معیار برخوردار بودند (5/4%) از مجموعه هودهای با سرعت قابل قبول (09/9%) نمی باشند.
نتیجه گیری:
به دلیل عدم همخوانی میان آزمونهای سرعت دهانه و گازردیاب ، بررسی عملکرد هودهای آزمایشگاهی الزاماً باید بر اساس براساس آزمون کمی گاز ردیاب انجام پذیرد از طرفی آزمون سرعت دهانه که یک آزمــون تکمیلی است و سنجش آن به تنهایی منجر به نتایج کاذب می گردد.
فاطمه کارگر، سیدجماالدین شاه طاهری، فریده گلبابایی، ابوالفضل برخورداری، عباس رحیمی فروشانی،
دوره 8، شماره 3 - ( 7-1389 )
چکیده

زمینه وهدف: سرب از جمله فلزات سمی است که در صنایع مختلف مورد استفاده قرار می­گیرد و لذا امکان مواجهه­های شغلی و محیطی با این عنصربه انحاء مختلف وجود دارد. با توجه به سمیت بسیار بالایی که این فلز از خود نشان داده است، بروز آسیب­های جدی در شاغلین شایع است. از آنجایی که سرامیک سازی یکی از صنایع بومی در کشور تلقی می­شود، در این مطالعه ارزیابی مواجهه شغلی لعاب­کاران با فلزسرب در یک صنعت سرامیک سازی مورد نظر قرار گرفت.

روش ­کار: برای انجام این مطالعه، پس از انجام هماهنگی­های لازم با یک کارخانه سرامیک سازی، 55 نفرلعاب کار(39 لعاب کارکاشی و16لعاب کارسفال) بعنوان گروه مواجهه انتخاب شدند. پرسشنامه­ای شامل مشخصات فردی لعاب کاران ومحیط کار آنها درحین نمونه­برداری تکمیل گردید تا میانگین غلظت فلز سرب با متغیرهای نوبت کاری، نوع شغل، نوع سامانه تهویه و ساعات اضافه­کاری مقایسه شود. برای نمونه برداری ذرات از پمپ نمونه برداری ساخت شرکتSKC وصافیهای استرسلولزی باپورسایز 8/0 میکرون و قطر 37 میلی متر استفاده شدند. دبی پمپ طبق روش NIOSH 7300   l/min,2 تنظیم شد. بعدازنمونه برداری، هرصافی شامل ذرات فلزات به آزمایشگاه منتقل و درمخلوط 4به 1 اسیدنیتریک و پرکلریک هضم شدند (روشNIOSH 7300). سپس آنالیز با استفاده از دستگاه  ICP-AESانجام گرفت. برای حذف میزان خطا و آلودگی­های احتمالی در هنگام نمونه برداری یا انتقال، تعدادی نمونه به عنوان شاهد از کارمندان بخش اداری نیز برگزیده و بطورمشابه آماده سازی شدند. همچنین تست اسپیرومتری ازلعاب­کاران وگروه شاهد بعمل آمد.

نتایج: نتایج این مطالعه نشان داد که میانگین غلظت فلز سرب بالاترازحد مجاز می­باشد( mg/m 17/0). آزمون t مستقل نشان داد که  بین میزان سرب هوای منطقه تنفسی و متغیرهای کیفی نوبت کاری (صبح و بعد ازظهر) و سامانه تهویه (دارد-ندارد) دربین لعاب­کاران ارتباط معنی­داری وجود دارد همچنین نتایج آزمون آنالیز واریانس یکطرفه نشان داد که میزان سرب هوای منطقه تنفسی با متغیر تعداد ساعات اضافه­کاری ارتباط معنی­دار دارد.

نتیجه گیری: غلظت سرب در صنعت سرامیک سازی در هوای منطقه تنفسی بیش از حد مجاز است و با توجه به بیماریزایی بالای این فلز، لازم است تدابیر حافظتی فردی، شغلی و محیطی توسط متولیان این صنعت مد نظر قرار گیرد. همچنین پایش­های بالینی در بدو استخدام، معاینات دوره­ای و انجام تست اسپیرومتری دربرنامه سلامت کارگران از اهم تدابیری است که باید مورد توجه قرار گیرد .


فریده گلبابایی، رضا کاظمی، بنفشه گلستان، مهران پورتالاری، سید جمال الدین شاه طاهری، مسعود ریسمان چیان،
دوره 8، شماره 4 - ( 12-1389 )
چکیده

زمینه و هدف:.با توجه به اثرات حاد و مزمن حلال های آلی، که نقاشان خودرو در مواجهه طولانی مدت با آنها هستند ، ارزیابی و کنترل آنها برای حفظ سلامت کارکنان از اهمیت خاصی برخوردار است . در این تحقیق قصد بر آن است به منظور ارزیابی صحیح میزان مواجهه وانتخاب راه کارهای صحیح کنترلی،مهمترین عوامل تاثیر گذار در انتشار آلودگی با تاکید برارزیابی مواجهه با بنزن ، تولوئن، زایلن و اتیل بنزن(BTEX)، شناسایی و تعیین گردد .

روش کار: در این تحقیق با مطالعه  دقیق فرایند رنگ آمیزی یک شرکت خودرو سازی ، عوامل احتمالی تاثیر گذار ، حلال های آلی موجود در رنگ و ایستگاه های انتشار حلال های آلی شناسایی شده و سپس با توجه به تعداد متغیرهای مورد بررسی و سطوح آنها و 5 نمونه به ازای هر ترکیب از متغییرها و نمونه های شاهد، 240 نمونه هوا تعیین شد.  نمونه ها بر اساس روش 1501 NIOSH جمع آوری ، آنالیز و تعیین مقدار گردید ، و در نهایت اطلاعات بدست آمده بوسیله نرم افزار   spss11.5 و آزمونهای رگرسیون چندگانه و آنالیزواریانس مورد تحلیل قرار گرفتند  .

نتایج: در بـین حلال های مورد مطالعـه، مواجـهه با بنزن در کلیه وظایف شغلی و مواجـهه با تولوئن در ایستگاه ها رنگ رویه و رنگ آسـتر بالاتر از حدود مجاز مواجـهه تشخیص داده شد( 05/0 p<). مواجـهه با اتیل بنزن و زایلن کـمتر از حـدود مجـاز بود ( 05/0 p<).مهمترین عوامل تاثیرگذار بر میانگین مواجهه با هر چهار حلال مورد مطالعه به ترتیب میزان اثرگذاری عبارت از : وظیفه شغلی ، نوع پیستوله و نوع رنگ مصرفی بوده است( 05/0 p<) .     

نتیجه گیری: از دلایل تاثیر متغیرهای وظیفه شغلی ،نوع پیستوله و رنگ بر میزان مواجهه با BTEX، متفاوت بودن بار کاری هر وظیفه شغلی ،کارایی متفاوت دو نوع پیستوله مورد استفاده و تفاوت در فرمولاسیون حلال های رنگ است. همچنین به دلیل وجود بنزن به صورت ناخالصی در حلال رنگ، میزان مواجهه با آن بیشتر از حد مجاز می باشد.  بنابراین توجه به عواملی تاثیر گذار در حین ارزیابی و کنترل جهت کسب نتایج مطمئن تر توصیه می شود.   



صفحه 1 از 2    
اولین
قبلی
1
 

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به فصلنامه دانشکده بهداشت و انستیتو تحقیقات بهداشتی می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by : Yektaweb